سایر خبرها
سرقت طلا با یک جعبه شیرینی
های زیرخاکی از او خریداری کرده است، وی به اداره آگاهی منتقل شد و طولی نکشید که مالباختگان دیگری با مراجعه به پلیس، از متهم شکایت کردند. یکی از آنها گفت: این مرد مدتی قبل به مغازه طلافروشی ام آمد تا یک النگو به وزن 110گرم بخرد. زمانی که او در حال نگاه کردن به النگو بود، من با دیگر مشتریانم صحبت می کردم و در این هنگام وی النگو را پس داد و از مغازه خارج شد. ساعتی بعد متوجه شدم النگویی که او
درباره گران ترین آلبوم تاریخ موسیقی ایران
خواهم بگویم ترانه های آن با زبان عامیانه مردم گفته شده است و موسیقی اش هم نزدیک به مردم است. ملودی ها و تنظیم ها زیاد سنگین نبودند و مردم توانستند با آن ها ارتباط خوبی برقرار کنند. با توجه به این که مردم این آلبوم را مورد توجه خود قرار دادند متوجه شدم انتخاب درستی داشته ام و بر اساس خرید اورجینال این آلبوم، تصمیم های بعدی را خواهم گرفت. چرا که وقتی آلبومی با صدای هر خواننده ای
شوخی شجونی با آیت الله جنتی/امکان ائتلاف اصلاح طلبان با دولتی ها/نسخه احمدی نژادیسم برای یک معضل/خودسوزی ...
می یابد و به طور کامل عملی نیست.وی افزود: در دولت قبل دانشگاه طب سنتی تشکیل و متخصصان متعددی در این زمینه تربیت شدند که باید این موضوع گسترش یابد.سخنران پیش از خطبه نماز جمعه تهران تاکید کرد: نفوس انسان ها از مزاجشان نشات می گیرد و اگر زوج ها قبل از ازدواج براساس مزاجشان انتخاب شوند دیگر شاهد طلاق های متعدد در جامعه نخواهیم بود . راه اندازی مرکز علمی کاربردی در افغانستان رییس
هالیوود جنسیت زده ترین صنعت فرهنگی
زنان به خاطر زن بودن شاید نتوانند از پس پروژه های سینمایی بربیایند. یا این که تکنیسین های مرد از آن ها حرف شنوی نخواهند داشت. و حتی تصورات پیش و پا افتاده ای مثل این که کارگردانان زن ممکن است ناگهان باردار شوند و قادر به ادامه کار نباشند یا این که فرزندشان مریض شود و مجبور به مراقبت از او شوند. بهانه ها برای عدم استخدام زنان کم نبود. خیلی از این بهانه ها در دنیای امروز، چه سینما و چه حرفه
زنگ خطر طلاق در خراسان جنوبی بلندتر شد/قبح طلاق در جامعه شکست و مسئولان فرهنگی همچنان در آرامش خاطر به ...
