سوء قصد ناکام به جان شوهر پولدار
سایر منابع:
سایر خبرها
زن متاهل: معشوقه ام گفت تو مانند شوهرت من را هم می کشی
کشیده بودم داخل غذا و کیک آفت گیاهی ریختم تا با آن همسرم را به قتل برسانم. وقتی حال سروش بد شد شروع به داد و فریاد کرده و با کمک همسایه ها او را به بیمارستان رساندم و بعد از آن به خانه آمدم و وسایل با ارزش را سرقت کردم. وقتی به سراغ ایمان رفتم و ماجرا را برای او گفتم، او مرا ترک کرد و گفت وقتی توانستی چنین کار وحشتناکی با همسرت بکنی حتماً یک روز هم مرا می کشی بعد هم مرا ترک کرد. با اعتراف زن جوان به دستور بازپرس پرونده، او در اختیار کارآگاهان پلیس قرار داده شد و تحقیقات در این خصوص ادامه دارد. روزنامه ایران http://shahrkhan. ...
می خواستم شوهرم را بکشم با عشق قدیمی ام ازدواج کنم
به گزارش جوان آنلاین ، چندی قبل مرد جوانی به اداره پلیس رفت و از همسرش به اتهام اقدام به قتل و سرقت اموالش شکایت کرد. شاکی در توضیح ماجرا گفت: سال هاست در کار خرید و فروش دلار، سکه و بورس فعالیت می کنم و وضع مالی خوبی دارم. همسرم هاله از بستگان دور من است. چند سال قبل در مهمانی با همسرم آشنا شدم و خانواده ام او را پسندیدند و ازدواج کردم. ابتدای زندگی با هم مشکلی نداشتیم و همیشه خوب و
سناریوی هولناک زنانه برای قتل شوهر
بودم. پزشکان به من گفتند که 12 روز در کما بوده و به طور معجزه آسا نجات پیدا کردم. از همسرم خبری نبود و خانواده ام ردی از او نداشتند. بعد از آنکه مرخص شده و به خانه بازگشتم زنم در خانه نبود، وسایل خانه به هم ریخته و پول، دلار و اسناد و مدارک نبود. با ناپدیدشدن او باورم نمی شد که همسرم اموال را دزدیده و به جانم سوءقصد کرده است. تحقیقات پلیسی برای دستگیری زن 31 ساله ادامه داشت تا این که او
برادر کشی به خاطر ترس از بیمارستان روانی
تیم جنایی به خانه آنها با جسد پسر جوانی روی کاناپه، مقابل تلویزیون روبه رو شدند. پسر جوان از ناحیه پشت سر با 4 ضربه چاقو به قتل رسیده بود. صاحبخانه که مرد میانسالی بود در تحقیقات به مأموران گفت: زمان حادثه من داخل حیاط بودم و همسرم نیز در حمام بود. یک دفعه پسر بزرگم به نام افشین به حیاط آمد و گفت حال پدرام خوب نیست. پرسیدم چه اتفاقی افتاده که افشین با لحنی عصبی گفت: پدرام می خواست مرا به
در جست و جوی آزارگر زنان پایتخت
: هنوز چند لحظه ای نگذشته بود که صدای زنگ آپارتمانم را شنیدم. در آپارتمان را باز کردم و پشت در با مردی جوان مواجه شدم که کلاه مشکی لبه دار و نقابی به صورت داشت. همان مردی بود که تا چند لحظه قبل پشت آیفون خودش را مأمور معرفی کرده بود. او ناگهان اسلحه ای به سوی من نشانه گرفت و تهدید کرد که اگر حرفی بزنم ماشه را می کشد و جانم را می گیرد. شاکی ادامه داد: مرد مسلح وارد خانه ام شد و با تهدید مرا مورد
برادرم زنم را تحریک می کرد من هم او را کشتم
