هانیه توسلی با سرباز آمریکایی ازدواج کرده است؟ + تصاویر
سایر منابع:
سایر خبرها
چگونه درست انتخاب رشته کنیم؟
خواندم و با بهترین مدرک فارغ التحصیل شدم. سال سوم کارشناسی بودم که توی یک مجموعه آموزشی مجازی استادیار نویسندگی شدم و آموزش می دادم. برای مجلات می نوشتم. وارد حوزه کپی رایتینگ و مشتقاتش شده بودم و خلاصه... دنیا داشت روی خوب نشان می داد. تا اینکه کنکور ارشد رسید و یادآوری قول... جنگ جهانی شروع شد! جنگی که حداقل تا الان، من پیروزش نبودم. اوایل سال آخر کارشناسی بودم که ازدواج
فوری/ لعیا زنگنه عزادار شد + عکس
شهرت رساند. زندگی در خارج از ایران مدتی هم ایران نبودم بنابراین تعداد فیلم های سینمایی ام محدود است گزیده کار کردم برای پذیرفتن هر نقش ابتدا باید گروه را دوست داشته باشم، حتی اگر کار هم ضعیف باشد چنانچه ارتباط مناسبی با گروه برقرار کنم حاضرم در فیلم حضور یابم. ازدواج لعیا زنگنه لعیا زنگنه بشدت محافظه کار است و کمتر مصاحبه می کند، اما او ازدواج
از دفاع مدبرانه در مقابل صدامیان تا تدبیر برای وحدت در افغانستان
خیلی بی تابی می کردند و دائم چشم به راهش بودند. چند سال بعد، پسر حاجی! در دانشگاه تربیت معلم قبول شد و مدتی به عنوان یک معلم خوب به شهرستان برگشت؛ و آن دو دختر هم زیر نظر حاجی و با کمک او ازدواج کردند. بعد از شهادت حاجی، یک روز یکی از اقوام آمد خانه ما و گفت: چند روز پیش رفته بودم سر مزار شهید ناصری صحنه عجیبی دیدم. پرسیدم: چه صحنه ای؟! گفت: یک مرد و دو تا زن جوان اومده
مریم سعادت: در کودکی عروسک بازی نکردم!
به گزارش ایسنا، مریم سعادت شامگاه 14 مرداد ماه با عبدالرضا امیراحمدی مجری برنامه شب نشینی به گفت وگو نشست، سعادت گفت: تنها دختر خانواده بودم با دو برادر و همه اطرافیانم پسردار بودند، به همین خاطر زیاد بازی های دخترانه نکردم. در کودکی عروسک بازی نکردم و در عوض درسش را در دانشگاه خواندم. این هنرمند ادامه داد: در کودکی بیشتر بازی های دویدنی کرده ام؛ بچه بسیار شاد و سرزنده ای نبودم چون
عکس خشن عباس غزالی با گوشی لاکچری اش
فکر می کنم همسرم انگیزه ام را برای ادامه کار بیشتر کرده است ایشان نه تنها مانع من نشده است بلکه با ورودش به زندگی ام در فضای کاری باعث پیشرفت من شده است. در 11 سالگی وقتی دانش آموز کلاس اول راهنمایی بودم با دیدن آگهی جذب بازیگر برای یک قسمت از تئاتر رفتم و شرکت کردم. از بین 150 نفر ابتدایی در نهایت جزء 10 نفر منتخب شدم و رفتم و تئاتر را اجرا کردیم و برای بازی در آن هم جایزه
زن، تاهل، بچه، سازمان، هزینه...
بودم. زود تصمیمم را گرفتم. یک آن تمام آنچه که از من، من را می ساخت در گلو جمع کردم و گفتم: معلوم است که به خاطر هیچ کاری، موقعیت ازدواج خوب را رد نمی کنم. ولی نمی دانم این موقعیت کی نصیبم شود، فردا، دوسال دیگر و یا هیچ وقت. خانم کارشناس که با من آشنایی قبلی داشت لبخندی تصنعی زد و گفت: میدونید که، خانمهای متاهل هزینه های زیادی برای هر سازمانی دارند. شما ناراحت نشید یه وقت، آقای رییس
حسن روشن: به قایدی گفتم تو خیلی بازیکن خوبی هستی؛ خیلی بهتر از من هستی
اجازه لازم نیست بپوش اما حالا که از من کسب اجازه می کنی یک مقدار رعایت کن. تو خیلی بازیکن خوبی هستی؛ خیلی بهتر از من هستی. اولا که به او گفتم کلاه را از آن سمت می گذارند و دوم برو موهایت را بزن. به او گفتم برو ازدواج کن و گفت ازدواج کردم. گفتم خدا را شکر کنترل می شوی. خانم او هم بسیار خوب است. الان شکل و شمایل او دوست داشتنی تر از زمانی شده که می خواسته مدل شود. بیشتر بخوانید: حسن
“روزنامه دیواری مدرسه ما”
روزی ما دوباره کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد.
