سایر منابع:
سایر خبرها
سبزترین تاکسی ایرانی +عکس
کوچک خانگی شروع شده است. کار من هم نمونه ای از همین اقتصاد مقاومتی است. آقای خاکی تمام گل های مصنوعی و حتی حوض سنگی کوچک جلوی داشبورد را خودش طراحی کرده است و حالا برای خودش در صنایع دستی ماهر شده است؛ اما تا به حال کسی از او حمایت نکرده است. او به دنبال این است که این هنرهای دستی را جایی ثبت کند تا بلکه از این راه برای تعدادی دیگر هم اشتغال زایی کند اما اول به وزارت کار رفتم که مرا به صنایع دستی
همزمان با سکوت معنادار وزارت خارجه، زمینه سازی برای فتح باب مذاکره ایران و امریکا در موضوع غیر هسته ای
گفتند: سفیر ما در عراق، این موضوع را به داخل کشور منعکس کرد که برخی مسئولان هم با این جلسه مخالفتی نداشتند اما من مخالفت کردم و گفتم، در این قضیه ما با آمریکایی ها همراهی نمی کنیم زیرا آنها نیت و دست آلوده ای دارند و چگونه امکان دارد که در چنین شرایطی ما با آمریکایی ها همکاری کنیم. حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به سخنان چند روز پیش وزیر امور خارجه آمریکا و اعلام این موضوع که ما از ایران برای
گفت وگوی منتشرنشده با داماد امام خمینی(ره)
کنید؟ حاج آقا مصطفی در همان روز 15 خرداد به صحن آمد و از مردم تشکر کرد. حضور حاج آقا مصطفی در بیت امام باعث شد کم کم رفت و آمد به آنجا زیاد شود. حتی بعضی از مأموران شهربانی و ساواک هم می آمدند که خبر بگیرند! بعضی از آنها کاملاً نزد مردم قم شناخته شده بودند. منزل ما کاملاً روبروی منزل امام بود و لذا شاهد همه رفت و آمدها بودم. *در بازداشت دوم امام و تبعید ایشان به ترکیه، حاج آقا
بلند شو، رستم آذربایجان
تجزیه طلبان رفت. حتی زمانی که شهر نقده در نزدیکی ارومیه به محاصره تجزیه طلبان درآمد، حسنی تفنگش را برداشت و خطاب به مردم گفت: من در حال عزیمت به سمت نقده هستم. هر کس می آید، بیاید . و بدین ترتیب برای دفاع از حق مردم سینه سپر کرد و سپاهی از نیروهای مردمی با فرماندهی حسنی که سوار بر نفربر شده بود، تشکیل و شهر آزاد شد. سربازی جان بر کف و پدری داغدار حدیث ایمان و ایستادگی، عزم راسخ و
مجموعه اشعار ویژۀ شهادت امام رضا (ع)
/> هر قدم رفت و نشست و دست بر پهلو گرفت میکشد خود را به سویِ خانه مثلِ مادرش رویِ خاکِ کوچه دنبالش اگر دقت کنی بنگری آثاری از خاکی ترین بال و پرش او زمین می خورد و میخندید بر حالش عدو این هم ارثی بود که برده ز جدِّ اطهرش صحنۀ جان دادن او روضۀ مستوره شد حجره در بسته میداند چه آمد بر سرش بار دیگر صورت خاکی و دست
پسرم هنوز زنده است
خودروی پسرتان به دره سقوط کرد؟ ماشینی که احمد سوار آن بود ام.وی. ام 315 بود و کارشناسان بعد از بررسی صحنه حادثه گفتند با توجه به شواهد به نظر می رسد ماشین پارک بوده و در حال روشن کردن ماشین این اتفاق افتاده و در واقع کنترل ماشین از دست احمد خارج شده و به ته دره سقوط کرده است. چه کسی اول از همه متوجه ماجرا شد؟ ظاهرا افراد دیگری که آن وقت شب به آنجا رفته بودند، متوجه موضوع شده و
نماز، یک خداشناسیِ بسیار با عظمت است+فایل صوتی
