سایر خبرها
محمدحسین حیدری: با بدن آماده به مس بازگشتم
به گزارش وب سایت دی اسپورت؛ محمدحسین حیدری در خصوص جدایی و بازگشت به تیم مس کرمان در حاشیه تمرین امروز مس کرمان اظهار داشت: شخصا موقع جدایی از تیم ناراحت بودم که از جمع بازیکنان و خانواده بزرگ مس جدا شدم ولی دلایل خاص خودم را داشتم اوایل قسمت نبود اما خوشحالم که توانستم مجددا به تیم برگردم و در خدمت باشگاه بزرگ مس باشم انشاء الله در فصل پیش رو بتوانیم تیم را راهی لیگ برتر کرده و دل مردم و
جای هیچ حرف و حدیثی باقی نگذاشتم
توانستم اول شوم. این فرصتی بود که به من داده شد و توانستم خودم را ثابت کنم. البته اسم من یک هفته مانده به آغاز مسابقات ثبت شد و قبل از آن و بعد از پایان مسابقات لیگ حدود یک ماهی بود که تمرینی نداشتم اما در این چند روز باقی مانده توانستم با کمک آقای علیرضا رضایی چند جلسه ای را تمرین و خودم را جمع و جور کنم. خوشبختانه با وجود آمادگی نسبی که داشتم، توانستم کشتی های خوبی بگیرم و در نهایت اول شوم.
ساروی: تلاش می کنم ناکامی سال گذشته در مسابقات جهانی را با یک مدال خوشرنگ جبران کنم
محمدهادی ساروی ملی پوش کشتی فرنگی در گفت وگو با میزان، درباره کسب عنوان نخست وزن 98 کیلوگرم انتخابی تیم ملی اظهار داشت: بعد از ماه ها که از شرایط تمرین و مسابقه دور بودیم خیلی خوب بود. تقریباً مدعیان وزن ما هم حضور داشتند. علیاری و بالی کشتی گرفتند و من هم با برنده آنها کشتی گرفتم. وی درخصوص برنامه اش برای مسابقات پیش رو گفت: ان شاالله اگر مسابقات جهانی برگزار شود و ملی پوش ایران در
اگر مواد مخدر مصرف نکنی طلاقت می دهم!
همه آن فضولات انباشته شده را به فاصله دورتری منتقل کردم و تنها به آینده ای روشن می اندیشیدم ولی خیلی زود همه آرزوهایم بر باد رفت و زندگی ام در مسیر نابودی قرار گرفت. چند ماه بعد، هنگامی که پسرم را باردار بودم رفتارهای فریمان به یک باره تغییر کرد زیرا پای نصرت (برادرشوهرم) به زندگی ما باز شد. او هر روز زن غریبه ای را با خودش به منزل ما می آورد و شوهرم نیز مرا وادار به پذیرایی از او می
بمب نقل و انتقالاتی فوتبال ایران جایگزین بیرانوند می شود؟
نهایت هم رشید مظاهری گلر ملی پوش فصل گذشته تراکتور به جمع آبی پوشان اضافه شد تا خیال هواداران استقلال راحت شود. امروز فرصتی دست داد تا با رشید در خصوص شرایط خودش، حضور در استقلال، پیشنهاد پرسپولیس، ماجرای شکایت از تراکتور، غیبت در دیدار اول استقلال و آرزوهای بزرگش حرف بزنیم. چه شد که به استقلال رفتی؟ خب من یک سال تقریباً خوب در تبریز به همراه تراکتور داشتم ولی بعد از پایان فصل به
خاطره ای که سبب شد خاطره ساز شوم
از طریق اینترنت و بورس با خیال راحت تری می تواند سفرهایش را برنامه ریزی کند. مدیریت هزینه ها در سفر و استفاده از تخفیف های شرکت های هواپیمایی و هاستل ها و هتل ها راز این خانواده برای انجام سفر های بیشتر است. او در یادداشت زیر برایمان از خاطره اولین سفرش در دوران دانشجویی نوشته است. زمان دانشجویی ام در اسکاتلند و بعد از اتمام ترم اول و شروع تعطیلات ژانویه تصمیم گرفتم اولین سفرم در اروپا
بازیکن آلومینیوم: اراک باید مدیون خطیبی باشد/ باشگاهی که 285 میلیون ندارد حقش لیگ برتر نیست
بازیکن با تجربه تیم فوتبال آلومینیوم اراک گفت: 285 میلیون از نفت مسجد سلیمان طلب دارم اما گفتند تخفیف بده و 50میلیون بگیر! اسماعیل شریفات در گفت وگو با فارس، در خصوص غیبتش در هفته اول لیگ برتر اظهار داشت: کارتم صادر نشده بود و باید خودم به دنبال کارهایم می رفتم. کسی مسئول نیست. روز گذشته خودم به دنبال کارهایم رفتم و توانستم مشکل را حل کنم و کارت بازی من صادر شد. معمولا باشگاه ها مسئول یا
