ادعای خیانت در پرونده سرقت یک دوچرخه
سایر منابع:
سایر خبرها
سارق، خودرو را با سرنشین دزدید!
سارق سابقه دار که هنگام دزدیدن خودرو متوجه حضور زن جوان روی صندلی عقب نشده بود با دیدن او از ترس تصادف کرد و با کمک مردم به دام افتاد. صبح دیروز این مرد جوان که به اتهام سرقت خودرو و آدم ربایی بازداشت شده در شعبه 9 دادگاه کیفری استان تهران پای میز محاکمه ایستاد و در دفاع از خود گفت: من اتهام سرقت را قبول دارم. اما نمی دانستم این خانم روی صندلی عقب خوابیده است. من وقتی از کنار خودرو در
سارق بدشانس اشتباهی خودرو را با سرنشینش دزدید
را قبول ندارم. از دادگاه درخواست دارم در این زمینه من را تبرئه کند. بعد از گفته های متهم، وکیل مدافع او در جایگاه قرار گرفت و خواستار برائت متهم از اتهام آدم ربایی شد و گفت: موکل من نه قصدی برای آدم ربایی داشته و نه حتی متوجه خانم جوان در ماشین بوده است، بنابراین عمل او مصداق آدم ربایی نیست. درباره سرقت هم اتهام را قبول دارد و من درخواست دارم با شاکی پرونده در این خصوص مصالحه شود و خسارت او را جبران کنیم تا رضایت بدهد. با پایان گفته های متهم و وکیل مدافعش، قضات برای تصمیم گیری در این خصوص وارد شور شدند. ...
زن 31 ساله بی خبر از باردار بودنش زایمان کرد!
دیدم متوجه شدم که داستان چیز دیگری است. فورا به همسرم و اورژانس زنگ زدم و تا قبل از رسیدن آن ها دخترم را در هال خانه مان به دنیا آوردم. بیشتربخوانید کدام رفتارهای مادر در دوران بارداری بر روی جنین تاثیر می گذارد؟ او از همسرش و از تیم اورژانس به ویژه در زمینه احیاء موفقیت آمیز دخترش که به شدت بیمار بود، تشکر کرد. او گفت که همسرش توانسته با به یاد آوردن اصول کمک های
وقتی زندان بودم خسرو مادرم را از راه بدر کرد!
گریختم. سپس خودروی یکی از دوستانم را به امانت گرفتم که روز بعد هنگام سوختگیری در شهرستان آمل با شکایت دوستم دستگیر شدم. با توجه به اینکه شکایت از ورامین صورت گرفته بود مرا به زندان قرچک ورامین منتقل کردند. با اعتراف به قتل متهمی که برای دومین بار دست به جنایت زده بود، پس از تکمیل پرونده او در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران پای میز محاکمه رفت. متهم در دادگاه گفت: تازه از
قصاص؛ فرجام قتل دوست قدیمی
. آنها متوجه شدند مقتول که با ضربات چاقو از پا درآمده، شهرام نام داشته و خانواده او چند روز قبل با مراجعه به پلیس اعلام کرده بودند او ناپدید شده است. مأموران پلیس با خانواده شهرام تماس گرفتند و از آنها خواستند برای شناسایی جسد به پزشکی قانونی مراجعه کنند. با شناسایی جسد، رسیدگی به پرونده وارد مرحله ای تازه شد. همسر مقتول بازجویی شد و گفت: شوهرم آخرین بار با دوستش به نام رامین قرار داشت. آنها سال
سرقت دوچرخه بهانه رسیدن به عشق قدیمی
ماه قبل همسرم اصرار کرد که من خانه ام را بفروشم و در نزدیکی خانه مادرش خانه ای بخرم. من هم قبول کردم. اما مدتی بعد متوجه تغییر رفتار های همسرم شدم هر روز رابطه ما بدتر می شد و او بهانه گیر شده بود و سر هر موضوعی دعوا راه می انداخت و قهر می کرد. برایم خیلی عجیب بود که چرا مرجان چنین رفتاری دارد وقتی تحقیق کردم فهمیدم همسرم با پسر همسایه به نام محسن سال ها دوست بوده اند و عشق عمیقی داشته اند. وقتی
اعتراف به سرقت خودرو با زنی در صندلی عقب
بازجویی قرار گرفت. عادل 28 ساله که دارای چند سابقه سرقت بود، به جرمش اقرار کرد. بعد از کامل شدن تحقیقات، عادل به اتهام سرقت خودرو و آدم ربایی در شعبه پنجم دادگاه کیفری یک استان تهران پای میز محاکمه ایستاد. روز گذشته و بعد از رسمیت یافتن جلسه زن جوان در جایگاه قرار گرفت و گفت: چند روز قبل از حادثه مادرم فوت کرده بود به همین خاطر از نظر روحی حال مساعدی نداشتم. همسرم امور قضایی مربوط به فوت مادرم را
