او را با نامزد خیانتکارم اشتباه گرفتم
سایر منابع:
سایر خبرها
بخشش 2 قاتل در آستانه قصاص
/> دومین پرونده ای که به بخشش قاتل ختم شد، سال 95در دادسرای جنایی تهران گشوده شد. آن روز مردی در یکی از بوستان های تهران با ضربات چاقو به قتل رسید. با شروع تحقیقات پلیسی و کمک شاهدان، عامل جنایت شناسایی و چند روز بعد در جنوب تهران دستگیر شد. مرد جوان به قتل اعتراف کرد و گفت: آن شب به جشن تولد دوستم دعوت شدم و متأسفانه مشروبات الکلی مصرف کردم. حالم اصلا خوب نبود و چون خیلی مست بودم از مراسم تولد خارج شدم
اقدام عجیب زن خمار ر راه آهن | توهم مصرف شیشه کار دستش داد!
ترسیده بود و با رها کردن دختر 10ساله قصد فرار داشت که ماموران مانع شدند و بازداشت شد. دختر خردسال و زن جوان به نام شبنم برای ادامه تحقیقات به اداره پلیس منتقل شدند. ماموران ابتدا به تحقیق از دختر 10ساله پرداختند که او در اظهاراتش گفت: در این محل فال می فروشم و مادروپدرم هم با دستفروشی زندگی مان را تامین می کنند. من داشتم فال می فروختم که این زن نزدم آمد و برایم
4 روایت تکاندهنده از قتل عام خانواده لارستانی ! / روایت پدر خانواده و مامور پلیس ! + عکس و فیلم
شده از شهروندان، به اطلاعات جدیدی دست یافتیم. ماموران پاسگاه فداق جزئیات تازه ای را در این خصوص فاش کردند. یکی از ماموران پلیس گفت: وقتی پلیس متوجه خودروی مسروقه ای شد که پلاک آن پوشانده شده بود، بلافاصله به آن دستور ایست داد. اما راننده بدون توجه به فرمان پلیس، سرعت خودرو را افزایش داد و متواری شد. همکاران من با بستن جاده در زیر گردنه بالنگستان، موفق شدند خودرو را
نزاع خونین خانوادگی به خاطر کری خوانی در اینستاگرام!
بهترین روز های عمرم را در زندان سپری کردم و در نهایت خانواده ام به هر کسی که فکرش را می کردند رو زدند تا توانستند پول دیه را فراهم و مرا از زندان آزاد کنند. او ادامه داد: در تمام مدتی که در زندان بودم، خانواده ام بار ها به خانه عمویم رفته بودند تا رضایت بگیرند، اما آنها قبول نکرده بودند و همین موضوع آتش کینه را در دلم روشن کرد و به دنبال راهی برای انتقام بودم. حتی بعد از آزادی از زندان
شام آخر مادر و 3 دخترش در خانه همسایه
به گزارش تابناک به نقل از ایران، ساعت 30 دقیقه بامداد دوشنبه گشت پلیس شهرستان لارستان به یک خودرو که زن جوانی راننده آن بود ظنین شدند و به او دستور توقف دادند اما راننده با دیدن مأموران و بی توجه به اخطار آنها اقدام به فرار کرد. مأموران نیز در یک عملیات تعقیب و گریز خودرو را متوقف و زن 24 ساله را بازداشت کردند. زن راننده وقتی مقابل پلیس قرار گرفت مدعی شد به خاطر ترس از مأموران اقدام به
14 ضربه مرگبار به پسرعمو با انگیزه مبهم
ایران آمد م. متهم در ادامه گفت: من تلفنی از همسرم بار دیگر درباره پسرعمویم سوال پرسیدم تا علت وحشت او از پسر عمویم را بدانم و آنجا بود که همسرم راز سیاهی را برایم برملا کرد و من فهمیدم تراب همسرم را آزار داده و هنوز هم دست از سرش برنمی دارد و در پیام های اینترنتی او را اذیت می کند. به همین خاطر تصمیم به قتل تراب گرفتم. متهم ادامه داد: چون می دانستم او وقتی مرا مقابل در ببیند در
مرگ دختر جوان در خودروی پژو 206
برخورد خودروی پژو 206 با تیر برق در بزرگراه شهید لشگری تهران منجر به مرگ دختری جوان و مصدوم شدن 3 زن و مرد شد. سیدجلال ملکی، سخنگوی سازمان آتش نشانی و خدمات ایمنی شهر تهران درباره جزئیات این خبر گفت: ساعت 23:54 شنبه، یک مورد حادثه تصادف به آدرس مسیر شمال به جنوب خیابان داروپخش نرسیده به اتوبان شهید لشگری به سامانه 125 اعلام شد. آتش نشانان در محل حادثه مشاهده کردند یک خودرو پژو 206، با
