سایر منابع:
سایر خبرها
مهریه من شفاعت همسر شهیدم در روز قیامت است
درآمد زیادی نداشت. به همین خاطر توقع و درخواستی برای خرید و مراسم ازدواج نکردم. روز مراسم هم تنها چند نفر بزرگ تر ما را بدرقه خانه بخت کردند. مهریه ام 50 هزار تومان بود که آن را بعد از شهادت علی به خانم فاطمه زهرا(س) بخشیدم و گرو پیش شهید گذاشتم تا روز قیامت مرا شفاعت کند. از او چهار فرزند به یادگار دارم، سه پسر و یک دختر. قاعدتا بعد از شهادت پدر و برادرتان، تنها تکیه گاه شما همسرتان
گزارشی از پاتوق فروش مواد الماس و چهل پله در فرحزاد
به داخل دره کنار دریاچه را نشان می دهد- آن پایین وزنش می کنند و بعد ما چند نفر هستیم که آنها را بالای دره می آوریم. چرا هرکس خودش زباله هایش را نمی فروشد؟ با پوزخندی که انگار خانم تو کجایی ما کجا، گفت: دره صاحب دارد، همین طوری نیست که هرکس هرکاری که دوست داشته باشد، انجام دهد. تمام بچه های پاتوق زباله هایی را که طول روز جمع می کنند باید به صاحب پاتوق تحویل بدهند تا مواد داشته باشند. آن پایین
حیا و غیرت زنان و مردان جامعه در گرمای شمال آب می شود!/ راه حل این معضل را باید در کجا جست جو کرد؟
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا ؛ به نقل از 8دی ؛ با فرا رسیدن فصل گرما و اوقات فراغت این روزها حضور مسافران و گردشگران در سواحل دریا و مناطق جنگلی و دشتی بیش از پیش دیده می شود. با گشت و گذار در جاذبه های گردشگری و حتی خیابان ها آنچه که خواسته و ناخواسته به چشم میخورد وضعیت نا متعارف برخی از زنان است که با البسه غرب زده و آرایشی فریبنده در جامعه حاضر می شوند. کج حجابی، بد حجابی و
درگیری در پشت صحنه خندوانه از زبان رامبد جوان
مهمانان هم مخالفت کرده بود و گفته بود نه. او ادامه داد: در نهایت این دو نفر با هم بحثشان می شود و وسط درگیری آب جوش می ریزد روی یکی از آنها و آن آقا هم از کیف دور کمرش اسپری اشک آور در می آورد و روی صورت آن یکی خالی می کند. این اتفاق چون جلوی در استودیو افتاد کل استودیو به گاز اشک آور آلوده شد. از اورژانس آمدند، از آتش نشانی آمدند، پلیس هم آمد آن آقا را با خودش برد، دو سه نفر از بچه های ما هم روانه بیمارستان شدند و تا دو ساعت هم ضبط برنامه به تعویق افتاد.
کسی از فحش های سکانس شده کمال تبریزی به تبار ایرانی خبر ندارد!
