از کارگری قهرمان کیک بوکسینگ تا گریه خواننده ای که بلد نبود بنوازد
سایر خبرها
هم مادرم، هم داور کشتی
بین المللی مجارستان و در ادامه، مسابقات قهرمانی اروپا در مجارستان دعوت شود. امانی بنی به ایسنا می گوید: از سال 1393 با اعلام فدراسیون کشتی مبنی بر فعال شدن سبکی از کشتی به نام گراپلینگ وارد این رشته شدم، اما همان ابتدا با وجود آمادگی جسمانی خوبی که داشتم به دلیل شرایط سنی، قضاوت را انتخاب کردم تا میدان برای جوان ترها باز باشد و اولین تشکی که در آن قضاوت کردم نیز سوت قهرمان کشوری گراپلینگ
جهانگیری: قاسم همه جان من است / توضیحات معاون اول رئیس جمهور درباره فایل صوتی ظریف
. دوستی دیرینه و برادری با حاج قاسم داشتم و همینطور با دکتر ظریف؛ این دو، چهره ای ملی هستند. اولا موضوع میدان در منطقه ما، یک موضوع جدی است؛ ما جنگ 8 ساله را داشتیم، بعد از جنگ عراق صدام تصمیم گرفت به کویت حمله کند؛ به آقای هاشمی نامه نوشت و گفت حاضریم با شما توافق کنیم؛ آقای هاشمی گفت اول از کویت بیایید بیرون؛ او در پاسخ البته گفت کویت بحث عربی است. سپس در مارجیا
روایت عجیب هم اتاقی شدن دختر ایرانی با یک داعشی
است. دوران سختی را سپری کردم،با خانواده مشورت کردم و آنها تصمیم نهایی را به خودم واگذار کردند. دوباره یک سال دیگر تلاش کردم و برای کنکور خواندم و رشته دندانپزشکی شهر سامسون ترکیه قبول شدم . وی عنوان کرد: به سختی توانستم یک محل برای سکونت پیدا کنم و قرار بود یک هم خانه در کنار من زندگی کند. بعد از چند روز یک دختر خانم با پوشش متفاوت و خاص در اتاق حضور پیدا کرد که کاملا سیاه پوش و با
سهمی که به آن پرداختم/ اولین شعرم درباره ایران دوستی بود
شما در دوره تحصیل در تقویت حس شاعری تان نقش داشتند؟ متأسفانه در دوره دبیرستان که گاهی تأسف می خورم، در سال 1342 در زمینه کار های روزنامه نگاری که به صورت روزنامه دیواری بود فعال بودم و خارج از دبیرستان نیز با روزنامه های محلی همکاری داشتم. در آن زمان در مسابقه ای که در تمام ایران برگزار شد، شرکت کردم و نفر اول شدم و حکم آن را با امضای وزیر به من دادند. اما در دبیرستانی که بودم، این
قاری 15 ساله همدانی از احساس و علاقه اش به قرائت قرآن می گوید
گرفت؛ که بعد از فراگیری خواندن و نوشتن به شکل جدی ابتدا روخوانی و روان خوانی را آغاز کردم و سپس وارد وادی تلاوت شدم، در واقع به شکل جدی و حرفه ای از 9 سالگی و حدود پنج سال است که توفیق فعالیت پیدا کرده ام. به نظر شما کسی که می خواهد قاری قرآن شود باید چه شرایطی داشته باشد؟ شروع این مسیر علاوه بر اینکه علاقه و عشق به این کار را می طلبد، نیازمند وجود استعداد در زمینه صوت و بعدازآن پرورش
کمال وند: اعتقادی به ایراد در ساختار دفاعی استقلال ندارم/ آبی ها با مجیدی می توانند به قهرمانی در لیگ ...
