سرقت های سریالی بازیگر زن به تقلید از یک فیلم
سایر خبرها
مرد شیاد بعد از دوستی با زن جوان، با تهدید چاقو طلاهایش را برد
...، سرقت کرد. امیر تهدید کرد که اگر از این ماجرا حرفی به کسی بزنم یا به پلیس شکایت کنم عکس هایی را که در این مدت باهم گرفته ایم، در فضای مجازی منتشر خواهد کرد. در حالی که بشدت شوکه شده بودم او به من گفت که این شگردش است و تا کنون از چندین زن و دختر با این شیوه سرقت و اخاذی کرده است. در حالی که زن جوان عکس و مشخصات متهم را به پلیس می داد خواهان دستگیری و مجازات او شد. بدین ترتیب با شکایت زن جوان، به دستور بازپرس دادسرای ویژه سرقت، تحقیقات برای دستگیری مرد جوان و شناسایی قربانیان احتمالی او ادامه دارد. ...
(عکس) گلاره ناظمی؛ داوری که می خواهد به رونالدو کارت زرد بدهد
هایی برگزار می شد که مخالفت خانواده ها را به همراه داشت. ادامه دادن این مسیر برای زنان سخت بود و شاید به همین دلیل از بین آن 30 نفر فقط من تا آخر این راه را ادامه دادم و بقیه بچه ها عطای کار را به لقایش بخشیدند. ادامه این راه شما را به یکی از پرچمداران ورزش زنان در ایران معرفی کرد و برای نخستین بار به عنوان داور زن ایرانی مسابقه فوتسال مردان را سوت زدید. پیشرو بودن همیشه هزینه دارد
بازیگر سارق زن دستگیر شد| چون از یک بیمارستان 2بارسرقت کردم لو رفتم اشتباه خودم بود
بازیگر سیاهی لشکر فیلم های سینمایی به اتهام سرقت دستگیر شد. این زن با حضور دیلمر بیمارستان های تهران، زنان همراه بیماران را بیهوش می کرد و طلا و جواهراتشان را به سرقت می برد. دستگیری؛ آخرین سکانس تعداد افرادی که از زن خیر شکایت داشتند روزبه روز در حال افزایش بود. همه شاکیان زن بودند و در محوطه بیمارستان ها در دام سارق گرفتار شده بودند. در این شرایط مأموران مشخصات سارق را به
دزدی های خانم بازیگر سینمای ایران لو رفت
نشسته بودم که یک زن 50 ساله که خود را خیر معرفی کرد و سر صحبت را با اینکه برای چی بیمارستان آمد باز کرد که با او در مورد بیماری مادرم صحبت کردم و پس از چند دقیقه که ادعا کرد که با آمدن به بیمارستان افرادی را که نمی توانند هزینه بیمارستان یا دارو را بپردازند شناسایی و به آنها کمک می کند. زن جوان ادامه داد: زن خیر که یک بطری آبمیوه و چند لیوان یکبار مصرف در دست داشت برای من یک لیوان آبمیوه
شکار رانندگان با آبمیوه مسموم
کردم و برای اینکه تصادف نکنم به آرامی در کنار جاده توقف کردم، اما دیگر به یاد ندارم چه اتفاقی افتاد تا اینکه وقتی به هوش آمدم در بیمارستان بودم و متوجه شدم مسافر فریبکار با آبمیوه مسموم مرا بیهوش کرده و پول و وسایل با ارزشم را ربوده است. بیشتر بخوانید: بستنی مسموم برای تسویه حساب با بدهکار سرهنگ کارآگاه خیرالله دولت خواه، رئیس پایگاه پنجم پلیس آگاهی تهران در تشریح این
قتل زن عمو برای سرقت یک مشت طلا
انگیزه ام برای ارتکاب جنایت نبود. شنیده بودم که زن عمویم میان فامیل پشت سر من حرف زده و برای همین از او کینه به دل داشتم. به همین دلیل به ذهنم رسید که با یک تیر 2 نشان بزنم و هم از او انتقام بگیرم و هم طلاهایش را سرقت کنم. متهم ادامه داد: بچه ها را به داخل کوچه بردم که بازی کنند و بعد برگشتم و در یک لحظه با ضربات میله آهنی زن عمویم را به قتل رساندم و النگوهایش را با سیم چین بریدم و در لباسم
بازداشت همسر هفت تیرکش پس از بازگشت به کشور
