سایر منابع:
سایر خبرها
جسد گمشده سیل 7 ماه قبل پیدا شد + عکس
ماهه شان با خاکسپاری او در قطعه 305 بهشت زهرا تمام شد: یک هفته پیش از آگاهی شاپور تماس گرفتند و گفتند بیاید برای پیگیری. پدر و مادرم رفتند و آنجا عکس چهار جنازه را به آنها نشان دادند. مادرم آن روز به یکی از عکس ها مشکوک شده بود و گفته بود کمی شبیه حسن است. بعد از این حرف مادرم، آگاهی گفته بود که بروید از حسن اثر انگشت بیاورید و بعد که آوردند، گفتند اثر انگشتش به اثر انگشت همان جنازه ای که مادرم
کودکانی بدون سند هویت
کدام از بچه هام شناسنامه ندارند، یک برگه صیغه نامه داشتم که همه را به همراه شناسنامه ام گم کردم. وقتی پاک شدم دوباره شناسنامه ام را گرفتم و صیغه نامه درست کردم. اما هنوز برای سهیل نتوانسته ام شناسنامه بگیرم. ثبت احوال از من مدارک خواسته از من و شوهرم، گواهی ولادت هم ندارم. حالا مدارک را داده ام، امیدوارم شناسنامه اش بیاید. آزمایش خون دادیم. اما پدر دریا که شوهر اولم بود الان زندان است. برای اون چه
بررسی معلولیت های ناشی از ازدواج فامیلی
بنا به دلایل متعددی از جمله ازدواج های فامیلی و نبود آگاهی نسبت به اهمیت مشاوره های ژنتیک قبل از ازدواج میزان شیوع اختلالات مادرزادی زیاد است و در مواردی در برخی خانواده ها با وجود چندین فرزند معلول همچنان به امید تولد فرزندی سالم بر این تولدها افزوده می شود. داشی به وجود حدود 467 خانوار چند معلولیتی در استان اشاره کرد و گفت: بیشتر خانوارهای دارای چند فرزند معلول در مناطق روستایی و دورافتاده
عبایی که جا ماند/ ای کاش من هم یک فرزند شهید بودم
زمانِ ائمه علیهم السلام روایت است که اینها در روز قیامت از روی شانه های بقیه مردم عبور کرده و به بهشت می روند؛ خدا اینها را پرواز می دهد. من در مورد شهدای شما یک چنین تصوری دارم؛ من خیال می کنم اینها همان هایی هستند که هر یک شهیدشان، اجر دو شهید دارد؛ گمان می کنم اینها از جمله کسانی هستند در روز قیامت -که همه ما گرفتاریم، همه ما مبتلا هستیم؛ در روز قیامت اولیاء هم مبتلا هستند؛ در آن روز- این جوانان
شعر/ لبخند نشسته به لب حضرت ساقی
کند گریه تو بند بیاید باید که بگویند: کنار تو حسینت تا شاد شوی، با گل و لبخند بیاید ** همسایه ندیده به خدا سایه ای از تو تمثیل حیایی تو و تندیس وقاری پیداست ولی دختر سردار حنینی از شور کلام و دل شیری که تو داری ** شعر شب میلاد تو هم پر شده از اشک بانو! چه کنم روی دلم سوی فرات است جز اشک چه گویم که همه هستی عالم عشق تو، حسین
پرستار نهضت و انقلاب حسینی
پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران: براساس روایات حضرت زینب کبری (س) روز پنجم جمادی الاول سال 5 یا 6 هجرت در مدینه چشم به جهان گشود. اما قوی ترین روایت این است که ایشان در پنجم ماه جمادی الاولی سال پنجم هجری به دنیا آمده است. تربیت و پرورش زینب(س) در کنار پیغمبر اکرم (ص) بوده، غذای خود را از وجود مطهر زهرای مرضیه (س) تناول کرده و از دست پسر عموی پیغمبر، امیرالمؤ منین (ع) غذا و خوراک
قتل با چاقوی شوهر شکاک
