سایر خبرها
یادگاری که از امیر سرلشکر محمد سلیمی به جا ماند
زندگی و فعالیت های این فرمانده ولایتمدار را مرور کرده است. در این یاددشت می خوانیم: محمد سلیمی در سال 1316 در یک خانواده مذهبی در شهر مقدس مشهد به دنیا آمده است. پدرش کارمند راه آهن و مادرش خانه دار بود و در همان دوران کودکی به همراه خانواده اش به تهران نقل مکان کرد و بعد از اتمام دوران دبستان به خاطر علاقه پدرش به لباس مقدس سربازی و به سفارش ایشان در سال 1333 وارد دبیرستان
با تنها نماینده زن مجلس خبرگان آشنا شوید
فعالیت بر علیه رژیم طاغوت از طریق مشارکت در نشست های سیاسی، سخنرانی و آگاهی بخشیدن به اقشار جامعه به ویژه زنان ایفا نموده است. وی در یک مصاحبه به بررسی یکی از خاطرات پیش از پیروزی انقلاب می پردازد و می گوید: هفته ای که قرار بود حضرت امام به ایران بیایند یک روز چهارشنبه قرار بود بچه های نیروی هوایی پروازی را انجام دهند و به پاریس بروند و امام را بیاورند. ما شب اجتماع مان آنجا بود؛ خدا رحمت کند آقای
تامل آقابر عکس یک شهید
سردار "محمدنبی رودکی" فرمانده لشکر 19 فجر در دوران دفاع مقدس به روایت خاطره ای از حضور رهبر معظم انقلاب در مقر لشکر در اهواز و تماشای فیلم مصاحبه شهید "محمد اسلامی نسب" پرداخت که در ادامه می خوانید: شهید "محمد اسلامی نسب" فرمانده گردان امام رضا(ع) لشکر در عملیات کربلای 4 بود. او سال ها مسئولیت آموزش لشکر را بر عهده داشت. قبل از عملیات والفجر 8 از من خواست که در خط مقدم و در کنار
ماجرای حفاظت از امام هنگام ورود به ایران
فرمودند: آنچه دارد پیش می آید خواست خداست، فضایی که دارد مهیا می شود فضایی است برای بیداری مسلمان ها. شما بدانید ما در این راه چه پیروز شویم و چه از بین برویم یکی، از دو خیر احدی الحسنیین است که داریم انجام می د هیم. بعد از این سخنرانی که امید زیادی در دل بچه ها ایجاد کرد، حضرت امام(ره) را به طبقه فوقانی مدرسه رفاه بردیم. در آنجا یکی از کلاس ها را برای استراحت ایشان آماده کرده بودیم. من
بنیاد در آینه مطبوعات
به امام خمینی(ره) هم هر چه بگویم کم گفتم و تا آخرش پای همین علاقه شان ایستادند. کتری و قوری را از روی بخاری بر می دارد و استکان را پر می کند. بعد هم در پیشدستی ملامین گل سرخی، میوه می گذارد و با مهربانی تعارف می کند. با همان مهربانی و آرامش دوباره رشته کلام را به دست می گیرد و ماجرای شهادت محمدرضا را این طور بازگو می کند: سال 60 بود که پسرم برای خدمت سربازی به ایلام رفت. اصلا گمان شهادتش را
پدر می گفت تا زمانی که کفر هست باید جنگید
بودند و هزینه بیمارستانش هم زیاد بود با کمک همرزمانشان هزینه بیمارستان ایشان را تهیه کردند. در امور خیر همواره مشارکت داشت و ما همه اینها را بعد از شهادتش متوجه شدیم. من پدر را وقتی از دست دادم، شناختم. الان هم نمی دانم از پدر چه باید روایت کنم. ایشان راه خود را پیدا کرده بود که رفت. امیدوارم حالا که به آرزویش رسیده شفاعت ما را هم در محضر اباعبدالله (ع) انجام بدهد. چطور شد تصمیم گرفتند
از اسارت 114 غواص تا نبرد جانانه 19 روزه
او را به اسارت در آوردیم، یکی از بچه ها که عربی می دانست از او خواست تا کار با دستگا ه ها را به او یاد بدهد. وقتی اسیر را به عقب انتقال دادیم، آن برادر رفت پشت دستگاه ها و شروع کرد به مخابره خبرهای غیرواقعی، هر جا که نیروهای ما بیشتر و سرحال تر بودند را به عنوان مکان های قابل تصرف به عراقی ها معرفی کرد، آ نها هم چند بار پاتک زدند و با دست خالی بازگشتند. یک روز بعد، از آن طرف، کاغذی مخابره شد که پر بود از فحش و بد و بی راه برای آن برادر رزمنده دروغ گویی که باعث آسیب و خسارت عراقی ها شده بود. انتهای پیام/86029/ر40/ ...