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا ؛ فراز کمالوند، سرمربی جدید تیم فوتبال سایپا در مورد شرایط جدایی خود از جمع آبی پوشان گفت: شغل ما مربیگری فوتبال است و از فردای مان خبر نداریم. زمانی که در شاهین بودم، دوست خوبم فرهاد مجیدی به من پیشنهاد کاری داد. باعث افتخار من است که به تیم پر افتخار استقلال آمدم. در 48 ساعت گذشته، با باشگاه سایپا مذاکراتی داشتم. برای جدایی از استقلال صحبت هایم را با مجیدی
قرائت مستمر قرآن یکی از عوامل پیشرفت انسان است
از حد و فوق العاده مسلمانان روبرو می شدیم و حتی بسیاری از اوقات در هنگام اتمام سفر، میزبانان ناراحت شده و به سختی اجازه بازگشت به ما می دادند. به عنوان مثال، در رمضان سال 74 شمسی، سفری به آفریقای جنوبی داشتم و قرار بود بااتمام این ماه عزیز، من نیز به ایران بازگردم، اما به خاطر شدت و علاقه میزبانانی که اکثرا هم از اهل تسنن بودند به قرائت های قرآنی که انجام می شد، بازگشت من باتاخیر همراه گردید و
صدای سحر
گویندگی من در رادیو قم از ماه رمضان سال 1378 شروع شد. برنامه ای بود به نام سیره نور که در روزهای ماه مبارک به مدت 5 دقیقه پخش می شد و چون تازه کار بودم و استرس داشتم، برنامه ضبطی بود. در آن اوایل به یاد دارم بعد از ضبط برنامه از شوق و ذوق زیاد، پای رادیو می نشستم و منتظر پخش آن می شدم. همزمان در آن روزها، دانشجوی رشته حقوق دانشگاه آزاد بودم و بخاطر علاقه ام به رادیو از درس جا می ماندم
شغل پدرم را عاشقانه ادامه می دهم/ تعلیم و تربیت جبهه امروز برای مقابله با دشمن است
. این فرزند شهید درباره اینکه چرا او هم حرفه معلمی را انتخاب کرده است، بیان کرد: به معلمی بسیار علاقه مند بودم و قصد داشتم که ادامه دهنده راه پدرم در مسیر آموزش علم خود به دیگران باشم. رسولی تاکید کرد: من و برادرم هر دو فرهنگی هستیم و پدرم در وصیت نامه خود بیان کرده است که به کار معلمی و تربیت بچه ها بسیار علاقه داشته است و من زمانی که توانستم در آزمون معلمی قبول شوم بسیار خوشحال شدم.
روایت ساخت سرود سالگرد شهید مطهری از زبان محمد گلریز
امام و برخیزید را با حمید شاهنگیان ساختیم اما قسمت اصلی همکاری ام با آقای راغب بود. تا سال 89 سرودهای انقلابی زیادی خواندم. سال 58 آقای مطهری به شهادت رسیدند. در آن زمان ترورهای زیادی توسط منافقین انجام می شد. یک سال بعد از شهادت آقای مطهری و در سال59 از بیت امام خمینی(ره) با ما تماس گرفتند. مرحوم حاج احمد آقا گفتند، سرود ماندگاری برای شهید مطهری بخوانید. در آن زمان شهید مجید حداد عادل تصدی رادیو
بازیگری را به خاطر معلمی کنار گذاشت
بار استادم عطا کوپال زمینه تدریس را برایم فراهم کرد. آموزش واحد درس دشواری را به من سپرد که پیش از من استاد کاربلدی هم داشت. اگر ذهنیت امروز را می داشتم، به احتمال قوی نمی پذیرفتم ولی حال و هوای جوانی متفاوت است و این گونه بود که تیر ماه فارغ التحصیل شدم و مهر به تدریس مشغول شدم. با اعتمادی که او به من داد، جسارت پیدا کردم. زرگر از نکته دیگری هم یاد می کند؛ تصادفی بودن حضور یک استاد در
رجبلو: اعلام نکردن نام رکابزن المپیکی کار درست و منطقی است/ اعزام ها هر چقدر خوب هم باشند، اما باز هم ...