به رنگ آبی روشن داشت. کمی بعد، این سرگرد، با همسر و فرزندانش سوار شده و راه افتادند. بعد از این حادثه، ما اصلاً نتوانستیم صبحانه مان را بخوریم. آن طلبه ها هم بسیار ناراحت شدند. پس از آن که سرگرد و خانواده اش رفتند، ما هم سه الی چهار دقیقه بعد به راه افتادیم. ناگهان در طول مسیر دیدیم که راه بسته است. پرسیدیم چه خبر است؟ گفتند یک فولکس آتش گرفته و مأمورین در حال تحقیق هستند تا ببینند آتش
خوش اخلاق ترین و مهربان ترین راننده تاکسی کیست+ عکس
میزبانی آن ها را هم بر عهده گرفته است: این اتفاق متعلق به قبل انقلاب است. آن موقع مسافری فرانسوی داشتم. سه چهار تا هتل او را بردم. اما او گفت: verry verry expensive من هم به او گفتم: cheapاش را هم داریم. تعجب کرد و پرسید: کجا؟ او را به همراه هسر و فرزندانش، پیتر و نیکولا به خانه خود بردم و یک هفته مهمان من بودند. موقع رفتن به من گفت ما در کشورمان چنین رسمی نداریم؛ اما اگر شما بیایید you are my
با شاهزاده سعودی مورد علاقه کاخ سفید آشنا شوید
کاره شبه جزیره عرب از دریای سرخ تا خلیج فارس و از جمله دو مکان مقدس مکه و مدینه شد. ابن سعود حداقل 22 همسر و 44 فرزند داشت. از زمان مرگ وی در سال 1953 تاکنون شش نفر از فرزندانش به ترتیب به پادشاهی رسیده اند. فرزند بیست و سومش نایف بن عبدالعزیز (نایف) پدر محمد بن نایف پس از ملک عبدالله به پادشاهی می رسید، اما در سال 2012 چند سال قبل از آنکه بتواند جانشین ملک عبدالله شود از دنیا رفت.
شهید چمران به این طلبه عشق می ورزید
دیگر فرق داشت. فرماندة دل های بچه ها که همیشه تبسم بر لب داشت و با آنها شوخی می کرد اینک حنا بسته و آمادة ضیافتی عاشقانه بود. بر لبانش ذکر خدا جاری بود. از نگاهش شکوه پرواز می بارید. به سراغ برادرش رفت، حلالیت طلبید و وداع کرد. سفر، سفر شناسایی بود و همة بچه ها فهمیده بودند سردار به استقبال شهادت می رود. سه راهی شهادت، مقصد فرمانده و نیروهایش بود. به سه راه رسیدیم ولی شهید ملک اصلاً در
آخرین جملۀسردارشهیداسکندری قبل ازشهادت
و امور ایثارگران استان فارس بود. با شکل گیری داعش و بالا گرفتن بحران در کشور سوریه به این کشور رفت. کمی قبل از اعزامشان به سوریه به من گفت که احتمالاً سفری به لبنان داشته باشد. من هم ساکش را آماده کرده بودم. مأموریت های ایشان همیشگی بود اما این بار همه چیز رنگ و شکلی دیگر داشت.کمی بعد یعنی نزدیک مراسم اعتکاف بود که به من گفتند دوست دارند در این اعتکاف شرکت کنند و بعد راهی شوند. روز دوازدهم ماه رجب
خطوط قرمزی که در محرم زیر پا می گذارند +تصاویر
حالیکه در دو صف روبروی هم تشکیل می دادند، با خم و راست شدن، یکی را نزدیک زمین، یکی را برابر شکم و یکی را بالای سر می کوفتند، بر این نشانه که روز عاشورا چنین سنگ هایی بر سر و پا و سینه امام و شهدا خورده بوده است. قفل آجین در مراسم عاشورا، عده ای دست به کار اعمالی می شدند که ریشه و دلیل وجودی آن بر کسی معلوم نیست. یکی از این کارهای شکنجه آمیز، قفل آجین بود که این شخص از مدتی قبل
خاطرات تبلیغی حجت الاسلام قرائتی
برسید؟. گفت: این کار مهمی نیست. من از اوّل بلوغ سعی کرده ام هر چه خدا فرموده عمل کنم. امروز من هم یک چیز از او خواستم، خداوند عزیز و قادر قبول کردند. حدیث با خوردن کاهو و شیره در زمان طاغوت، برادرم در پادگانی خارج از شهر در حال خدمت سربازی بود. روزی به دیدن او رفتم و به وی پیشنهاد کردم که داخل پادگان شده، برای سربازها حدیث بخوانم: گفت: اجازه نمی دهند، گفتم: سربازان همشهری و کاشانی را