فرزند شش ساله دارم و مدت دوسال است که از همسرم جدا شدم. هنگامی که علت جدایی را از او پرسیدم، گفت: من با همسرم از طریق فضای مجازی با یکدیگر آشنا شدیم و او هم کارمند است ابتدای ازدواج مان زندگی خوبی داشتیم، اما روز به روز اعتماد به یکدیگر در بین ما کمرنگ شد و به حدی رسید که به هیچ نحوی به یکدیگر اعتماد نداشتیم و این امر سبب شد تا از یکدیگر جدا شویم. بله فضای مجازی، ازدواج های
کدام سبک زندگی؟
سال است پاییز فصل آخر سال است رمانی از نسیم مرعشی است در نشر چشمه. رمان در دو فصل با عنوان های تابستان و پاییز نوشته شده که هرکدام سه تکه دارند و هر تکه توسط یک زن روایت می شود: لیلا که همسرش میثاق او را رها کرده و برای ادامه ی تحصیل و زندگی به کانادا مهاجرت کرده؛ شبانه که در ارتباطی نامطمئن با ارسلان به سر می برد و در ازدواجِ با او مردّد است؛ و روجا که در صدد تکمیل مدارک و گرفتن پذیرش
دولت یازدهم دولت رکود است
، برای خالی کردن پارکینگ خودروسازان بود اما متأسفانه برای اشتغال یا ازدواج جوانان وامی تعلق نگرفت. جعفری در ادامه با بیان اینکه با وضعیت رکود حاکم بر جامعه باید دولت یازدهم را بیشتر دولت رکود نامید، تصریح کرد: دولت که 25 میلیون تومان وام خودرو می دهد، آیا بهتر نبود حداقل 20 میلیون به خودرو و 5 میلیون تومان آن را برای ازدواج جوانان در نظر می گرفت؟ در برخی نقاط محروم کشور و یا روستاها
حمله دارکوب به آینه خودروها در تنسی امریکا
خود محافظت کنند و متوجه نیستند که این فقط تصویر آنهاست. آن ها فکر می کنند، تصویرشان پرنده دیگری است که می خواهد به قلمرو آنان تجاوز کند. بنابراین سعی می کنند او را از بین ببرند. این اتفاق در فصل بهار بین پرندگان خیلی شایع است. توکای سینه سرخ ، سهره کاکل قرمز آمریکایی و بقیه پرندگان به آینه خودروها حمله می کنند. آرمسترانگ گفت: دارکوب ها واقعاً قدرتمند هستند. گفته می شود در شهر مینیاپولیس
محمدعلی اکبری: من را در تلگرام به قتل رساندند
ها ابتدا هر یک ساعت به یک ساعت بود. بعد از آنکه عکس ها منتشر شده بود، تماس ها هر نیم ساعت به نیم ساعت شد و بعد از آن هم هر 2 دقیقه به 2 دقیقه موبایلم زنگ می خورد. * واکنش شما نسبت به این تماس ها چطور بود؟ اول که شوکه شدم اما بعد از اینکه تماس ها زیاد شد سریع به خانواده ام زنگ زدم و آنها را در جریان گذاشتم. فکر کردم اگر آنها متوجه شوند چنین عکسی در فضای مجازی منتشر شده حتما
گفتگوی خاص و منتشر نشده از مرتضی احمدی
به علت بیماری درس را رها کرد. خیلی زود دچار زخم معده و زخم اثنی عشر شد و زودتر از آن با درد سرطان آشنا شد. آن روزها دخترم شش ساله و پسرم سه ساله بود. خیلی سخت بود. لحظه ای که از بیماری اش آگاهم کرد، هفت سال این شرایط را تحمل کرد و من در این مدت فقط نظاره گر خاموش شدن تدریجی چراغ خانه ام بودم. آنقدر خانواده ام عاشقش بودند که مادرم با دیدن جنازه همسرم سکته کرد و تا چهلم او نیز دچار فراموشی
دختری که وعده خاک برسری می داد
/> ایسنا: یک کارگر کم سواد نقش دختر را بازی می کرد تا مردان را در تانگو شکار کند. بدبختی اینجاست که این آقا در نقش دختر هر چه لیسانس و فوق لیسانس و دکتر مملکت را سر کار گذاشته بود و کلی از آنها عکس و اطلاعات خصوصی گرفته بود. می دانید با چه وعده ای؟ خاک بر سرم با وعده ازدواج موقت! به هر حال اگر در تانگو کسی به شما وعده ای داده است حتما دوباره بررسی کنید که پشت آن چهره زیبا سیبیل یک مرد پنهان نشده باشد. باقی بقای تان / رضا ساکی چیزنا دات آی آر chizna.ir
همزمان با انتشار آلبوم جدیدش، وارد زندگی گذشته و امروز ادل شوید و از جزئیات ترانه های آلبوم بخوانید/ ...