طلاق از شوهری که چک های پدر را در قمار باخت
گفتم اما با خودم گفتم یک فرصت دیگر به او بدهم و زندگی ام را خراب نکنم. ولی فقط چند ماه بعد بار دیگر متوجه شدم او نه تنها به کارهای قبلش ادامه می دهد بلکه همه جا به دروغ گفته که با پدرم شریک است و از اعتبار او سوءاستفاده کرده و کلی از چک های پدرم را به مردم داده است. در همین موقع پدرام از جایش بلند شد و با صدای بلند گفت: آقای قاضی من عاشق همسرم هستم، قبول دارم اشتباه کردم و راه خلاف
راننده تاکسی اینترنتی دختر جوان را به قصد تجاوز ربود
عبور می کردند مرا که زخمی بودم، پیدا کردند و به بیمارستان بردند. به این ترتیب، بازپرس جنایی دستور تحقیقات پلیسی را صادر کرد و معلوم شد راننده اینترنتی خودرو پرایدش را مخفی کرده است. با وجود این، مالک آن شناسایی و دستگیر شد. پسر بازداشت شده ابتدا منکر ماجرایی شد که دختر جوان تعریف کرده بود. متهم مدعی شد: این دختر قصد داشت با من رابطه برقرار و اخاذی کند و الان به دروغ شکایت کرده است.
نقشه شوم راننده تاکسی اینترنتی برای دختر جوان
آفتاب نیوز : رسیدگی به این پرونده از چند روز قبل با شکایت دختری 24 ساله در شعبه دهم بازپرسی دادسرای امور جنایی تهران آغاز شد. شاکی مدعی بود وقتی سوار یک تاکسی اینترنتی شده راننده او را ربوده و با تهدید چاقو قصد آزار و اذیتش را داشته، اما او موفق به فرار شده است. دختر جوان درباره آنچه که رخ داده بود گفت: چند روز قبل از خانه دوستم در غرب تهران سوار یک تاکسی اینترنتی شده تا به
گفتگو با مصدوم جنایت روستای زاک در حوالی مشهد که دوستش مقابل چشمش به قتل رسید
/> آن روز آنجا چه می کردی؟ من و یکی از دوستانم آن روز عصر، پشت دیوار مسجد نشسته بودیم. شب اربعین بود که مرحوم مجتبی آزموده هم با موتورسیکلت آمد. او روی موتورش نشست و اصلا پیاده نشد. پنج تا 10 دقیقه بیشتر از آمدنش نگذشته بود که یک پراید سفید پشت سرش ایستاد. آیا راننده را می شناختید؟ به خودرو مشکوک نشدید؟ کسی را در آن لحظه ندیدم. فکر کردیم خودرو ایستاده تا مسافرش
مرگ تلخ پاکبان پس از سقوط از روی پل نیایش
آنجا که فکر کردم آنها با این کار قصد بی حرمتی به پرچم کشورم را دارند عصبی شدم و خودروام را متوقف کردم و به سمت آن مرد جوان دویدم و با او درگیر شدم. چند ثانیه بعد از درگیری مان او ناخواسته از بالای پل به پایین افتاد و بعد هم یک ماشین به او خورد. من هم از ترسم به سرعت سوار ماشینم شدم و فرار کردم تا اینکه پلیس دستگیرم کرد. با اظهارات صریح متهم، وی صحنه جرم را بازسازی کرد و با
سکته یک پدر بعد دیدن پسر جوان در اتاق دختر 15 ساله اش
گذاشتم به طوری که ساعت های زیادی را درگیر این فضاهای سیاه و سفید بودم. به سرعت نوع پوشش و گفتار و رفتارم به کلی تغییر کرد و با آرایش های غلیظ دیگر از آن دختر صاف و ساده فاصله گرفتم و ظاهرم را به کلی عوض کردم. مادرم را مجبور می کردم تا لباس های مدروز برایم خریداری کند به گونه ای که خودم را دردنیای دیگری می دیدم. در همین روزها بود که با بهزاد در فضای مجازی آشنا شدم. او تصویر
سوء استفاده از زن جوان و نقص عضو یک مرد؛ نتیجه رقابت در فضای مجازی