فوت کرد. پس از اظهارات سمیرا، مأموران برای بازداشت فریدون به خانه آنها رفتند که معلوم شد وی متواری شده است. بررسی ها برای دستگیری متهم به قتل آغاز شد اما نتیجه ای نداشت تا اینکه فریدون بعد از چند ماه خودش را به مأموران معرفی کرد و در همان ابتدا با پذیرش قتل برادرش عنوان کرد: من سال ها معتاد بودم و خانواده ام از این موضوع خبر نداشتند بعد از ازدواجم فقط همسرم سمیرا متوجه این مسأله شد که
مرد تهرانی زنش را به خاطر داشتن وسواس کشت! +عکس
گفت: لاله وسواس داشت و ما همیشه سعی می کردیم به شوهرخواهرم کمک کنیم تا مشکلی در زندگی شان به وجود نیاید اما او خواهرمان را کشت. اگر نمی توانست با او زندگی کند طاقش می داد اما او باقساوت خواهرم را به قتل رساند و ما می خواهیم که او قصاص شود. در ادامه متهم به جایگاه رفت و گفت: من اتهام قتل را قبول دارم. همسرم زن بسیار مهربانی بود و عاشقش بودم. زندگی مان تا یکسال پیش از بارداری اش خیلی خوب بود تا
عامل شهادت مأمور پلیس به محل حادثه بازگشت
ادامه داد تا اینکه پشت چراغ قرمز و پس از برخورد با تیر چراغ برق احساس کرد در دام مأموران گرفتار شده است. در این شرایط که مأموران پلیس پشت خودروی متهم قرار داشتند، متهم برای فرار به صورت دنده عقب شروع به رانندگی کرد و در این حین دو مأموران پلیس را زیر گرفت و دوباره فرار کرد. پس از این مأمور دیگر متهم را تعقیب کرد و وی را دستگیر کرد و دو مأمور زخمی هم به بیمارستان منتقل شدند تا اینکه روز بعد گروهبان یکم
زن جوان با یک تلفن در دام مرد کلاهبردار افتاد
گوشه گیر و افسرده شده بودم و از تنهایی رنج می بردم، اما نمی توانستم آن لحظه دلخراش و مرگبار را به فراموشی بسپارم که زندگی ام را ویران کرد. در همین شرایط روحی ناگهان بازیچه مرد شیادی در فضای مجازی شدم و چندین میلیون تومان از سرمایه ام را از دست دادم و ... به گزارش خراسان، زن 30 ساله ای که برای شکایت از یک کلاهبردار اینترنتی وارد کلانتری شده بود، در حالی که بیان می کرد چنان جذب تصاویر و
پلیس در تعقیب شکارچی زنان تنها
ام شود. آن موقع از روز من تنها بودم و او با تهدید اسلحه مرا مورد آزار و اذیت قرار داد و پول و طلا ها و وسایل با ارزش داخل خانه را به سرقت برد، اما گوشی تلفن همراهم را سرقت نکرد. شکایت های مشابه به دنبال شکایت زن جوان، پرونده ای در دادسرای شهرری تشکیل شد و کارآگاهان اداره یکم پلیس پایتخت برای دستگیری مأمور قلابی برق وارد عمل شدند. در حالی که بررسی ها برای دستگیری مرد ناشناس ادامه
سرقت زن همسایه از منازل محل در شرق تهران
به گزارش گروه اجتماعی باشگاه خبرنگاران جوان ،سرهنگ کارآگاه علی کنجوریان گفت: بیست و سوم تیرماه پرونده ای با موضوع سرقت منزل در کلانتری 159 بیسیم تشکیل و با دستور مقام قضائی برای رسیدگی تخصصی به پلیس آگاهی ارجاع شد. وی گفت: شاکی در تحقیقات پلیسی اظهار داشت، ساعت 6 بعد از ظهر بیست و دوم تیرماه از منزل خود واقع در خیابان 17 شهریور خارج شدم و پس از حدود سه ساعت مراجعه و متوجه شدم مقادیری