در حال پوسیدن. یک جفتشان توی چارچوب در نشسته اند و دوبار از هم می پرسند: دخترمان دارد آبرو ریزی می کند؟ و جفت دیگرشان وقتی در حال غذا خوردن غذا هستند دوربین با گستاخی تمام از روی صورت شان می رود روی صورت گاوشان که در حالِ خوردنِ یونجه است و احتمالا چند دقیقه بعد همان جا در طویله قضای حاجت می کند(جالب اینکه تا آخر فیلم خانه شان را نخواهیم دید)؛ گروهی از پیرمردهای مان هم که توی قهوه خانه جمع شده
اخبار مرتبط
آفتاب این زمان ها را تشخیص می دادند و قبل از افطار و سحر مانند جارچیان با صدای و دهل و شعرخوانی مردم را آگاه می کردند. وی بیان کرد: یک ساعت قبل از سحر نواختن سحری و خواندن ابیاتی روزه داران را بیدار می کردند آن ها نیز پس از بیدار شدن و وضو گرفتن سحری خورده و نماز صبح را می خواندند. رئیس انجمن آیین سنتی لرستان گفت: جارچیان چند دقیقه قبل از اذان با تغییر دادن نوای دُهل نزدیک بودن وقت اذان را اعلام می کردند که مردم برای نماز آماده شوند. انتهای پیام/
در لحظه شهادت شهید شاه آبادی بهت زده شدم
صحبت کردند و بعضی ها هم با ایشان عکس گرفتند. بعد به لشکرکربلا در پایگاه شهید بهشتی رفتیم و ایشان بین دو نماز مغرب و عشا، برای رزمندگان صحبت کردند. □موضوع صحبت شان چه بود؟ بیشتر در باره اوضاع کلی دنیا، حمایت همه جانبه ابرقدرت های شرق و غرب از صدام، درک غلط آنها از معیارهای اسلامی و فلسفه شهادت. □ظاهرا شهادتشان درجزیره مجنون اتفاق افتاد.چه شد که با وجود شرایط خطیر
چرا علما دعوت شب های جمعه ماه رمضان را نمی پذیرفتند
هم یا غیاث المستغیثین بگویند. خدا دلش می خواهد این طور شود و همه با هم بیایند. لذا عزیز دلم! من و تو تک تک دعوت شدیم که در جمع قرار بگیریم و دیگر خود نیستیم، نه من هستم، نه شما هستیم، دیگر جمعی می شویم که وقتی این جمع می شوند، دست ها بالا می رود، ملائکه می آیند، دور آن ها را احاطه می کنند و با آن ها دعا می کنند. این صداها با صدای ملائکه الهی بالا می رود، دیگر قرین به اجابت می شود و این
مادر یک قاچاقچی: گناه پسرم را به پای ما می نویسند
، کسانی که دستگیر شده اند، آنهایی که در این سال ها اعدام شده اند، می پرسم. می گوید: تا 10 سال پیش اینجا این همه خلافکار نداشت شاید 2 یا 3 نفر که آن هم تریاک می فروختند. خدا لعنت کند کسی را که شیشه را وارد محله کرد. از آن زمان هم معتاد زیاد شد هم مواد فروش. آنهایی که وضع شان بهتر بود زدند توی کار کیلویی. غروب ها ماشین های مدل بالا می آمدند و معامله می کردند. سر سال نشده وضع عمده فروش ها خوب شد. محله
خاطراتی از مرحوم سبزواری و سرودن اشعار انقلابی/ مقدمه بی سابقه رهبر انقلاب بر کتاب شعر استاد +تصاویر
دست می چرخید. چند روز بیشتر تا ورود امام باقی نمانده بود. بچه ها داشتند داخل حسینیه ارشاد سرود را تمرین می کردند. چند باری هم داخل خانه حسین تمرین کرده بودند. نتیجه اما چیزی نبود که می خواستند. قرار شد بروند خانه یکی از بچه ها که امکانات صوتی بیشتری داشت. همه پنجره ها را گرفتند تا صدا بیرون نرود. حتی درزهای کوچک را؛ تا صبح تمرین کردند. صبح مسئول گروه با صاحبخانه رفته بود نانوایی. نانوا
خاطره بازی غذا خورهای تهرانی
بقی سال نیز اگر هوس دوغ کردید می توانید من را مقابل پاساژ علاءالدین پیدا کنید. سر در کوچه نیز پدر و پسری خاکشیر یخمال زعفرانی می فروشند، هر لیوان خاکشیر دو هزار تومان است اما بعد از خوردنی های داخل کوچه می چسبد. این پدر و پسر نیز از این شغل راضی هستند و می گویند در ماه رمضان در این محله سه ماه در آمدشان را کسب می کنند. در این میان مغازه های معجون و آبمیوه فروشی اطراف بازار نیز
رحماندوست: از مجلس راحت تر می شود به جهنم رفت
اجتماعی (بیکاری، اعتیاد، طلاق، فقر و فساد و فحشا) موضوعاتی بودند که برایم در اولویت قرار داشتند و در مجلس تلاش کردم این مباحث را پیگیری کنم. می گفتم ما که دست و پا نداریم {او جانباز جنگ تحمیلی است} ولی بی دست و پا نیستیم و کار را جدی جدی می گرفتم. در دوران نمایندگی مردم تهران را جلو چشم خودم می آوردم که باید کارهای آنها را پیگیر باشم، تصور می کردم یک روز یک شهروند تهرانی در ساعت صحن علنی به
درگیری عجیب در پشت صحنه خندوانه و استفاده از گاز اشک آور!
