سایر منابع:
سایر خبرها
20 بازی واقعا ترسناک که بهتر است با چراغ خاموش آنها را تجربه کنید!
یک بازی با (حداقل) مضمونی ترسناک بدل کرده است. و این کار نتیجه داد. با این که ممکن است برخی فکر کنند که این بازی اندکی بیش از حد طولانی بود و در مواقعی بیش از حد نیاز سخت، بیگانه: انزوا در چند سال اخیر بهترین تجربه ی بازی ترسناک در زمره ی پرهزینه ها به جساب می آید. این بازی به شدت هیجان انگیز و ترسناک است، مخصوصا اگر آن را با یک هدست واقعیت مجازی تجربه کنید تقریبا غیرقابل تحمل می شود
ناپاک زاده هایی که بزرگ ترین جنایت تاریخ را آفریدند/ راز ابن های زیارت عاشورا
پدر یزید معاویه نبود. به احتمال زیاد به علت وجود قاعده ی فراش، فرزند زنازاده ی میسون را به معاویه منتسب ساختند. قاعده ی فراش بیان می کند که اگر فرزندی در مدت زوجیت زنی با مردی متولد شود و مرد نگوید که این فرزند من نیست، بچه را به او منتسب می کنند؛ چه از او باشد چه نباشد. میسون، مادر یزید، از قبیله ی کلبیان و دختر بَجدَل کلبی است. (2) زمانی که شهرت زیبایی و اندام موزون او به
متن سخنرانی سردار سلیمانی در جمع مدافعان حرم
قبل که بعد به اینجا آمد و شهید شد. من آن زمان در دیرالعدس دیدم یک صدای خیلی برجسته ای می آید، سید ابراهیم صدرزاده خیلی صدای مردانه ای داشت مثل داش مشتی های تهرانی، من او را نمی شناختم وقتی از پشت بی سیم حرف می زد گفتم او کیست که از تهران آمده و در تیپ فاطمیون جای گرفته است. حسین گفت: سید ابراهیم! وقتی از دیرالعدس برمی گشتیم، از حسین سئوال کردم این سید ابراهیم کیست که با این
سرگذشت جوان ایرانی که در مرز یونان گرفتار تکفیری ها شد
شنیدن صدای مرد عرب 20- 30 مرد عرب زبان که قیافه شان خوفناک بود دورم جمع شدند. آنها را در طول مسیر بارها دیده بودم، زن و بچه ای همراهشان نبود. به ترکی گفتم که می خواهم به اروپا بروم. یکی از آنها که ترکیه ای بلد بود از من پاسپورتم را خواست و من به دروغ گفتم، ندارم. بعد ادامه داد که اگر پاسپورتی از داخل کوله ام پیدا کند مرا برهنه خواهد کرد و سرم را خواهد برید، چاره ای جز گفتن حقیقت نداشتم
دفعه قبل که درباره کی روش صحبت کردم به کمیته انضباطی رفتم | تو دهنی محکمی به منتقدان زدیم
روند مثبت خود را ادامه دهیم. می خواهم به قولی که اول فصل به مسئولان دادم و آن رتبه تک رقمی برای تیم بود عمل کنم. * خیلی ها اعتقاد داشتند تیم شما پیر است. - اتفاقا با عملکردی که تیم داشت تو دهنی محکمی به منتقدان زدیم و بچه ها نود دقیقه دویدند. باید در نقد و حرف زدن کمی انصاف وجود داشته باشد. علاوه بر این خوشحالم پای بازیکنانم به گل باز شد. * فکر می کردید با چهار گل
تنها حلال مشکلات کشور
حضرت زینب(س) دفاع می کند. می رود نقشه اسرائیل و صهیونیست ها را بهم می زند. به همسرش می گوید می روم اما بعید است که برگردم. او هم جواب می دهد برو به شرط اینکه من را از شفاعت خودت بی بهره نگذاری. این زن و مرد در جریان خط اول هستند. آن بچه ای که به جبهه می رود و می گوید به کربلا می رویم، برای خداست. آن مادری که پنج بچه اش شهید شده اند و قابی خالی گذاشته برای بچه ششم اش. مگر شوخی است؟ اینها که ساده نیست