بهشتیِ جنگ بود
فرمول غلط است. اطلاعات و عملیات مقوله جداگانه ای هستند و من می گویم اطلاعات 100 درصد است. با دلایلی که آورد، دیدم عجب آدم فهمیده ای است. بعد همه اطلاعاتی را که ما می دادیم، می آورد روی نقشه و دست ما را گذاشت توی دست بچه های ستاد خراسان. آنها جلوی کارخانه نورد جبهه داشتند و ما در فارسیات بودیم و هرکدام فکر می کردیم دیگری عراقی است! بعد فهمیدیم که حسن باقری در همان اتاق همه چیز را می بیند، در حالی
امام(ره) با تاکسی به منزل برگشت/ شهید بهشتی حتی یک ثانیه هم تأخیر نمی کرد + تصاویر
؟ بله. خواص ایشان را می شناختند. از کارهایی که پدر و مادرها در آن دوره؛ روی آن حساس بودند، انتخاب دوست بود . پدر دستم را در دست حاج صادق امانی گذاشت و این آشنایی سبب شناخت بیشتر ما از امام شد. سال 1333 یا 1334 بود. آن زمان هفت ساله بودم . از همان سن نزد حاج صادق امانی می رفتم. او هم از علاقمندان سر از پا نشناخته حضرت امام بود. نوارهای امام را آن موقع برای بچه های هیئت می آورد و پخش می
روایت آیت الله حاج آقا مرتضی تهرانی از رویای صادقه رهبر معظم انقلاب/ ظرفیتِ ایشان فوق ادراک اشخاص عادی ...
به گزارش دولت بهار، آیت الله حاج آقا مرتضی تهرانی، برادر مرحوم حاج آقا مجتبی در گفت وگوی تفصیلی با مجله پاسدار اسلام به بررسی منزلت معنوی و علمی رهبر معظم انقلاب اسلامی پرداختند. متن سخنان ایشان را در ادامه می خوانید: با آن که ضربان قلبم چهل تا چهل وپنج در دقیقه است اما صحبت درباره موضوع مورد نظرم را لازم می دانم بنده این طور فکر کرده ام که ابتدا اشاره ای داشته باشم به ذاتیات آیه الله خامنه ای سلام الله علیه که تقریباً از پانزده شانزده سالگیِ ایشان اطلاعِ نزدیک دارم و تصورم بر این است که ...
مصاحبه خواندنی و جنجالی لیلی گلستان
، یک جای تابلو ریختگی دارد. برای همین هاست که من تاکید دارم روی نظم و انضباط. خود من هم خیلی از نظم و انضباط خودم نتیجه خوبی گرفته ام. آدم های زیادی از من می پرسند که چطور در طول روز به این همه کار می رسی؟ می دانید، من هم مادر بودم، سه بچه کوچک در انقلاب و جنگ و تنها! باید آشپزی می کردم، رخت می شستم، اتو می کردم و.... همه این کارها را کردم، ترجمه هم کردم، کتاب فروشی داشتم و بعد هم گالری
تقدیر جشنواره فیلم فجر از همسر شهید سیاح طاهری / بزرگداشت چهار سینماگر
های گذشته دارد. وی تاکید کرد: سینما در جهانِ امروز، نمادِ قدرت نرم و هوشمندی و نگاه ما به توسعه سینما نگاهی به آینده است؛ با چنین نگاهی سیاست های سینمایی این دوران طراحی شده است. وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در ادامه به مهم ترین رویدادهای دو سال گذشته نیز در عرصه سینما اشاره کرد و گفت: برای نخستین بار بیش از 200 فیلم متقاضی حضور در جشنواره بودند و تا کنون چنین استقبالی در هیچ دوره ای وجود
نماز در پای چوبه دار