اسپری اشک آور در می آورد و روی صورت آن یکی خالی می کند. به گفته مجری خندوانه، این اتفاق چون جلوی در استودیو می افتد، باعث می شود تا کل استودیو آلوده به گاز اشک آور شود. بعد از این ماجرا هم ماموران اورژانس و آتش نشانی و پلیس هم پشت صحنه برنامه می ایند و کسی را که گاز اشک آور استفاده کرده، با خودشان می برند. این مجری گفت: سه نفر از بچه های ما هم روانه بیمارستان شدند. تا دو ساعت هم ضبط برنامه به تعویق افتاد. گردآوری : گروه فرهنگ و هنر سیمرغ seemorgh.com/culture منبع : khabaronline. ...
دست قهرمان به سبد نمی رسد
فتح نبود. الان از جایی حقوق می گیرید؟ صندوق حمایت از قهرمانان در طی 10 سال اخیر ماهانه مبلغ 90 هزارتومان پرداخت می کند. خیلی بچه های خوبی دارند ولی بودجه شان اجازه نمی دهد بیش از این کمک کنند. قرار شده با وزیر ورزش صحبت کنند تا یک مستمری به من بدهند. آقای جهانشیری هم که رئیس صندوق هستند خیلی ناراحت بودند و هر کمکی از دست شان بر می آید، انجام می دهند. کمیته امداد هم کمک زیادی می کند چون
روحانی: برجام 2 ادامه داستان مک فارلین است
دو ساعت دیر رسید و من فکر کردم به خاطر اوضاع کشور به هم ریخته است. *کروبی بعد فتنه 88 بازهم می گفت من همان مهدی خمینی هستم! البته آقای هاشمی می گوید که من تغییری نکرده ام، آیا ایشان همین مشی لیبرالیستی خود را منظورشان است که می گوید تغییر نکرده است؟ روحانی: اصولاً افراد منحرف پی به انحراف خود نمی برند، مهدی کروبی بعد از آن همه ضربه ای که به نظام زد و آلت دست فتنه
مرثیه ای برای مرگ برند 80 ساله
تعطیل شد. یک ایرانی: این را باید تحویل بگیریم که همه ی لوازم خانگی مان ال جی، سامسونگ و... است و باز هم از تولید داخلی حمایت کنیم. محمد: واقعا مایه شرم است، همه دست به دست هم دادن تا این اتفاق بیافتد. اولی هم نیست، آخری هم نخواهد بود. بروید مارک یخچال، فریزر، گاز، لباسشویی خانه ها را نگاه کنیم. نقاد: فقط می توانم به حال این برندی که از سامسونگ هم قدیمی تر بود گریه
بی حجابی در خیابان های کرج جا خوش کرده است/فقدان فرهنگ بومی در البرز و عزم و اراده ای که نیست!
ایرانی نیست، اگر مراکز ارائه دهنده پوشاک اسلامی اطلاع رسانی شود خانم ها به حجاب رو می آورند چرا که ما به لباس های غیر از پوشش اسلامی مجوز نخواهیم داد. عباسی افزود: متاسفانه اغلب پوشش هایی که در کرج شاهد آن هستیم در شان بانوان ما نیست، شما اگر بخواهید یک مانتوی بلند خریداری کنید باید چند ساعت در سطح شهر وقت بگذارید و لباس های عرضه شده نمی توانند الگویی برای حجاب باشند. ارزش زنان ایرانی بسیار
افشاگری مدیر سابق شبکه جم/ کارمندان زن ناگزیر از نزدیکی با مدیران
بروند در جم کار کنند چقدر خوشبخت اند یعنی فکر می کنند می روند پشت آن سریال ها مثلا زندگی کنند. نمی دانند اول فحش می خورند، حسادت می بینند و هزار اتفاق دیگر را شاهدند. مدیر سابق بخش مالزی شبکه جم در انتها با اسف بار خواندن وضعیت کارمندان و تلاش آنها برای فرار و رهایی از این شبکه اظهار داشت: الان جم چهارصد و اندی کارمند دارد، از این تعداد آمار دارم 350 نفرشان درخواست پناهندگی داده اند به آمریکا، یعنی فقط دارند وقت می گذرانند یه پول تو جیبی می گیرند که فقط وقت فرارشان برسد. انتهای پیام/ غ ...