این پرسپولیس دیگر مفت باز نیست/ باخت سنگین استقلال را پیش بینی می کنم
پرسپولیس باشد. در آخر کسی مثل ورمزیار را هم همیشه دوست داشتم. جالب است که بگویم جواد زرینچه یک بار می خواست به پرسپولیس بیاید و من نگذاشتم. به او گفتم تو از کشاورز به استقلال برگشتی. بهتر است در این تیم بمانی. شاهدم در این قضیه هم شهرام زمانی است. من زرینچه را همیشه دوست داشتم و دارم و این مسئله آسیبی به او نمی زند. امیر عابدینی شیرین ترین خاطرات شما از داربی ها چیست؟
استثنایی ترین تخریب چی جنگ چه کسی است؟
بعضی از ظاهربینان می شد و مانع او وتصمیم او بودند. ولی علی اکبر دست بردار نبود جنگ تحمیلی که آغاز شد فقط 13 سال داشت در تب و تاب حضور در جبهه های نبرد بود اما به دو علت یکی سن و دومی معلولیت و حرکت با دوعصا هیچکس او را جدی نمی گرفت. حتی اگر با گذشت زمان علت اول به شکلی حل می شد علت دوم و مهم همچنان پابرجا و بدون تغییر باقی می ماند اما این اشتیاق باعث شد سه بار تا پادگان آموزشی کرج برود و او را بر
روایت راه 800 کیلومتری رسیدن به ایران با پای تیرخورده
مجموع این کار در نوبت دوم منطقی و عاقلانه نبود . خودم هم در آن موقع این مسأله را یادآور شدم و گفتم که به نظر من در حال حاضر صلاح نیست ما در اینجا بمانیم و بهتر است منتقل شویم. کما اینکه بعد از اینکه برگشتم و حادثه را تشریح کردم، طالبان در نامه ای که زده بودند، گفتند که هر چه شاهسون گفته درست است، ولی بهتر بود در شرایط جنگی دیپلمات های ایران از افغانستان خارج می شدند . فکر می کنید دلیلش
اینفوگرافی هفت عامل مهم سعادت و شقاوت در عاشورا
اصلی برروی عکس کلیک کنید عزم راسخ جناده بن حارث رضوان الله علیه در کوفه از مسلم بن عقیل دفاع کرد و پس از شهادت او، با سه تن دیگر به سوی سیدالشهدا علیه السلام رفت؛ اما حرّ در میان راه مانع شد! امام از آنها دفاع کرد و فرمود: اینها از یاران من هستند. جناده در روز عاشورا با یارانش به سپاه کوفه حمله کردند و همان جا ماند تا محاصره شدند. حضرت عباس علیه السلام به کمکشان
کشف جسد در خودروی چینی
هایمان را بررسی کنیم. به همین منظور من از میدان بار نوغان سوار خودرو ام وی ام او شدم و از جاده قدیم به طرف نیشابور حرکت کردیم اما هنوز به ملک آباد نرسیده بودیم که مشاجره ما بالا گرفت و با یکدیگر درگیر شدیم او می خواست مرا از خودرو بیرون بیندازد که چاقو به گردن او اصابت کرد من هم که به آن منطقه آشنایی کاملی داشتم جسد او را داخل یکی از قنات های اطراف انداختم و خودرو را نیز در اطراف منطقه پنجتن مشهد
عواقب فروپاشی خودروسازی در ایران/قتل پسر دانشجو برای سرقت خودرو
قرار گرفت و طولی نکشید که متهم به قتل در دام پلیس گرفتار شد. او که پس از دستگیری به پلیس آگاهی منتقل شده بود به قتل اعتراف کرد و به کارآگاهان گفت: روز حادثه شیشه مصرف کرده بودم. داشتم در خیابان پرسه می زدم که تصمیم گرفتم خودرویی را سرقت کنم. برای همین برای راننده یک پراید دست تکان دادم. او مرا سوار کرد. در راه شروع به حرف زدن با راننده کردم و وقتی سرش گرم شد چاقویم را از جیبم خارج کردم و
فقر را تحمل کردم اما زیر بار فیلم فارسی نرفتم/ مکبر آیت الله دستغیب بودم/ رئیسعلی دلواری کمک کرد وارد ...