علیرضا بیرانوند: کاش 2 سال زودتر به اروپا می آمدم
، ناراحت و متأسف شدم. علی آقا کریمی هم همین طور، محبوب ترین فوتبالیست ایران است. من آن روز یک مثال زدم و گفتم این توانایی را در خودم می بینم که در جام جهانی عملکرد خوبی داشته باشم. و پیراهن تیم لیورپول را بپوشی؟! چه اشکالی دارد که رؤیای بزرگی داشته باشید؟ من همیشه چنین اهدافی داشته ام. الان هم اول می خواهم در آنتورپ فیکس شوم و بعد از این باشگاه به عنوان سکوی پرتاب خودم به تیم های
زن جوان:شوهرم مرا مجبور می کرد از زنان غریبه ای که به خانه می آمدند پذیرایی کنم
باشم، در یک کارگاه تولیدی مانتو شغلی برای خودم دست و پا کردم و به مدت 10 سال از درآمدم برای اعضای خانواده ام نیز هزینه می کردم تا این که فریمان به خواستگاری ام آمد. او که 35 ساله بود از طریق یکی از بستگان دور پدرم به خانواده ما معرفی شد. با توجه به این که من اولین فرزند خانواده بودم و پدر و مادرم تجربه ای در این باره نداشتند، بدون انجام هیچ گونه تحقیقاتی و تنها با اعتماد به حرف های
برای هر شهیدی اشک ریختم
جانباز شیمیایی - عاشق آقامهدی باکری هستم عاشق خدا بیامرز حاج آقا احمدکاظمی هستم که فرمانده ام بود عاشق حاج آقا نصرالهی هستم خداوند بیامرزد. به خدا اینها فرشته بودند وقتی حاج آقا نصرالهی در بانه شهیدشد دوست و دشمن گریه میکردن. خودم باچشم خودم دیدم وقتی از تلویزیون شنیدم. حاج آقا احمدکاظمی شهیدشد دو ماه مریض شدم. حتی انگیزه ام برای زندگی از بین رفت. فقط گریه می کردم. وقتی آقامهدی باکری شهیدشد در
سعیده علی: حس زندانی آزاد شده را در بسکتبال تجربه کردم | خداحافظی ام سلامی دوباره است
دل مان می خواست پرواز کنیم. آنقدر خوشحال بودم که واقعا یکی دو روز انگار دنیا برایم عوض شده بود و خیلی حس خوبی داشتم. خدا را شکر می کنم که در زمان بازیکنی توانستم همچین تجربه ای را کسب کنم و برایم خیلی شیرین بود. *دفعه اولی که به صورت رسمی در مسابقات بین المللی حضور داشتید و وارد زمین شدی چه حسی داشتی؟ وقتی برای بار اول وارد بازی رسمی شدم حس فوق العاده و وصف نشدنی داشتم. خیلی حس خوبی بود
عشقی کورکورانه دختر 16ساله به مرد هوسران
همسرم نه تنها یک کلاهبردار حرفه ای است و با چرب زبانی هایش همه را فریب می دهد بلکه با زنان غریبه نیز ارتباط دارد، به گونه ای که دیگر بعد از هشت سال زندگی مشترک تصمیم گرفتم خودم را از این وضعیت نجات بدهم و ... زن جوان در حالی که بیان می کرد به دختران جوان بگویید آشنایی های احساسی در فضاهای مجازی، آینده آن ها را نابود می کند درباره سرگذشت خود به کارشناس اجتماعی گفت: 16ساله بودم که در یکی
محدودیت را زیر پاهای فلزی ام خواهم گذاشت/ آن قدر در مسیر اهدافم دویدم که از آن ها جلو زدم
اتفاق شروع تغییرات بزرگی برایتان بود... همیشه به همه گفته ام که این حادثه تولدی دوباره برایم بود و از آن به بعد نقش زندگی ام با خودم بود. حالا این خودم بودم که باید تصمیم می گرفتم که آدمی برنده باشم یا بازنده. به حکایتی می گویند زمین خوردن اتفاقی است ولی بلند شدن و ادامه دادن انتخابی است. تصمیم گرفتم بلند شوم و زندگی جدیدی را با شرایطی متفاوت تر شروع کنم. این اتفاق افتاد و بلند شدم و
بچه های خودم از مسافرت هایی که می رفتم ناراضی بودند. پدرشان که شهید شده بود و مادرشان مدام از این شهر به ...
