مراسم ترحیم ساختگی برای فرار از قانون
سایر منابع:
سایر خبرها
قتل پدر به خاطر توجه به همسر دومش
پسری که به اتهام قتل پدرش بازداشت شده است، می گوید توجه مقتول به همسر دومش و بدهی 5/1 میلیاردی او باعث بروز حادثه شده است. به گزارش جوان شامگاه دوشنبه 27 دی ماه امسال قاضی مصطفی واحدی، بازپرس ویژه قتل دادسرای امور جنایی تهران با تماس تلفنی مأموران کلانتری 133 شهرزیبا از قتل مرد میانسالی داخل خودروی پژو 206 باخبر و همراه تیمی از کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی راهی محل شد. تیم جنایی در
مرگ دروغین زندانی فراری
گورستان قراردادند، اعلامیه ترحیم در کوچه و محله نصب کرده و مراسم سوگواری گرفتند. همه فکر می کردند من مرده ام. خانواده ام به همه گفتند که با دوستم به دریا رفته و غرق شده ام. حتی با چهره گریم شده در مراسم خودم هم شرکت کردم. در این سال ها با هویت جعلی زندگی می کردم. مدارک یک شخص مرده هم در اختیارم بود. با دستور بازپرس کشیک دادسرای ناحیه 34 تهران، این مرد با پرونده اش به زندانی که از آنجا گریخته بود، انتقال یافت. منبع: جام جم این مطلب برایم مفید است بلی 0 نفر این پست را پسندیده اند ...
اعتراف زن میانسال به قتل شوهر با همدستی مرد غریبه
مردی جوان آشنا شدم و ارتباط ما شکل گرفت. در نهایت در حالی که از شرایطم خسته شده بودم، با شوهرم درگیر شدم و او را با واردکردن ضرباتی به سرش به قتل رساندم. بعد با آن مرد تماس گرفتم و همه چیز را برایش تعریف کردم. قرار شد جسد را از خانه بیرون ببریم. او به منزلم آمد و با هم جنازه را جابه جا کردیم و سپس من در شکایتی دروغین ادعا کردم همسرم مفقود شده است. بنا بر این گزارش زن میانسال در حال حاضر در بازداشت است و تحقیقات درباره این پرونده همچنان ادامه دارد.
سرقت نیسان آبی قتل نگهبان را رقم زد
دو سارق هنگام سرقت نیسان آبی در شمال تهران، نگهبان ساختمانی را زیر گرفتند و او را به قتل رساندند. مأموران یکی از متهمان را بازداشت کرده اند و در تلاشند همدست وی را نیز دستگیر کنند. به گزارش جوان روز جمعه، 16 مهرماه امسال به مأموران کلانتری 137 نصر خبر رسید دو سارق ناشناس هنگام سرقت خودروی نیسان، مرد جوانی را زیر گرفته و فرار کرده اند. مأموران پلیس پس از حضور در محل حادثه دریافتند مرد
داستان تبهکار مرده ای که زنده شد
، قبول کردم. تحت تعقیب ماموران پلیس حمید در ادامه صحبت هایش گفت: مواد تهیه کردم و به پارکی در شهرستان محل زندگی ام رفتم. می خواستم مواد را توزیع کنم که ماموران پلیس مرا دیدند و تعقیب و گریز آغاز شد. چون تازه کار بودم، خیلی زود لو رفتم و توانستم از دست ماموران فرار کنم. دیگر نمی دانستم باید چه کار کنم. جرات نداشتم به خانه برگردم. چند روزی سرگردان بودم. از طرفی شاکی های پرونده ام
بازسازی صحنه قتل عام خانوادگی در کرمانشاه
اعتراف به قتل همسر 31 ساله خود که دختر خاله اش نیز بود و خاله و دختر خاله دیگرش در مقابل چشمان پسر 6 ساله خود گفت: چندی قبل همسرم طلاق گرفت و با پسرم به خانه مادرش رفت. من از این موضوع خیلی ناراحت بودم به همین خاطر مدام به انتقام فکر می کردم. آن شب با نقشه قبلی و به بهانه دیدن فرزندم وارد خانه خاله ام شدم در فرصتی مناسب داخل آبمیوه ای که خریده بودم داروی بی هوشی ریختم و با خوراندن
پای درد دل معتادان بهبودیافته ماندگاریِ ترک اعتیاد، بدون شغل محال است
