سایر منابع:
سایر خبرها
شوقِ هنرآموزی؛ از ابتداییِ صادقیه تا دبیرستان دهخدا / رفت و برگشت مسی در خانه های ایرانیان!
انقلاب، بیش تر با موضوع مسائل انقلاب بود. یادم هست طرحی از صحنه تیرباران نواب صفوی کشیده بودم؛ شاید آن کارها هنوز در خانه مادربزرگم باشد. مدرسه ابتدایی من، صادقیه بود؛ پشت مسجد امام. این را هم بگویم که من بچه خیابان راه آهن هستم. دوره راهنمایی را در مدرسه توکلی گذراندم. یکسال از دوره دبیرستان را در مدرسه صفایی در سی سر گذراندم و بعد به دبیرستان دهخدا در میدان امام آمدم. رشته من ادبیات بود
بیمارستان برایمان مثل مدرسه بود و از هر لحظه اش درس می گرفتیم
نخستین روز های شروع جنگ خودش را به آبادان رساند و مشغول مداوای مجروحان شد. اسماعیلی روز های سخت اول جنگ که با کمبود امکانات و حملات شدید دشمن بعثی مواجه بود را به چشم دید. با این امدادگر دفاع مقدس درباره شرایط کار کردن و خطرات پیش رویشان صحبت کردیم که در ادامه می خوانید. رفتن یک خانم به جبهه کار سختی بود، شما از چه سالی و چطور پایتان به مناطق جنگی باز شد؟ من بچه جنوب بودم و در
گفت و گو با امیر پارسی بازیگر پیشکسوت / بازیگر نقش اوستا
. خیلی مردم را خنداندیم. آن زمان دو شبکه تلویزیون بود که از ساعت 16 تا 23 برنامه داشت. جنگ بود و ما هم جزو گروه های معدود در طنز بودیم و سعی می کردیم مردم را شاد کنیم و آنها را بخندانیم. (با خنده) نه خانم! مگر می شود جلوی سن و سال را گرفت. دیگر ما انرژی سابق را نداریم. نه خودم را پیر تصور نمی کنم. اما انرژی ای که در 25 سالگی داشتم، مسلماً در 65 سالگی ندارم، حتی نمی
مشارکت سمن ها با هلال احمر و از بین رفتن موازی کاری
که ماه های زیادی تا پایان سال تحصیلی باقی مانده بود. معلمانی که به امکانات لازم دسترسی داشتند، آموزش را به صورت آنلاین و با کمک گوشی های هوشمند و پیام رسان ها ادامه دادند. اما در این میان، دانش آموزان زیادی از چشم دور ماندند. آمار می گوید حدود 30 درصد دانش آموزان در مناطق کمتربرخوردار اصلا به اینترنت و گوشی های هوشمند دسترسی ندارند. این دانش آموزان ابزار مناسب آموزش آنلاین را در خانه ندارند و از
روایت دلتنگی ذاکری که 400 بار توفیق زیارت سیدالشهداء نصیبش شد
مجلس شرکت می کردم و خیلی به مجالس روضه آن مرحوم علاقه مند بودم، حتی اگر حضوری هم نبود نوارهای سخنرانی او را گوش می دادم و متن آن را حفظ می کرد. 37 سال پیش مدال نوکری اهل بیت (ع) نصیبم شد زمانی، ادامه داد: وقتی بزرگتر شدم، از لطف و محبت خداوند و اهل بیت (ع) بود که بنده حقیر از سال 62 یعنی 37 سال پیش مدال نوکری اهل بیت (ع) نصیبم شد و با خواندن اولین نوحه در ماه محرم در مسجد
زندگینامه دکتر میثم شکری ساز
