سایر منابع:
سایر خبرها
چه کسانی امام حسین(ع) را یاری نکردند؟
طوری که از گرمای تابستان و سرمای زمستان در امان نبودند. بعد عبدالله بن عمر با چنین آدمی بیعت می کند و در زمان بیعت کردن با وی می گوید که از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شنیدم که فرمودند: من مات و لا إمام له مات میته جاهلیه ؛ هرکس بمیرد و امامش را نشناسد، به مرگ جاهلی مرده است. حجاج هم دراز کشیده بود و گفت با پای من بیعت کن و عبدالله بن عمر با پای وی بیعت کرد. دسته سوم از کسانی که در جریان قیام
صدمۀ نرمی بی جا را ملت می خورند/تبیین ابعاد نفوذ در صدر اسلام
بپذیرند. این مطلب را از جوانی به نام زید بن ارقم شنیدند. رسول خدا(ص) به او فرمودند: زید بن ارقم! شاید تو اشتباه شنیده ای. گفت: نه آقا، من خودم شنیدم که عبدالله بن ابی، در جمع مریدانش ایستاد و گفت: وقتی که ما به مدینه برگردیم مهاجرین را بیرون می کنیم. رسول خدا(ص) اول با این موضوع خیلی بزرگوارانه برخورد می کردند، تا اینکه بالاخره مسأله برای ایشان ثابت شد.(تفسیر قمی/ 2/ 368) در تاریخ
زندگی باورنکردنی شمر بن ذی الجوشن
به خاطر همین مسئله است که به کربلا آمد.شمر نزد عبید الله بن زیاد نشسته بود که نامه ایی از عمر بن سعد به عبیدالله رسید. عمربن سعد نوشته بود: ای امیر من با حسین مذاکره کردم. حسین دو پیشنهاد دارد : 1- به مکه و مدینه برگردد. 2- اگر اجازه بدهی به هر سرزمینی بخواهد برود.عمر بن سعد نمی خواست جنگی صورت بگیرد و در آغاز دوست نداشت امام حسین کشته شود. اما در ادامه برای جنایت آماده
نگاهی کارکردی به تعاون در سنت حسنه وقف
3 چیز است: 1) صدقه جاریه (وقف) که اجر و مزدش به او می رسد. 2) دانشی که بعد از او (انسان) مورد عمل و استفاده واقع می شود. 3) فرزند شایسته ای که خیری در برداشته باشد. 3- وقف نامه سند معتبر و قانونی که واقف. مشخصات کامل موقوفه و شرایط اداره مصرف عواید آنرا به طور دقیق تعیین نموده است . 4- سنت حسنه وقف تأکید اسلام بر بهروزی ، عباس خوش دل، روزنامه جام جم، 1380 5- آیاتی
سرنوشت شمر لعین بعد از واقعه کربلا چه بود؟
اگر حسین بن علی خود را تسلیم نکند و برود، بعداً قدرتمند می شود. پس بهتر است نگذارید برود. عبیدالله هم نظر شمر را قبول کرد او را فرمانده سپاه با 4000 جنگجو کرد و همراه با نامه ای به طرف عمربن سعد فرمانده کوفه در کربلا فرستاد، تا از حسین بخواهد که یا تسلیم شود و یا به جنگ تن در دهد و به دنبال این نامه، گفت ای عمر سعد، اگر اینکار را انجام نمی دهی از لشکر ما کناره بگیر و لشکر را به شمربن ذی
دست دادن امام حسین با عمرسعد سند تاریخی ندارد/ جریانی به دنبال تحریف عاشورا است
، قمر بنی هاشم حتی دست دراز نکرد، تا امان نامه را بگیرند و فرمودند آتش بگیرد امان نامه ات و کسی که امان نامه را به تو داد و تو که این امان نامه را آوردی، دشمن خدا، فرزند پیامبر(ص) در این بیابان امان ندارد، تو برای من امان نامه آورده ای! . مذاکره و دست دادن امام حسین(ع) با عمر سعد مستند تاریخی ندارد حجت الاسلام والمسلمین ادیب یزدی موضع خاندان پیامبر(ص) در جریان امر به معروف و