شد و از من می خواست مسافرت نروم. به بچه ها حق می دادم. اما نمی توانستم فرصتی را که در این سفرها برای اثبات حقانیت و خلوص رزمنده های فاطمیون به دست می آمد، نادیده بگیرم. بارها این سخن علیرضا را برای خودم و آن ها تکرار می کردم که ما در سه جبهه می جنگیم: جبهه اول با خودمان است که هوای نفس را بکشیم و از تعلقات دنیا دل بکنیم؛ جبهه ی دوم جنگ با مزدوران اسرائیل و آمریکاست و جبهه ی سوم اینجاست؛ در
ماجرای نذر هزار ویلچر
باید به این نوع برخوردها هم عادت کنم. ما در جامعه ای با آدم های متفاوت زندگی می کنیم پس باید خودم را برای هر نوع واکنشی آماده کنم، برای همین در جواب این پیام فقط نوشتم خدا پدر و مادرت را رحمت کند، خداحافظ. نیاز آن جوان همان ویلچر ساده بود و نیاز نفر بعدی هم آن ویلچر سی پی. و خاطره ای که برایت خیلی تأثربرانگیز بوده است؟ چند روز پیش، بعد از اهدای این همه ویلچر، گذرم به خانه ی
مشق کسب وکار
آن، از شغل خود در مرکز نوآوری جهانی یک شرکت پوشاک بریتانیایی استعفا داده بودم. در حقیقت برای همان شغل بود که دو سال پیش از آن از نیویورک به لندن نقل مکان کرده بودم. قبل تر از آن هم در یک فروشگاه اینترنتی عینک (واربی پارکر)، مسوول رسانه های اجتماعی بودم. در سال 2015، همچنان بین شغل ها و شهرهای مختلف سرگردان بودم. البته از تأسیس کسب وکار تولید چمدان خود هم بسیار دور بودم. یک هفته پیش از
کرونا، عامل شکست پیکان از نگاه ترکاشوند
کرونایی دارد و یک ماه است که تمرین نداشته کار سختی دارد. امروز ما ششمین یا هفتمین جلسه ای بود که در کنار هم کار کردیم. اکثر بازیکنان ما کرونا گرفته بودند و دوست داشتم که بازی ها عقب می افتاد تا شاگردانم به شرایط ایده آل برسند. شاگردانم اصلا تمرکز نداشتند. کرونا ویروس خطرناکی است و روی زندگی افراد تاثیر می گذارد. وی همچنین اضافه کرد: من خودم احساس می کنم که هنوز به صورت کامل درمان نشده ام. نمی توانستم زیاد در کنار خط بایستم و برای اولین بار در دوران مربیگری ام سعی کردم لحظاتی را روی صندلی بنشینم. ...
