سایر منابع:
سایر خبرها
شمس لنگرودی: از دیگری شدن در بازیگری لذت بردم
بازی کنی . گفتم: من به هیچ وجهه بازی نمی کنم، دلایل زیادی هم دارم و در ادامه به خاطر اعتمادی که به رسول یونان داشتم به او گفتم: شناختی از سینما ندارم، شنیدم فضایش زیاد هم حرفه ای نیست . یونان گفت: نه! این تیم بسیار حرفه ای هستند، نگاه هنری دارند، یک روز بیایید بچه ها را ببینید، اگر تمایل داشتید در فیلم بازی کنید . قبول کردم. کارگردان آن فیلم حمید علیقلیان بود. عوامل همه حرفه ای بودند و
قلعه نویی: با تیم خونه به خونه هم گوام را می بردیم/ جوانگراییِ کی روش را قبول ندارم/ مربی که لجبازی کند ...
همین لحظه که با شما صحبت می کنم هیچ پیشنهادی نیامده است. واقعا بعد از 17سال باید بگویم فوتبال خیلی قشنگ است ولی در ایران هیچ وقت لذت نمی برید، زیرا معرفت ها در فوتبال ما از بین رفته و همه چیز در برد و باخت خلاصه شده است. آقایان 6ماه برنامه ریزی کردند امیر را بزنند. به طور مثال کاوه رضایی را فقط به خاطر دشمنی با من به استقلال نیاوردند. اگر علی نظری آدم بدی بود چرا امسال باز هم تیم استقلال را بست؟! پس
ابوحامد می گفت، اگر "ابوسجاد" نبود فاطمیون تشکیل نمی شد/ پدرمان امام خامنه ای و برادرمان سردار سلیمانی ...
دیگر اواخر سال گذشته بعد از شهادت ابوحامد شهید شد. شما که خودتان در جبهه های سوریه حضور داشتید نظر ابوحامد را نسبت به پدر چگونه دیدید؟ ابوحامد پدر را دوست داشت چون زحمت او را دیده بود. همه جا از او تعریف می کرد و مثل پدر و برادر بزرگ پشت پدر بود و خیلی حمایت می کرد. می گفت "اگر ابوسجاد نبود فاطمیونی تشکیل نمی شد" بچه های قدیمی تر که ابوحامد را دیده اند این حرف برایشان آشناست
محسن بنگر: دریا و دنیز زندگی من هستند
دو دخترم را خودم انتخاب کردم. واقعا پدر شدن خیلی لذت بخش است و همان اتفاقی که می خواستم در زندگی ام افتاد. فرزند سالم و صالح همیشه دوست داشتم دوتا دختر داشته باشم که خدا هم مرا به آرزویم رساند. البته نمی خواهم شعار بدهم اما واقعیت این است که بچه سالم و صالح باشد، از هر چیزی مهم تر است و دختر و پسر بودن آن فرقی ندارد. جورکردن جهیزیه جهیزیه در این دوره و
سیدمهدی طباطبایی :راحت بگویم، آیت الله مصباح علامه است اما سابقه انقلابی ندارد
زشتی بوده و خوب نبوده است.انقلاب نیازمند بسیاری از امور بود، این سخناننشان می دهد که ایشان اصلا با انقلاب آشنا نبوده است. راحت بگویم،آقای مصباح چون سابقه سیاسی انقلابی نداشتند مخالفت می کردند ولی ازنظر حوزوی علمی ایشان فردی محترم است ایشان عنوان علامه دارد و افتخار حوزه و درس و بحث هستند حرمت علمی ایشان باید کاملا حفظ شود ولی در مسایل انقلابی چرخش داشتند و در تخیلات بسر می بردند و ایشان
علی آبادی:عزل دادکان و دایی دستور احمدی نژادبود