تحقیق قرار گرفت به سرقت اعتراف کرد و گفت: من از سال ها قبل با شوهرم اختلاف داشتم. شوهرم بازاری بود و به خاطر خرید و فروش سکه و دلار وضع مالی خیلی خوبی داشت. مدتی قبل که با سهیل ارتباط پیدا کردم، او همیشه به من محبت می کرد برای همین تصمیم گرفتم اموال شوهرم را سرقت کرده و با هم به خارج از کشور برویم. متهم در شرح حادثه هم گفت: مطابق نقشه صبح روز حادثه من در خانه را برای سهیل باز کردم و او
دستگیری گروگانگیری که تصور می کرد قاتل است
که باز کردم در بیابان های اطراف تهران بودم و به سختی خودم را به کنار جاده رساندم و با کمک راننده ای عبوری به بیمارستان منتقل شدم. نقشه نافرجام فرار از کشور در ادامه تحقیقات مشخص شد که نامزد سابق دختر جوان، ماشین وی را به همراه تمام مدارکش سرقت کرده است. مشخصات متهم و خودروی سرقتی دراختیار همه واحد های گشتی قرار گرفت و کمی بعد مأموران موفق شدند او را سوار بر خودروی سرقتی در جنوب
طلا های زن میان سال مشهدی به بهای جانش تمام شد
ساعت بعد: اعتراف و بازسازی جنایت با اعتراف دیرهنگام متهم به قتل، بازپرس جنایی دستور بازسازی صحنه جنایت را صادر کرد. متهم در اعترافاتش اعلام کرد که به موادمخدر اعتیاد دارد و برق طلا های زن عمویش عقل و هوش را از سر او برده است. او با طراحی نقشه قتل، به خانه دخترعمویش می آید و زن عمویش را هم به آنجا می کشاند. ساعاتی پس از رفتن صاحب خانه به محل کار، او دست بچه ها را گرفته و به بهانه کار بانکی و
ربودن عروس تهرانی در شب نامزدی / دوست پسرش او را 48 ساعت با خود برد + عکس
ارتباطش را با من ادامه دهد و مدعی بود که عاشق و دلباخته من است، اما من تصمیم خودم را گرفته بودم و مدتی بعد هم با یکی از بستگانم نامزد شدم. فریبا درباره روز حادثه گفت: آن روز شهروز با من تماس گرفت و خواست مرا ببیند و وقتی به محل قرار رفتم همراه یکی از دوستانش به زور مرا ربودند و به خانه ویلایی در اطراف تهران منتقل کردند. او 48 ساعت مرا آنجا حبس کرد و مرا به شدت کتک زد تا به خواستگارم جواب رد
بازار سیاه فروش کودک در نایروبی کنیا/ قیمت: از 400 تا 6 هزار دلار آمریکا
قبل از فروش بچه به تیم تحقیقاتی استفاده کرد. کودک ربایان از فرصت طلبان قشرهای آسیب پذیر تا مجرمان سازمان یافته تشکیل شده اند و اغلب هر دو قشر با هم کار می کنند. در میان این فرصت طلبان زنانی مانند "آنیتا" به عنوان یک بی خانمان الکلی و معتاد با سرقت کودکانی مانند فرزند ربه کا درآمد کسب می کنند. هدف مادرانی هستند که نوزادانی زیر 3 سال دارند. گروه تحقیقاتی-رسانه ای چشم آفریقا از
دزدان متادون
ی به جا مانده، صاحب هوشمند و زبل این اثر انگشت، هنوز هیچ ردپایی در بایگانی قطور اداره آگاهی ندارد. دستگیری و شناسایی این تعداد معدود از سارقان بداقبال مثل مرتضی هم توفیری به حال مالباخته ندارد چون داروهای ترک اعتیاد، خوش فروش ترین مال سرقتی است که سارق چه ناشی و چه زبردست، به سر خیابان نرسیده، در اولین عطاری، کل محموله را یکجا و نقد آب می کند. مرداد 1395، خبری درباره دستگیری اعضای باند سرق
از جن گیر تا آنابل پردرآمدترین فیلم های ژانر وحشت/مخاطبینی که پول می دهند تا بترسند+فیلم و عکس