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : متهم که مردی جوان است مدعی است طرفین دعوا برای اینکه او را شکست بدهند از یک دخترجوان استفاده کردند و همین هم باعث قطع انگشت مردی به نام شهاب شد. شهاب 8 سال قبل به ماموران پلیس شکایت برد و مدعی شد دستش به خاطر درگیری دچار آسیب جدی شده است. او گفت: پسرعمویم با مردی دعوا داشت. روز حادثه من برای جلوگیری از درگیری رفته بودم که صاحب کارگاه
شوهرم از همان ابتدا گفت که مرا دوست ندارد
تا این که مدتی بعد قاسم به مصرف مواد افیونی رو آورد و این گونه اختلافات خانوادگی ما شدت گرفت. در حالی که صاحب 2 دختر شده بودم روزهای سختی را می گذراندم چرا که هیچ علاقه ای بین ما وجود نداشت. بالاخره حدود10سال قبل که دختر کوچکم 8 سال بیشتر نداشت، از قاسم طلاق گرفتم و به خانه پدرم بازگشتم اما خودم احساس می کردم که تامین مخارج زندگی من و فرزندانم برای پدرم خیلی سخت شده است. در همین حال خودم
قتل هولناک پدر و دختر خردسالش به دست دختر بزرگ تر | کشف ردپای نامزد متهم در یک قتل دیگر
خانه شان مرتب نیست، می خواهد با دوستش به خانه من بیاید. من هم در را باز گذاشتم و خودم بیرون رفتم، اما وقتی به خانه برگشتم با جسد پدرم و خواهر ناتنیم در خانه مواجه شدم. اظهارات متناقض دختر مقتول و نامزدش از آنجا که اظهارات دختر جوان متناقض بود، پلیس او و نامزدش را بازداشت کرد. در ادامه تحقیقات محلی، شاگرد نانوایی سر خیابان به مأموران گفت: روز حادثه این دختر و نامزدش با
ماجرای سفر به کربلا و رونق کارم پس از بازگشت
به گزارش پایگاه خبری عصر خودرو به نقل از انتخاب، کتاب پیکان سرنوشت ما با گردآوری و نگارش مهدی خیامی توسط نشر نی در سال 97 منتشر شده است. این کتاب، خاطرات احمد خیامی، موسس ایران ناسیونال (ایران خودرو)، فروشگاه های کوروش و بانک صنعت و معدن است. شب قدر بود احساس می کردم در ها چه آسان به رویم گشوده شده اند. در آن موقع برعکس این روز ها معتقد و مذهبی بودم در مقابل دروازه خروجی بغداد، مردی
تعرض کارگردان ایرانی معروف به دختر جوان/ دختر بیچاره باردار شد
دختر جوان به نام المیرا در طرح شکایت خود گفت: برای انجام تست بازیگری به دفتر سینمایی این کارگردان رفته بودم که مورد تعرض او قرار گرفتم و مدتی بعد متوجه شدم که باردار هستم. در حالی که نتیجه آزمایش دی ان ای در پزشکی قانونی نشان می داد که پدر فرزند، کارگردان مشهور است؛ این کارگردان به در شعبه 12 دادگاه کیفری یک استان تهران برای دفاع از عنوان اتهامی تجاوز جنسی پای میز محاکمه رفت
قتل زن میانسال برای 15 میلیون تومان
فامیل بودنمان به من 15 میلیون تومان قرض داد. متهم جوان گفت: پس از گذشت مدتی حمیده طلبش را خواست اما من که پول را خرج کرده بودم برای پس دادنش مدام بهانه می آوردم. بهانه ها ادامه داشت تا اینکه روز حادثه حمیده برای صحبت درباره بدهی با من قرار گذاشت. به دنبالش رفتم و او را سوار خودروام کردم. بین راه بر سر پس دادن پول درگیر شدیم . تهدید کرد که اگر پول مرا ندهی به همه می گویم که از من دزدی کرده
زیر یک سقف اما سال ها دور از هم
، رابطه ام را با جنس مخالف شروع کردم. با انواع و اقسام دختر ها دوست می شدم و بعد از مدتی با دلیل و بی دلیل رهایشان می کردم به امان خدا. این موضوع در زمان دانشجویی به اوج خودش رسید. تا آن روز آنقدر با دختر های جورواجور، دوست شده بودم که بدانم در دوران دانشجویی باید به هر دختری چطور نزدیک شد... این رفتار ها کماکان ادامه داشت، به طوری که در آن دوره مشکلاتی برای من پیش آمد، اما من آدمی نبودم که
اعتراف پسر جوان به قتل مردی که نکشته بود | مقتول مرا به زور به جایی برد و فیلم گرفت که...