: "بعضی مواقع فکر می کنم که این منم که شبیه چیزی که اونها می خواستن بشند نشدم." او متوجه شده است بعضی از درهای زندگی بر رویش بسته شده است و بعضی مسیرهای زندگی اش طی شده اند و امکان بازگشت وجود ندارد: "چیزهای زیادی وجود دارن که من درباره اونها با خیلی از مردم حرف نزدم. البته نه به این دلیل که مشهور هستم بلکه به خاطر اینکه زمانش رو نداشتم مثل روزنامه نگار بودن یا معلم شدن." او نفسی می کشد و ادامه می دهد
68 سال پیش دندانپزشک شدم
، وقتی 12 سالم شد پدرم که 82 ساله بود فوت کرد، من ماندم و مادرم و دو خواهرو بچه های قبلی پدرم که خیلی از ما بزرگتر بودن و در حال حاضر از تمام 7 پسر و 4 دختر خانواده فقط من و یک خواهر مانده ایم. زندگی ما فراز و نشیب های زیادی داشت. مادر من از بچه های پدرم کوچک تر بود، وقتی همسر اولشان فوت می کند با مادر من ازدواج می کنند با یک فاصله سنی سی ساله و مادر من وارد همان خانه می شود. پدرم 7 فرزند
چقدر خانواده دوست هستید؟
پیوند های عاطفی تلاش کنند. گاهی اوقات این فاصله ها به حدی زیاد است که حتی بیان حرف های ساده با چالش ها و اختلاف نظر های زیاد همراه می شود و دوری پدر و دختر را بیشتر می کند. پس بهتر است دخترها به بهانه های مختلف با پدرشان صحبت کنند. می توانند در مورد موضوعات خیلی ساده مانند فیلمی که در تلویزیون می بینند، سر صحبت را باز کنند. تحقیقات نشان می دهد دخترهایی که با پدرشان ارتباط خوبی دارند در آینده هم
اقدام جالب زن جوان بعد از ازدواج دوم همسرش
در عوض می خواهم تمام مهریه ام که هزار سکه است را از شوهرم بگیرم. زن جوان ادامه داد: طلاق و جدایی چیزی را در زندگی من تغییر نمی دهد تازه تنها می شوم و بی سرپرست می مانم ولی می توانم با مهریه ام زندگی خوب و راحت برای خودم بسازم. شوهرم هم هر وقت خواست به سراغ زن دومش برود و گاهی اوقات هم به من سر بزند. برای همین تصمیم گرفتم به دادگاه خانواده بیایم و مهریه ام را به اجرا بگذارم. بعد از صحبت های این زن، احضاریه ای برای شوهر وی نیز فرستاده شد تا قاضی پس از شنیدن صحبت های او موضوع را بررسی کند. ...
زندانیان ایرانی مبتلا به آسم، هپاتیت و بیماری های قلبی شده اند
دادگاه را می گرفت. به جای آن که از متهم ایرانی دفاع کند، حرف های دادگاه را تأیید می کرد. به شکلی بود که پلیس به وکیل می گفت چه بنویسد و او هم می نوشت. سؤال:: خیلی از خانواده ها می گویند اتهام های پلیس ترکمنستان ساختگی است و پاپوش است. شوهر من می گوید: من چند دقیقه برای دست شویی پیاده شدم. وقتی دوباره برگشتم و راه افتادم، دیدم ماشین های پلیس ترکمنستان دنبالم می آیند. تعجب کرده
شاهزاده ی روم حاصل تلاش انیمیشن سازان ایرانی با دست خالی است/انیمیشن آمده تا کاستی های سینمای پس از ...