حجت الاسلام مرادی : هیچ وقت در بیان حق و تبین باطل رو دربایستی نکنید
همراه 10 نفر رفتند و عمر سعد و شمر ملعون با سپاه 30 هزار نفری در مقابلشان هستند. حضرت عباس علیه السلام به آنها فرمودند: چه شده است و چه می خواهید؟ آن ها هم جواب دادند امیر نامه داده است که یا باید با او بیعت کنید یا شما را سر جایتان بنشانیم. قمر بنی هاشم علیه السلام به آنها فرمودند: صبر کنید بروم و به امام حسین علیه السلام بگویم و برگردم. تنها برگشتند و به محضر ابی عبدالله علیه السلام و رفتند. در
این چند کتاب را بخوانیم
پرداخته شده. کتاب در دوازده بخش نظام یافته که عبارتند از: زندگی و سرانجام بنی امیه (ابوسفیان، معاویه و یزید)؛ والی کوفه، عبیدالله بن زیاد؛ امیر سپاه کوفه، عمربن سعد؛ فرماندهان سپاه اموی نظیر شبث بن ربعی، شمربن ذی الجوشن و...؛ فرماندهان طوایف و قبایل؛ قاتلان اصحاب و خاندان امام حسین (علیه السلام)؛ قاتلان امام حسین (علیه السلام)؛ کسانی که در صحنه کربلا به طور مستقیم با آن حضرت جنگیدند و یا ضربه ای
چه کسانی امام حسین (ع) را یاری نکردند؟
زمستان در امان نبودند. بعد عبدالله بن عمر با چنین آدمی بیعت می کند و در زمان بیعت کردن با وی می گوید که از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شنیدم که فرمودند: من مات و لا إمام له مات میته جاهلیه ؛ هرکس بمیرد و امامش را نشناسد، به مرگ جاهلی مرده است. حجاج هم دراز کشیده بود و گفت با پای من بیعت کن و عبدالله بن عمر با پای وی بیعت کرد. دسته ی سوم از کسانی که در جریان قیام سیدالشهدا علیه
مهمترین اقدامی که انسان باید انجام دهد تا به هدف برسد چیست؟
محبتی که داریم، کافی است. خیلی ها بودند که محبت هم داشتند، ولی محبت شان ثمری نداشت. ما کسانی را می شناسیم که اباعبدالله الحسین(ع) را با اشک، تیرباران کردند! عمر سعد-عصر عاشورا- وسط خیمه گاه گریه می کرد و می گفت: خیمه ها را غارت نکنید! علمی که ثمر نمی دهد را زیادش نکن، بلکه سعی کن از آن ثمر بکشی. ایمانی که ثمر نمی دهد را برای چه می خواهی بیشتر کنی؟! دنبال این باش که از آن ثمر بگیری. محبتی که
ناگفته های بازیگر نقش سقای کربلا
و این کیفیت را در من گذاشته بود که به چشم آقای درویش بیایم ، همان می توانست قبل از شروع فیلم همه چیز را منتفی کند. من تلاش کردم چیزی که در فیلم نامه بود و آنچه کارگردان می خواست را اجرا کنم. من می خواستم با مطالعه و پژوهش به جایی برسم که نقش را به درستی ایفا کنم. *در پلان ها و سکانس های مربوط به مبارزات و دلاور ی های حضرت عباس (ع) چه حسی و حالی را تجربه کردید؟ باید بگویم که
مخالفت با هوای نفس اولین قدم بندگی/ خدمت به خلق آخرین قدم بندگی
