شاعر هندی که خود را ایرانی می دانست و نشان شوالیه را پس فرستاد
سایر منابع:
سایر خبرها
شعر اولین رسانه منعکس کننده اتفاقات افغانستان بود
نوروز، دیگر سخنران این نشست گفت: در افغانستان تجربه روزنامه نگاری آزاد را فقط در دوره داشته ایم. دوره اول دهه چهل، معروف به دموکراسی است. در این دوره از نظر فناوری زمینه مساعدی وجود نداشت. رسانه ها فقط در بین معدودی از تحصیل کردگان باقی ماند. در سال 1350 با آمدن اولین کودتا و حاکمیت های استبدادی تجربه رسانه ازاد از بین رفت. حقیقی در ادامه گفت: مجددا در بیست سال گذشته ما تجربه رسانه های آزاد را
تقویم تاریخ؛ از شهادت شیخ محمد خیابانی تا قرارداد ننگین 1919
. وی در 20 سالگی اولین مجموعه شعر خود را منتشر کرد. هسه از سال 1912 به تابعیت سوئیس درآمد و در این کشور اقامت گزید. هرمان هسه همچنین در اواخر عمر به برخی از کشور های شرقی سفر کرد و تحت تاثیر فرهنگ و تعالیم اخلاقی مردم مشرق زمین قرار گرفت. هسه در سال 1945 جایزه گوته و یک سال بعد جایزه ادبی نوبل را دریافت کرد. از آثار هسه می توان گرگ بیابان ، شادی نقاشی و نظریات سیاسی را نام برد. استقلال
تأکید بر وحدت مذاهب اسلامی با محوریت امام حسین(ع) در پاکستان
این برنامه هم شاهد این مدعا این است که الان در جهان اسلام، شخصیت سیدالشهداء(ع) اختصاص به شیعیان ندارد و اهل سنت نیز ایشان را بزرگ دانسته و ایشان را تکریم می کنند چون اصولا تکریم اهل بیت(ع) سفارش نبی مکرم اسلام(ص) است، بنابراین امام حسین(ع) متعلق به همه است. رایزن فرهنگی کشورمان در اسلام آباد، ماه محرم را فرصت مغتنمی برای ترویج فرهنگ عاشورای حسینی و اسلام دانست و با تأکید بر این که این ماه
نظامی ؛ نادره نظم غنایی
/> با توجه به اهمیت نظامی در کهکشان ادب فارسی و تعیین روز 21 اسفند به عنوان روز گرامیداشت وی در تقویم ملی (از سال 1395)، قرار است در سال جاری برنامه های ویژه ای در حوزه فرهنگ، هنر و سینما و متناسب با شعر و اندیشه نظامی گنجوی به همت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و همراهی سایر نهادهای فرهنگی و هنر برگزار شود. برنامه های فرهنگی، هنری و سینمایی در قالب یک پیش همایش در تابستان امسال و به
تغییر سیاست های دولت هند نسبت به زبان فارسی/ شاعر هندی: خدا سایه فارسی را از سر ما کم نکند
مردم هندوستان دیده نمی شود؟ بله؛ روابط فرهنگی هند و ایران بسیار قدیمی و ریشه دار است. وجود شباهت های متعدد، زبان سانسکریت هند را با زبان اوستایی و زبان فارسی پیوند می دهد؛ به همین دلیل این دو فرهنگ و زبان، را می توان دو خواهر از یک خانواده دانست. حتی قبل از ورود مسلمانان به هند، نام ایران و زبان فارسی در هند بارها برده و تکرار شده است. بعدها در دوران حکومت مسلمانان بر هند، زبان فارسی به
یادبود محمدسرور رجایی در میان فارسی زبانان هندیران
این عصر در جمع و ادیبان و مرادش همه فرهنگ سید ابوطالب مظفری شاعر اهل افغانستان، دبیر محفل دُرّ دَری این شعر را خواند. چه زخمی خورده این جادوگر پیر زمان از ما که گم می خواهد از روی زمین نام و نشان از ما وطن تابوت خونین جوانان است سرتاسر طلبکار است گویی هم زمین هم آسمان از ما به خاک ما تو گویی جشن گلریزان تاریخ است
هویت ایرانی در تابلوی بین المللی با ادبیات پیوند دارد/ ادبیات پیشران توسعه و پیشرفت اقتصادی کشورهاست
در رتبه بالایی قرار دارد، همچنین در سن 15 تا 25 سال این میانگین 41/7 است که نشان می دهد در سنین آینده ساز این رقم بالا است. وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ادامه داد: در نمایشگاه کتاب مجازی که در بهمن سال گذشته برگزار شد از لحاظ مبلغ نیز رقم اول به ادبیات و از لحاظ نسخه هم بعد از کودک و نوجوان رتبه دوم به ادبیات تعلق گرفته است، بنابراین سهم ادبیات در کتابخوانی ما بسیار بالاست، علاوه بر اینکه
حقایق عجیب در مورد بارکدها
شده بود. این شاعر ادعا می کرد که شعر او توسط دستگاه های بارکد خوان قابل خواندن است. 15- در اکتبر سال 1977 مجله MAD، بارکدی غول پیکر را بر روی مجله خود چاپ کرد با این پیام که ” امیدوارم این شماره بارکد همه کامپیوترهای جهان را مسدود کند”. 16- بارکدهای چاپ شده در روزنامه ها با سایرین متفاوت است، زیرا شامل رقمی برای نشان دادن روز انتشار آن است. 17- اولین اسکنرهای بارکد
توصیف در داستان نویسی
...> تقدیم به شاعر سروده های ناسروده/ متولد مرداد و متجلی مرداد و متوفی مرداد... تقدیم به جاوید یاد استاد حسین پناهی داستان نویس بزرگی که لهجه ی ولایت مادری خود را زِ” ویر“ - بخوانید یاد- نبرده بود. عاشق کشک شوری بود که هزار بار به دروغ شیرین شهر می ارزید. عطر گُل را خاطره ی عطر کسی می دانست که آمده یا چه بسا، رفته است. تقدیم به شعر و شور و شعور شاعر بلند آوازه ی آبادی دژکوه که فریادش از لورکا، گوته و حافظ و خیام، پر هیاهوتر بود و به احترام سکوت، کلاهش را بر می داشت. تقدیم به همدم شب های تنهاییم، حسینم، پناه ...