بهاره رهنما دخترش را به آغوش کشید + عکس
در وب نوشت شخصی خود و مدتی در نشریهٔ چلچراغ می نوشت. تا 10 سالگی جز اینکه بچه حاضر جواب و سرتق جمع بودم کلی ترانه و قصه برای ادا درآوردن در جمع بزرگ تر ها تو آستین داشتم اما با دیدن یکی از فیلم های علیرضا داوود نژاد عاشق بازیگری شدم و تصمیم گرفتم شغل آینده ام همین باشد. در 14 سالگی بعد از آشنایی با عباس معروفی یکی از دوستان پدرم رقیب تازه ای برای عشق بازیگری ام پیدا
حاج قاسم گفت تو با این قد و قواره راننده تانکی؟!
خواندم برادر شهیدم محمدالله هم علاوه بر درس خواندن در کلاس های زبان عربی و انگلیسی شرکت کرد و حتی معلم خصوصی برای آموزش زبان داشت او خیلی باهوش بود طوری که تا قبل از 17 سالگی به زبان عربی و انگلیسی تسلط پیدا کرده بود. ما از جهاد و شهادت خسته نمی شویم برو به سلامت بعد از آغاز جنگ گروهک داعش علیه مردم سوریه و رسانه ای شدن این جنگ، من در اواخر سال 93 به ایران آمدم و برای حضور در
سوتی مجری سرشناس و زنش روی آنتن زنده صدا و سیما ! +فیلم جنجالی
باشید. من به شخصه اجراهای دونفره مان را دوست دارم و فکر می کنم خوب از آب درمی آید چون رابطه مان در این اجراها همانی است که در واقعیت هم وجود دارد و دوست نداریم برای مردم نقش بازی کنیم. ما در این اجراها از فضای همیشگی مان دور نمی شویم و فقط سعی می کنیم کارمان به اصطلاح کادربندی شده باشد چون مردم برنامه هایی را می پسندند که حواشی بی جهت نداشته باشد. خدا را شکر بازخوردی که از مردم گرفته ایم
نفیسه روشن مطلقه عشقش به امیر تتلو را علنی کرد ! + عکس
رابطه خوبی با آن ها دارد. خدا را شکر می کنم، چرا که حس میکنم مهم ترین بخش زندگی آن بخشی است که با کسی همراه می شوی. این که ان همراه چه کسی باشد خیلی مهم است. او یار و همدم من است و فکر می کن حالا دو دوست خوب هستیم اما هنوز ویژگیهای یک پدر و مادر خوب را نداریم. فعلاً به بچه دار شدن فکر نمی کنیم. زمان دانشگاه یک دوره سوارکاری رفتم اما بخاطر کلاس های دانشگاه و کار فرصت آموزش دیدن را نداشتم
اینجا آخر خطه؟
به روی میز قرار داد و گفت ببین هیچی هم نشده باشه، با بچه ام که داره به دنیا میاد می دونم چطور حرف بزنم. گفتم فکر می کنی روزی به او بگویی که خلافکار بودی و چه کارهایی کردی؟ گفت آره بهش می گم و بهش می گم بابای تو با وجود این تجربه ها به نقطه ای رسید که فهمید باید جور دیگه ای زندگی کنه، یک جور دیگه به آدم ها نگاه کنه. یک جور دیگه به آقای خوشدست نگاه کنه، به چشم هاش نگاه کنه و نه به موبایل دستش و
بازیگر سریال دودکش با انتشار این عکس غوغا کرد + عکس
/> رابطه نگار با دخترش اما از دوست داشتنی ترین نکات فرزند و مادر در بیوگرافی نگار عابدی این است که نگار در رابطه با ارتباط با دخترش میگوید : رابطه من و دخترم از همان ابتدا یک رابطه دوستانه بود فکر میکنم وقتی بچه ها با پدر و مادرشان رفیق هستند، راحت تر مسائل شان را با آنها در میان می گذارند اِمای من هم از همان دورانی که کم سن و سال بود تا حالا که کلاس اول ابتدایی
گنج زاده: کاراته لیاقت طلای المپیک را داشت/ از ورزشکار عربستانی عذرخواهی کردم
سجاد گنج زاده پس از کسب مدال طلای المپیک در مورد لحظه مصدومیت خود، بیان کرد: می دانم مسابقه را عقب بودم و تلاش می کردم مسابقه را برگردانم اما ضربه را یادم نمی آید، پیش پزشکان بودم که به من گفتند مدال طلا گرفتم. بدنم سر شده بود و اصلا یادم نمی آید. او ادامه داد: خدا را شکر می کنم چون برای این مدال خیلی زحمت کشیدیم. بهمن عسگری دوست نزدیکم متاسفانه نتوانست برسد. این مدال برای او، پورشیب و
عمل زیبایی همسر بابک جهانبخش لو رفت + عکس
مناسبت تولد همسرش عکسی از وی منتشر کرده و گفته است که برای هرز نرفتن و زندگی هرز نداشتن دوباره ازدواج کردم. فوتبال ورزش حرفه ای فوتبال که یکی از اجزای مهم زندگی من است فوروارد و هافبک راست، پست تخصصی من بود و در آلمان هم که بودم در تیم بوخوم، بازیکن تیم های مختلف رده سنی پایین اش بودم .در یک دوره حتی کاپیتان یکی از تیم ها بودم لباس تیم مان هم آبی بود. تیپ بابک
فاطمه مسکینی:هیچ وقت حس نکردم که اگر مرد بودم می توانستم بیشتر پیشرفت کنم/ همسرم همیشه حامی و یاور من ...