مددکارش صحبت کند تا مشکل خانواده اش را حل کنند. خانواده ام من را پذیرفتند مرد جوانی در ابتدای سالن خیاطی پشت یک چرخ صنعتی نشسته است. سرعت زیادی در کارش دارد و هر بار که پایش را بر پدال چرخ می گذارد صدای گوش خراش چرخ همه جا را پر می کند. این مددجو کامران نام دارد و 30ساله است، حدود 4 الی 5 سال است که مواد مصرف می کند. او می گوید: از بدبختی زیاد سمت مواد مخدر رفتم و مصرف کننده تریاک شدم
گره کور در قتل مرموز پسر نوجوان
عمدی را رد کرد و مدعی شد که بی گناه بازداشت شده است. در ادامه نوبت به شاهدان ماجرا رسید. یکی از شاهدان گفت: پس از اینکه متوجه شدم در کوچه سر و صدا شده است خودم را به جلوی در رساندم و دیدم متهم با یک قمه که در دستش بود داد می زد که سینا کشته شده است. شاهد بعدی دایی مقتول بود که به جایگاه رفت و گفت: آن شب بیرون از خانه بودم که پیامکی از خواهرزاده ام دریافت کردم. سینا در پیامک
مرد سالخورده به میز محاکمه رسید
پا های کشف شده متعلق به همان نیم تنه ای است که چند ساعت قبل در خزانه پیدا شده بود. تلاش برای کشف بقایای جسد ادامه داشت تا اینکه مرد جوانی با مراجعه به اداره پلیس، مأموران را از ناپدیدشدن برادر 30 ساله اش به نام نوید باخبر کرد و گفت: مادرم چند سال قبل فوت شده بود و من و برادرانم با پدرمان زندگی می کردیم. به خاطر شرایط سختی که داشتم، گرفتار اعتیاد شدم، اما مدتی بعد تصمیم گرفتم برای ترک مواد به کمپ
فروش گردنبند با نصف قیمت!
/> چهار روز بعد از این ماجرا، جوان سارق به نام فرشید بازداشت شد. او علاوه بر سرقت گردنبند طلای علی دایی به سرقت گردنبندهای بیست نفر دیگر از شهروندان تهرانی اعتراف کرد. این در حالی بود که همدستش از کشور فرار کرده و ماموران موفق به دستگیری وی نشدند. سرانجام پرونده این متهم با صدور جلب به دادرسی برای محاکمه او به شعبه 1148 دادگاه بعثت تهران ارسال شد. پرونده همدست فراری اش نیز در دادسرای سرقت
زورگیری لاکچری با پوشش زنانه
خودروی مدل بالایم پیاده شدم و در حال حرکت بودم که یک خودروی شاسی بلند توقف کرد. راننده دختری جوان بود که آدرس پرسید و خواست او را راهنمایی کنم که قبول کردم. وقتی سوار ماشین شدم او حرکت کرد و بعد شروع به حرف زدن کردیم و بعد پیشنهاد دوستی داد. در محلی خلوت ناگهان توقف و من را تهدید کرد. آنجا بود که فهمیدم او مرد است و پوششی زنانه دارد. آن مرد با تهدید، پول و گوشی تلفن همراه گران قیمت و اموالی را که
قتل در تهران به خاطر طلب 2.5 میلیون تومانی / قاتل: زمان حادثه مست بودم
مدام مشتری در آن رفت وآمد دارد. متهم در پاسخ گفت: من مغازه را به یکی از اقوامم سپرده بودم و خودم با دوستانم برای ساعت ها مشروب خوردیم. وقتی با مقتول درگیر شدم حال درستی نداشتم. بعد از درگیری هم با دوستم فرار کردم. چندین ساعت بعد بود که تازه متوجه شدم چه اتفاقی افتاده است تا آن زمان اصلا در حال خودم نبودم. بعد از گفته های متهم، وکیل مدافع او در جایگاه قرار گرفت. او درخواست مهلت کرد و گفت
قتل پسر در سکوت خانه / اعدامم کنید
خودمان را بکشیم و از این زندگی خلاص شویم. اما مانی پول را خرج مواد مخدر کرد. من از قتل او پشیمان هستم و طلب بخشش دارم.او همیشه در دعوا هایش به پدر و مادرم که فوت شده بودن فحش میداد و همین رفتار هایش باعث شد آخرین بار از کوره در بروم . سپس وکیل وی دفاع پرداخت و گفت :موکلم از قتل فرزندش پشیمان است و به همین خاطر درخواست دارم در مجازاتش تخفیف قائل شوید. در پایان جلسه قضات وارد شور شدند تا رای صادر کنند. اخبار وبگردی را در اینجا بخوانید:
پدر بی رحم سر پسرش را برید و جسدش را تکه تکه کرد / در تهران رخ داد