استخدام زن برای اخاذی از مرد پولدار
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان ، رسیدگی به این پرونده از حدود یک سال قبل با شکایت مردی جوان به پلیس آغاز شد. وی به مأموران گفت: من یک سوپر میوه دارم و، چون همیشه میوه های خاص و گرانقیمت می فروشم مشتری هایم افراد ثروتمند هستند. چند ماه قبل زنی جوان به مغازه ام آمد و با دادن شماره تلفنش باب آشنایی بین ما باز شد. او کم کم به من ابراز علاقه کرد و بعد از آشنایی بیشتر یک روز مرا به خانه اش
آزار شیطانی سریالی 6 زن خانه دار تهرانی / مأمور برق هفت تیرکش بود
اوایل اردیبهشت ماه امسال زنی در تماس با پلیس ادعا کرد که مردی در نقش مأمور اداره برق وارد ساختمان شده و با تهدید اسلحه پس از آزار و اذیت اقدام به سرقت طلا و پول های داخل خانه کرده است. با توجه به حساسیت موضوع تیمی از مأموران اداره یکم پلیس آگاهی تهران برای تحقیقات ویژه وارد عمل شدند. اقدام شیطانی مرد فریبکار کارآگاهان در گام نخست به سراغ زن جوان رفته و تحقیقات خود
ناگفته های مردی که با جسد زنش به مسافرت رفت
به پلیس تحویل داده و تسلیم شوم. به چند کیلومتری شهر رسیدم، به برادرم زنگ زدم و گفتم زنم را کشتم که باورش نمی شد. بعد او به دیدنم آمد، دو فرزندم را به برادرم سپردم و با خودرویی که جسد همسرم در آن بود به مسیرم ادامه داده و بعد از توقف مقابل پلیس دزفول تسلیم شدم وجسد را تحویل پلیس دادم. حرف آخر؟ خیلی پشیمانم. زودترقصاصم کنید تا نزد همسرم بروم. تحمل این زندگی را ندارم و فقط نگران آینده دو دخترم هستم. منبع: روزنامه جام جم انتهای پیام/
زن جوان طعمه اخاذی از مرد پولدار
ما با هم بود . من پس از مدتی به دیدن زن جوان رفتم و مخفیانه و به دور از از چشم همسرم چند بار زن جوان را ملاقات کردم. او به من ابراز علاقه کرد و من او را به رستوران دعوت کردم. چند بار از ملاقات ما گذشته بود که او مرا به خانه اش دعوت کرد .اما وقتی به آنجا رفتم با مرد جوانی روبرو شدم که مدعی بود همسر پریسا است. من از دیدن مرد جوان شوکه شدم و به پریسا اعتراض کردم. چون او به من گفته بود مطلقه است. اما
پلیس در تعقیب شکارچی زنان تنها
خانه ام شود. آن موقع از روز من تنها بودم و او با تهدید اسلحه مرا مورد آزار و اذیت قرار داد و پول و طلاها و وسایل با ارزش داخل خانه را به سرقت برد اما گوشی تلفن همراهم را سرقت نکرد. شکایت های مشابه به دنبال شکایت زن جوان، پرونده ای در دادسرای شهرری تشکیل شد و کارآگاهان اداره یکم پلیس پایتخت برای دستگیری مأمور قلابی برق وارد عمل شدند. در حالی که بررسی ها برای دستگیری مرد ناشناس
استخدام زن برای اخاذی از مرد پولدار