شعبه دوم دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی مقدم، پس از ماه ها، بار دیگر با علی و مائده روبه رو شد، تازه فهمید بچه هایش چه تقاضایی دارند: قصاص علی در پمپ بنزین کار می کند. پس از قتل مادرش و زندانی شدن پدرش، سرپرست مائده و ساجده شده. او در دادگاه، حرف های قبلی پدرش را رد کرد: مادرم زن خوبی بود. او سواد نداشت و حتی نمی توانست شماره آژانس را خودش بگیرد. اوایل فکر می کردم، آن روز قرص های
ویژه نامه میلاد حضرت زینب کبری (سلام الله علیها)
کنار او بود و صحنه های مصیبت بار رحلت پیامبر خدا و اندوه بیکران مادر و ظلم و جنایت دشمنان* در حق اهلبیت پیامبر را نظاره می کرد و همه این ناملایمات بر قلب کوچکش فرود می آمد و او برای خدا صبر می کرد و پایداری در راه خدا را پیشه خود می ساخت، تا زمینه ای باشد برای تحمل مصیبتها و رنجهای بزرگتری که در انتظار او بود. دفاع از حق زینب در مجلس سخنرانی مادرش فاطمه در مسجد رسول خدا در
ناگفته های یک مدافع حرم از مبارزه با داعش
نگذاشت. شهادت او خیلی برای من و همرزمانم تلخ و سنگین بود. بیچاره زن و بچه اش که حتی نتوانستند پیکرش را ببینند. سه شانس برای بازگشت به خانه کاظم از خاطراتی می گوید که به قول خودش حتی برای همسرش هم تعریف نکرده است. سه بار در آستانه شهادت قرار گرفته و خدا به او رحم کرده که جان سالم به در برده است. پایش را ماساژ می دهد و از آن شب می گوید. انگار هر ساعتی که آنجا بوده برایش تاریخی
زنان چگونه در دهه های اخیر جز سیاست سایر عرصه های جامعه را تصرف کرده اند
به گزارش ایران خبر ، اگر در تلگرام تان، گروه های سیاسی و خبری دارید حتما پیام هایی دریافت کرده اید مبنی بر این که گروهی زن تلاش می کنند تا چهره مردانه مجلس را تغییر دهند یا شاید شنیده باشید که زنان از احزاب اصلاح طلب خواسته اند در فهرست انتخاباتی نهایی شان، 30 درصد را به زنان اختصاص دهند. شاید خیال کنید مثل همه انتخابات گذشته، یکی دو کمپین انتخاباتی برای گرم کردن تنور انتخابات، دست به کارهایی می
حضرت زینب(س)؛ الگوی حیا، عفت و فداکاری
(س) نیست. هنگام سخنرانی وی در کوفه، پیرمردی در حالی که می گریست، گفت:" پدر و مادرم فدای ایشان که سالخوردگانشان بهترین سالخوردگان و کودکان ایشان بهترین خردسالان و زنانشان بهترین زنان و نسل آنان والاتر و برتر از همه نسل هاست." حجاب و عفت درباره حجاب و عفت ایشان در تاریخ این چنین آمده است:" هنگامی که زینب (س) می خواست به مسجدالنبی کنار قبر رسول خدا (ص) برود، علی (ع
دو قول مشهور درباره ولادت حضرت زینب(س)
ایشان می دانند البته اقوال دیگری نیز ذکر شده است. مادر بزرگوارش حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها و پدرش امیرالمؤمنین علی(ع) است. این بانوی بزرگوار در شهر مدینه تولد یافت. مدت زندگی ایشان با مادرش حضرت زهرا (س)حدود پنج یا شش سال بوده است. زندگی حضرت زینب با مادر در سوم جمادی الثانی سال یازدهم هجری به پایان رسید. شوهرِ زینب عبدالله بن جعفر پسر عموی بزرگوارش است. او یکی از شخصیت