ندای گیلان -نوشین میربلوک: در بحبوحه روزمرگی و فراز و نشیب های زندگی و زمانی که ناامیدی و بی انگیزگی بر انسان مستولی می شود، دیدن پشتکار و تلاش خستگی ناپذیر افرادی که به رغم همه سختی ها و مشکلات سد های بزرگ جلوی روی خود را کنار زده اند و بر قله موفقیت ایستاده اند، حالتان را خوب می کند! حالا اگر این فرد موفق یک زن باشد که سختی های دوچندان را تحمل کرده تا بهترین خودش باشد موضوع کمی متفاوت تر است. زنان موفق در جامعه ما کم نیستند که با وجود نگاه های ب
خیانت دوست نفیسه روشن به او/ ماجرای ویس لورفته چیست؟ + عکس
می کردم و آخر سر به مهماندار می دادم! گاهی اوقات هم به عشق صابون های کوچک به دستشویی هواپیما می رفتم. ماشین شخصی را هم در حالی که چند ماشین پشت سر هم باشیم ترجیح می دهم. مسافرت های دسته جمعی. مسافرت تنهایی با یک ماشین را دوست ندارم. نسبت به سفر با کشتی فوبیا دارم. بعد از تماشای تایتانیک، فکر می کنم که تمام کشتی ها غرق می شوند! به نظرم قطار هم خیلی کند است. اگر وسیله ای وجود
روایت فارس من از مردمان بدون شناسنامه؛ دختر سیستانی: آنقدر دفترچه بیمه همسایه را قرض گرفتم که خجالت می ...
زابل است که بی هویتی او را همچنان آزار می دهد؛ بی شناسنامه گی ما را بی هویت کرده است حدود یک سال است که ازدواج کرده و سر خانه و زندگی خودمان رفته ایم، دوست دارم بچه دار شوم اما شناسنامه ای ندارم و از طرفی دیگر هم باعث شده تا نتوانیم بیمه ای داشته باشیم، از همین رو باید در حسرت بچه بمانیم، خود شما می دانید چقدر هزینه های پزشکی سرسام آور است! اگر به یک پزشک متخصص بدون داشتن ب
تو شهید نمی شوی ؛ خاطراتی از حیات جاودانه شهید محمودرضا بیضایی به روایت برادر//////معرفی کتاب
خبرگزاری میزان – کتاب تو شهید نمی شوی روایت هایی از زندگی شهید مدافع حرم، شهید محمودرضا بیضایی به قلم احمدرضا بیضایی؛ برادر شهید است. این کتاب پر است از فراز و فرود های زندگی با برکت محمودرضا بیضایی. کودکی و نوجوانی، مسجد و مدرسه تا دانشگاه و پادگان، تبریز تا تهران و از تهران تا شام. محمودرضا که به آرمان جهانی امام خمینی (ره) یعنی تشکیل حکومت جهانی اسلام می اندیشید، مطالعات
خاطرات شنیدنی از طلبه جانباز / دعای حاج آقا من را نگه داشت
بیمارستان بسیار بد و داخل شکم ام به تعبیری شخم زده شده و بدون لباس روی تخت بودم و ملحفه ای رو من انداخته بودند. کادر پرستاری که صبحها عوض می شدند می آمدند بالای سرم و تاریخ تولدم را که می دیدند تعجب می کردند. می گفتند: به سن و سالتان نمی خورد که این وضعیت را داشته باشید! به شوخی می گفتم: بچه بودیم پدرمان ما را گول زد و به جبهه برد. می گفتند: پس پشیمان هستید؟ به شوخی می گفتم: بله اما هنوز که فکرش را می
وقتی خدا، پارتی یک کودک کار می شود