او سرازیر می شود. این افاضه ای غیبی، همان آب زندگی است که در قلب او ریخته می شود: و اندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند * خدمت به خلق آخرین قدم بندگی از پیغمبر(ص) درباره بهترین و محبوب ترین مردم نزد خدای متعال سؤال شد، حضرت در پاسخ فرمودند: آن کسی محبوب ترین است که از همه کس بیشتر به مردم خدمت کند. مردم، مخلوقات پروردگارند و خدا مخلوقات خود را دوست دارد. جوان ها، بدانید
شهزاده قاسم ؛ نماد حضور مخالفان خلافت اموی در هرات
میراث فرهنگی هرات و به همت یکی از خیرین ضریح تازه ای بر این مزار گذاشته شد. در برخی از منابع آمده است: خواجه عبدالله انصاری ، 11 سال در جوار این امام زاده به چله و ریاضت پرداخته و سرانجام به آن مقام معنوی راه یافته است. در کتاب هرات نگین خراسان از قول شیخ یحیی سجستانی نقل شده است: وی همواره برای خواجه عبدالله انصاری تاکید می کرده است تا به زیارت امام زاده ابوالقاسم برود و از
می گفتند حرمله اولین و آخرین نقشت می شود/ بعد از بازی در مختارنامه زیاد به هیات ها دعوت می شوم
فیزیکال می خواستند، اما به لحاظ فیزیک در باشگاه های بدنسازی از من درشت تر هم بودند ولی آقای میرباقری به دنبال یک بازیگر فیزیکال بود و با توجه به شناختی که به من داشتند، اعتماد کردند و به لطف خدا ما هم روسفید شدیم. سین: حس شما موقع پیشنهاد نقش؟ جیم: ا ولین مرتبه حس خوبی داشتم سر سریال معصومیت از دست رفته بودیم که آقای میرباقری گفتند نقش حرمله مختارنامه را تو باید بازی کنی، اما بعدها
قاسم اجازۀ نبرد خواست ولی عمویش به او اجازه نداد
علی هستم. به خدا سوگند ما از شمر ذی الجوشن یا حرام زاده [ابن زیاد] به پیامبر سزاوراتریم. حمید بن مسلم [از سپاه عمر سعد] می گوید: جوانی از یاران حسین به سوی ما آمد که چهره اش مانند پارۀ ماه بود، شمشیر به دست و پیراهن و شلوار به تن و یک جفت کفش به پا داشت که بند یکی از کفش هایش پاره بود و فراموش نمی کنم که بند کفش پای چپش بود. عمرو بن سعد بن نُفَیل أزدی به من گفت: به خدا سوگند که بر او
آیاتی که به شهادت امام حسین (ع) تاویل شده است
کرده و از هر دسته یکی دو حدیث را به عنوان نمونه برای شما ذکر کنیم، و قبل از نقل آنها بد نیست این گفتار را از ابن عباس بشنوید که می گوید: ما کنا نشک و اهل البیت متوافرون ان الحسین بن علی یقتل بالطف [7] یعنی؛ ما شک نداشتیم و خاندان رسول خدا (ص) نیز همگی می دانستند که حسین بن علی در سرزمین طف کشته خواهد شد.طبق این روایت معلوم می شود که مطلب به قدری روشن و معروف بوده که آنها شکی در این باره نداشته
سانسور 57 ساله و خلاصه کردن زندگی حسین(ع) به نیم روز آخر
شب هنگام در فاصله دو سپاه با هم ملاقاتی داشته باشند. شب هنگام امام حسین(ع) با 20 نفر و عمر بن سعد با 20 نفر در محل موعود حاضر شدند. امام حسین(ع) به همراهان خود دستور داد تا برگردند و فقط برادر خود عباس و فرزندش علی اکبر را نزد خود نگاه داشت. عمر بن سعد نیز فرزندش حفص و غلامش را نگه داشت و بقیه را مرخص کرد. در این ملاقات عمر بن سعد هر بار در برابر سئوال امام حسین(ع) که فرمود
پاسخ به یک پرسش پیرامون حضرت عباس(ع)