/> غیر از انیمیشن به چیز دیگری فکر نمی کردم اشاره کردید به فضای سینما علاقه داشتید اما نشد که در این رشته ادامه تحصیل بدهید و به سراغ گرافیک رفتید. چرا به سینما علاقمند بودید ؟ ابتدا به طراحی صحنه خیلی علاقه داشتم. زمانی که جوان تر بودم و فیلم های تاریخی را می دیدم به طراحی صحنه خیلی علاقمند شده بودم. چون در دوره ی جوانی کارهای دکوراسیون هم انجام می دادم، احساس کردم می توانم در
قاتل : دسترسی به اسلحه دشوار نیست
را به خانه فربد می برد و شب هم پس از برگشتن از سر کار به دنبالم می آمد و با هم به خانه می رفتیم. فربد هم مرد خوبی بود و هیچ رابطه ای هم بین ما وجود نداشت و ادعای شوهرم دروغ است. در شاخه دیگری از بررسی ها رامین بار دیگر مورد بازجویی قرار گرفت. او گفت گاهی که با فربد بیرون می رفتیم، سراغ همسرم را می گرفت و حالش را می پرسید. من هم احتمال می دادم که سؤال او به خاطر علاقه ای است که بین
رازهای مگویی که هرگز نباید به شوهرتان بگویید
از بحث هایی که همواره بین زن و شوهر حاکم است شادی ها و غم ها در خانواده است که بتوانند با یکدیگر آن را حل کنند و شریک یکدیگر باشند و با هم از زندگی لذت ببرند که ما باید این دو اصل را سرلوحه امور زندگی زناشویی خود قرار دهیم. وی ادامه داد: به هر حال زن و شوهر باید از معضلات و موارد کل خانواده و مفاهیم آن آشنا باشند تا بتوانند در یک مسیر، با تکامل یکدیگر همه نا به سامانی ها را سامان ببخشند و
همسرم مرا وادار به کارهای خلاف و غیراخلاقی می کرد
طوری که هیچ مستأجری نمی توانست در دو واحد خالی آن ساختمان زندگی کند و ما نیز گاهی مجبور می شدیم شب را داخل خودرو سپری کنیم. هنوز 2 ماه بیشتر از ازدواج ما نگذشته بود که متوجه مشکلات اخلاقی و بیکاری همسرم شدم. این در حالی بود که مادر شوهرم نیز از پسر یک دانه اش دفاع می کرد و می گفت من جز او کسی را ندارم . تو باید هر کاری که او می گوید انجام بدهی! در همین حال همسرم به خاطر
ناگفته هایی از زندگی خصوصی و شب قتل تختی
نبود. خواهر من همان زمانی که دبیرستان بود زن زیبایی بود، خواهر من هیچ گاه آرایش نمی کرد و اصلا طلا هم نداشت. امکان ندارد زن طلا نداشته باشد اما او نداشت. می خواهم بگویم که ارزش های درونی یک زن را داشت. این تنها یکی از ویژگی های خوب شهلا بود. خانم بخشنده زمانی که دیپلم گرفت در همان اهواز، برای او هم خیلی خواستگار می آمد و در نهایت با یک مرد شایسته ای ازدواج کرد و وقتی که ازدواج کرد دیگر نتوانست
به برخی شعارها نباید دل خوش بود
باشد که ما به نوعی مجرمیم، ادامه می هد: شواهد و قرائن نشان می دهد که باید اتفاقاً بپذیریم که ما محرومیم. ولی حتماً باید بدانیم چرا محرومیم تا بتوانیم درد خودمان را مداوا کنیم. وقتی از جامعه ای کوچک مثل منطقه خودمان صحبت می کنیم و شرح حال و گذشته آن را روزنامه وار مطالعه می کنیم تشخیص بیماری بسیار ساده می نماید و روشن است که چه کردیم که غیر محرومین به ما میگویند محروم. متأسفانه ما در مورد موضوعاتی که
عشق، سالم و معلول نمی شناسد
نبود؟ مگر در همان محله کودکی من عفت دیوانه عاشق یک مرد دیوانه نشد و با هم ازدواج نکردند؟ یادم هست، عفت چند بچه هم به دنیا آورد، البته ناقص العقل. یادم می آید، آن روزها که جوان بودم و چشم های چپ درشتم بیشتر رنجم می داد، عینکی با شیشه های رنگی به چشم می زدم تا چشم هایم کمتر دیده شوند. هرچند باز نمی دانستم با کله درازم چه کنم!بله آن روزها من معلول جوان بودم و اگر می دیدم دختری آن طرف خیابان