/> در جواب گفتم : نه . گفت : من همان افسری هستم که هشت سال پیش جان تورا نجات دادم . بعد ها متوجه شدیم که او سید هاشمی وشیعه بوده ونسبت به امام وانقلاب ما علاقمند است. از آن روز ، من دیگر در سلولهای وزارت دفاع بودم . شب نوزدهم اسارت ، افسری مرا صدا کرد تا بازجویی کند . او از اسم وشغلم پرسید . گفتم : ابوترابی ، شاگرد بزاز . لبخندی زد و رفت . فردا صبح ساعت 7 مرا برای بازجویی بردند . در اتاق ، یک
آرامش امام پس از سخنرانی 12 بهمن برایم عجیب بود
از مسائل امنیتی نمی دانستم اما در ایران کمیته استقبال از امام خودشان برای محفاظت از امام نفر تعیین کرده بودند، محسن رفیق دوست محافظ فیزیکی امام شده بود. من اصلاً نمی دانستم این حرف ها یعنی چه ولی وقتی قرار شد کاری را انجام بدهم گفتم چشم انجام می دهم، چون اعتقاد دارم به مملکتم، من ایران را خیلی دوست دارم. هر کاری هم از دستم بربیاید انجام می دهم. هیچ چیز هم در قبالش نخواسته ام. از روز اول هم همینطور
10ویژگی انقلاب اسلامی ایران از دیدگاه قرآن
: شما که امشب مهمان هستید، گفت: گرسنه هستم. نگرانم به خاطر شام به مهمانی بروم نه برای اجابت دعوت یک مؤمن. البته فقط خدا هم به این معنا نیست که تدبیر و برنامه ریزی نداشته باشیم. 3. رجوع به آرای مردم وَأَمْرُهُمْ شُورَیٰ بَیْنَهُمْ (شوری/38) مشورت با مردم قبل از انقلاب نبود. اما به لطف خدا در این سی و پنج سال تقریباً سی و پنج بار پای صندوق آمدیم. یعنی میانگین سالی یک انتخابات
محافظه کاری ویژگی بارز مشهد/ اصالتاً خودم خبرنگارم و اهل دیالوگ/حکایت المان گرگ ناقلا
جا دارد این مسئله را دوستان رسانه پیگیری کنند. من گفتم 80 سال از واقعه گوهرشاد گذشته است و یک کارت پستال درباره این واقعه نداریم، چرا؟ آیا این ارزش طرح ندارد؟ چرا این سوال را نمی پرسیم؟ رسانه کارش چیست؟ نباید بپرسیم این ظلم عظیمی که به فرهنگ و مردم و جامعه ما روا شد چرا پاسخی در فضای هنری نیافت؟ رضاخان این جنایت را کجا انجام داد؟ در دل یک اثر شکوهمند هنری یعنی در مسجد
ماجرای گم شدن1 شهید در هور
، مانع از پارو زدن ما می شدند، طوری که این مسئله باعث شده بود پاروکشی بسیار کند انجام شود. به نحوی که هر بار مجبور بودیم پاروها را از آب بیرون بیاوریم، علف ها را از دور آنها جدا کنیم و دوباره به پاروکشی ادامه بدهیم. از طرف دیگر، چون مجبور بودیم همزمان جهت یابی دقیقی هم داشته باشیم، حرکت ما کند پیش می رفت. بچه ها سعی داشتند قبل از سپیده صبح و روشنایی هوا، مواضع دشمن را شناسایی کنند تا به سرعت
آنچه در افتتاحیه ی فیلم فجر گفته شد
/> وی در پایان صحبتش متذکر شد: آنچه ما را تسلی می دهد، این است که او به آرزویش رسید چون سال ها منتظر بود که حتما پرونده زندگی اش با شهادت بسته شود . بعد از این سخنان، لوح و سبد گل به او تقدیم شد . *تعبیر فخیم زاده از سینمای سفارشی در ادامه برنامه بزرگداشت 4 هنرمند برگزار شد، در آغاز با پخش یک کلیپ از مهدی فخیم زاده تقدیر شد . در بخشی از این کلیپ فخیم
نامه درخواست راه اندازی عمره دانشجویی را پای ستون توبه نوشتم
آنجا آن را متبرک کردم و ساعت یازده رفتم. قرارمان یازده و ربع بود. نامه را به ایشان دادم. خواند و گفت دعای شما قبول است، چون همه مسئولین حج امشب اینجا هستند و غیرممکن است این نامه خوانده شود و به آن رأی ندهند. من تقاضای 5 هزار نفر کرده بودم. بعد هم گفتم باقی قضیه روی دوش شماست. به ایران برگشتیم، دیدم صحبت کرده و مصوبه را گرفته است که اعلام کرد. از سال 1376 هم اعزام عمره دانشجویی در حجم چند هزار