فیلمفارسی بازی کنی، پس چرا داری چنین رشته ای را می خوانی؟ مگر نهایتا نمی خواهی بروی سینما؟ گفتم: چرا، ولی فیلمفارسی دوست ندارم. چون واقعا هم وحشت داشتم که بروم فیلمفارسی بازی کنم ، حالا یک صحنه منشوری تو فیلم باشه! به گوش ننه بابایم می رسید، من را می کشتند، البته آنها اصلا به سینما نمی رفتند ولی من به آنها احترام می گذاشتم. جدای از این مسئله، خود فیلمفارسی را هم چون آمده بودم دانشکده و می دانستم چیست
او تا آخرین گلوله ایستادگی کرد
دارد مگر آنکه خدا او را لایق نداند. پس شما از قبل خودتان را آماده شهادتش کرده بودید؟ با وجود آنکه خودم در همین وادی ها بودم و تا آنجا که یادم است به مستندها و فیلم های دفاع مقدس علاقه زیادی داشتم، ولی هیچ وقت فکرش را نمی کردم که روزی حمید به شهادت برسد. ایشان دو، سه سال بعد از ازدواج به دوره تکاوری رفت و گفت اگر مشکلی در گوشه و کنار کشور پیش بیاید، واحدهای تکاوری اولین گروه
تحریف های پیشرفته هاشمی از رهبر معظم انقلاب
بعد بود که گفت: من حرف شما را به رهبری گفتم و ایشان فرمودند پشت تلفن که نمی توانیم حرف بزنیم. بعداً همدیگر را می بینیم؛ این بود که رفتم ثبت نام کردم این طبیعی است که رهبرمعظم انقلاب تابه حال در پاسخ به سؤال هیچ فردی نمی گویند شما در انتخابات ثبت نام نکنید و در خاطرات هیچ یک از سیاسیون نیز چنین چیزی بیان نشده است. اما تلاش هاشمی برای فرار از هزینه اقداماتش و انداختن این بار به روی دوش
دوست شهید مدافع حرم: به سجاد می گفتیم دست از ریا بردار
/> *در آخرین دیدار گفت حلالم کن برادر این سفر آخر من است سجاد از آن دوست هایی بود که هر وقت رشت می آمد حتما یک شام هم در منزل ما مهمان بود و یا اگر من قم می رفتم حتما منزل سجاد می رفتم آن روز هم دعوتش کردم اما گفت آمده ام به مادرم سر بزنم و بروم، گفت که ماموریتی در پیش دارم اگر همدیگر را ندیدیم حلالم کن برادر، گفتم این چه حرفی است اما آن حلالیت طلبی خیلی جدی بود بعد ما مشغول کار شدیم و سجاد
با شاهزاده سعودی مورد علاقه کاخ سفید آشنا شوید
زمان مرگ وی در سال 1953 تاکنون شش نفر از فرزندانش به ترتیب به پادشاهی رسیده اند. فرزند بیست و سومش نایف بن عبدالعزیز (نایف) پدر محمد بن نایف پس از ملک عبدالله به پادشاهی می رسید، اما در سال 2012 چند سال قبل از آنکه بتواند جانشین ملک عبدالله شود از دنیا رفت. • پیوند سه دهه ای آل سعود با وهابیت • نایف در سال 1934 در نزدیکی طائف به دنیا آمد و در ریاض در مدرسه ای که مدرسه شاهزادگان
خاطرات یک شهید از همرزمان شهیدش؛ از اولین رزمنده ای که تنها به اروند زد تا ناراحتی از کسانی که به جبهه ...