روز از این ماجرا گذشته بود که ماموران پلیس دریافتند مرد جوانی چند روز قبل ناپدید شدن برادر 30 ساله اش به نام نوید را به پلیس اعلام کرده بود . وی به ماموران گفت : من چند سال قبل به دام اعتیاد افتادم و برای ترک مواد مخدر به کمپ رفتم و مدتی آنجا بستری شدم. اما وقتی به خانه برگشتم خبری از برادر کوچکم نبود. مادر ما چند سال قبل فوت شده و من و برادر هایم با پدرمان زندگی می کنیم. پدرم می گوید
عکس منتشر شده از نوید محمد زاده و همسرش
. نوید محمدزاده 17 ام فروردین ماه سال 1365 در ایلامی می باشد. نقش آفرینی نوید محمدزاده در فیلم عصبانی نیستم موجب تحسین بسیاری از منتقدین گردید، تا جایی که بسیاری نوید محمدزاده را شایستهٔ دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد در سی ودومین دوره جشنواره فیلم فجر می دانستند. نوید محمدزاده بعد از ازدواج با فرشته حسینی عکس های زیادی از دو نفره های خود منتشر می کند. نوید محمدزاده در
قاتل: به مرگ فرزندم راضی نبودم
گذشت تا اینکه تصمیم گرفتیم او را در کمپ بستری کنیم. چند بار این کار را انجام دادیم، اما بی فایده بود. مبین هر بار که از کمپ بر می گشت دوباره سراغ مواد می رفت و همه زحمات ما را هدر می داد. او درآمدی هم نداشت و هر بار از ما پول می گرفت تا خرج مواد کند. متهم درباره روز حادثه گفت: رفتار های مبین خانواده را خسته کرده بود به همین خاطر سه روز قبل از ماجرا همسرم همراه دختر و پسرم خانه را ترک کردند
مرد زندانی قتل وحید مرادی را انکار کرد
پدر، مادر، فرزند و همسر (به عنوان ولی دم قهری فرزند) او خواستار قصاص قاتل شدند. سپس نوبت به متهم رسید تا از خود دفاع کند. او با وجود اعترافاتش در دادسرا، دست داشتن در قتل را انکار کرد و گفت: روز حادثه من را تازه از سوئیت آورده بودند . حمام کردم و وارد سالن شدم. من از درگیری بی خبر بودم که یک مرتبه دیدم وحید و دوستانش وارد و با بقیه زندانیان درگیر شدند. متهم در ادامه گفت: قبول دارم که من
مرده سازی برای فرار از دست پلیس و طلبکاران!
برای رد مال باید پرداخت می کردم. یکی از دوستانم پیشنهاد داد مواد مخدر بفروشم، بنابراین وارد باند قاچاق فروشان شدم. من از دوستم مواد می گرفتم و بین خرده فروشان تقسیم می کردم و در مدت کوتاهی هم پول خوبی به جیب زدم، اما مأموران مرا شناسایی کردند و یک روز به پاتوقم آمدند که در تعقیب و گریز از دست آن ها فرار کردم. مرگ ساختگی پس از فرار خیلی ترسیده بودم و احتمال می دادم به زودی دستگیر و در
شاهد قتل مخوف پس از 7 سال اسرار جنایت را برملا کرد
حادثه 24 - 7 سال قبل شاهد یک درگیری مرگبار بودم اما از ترس جرأت نمی کردم چیزی بگویم. این اظهارات شاهد قتل مردی جوان است که در همه این سال ها تصور می شد در جریان یک حادثه جانش را از دست داده است. چند روز قبل مردی جوان به پلیس آگاهی یکی از شهرهای جنوب غربی کشور رفت تا اسرار جنایتی 7ساله را برملا کند. او گفت: یکی از شب های بهمن سال93 بود و من مهمان خانه خواهرم بودم. اما هنگام برگشت و در
شاهدی که بعد از 7 سال راز قتل را برملا کرد
به گزارش ایران، چند روز قبل مرد جوانی قدم به یکی از کلانتری های دزفول گذاشت و وقتی مقابل افسر نگهبان نشست با صدایی لرزان گفت: 7 سال است که صدای فریاد های مرد جوان در گوشم می پیچد و یک لحظه رهایم نکرده است. من شاهد قتل او بودم، اما نتوانستم کمکش کنم. مرد جوان ادامه داد: بهمن سال 93 بود، آن زمان 19 سال بیشتر نداشتم، اما با اینکه سال ها از آن ماجرا گذشته، بخوبی همه ماجرا را به یاد دارم
ثریا 22 ساله ام و از شوهرم خلافکارتر ! / زن مطلقه بازداشت شد !