آرزوی نان رسانی به 100 خانوار
کیفم را پر می کنید بدون درصد، من هستم وگرنه تمام مغازه های بازار شماره من را دارند و با آن ها کار می کنم. از روز های بعد مغازه های دیگر شروع کردند به زنگ زدن و من با ساک پر از سفارش به مغازه ای که اول برایش جنس می بردم، رفتم و پرسید از کجا جنس گرفتی؟ گفتم از مغازه های دیگر. ایشان هم دوباره یک ساک دیگر برای من پر می کرد و من برمی گشتم کارگاه و جنس می زدم، آن هم با شرایط خودم، نه آن ها.
امامی: تلاش می کنم امسال با مدال طلا از مسابقات جهانی برگردم/ مشکلی بابت کم کردن وزن نداشتم
یونس امامی در گفت وگو با میزان، درباره برگزاری مسابقات انتخابی تیم ملی کشتی و شرایط آمادگی خودش، اظهار داشت: خداراشکر که مسابقات انتخابی را برگزار کردند تا حرف و حدیثی درخصوص نفرات منتخب پیش نیاید و بعد ها نگویند که فلانی حقش نبوده است یا فلان کشتی گیر بدون کشتی گرفتن به تیم ملی رسیده است. وی ادامه داد: میزان آمادگی ام در حد انتظارات خودم نبود، اما برای این مسابقات قابل قبول بود. بعد
بیگی: عِرق ایرانی ام بیشتر شده و آرزوی قلبی ام مبارزه برای ایران است؛ شاید سورپرایز لیگ باشم/ از ...
بالا بازیکنان خیلی خوب داشته باشد و امیدوارم این نفرات هر چه زودتر در مسابقات شرکت و برای ایران افتخارآفرینی کنند. در این شرایط من نیز خیلی خوشحال خواهم شد و حتی اگر در وزن خودم نیز بازیکنی از ایران من را شکست بدهد، باعث خوشحالی قلبی ام خواهد شد. تسنیم: احتمال تغییر تابعیت دوباره برای شما وجود دارد؟ این کار شدنی است. خیلی خوشحال می شوم که برای ایران بازی کنم، اما نمی دانم. واقعا یکی
امین؛ شگفتی ساز این روزهای کشتی آزاد
اثبات کنم. من در مسابقات قهرمان کشوری اول شدم و در جام تختی هم در ثانیه های پایانی نتیجه را به پرویز هادی واگذار کردم و نایب قهرمان شدم. متأسفانه در این مدت به هیچ تورنمنتی اعزام نشدم و به اردوی آخر هم دعوت نشدم. از آقای دبیر، رئیس فدراسیون ممنونم که باعث شدند تا انتخابی تیم ملی برگزار شود و من هم بتوانم خودم را نشان بدهم. خوشحالم که جای هیچ حرف و حدیثی را باقی نگذاشتم. سخت ترین کشتی ای که
چرا می گویند قیافه ام به کشتی گیرها نمی خورد؟
باختم. دنبال یک فرصت بودم تا خودم را نشان دهم. در ماههای اخیر هم تمرین داشتم تا اینکه یک هفته قبل از انتخابی خبر دادند برای حضور در این مسابقات به من هم مجوز دادند. صلاحدید مربیان اینطور بود که من در اردو نباشم، اما باید از آقای دبیر و کادرفنی تشکر کنم که این فرصت را به من دادند. در کشتی اول با زارع تمام زورم را زدم وقتی پرویز هادی را شکست دادم و یداله محبی هم روی تشک حاضر نشد، فکر
خوشحالم دوباره صاحب دوبنده تیم ملی شدم/ کشتی گیر باید روی تشک مشخص شود نه روی کاغذ!
: خوشبختانه در این چند ماه خوب تمرین کردم و قبل از رقابت های انتخابی نیز مسابقات لیگ برگزار شد و توانستم چندین کشتی بگیرم که این در آمادگی من بسیار تأثیرگذار بود. شعبانی افزود: نمی دانستیم که قرار است رقابت های انتخابی برگزار شود اما در همین مدتی که اعلام شد قرار است این مسابقات برگزار شود نیز تمام تلاش خود را کردم که به آمادگی برسم و خوشحالم که توانستم در این وزن بار دیگر ملی پوش شوم.