بازگشت 4 باره قاتل پدرخوانده از پای چوبه دار
نبود و یک بار هم دیدم دستش شکسته است. وقتی از زندان آزاد شدم از طریق بستگانم متوجه شدم پدر خوانده ام مادرم را اذیت می کند و او را کتک می زند که تصمیم گرفتم از او انتقام بگیرم. شب حادثه به خانه اکبر رفتم و مقداری قرص خواب آور به او خوراندم و بعد که بیهوش شد او را خفه کردم، سپس خودرواش را سرقت کردم تا اینکه چند روز بعد هنگام سرقت گوسفند مجبور شدم خودروی مقتول را رها و با خودروی دوستم فرار
فرجام مرگبار یک عشق ممنوعه
تماس گرفتم و متوجه شدم او همسرم را کشته است. بعد از آن سعید یک خانه و زمین را به نام من زد تا به کسی چیزی نگویم. بعد از اعترافات این زن، سعید بازداشت شد و به قتل دوستش بیژن اعتراف کرد و گفت: من عاشق مینا شده بودم و اختلافی که با همسرم داشتم، باعث شده بود بیشتر به سمت مینا بروم. من می دیدم که بیژن بسیار به مینا ظلم می کرد و او را کتک می زد؛ به همین دلیل هم تصمیم گرفتم بیژن را به قتل
گفتگو با فرشته رضایی فعال اجتماعی مهاجر و مبتلا به بیماری دیستروفی
کرده بودم ممکن بود، چند فرزند مبتلا دیستروفی داشته باشم. او با اشاره به خاطرات خود از روز های اولی که از ابتلا به این بیماری آگاه شد افزود: تازه درسم را تمام کرده بودم و یکسالی بود کار می کردم که متوجه احساس ضعف در بدنم شدم. تا قبل از آن همیشه 8 ساعت و خیلی وقت ها بیشتر کار می کردم و احساس خستگی نداشتم، ولی باز هم توجیه می کردم که خستگی از کار زیاد است، تا اینکه کم کم دیدم در حال راه رفتن
شگرد مرد تاجر برای وصول طلب 160 هزار دلاری
کارآگاهان اداره یکم پلیس آگاهی قرار گرفته و تحقیقات در این خصوص ادامه دارد. گفت و گو با متهم چه شد که نقشه سرقت و آدم ربایی کشیدید؟ مدتی قبل 160 هزار دلار به شاهرخ فروختم اما او پول دلارها را پرداخت نکرد. از طرفی هر روز هم قیمت دلار بالاتر می رفت به او گفتم یا دلارها را برگردان یا پولش را بده اما هر بار که سراغ پولم را گرفتم بهانه ای آورد و چون هیچ مدرکی نداشتم که
راز مبهم شلیک به دوست
؛ بعد از رفع نقص یک بار دیگر پرونده به دادگاه فرستاده شد در جلسه رسیدگی به این پرونده بعد از اینکه نماینده دادستان کیفرخواست متهم را خواند مادر مقتول به عنوان، ولی دم در جایگاه قرار گرفت و خواستار صدور حکم قصاص شد. او گفت: مسعود جوان موفقی بود. زندگی خوبی داشت و سربه راه بود. من پسرم را عاشقانه دوست داشتم، اما این مرد 7 سال است با ادعا های ضد و نقیض به قتل پسرم اعتراف نمی کند. یک بار می گوید گلوله
سارق با کلید مسروقه به خانه مال باخته رفت
بود، شدم. این پرونده با دستور قضائی دادگاه بخش آفتاب برای رسیدگی تخصصی به پایگاه نهم پلیس آگاهی ارجاع داده شد. شاکی با حضور در پلیس آگاهی گفت: پس از اتمام مراسم و بازگشت به منزلم واقع درخیابان مهرآباد جنوبی، متوجه به هم ریختگی خانه شدم و در بررسی دقیق تر متوجه شدم طلاجات موجود در منزل، لپ تاپ، پلی استیشن و لوازم تزیینی جمعا به ارزش سه میلیارد ریال ربوده شده که پرونده ای درباره سرقت منزل
سرقت دلار های مرد بازرگان با سناریوی پلیسی
تهران می آید در خانه ام نگهداری کنم و بعد تحویل او بدهم. آدم ربایی برای سرقت 130 هزار دلاری طبق قرار صرافی دلار ها را با پیک موتوری به در خانه ام آورد و من هم بعد از اینکه شمارش کردم تحویل گرفتم. از آنجایی که نگران دلار ها بودم تصمیم گرفتم به محل کارم بروم و دلار ها را در گاوصندق دفتر بگذارم و روز بعد تحویل صاحبکارم بدهم. سپس به آن طرف خیابان رفتم و در حالی که منتظر تاکسی بودم