تلفنی و چتی آغاز شد تا این که زن جوان به نام لیدا من را به خانه اش دعوت کرد و به خاطر اعتمادی که به این زن داشتم، دعوتش را قبول کرده و ابتدا همسر و فرزندم را به خانه یکی از بستگان برده و بعد راهی خانه لیدا شدم. چند دقیقه ای از حضورم در خانه گذشته بود که مردی قوی هیکل وارد خانه شد. او خودش را شوهر این زن معرفی کرد و با من درگیر شد. خواستم از آنجا فرار کنم که دو مرد دیگر از اتاق بیرون
پزشکانی که بی ادعا از جان خویش گذشتند
با صدای آرام و اندوه ناک، می گوید: من و دکتر از اسفند ماه به خاطر مشغله کاری به خانه نیامده بودیم و در پانسیون محل کار زندگی می کردیم، همسرم سرفه های خفیف می کرد، ولی حال عمومی خوبی داشت و برای همین از کار دست نکشید، اما بعد از چند روز حالش بد شد و کار به بیمارستان کشید و بعد هم من و پسرم برای همیشه این مرد را از دست دادیم. این مادر جوان با همان صدای لرزان ادامه می دهد: همه پزشک ها
ازدواج موقت با هدف سرقت
نسرین آشنا شدم و با برنامه قبلی با او ازدواج کردم. اتاقی در میدان راه آهن اجاره و با هم زندگی کردیم. در سرقت های این زوج، نسرین نقش زاغ زن را بر عهده داشت. برای اینکه کسی به او مشکوک نشود، در خودرو می ماند تا همسرش به راحتی وارد خانه ها شده و سرقت کند: برای اجرای نقشه مان، چند ساعتی را در شهرک آزادی پرسه می زدیم تا با پیداکردن موردی مناسب وارد خانه شده و سرقت را انجام دهیم. بعد از یکی دو
عشق کورکورانه جوان مشهدی زندگی اش را خاکستر کرد
که دیگر زمان کلاس های او را حفظ بودم، با آن که رشته تحصیلی ما متفاوت بود و حتی روزهای حضورمان در دانشگاه فرق می کرد، اما من در روزهایی که نعیمه کلاس داشت باز هم تلاش می کردم برای دیدار او به دانشگاه بروم. ظاهر ساده و متین نعیمه مرا گرفتار عشق کرد و هر روز بیشتر شیفته اش می شدم تا این که بالاخره عشق پاکم را به او ابراز کردم و این گونه ارتباط من و نعیمه آغاز شد. از آن روز به بعد، به مناسبت
اخاذی از میوه فروش لاکچری با طعمه کردن یک زن
نامناسبی داشت دوباره به مغازه آمد و سر صحبت را باز کرد. شاکی ادامه داد: بعد از چند بار رفت و آمد به او علاقه مند شدم و با هم تماس تلفنی داشتیم. چند بار هم به رستوران رفتیم تا اینکه آن زن مرا به خانه اش دعوت کرد. قبول کردم، اما وقتی به خانه اش رفتم با سه مرد جوان روبه رو شدم. شاکی درباره کلاهبرداری 350 میلیون تومانی گفت: یکی از آن سه مرد جوان مدعی بود شوهر گلاره است. دو نفر
ازدواج موقت با هدف سرقت | ماه عسل پشت میله های زندان
همین با نسرین آشنا شدم و با برنامه قبلی با او ازدواج کردم. اتاقی در میدان راه آهن اجاره و با هم زندگی کردیم. در سرقت های این زوج، نسرین نقش زاغ زن را بر عهده داشت. برای اینکه کسی به او مشکوک نشود، در خودرو می ماند تا همسرش به راحتی وارد خانه ها شده و سرقت کند: برای اجرای نقشه مان، چند ساعتی را در شهرک آزادی پرسه می زدیم تا با پیداکردن موردی مناسب وارد خانه شده و سرقت را انجام دهیم. بعد از
حمله هولناک دو برادر با قمه به خواهر مطلقه به خاطر اجاره خانه مجردی!