پانزده سالگی در منطقه پایگاه نظامی نیروی دریایی بوشهر زندگی کرده است. همین زمان ها بود که صدمات ناشی از جبهه و ترکش ها باعث شد تا پدرش آسیب جدی ببیند و تنها با بیست سال سابقه خدمت، بازنشسته شود. پس از گذشت مدتی آن ها به شهر اصفهان بازگشتند تا شرایط زندگی را مثل قبل فراهم کنند. میثم پس از مستقر شدن در اصفهان، وطن مادری شان، تصمیم گرفت تا بدون معطلی به مدرسه برود و در تمام امتحانات با
هزار چرخ تابان
و چرخید و چرخید تا هزارمین چرخ، در تابستان گرم و عجیب امسال رسید. دوچرخه را می گویم! دوست قدیم و همراه آهسته، اما پیوسته ی ما در سال های بسیار... برای ما که با تمام پدال زدن های دوچرخه همراهش بودیم، هزار شماره اتفاق قشنگی است. ما که اول مسیر، دور دوچرخه جمع شدیم و کلمه هایش را زندگی کردیم. گاهی سوار ترک وسیعش شدیم و گاهی در سربالایی های تند، هلش دادیم رو به فرداها... چه کسی باور می
گفت و گو با دکتر سید ابراهیم بهزادی پزشک شاعر
شد که در شناسنامه متولد اهرم باشم و صادره از تنگستان. کلاس پنجم مصادف شد با فوت پدر بزرگ مادری ام ( حاج میرزا محمود حامدی ) و در خورموج ماندیم. تنها سالی که در خورموج تحصیل کردم مدرسه ادب و آموزگارم زنده یاد محمد بحرالعین بود. کلاس ششم مدرسه پورسینای امام زاده بوشهر، سیکل اول در بهمنی دبیرستان اخوت. کلاس 10 و 11( رشته طبیعی ) دبیرستان فردوسی برازجان و سال پایانی و دیپلم دبیرستان حکیم
دوست نداشتم برگه تخصص دکتریم در باب فرهنگ ایران را از دست فرنگیان ارزان خری کنم
پور، دکتر یوسف رحیم لو، استاد قاضی و ... همه استادان پر برکتی بودند. خاطرم هست در سال اول در درس زبان انگلیسی استادی نصیبم شد بسیار تند، تلخ و جدی. من که زبان انگلیسی را از دوره دبیرستان خودخوانی کرده بودم که برخلاف همکلاسی های دیگر، در امتحانات نهایی ششم دبیرستان، روی هم رفته تک نیاورم و نیاورده بودم، مکالمه ام چندانی تعریفی نداشت. در کلاس مکالمه تو می زدم و استادم در آخر، با اخم و بی مهری
خیز بلند برای آینده روشن
مرضیه سلیمانی- سمیرا منشادی | شهرآرانیوز؛ سال تحصیلی امسال هم با تمام فرازوفرودهایش به پایان رسید. سال تحصیلی ای که بیشتر آن در سایه کرونا و درس و کلاس های آنلاین گذشت. در این بین آنچه که مهم است دانش آموزانی هستند که نهایت تلاششان را می کنند تا بهترین نتیجه ها را به دست آورند. به سراغ 8 دانش آموز برتر مدرسه متوسطه اول هاشمی نژاد 3 رفتیم که سال گذشته را با آزمون های مجازی پشت سر گذاشتند و در
محمد تقی گنابادی، عالم وارسته و مجاهدی روشن ضمیر
به گزارش حوزه سایر رسانه ها خبرگزاری تقریب به نقل از ایرنا: همیشه بعد از درس و منبر، در اوقات فراغت به بازی های کودکانه می پرداختم. اهالی محله هم می گفتند نه به آن منبر و روضه ات و نه به این بازیگوشی هایت. رفتارهای تو مثل رفتار بهلول زمان امام صادق(ع) است. تقریبا از همان زمان و به دلیل همان تشابه این اسم روی من ماند؛ اینها بخشی از گفته های شیخ محمد تقی بهلول است. تولد و خانواده
چیزی شبیه آرزو!