نیکوکاری از جنس زوج مهراندیش گچسارانی/پایش محله های فقیرنشین در روزهای داغ تابستان
گرما در آخرین روز تیرماه را تجربه کنند. فریدون پوراحمد در ادامه این گفتگو افزود: بعد از تعیین دو حامیِ ماهیانه برای این دو دختر ناشنوا، دوماهیانه یکصد هزار تومانی برای این دو دختر به شماره کارتشان واریز شد. فریدون پوراحمد تاکید کرد: ما در برنامه ماهیانه پیش رو، سه شنبه های مهرورزی داریم که این سه شنبه هم به رسیدگی به نیاز ماهان 10 ساله که با مادرش زندگی می کند اختصاص یافته است
تروریست ها جگر پسرم را از پیکرش بیرون کشیدند
در آغوش گرفتیم. لحظه سختی بود. وقتی که رفت می دانستم حسرت دیدنش به دلم خواهد ماند. از شهادتشان چطور باخبر شدید؟ حدود سه، چهار شبانه روز می دانستم حمید شهید شده و دلم آشوب بود. بستگان همه آمده بودند خانه دایی حمید. فرمانده سپاه هم آمده بود. وقتی دیدم همه آمدند متوجه شدم. من خواب شهید شدن حمید را دیده بودم و قبل از رفتنش به او گفته بودم. روز 13 فروردین که مردم برای تفریح به
اعتراضات در میشیگان به بازداشت دختر نوجوان سیاه پوست + تصاویر
کانون اصلاح و تربیت شده است. مادر و وکلای او اقدام دادگاه را به دلیل تبعیض نژاد محکوم کرده اند؛ مادر او دلیل عدم رهایی او از زندان به دست قاضی پرونده را سیاه پوست بودن این دختر بچه مبتلا به اختلال بیش فعالی و نقص توجه دانسته است. روز دوشنبه دادگاه دلیل بازداشت این دختر را دزدی و نزاع با مادرش عنوان کرده است. در این دادگاه گریس در حالیکه گریه می کرد می گفت: دلم برای مامانم تنگ
قصاص، پایان قتل به خاطر یک باغچه
موضوع باغچه را حل کنیم، اما کارمان به جروبحث کشید و من هم با عصبانیت با چاقو ضربه ای به او زدم و او فوت کرد و بعد هم او را به بیابانی بردم و رها کردم. پس از اعتراف صریح متهم و تکمیل تحقیقات، کیفرخواست علیه او صادر و پرونده برای رسیدگی به شعبه 2 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده و متهم صبح دیروز محاکمه شد. در این جلسه اولیای دم درخواست قصاص کردند و در ادامه متهم با رد اتهام قتل گفت: من
کار بزرگ عروس و داماد در روزهای کرونایی / در زندان هلهله سر دادند!+ عکس
قرار و مدار جشن عروسی را گذاشته بودند، طبق برنامه ریزی آخرین روز های اسفند ماه پس از برگزاری مراسم عروسی باشکوه و پر از مهمان به خانه بخت می رفتند. اما وقتی سروکله کرونا پیدا شد مراسم عروسی آن ها هم مثل هزاران مراسم عروسی دیگر کنسل شد. زوج جوان طبسی چند ماه انتظار کشیدند تا سرانجام شرایط برای برگزاری مجدد جشن عروسی آغاز شد، اما این بار موج دوم کرونا بود که باعث شد کار آن ها دوباره به
کوتاه از حادثه
که دیگر نفس نمی کشید. دختر کوچکم که صدای درگیری ما را شنید از حمام بیرون آمد اما به او اجازه ندادم که وارد اتاق شود. چند دقیقه بعد دختر بزرگم از سرکار به خانه بازگشت و به اورژانس زنگ زد. وقتی اورژانس رسید و متوجه کبودی های دور گردن همسرم شد با پلیس تماس گرفت و موضوع را گزارش کرد. من قصد کشتن او را نداشتم و حالا به شدت پشیمانم و عذاب وجدان دارم. این متهم پس از اقرار به قتل با قرار قانونی بازداشت شد
زنانِ رکاب زن
حالا با گذشت سال ها، یک روز وقتی داشتم از درِ مترو خارج می شدم، با دیدن چندین دوچرخه پارک شده در محل پارک موتورسیکلت ها کنار در ورودی مترو، این فکر به ذهنم خطور کرد که بهتر است یک دوچرخه تهیه کرده و مسیر 30 دقیقه ای مترو تا خانه را با دوچرخه طی کنم و دیگر برای طی این مسیر با عجله سوار تاکسی نشوم که هم فال است و هم تماشا. همان روز بود که یک گروه دوچرخه سوار از مقابلم عبور کردند، روز