بستگان زنی که11سال پیش توسط شوهرش کشته شده در دادگاه حاضر نمی شوند/ابهام در حکم قصاص
کتک می زد. یکی از اعضای خانواده کتایون به مأموران گفت: در سال هایی که آنها با هم زندگی می کردند، کتایون خیلی عذاب می کشید و اینکه شوهرش می گوید نمی خواست طلاق بگیرد، دروغ است. تنها چیزی که این زن را در آن خانه نگه داشته بود، بچه ها بودند؛ کتایون می گفت اگر من طلاق بگیرم شوهرم بچه ها را به من نمی دهد و آنها آواره می شوند. حداقل حالا می توانم غذایی درست کنم که بخورند و اذیت نشوند. ضمن اینکه کامران
افخمی:من و فراستی و گودرزی جمع اضدادیم
که ساده است و هربار سوالی مطرح می شود و مجموعه پیامکها به ما می رسد، یک مسابقه های دیگر هم برای بچه هایی که می خواهند فیلمسازی یاد بگیرند خواهیم داشت که آنها جذاب خواهد بود. شما یک هدفگذاری یک ساله دارید، بعد از یکسال اگر قرار باشد دوباره بخواهیم بنشینیم و مسیر برنامه هفت را در 50 قسمت بررسی کنیم نقطه ایده آل خود شما در برنامه هفت کجاست؟ فکر می کنم خوب است که به اینجا رسیده
دلتنگی های همسر مرحوم حسن رجبی در پنجمین سالگرد فقدان یار
به گزارش خبرگزاری بین المللی قرآن(ایکنا) مرحوم حسن رجبی نوری نژاد استاد فقید قرآن که تلاوت هایش با آن نوای دلنشینی که داشت زبان زد قرآنیان بود و طی سال های سال صوت زیبای او در محافل متعدد قرآنی طنین انداز می شد، 11 آبان ماه 1389 پس از تحمل بیش از سه سال بیماری چشم از جهان فروبست و امروز پنجمین سالگرد رحلت این قاری و استاد فقید قرآن است. به بهانه پنجمین سالگرد درگذشت مرحوم حسن رجبی نوری نژاد، گفت
ضمانتی برای اجابت دعای عاقبت به خیری
الله بقیّة الله! آقا جان! فدایت بشوم، یک عنایتی کن. عزیزان من! من سه تا اسم جلاله را می خواهم قسم بخورم که عظمت مطلب برای شما جا بیفتد، والله، بالله، تالله، وقتی با آقا حرف می زنید این قدر آقا دوست دارد، زن و مرد، پیر و جوان، به خصوص آقا فرموده: کاری کنید که جوانان با من حرف بزنند. جوان ها! آقا شما را خیلی دوست دارند. آقا، جوان پسند است. نمی خواهم کسانی را که هم سنّ و سال من هستند و یا
اگر تمام فرزندانم پسر بود به جبهه می فرستادم/ پیکر اصغر 16 روز در تپه سالم ماند
بود. با افرادی که وضع مالی ضعیفی داشتند، دوست می شد. در نهایت با دو تن از صمیمی ترین دوستانش به نام های داود ربیعی و مهدی گنجی شهید شد. ** برادر همسرم 8 سال مفقودالاثر بود برادر همسرم رضا هم در جنگ حضور داشت. قبل از اعزامش به تهران آمده بود گفت: "زن داداش الان که دعوت نامه ای برای بندگان خدا آمده است، دعا کن من هم شهید شوم" گفتم: "مادرت در شهرستان چشم به راه توست چرا دعا می
گزارشی جالب درباره آرایش دختران