مختصری درباره ولادت حضرت زینب سلام الله علیها
وارث: تولد زینب(س) و گریه پیامبر بر مصایب آن حضرت زینب کبری (س) روز پنجم جمادی الاول سال 5 یا 6 هجرت در مدینه چشم به جهان گشود. خبر تولد نوزاد عزیز، به گوش رسول خدا (ص) رسید. رسول خدا (ص) برای دیدار او به منزل دخترش حضرت فاطمه زهرا (س) آمد و به دختر خود فاطمه (س) فرمود:دخترم ، فاطمه جان ، نوزادت را برایم بیاور تا او را ببینم. فاطمه (س) نوزاد کوچکش را به سینه فشرد
آپارتمانی های پردغدغه
/> دنیای شیرین؛ بهروز بقایی؛ 1376 به لحاظ ساختار و محتوا کاملا با الگوی همسران و خانه سبز ساخته شده بود، اما از آن جهت که اثری نوجوانانه بود، سرخوشی های خاص خودش را داشت. اینجا همسایه های دیوار به دیوار در یک آپارتمان، خانواده یک خواهر و برادر بودند. خواهری که شوهر و سه فرزند داشت و برادری که تنها با یک پسر کوچک زندگی می کرد. راوی اصلی ماجرا دختر نوجوان خانواده بود که همه
دختری که تاریخ، نمونه اش را سراغ ندارد!
راستین را از اسلامهای دروغین بنی امیه جدا سازد. ستاره سختیها در آغوش آسمان حضرت زینب سلام الله علیها اولین دختر و سومین فرزند حضرت فاطمه سلام الله علیها دختر رسول اکرم بود. خانوادۀ او خانواده ای بود که همه اعضای آن معصوم بودند و آیه تطهیر در شأن آنها نازل گردیده بود. زینب کبری سلام الله علیها در کنار چنین اشخاصی به دنیا آمد. در همان ساعت اولیه تولد، پیامبر صلی الله علیه و آله به دیدن
واکنش بی پرده سحر قریشی به صحبت های جنجالی اش: من بادیگارد ندارم!
نژاد از نظر جایگاه اجتماعی شان نظر نمی دهم و برای من مثل یک میهمان سر صحنه بودند اما خیلی انرژی داشتند. این نگاه گرایش من به چپ و راست را نشان نمی دهد. اصلا دنبال سیاست نیستم. من هنرمندم و خدا من را هدایت می کند و باور کنید که معتقدم معجزه وار به این جایگاه رسیده ام. اصلا به نظرم همه بازیگران ما جایی کار خوبی کردند که به جایگاه کنونی شان رسیده اند. اگر ادعا کرده بودم که دکترا در زمینه فلان
روزنامه های شنبه
ناملایماتی دیده اند فعالانه پای صندوق آرا بروند، به نقل از رئیس جمهوری آورد: امروز اگر کسی گله ای دارد، اگر شهروندی یا یک جریان سیاسی ناملایماتی را دیده است درعین حال باید فعالانه پای صندوق آرا برود. امروز باید بدانیم رأی شما ملت حرف آخر را خواهد زد، هم در ایران، هم در منطقه، هم در جهان، رأی شهروندان ما اعم از زن و مرد، پیر و جوان، دختر و پسر و اقوام مختلف می تواند راهگشا، نه برای ما باشد که برای
بانوی صبر در پنج روایت
، که ادعای فقاهت و شهامت و ریاست و آقازادگی و امثال این ها را داشتند، گیج شدند و نفهمیدند چه کار باید بکنند؛ ولی زینب کبری(علیها سلام) گیج نشد و فهمید که باید این راه را برود و امام خود را تنها نگذارد؛ و رفت. نه اینکه نمی فهمید راه سختی است؛ او بهتر از دیگران حس می کرد. او یک زن بود؛ زنی که برای مأموریت، از شوهر و خانواده اش جدا می شود؛ و به همین دلیل هم بود که بچه های خردسال و نوباوگان خود را هم
رویای محال خانه دار شدن با 800 هزار تومان!/شکاف بین تورم و دستمزد در سال های اخیر جبران می شود؟
