سایر منابع:
سایر خبرها
اس ام اس های جدید و دلربا
آسمون واسه تو ابراش واسه من دریا واسه تو موجاش واسه من خورشید واسه تو ماه واسه من اصلا جهان مال تو تو مال من من از اعدام نمی ترسم نه از چوبش نه از دارش من از اتمام بی ملاقات میترسم به حرمت خاطرمون به دوری فاصلمون دلتنگتم ای مهربون معصیت را خنده می آید ز استغفار ما تعداد دقیق مژه هایت را میدانم تعجب نکن مگر زندانی کاری جز شمردن میله
تیپ مرجانه گلچین با لباس هندی جنجالی شد +عکس
اسفندیار، عاشقانه با پای برهنه و بیژن و منیژه حضور داشته و علاوه بر آن دوبلور انیمیشن شب “قبل از کریسمس” می باشد. این بازیگر مدتی در رادیو نیز فعالیت می کرد. بازیگری جلوی موسیقی را گرفت رشته تحصیلی من موسیقی است و به همین خاطر بعد از بازیگری به موسیقی علاقهمندم هر چند که وقف شدن من در بازیگری باز هم مانع از آن شد که به موسیقی به شکل حرفهای بپردازم. همان طور که میدانید، من در
روضه های خانگی را احیا کنیم/ پیروزی جبهه و انقلاب از هیئت ها به دست آمد
همینطور باز نیست. آن زمان بدون هیچ قاعده ای بازبود. بدون پاسپورت. وقتی به سامرا رسیدیم شخصی بود که گفت تو توی تلویزیون حرف می زدی من گریه کنان به زن و بچه ام گفتم من رفتم. مرادی ادامه داد: بدون اینکه محاسبه کنم چقدر پول در جیبم است. از اصفهان به سامرا آمده بود. خیلی ها آن مسیر را آن سال پیاده آمده بودند. هر بار که این مسیرباز و بسته می شود عطش چند برابر می شود. خدا این را اراده کرده است
در سایه بی تفاوتی متولیان فرهنگی و ناظران بر امکان عمومی! وقتی چشم شیطان از ویترین مغازه ها بیرون می آید
قط دزدی، عشق و حال مسئولین را دیدیم و شنیدیم. بعد با کمال وقاحت در تلویزیون می گویند کار خاصی هم نکردیم. اینها است که انسان را از همه چیزی بیزار می کند. من هم دوست دارم حجاب داشته باشم،مسلمان که هستم، ولی این چیزها را که از مسئولین می بینم می خواهم یه جوری خشمم به آنها نشان بدهم. تو جامعه چه کسی دوست دارد، برای فلان مقدار، هزاران خفت را تحمل کند، پول که نداشته باشی، دیگر از خود بی خود می شوی.
حمایت بهنوش بختیاری از اعدام 3 جوان متهم حوادث آبان 98 + عکس
بهنوش بختیاری بازیگر محبوب ایرانی است که طی چند ماه اخیر حواشی زیادی پیرامونش شکل گرفته است. روز گذشته بهنوش بختیاری آخرین حاشیه اش را رقم زد و پستی درباره سه جوان معترض اعدامی منتشر کرد که با واکنش شدید کاربرانش روبرو شد که حتی بعد از پاک کردن آن پست زیر پست های دیگر او نسبت به این قضیه واکنش نشان دادند. بهنوش بختیاری ساعتی بعد این پست را از صفحه اینستاگرامش حذف کرد. بهنوش بختیاری
جزئیات حمله وحشیانه پدر با کلنگ به هانیه 17 ساله
هم حال خوشی ندارد. او لحظه این اتفاق خواب بود ولی وقتی بیدار می شود شوکه می شود و هنوز هم باور ندارد. این خانواده به کل از هم پاشید و تنها نفس های دوباره هانیه و لبخندهایش می تواند درد آنها را آرام کند. برای همین چشم انتظاریم و امیدمان را از دست نمی دهیم. برای ور این مطلب برایم مفید است بلی 1 نفر این پست را پسندیده اند
فال روزانه جمعه 27 تیر 99 + فال حافظ و فال روز تولد 99/04/27