محمد رجبلو در گفت وگو با میزان، درخصوص وضعیت جسمانی خود پس از مثبت شدن تست کرونایش اظهار داشت: در اردوی آمادگی المپیک بودم که متوجه شدم به بیماری کرونا مبتلا شده ام. تا روز 30 فروردین حالم خوب بود و علائمی نداشتم، اما دقیقا یک روز بعد حالم واقعا بد شد و تب و لرز شدید داشتم. با بدتر شدن حالم سی تی اسکن را به پزشک نشان دادم و او گفت وضعیتم خوب نیست و باید سریعا روند درمانی را آغاز کنم و در قرنطینه
گفتگو با نخستین بانوی دارنده دکتری ریاضی در خراسان رضوی | انتگرال زندگی و حساب عاشقی!
حائری که استاد تاریخ دانشگاه برکلی آمریکا بود آشنا شد و ازدواج کرد. بعد از ازدواج، با اینکه هنوز درسش به پایان نرسیده بود، برای شروع زندگی مشترک به آمریکا رفت و مطالب درسی اش را برای استاد خود پست می کرد. به انگلیس رفت و آمد داشت و کار های درسی اش را انجام می داد. من بلافاصله بعد از اینکه درسم تمام شد، با وجود پیشنهاد های کاری فراوانی که داشتم به ایران برگشتم و شوهرم یک سال بعد آمد. تا قبل از آمدن
حمید سمندریان را ناباورانه از دست دادیم
گرفته ام ولی بعد از آن دیگر روزنامه نگاری را به صورت جدی و حرفه ای ادامه ندادم. یادم می آید یکی از مطالبی که برای سمندریان نوشتم نقدی در مورد بازی استریندبرگ بود با وجود اینکه این نمایش را سه چهار مرتبه دیده بودم و بسیار دوست داشتم اما نقد بسیار تندی در مورد نمایش کرده بودم. یادم می آید زمانی که استاد را دیدم مطلبی که در مورد بازی اش نوشته بودم را با روی باز پذیرفت و خواستار این بود تا متن نقد من
برای پیدا کردن ایمان به بچه های خود نسخه ندهید
جواب سوالاتی را نداشتم و دوست داشتم بفهمم وارد حوزه شدم تا دینم را بشناسم و به جواب سوالاتم برسم. حجت الاسلام برمایی در بخش دیگر از این زوج پرسید دیپلماسی و میدان دست کیست احتمالاً الان به کسی بر می خورد خوب بخورد! حجت الاسلام علوی هم گفت: ما سعی کردیم دیپلماسی و میدان را موازی با هم پیش ببریم. کاردانی افزود: معمولاً روحانیون در مواقعی از سال مانند ماه رمضان، محرم و غیره زمانی
تفاوت ستایش با یاور در چیست؟
چنین نقشی بازی کند.ایفای این نقش برای شما هم آرزو بود؟ فیلم روز رستاخیز اولین کار شاخصم بود و قبل از آن کار تجربه بازی در تله فیلم هایی را برای تلویزیون داشتم. اما روز رستاخیز اولین کار بزرگم بود و آن زمان من ابتدای کار حرفه ایم بودم. اما خب این فیلم در اکران عمومی لطمه خورد. چون علمای دینی با نشان دادن چهره حضرت عباس (ع) در این فیلم موافق نبودند و از این مهمتر اینکه علما با
استقلال با فرهاد به فینال آسیا می رسد