ماه بانو صالح نژاد / اشاره: با حال و روز معلمان و کارمندان آموزش و پرورش غریبه نیستم؛ مادرم مدرس و معاون مدرسه بود، از کودکی ناظم صدایش می کردم و ناظم در خستگی و نارضایتی تمام خودش را از این شغل بازخرید کرد. تلاش های مداومی که کسی قدرش را نمی دانست، مشکلات مالی و بیش از هر مشکل دیگری، مسایلی که در مواجهه با دانش آموزان و خانواده هایشان درگیرش می شد، او را از این کار زده کرده بود. تمام
شهید مجید قربانخانی حُر مدافعان حرم است
نمی شد. ما در روز تشیع جنازه اصلا اطلاع رسانی نکرده بودیم، سیل خروشان مردم را که دیدیم بسیار شگفت زده شدیم. از نقاط مختلف کشور می دیدیم که افراد آمده بودند از جاهای دوری مانند دهلران، شیراز، اهواز و آبادان. مادر شهید : وقتی معراج شهدا رفتیم برای تحویل گرفتن بقایای پیکر مجید ، آنچه از پیکر وی مانده بود را لای کفن شبیه به قنداق پیچیده بودند. مجید پیش از حضور در جبهه نبرد همراه با یارانش
بررسی تفاوت 2 مفهوم شیطنت و شرارت از نگاه کودکان همراه با نظر روان شناس
شیطنت آمیزش می گوید: یک روز با بچّه های کلاس روی صندلی یکی دیگر از دوستانمان که بچّه ی شلوغی بود، چسب ریختیم و او از همه جا بی خبر، روی آن نشست و به صندلی چسبید. خیلی خنده اش گرفته بود. به او گفتیم دیگر شلوغی نکند و سر درس حواسمان را پرت نکند. او هم دیگر کسی را اذیّت نکرد. مهرداد برادر دوقلوی اشکان است. او مانند برادرش فکر می کند بهتر است بچّه ها در کودکی خوب و آرام باشند. مهرداد
ازدواج اشرف پهلوی و مهدی بوشهری در سفارت ایران در پاریس
رویداد24 تصویری از مراسم ازدواج اشرف پهلوی خواهر دو قلوی محمدرضا شاه پهلوی و مهدی بوشهری در سفارت ایران در پاریس. در سمت راست تصویر نیز همدم السلطنه دیده می شود. مهدی بوشهری نوه معین التجار بود؛ کسی که بخاطر خریدن باغ لاله زار از ناصرالدین شاه به شهرت رسیده بود. بوشهری و اشرف به مدت چهار سال به روابط خود ادامه دادند و نهایتا در سال 1335 و 18 روز پس از طلاق اشرف از احمد شفیق در پاریس
روحانی بی بدیل و بی نظیر
قرار گرفتند، نجات یافته بود، پس از آشنایی با این عالم بزرگوار بر آن شدم تا به همراه وی و دیگر طلاب اردبیل به سوی شهرستان قم به قصد ادامه تحصیل سفر کنم. در دوران پهلوی اول در مدرسه فیضیه قم مشغول به تحصیل و مدتی در درس مرحوم آیت الله حجت کوه کمری، درس خارج مرحوم آیت الله بروجردی و آیت الله محقق داماد حاضر شده و از محضر این استادان کسب فیض کرد، بعد از وفات آیت الله بروجردی و فشار و تقابل
جهادگری که قبل از پیوستن به مدافعان حرم شهید شد+تصاویر
وقتی پدری در حق پسرش این جمله را ادا کند دیگر در عاقبت به خیر شدن آن فرزند ابهامی نمی ماند. پدر سید محمد می گوید پسر ارشدش از کودکی تاب دیدن زندگی سخت نیازمندان را نداشته است: خود ما زندگی بسیار معمولی داشتیم. سید محمد متولد سال 1375 بود. وقتی در مسیر اردوهای جهادی و در سانحه رانندگی رخ داد به شهادت رسید فقط 21 سال داشت و در روز شهادت امام باقر علیه السلام تشییع شد. با این همه از همان کودکی با صدقه
همه آنچه می خواهید درباره تربیت خانوادگی ترامپ بدانید