رو به بهبود پیش می رود و اگر کمی صبر داشته باشید حتما نتیجه تلاش هایتان را خواهید دید. امروز شما همچون ستاره ای درخشان هستید، فرصت را از دست ندهید. فال حافظ متولدین آبان ما را ز خیال تو چه پروای شراب است***خم گو سر خود گیر که خمخانه خراب است گر خمر بهشت است بریزید که بی دوست***هر شربت عذبم که دهی عین عذاب است تعبیر: رشته ی کار از دستتان رها شده، برای
سوره بقره+ ترجمه و متن و صوت
داره، فان قردها فی الیوم لا یحوم حومه الشیاطین ثلاثه ایام و أن قرأها فی الیل لا یحومون حوله ثلاث لیال. سوره بقره برترین سوره قرآن است هر کس آن را در شب در منزل خود قرائت نماید تا سه شب شیطان وارد خانه اش نمی شود و اگر در روز خوانده شود نیز اینچنین است. 2) ایجاد برکت عواملی چند موجب ایجاد برکت در زندگی و نیز اسبابی چند موجب از بین رفتن برکت و بر جای ماندن حسرت ها است
دابسمش ها و یک چالش
شناسیمشان ما را بیش تر و بیش تر تهدید خواهد کرد و این شوخی بردار نیست. من نگرانی های پدرم را می فهمم؛ اما خب دلم نمی خواهد در بین دوستان ابدی و ازلی کم بیاورم... خب خیلی خنده دار است مثلاً تو به جای یک آقا لب بزنی با افکت های خنده دار، قیافه ات شبیه بومی های یک قاره ی دیگر شود. یا پدرم می گوید: باور کنید این عدد و رقم ها و لایک ها و قلب ها در فضای مجازی، چیز مهمی نیست و چند روز پست نگذاری مثل آب خوردن فراموش می شوی. پدرم یک پدر است و شاید راست بگوید...
خیرین قصه پررنج یک خانواده روستایی رابخوانند: دختری که غصه هزینه درمان پدرش را دارد
مامانم مرد. اون شب بابام به هرکی التماس می کرد. هیچکی به داد مامانم نمی رسیدتا اینکه داییم اومد و وقتی هم داییم رسیددیربود. بچه مرده بود. فقط جون مامانمو نجات داد. من و داییم رفتیم و با موتور ماما رو آوردیم و وقتی ماما بچه ی مرده رو به دنیاآورد، بچه خیلی ناز بود. هنوز چهره اون بچه تو ذهنم مونده. اون شب خیلی شب بدی بود. اون موقع ما چند تا بز داشتیم که یکی از اقوام بابام کارگاه بلوک زنی
منافقین به کدامین گناه او را کشتند؟
از خدا بی خبر پنجره را از آن طرف می بندند. منیره وقتی می بیند چاره ای ندارد، خود را روی نارنجک می اندازد و منفجر می شود. بعد از آن، خواهرم را با ماشین یکی از همسایه ها بردیم. آن شب در سردخانه بود. یکی از خواهرانم بستری شد. من هم ترکش خورده بودم. همسرش از این خبر ناگوار شوکه شد و چند روز در بیمارستان بستری بود. خواهرم را 4 بار کفن کردند و در نهایت با کفن خونی به خاک سپرده شد. شش روز از
پیشنهادهای ویژه هفته
جهانبخش و رضا صادقی در من و بارون. این قطعه، از آلبومی به همین نام بود و ترانه و آهنگسازی و تنظیمش را خود بابک جهانبخش عهده دار بود که به سال 1391راهی بازار شد. در بخش هایی از ترانه این قطعه آمده است: بازم دلم گرفته تو این نم نم بارون/ چشام خیره به نور چراغ تو خیابون/ خاطرات گذشته منو می کشه آروم/ چه حالی دارم امشب، به یاد تو زیر بارون... . بابک جهانبخش تا پیش از این آلبوم، آلبوم های احساس و زندگی
بازخوانی گاف های سلبریتی ها در دفاع از اوباش و تروریست ها / وقتی خانم بازیگر فرق تروریست و کارگر را نمی ...