بودم، او را راضی کردم و جدا شدم. او درباره اینکه آیا قراردادش بند جدایی داشت خاطرنشان کرد: قرارداد ما بیشتر قلبی بود. قرارداد من و فرهاد دوستی 30 ساله مان است و اصلا نیاز به نوشتن نبود. وی درباره نقش خودش در صعود استقلال به دور حذفی لیگ قهرمانان آسیا تاکید کرد: من نقش بسیار جزئی در صعود استقلال داشتم. نقش اول را فرهاد به عنوان سرمربی و بازیکنان داشتند. ما هم بالاخره گوشه ای از
مصاحبه با ماهان تیموری مدیر جوان و میلیاردر
می خوام قسمت هایی از زندگیتون رو برام تعریف کنید که کسی نمی دونه و از اینجا شروع کنید که اولین جرقه از کجا خورد و کجا احساس کردید که باید موفق بشید ؟ سلام خدمت شما و تمام کسانی که در حال خواندن این مقاله هستند. خیلی خوشحالم که وقتتون رو به من داید. من از وقتی یه بچه 14 15 ساله بودم دوست داشتم که پولدار بشم. حتی یادمه اون موقع تو شهر خودمون خرید و فروش موبایل انجام می دادم. یه خاطره
آیه به آیه؛ ایده آقای مدیر برای انس با قرآن دانش آموزان در شبکه شاد
به صورت رسمی در مدارس مشغول به کار و فعالیت شدم. ایزی ادامه می دهد؛ از سال 1393 تا 1399 به مدت 6 سال تحصیلی به عنوان کارشناس قرآن، نماز و عترت اداره آموزش و پرورش ناحیه یک ساری به ایفای نقش و فعالیت پرداختم و با بهره مندی از تجارب و اندوخته های آموزشی به برنامه های مختلف قرآنی از جمله برگزاری محافل قرآنی، مسابقات قرآنی و تقویت همه جانبه مرکز دارالقرآن امام خمینی(ره) و رصد، نظارت و
پایان فرار 20 ساله قاتل استاد دانشگاه
. اشکان که ابتدا منکر جنایت بود، پس از مواجهه با مدارک و شواهد پلیسی به قتل ناخواسته استاد دانشگاه اعتراف کرد. او گفت: آن زمان 21 سال داشتم و در یک میهمانی شبانه با مقتول آشنا شدم. از آنجایی که به تنهایی زندگی می کرد، با دوستانم زیاد به خانه اش رفت و آمد داشتیم. تا اینکه متوجه شدم 60 میلیون تومان پول نقد در خانه اش دارد. سرقت این پول وسوسه ام کرد. شب حادثه به بهانه میهمانی به خانه اش
یزدانی: در کشتی فینال انرژی ام را درست تقسیم نکردم/ کسی که می خواهد قهرمان شود، باید همه را ببرد
و طلای گزینشی را از دست داد، تاکید کرد: اشتباه از من بود که انرژی ام را به درستی تقسیم نکردم. حملات متعددی در این مبارزه داشتم تا فاصله امتیازی ام را با حریف بیشتر کنم ولی از نظر تنفسی دچار مشکل شدم. یزدانی با اشاره به مدعیان پرتعداد این وزن در المپیک گفت: کسی که می خواهد قهرمان مسابقه ای شود، باید همه را ببرد و نگاه نکند حریفش چه کسی است. ما با بچه ها فیلم حریفان مان را می بینیم و
وقتی به خاطر گل آقا توبیخ شدم!