. وقتی حضرت امام (ره) در زمان خودشان گفتند جنگ لازم است، مدیرکلی را ر ها کردم و رفتم واسه جهاد. تا آخرین روز جنگ و زمانی که عملیات مرصاد بود من حاضر بودم. در عملیات کربلای 4 با آن مصیبتی که داشت و در شرایطی که باید در یک باریکه راه می ساختیم و از آن طرف با هواپیما و موشک و توپخانه همه را می زدند. از یک ماه پیش از عملیات تا یک ماه بعد از آن آنجا بودم. در عملیات کربلای 5 هم به همین ترتیب. اما والفجر که
درباره همسر سام درخشانی ، عسل امیرپور بیشتر بدانید
ساده ای بود. یک جشن عروسی بود مثل باقی عروسی ها و عروسی هم خرج دارد ولی نه یک عروسی چند صد میلیونی! البته این را بگویم که من در کل مخالف عروسی گرفتن بودم. عسل: از مراسم عروسی ای که سام گرفت راضی بودم. واقعا جو خیلی خوبی در عروسی وجود داشت. همه آدم هایی که در جشن ما بودند، انرژی خوبی داشتند و خدا را شکر به همه خوش گذشت. واقعا دوست دارم که آن شب دوباره تکرار شود. . . سام: عروسی
شعر خوانی شاعران آیینی در سوگ دخت سه ساله سیدالشهدا(ع) + گزارش تصویری
خون رنگی در هاله ای از گیسویی خاکستری باشد دختر دلش پر می کشد، بابا که می آید، موهای شانه کرده اش در معجری باشد ای کاش می شد بر تنش پیراهنی زیبا ... یا لااقل پیراهن سالم تری باشد سخت است هم شیرین زبان باشی و هم فکرت پیش عموی تشنه ی آب آوری باشد با آن همه چشم انتظاری باورش سخت است سهمت از آغوش پدر تنها
یادی از پدر داستان نویسی ایران
/> قسمتی به سرگذشت دوستان و هم روزگارانش اختصاص دارد. آن چه درباره ابراهیم و حاج میرزا یحیی دولت آبادی ٬ سیدحسن تقی زاده، پورداوود، محمد قزوینی، خاندان علوی، دکتر محمود افشار، دکتر محمدمعین و دکتر غلامحسین یوسفی نوشته است. درباره صادق هدایت چندین نوشته دارد و چند سال متوالی به مناسبت سال درگذشت آن نویسنده ٬ مطلبی در مجله سخن به چاپ می رسانید و یاد هدایت را در اذهان تجدید می کرد. اما
بنیاد در آینه مطبوعات
بچه اش مراقبت کند، یا اگر بچه بی تابی می کرد و مادرش نمی توانست آرامش کند، او را به منزل می آورد. برایش خوراکی می خرید، با او بازی می کرد و بعد از یکی دو ساعت که آرام می شد، او را تحویل پدر و مادرش می داد. آن زمان چون محله کوچک بود و همه همسایه ها همسایه ای که همدم تنهایی های مادر است ربابه صباغیان که حدود 55سال دارد و هم محله ایها او را به نام آخرتی می شناسند، از همسایه های
جای خالی پدر
اکسیری دارد این جنوب شهر که این همه شهیدپرور است؟ و به یاد آوردم شهیدان مدافع حرم علی یزدانی و محمد حمیدی هم مال منطقه 17 تهران بودند. واقعا چه اکسیری دارد خاک جنوب شهر، خاک این مساجد کوچک و خاکی، که این همه شهیدپرور است؟ امین کریمی، حاج محمدحسین مرادی، عبدالله باقری و دیگر شهدای مدافع حرم را هم که نگاه می کنی، باز بچه همین جنوب شهر بودند و همین پایگاه های بسیج و همین خیابان های نه چندان عریض و طویل و