می دهند و راضی اند که توانستم پرچم سربلندی برای بچه های کار باشم. وقتی به مترو می روم، بیشتر بچه های کار مرا می شناسند و می پرسند چگونه بازیگر شدم. آنها طوری حرف می زنند که انگار نمی توانند به آرزویشان برسند. درآمد بازیگری تان قابل قبول است تا دیگر کودک کار نباشید؟ الحمدلله. اگر دستمزدش را هم نداشتم، دوباره سراغ کار سابقم نمی رفتم چون برای خودم هدف دارم. اکنون کلاس هشتم هستم و
ماجرای سفر فرمان آرا از لندن تا لس آنجلس
تأسیس شد، درحالی که من در سال 1958 آنجا بودم. با این حال در لندن چه کار کردید؟ من به مدرسه ای رفتم تا هنرپیشگی یاد بگیرم چون همانطور که گفتم مدرسه ای که سینماگری و کارگردانی یاد بدهد هنوز تأسیس نشده بود. پدرم هم شرط کرده بود که فقط به اجازه خواندن کارگردانی می گذارد که به لندن بروم. من به سینما می رفتم و تا هر موقع که دلم می خواست می توانستم فیلم ببینم. در ایران که بودیم، پدرم
ترس ها، سختی ها و نگرانی های بازیگر نقش شهید ستاری/ 10 کیلو وزن کم کردم!
شدم و همکاری ام با این مجموعه کمتر شد. وی بیان کرد: متولد قوچانم و شهرم را خیلی دوست دارم، چون ریشه انسان خیلی مهم است. تا هفت سالگی قوچان بودم که در سال 1354 سیلی وحشتناک همه شهر را خراب کرد و یکی از معدود خانه هایی که خراب نشد خانه ما بود. ما بچه ها هم با دست و همه چیز باغچه را می کندیم و گِل های آن را روی فرش می ریختیم تا به بهبود اوضاع کمکی کرده باشیم. پدرم از پشت بام وضعیت شهر را
عکس آتلیه ای نیوشا ضیغمی با سگ عجیب و غریبش!
بود من سال 86 جراحی زیبایی بینی انجام دادم و قبل از عمل 11 فیلم بازی کرده بودم یکی از دلایلی که بینی ام را جراحی کردم این بود که خودم از نیمرخ ام خوشم نمی آمد و با چهره ام خوشحال نبودم ولی الان راضی ترم من عاشق اصفهانم ، گشت زدن در لابه لای آثار باستانی این شهر را دوست دارم من خودم را بازیگر سینما می دانم اما بازیگر ، بازیگر است و هر زمان متن خوب از هر
جوان بودن آقای مجیدی کمک زیادی به ما می کند/ دوست دارم در استقلال بمانم ولی باید ببینم...
بسیار لذت بخش است مخصوصا اگر بدانی در تیم پرطرفدار بازی می کنی و چند میلیون نفر با گل تو خوشحال می شوند. به خصوص در دیدار با نفت مسجدسلیمان که گل سه امتیازی زدم و هیچ چیز جز آن نمی توانست آن قدر خوشحالم کند. وی در مورد اعتقاد فرهاد مجیدی به جوان ها و اینکه این روزها بیشتر بازی می کنند گفت: اینکه آقای مجیدی خودش هم مربی جوانی است خیلی روی بازی دادن به جوان ها تاثیر گذار است. او قبلا بازیکن
دوست دارم در استقلال بمانم ولی .../ پنالتی اول را ندیدم اما پنالتی دوم درست بود/ جوان بودن فرهاد مجیدی ...
گرچه در لیگ اگر در دو، سه بازی که با بدشانسی از دست دادیم امتیاز می گرفتیم می توانستیم برای قهرمانی رقابت کنیم اما نشد. گذشته ها گذشته و فقط باید به فکر کسب جام از طریق حذفی باشیم و انشاالله این اتفاق با تدابیر آقای مجیدی و تلاش بچه ها اتفاق می افتد. هافبک جوان استقلال در مورد گل هایی که برای این تیم به ثمر رساند گفت: در دیدار با نفت مسجدسلیمان و شهرخودرو گل زدم. همیشه گل زدن بسیار لذت بخش