در هیچ کاری، به پای شاعری ام نمی رسم
استقلال هند از پادشاهی بریتانیا مبارزه کرد. البته آنقدر عمر نکرد که شاهد استقلال کشورش باشد و تحقق هدفی را که سال ها برایش تلاش کرده به چشم ببیند. رابیندرانت تاگور، بهار 1861 در کلکته متولد شد، نزدیک به 80 سال عمر کرد و تابستان 1941 در چنین روزی در همین شهر هم از دنیا رفت. نه اینکه همه عمر ساکن کلکته باشد؛ اما زادگاهش را بسیار دوست داشت و مدرسه مشهور خودش را که خانه صلح نام گرفت در همین شهر
تقویم تاریخ؛ از وفات سعدی شیرازی تا استقلال ساحل عاج
آفتاب و ترانه های شامگاه را منتشر ساخت و در این اشعار، احساسات خود را با ظرافت خاصی بیان کرد. او در سال 1913 میلادی جایزه نوبل ادبیات را از آن خود کرد. از این ادیب هندی، حدود شصت دیوان شعر، چهل داستان کوتاه و بلند، پنجاه نمایشنامه و تعدادی رساله و کتاب فلسفی به جای مانده است. ازجمله آثار تاگور می توان به باغبان ، ماه نو ، نامه هایی به یک دوست و پیوند خلاق اشاره کرد. درگذشت الیور هاردی
او جلوه پیوند دو ملت به ادب بود/ ای سرور من، رجاییِ شعر و شعور
آشنایی بود او نماد محبت دو وطن واژهایش پر از رهایی بود او نماد بزرگی افغان یار ایران زمین رجایی بود شاعر قهرمان شعر دفاع نیتش پاکی وخدایی بود او چه زیبا سرود جان پدر جمله هایش فقط دعایی بود سرور شعر های پر مضمون دور از بخل وخود ستایی بود پارسی قند بر لبانش بود غزلش نقل آریایی بود دل
محفل یادبود محمدسرور رجایی شاعر و نویسنده فقید افغانستان برگزار شد
بنویسند از هجر مهاجر دل هر شعر گرفته است او جلوه ی پیوند دوملت به ادب بود دل ها همه از هجرت اومی رود از دست فرهنگ غنی را پل جان بود رجایی در وادی حق مرد زمان بود رجایی بایاد شهیدان سخنی ناب نوشته است همواره امین شاهدان بود رجایی در وادی فرهنگ و ادب، مردخدا بود ازخویش رها گشته وباعشق رها بود
برتولت برشت فیلسوفی است که نمایشنامه می نویسد
مترجم دارد. درواقع برای ترجمه شعر فقط تسلط به زبان و تکنیک های ترجمه کافی نیست، باید به همان اندازه شاعر هم بود. نمونه هایی مثل مدیا کاشیگر داریم که می بینیم در کتاب ابر شلوار پوش از خود مایاکوفسکی هم زیباتر به شعر جان بخشیده است. سپیده اشرفی آیا در ترجمه شعرهای فارسی به انگلیسی نیز همین اتفاق افتاده است؟ یعنی در ترجمه های انگلیسی یا سایر زبان ها از اشعار حافظ، سعدی، مولانا
چگونه درست انتخاب رشته کنیم؟
مدرسه برای مناسبت های مختلف یا اجرای تئاتر و سرود و هرچیزی که بتواند احساساتم را بیرون بریزد پر کنم. هر چیزی که پاسخگوی برونگراییم باشد. من ادبیات می خواستم. من راه رفتن بین نیمکت ها و بلندبلند شعر خواندن برای دانش آموز ها را می خواستم. توی چشم هایشان نگاه کنم و آن ها سعدی بخوانند. ولی با این همه ذوق و خواستن تسلیم انتخاب دیگران شدم. انتخابی که باعث شد از همان روز اول تا الان که سه ماه