اعدام در پرونده پاسور بازی + جزئیات
سایر منابع:
سایر خبرها
قتل پسر جوان با چاقوی میوه خوری
پسر جوانی که به خاطر تقلب در بازی عصبانی شده و دوستش را به قتل رسانده بود به قصاص محکوم شد. این حادثه خونین تابستان امسال در حالی رخ داد که چند پسر جوان برای میهمانی به خانه یکی از دوستان شان رفته بودند اما وقتی سرگرم پاسور بازی بودند با هم درگیر شدند و صاحبخانه به نام سعید به قتل رسید. وقتی مأموران پلیس برای بررسی ماجرا به محل حادثه رفتند شاهدان حاضر در صحنه مدعی شدند یکی از میهمانان
جنایت های جنون آمیز
. در این جنایت که راز آن چند روز پیش فاش شد، یکی از دوستان متهم اصلی نیز شرکت داشت. دختری به نام شقایق، پسر مورد علاقه خود به نام شایان را در جرمی تکاندهنده همراهی کرد و در نهایت خواهر، مادر و شوهر 22 ساله مادر شقایق به دست دوست شایان کشته شدند. متهم اصلی پرونده گفته است: قصد ما قتل نبود، فقط می خواستیم سرقت کنیم که شقایق و شایان هم بودند و با اصرار های من قانع شدند. نقشه این
قربانیان یک تصمیم شوم
/> با تحقیقات پلیس، ردپای دختر دیگر خانواده به نام تینا به دست آمد. ماموران با تحت نظر گرفتن دختر مقتول، او را همراه دو پسر جوان بازداشت کردند. در تحقیقات اولیه یکی از پسرها به قتل اعتراف کرد و گفت دختر مقتول و دوستش بی تقصیر هستند. پسر جوان به نام بهنام در تشریح جنایت گفت: قصد داشتیم از خانه مادر تینا سرقت کنیم اما او مخالف بود. من و رضا دوست تینا نقشه کشیدیم. آن روز تینا و رضا با
نوروز در خانه پس از 24سال
.... یکی از مددکاران زندان تا مسیری مرا رساند. اولین جایی که رفتی؟ سر مزار پدر و مادرم. بعد از آزادی چه می کنی؟ هیچ کس به سابقه دار و زندانی کار نمی داد. رفتم مددکاری زندان و کمک خواستم و آنها به من اعتماد کرده و با شهرداری کرمانشاه و شهردار شهرمان حرف زدند و در خدمات شهری شهرداری مشغول به کار شدم و با روزی حلال زندگی می کنم. دوست دارم درس بخوانم و در رشته مهندسی ادامه تحصیل دهم. حرف آخر؟ به جوان ها می گویم صبور باشند، خشم و عصبانیت را کنار بگذارند و عجولانه تصمیم نگیرند. خشم آنی این طور مرا گرفتار کرد و 24سال از زندگی و آزادی ام را به فنا داد. ...
گفتگو با خواهران بلوچی ورزشکاران معلول بسکتبالیست | با ویلچر هم می توان دوید
دیدم با اینکه به لحاظ فرهنگی از کشور ما پایین تر هستند، اما نوع و میزان احترامشان نسبت به معلولان با ایران قابل قیاس نیست. در همین مشهد خودمان، مناسب سازی برای معلولان انجام نشده است. مسئولان اگر خودشان را جای معلولان بگذارند این مشکلات پیش نمی آید. چند وقت پیش سوار مترو شدم. خط یک استاندارد معلولان است، ولی زمانی که در ایستگاه شریعتی خواستم سوار خط دو بشوم متوجه شدم نه رمپ دارد نه آسانسور. لحظه به
قمارباز به مرگ محکوم شد
سرویس حوادث جوان آنلاین: 17 تیرماه امسال، پرسنل بیمارستان شهدای پاکدشت مأموران پلیس ورامین را از مرگ مشکوک پسر جوانی باخبر کردند. بعد از حضور مأموران در محل آن ها با جسد سیاوش 20 ساله روبه رو شدند که در جریان درگیری بزم شبانه بر اثر ضربات چاقو به بیمارستان منتقل شده، اما بر اثر شدت خونریزی ها فوت کرده بود. با انتقال جسد به پزشکی قانونی، روند بررسی ها با تحقیق از یکی از دوستان مقتول که در
3 روایت از روز ترور حجاریان
رساندم، دکتر قاجار یکی از عوامل درمان سعید هم بعدا در جلسه شورا توضیح داد که اگر چند ثانیه دیرتر به بیمارستان رسیده بود، از بین می رفت. خاطرم هست وقتی دستگیر شدم در اخبار گفتند حکیمی پور را به علت احتمال فرار و ازبین بردن اسناد و مدارک و بیم تبانی دستگیر کرده اند! در دادگاه نیز من را حتی به عنوان مطلع هم نخواستند و در نهایت حکم برائت صادر شد. نکته جالب برایم این است که خبر رساندن حجاریان توسط من به
قتل دوست با چاقو به خاطر تقلب در بازی!
شاهرخ ورق آورد تا بازی کنیم. چند دست که با هم بازی کردیم، متوجه شدم او تقلب می کند و با تقلب برنده می شود. به گزارش وقت صبح به نقل از شرق، پسر جوانی که با ادعای تقلب دوستش در بازی او را به قتل رسانده بود، از سوی قضات دادگاه کیفری استان تهران به قصاص محکوم شد. این مرد جوان تابستان سال جاری بعد از اینکه به خاطر تقلب در بازی با دوستش به نام شاهرخ درگیر شد، با واردکردن ضربه کارد
اعترافات مردی که همسر پدرش را کشت
، با صدایی ظریف گفتم: من حمام هستم! با این جمله همسایه رفت و من هم با کلیدهای مقتول از خانه بیرون آمدم و در را قفل کردم. بعد هم خودم را به گلبهار رساندم و در اندیشه فرار به شهر دیگری بودم که کارآگاهان رسیدند و مرا دستگیر کردند. با اعترافات جواد (متهم به قتل 58 ساله) قاضی زرقانی با صدور قرار بازداشت موقت، او را در اختیار کارآگاهان اداره جنایی گذاشت تا زوایای پنهان دیگر این پرونده جنایی و همچنین درستی یا نادرستی ادعاهای متهم مورد کنکاش های دقیق پلیسی قرار گیرد.
خلا های قانونی، چالش های دادخواهی و انگاره های اجتماعی زنای به عنف با محارم
بعد از مدتی بازداشت موقت و حکم 99 ضربه شلاق از زندان آزاد می شود. دادستان به عنوان مدعی العموم باید به این پرونده ها ورود کند اما این اتفاقات محدود به خانواده هایی با سطح پایین فرهنگی و اقتصادی هم نیست. مثالش هم پرونده تجاوز یک عمو به برادرزاده هشت ساله اش. یک خانواده مرفه. بیشتر اعضای آن تحصیل کرده که سفرهای خارجی زیادی هم رفته بودند. متجاوز خودش موزیسین مشهوری بود. طی اظهارات