فرمولی می خواهد برای من بازنشسته کرایه نشین دارای کارت الکترونیکی اتوبوس سقف عیدی وپاداش مشخص کند تا بتوانم دل فرزندان دانشگاه آزادم و محصل دبیرستانی و دختر دم بختم را شب عیدی خوشحال کنم البته مادر بچه ها و خودم را فاکتور گرفتم . همانطور که نوشته اید ( تجربه در طول این سال هانشان داده افزایش حقوق ها هیچوقت با دخل و خرج ها هماهنگ نیست. )” یک مخاطب ناشناس هم با ارائه نظر کارشناسانه تر
بچه ها قصاص پدر همسرکش را خواستند
ابتدای جلسه دختر 13 ساله و پسر خانواده نیز به عنوان قیم خواهر پنج ساله اش، برای پدر تقاضای قصاص کردند . احمد وقتی برای آخرین دفاع پشت تریبون رفت، قتل را به گردن گرفت و گفت : مدتی بود که به رفتارهای همسرم مشکوک شده بودم و به او بدبین بودم تا اینکه عصر روز جنایت وقتی خوابیده بود با چاقو به جانش افتادم و او را کشتم . وی افزود : اکنون بشدت از عملکرد خود پشیمان هستم و تقاضای عفو و بخشش دارم
عکسی که امام بوسید و به جیب گذاشت
شهرستان اردبیل به تهران آمده، هنوز با لهجه شیرین آذری صحبت می کند. گلنساء خانم و آقا بشیر نوری یامچلو در سال 1333 با هم ازدواج می کنند. آقا بشیر هرچند آهنگر بوده اما در همه کارها سررشته داشته است. خدا به آنها 6اولاد یعنی 5پسر و یک دختر می دهد. ابتدا ایران خانم و فریدون به فاصله 5سال از همدیگر به دنیا می آیند و سپس بقیه بچه ها. مادر شهید درباره نامگذاری پسرش فریدون می گوید: آن موقع ها همه چیز رسم و
لحظه های قبل از اعدام شهید لبافی نژاد به روایت همسرش
نداشت. پسر بسیار با پشتکار و عاقلی است و فقدان شوهرم را برای ام آسان کرده است. او نزد پدر شوهر و مادر شوهرم بود و در واقع آنها بزرگ اش کردند. موقعی که از زندان آزاد شدم، چندین ماه طول کشید تا مرا بشناسد و به من عادت کند. *برای کسانی که با کوچک ترین مشکل و ناملایمتی روحیه خود را می بازند، چه صحبتی دارید؟ به آنها می گویم با توکل به خدا و تلاش برای خدمت به خلق خدا، هر مشکلی حل
از زیر تیغ تا شور زندگی
خانواده اش را سیاه پوش کرد و ابراهیم قاتل شد و فراری و مردم شیشه خانه شان را شکستند. ابراهیم می گوید: بعد ها گفتند فقط سه سانت از چاقو به زیر قلب او خورده، چاقو سرش هواکش داشت. اصلا نفهمیدم چه شد، آمدم بلندش کنم ببرمش بیمارستان، یک نفر با شیشه نوشابه افتاد دنبالم. من هم فرار کردم . ابراهیم فرار می کند و بعد از هفت روز در قزوین دستگیر می شود. درست در 16سالگی. به هفت ماه نمی کشد که حکم قصاص
همسر جانباز اعصاب و روان: عقدمان را آقا خواند
مشکلاتش تقریبا برایم روشن بود. خود آقا سعید برایم کامل توضیح داد گفت اگر لحظات موج گرفتگی از هم فاصله داشته باشیم و با هم رو در رو نشویم بعدش همه چیز حل می شود . اما جا انداختن مفهوم موج گرفتگی و حواشی آن برای بچه ها، خودش یک مسأله بزرگ و سختی بود. یادم هست دخترهایم دبستانی بودند که باید توجیه شان می کردم. یک روز یک باد خیلی شدیدی وزید و هر دو به آغوش من هجوم آوردند، خیلی ترسیدند. من بهشان گفتم این