داشتم ادامه دهم. زن جوان گفت: برادرانم من را تهدید کردند و گفتند اگر جدا شوم، سرنوشت تلخی در انتظارم است. توجهی نکردم و با اینکه آن ها مخالف بودند از همسرم جدا شدم. بعد با خواهر کوچکم به تهران آمدم. من می دانستم اگر خواهرم آنجا بماند سرنوشتی مانند سرنوشت من پیدا می کند؛ به همین خاطر با هم به تهران آمدیم. ما در تهران کار می کردیم و زندگی خودمان را داشتیم تا اینکه یک شب دو برادرم به خانه ما
سرقت 600 میلیونی مادر و پسر در نیاوران
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان ، 14 تیرماه پرونده ای با موضوع سرقت به عنف منزل از سوی یک زن از کلانتری 123 نیاوران برای رسیدگی تخصصی به پلیس آگاهی ارجاع شد و شاکی در خصوص جزئیات ماجرا به مأموران گفت: روز دوازدهم تیرماه سال جاری زنی که پیش تر به عنوان کارگر در خانه پدر و مادر سالخورده ام کار می کرد پس از سرقت مقادیری پول و 2 قاب ساعت طلا به ارزش تقریبی 400 میلیون تومان متواری شد، اما
قتل همدست با شلیک ناخواسته
نام سیامک در رفت و آمد بود. آخرین بار همراه او از خانه بیرون رفت. احتمال می دهم او پسرم را به قتل رسانده باشد. در ادامه ماموران سیامک را دستگیر کردند که او در بازجویی ها به شلیک مرگبار اعتراف کرد و گفت: من و مهرداد در پوشش مسافربر از افراد مسلحانه سرقت می کردیم. روز حادثه اسلحه را از زیر لباسم بیرون آوردم که ناگهان گلوله ای شلیک شد و به مهرداد اصابت کرد. سریع او را به بیمارستان رساندم
محاکمه سارقی که قاتل شد
ناخواسته گلوله شلیک شده ممکن است درست باشد. در دادگاه چه گذشت؟ به این ترتیب کیفرخواست علیه متهم به اتهام قتل عمدی و 9 فقره سرقت مسلحانه صادر و پرونده برای رسیدگی به شعبه 10 دادگاه کیفری استان تهران ارسال و متهم صبح روز گذشته در دادگاه محاکمه شد. پس از قرائت کیفرخواست، اولیای دم درخواست قصاص کردند در ادامه با توجه به اینکه متهم موفق شده بود از 8 شاکی خود رضایت بگیرد تنها یک شاکی در
راز سرقت میلیاردی سرایدار
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان ، پس از شکایت یکی از ساکنان لواسانات درباره سرقت یک میلیارد تومان طلا از خانه اش ماموران پلیس تحقیقات خود را آغاز کرده و با بررسی محل سرقت متوجه شدند که سرقت از نوع داخلی است و سارق با محل نگهداری طلا ها آشنا بوده است. در ادامه مشخص شد، مالباخته 10 روز قبل جوانی 30 ساله را به عنوان سرایدار استخدام کرده بود. ظن ماموران به این مرد بود تا این که
خوش رویی و خیرخواهی صفت بارز حاجی ناصر حسینی بود
خانه پدری بودم، چندین بار به خوابم آمد و وقتی ازدواج کردم و فرزندم به دنیا آمد، خواب دیدم که پدرم به در منزل ما آمد و فرزندم را بوسید و به دستم داد. موقع خداحافظی پدرم به مدرسه ام آمد و به آموزگارانم سفارش کرد که دقت کنید فرزندم درس خوان باشد. یادم هست که در کودکی هم که پیش ملا می رفتم و قرآن را یاد می گرفتم. یک روز ملا مرا کتک زد و من به مادر و پدرم گفتم و پدرم دست من را گرفت و به درب
قطع انگشتان دست، تاوان برق دزدی
شد و تولیدی را فروخت. از آشنایی با باند سرقت بگو. دو ماه قبل به طور اتفاقی سوار خودروی مرد خلافکاری شدم که بعد از این آشنایی او مرا به عضویت در گروهش درآورد. دزد روشنایی ها بود و چند سابقه کیفری داشت. او و همدستانش مس سیم های دزدی را جمع آوری و با فروش آن کسب درآمد می کردند. فریب حرف های دزد حرفه ای را خورده و بعد از دو هفته آموزش دزدی با آن ها همراه شدم. شب حادثه چه