خود پشیمان شده، پیش از خواب به حمام می رود و زیر دوش – ظاهراً به دست مادر نورمن - به قتل می رسد. نورمن آثار قتل را پاک می کند و جسد ماریون و اتوموبیل اش را در باتلاق می اندازد. در ادامه سام به همراه خواهر ماریون لی لا (مایلز) و یک کارآگاه خصوصی به نام آربوگاست (بالسام) به جستجوی ماریون می آیند. آربوگاست نیز وقتی وارد خانه ای می شود که مادر نورمن در آن زندگی می کند، توسط او به قتل می رسد
ماهشهر، یک سال پس از وقایع اعتراضی/ مردم اعتراض شان برای کار بود
، همان را می گفتند: مشکل اصلی ما بیکاری بچه هایمان است. بازاری شبیه بازار بمبئی حرف هایمان تمام می شود. باز به سمت بازار می روم. کف خیابان بازار به شدت آلوده است. صبح چند جوان گل ولای بدبوی سیاه رنگ را با بیل جمع می کردند. برخی هم با تی، آب های جمع شده در وسط خیابان را به سمت جوی اصلی هدایت می کردند. با این حال هنوز چاله های پساب مانندی هستند که جز سرویس خدمات شهری که در شهرک
سرقت های سریالی نقش سیاهی لشکر از همراهان بیماران
سرویس حوادث جوان آنلاین: چندی قبل به مأموران پلیس تهران خبر رسید زن جوانی به طرز مشکوکی داخل محوطه بیمارستانی بی هوش و اموالش سرقت شده است. شاکی در توضیح ماجرا گفت: چند روز قبل مادرم بیماری کرونا گرفت و برای درمان او را به بیمارستان منتقل کردیم. بخش بیماران کرونایی قرنطینه بود و پزشکان اجازه نمی دادند من کنار مادرم باشم، اما من نگران حال مادرم بودم و هر روز به بیمارستان می آمدم و داخل محوطه می
بستنی مسموم برای تسویه حساب با بدهکار
کند. او پیک موتوری است و برای فریبرز جنس می آورد و گاهی اوقات اجناسش را جا به جا می کند. حتی چندین بار دیده ام که شب ها پیرمرد را با موتورش به خانه می رساند. شب حادثه اشکان به مغازه ام آمد و بستنی خرید و به داخل مغازه برد. او ادامه داد: اواخر شب بود که داشتم مغازه را تعطیل می کردم که دیدم چراغ مغازه فریبرز همچنان روشن است. عجیب بود او هیچ وقت تا این موقع شب مغازه اش را باز نمی گذاشت
جنایت هولناک برای سرقت یک مشت طلا
. همان زنی که می گفت وقتی به همراه بچه ها و برای هواخوری خانه را ترک کرده اند، زن عمویش به قتل رسیده است.مأموران به بررسی دوربین های مداربسته پرداختند و متوجه شدند از زمانی که دختر مقتول به سر کار رفته بود، هیچ فرد دیگری وارد خانه آنها نشده بود. از سوی دیگر معلوم شد که دخترعموی وی چند دقیقه ای فرزندان خودش و فرزندان دختر مقتول را برای بازی به کوچه فرستاده و برای مدتی کوتاه با زن عمویش در خانه تنها
داستان های کوتاه بلند در مورد مهر و محبت و فداکاری مادر
مقایسه کرد. داستان زیبای عاطفی مادر و پسر یکی از دوستان صمیمی ام در تعطیلات پیش من آمد و چند روزی را در خانه ام مهمان بود. همزمان شوهرم به ماموریت رفت و متاسفانه پسر پنج ساله ام هم به شدت سرما خورده بود.این روزها، از صبح تا شب مشغول کار و مواظب بچه ام بودم و فوق العاده مصروف شدم. دوستم با دیدن چهره استخوانی من، شوخی کرد و گفت: عزیزم، زندگی تو ا که می بینم دیگه جرئت
سرقت دارو های مخدر و دزدان مراکز ترک اعتیاد
تحویل سال ح. الف، صاحب یک مرکز ترک اعتیاد در اصفهان است که مطبش دو بار مورد سرقت قرار گرفت؛ اسفند 95، آذر 97. چند ساعت قبل از تحویل سال بود؛ 7 غروب. پای سفره هفت سین نشسته بودم که صاحب ملک تلفن زد و پرسید خودت در مطب رو باز گذاشتی؟ ح. الف، همان لحظه به پلیس 110 تلفن زد و خودش را به مطب رساند که با درهای شکسته و قفل های گشوده و گاو صندوق خالی مواجه شد. دزدگیر نداشتیم ولی دوربین مداربسته