ماشینِ در حال فیلمبرداری. غم انگیزترین نکته این ویدئو صدای اونه که میگه دزد، دزد. داره پلیس مقتدر راهنمایی رانندگی رو میبینه که چند نفری یه جوون بدون سلاح رو میزنن. تصاویر بس آموزنده و انسان ساز برای نسل فردا. ننگ . اما باز ماجرا به گونه ای دیگر اتفاق افتاده است؛ موضوع از این قرار بود که در پی تماس مردم با پلیس که پسر جوانی با قمه به یک دختر حمله ور شده است، ماموران راهور که در نزدیکی محل
مهدی امیرآبادی: برانکو از نظر فنی واقعا عالی بود و برای کار خود وقت می گذاشت
دارید؟ من در استقلال با همه خوب بودم. از بزرگان با آقایان فرهاد مجیدی، علیرضا منصوریان، مهدی رحمتی، حنیف عمران زاده، آرش برهانی و ... را می توانم نام ببرم. همین الان هم که به خاطرات رجوع می کنیم، بسیار می خندیم. خاطره ای شیرین و خنده دار دارید برای مخاطبان از آن دوران تعریف کنید؟ خاطرات زیاد هستند ولی یک خاطره از هاشم بیک زاده بگویم که واقعا آدم خنده داری است. با حنیف
اس ام اس های خنده دار سرکاری جدید را در اینجا بخوانید
خنده دار سرکاری جدید بچه شش ساله رو دیدم با موبایلش با دوستش حرف میزد: تو فردا نمیای مهد؟؟من حتما میرم راستی اون یکی خطم رو پاک کن این شماره رو سیو کن!!!! اس ام اس های خنده دار سرکاری جدید این فیلم خارجیارو دیدین؟ بچه که خوابش میبره مادرش میاد آروم یه پتو میکشه روش یه بوس کوچولوش میکنه میره... حالا من که خوابم میبرد مادرم یه لحاف کرسیه 200
جملات ماندگار و جنجالی عادل فردوسی پور
میز بکویم؟ (پاسخ خنده دار او در جواب به یکی از مسولان کمیته آموزش فدراسیون که گفت مربیان بالای 60 سال از جمله فرگوسن نباید مربیگری کنند!) *اگر مسولان اسپانیایی هم مثل مسولان ما بودند الان در اسپانیا دو روز تعطیل عمومی اعلام می شد! (بعد از قهرمانی اسپانیا در جام جهانی 2010 و خطاب به مسولان داخلی) *سعدی اگر بود می گفت مزد آن گرفت جان برادر که لابی سیاسی کرد (در جریان بحث های
جملات ماندگار و جنجالی عادل فردوسی پور
کنار زمین همه دارن همدیگرو می زنن! / محمود یاوری همینطور مات و مبهوت داره اتفاقات داخل زمین رو نگاه می کنه. احتمالا تو این هفتاد سالی که از خدا عمر گرفته مثل این صحنه ها رو ندیده! / اسپایدرکم هم مونده چجوری این تصاویر رو نمایش بده! / اوه اوه اوه، چقدر بد زد ماتئوس آرفی رو. این دیگه خیلی ناجوانمردانه بود/همه این اتفاقات داره در سال 2011 تو فوتبال ما اتفاق می افته! /(همه تکه های عادل فردوسی پور در
دردسرهای مستانه (5): بارداری ناخواسته
بذار پیاده شیم ببینیم. مستانه با نگاه ماشین BMW گفت: ماشین خریدی؟ چقدر شیک و قشنگه، مبارکت باشه عزیزم منصور: چرا مبارک من؟ مستانه: خوب ماشین نو رو دارم تبریک می گم دیگه. منصور: عزیزم این کادوی اصلی من به تو هست. مامان شدنت مبارک باشه. مستانه از خوشحالی پرید در آغوش منصور و گفت: ممنون بهترین شوهر دنیا. ممنون که اینقدر به فکرمی. ممنون که اینقدر
مبارک باشه انقلابی...
از نحوه برخورد مردم با خود و همچنین کارهایی که انجام می داد حرف می زد. فعالیت هایش تا جایی ادامه یافت که از طرف ضدانقلاب به عنوان یک عضو فعال و خطرناک مورد شناسایی قرار گرفت. در سنندج مدتی عهده دار زندان زنان شهر شده بود. در همان مدت کم آن قدر با زندانیان صحبت می کند و آنچنان در دلشان جای می گیرد که ضدانقلاب در نامه تهدیدآمیزی برایش می نویسد: و مپندار که ما نیز با تو همین رفتاری را می
از سنگر قاسم آباد
حشدالشعبی آمده بودند توی خیابان و خطاب به آیت ا... سیستانی شعار می دادند که به آن ها فرمان جهاد بدهد. نیم ساعت بعد خود شهید آمد به من گفت: آقا رضا! شما بیا سرپرستی کاروان را قبول کن و بچه ها را برگردان که من بتوانم با این ها بروم سوریه. گفتم: مرتضی جان، تو که می خواهی بروی، چرا این افتخار به نام عراق تمام بشود؟ بیا ایران و با سربلندی از ایران خودمان برو. با یک عراقی به نام ابوسجاد دوست شده بود، او