سایر منابع:
سایر خبرها
روایت کربلای 4
اسکندری معاونین گردان غلامی فرمانده گروهان و معاونش حسن رستمی بسیم چیهایشان و خودم اسکندری گفت برو پیش سکاندار اگر ترسید خودت قایق برون، دلاور مردان گردان کربلا به فرماندهی فرجوانی خط شکسته شد آما پاکسازی نشده، بود آب اروند فروکش کرده بود اسکندری صدام کرد گفت. بپر توی اب اسلحه و تجهیزات را دراوردم پریدم توی اب تا سینه بود خودم رو به معبر رساندم هنوزسیم خاردار زیر پا بود باسروصورت
من و سیدجلال
هر دو بزرگوار در تهران بودند، به ایشون سر می زد. جلال می گفت، وقت هایی که من پیش حاج آقا هستم، ایشون به درس و بحث طلبگی خودشون مشغول هستند و من هم از کتب و منابع حوزه استفاده می کنم. جلال البته خیلی شجاع بود و در بسیاری از عملیات های سخت شرکت کرده بود. جالب این بود که بعد از عملیات بدر که گروهانی که سید در اون بود، وقتی در یک موقعیت بسیار سخت گیر افتاده بود و سید که مجروح شده بود و با
یادبودی برای فاطمی ترین عملیات دفاع مقدس؛ وقتی 45 غواص بجنوردی رهسپار بهشت شدند+تصاویر
مطالعه و استفاده از دانش مهندسی در جبهه استفاده می کرد. وقتی دوست طلبه اش خبر شهادت حمید را آورد و بعد از یک ماه پیکرش بازگشت٬ برای شناسایی به سردخانه رفتیم، در بین شهدا می چرخیدم که بدن از هم پاشیده شهیدی مرا به خود جذب کرد. خوب که جلو رفتم از قد و هیکلش شک کردم که نکند حمید باشد؛ اما چون مدت زیادی در باتلاق ها مانده بود و تیر و ترکش زیادی به سر و صورتش اصابت کرده بود٬ قابل شناسایی
سالروز عملیات کربلای 4 است
مجروح ها چیزی نبود. برای دل های ما که گرفته بود، مرهمی نبود. عراق لشکر لشکر نیرو آورد، بیسیم های ما بی جواب ماند! اسماعیل! دیدی بچه ها بعد از تو هم تا توانستند ایستادند. خدایا! دیدی بچه ها کم نگذاشتند. اما شوخی که نبود. چند هزار نیروی تازه نفس عراقی، ما 200 - 300 نفر بیشتر نمانده بودیم. خسته، از آب گذشته، تیرها و مهمات مان رو به اتمام، شهدا
از حاج قاسم تقاضای فوری تسلیحات کردم؛ او و رهبری ایران هیچ کوتاهی نکردند
: چگونه با حاج قاسم تماس برقرار کردید و این درخواست چگونه صورت گرفت؟ مالکی: من روابط عادی و طبیعی با ایشان داشتم و همواره با او دیدار می کردم و به نزد ما می آمد. جزئیات حمایت و فروش سلاح ایران به عراق العالم: مستقیما؟ مالکی: بله، به صورت مستقیم. هنگامی که آن اتفاق افتاد، او در بغداد بود و پرسید چگونه می توانیم به شما کمک کنیم. به او گفتم که سلاح در
ایران در جنگ با داعش 8جنگنده سوخو در اختیار عراق قرار داد
فروش سلاح ایران به عراق العالم: مستقیما؟ مالکی: بله. به صورت مستقیم. هنگامی که آن اتفاق افتاد، او در بغداد بود و پرسید چگونه می توانیم به شما کمک کنیم. به او گفتم که سلاح در اختیارمان بگذارید. به ما سلاح بفروشید. اما سلاح های فوری می خواهیم. این مرد و نیز رهبری جمهوری اسلامی هیچ کوتاهی نکردند و امروز بر سر سلاح توافق می کردیم فردا این سلاح به دست ما می رسید. مانند بلغارستان و
روایت زندگی راوی مرکز اسناد در عملیات کربلای 4
حسین هم همچون دو برادر دیگر شهیدم نتوانستم خداحافظی کنم. فردای آن روز رفتم مهاباد. یک هفته بعد، از تهران بهم خبر دادند که حسین مجروح شده و منتقلش کردند بیمارستان شیراز. تا به من خبر دادند، به یکی از بچه ها که قبلاً فرمانده پایگاه مهاباد بود و آن زمان شده بود، فرمانده لشکر شیراز، زنگ زدم و گفتم: برو بیمارستان از حسین ما خبر بگیر. گفت: الآن می رم می بینم. یک ساعت بعد خبر داد که حسین شهید شده. دکترهای
وقتی رنگ آبی رودخانه، سرخ شد
دیروز. گفتم خوب گزارش بده گفت: دیشب به حاج اسدی گفتم گفت: کتبی بنویس. قرار است امروز کتبی بنویسم. پس از چند روز کم کم نیروهای خودی زیاد و زیادتر شدند. گردان ها می آمدند. آبادان و خرمشهر پر شده بود از نیروهای لشکر المهدی. برای اولین بار قایق های جدیدی به نام قایق ریجیندر آورده بودند. قایقی کاملاً بادی که 4 تا 5 نفر در آن، جا می گرفت و یک موتور کوچک هم روی آن سوار بود. از ویژگی های قایق ها این بود