کرد: این مطالب تاریخی به صورت مستند و عمده آن با تکیه بر میراث زیدیان نوشته شده و براساس این کتاب و مطالبی که روایت شده است حضرت عباس در 5 _ 6 جا بیشتر ظهور و بروز کلامی نداشته اند که یکی از آن یاری طلبی است و مابقی به استیذان و امر امام معصوم(ع) بوده است. مهدوی راد بیان کرد: شمر که حضرت عباس(ع) را به واسطه فامیلی فرزند خواهرش صدا می زد گفت یا عباس من برای تو امان نامه آورده ام و با این کار تصور می
مجلس اهانت آمیز ابن زیاد با سر مطهر امام حسین (ع)
فارس: یازدهم محرم الحرام سال 61 ه.ق عمر سعد در سرزمین کربلا باقی ماند و به روایتی بر کشتگان سپاه امام حسین (ع) که هنوز تا ظهر روز یازدهم بدن مطهر آنه (امام (ع) و 72 تن یارانشان) بر زمین کربلا تدفین نشده بودند، نماز خواند و آنها را به خاک سپرد و اسرا را بر شترها سوار کرد. عمر سعد در عصر عاشورا برای خوش خدمتی بیش تر به عبیدالله بن زیاد و خاندان بنی امیه ، دستور داد سر بریده امام حسین (ع
روایت شهادت تک تک یاران امام حسین در دشت کربلا
که عمربن سعد تیر انداخت ، دیگر سپاه ابن زیاد نیز شروع به تیر اندازی کردند. (فلمّا رمی عمر، ارتمی الناس ) به گزارش ابن اعثم : باران تیر (و أقبلت السهام کأنّها المطر) از سوی کوفیان به سوی اصحاب امام حسین علیه السلام شدت گرفت و امام فرمود: اینها قاصد این قوم به سوی شماست ؛ برای مرگی که چاره ای از پذیرش آن نیست ، آماده باشید. پس از آن دو گروه بر یکدیگر حمله کردند و ساعتی از روز را دسته
حل مشکلات اقتصادی کشور در سازش با آمریکا دانستن بزرگترین خیانت به ملت است
دنیا قرار داده من برای حفظ دین و شریعت تن به ذلت نمی دهم و عزت شهادت را برذلت تسلیم و بیعت با یزید ترجیح می دهم. ایشان ادامه داد: اگر چه غروب روز نهم و در آستانه شب عاشورا حضرت عباس(ع) به دستور امام حاضر شد با فرستادگان شمر صحبت کند اما حضرت عباس با قاطعیت و بصراحت در مقابل دشمنان فریاد زد، لعنت به شما و امان نامه شما که از من تقاضای جدا شدن از امام را دارید. حجت الاسلام
نگاهی متفاوت به مردم کوفه در ماجرای کربلا
که یک قطره از آن ننوشند، همانطور که با متقی پاکیزه خوی مظلوم، امیر مومنان عثمان بن عفان رفتار کردند (ترجمه تاریخ طبری، ج 7، ص 3006). می توان از مضمون این نامه و نوع رفتار سپاه عمر سعد به خصوص در جریان بستن آب به تفکر عثمانی آنان پی برد که در واقع بستن آب به روی اهل بیت پیامبر (ص) را به تلافی بستن آب از سوی غوغائیان در غائله مرگ عثمان انجام دادند و علی (ع) و اولادش را در این اتفاق دخیل معرفی می
زینب(س) بعد از کربلا/ زینب(س) آغازگر یک حماسه بزرگ بود
1394/8/3 - 12:32 496249 به گزارش خبرگزاری شبستان از رشت، دشمن گمان می کرد بعد از عاشورا دیگر همه چیز تمام است. آخر گلوی طفل شش ماهه حسین(ع) را با تیر سه شعبه، علی اکبر و قاسم را بدون لباس رزم، دست های عباس(ع) را کنار فرات و سر سالار شهدا را بر نیزه کرده بود ... دشمن گمان می کرد اگر بتازد بر پیکر مطهر فرزند فاطمه(س) تمام جهان را صاحب خواهد شد. بر تمام ملک ها را حکومت خواهد
سنان سر اباعبدالله(ع) را جدا کرد و ...