سردار میرشکار: امروز جوانان 32 کشور منطقه با استکبار مبارزه می کنند
با حفظ ارزش هایش می توانند تأثیرگذار و مدل و الگو باشند، حجاب برتر بر شما واجب است رضایت پدر پیر شما با حفظ ارزش هاست. سعادتمندی و عاقبت به خیری شما را از خدای مهربان خواستارم. برای خواهرانم و برادرم و فرزندان عزیزشان آرزوی سعادتمندی دارم، بسیار دوستان خوبی داشتم که یکایک آنها و زندگی با آنها همیشه در ذهن و خاطراتم ماندگار است و به این دوستی مفتخر هستم. از همه آشنایان و
انتقاد قائم مقام وزیر بهداشت از وضعیت مراکز درمانی بروجرد
توانست دلم را گرم کند و حواسم را پرت، تا انتظار آمدن قائم مقام وزیر بهداشت در امور مشارکتهای اجتماعی، حوصله ام را سر نبرد. در کنار من چند نفری ایستاده بودند که با همهمه آرامی گفتند آمد، آمد ... و بعد درب بیمارستان 100ساله امام (ره) که حالا ریموتی هم شده باز شد و خودرویی وارد بیمارستان شد؛ انتظار داشتم تعداد بیشتری خودرو وارد بیمارستان شود اما گویی همه آنهایی که من منتظرشان بودم در دو
اگر ادعایی دارید مدرکش را بدهید و بگویید شما نوشته اید آقای فلانی برکنار و فلانی بیاید
. وقتی حضرت امام (ره) در زمان خودشان گفتند جنگ لازم است، مدیرکلی را ر ها کردم و رفتم واسه جهاد. تا آخرین روز جنگ و زمانی که عملیات مرصاد بود من حاضر بودم. در عملیات کربلای 4 با آن مصیبتی که داشت و در شرایطی که باید در یک باریکه راه می ساختیم و از آن طرف با هواپیما و موشک و توپخانه همه را می زدند. از یک ماه پیش از عملیات تا یک ماه بعد از آن آنجا بودم. در عملیات کربلای 5 هم به همین ترتیب. اما والفجر که
چهره ها در شبکه های اجتماعی(191)
در این سری مطالب ما تصمیم گرفته ایم گزیده ای از فعالیت چهره های ایرانی در شبکه های اجتماعی نظیر اینستاگرام، فیسبوک و توئیتر را در اختیار شما عزیزان قرار بدهیم. ***** مریم حیدرزاده ترانه سرای نامی کشورمان به دیدار خانواده مرحوم هادی نوروزی رفته بود که این عکس را در کنار این عزیزان گرفت. در کنار هدیه ای که به هانی تقدیم کرد. سلام :) شیلا خانم خداداد در مراسم
"دستمزد پایین" اتاق های خبر را زنانه کرده است
خبرنگاران امروز رسانه های ایران است، اینکه چقدر به روز هستند و چقدر می توانند نیازهای مخاطب را جواب بدهند و دومین سئوال نیز در خصوص بحث های معیشتی و صنفی است که حتی می تواند باعث ایجاد نقص در مورد اول هم باشد؛ شما به عنوان کسی که سال ها در دانشگاه کار تدریس داشته اید و همچنین کار جدی در شکل عملی آن در رسانه های مطرح کشور را تجربه کرده اید، فکر می کنید چند درصد خبرنگارهای ما به مهارت های روز مجهز
ماجرای دعای ویژه رهبری برای حاج حسین در نماز شب/ قول و قرار سردار با نوجوان عازم جنگ/ توصیه های سردار به ...