این شهید، یخچال مورد نیازش را هم بخشید
دو پسر بود. با توجه به شرایط خانواده و داشتن پنج فرزند قد و نیم قد چطور برای ادای تکلیف و دفاع از اسلام راهی جبهه شد؟ مخالفتی نکردید؟ ابتدا مخالفت کردم و گفتم اگر بروی من چطور از بچه ها و پدر و مادرت نگهداری کنم؟ ایشان گفت من داماد پیامبر (ص) هستم، باید بروم. اگر بیایی و ببینی دشمن با زن و بچه های مردم چه می کند خودت من را تشویق به رفتن می کنی! بعد رفت و اسمش را برای اعزام
چگونه است نظامی ها شهید بدهند، ولی رییس جمهور نشوند
. قانون اساسی سیاست های کلان را مشخص کرده است. عضو جبهه پایداری نیستم شما عضو جبهه پایداری هستید؟ این خلق و خوی افراد است، نه من جزو این مجموعه بوده و نه هستم زیرا باید جایی ثبت شود و به وزارت کشور برود. چنین چیزی را شما نه می توانید در پایداری پیدا کنید نه درجای دیگر. آن زمان که خیلی از من سوال می کردند که سپاه بهتر است یا مجلس؟ که در پاسخ می گفتم، من پاسدار سپاه و
واکنش یک سردار سپاه به احتمال کاندیداتوری اش در انتخابات
باید جایی ثبت شود و به وزارت کشور برود. چنین چیزی را شما نه می توانید در پایداری پیدا کنید نه درجای دیگر. آن زمان که خیلی از من سوال می کردند که سپاه بهتر است یا مجلس؟ که در پاسخ می گفتم، من پاسدار سپاه و انقلاب اسلامی هستم حالا می خواهد چه در مجلس باشد چه در سپاه پاسداران یا جای دیگر، اصل این است که ببینیم کجا نیاز است و اگر نیاز بود، برویم و خدمت کنیم. با بچه های پایداری نشست و برخاست
عملیات پیچیده کربلای 4 چگونه لو رفت
حمله در یک محور اثرگذار بود. یک سال قبل تر محسن رضایی پس از عدم موفقیت در عملیات های رمضان و خیبر و بدر کار سختی داشت تا فرماندهان ارشد سپاه را قانع کند که فاو با مساله عبور از عرض اروندرود هدف عملیات باشد؛ اصرار و پافشاری فرمانده سپاه بر مساله فاو و عبور از اروند تا حدی که عملا او در میان یاران اصلی اش در این نظر تنها ماند، با موفقیت روبه رو شد و اعتماد به محسن رضایی در میان حلقه فرماندهان اوج
سرهنگ علیه رنج فراموشی
فرماندهی اطلاعات عملیات گردان را داشتم. دو بار مجروح شدم و جانباز 20 درصد هستم. یک ماه اول جنگ با تصور اینکه این درگیری ادامه دار نخواهد بود و نهایت دو سه ماهه تمام خواهد شد، همسر و تنها فرزندم را به شیراز فرستادم که در مشهد تنها نباشند، اما دیدیم این طوری شاید به صلاح نباشد و معلوم نیست جنگ تا چه زمانی طول بکشد، از این رو آن ها خیلی زود بازگشتند. وقتی به مشهد برگشتیم، همسرم را دلگرم کردم که
برای عظیم شدن جبهه انقلاب اسلامی باید سنگ زیرین آسیاب شد
اعتقادم سرسخت بودم و دعوا سر مردم داشتیم؛ شب عاشورا به کرمان رفتم ، بعد از مراسم هم شهید حاج قاسم به من گفت به لشکر برویم و سری به طبخ غذای ظهر عاشورا بزنیم، در این بازدید حاج قاسم گفت تبرکی غذایی بخوریم ؛ رو به من کرد و گفت مراقب باش بچه ها همدیگر را هول ندهند یعنی تحمل کن؛ برای عظیم شدن جبهه انقلاب اسلامی باید سنگ زیرین آسیاب شویم . وی در ادامه اظهار کرد: باید مقاومت کرد، چرا 30 ، 35 درصد
آمریکا با ایران بسازد، می تواند چین و روسیه را کنترل کند|جلیلی در مذاکرات، آرمانگرا بود و ظریف، عملگرا
ارگان های ذیربط حاصل شده باشد. مقصودتان از درست پیاده شدن دقیقا چیست؟ صالحی: مثلا ممکن است در قانون ذکر نشده باشد با تاخیر شما آن را جلو ببرید یا از اختیارات خودتان استفاده کنید به نحوی موانعی را بر سر اجرایی کردن قانون پیاده کنید. همیشه هر ارگانی بالاخره اختیاراتی دارد می تواند از آنها استفاده کند و موانعی را ایجاد کند تا قانون با کندی بیشتر روبه رو شود ولی بازگردیم به این