ارتباط زن خائن با احسان پسر همسایه به سبک سریال ترک
برایم صحبت کرده بود. وقتی آنها بعد از سالها با هم روبه رو شدند خاطرات دوران کودکی شان زنده شده و احسان به همسرم ابراز علاقه کرده و آنها با هم در ارتباط هستند. حالا از همسرم و احسان شاکی هستم. با این شکایت پرونده پیمان به اتهام سرقت دوچرخه و پرونده همسر وی و احسان به اتهام رابطه نامشروع و خیانت به شعبه 12 دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد. در ابتدای جلسه پیمان در جایگاه
بخشش تازه دامادی که مرتکب قتل شد
خاطر هم با خانواده من به توافق رسیدند و اعلام گذشت کردند. متهم گفت: من بهترین روز ها و سال های زندگی ام را در غربت گذراندم و همراه زنم آواره شدیم و خانواده ام خسارت مالی سنگینی دیدند. درخواست دارم من را عفو کنید. قضات شعبه 10 دادگاه کیفری استان تهران بعد از پایان جلسه دادگاه وارد شور شدند و با توجه به اتهام قتل عمدی و فرار غیرقانونی از کشور که متوجه متهم بود، او را به سه سال حبس با احتساب ایام بازداشت محکوم کردند. منبع: شرق
از دستگیری سارقان پل های عابر تا کشف سرقت های میلیاردی لوازم خودرو
بهشت زهرا بلوارعروجیان مراجعه و خودروی ال نود خود را در محوطه مربوطه پارک کردم، پس از بازگشت به خودرو متوجه شکسته شدن شیشه خودرو و سرقت کیف همسرم که بر روی صندلی عقب خودرو و حاوی 2 میلیون تومان وجه نقد – مدارک شناسایی – دست کلید منزل و گوشی تلفن همراه بود شدم. رییس پایگاه نهم پلیس آگاهی تهران توضیح داد: با طرح شکایت پرونده با دستور قضائی دادگاه بخش آفتاب برای رسیدگی تخصصی به پایگاه نهم
پسر جوان مادرش را به خاطر دختر همسایه کشت
گروه حوادث: پسری جوان مادرش را به این دلیل که با ازدواج او مخالف بود، به قتل رساند. این متهم در بازداشت به سر می برد و تحقیقات پلیسی-قضائی از او در حال انجام است.کارآگاهان جنایی استان البرز چند روز قبل از مرگ مشکوک زنی میان سال در خانه اش مطلع شدند و به همراه تیمی از تشخیص هویت و پزشکی قانونی به محل اعلام شده رفتند. آن ها جسد زنی را مشاهده کردند که در پذیرایی خانه نقش بر زمین شده بود و کبودی دور
سرنوشت وحشتناک زنی که با دوست صمیمی شوهرش رابطه نامشروع داشت + عکس و جزئیات
افزود: مدتی بعد از ارتکاب قتل فهمیدم ز با افراد دیگری هم ارتباط دارد. از این موضوع خیلی ناراحت شدم و وی را چند بار تعقیب کردم حتی با یکی از همان مردانی که با او در ارتباط بود درگیر شدم و دعوا کردیم. بهمین خاطر دیگر وی را رها کردم و به دنبال زندگی خودم رفتم. ز در پی اعترافات مغول گفت: او بعد از قتل دیگر اهمیتی به من نمی داد در حالیکه من همسرم را از دست داده بودم و کسی را هم نداشتم. حتی
طلاق زن میانسال به خاطر دستفروشی در مترو!
درگیر کرده است. گاهی تلفنش زنگ می خورد و خیلی آهسته شروع به صحبت می کرد. حتی متوجه شدم قبل از ورود به خانه اول به انباری خانه مان می رود و چیزی در آنجا پنهان می کند. بالاخره یک روز مخفیانه دنبال او و دخترم راه افتادم. وارد ایستگاه مترو شدند و در خط کرج، یک کیف نه چندان بزرگ که همراه داشتند باز کردند و شروع کردند به فروش لوازم آرایش. فریدون که از عصبانیت صدایش می لرزید در ادامه
دو بار قصاص برای پسرقاتل
بازسازی صحنه جرم برای وی کیفرخواست صادر و پرونده اش به شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد. در ابتدای جلسه دختر مقتولان در جایگاه ویژه ایستاد و برای قاتل پدر و مادرش حکم قصاص خواست. دختر جوان در حالی که اشک می ریخت، گفت من تنها فرزند این خانواده هستم و غیر از پدر و مادرم کسی را ندارم. بعد از مرگ آن ها خیلی تنها شدم و حالا هم برای قاتل پدر و مادرم درخواست مجازات قصاص دارم.