شیرزنان انقلاب در بیرجند
از طریق تلویزیون سخنرانی های امام را گوش می کردم و امام هر فرمانی را که می دادند سعی می کردم در حد توانم انجام دهم. ** پلتیک برای جذب مردم به سمت سواد آموزی وی در باره فرمان راه اندازی نهضت سواد آموزی حضرت امام(ره) می گوید: امام در اوایل انقلاب بر سوادآموزی تاکید زیادی داشتند، من هم در درمیان بودم و خانم های بیسواد زیاد بودند؛ برنامه ای ریختم و به خانم ها گفتم هرکس در کلاس های قرآن
محمدرضا ماهیانه سه بار ختم قرآن می کرد/ برگزاری یادواره شهید به سفارش خود شهید/شهیدی که در 20 سالگی هل ...
همه را بخشیده بود. بعد از شهادت وسایلش یک ساک کوچک بیشتر نبود یکبار از سوریه زنگ زد خیلی دلتنگش بودم گفتم چرا رفتی سوریه؟ همین جا می ماندی کار فرهنگی می کردی. در جوابم گفت: که ما مرزمان را 3000کیلومتر آن طرف تر بردیم تا داعش به مرزهای ما نزدیک نشود فکر کنید اگر داعش به مرز ما تجاوز کند چه فجایعی اتفاق می افتد؟ 100 برابر از خسارات جنگ تحمیلی بیشتر خواهد شد. اربعین سال گذشته به
مراسم تقدیر از شهید سیاح طاهری در سی و چهارمین جشنواره فیلم فجر
. تسلیت برای ماست که ماندیم و چه کنم چه کنم می کنیم. راهش را رفت. انشالله ما هم بتوانیم راه او را ادامه بدهیم. فاطمه معتمدآریا گفت: من در یک کشتی دوستی با او آشنا شدم درست زمانی که در مورد صلح حرف می زدیم، در سالروز جنگ در شلمچه. کشتی دوستی بود که در آن بچه های ایرانی و عراقی به همت آقای احمدزاده که همیشه پیام آور صلح است، در مسیری روی شملچه حرکت می کردند. آشنایی ما با صلح بوده است. هر
طلبگی 5 برادرم، آروزی براورده شده پدرم است/5 روز زندان برای رد کردن تحریرالوسیله امام از نجف به ایران
سن 13 سالگی با شیخ محمدغروی ازدواج کردم، مدتی در قم بودیم و بعد هم برای ادامه تحصیل همسرم به نجف اشرف رفتیم، در رفت و آمدی که برای دیدن اقوام به ایران داشتیم، روایت کننده اوضاع ایران و نجف شده بودیم و گاها نامه یا اعلامیه های امام خمینی (ره) را هم به ایران می آوریم یا نامه های آقایان ربانی شیرایز و مشکینی را به امام خمینی (ره) در نجف می رساندیم. اکثرا این نامه ها در دست من بود، بچه کوچک داشتم و
سیدحسن برای ورود به خبرگان عجله کرد/با پمپاژ و رپرتاژ نمی شود علم کسی را ثابت کرد
سو کشور با یک توافق هسته ای انجام شده توسط دولت در وین مواجه بود و از سوی دیگر منتقدان ایرادات قابل توجهی در متن توافق ملاحظه می کردند، پیشنهاد محمدجواد لاریجانی برای تصویب متنی در مجلس شورای اسلامی به عنوان "فکت شیت" برای توافق هسته ای بسیار کارگشا واقع شد. خاصه آنکه این پیشنهاد به نوعی بین دو گزاره ظاهراً متضاد "رد" یا "تایید" برجام، جمع بندی منطقی ایجاد کرد. این بار با محمدجواد
از ماجرای به دنیا آمدن رضا کیانیان تا تقدیر از خانواده شهید طاهری