ایشان خواندند. من بعد از نماز به سردار گفتم که همان گونه که امام حسین در کربلا فرزند 6 ماهه ش را هم با خود به میدان نبرد می برد، لذا سن در جنگ و جهاد ملاک نیست. شما هم که نوشته ای یا حسین فرماندهی از آن توست. پس امام حسین فرمانده مان است و ایشان راضی هستند و شما هم موافقت کنید. ایشان تبسمی کردند و بعد فرمودند اگر قول بدهی که دانش آموزان هم سن خودت را فعلا همراه خودت نیاوری، و درگیر جبهه نکنی موافقت
در دانشگاه به ما آموزش می دادند چگونه براندازی در کشورها را مدیریت کنیم
/> این ها را خود وزارت خارجه آمریکا هم مدیریت می کند. خیلی از این افرادی که به آمریکا می روند، وقتی به کشورهایشان برمی گردند در دولت های خودشان مشغول به کار می شوند. شما الآن به کابینه آقای روحانی نگاه کنید، می بینید که بسیاری از آن ها تحصیل کرده آمریکا هستند. البته منظورم این نیست که همه این ها تحت تأثیر غرب هستند ، اما مثلاً درباره اردن می دانم کسی که آن زمان داشت دکترایش را می گرفت، سال 2008 یا
مردم یقین داشتند آمریکا شیطان بزرگ است
می گفتیم سند شما چیست؟ سندی نداشتند، به تدریج این سندها بیست سال بعد از جنگ منتشر شد، فیلم ها پانزده سال بعد از جنگ منتشر شد و مردم دیدند که صدام دقیقا آمریکایی بوده و با چراغ سبز آمریکا و با حمایت آمریکا جنگ هشت ساله ای را علیه انقلاب و نظام راه انداخته است. مردم می دانستند منافقین آمریکایی اند، سند نداشتند. مردم یقین داشتند آمریکا شیطان بزرگ است و به عنوان عبادت بین نمازها و بعد از
هیچ کس نمی تواند بگوید من بهشتی ام
...، دیگر تمام شد. البته راست هم می گفتند و به ظاهر بچه نبودند، امّا غرّه به خودشان رفتند و گرفتار شدند. لذا خیلی از مواقع انسان تصوّر می کند نزدیک شدن به ابتلاء شدن، فاصله دارد؛ در صورتی که بسیاری از نزدیکی ها، ابتلاء می آورد. پررودگار عالم می فرماید: بعد از این قضیّه، ما به شما هشدار دادیم و این، فقط برای پدر شما و مادر شما نبود. البته در ابتدا بیان می کند که آن دو فریب
مرد مقاوم حرم
معرفی نکردید. هر چند که حالا نیز تا حد زیادی با شما و خانواده و عقبه فکری تان آشنا شده ایم اما لطفا کمی از خودتان برای ما بگویید؟ من متولد سال 1978هستم. بعد از شدت گرفتن حملات رژیم صدام حسین علیه مبارزان عراقی به جمهوری اسلامی ایران مهاجرت کردم و دیپلم ام را از دبیرستان های این کشور گرفتم. متاهل و دارای 7فرزند هستم؛ 4پسر و 3دختر. خدا را شکر من از زمانی که چشم خود را به روی این جهان گشودم
نباید اجازه دهیم هر کسی روی منبر پیغمبر بنشیند/با اصلاح طلبان مشکلی نداریم / هرگز آغازگر دعوا نبوده ایم ...
مواضع خودمان را روشن کنیم. من هم بالاخره مسوولیت و وظیفه دارم. همه بچه های حزب اللهی، خانواده های شهدا که در آن کرسی قرار ندارند، حالا که ما پشت آن میز نشسته ایم مسوولیت داریم. باید در زمان مقتضی اش بگوییم با وجود احترامی که برای شما قائلیم، اما ما و جامعه ی ما هم این را نمی پذیرد. لذا در بحث برگزاری باید دقت شود. از چهره هایی استفاده شود که نقد بکنند اما نه چهره هایی که بر خودشان نقد وارد است
مرگ دوستم اتفاق بود، نه قتل
، فقط یادم می آید در بیمارستان چشمانم را باز کردم و به من گفتند سوختگی زیادی دارم و شروین هم جانش را از دست داده است. بعد از اینکه کمی بهتر و از بیمارستان مرخص شدم من را به اداره آگاهی بردند و اتهام قتل به من وارد شد، درحالی که من این کار را نکرده بودم. در این هنگام قاضی بخشی از صحبت های متهم را خواند و گفت: تو در بازجویی ها گفته ای من به دلیل اختلافاتی که با مقتول داشتم با او درگیر شدم