المقدس با هم در جبهه بودیم. او قبل از عملیات از ما جدا شد و به گردان دیگری رفت. بچه ساده و بی زبونی بود؛ در عین حال عاشق جنگ و جبهه. یک بار در پشت خاکریز او را دیدم و دیگر از او خبری ندارم. در تهران که آمدم مادرش گفت مفقودالاثر شده. من همیشه در فکر او هستم. شهید سعید مرادی اولین کسی بود که در اروند تنهایی به آب زد. از بهترین سرشیفت ها بود که بهترین شناسایی را نسبت به منطقه
لذت یک پرواز سوئیت کلاس 23000 دلاری
داخل این سوئیت را ببینید. فضای داخلی توسط ژان ژاک کوست طراح فرانسوی قایق های بادبانی لوکس طراحی شده و صندلی های چرمی نرم، مجلل و دست دوخت آن توسط استاد هنرمند ایتالیایی Poltrona Frau ساخته شده است. هواپیمایی سنگاپور شاید اولین و شناخته شده ترین شرکت هواپیمایی تجاری با تخت دونفره در آسمان باشد. با این حال، این تجربه نیاز به هزینه ی هنگفتی دارد. با هزینه بلیط رفت و برگشتی
فینالیست استند آپ کمدی:خدا بغلم کرده
/> اگرچه ممکن است حالا همه امیرمهدی ژوله را بشناسند اما برای شناخت بهتر از شخصی که با استندآپ کمدی روز حمایت از بیماران مبتلا به ام اس برای اولین بار جلوی دوربین آمد و بعد در مسابقات خندوانه همه را شوکه کرد، چه می گویید؟ من فکر می کردم همه مرا می شناسند چون سال ها کار مطبوعاتی می کردم و نویسنده مطبوعاتی محبوبی بودم. ستونی داشتم که وقتی کتاب شد خیلی محبوب بود. ضمن اینکه با یکی از
شهیدفتحی شخصیتی فلسطینی که امام را درست درک کرد
و دو دوست دیرین را نسبت به هم داشتیم. از همین جا معلوم می شود بعد جغرافیایی نمی تواند بین انسان ها فاصله ایجاد کند و مرزهای جغرافیایی نشانه جدایی افراد نیستند. همان تعبیر زیبای قرآن که مؤمنان برادر یکدیگرند، حقیقتاً در مورد انسان های هم عقیده و هم مسلک وجود دارد و انسان های همدین و هم مسلک و همفکر، از هر برادری به انسان نزدیک ترند. مرز بین انسان ها، مرز بین حق و باطل است. در اسلام مرزی
معلوم نشد خرازی دستور داده یا بروجردی
مجموع این کار در نوبت دوم منطقی و عاقلانه نبود. خودم هم در آن موقع این مسأله را یادآور شدم و گفتم که به نظر من در حال حاضر صلاح نیست ما در اینجا بمانیم و بهتر است منتقل شویم. کما اینکه بعد از اینکه برگشتم و حادثه را تشریح کردم، طالبان در نامه ای که زده بودند، گفتند که هر چه شاهسون گفته درست است، ولی بهتر بود در شرایط جنگی دیپلمات های ایران از افغانستان خارج می شدند. فکر می کنید دلیلش همان
آخرین نوشته محسن حاجی حسنی قبل از ارتحال/ چند سال منتظر بمانیم تا قاری مانند محسن تربیت شود؟ + تصاویر
روحیه می داد تا اینکه در سال 81 و در سن 14 سالگی برای نخستین بار وارد مسابقات قرآن شدم و در مرحله کشوری مسابقات قرآن شکوفه ها رتبه اول رشته قرائت را به دست آوردم و در همان سال به عنوان نماینده ایران در مسابقات قرآن عربستان شرکت کردم، اما بعد از آن سال، دیگر در هیچ مسابقه ای شرکت نکردم تا سال 93 که در سی و ششمین دوره مسابقات کشوری قرآن اوقاف حاضر شدم. محسن حاجی حسنی کارگر، نماینده جمهوری