به گزارش رکنا، این ها بخشی از اظهارات زن 22 ساله ای به نام ثریا است که هنگام سرگردانی در خیابان های مشهد مورد ظن نیروهای گشت پلیس قرار گرفته بود. این زن جوان که مدعی بود در ساعت 3 بامداد و برای تهیه مواد مخدر از خانه مادرش خارج شده است، درباره سرگذشت تلخ خود به مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری امام رضا(ع) مشهد گفت: پنج سال بیشتر نداشتم که پدرم را از دست دادم و در کنار مادرم بزرگ شدم. آن
ابهام در پرونده قتل پسر نوجوان
که حامد پیامک فرستاد و در آن گفت چند نفر در حال اذیت و آزارش هستند. همان موقع همراه دوستم سوار موتور شدیم و به آدرسی که حامد فرستاده بود، رفتیم. وقتی به آن کوچه رسیدیم، از موتور پیاده شدم و شروع به صدا زدن حامد کردم. همان موقع بود که حامد از در خانه ای بیرون آمد، اما دوباره داخل خانه رفت. برای بار دوم که بیرون آمد، دیدم چاقو به گردنش خورده و زخمی شده است. پشت سر او امید را دیدم. شک ندارم امید قاتل است. در ادامه شاهد دیگری گفت عامل قتل دوست متهم به نام بهنام است. او گفت: بهنام بود که با قمه به گردن مقتول ضربه زد و فرار کرد. در پایان هیئت قضایی جهت صدور رأی وارد شور شد. ...
راز جنایت پس از 7 سال فاش شد
به پلیس داد، مشخص کرد که قاتل همان مرد میانسال است که از زندان آزاد شد. او به پلیس گفت: 7 سال پیش من شاهد یک جنایت بودم. یک روز که از خیابان رد می شدم، شاهد درگیری چند مرد بودم. 3 نفر یک مرد را به شدت کتک می زدند. وقتی درگیری شدت گرفت، دو نفر از آنها فرار کردند. یک نفرشان باقی ماند. در حالی که به شدت ترسیده بودم، دیدم که او، آن مرد را با زور به داخل کانال آب پرت کرد و متواری شد. آن مرد هم شنا بلد
روایتی از حاج قاسم قبل انقلاب/ حالا من یک انقلابی دوآتیشه بودم
دوستم از پله های هتل پایین آمدم. آنقدر عصبانی بودم که عواقب این حمله برایم هیچ اهمیتی نداشت. دو پلیس مشغول گفت وگو با هم شدند. برق آسا به آنها رسیدم. با چند ضربه کاراته او را نقش بر زمین کردم. خون از بینی هایش فوران زد. پلیس راهنمایی سوت زد. چون نزدیک شهربانی بود. دو پاسبان به سمت ما دویدند. با همان سرعت فرار کردم و به ساختمان هتل پناه بردم زیر یکی از تخت ها دراز کشیدم. تعداد زیادی
از لو رفتن کارمند فاسد توسط مجرم تا فرار مرگبار دختر 20 ساله
شد. هفت سال گذشت تا اینکه راز ماجرا با صحبت های یک شاهد مخفی فاش شد. مردی 27 ساله به پلیس آگاهی دزفول مراجعه کرد و راز جنایت را لو داد. او با سرنخ هایی که به پلیس داد، مشخص کرد که قاتل همان مرد میانسال است که از زندان آزاد شد. این مرد اظهار کرد: هفت سال پیش من شاهد یک جنایت بودم. یک روز که از خیابان رد می شدم، شاهد درگیری چند مرد بودم. سه نفر یک مرد را به شدت کتک می زدند. وقتی درگیری شدت