. ماریان ترامپ بری، یکی از خواهران دانلد ترامپ درباره بستری شدن مادرشان در بیمارستان و واکنش پدر گفته است: پدرم به خانه آمد و گفت که بعید است مادر زنده بماند. او از من خواست به مدرسه بروم و اگر اتفاقی افتاد، خبرم می کند. درست شنیدید، مثل هر روز به مدرسه برو! هر چند از نظر دکتر مری ترامپ، دانلد که آن زمان پسری دو سال و نیمه بود، در دوران بیماری مادرش بسیار سختی کشید و آسیب روحی فراوان دید
شهیدی که به خاطر پایمال شدن حق کارگران استعفا داد
به گزارش بولتن نیوز ، از خدمت سربازی که برگشت هدفمند تر درس خواند و در رشته عمران پذیرفته شد. سر چهار سال یک مهندس شایسته شده بود. بند بند سوگند نامه را به خاطر سپرد و به شهادت همکارانش هرگز از آن تعدی نکرد. خوش فکر بود. خوب حرف می زد و با کلام نافذی که داشت دعوت کننده خیلی ها به اردوهای جهادی شد. راهی که آن را والاترین مسیر برای دستیابی به رضایت اهل بیت (ع) می دید. راهی که انتهای آن به لبخند
گل محمدی: زبان رئالی های پرسپولیس دراز شده!
من با فلسفه چنین تیمی که در آن بازی کرده و به نوعی از جنس آن بودم خوب آشنایی دارم و می دانم همه از این تیم انتظار قهرمانی دارند و در پرسپولیس مربی محکوم به کسب عنوان قهرمانی است . * عواقب حضور در پرسپولیس را می دانستم کسب جام و انتظار قهرمانی، طبیعت تیم های بزرگ است و این انتظارات به حق از همه مربیانی که در تیم های بزرگ قصد فعالیت دارند وجود دارد از همین رو من هم به همه جوانب کار
امیر نوری ، پرویز پرستویی را رسوا کرد + فیلم دیده نشده
ماوقع پرداخت. وی گفت: چند سال قبل و در زمان اکران فیلم بادیگارد ، مراسم بزرگداشتی برای من در ونکوور کانادا برگزار کرده بودند. بنا به دعوت برگزارکنندگان، راهی کانادا بودم که در فرودگاه، خبرنگاری از من درباره سردار سلیمانی پرسید. مدتی قبل در جلسه ای سه ساعته همراه با ایشان، فیلم را دیده بودیم. در کل نمایش فیلم، حواسم به واکنش های او بود تا این شهید را ورای شنیده های قبلی، بشناسم. به آن
اینک صدای پای دوست
فعالیت کند، تأثیر بگذارد، در ارتقای سطح کیفی اش مؤثر باشد و راهی را باز کند تا دیگران هم بیایند و حکایت خود را بگویند. اما این نوشته، روایت کوتاه و مختصر ماست از مسیری که کیمیایی در این سال های طولانی طی کرده. خوشبختانه این داستان همچنان قرار است ادامه داشته باشد و این تازه اول عشق است. 1320 متولد سال های جنگ جهانی دوم متولد 1320 در خیابان امیر کبیر (چراغ برق) تهران، در سال های
حاج حسن شب عروسی اش عازم جنگ با ضد انقلاب شد
مشهدی اصغر فرستادیم. مادر به روز هایی که فرزندش مؤذن مسجد محله تکاب بود، اشاره می کند و می گوید: وقتی از روستا به تکاب می رفتیم، لحظه شماری می کردم تا حسن را ببینم. یک بار که رفته بودیم، پسرم منزل نبود. از پدرشوهرم سراغش را گرفتم. گفت به مسجد رفته تا اذان بگوید. کمی دیگر صدایش را می شنوی. وقتی صدای اذان حسن آمد واقعاً خوشحال شدم. پسرم تا کلاس نهم در تکاب نزد پدربزرگش بود. بعد از هفت سال من
وزیری که اهل پشت میز نشینی نبود | تصاویر فرمانده محبوب دوران جنگ