شکایت کردم، که تنها امیدم تو بودی و تو برطرفش کردی و گشایش حاصل کردی. پس تنها تویی که ولی هر نعمت و صاحب هر نیکی و نهایت هر آرزویی. و از ضحاک مشرقی نقل می کند که هنگامی که سپاه عمربن سعد به سوی ما حمله کردند و آتش فروزان هیزم ها و حفره ای را که در پشت سرمان پر از آتش کرده بودم تا از پشت سر حمله نکنند، مشاهده کردند در این حال سواری از آنها با تجهیزات کامل جلو آمد و بدون آنکه با ما سخن بگوید
غفلت، حب دنیا و قوی دانستن باطل؛ دلایل عدم پذیرش حق از طرف یزدیان
سعد - به تعبیر ما - خیلی سلام الله نیست. لذا شمر را به آن جا فرستاد و شمر، حامل نامه ای از عبیدالله بن زیاد به عمربن سعد بود، که در این نامه بیان می کند: یا حسین بن علی را به بیعت، وادار می کنی و یا باید با او بجنگی و اگر نمی توانی به شمر واگذار کن. ابن سعد با خواندن نامه، شمر را مورد سرزنش قرار داد. اوّل کاری که کرد به شمر توپید، گفت: وای بر تو، خداوند تو و اهل خانه ات را مقرّب درگاه
احادیثی کمتر دیده شده از امام حسین (ع)
دنیا ترس از خدا در دل داشت مناقب ابن شهر آشوب ج4 (ص 69 ) حدیث (6) امام حسین علیه السلام فرمودند: أَعجَزالنّاسٍ مَن عَجَزَ عَنِ الدُّعاء عاجزترین مردم کسی است که نتواند دعا کند بحارالانوارج 93 (ص249 ) حدیث (7) امام حسین علیه السلام فرمودند: اَلبُکاءُ مِن خَشیةِ اللهِ نَجآةٌ مِنَ النّارِ گریه از ترس خدا سبب نجات از
تک و پاتکهای سیاسی در شبهای محرم
دشمن نرم برخورد کنیم! در حالی که دشمن باید نا امید شود و مثل سین و گاف -سگ- پشیمان شود که با تو تماس گرفته است. وی با اشاره به اینکه شمر در عرصه کربلا دچار چنین حسی در مواجهه با حضرت ابالفضل شد، ادامه داد: اما حضرت عباس کاری کرد که لبخند بر لبان امام حسین نشست. شمر مهربانانه عباس را صدا می زد ولی عباس رویش را بر می گرداند و می گفت خدایا چرا کار من به جایی رسیده که دشمن به من طمع کرده است؟ اما
پس از شهادت امام حسین علیه السلام بر اهل بیت چه گذشت؟
و از شدت جنایت کاری شمر و گروه نابکارش شکایت کردند و عمر بن سعد به ظاهر، دستور داد که از غارت خیمه ها دست بردارند. از حمید بن مسلم روایت شد: به اتفاق شمر بن ذی الجوشن و گروهی از پیادگان ، از خیمه ها گذشتیم تا به علی بن الحسین علیه السلام رسیدیم که از شدت بیماری از هوش رفته بود. همراهان شمر گفتند: که این بیمار را هم بکشیم ؟ من گفتم : سبحان الله چه بی رحم مردمید شما. آیا این
ائمّه، مطیع محض خدایند و لذا بصیرترین افراد هستند
چقدر اعلان اطاعت می کند. ایشان مطیع محض است. حتّی در باب حرکتشان هم بیان کردند که ایشان در ابتدا به نیّت رزم رفت، امّا حضرت أبی عبدالله(ع) فرمودند: عبّاس! صدای عطش بچّه ها... ا. ، یعنی یک مرتبه دیگر به دنبال آب برو. ایشان هم فرمودند: سمعاً و طاعتاً یا مولای! ... می دانید این که شب نهم را شب تاسوعا و به نام ایشان قرار دادند، علّت این است که در این شب، شمر ملعون برای ایشان، امان
با اعتقادات مذهبی مردم بازی نکنیم
دادن وی با دشمن پرداخت. پناهیان در مورد دست ندادن حضرت عباس با شمر می گوید: برخی می گویند چون دست و چشم عباس به آبی خورد که به دست امام حسین نرسید، چشم و دستش فدای امام حسین شد. اما ای عباس تو با دشمن دست ندادی و خدا دستان تو را قبول کرد. جانم به فدای دست های عباس که به دشمن دست نداد. به دشمن با غضب نگریستی و خدا چشمات را قبول کرد. عباس جلوی دشمن سر خم نکرد و خدا سر او را قبول کرد.