طلاق، آغاز یا پایان یک زندگی..؟
افکار مسموم را رها کنید. زندگی شما تمام نشده فقط دستخوش یک تغییر شده است. دکتر حسینی می گوید: سعی کنید روحیه شادی داشته باشید، تفریحاتتان را بیشتر کنید. کارهایی را که زمانی دوست داشته اید، انجام بدهید. برای خودتان ارزش قائل شوید. عزت نفس را در وجودتان پرورش دهید. زن و مرد فرق دارند مردها بعد از طلاق باید زمانی را تنهایی سپری کنند تا دوباره احساس امنیت و کفایت را به
از شهرفروشی به جرم فروشی رسیده ایم / کالایی شدن شهرها؛ زمینه ها و تبعات
شهر بسیاری از این کار ها انجام شده، به نحوی که حتی دانشگاه ما هم مسئولیت اجتماعی اش را فراموش کرده است. دانشگاه شهید بهشتی در همان شهرک اکباتان اقدام به ساخت پردیس بین المللی کرده است. درحالی که مکان یابی آن به بسیاری از دلایل که بخشی از آن را در صحبت هایم گفته ام اشتباه بوده و کلی مساله و تبعات درست کرده است. تعجب می کنم دانشگاهی که خودش محل تولید کلی شهرساز و برنامه ریز شهری است چرا خودش اصول
مادری تمام وقت باشید
/> بودن شما در خانه شاید برای کل خانواده بهتر و ساده تر باشد گاهی اوقات مادر تمام وقت بودن به نفع کل خانواده است. دیگر لازم نیست با همسرتان سر اینکه کی باید چه وقت برود و بچه ها را از کجا تحویل بگیرد یا کجا بگذارد کلنجار بروید و بحث کنید. شما در برنامه ریزی خانواده مهارت دارید و حضور همیشگی تان می تواند به نفع همه اعضای خانواده باشد. در طول روز شاد و سرحال باشید تا مادر تمام وقت شاد و
جوجه اردک زشت
روز این جا بمانی فقط شرطش این است که یک وقت به سرت نزند که با اردک های ما ازدواج کنی. جوجه اردک اصلاً قصد ازدواج نداشت، او فقط می خواست آنجا بماند و توی مرداب شنا کند و برای خودش غذا شکار کند. چند روز گذشت و او هنوز در آن مرداب بود تا این که دو غاز آمده بودند آنجا آب بخورند، به او نگاهی کردند و یکی از آنها گفت: تو خیلی زشتی و مطمئن باش کسی باهات ازدواج نمی کنه اما اگه دوست داشته باشی
رابطه جنسی، به پیچیدگی اثرانگشت آدم ها!
پیداست! اما این تصور کاملا اشتباه است؛ چراکه برقراری ارتباط جنسی اگرچه به ظاهر ممکن است مساله ای ساده به نظر برسد اما بسیار پیچیده است. ارتباط جنسی نیازمند مهارت، توانایی، دانش و سلامت روان حتی به شکل نسبی است. به همین خاطر مثل بسیاری از مسائل مهارتی دیگر اصلا توقع نداشته باشید که اولین رابطه جنسی تان پس از ازدواج، بهترین هم باشد. مثل این می ماند که بخواهید برای اولین بار پشت ماشین
پیرمرد دانا
گاو و گوسفندان بخورند. گفتم برای چه می پرسی؟ پیرمرد گفت: زن من خیلی سیب دوست دارد. اولش فهمیدم که توی کیسه ت سیبه چون بوش رو متوجه شدم اما چون باز هم شک داشتم از تو پرسیدم که مطمئن بشم. ما توی حیاط مان یک درخت سیب داریم که به درد نمی خورد. مثلاً پارسال یک دانه سیب بیشتر نداد اما زنم این قدر سیب دوست داره که همون یک دانه رو برای یادگاری یک گوشه ای نگه داشت. حالا اگه قبول کنی من این مرغی که تو
الو، جناب شیرزادی؟
اول شدم. این اتفاق برای من بسیار تعیین کننده بود و زندگی من را به عنوان داستان نویس و روزنامه نگار تغییر داد. توجه دبیرم جناب ستایش بسیار موثر بود. بعدها در خلال مشاغل مختلف کار نوشتن را ادامه دادم. در واقع من هیچ وقت برای نویسنده شدن تصمیم نگرفتم بلکه نویسنده شدن برای من پیش آمد. شیرزادی ادامه می دهد: یکی از زیباترین روزهای زندگی من در تمام عمرم روزی بود که برای اولین بار داستانم چاپ شد