/> جالبترین اتفاق زندگی من از مجله گل آقا، اما آن بود که یک بار معلم عزیزمان سرکلاس گفت که، چون به مسابقات ورزشی که یادم نمی آید چه بود نزدیک می شویم موضوع نقاشی ورزش است و برترین ها در مسابقه شرکت می کنند و... من هم، چون یک زمین فوتبال در گل آقا دیده بودم با قیافه های شاد و خندان به نظرم این بهترین تصویر برای نقاشی بود! من نقاشی را با چه ذوقی کشیدم و بردم مدرسه و غافل از این
گفتگو با علی نقوی مندی، قهرمان شطرنج نابینایان کشور | کیش و مات تاریکی
با خواهرم تا سال 93 که در تیم ملی بودم و در اوج قرار داشتم، من بیشتر برنده می شدم. می توانم بگویم 80 درصد مواقع برنده بودم، اما از سال 94 که او به طور حرفه ای کارش را ادامه داد، برنده بیشتر بازی ها اوست. 13 سال در اوج این ورزشکار باسابقه که دوران طلایی حضورش در میدان رقابت را از سال 80 تا 93 می داند، در کارنامه قهرمانی های خود دو طلا، دو نقره و یک برنز کشوری دارد. او در استان
ماجرای گریه خواننده ای که بلد نبود ارگ بنوازد
قاسم افشار درباره آغاز فعالیت های خود گفت: از کودکی موسیقی را دوست داشتم، 17 ساله بودم که موتورم را فروختم و با پول آن یک کیبورد خریدم. تا دو سال فقط نگاهش میکردم و بابت اینکه بلد نبودم با آن کار کنم گاهی حتی گریه می کردم. از همان سن تا الان خیلی زحمت کشیدم تا توانستم به اینجا برسم، خدا هم خیلی کمکم کرد. این خواننده با بیان اینکه به دلیل آهنگ سنگین صدایم هیچوقت سنتی نخواندم اظهار کرد
خدمات کیهانی به بوکس| به یاد سرمربی فقید خراسانی
تیم خراسان بودم که در نخستین دیدار به دلیل شکستگی دنده و آسیب دیدن کلیه رقابت ها را برای همیشه ترک گفتم. اما استاد کیهانی در مقابله با رستم لطیفی، قهرمان تیم ملی، ظاهر شد و بازی را واگذار کرد. او در قهرمانی کشور سال بعد توانست عنوان قهرمانی وزن 54کیلوگرم را به دست آورد و به عنوان بوکسور چپ گارد خوب، نظر ها را به خود جلب کند. کیهانی سال ها بعد با شرکت در کلاس های مربیگری به این گروه پیوست و نخست
طاهری: تا چند هفته دیگر به شرایط ایده آل می رسم
وی ادامه داد: وضعیت بدنی ام از این نظر ایده آل نبود که پرواز طولانی داشتم و پروازهای متوالی خسته ام کرد، اما با این وجود از انگیزه بالایی برای مدال طلا برخوردار بودم. ملی پوش کشتی آزاد درباره شکست با ضربه فنی مقابل لازاریف قرقیزستانی، درحالیکه 6 امتیاز از او پیش بود، خاطرنشان کرد: این اتفاق در یک غافلگیری رخ داد. 6 بر صفر جلو افتادم و عجله کردم. به نوعی می خواستم حریفم را 10 - صفر کنم
واژه عمو فردوس را فرزندان شهید به من هدیه کردند
. اگر پزشکی قبول شدی برگرد برو پزشکی. در آخرین روز ثبت نام در تربیت معلم شهید خورشیدی مشهد ثبت نام کردم. در آنجا بود که حس کردم معلمی به من هدیه شد. آنچه که می گویند رسالت، شاید همین باشد و من این هدیه را در آغوش کشیدم. بعد هم به تربیت معلم ساری منتقل شدم و پس از فارغ التحصیلی سال 63 در روستای پالند شروع به تدریس کردم. روستای صعب العبوری که هشت ساعت پیاده روی در زمستان های سخت، سرد و طولانی داشت و من
محمد جمشیدی: مستحق همان یک باخت هم جلوی مهرام نبودیم
علاقه من است و در کنار هم به من آرامش می دهند. هنر بر شخصیت من تاثیر زیادی گذاشته است. خیلی آرام تر شده ام. اگر به زندگی ورزشی من از روزی که حرفه ای شد تا امروز نگاه کنیم، مشخص است که واقعا آرام شدم. من ابتدا آرام نبودم یا با داور یا بازیکن حریف یا بازیکن خودمان اصطکاک داشتم. در این چند سال آرام شدم و این یکی از تاثیرات هنر بود. الان یادم آمد. یکی از اشتباه های زندگی ام همان رفتارها بود. البته من