تا مدال جهانی نگیرم، این بردها فایده ای ندارد/ 6 ماه مثل زندانی ها بودم
تشک رفتم، ولی اگر از قبل می دانستم، دو مبارزه داریم، برایم بهتر بود. البته من در مجموع مشکلی با این قضیه نداشتم. برایم حتی بهتر هم شد که حالا بدون حرف و حدیث تر ملی پوش می شوم. من و محمدحسین محمدیان در لیگ هم با هم کشتی گرفتیم، آنجا پایم سُر خورد و 3-3 باختم. خوب شد اینجا با هم دو بار کشتی گرفتیم. ملی پوش وزن 97 کیلوگرم مسابقات جهانی 2019 نورسلطان با اشاره به اشتباهات داوری اضافه کرد
سارق مسلحی که سه رکورد جهان را شکست
فرار از پنجره ماشین به بیرون پرت شد، گردنش شکست و درجا مرد.این حادثه تأثیر عمیقی در مک آووی گذاشت. او می گوید: "آن وقت بود که فهمیدم زندگی چقدر باارزش است." "من قبلاً هرگز کسی که خیلی دوستش داشته باشم را از دست نداده بودم و حالا ناگهان بهترین دوستم مرده بود. همه افرادی که من از کوچکی تحسین می کردم حالا فقط پیرمردانی بودند که عاقبتشان پوسیدن در زندان بود.""صبح روز بعد که از خواب بلند شدم کاملاً
جزئیات قتل "شیما" از زبان قاتل
خارج می شدم، برای اینکه او از خانه خارج نشود و همسایه ها او را نبینند، در را قفل می کردم. شب حادثه ما با هم مواد مصرف کردیم. صبح حدود ساعت 10 بود که از خواب بیدار شدم و دیدم که شیما نفس نمی کشد. نبضش را گرفتم، اما نبض نداشت. فهمیدم که مرده است و خیلی ترسیده بودم. چرا به اورژانس یا پلیس خبر ندادی؟ ترسیده بودم. چطور می توانستم ثابت کنم که او بر اثر مواد فوت کرده است. از طرفی
سامان قدوس کجاست و چه می کند؟
بلافاصله گفت باید به سرعت راهی بیمارستان شوی. دکتر مشکوک به مشکل آپاندیس بود و من همیشه فکر می کردم این اتفاق برایم هرگز رخ نخواهد داد. در بیمارستان یک آزمایش خون از من گرفتند و مرا به خانه فرستادند. با خود فکر کردم چه خوب، پس می توانم در مسابقه دو روز بعد بازی کنم. پس از آن نه می توانستم بایستم، نه بنشینم و نه دراز بکشم. وحشت کرده بودم و نمی دانستم چه کار کنم. نیمه شب با دکتر تماس گرفتم و گفتم
افشاگری جدید شجاع خلیل زاده/ دلایل جدایی از پرسپولیس
من حرف می زنند از آنها عذرخواهی می کنم و به گردن من حق دارند. غیر فوتبالی ها هر صحبتی می کنند در حد و اندازه ای نیستند که بخواهم جواب شان را بدهم. بگذارید درباره آن روزها بگویم. بعد از جلسه ای که با آقای رسول پناه داشتم به خبرنگاران گفتم می مانم و یک پست هم در اینستاگرام منتشر کردم و نوشتم جایی نمی روم. فردای آن روز برای تمدید قرارداد به باشگاه رفتم و آقای رسول پناه گفتند چرا مصاحبه کردی و گفتی
رافائل نادال: از فوتبال بیشتر از تنیس لذت می بردم
نسبت به 11 سال پیش از تمرین کردن بیشتر لذت می برم. هر روز سخت تمرین می کنم و بدون نگرانی به خانه می روم. عمو تونی اگر من الان بازیکن تنیس هستم، به خاطر وجود عمویم تونی نادال است. چون من خودم از فوتبال که با دوستانم بازی می کردم خیلی بیشتر لذت می بردم. در حقیقت خیلی بیشتر از تنیس، به بازی فوتبال می پرداختم. عمویم از زمانی که هفت ساله بودم خیلی جدی با من تمرین کرد تا بتوانم تبدیل به