تبلیغ کرده اند. در طبقه اول یک ساختمان چهار واحدی که همه شان سالن زیبایی هستند زنگ یکی از واحدها را می زنم. سالن شلوغ و در هم ریخته است. 7، 6 دختر جوان هر یک در بخشی مشغول به کار هستند. انواع خدمات از جمله اصلاح صورت، اپیلاسیون، کاشت ناخن، پیرسینگ و تتو، هم زمان در این سالن انجام می شود. مشتری ها، جز یکی دو خانم میان سال و یک دختر 30 ساله، همگی جوان های زیر 25 سال هستند. هر چند که با
مردان خیابانی هفت برابر زنان خیابانی/ مردان متاهل بیشترین آمار مزاحمت های خیابانی را دارند
اجتماعی است که در این رابطه می گوید: آسیب های اجتماعی واقعیت تلخ جامعه است. آسیب هایی که نه زن می شناسد و نه مرد. نه فضای باز مثل خیابان می شناسد و نه فضای بسته. گرچه در جامعه ما حساسیت بیشتر روی زنان است ولی مردان هم نقش به سزایی در گسترش آسیب های اجتماعی دارند. حال اگر آسیب اجتماعی متوجه مسایل اخلاقی و به اصطلاح معروف ناموسی باشد حساسیت نسبت به زنان به مراتب بیشتر است. کمتر روزی است که در
محسن حاجیلو: خانوده ام به شدت استقلالی هستند
برادر کوچکتر که اسمش ولی بود رو به مدرسه آوردم. معلم گفت: این کیه؟! گفتم: خودتون گفتید ولی تون رو بیار ، بعد معلم که کلی عصبانی شده بود، دستش رو بالا برد که به من سیلی بزنه، منم جای خالی دادم و به صورت برادرم ولی سیلی زد. بعد متوجه شدم که منظورش از ولی، پدر و مادرم بودن. از چه زمانی متوجه علاقه تان به اجرا شدید؟ من از کودکی در فعالیت های هنری مدرسه شرکت می کردم. فعالیتم رو با
بهرام زند: از عمار یاسر حس خوبی گرفتم (2)
پراکنده ای در کنار ایشان داشتم و لذت هم می بردم . ایشان به جای رابرت استارک حرف می زدند. برای من آن نوع گویندگی خیلی جالب بود. سالها بعد، خودم در تسخیرناپذیران که آقای خسروشاهی کار کردند به جای رابرت دنیرو صحبت کردم. *در نقش آل کاپون. به جای آل کاپون صحبت کردم که بعد یکی از روزنامه ها تیتر قشنگی زد که برای من خیلی جالب بود: صدای تسخیر ناپذیر یک مرد ! این یک تیتر درشتی بود که
از پرسپولیس رفتم به استقلال تا گرسنه نمانم
/> - من فقط نیمه اول را دیدم و بعد زدم بیرون از خانه و توسط رادیو نیمه دوم را گوش کردم. پرسپولیس آن قدر حمله کرد تا مزد زحماتش را گرفت. * فکر می کردی مساوی شود؟ - یکی از مشخصات دربی احساسی بودن است و ترس از باخت باعث شد استقلال مساوی کند. اگر توپ عالیشاه در نیمه اول گل می شد، شاید شرایط پرسپولیس و استقلال عوض می شد و استقلال سوار بازی می شد. * فکر می کردی دربی
ثروت امام خامنه ای چقدر است؟
مدتی تحت تعقیب ساواک و در خانه ای در خیابان گوته مخفی بودیم. پولی نداشتیم و زندگی خیلی بر ما سخت می گذشت. سر کوچه ما یک مغازه بقالی بود که مایحتاج خود را از او می خریدیم و به قدری به او بدهکار شده بودیم که خجالت می کشیدیم برویم و از او تقاضای نسیه کنیم. (فارس: 8905280017) 6. خاطراتی از حجت الاسلام و المسلیمن احمد مروی: الف) یا 14 سال قبل یکی از مسئولین که می خواست آپارتمانی به
اولین شهید محراب به روایت دوست صمیمی اش