(تصاویر) دیدارخانواده شهدای مدافع حرم با رهبرانقلاب
را داریم که ائمه علیهم السلام به عده ای از شهدا اشاره کردند و گفتند که اینها اجر دو شهید را دارند. در مورد یک گروهی از مجاهدان زمانِ ائمه علیهم السلام روایت است که اینها در روز قیامت از روی شانه های بقیه مردم عبور کرده و به بهشت می روند؛ خدا اینها را پرواز می دهد. من در مورد شهدای شما یک چنین تصوری دارم؛ من خیال می کنم اینها همان هایی هستند که هر یک شهیدشان، اجر دو شهید دارد؛ گمان می کنم اینها از
رمانی پر فروش از نویسنده ی کُره ای
آرزویش را داشته باشد مانند ویروس در دنیا پخش شد. باید منتظر بود و دید که آیا این ویروس در میان خوانندگان نیز پخش خواهد شد یا خیر! داستان این کتاب درباره یئونگ های ، زن خانه داری است که خواب های وحشتناکی می بیند و پس از آن ناگهان تصمیم می گیرد دست از خوردن گوشت بردارد و گیاهخوار شود. شوهر بداخلاق وی گیاهخواری او را نشانه کج خلقی و شورش او علیه خود می داند. یئونگ های مانند زنی دیوانه خود را تا
در هفته نهم جنین به اندازه یک انگور درشت است
شما به شدت افزایش می یابد و به علت افزایش هورمون استروژن بافت ها و ماهیچه های بدنتان راحت و آرام می شوند به همین دلیل ممکن است گوارشتان آرام شود و دچار مشکلات گوارشی، نفخ و باد گلو شوید. تغییرات سریع خلق و خو در این مرحله بسیار متداول است؛ اینکه به طور متناوب از احساس اینکه به زودی مادر می شوید، سرخوش یا نگران شوید طبیعی است. این احساسات ممکن است در طی دوران حاملگی و همچنین بعد از به دنیا آمدن نوزاد
سومین نشست کتابخوان برای کودکان فردوس
می رفت از دیده ها محو گردد شعله ور ساخت. نورانیت این چراغ، تعداد زیادی از عاشقان و دلباختگان را به سوی خود کشانید. ملکه گلها نوشته هانس کریستیان/ ارائه توسط: نسرین بهرامی (عضو کتابخانه) داستان درباره دختر بچه بسیار کوچکی است که به طور اتفاقی، فرزند یک زن و شوهر بدون فرزند می شود؛ اما در پی ماجراهایی قورباغه ای او را می رباید. ماه پیشانی نوشته شهره یوسفی/ ارائه
نوزاد ربوده شده ازبیمارستان پیداشد
رئیس بیمارستان 17 شهریور مشهد گفت: نوزاد ربوده شده از این بیمارستان پس از 30 ساعت تلاش پیدا شد. به گزارش اینا، دکتر کیومرث افسری افزود: حوالی ساعت 16 روز سه شنبه هفته جاری نوزادی که چند ساعت بیشتر از تولدش نگذشته بود، در ساعات ملاقات از بیمارستان 17 شهریور مشهد ربوده شد. وی اظهار کرد: پس از این حادثه، گروهی برای بررسی علت موضوع و جستجوی نوزاد با همکاری پلیس آگاهی مشهد فعالیت خود را آغاز
مسلمانی و شهادت هدیه علیرضا به یک کمونیست بود
/> علیرضا آدم عجیبی بود. یکبار دارویی اشتباه می خورد و حالش بد می شود. همراه مادرمان دکتر می روند و ناگهان در آغوش مادر خیلی حالش بد می شود، طوری که انگار نفس های آخر را می کشد. در آن حال به مادر می گوید: دلم نمی خواهد این طور از دنیا بروم دوست دارم شهید شوم. مادر منقلب شده و دستانش را بالا می برد و می گوید خدایا بچه ام را شفا بده و شهید راه خودت کن! به بیمارستان نرسیده حالش خوب می شود و برمی گردند