معضل امیریوسفی خواند و در سخنانی انتقادی نسبت به دیده نشدن فیلم آشغالهای دوست داشتنی توسط هیات انتخاب گفت: خواب تلخ بعد از 12 سال فرصت اکران پیدا کرد؛ فیلمی که نه تیزر تلویزیونی دارد و نه بیلبورد شهری به آن اختصاص داده اند. تنها فرصت تبلیغ این فیلم سینمایی، همان آنونسی بود که به خاطر آن سیمرغ بلورین جشنواره را دریافت کردم. من می خواهم در این فرصت از مردم که حمایت خود را با دیدن این فیلم اعلام کردند
مشارکت حداکثری اقتدار و امنیت کشور را بالا می برد
امام خامنه ای (مد ظله)، این دو بزرگوار روی این مسئله تأکید داشته اند که باید یک مشارکت حداکثری در انتخابات باشد.مقام معظم رهبری از آنجایی که در انتخابات مختلف از بعد از سال 68 همواره تأکید کردند که قائل به مشارکت عموم مردم و مشارکت حداکثری هستند، طبیعتا این بیان رسا را فرمودند که حتی کسانی که نظام را قبول ندارند و کسانی که من را قبول ندارند هم در انتخابات شرکت کنند. مطمئنا این بیان معظم له ارتباط
خاطراتی ناب از حجت الاسلام قرائتی +عکس
/> * اگر گریه می کردی دشمن، شاد می شد! دی ماه سال 56 بود. فرزند یکی از مدرّسین حوزه قم که از جمله شهدای 19 دی بود، جنازه اش را به بهشت زهرا آوردند، در حالی که پدرش تحت تعقیب ماموران رژیم شاه بود. پدر، خود را به بالین فرزندش که دانشجوی سال اوّل بود، رساند ولی هیچ گریه نکرد و گفت: خدایا! راضی هستم. بعد از چند روز حضرت امام (ره) از نجف برای وی نامه نوشتند؛ خوشحال شدم گریه نکردی، چون اگر گریه می کردی دشمن شاد می شد. آن روز فهمیدم چرا حضرت امام (ره) در فراق فرزندش- سیدمصطفی (ره)- گریه نکردند.
دیشب در افتتاحیه جشنواره فجر چه گذشت ؟
تلخ اهدا شد. محسن امیر یوسفی سیمرغ خود را به شهاب حسینی بازیگر سینما که پیش از این در سمت مشاور دبیر سی و چهارمین جشنواره فیلم فجر حضور داشت، به دلیل آن که روی حرف خود ماند، تقدیم کرد. وی همچنین در سخنانی گفت: من معضل امیریوسفی هستم. خواب تلخ بعد از 12 سال فرصت اکران پیدا کرد؛ فیلمی که نه تیزر تلویزیونی دارد و نه بیلبورد شهری به آن اختصاص داده اند. تنها فرصت تبلیغ این فیلم
مسلمانان 7 کشور شهادت حاج حمید را تسلیت گفتند
انجام داد. بعد از برگشتش خیلی داغ بحث دفاع از حرم را مطرح می کرد. حاج حمید از پارسال بحث دفاع از حریم اسلام را مطرح می کرد. شب آخر که می خواست برود دو هفته قبل از اربعین بود. ما فکر می کردیم به عراق می رود. آخر شب دست من را گرفت و بوسید و گفت: بابا اجازه بده من برم سوریه. . . {گریه می کند} دیگر ماندم چه بگویم. گفتم اگر می روی زود برگرد و خداحافظی کردیم و رفت. بعد از رفتن یک هفته بیشتر شد که تماس نگرفت
گلبانگ آزادی است کز خاوران خیزد...
فرم آمدند تو. گفتند آمده اند با امام بیعت کنند، نمی توانی عکس بگیری. گفتم اجازه بدهید یک عکس بگیرم، برای شما سندیت داشته باشد ولی طوری می گیرم که بچه ها توی عکس دیده نشوند. عکس را گرفتم و سر و صدای بختیار را درآورد اما امام گفت واقعیت دارد. حدود 8-7 فریم عکس گرفتیم، همه را هم از پشت. یک نفر پیدا نیست . پس از اینکه عکس بیعت همافران، روز 19 بهمن 57 در روزنامه کیهان، با تیتر هزاران نظامی