شما به آقا تلفن بزنید و از ایشان خواهش کنید از این سفر صرف نظر کنند! این حرف ها را که پشت تلفن می گفتم، مرحوم آقای قاضی هم داشتند می شنیدند. من هنوز از منزل ایشان بیرون نرفته بودم که شفقت زنگ زد و از ایشان خواست که سفرشان را لغو کنند. مرحوم آقای قاضی نسبت به من محبت داشتند و با من مشورت می کردند. یک بار از منزل ایشان با من تماس گرفته شد که بیایید. رفتم و دیدم دو نفر از طرف سیروس آموزگار
لم د اد ه با کیبورد
مغزش یه چیزی ولی چشم و پاچه و... یا حتی زبونش. تصور این که اون زبان قبل از مرد ن به کجاها کشید ه شد ه... یا سیراب و شیرد ان، انگار د اری حوله خیس گاز می زنی... وقتی مجرد بود یم، د ورهمی با بچه ها از ویژگی هایی که آرزو د اریم همسر آیند ه مون د اشته باشه می گفتیم. یکی از قد و بالا می گفت، یکی از د ستپخت می گفت، یکی تحصیلات بالا می خواست، یکی بابای پولد ار، یکی تک فرزند ... یکی از بچه ها هم می
گفتگوی جالب یک زن و شوهر در مورد مشکلات زناشویی
من را مجبور به کاری بکنی. همیشه از اینکه مردها، زنان را به موذی گری و ریاکاری متهم می کنند ناراحت می شده ام. حالا که ما صادقانه مثل دو دوست می خواهیم روابطمان را حفظ کنیم به ما برچسب ضد _ مرد می زنند. به شما توصیه می کنم در چنین مواردی به شوهرتان بگویید روابط خصوصی دوستتان به شما مربوط نیست. ارتباط و عواطف شما نسبت به دوستتان امری است جدا. گذشته از آن با حفظ روابط خود با او علاوه بر آنکه کمک می
جنجال جدا شدن سر نوزاد هنگام تولد در جیرفت/ وحشتناک ترین تصادف پژو + تصاویر / هر ایرانی 130هزار تومان از ...
واسطه شد. بار دوم آمد. من خیلی دوستش داشتم. برای بار چهارم نمی گذاشتم بیاید مجددا خانمش را واسطه کرد و گفت تو پیش فلانی آبرو داری و برو واسطه شو تا بگذارد من بروم. در ایام فاطمیه سال قبل که بعد به اینجا آمد و شهید شد. من آن زمان در دیرالعدس دیدم یک صدای خیلی برجسته ای، سید ابراهیم صدرزاده خیلی صدای مردانه ای داشت مثل داش مشتی های تهرانی، من او را نمی شناختم وقتی از پشت بی سیم حرف می زد
10 قانون طلایی ازدواج موفق
یکدیگر دارند مطرح می کنند، اگر توافق اساسی با هم ندارند (برای مثال مرد فرزند می خواهد ولی خانم مخالف است)، می توانند به شروع و یا خاتمه ازدواج به طور جدی فکر کنند. بعد از ازدواج، زوج های موفق به طور منظم در مورد توقعات و انتظارات شان با هم صحبت می کنند و اگر اختلافی پیش آمد، آن را به زمان دیگری موکول می کنند تا همدیگر را درک کرده و به توافق برسند. 2- زوج های موفق فردیت خود را حفظ می کنند
نفوذ حجتیه از هشدار گذشته است
میان نبود و مملکت کاملا در اختیار امریکا و کشورهای دیگر بود. مثال می زنم؛ امریکایی ها در سال 1343، 200میلیون دلار به شاه وام دادند، در مقابلش گفتند که باید بعد از گذشت 5 سال 300 میلیون دلار شما پرداخت کنید، یعنی 100 میلیون بهره روی آن پولی که دادند، بعد گفتند در مقابل این قانون کاپیتولاسیون در ایران اجرا شود؛ به این صورت که 60 هزار، [آن زمان مستشار نظامی امریکا در ایران بوده] نظامی و کارمندان
خوش به حال دوستان مجردم!!!