زندگی خصوصی حبیب (خواننده) ار ماجرای ویلای رامسر تا... +عکس همسران و پسران
نمی کند. چه تفریحاتی دارد؟ غیر از روزهایی که به تله کابین رامسر می رود تا به دوستانش سر بزند، دیگر کسی او را در شهر ندیده است. از خانه بیرون نمی زند. اگر بخواهد با دوستانش دور هم جمع شوند، باز هم ترجیح می دهد دوستانش به ویلای او برند. در رامسر شایعه شده که او تعهد داده در هیچ میهمانی شرکت نکند اما دوستان صمیمی تر حبیب این ماجرا را تکذیب می کنند. یکی از دوستان حبیب گفت: روحیه خودش
زندگینامه ماریا شاراپووا؛ ملکه یخی
قرار می گیرد اما پدر به او می آموزد که اعتراضش را در زمین با بازی خوبش نشان دهد.مادر از آنها دور است و دل ماریا به شدت برایش تنگ شده اما او حاضر است برای موفقیت هر سختی را به جان بخرد.یک سال بعد او قهرمان مسابقات کاپ ای ام جی می شود و آکادمی تنیس با او قراردادی امضا می کند که شامل پرداخت همه هزینه های سالیانه او و دستمزد 35000 دلار در سال است.ماریا پدر را به رستوران می برد و جشن می گیرند.وقتی به خانه
سفره های رمضان/ گزارش میدانی- آماری از بازار ارزاق عمومی در ماه رمضان
، حیات دیگری را شکل داده بود. مغازه داران محله تجریش و خیابان ولی عصر می گویند در ماه رمضان، تمام روز سرشان خلوت است و تنها نزدیک های ساعت افطار، به خاطر آش و حلیم فروشی های معروف این منطقه، مشتریان آن ها نیز بیشتر می شوند. هزینه سفره افطار یک خانواده 4 نفره چقدر می شود؟ بررسی قیمت ها نشان می دهد امسال هزینه سفره های افطار و سحر افزایش قیمت چندانی نداشته است. رییس
بمب ساعتی تحویل گرفته شد؟ / جفری ساکس در تهران چه می کند؟
آرمان پرس: جفری ساکس از نزدیکان جورج سورس، پدر انقلاب های رنگی در جهان، یکشنبه هفته ای که گذشت به دعوت دفتر نمایندگی جمهوری اسلامی ایران در مقر سازمان ملل متحد در نیویورک و با عنوان مشاور ویژه دبیرکل سازمان ملل متحد در امور آرمان های توسعه پایدار و همچنین استاد برجسته اقتصاد دانشگاه کلمبیای آمریکا وارد تهران شد. خبر حضور وی به سرعت به صدر اخبار رسانه ها رسید و واکنش های مختلفی را نیز در پی داشت. ساکس در مدت اقامت خود در تهران
آداب و رسوم یزدی ها در ماه مبارک رمضان
هرکس در شب بیست و سوم رقم می خورد و آنان که سال آخر عمرشان را می گذرانند بر طومار گناهانشان خط کشیده می شود به همین اعتقاد، برخی افراد، شب بیست و سوم پس از مراسم احیاء، دست راست خود را جلوی صورت می گیرند اگر سایه پنج انگشت خود را بر دیوار دیدند، معتقدند تا رمضان سال بعد زنده خواهند ماند و اگر سایه یکی از انگشتان را ندیدند تا سال دیگر می میرند. همچنین در شب های احیا، دعای جوشن کبیر خوانده می
◄رویه پیشنهادی برای تجدید ساختار کمیسیون بررسی سوانح و حوادث هوانوردی کشوری ایران
هفت روز اول بعد از ورود جراحت، 2- شکستگی استخوان (غیر از شکستگی انگشتان دست و پا و یا استخوان بینی، 3 خونریزی شدید، آسیب به عصب، عضله و یا زردپی، 4 آسیب به اعضای داخلی بدن، 5 سوختگی بدن از نوع دو و سه و یا هر نوع سوختگی بیش از پنج درصد، 6 ورود صدمات ناشی از آلودگی به مواد عفونی و تشعشعات رادیواکتیو. ف) برنامه جامع ایمنی هوانوردی کشوری: مجموعه ضوابط و فعالیت