حاضر بود دست شاگردش را ببوسد
نبود بر آن اصرار ورزید. همین مسئله باعث عصبانیت آیت الله بروجردی شد. درس تمام شد و همه به منزل خود رفتند. بعد از ظهر آن روز که از روزهای سرد و بارانی زمستانی بود. پیشکار آیت الله بروجردی به درب منزل ما آمد و گفت آقا در درشکه منتظر شماست. می خواهد به خانه طلبه ای که به او پرخاش کرده برود. خدمت آقا رفتم و گفتم طلبه ها شاگرد شما هستند و شما حق پدری بر گردن آنها دارید. آقا اصرار کرد که باید به دیدن او
زندگی و مرگ در دو قاموس؛ ما و امام حسین(ع)+ فایل صوتی
شده است. شعرش این گونه در می آید، نثرش هم از قبیل سگ ولگرد و بعضی از کتاب های دیگر می شود. این زندگی نیست که بحث از آن این قدر مبتذل باشد و این قدر بی اهمیت، که یک شعر بتواند حسابش را تسویه کند و بگوید: ما زندگی را بعد از تسویه و چرتکه انداختن (محاسبه)، ورشکست دیدیم. بعضی از اینان، واقعا قدرت تفکرشان کم است. من این مثال را بارها به دانشجویان عرض کرده ام: چند کلنگ به دست این بچه ها که صبح
ضرورت ساماندهی و اصلاح قوانین ایثارگران
بشود. بنده الان به چند مورد از بحث هایی که آقای دکتر (رحماندوست) داشتند به عنوان محاسن اشاره می کنم. به عنوان مثال چند بخش آن را بگویم: یکی این که می خواهیم قوانین ناعادلانه را بر داریم. فاش : ساماندهی کنیم. مجتهد : حالا ساماندهی را در یک فاز دیگر گفتند که من شاید به همه ی آن نرسم. آن وقت باید از اول شروع می کردم که بحث طولانی می شد. اما یک بخش هایی از آن را که
بررسی سبک زندگی حسنی در سایه تربیت فاطمی و علوی
) به عنوان فرزند ارشد خانواده علی بن ابی طالب علیه السلام و نوه ارجمند رسول اکرم(ص) درس آموخته سبک زندگی "فاطمی"، "علوی" و "نبوی" بودند و به طور مستقیم در سایه سار وجود مبارک این بزرگواران تربیت شده بودند از این رو توجه و تأسی به سیره نظری و علمی این امام همام ما را در مکتب شیعه به شاخصه های زندگی متعالی می رساند. در زمینه عبادت و زهد امام حسن (ع) روایات زیادی وجود دارد، من جمله اینکه
ساناز سماواتی سکوت خود را شکست: برای بازی در سینما باید مهمانی شبانه بگیریم!
مراجعه کردم؛ گفتند که باید کار جدید سینمایی را بیاورید؛ کارت شما بعد از هفت، هشت سال تمدید نمی شود؛ اکثر افراد این انجمن کسانی هستند که آن جا پذیرفته نشده اند؛ تفکر و ترجیح خانه سینمایی ها با بچه هایی است که فقط در سینما کار می کنند؛ اما سوال بی پاسخ من از آن ها این بود که مثلا در جایگاه نورپردازی، گریم و فیلم بردار شاید بتوانید یک خطی بکشید که این کار سینما است و این تلویزیون؛ تئاتر هم که اصلا
حاج حسین سفیر شایسته ولایت برای صدور انقلاب بود + تصاویر
آمده در سوریه چه نظری داشتند؟ چند روز قبل از شهادتش دیدمشان و با هم صحبت کردیم. بچه ها به ایشان می گفتند حاج آقا ما را هم اعزام کن و سردار می گفت اعزام به آنجا لزوم ندارد چون ما آنجا نیرو به عنوان رزمنده نمی خواهیم چون سوری ها الان طوری آموزش و تربیت یافته اند که 60، 70 هزار نفر در نوبت اعزام هستند. سردار همدانی در این مدت انقدر کار کرده بود که آنها مثل زمان جنگ خودمان که ماشین برای بردن
روزنامه های سه شنبه
جوان در گفت و گوی اختصاصی با همسر و فرزند سردار همدانی به عنوان بعد از 40 سال جهاد به آرزویش رسید، اشاره کرد و نوشت: پروانه چراغ نوروزی همسر شهید همدانی گفت: همه اش احساس می کردم که این رفتن دیگر بازگشتی ندارد. با همه رفتن هایی که در 40 سال اخیر داشت، فرق می کرد. اتاق را هم تغییر داده بود تا بعد از شهادت دخترها زیاد بی تابی نکنند. خیلی سخت است، باورم نمی شود. همه اش فکر می کنم حسین در مأموریت است