به گزارش شفا آنلاین ،کاش در ازدواج عجول نبودم و بیشتر صبر می کردم. اگر من هم مثل پژمان دندان روی جگر می گذاشتم، الآن هزار برابر پیشرفت کرده بودم! این، حرف های "امید" بود که بهار سی و یکمین سال زندگی اش را تجربه می کرد. چند سالی بود که از حال دوست صمیمی اش خبری نداشت. مدتی پیش، خبر ازدواجش را از دهان دوستان مشترکشان شنیده بود. در ابتدا تعجب کرده بود: پژمان! او که الآن سنش از سی سال هم گذشته. چرا
زندگی به سبک یک مجاهد
فاصله عمل دومی که داشت از دکترش اجازه گرفته بود. به اندازه یک ساعت ما را دید و دوباره رفت تهران برای عمل تا دو سه هفته بعد که ما را برد شوشتر، دیگر اجازه نداشت به جبهه برگردد. زیرا مغزش تحت عمل قرار گرفته بود. در شوشتر در کارهای شهری سپاه مشغول شد.در همان سال یک تکه زمین به پاسدارها فروختند و ما هم خریدیم و هادی مشغول ساختن خانه شد و با کارگرها کار می کرد. بهش می گفتم آفتاب داغ خوزستان برایت مضر است
آیا به استادم جواب مثبت بدهم؟
هرصورت با داشتن یک فرزند بعد از 5 سال زندگی پر از غم وغصه جدا شدم که پیش پدرش هست. خیلی طول کشید تا آرامش خودم را پیدا کردم. ادامه تحصیل دادم. مشکلی که الان دارم آن است که حدود 2 سال است استاد راهنمایم که متاهل است و یک دختر ازدواج کرده دارد دائم به من اظهار علاقه می کند. و می گوید همسر دومم بشو. او هم به ظاهر که مومن است. هر کاری بگویید کرده ام که فراموشم کند. حتی در او احساس گناه به وجود آوردم
چگونه طرفم را راضی کنم تا طلاقم ندهد؟
نرسیده اند، زندگی مشترک را آغاز نکنید چون: اگر ایشان واقعا شما را دوست نداشته باشند ممکن است بی میلی وی به شما پس از ازدواج تشدید شود و زمینه ساز مشکلات بعدی گردد. مادامیکه نظر ایشان تغییر اساسی نکند و شما نسبت به این تغییر مطمئن نباشید زندگی مشترک با وی به صلاح شما نیست هر چند که تحمل جدایی برای شما دشوار باشد. مجددا از خدای متعال خوشبختی شما را مسئلت می کنیم. منبع : شهر سوال
اسامی احمدی نژاد و مرتضوی در دفاعیات زنجانی
تحمل کنم. بابک زنجانی در توضیح بحث فارکس گفت: ایران با فارکس کار نمی کند و از این رو خطرات بزرگی برایش به وجود می آید چون در کشور ایران با وجود افزایش قیمت دلار و یورو حتی یک زن خانه دار مایل است 100 هزار تومان پول نقد خود را دلار و یورو بخرد و با افزایش قیمت آن ها ، سرمایه اش افزایش یابد. متهم پرونده میلیاردر نفتی، اضافه کرد: بانک مرکزی هر روز، باید دلار جمع کند و به دست
یک پلیس متخصص: شبکه های اجتماعی تسهیل گر ارتباط است اما مواظب باشید
زندگی خانوادگی آن مرد متأهل دچار مشکل شد و همسرش طلاق گرفت و در مراحل بعدی با مطرح شدن خواستگاری و ازدواج و مخالفت خانواده دختر، ماجرا به یک حادثه جنایی ختم شد. آن فرد دختر یاد شده را به قتل رساند و خود نیز خودکشی کرد. در مواردی هم ممکن است این مشکل کمتر باشد ولی در هر حال مشکل و دغدغه تلقی می شود. مانند یک رابطه غیرمتعارف و داشتن عکس و ... و نگرانی های بعدی از فاش شدن اتنشار و... . با
اسدا.. یکتا:نمی دانم با این همه پول که ارشاد به من می دهد چه کنم؟!!
هرکسی که فکر کنید رفتم. همان زمان که سیگار می فروختم از وزارت ارشاد با من تماس گرفتند که شما شأن خود را حفظ کنید و به عنوان یک بازیگر باسابقه نباید در کنار خیابان سیگار بفروشید. اگر امکان دارد این کار را دیگر انجام ندهید. من هم گفتم از خدا می خواهم که دستفروشی نکنم اما چگونه زندگی ام را بگذرانم؟ خرج زن و بچه هایم را از کجا بیاورم؟! آنها هم گفتند یک کاری می کنیم. الان چهار سال است که قرار شده یک