برای نشان دادن حقیقت باید صبور بود و فعال/جوانی که بیکار ماند دنبال خیلی از معضلات راه می افته
چند خانم کامیونهایی پر از جنس برای جبهه آوردند . دوست داشتند خودشان آنها را به دست رزمندگان برسانند . آمدن پیش ما . منم بردمشون جلو . عکس همه این کارها را دارم . از اقصی نقاط ایران دسته دسته به چایخانه می آمدند و کار می کردند ومی رفتند . حالا نامی از آنها نیست . ***این خانم های شهرستانی هم گمنام هستند در شهراشون ؟ اونا که کلا گمنام گمنامند . فقط بچه هایی که تو اهواز با هم
14 هزار شهید رمضان با خونشان افطار کردند
از تشنگی و حرارت بدنشان اندکی کم شود. یکی از رزمندگان درباره روزه داری در جبهه و نشستن سرسفره افطار می گوید: چند ساعت قبل از افطار، ماشین های حمل غذا و آذوقه می آمدند و با اینکه بچه ها همه برای گرفتن روزه سختی زیادی کشیده بودند و گرسنگی و تشنگی فشار زیادی به آنها آورده بود اما برای گرفتن افطار خود پیشقدم نمی شدند. می نشستند و دائم به هم تعارف می کردند و دوست داشتند دوستانشان زودتر از
ناگفته هایی از فاجعه منا و گزارش یک شاهد عینی از حادثه
این لحظه بود آقای مسعود گرجی، قاری قرآن مرا شناخت، اما من ایشان را نمی شناختم. پرسید دکتر کجایی؟ گفتم: من مُرده بودم و خدا لطف کرد و نمی دانم چه کسی مرا آورده اینجا و شروع کرد بچه ها را نام بردن و گفت چه کسانی مُردند و من هم زیر دست و پا بودم و قریب به این مضامین. در این حال، دست چپم بقالی را دیدم که تعدادی پلیس هم در کنارش هستند. گفتم از آن مغازه آب بخریم. بقالی چند تا آب انداخت، گرفتیم
هدی صابر به روایت لطف الله میثمی
آقای میثمی، از چه زمانی با مرحوم هدی صابر آشنا شدید؟ ایشان به تاریخ بسیار علاقه داشتند و در زمینه های مختلف مثل جنبش تنباکو، مشروطیت، نهضت ملی و انقلاب اسلامی، آثار زیادی هم ارایه کردند. آشنایی من هم تقریبا با او به همین علاقه اش به مسایل تاریخی بازمی گردد چراکه به یاد دارم نخستین دیدار ما توسط مهندس سحابی انجام شد. من معتقد بودم که نهضت ملی بسیار عمیق تر از مشروطه است و تقریبا ما در یک جلسه ای نزدیک به سه یا چهار ساعت دراین باره حرف زدیم و من اطلاعاتم را در اختیار هدی صابر قرار دادم. اما اوج دیدارهای ما به سال 73 باز می گردد. سال هایی که ما جلساتی برای تشکیل یک حزب ...
نکند روزه ما را برده است!
شایستگی استفاده کرد.تا اینجای کار و طی بیش از سه دهه از عمر انقلاب، بیش از هزار روز از ایام عمر این سرزمین متبرک به شمیم معنوی رمضان سپری شده است و بخشش الهی و تاثیر معنوی این ماه ضامن انسجام معنوی و دینی این اقلیم بوده است. خداوند تبارک و تعالی حساب جاری رحمتش را بر روی بندگانش سخاوتمندانه گشوده است که حسابش در تصور ما نمی گنجد؛ تجارت معنوی بسیار پرسودی که در آیه 10 سوره صف می فرماید: ای کسانی که