نامجو دستور تعطیل شدن کلاس های درس را صادر و فقط پس از چند ساعت، تصمیم مهمی بگیرد؛ تصمیمی با عنوان اعزام دانشجویان دانشکده افسری به جبهه های نبرد برای مقابله با تجاوز دشمن بعثی. اعزام دانشجویان دانشکده افسری امام علی به جبهه های نبرد، به فاصله دو روز بسیار مهم و تاثیرگذار بود. البته این تصمیم در آن زمان موافقان و مخالفان بسیاری داشت که البته همه از سر خیرخواهی و دلسوزی بود. شهید نامجو با
نقش شهید مظلوم اهوازی در تامین گاز جنگ زدگان
بسیج در اهواز در کنار دفاع شهری تامین کپسول گاز مایع برای شهروندان بود. در منطقه پادادشهر اهواز این وظیفه به عهده ی مسجد جوادالائمه (ع) گذاشته شد. فضای مناسبی از مسجد را برا این کار اختصاص دادیم و مسولیت آن بر دوش غلامحسین سیاح گذاشته شد. روز اول جنگ در اتاق نام نویسی مسجد از سیل جمعیت مشتاق دفاع از ایران و اسلام در برابر تجاوز ثبت نام می کردم. اسم غلامحسین سیاح که زیر قلمم لغزید مقابل
هنگام نماز مغرب و عشاء بود که تلویزیون خبر شهادت حسین را داد
به گزارش خبرنگار دفاع پرس از یزد، شهید حسین شیخ نیا ، در 23 آبان سال 1342 در روستای فهرج و در خانواده نسبتاً پرجمعیت به دنیا آمد. در سال 1361 برای دومین بار به جبهه اعزام گشت و این بار بود که به آرزوی دیرینه خود که سال ها بود در دل داشت؛ یعنی نوشیدن شربت شهادت نائل گشت. در ادامه بخشی از خاطرات خانواده و دوستان شهید بزرگوار را می خوانیم: ثریا خواهر شهید : من داخل
خبر فوری؛ امام جمعه موقت یزد درگذشت + زندگی نامه
به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه از یزد، حجت الاسلام والمسلین سید جواد آیت اللهی امام جمعه موقت یزد که از چندی قبل به دلیل بیماری کرونا در بیمارستان بستری بود، ساعتی پیش بر اثر ایست قلبی دار فانی را وداع گفت. بیشتر بخوانید: سازمان بسیج طلاب و روحانیون سپاه الغدیر استان یزد با انتشار پیام تسلیتی، درگذشت این عالم فرزانه را به محضر مقدس امام زمان(عج)، مقام معظم رهبری، علما و
نویسنده کتاب خاطرات شهید ماهینی: یک عکس جرقه ای برای نوشتن کتاب شد
خطا کند. و در زندگی اش بین ظلمت و نور، یک جایی نور پیروز شده که به دفاع از ناموس و کشورش قدم برداشته است. نباید از شهید یک قدیس ساخت که برای مخاطب عام غیر قابل دسترسی باشد. بلکه باید این امید وجود داشته باشد که همه می توانند به سمت نور حرکت کنند. در کربلا حر همراه با امام حسین (ع) شهید شد و کسی که سال ها با وی نماز خوانده بود در مقابل وی قرار گرفت. *با توجه به کاهش سرانه مطالعه کتاب و
نخستین شهرک اتوبوس رانی مشهد چگونه شکل گرفت؟
صابری فر با باور به اینکه یک معلم است، حقوقش به اندازه همان معلمی بود. او می گوید: آن موقع حقوق مدیرعامل اتوبوس رانی 18 هزار تومان بود. من روز اول با آن ها صحبت کردم و گفتم که من با 15 سال سابقه در آموزش وپرورش به اندازه حقوق معلمی ام که 8300 تومان است، می خواهم. حقوق مدیرعاملی را نگرفتم. همین ماجرا ها باعث شد که سازمان به کنترل من دربیاید و همه حرف شنوی داشته باشند. یک بار ساعت 9 شب به من