تشریح ماجرا گفت: اختلاف من و مقتول از چند ماه قبل شروع شد. او بارها مرا کتک زده بود. من هم روز حادثه او را با شلیک گلوله کشتم. پس از اعتراف صریح متهم و در ادامه روند تحقیقات، متهم اظهاراتش را پس گرفت و ادعا کرد که تحت فشار روانی به قتل اعتراف کرده است. با این حال برای او به اتهام مباشرت در قتل عمد و حمل و نگهداری سلاح کیفرخواست صادر و پرونده برای رسیدگی به شعبه 2 دادگاه کیفری یک استان
توطئه شوم دختر جوان برای رئیس 35 ساله
و دیدن تصویر مونا که سعی در باجگیری داشت دستور بازداشت را صادر کرد و این دختر فریبکار به دام افتاد.مونا وقتی شنید که رییس بدون ترس از تهدیدهای او شکایت کرده است ادعا کرد که از سوی مرد متاهل اغفال شده است و به بهانه ماموریت کاری به دوبی رفته و در آنجا هدف آزارو اذیت قرار گرفته است. مونا وقتی شنید که جمشید از یکسال پیش همسرش را طلاق داده فهمید نقشه اش ایراد داشته است و رییس می خواست در
قتل هولناک یک مرد در پی اختلافات خانوادگی: اعترافات تکان دهنده زن جوان
وپسر 4ساله و دختر 18ماهه اش زندگی می کردند اما از حدود7-8ماه قبل تا امروز که هجدهم تیر است، به منزل دخترم رفت وآمد نکرده ام وخبری از آن ها ندارم. مرد میانسال دیگر نیز خود را پدر حسین-ش معرفی کرد وگفت: من هم به خاطر همین اختلافات خانوادگی به منزل پسرم نمی آمدم ولی اکنون که متوجه شدم او به همراه اعضای خانواده اش گم شده است و هیچ کس اطلاعی از آن ها ندارد،نگران شدم و به همراه پدر عروسم به پلیس آگاهی
قتل یک زن به دلیل ادعای بی شرمانه مرد همسایه
مادرم موهایش را بلند کند. او همیشه به مادرم بدبین بود. به همین دلیل نمی توانم از قصاص صرف نظر کنم. سپس مرد قاتل در جایگاه ویژه ایستاد و منکر قتل عمدی شد. وی گفت: من گمان می کردم همسرم با مرد همسایه رابطه دارد. چون بازنشسته شرکت واحد بودم، بیشتر اوقات را در خانه می گذراندم و به همین دلیل هم با همسرم دعوا داشتم. وی ادامه داد: یک روز مرد همسایه به من گفت با یک زن که ساکن آپارتمان
قتل ناخواسته فرزند هنگام مشاجره
شکافته شده و آثار ضرب و جرح هم روی گردنش نمایان بود. به گفته تیم پزشکی، پسر جوان صبح روز قبل برای درمان به بیمارستان منتقل شده، اما تلاش پزشکان برای نجات جانش نتیجه ای نداده و وی بر اثر شدت خونریزی به کام مرگ رفته است. ادعای اول بررسی ها نشان داد مقتول همراه پدر و مادرش در یکی از روستا های اطراف شهرستان اسلامشهر زندگی می کرده و شامگاه پنج شنبه پس از زخمی شدن ابتدا به یکی از بیمارستان
مرد خیاط به شلاق و تبعید محکوم شد
به گزارش پایگاه 598 ، رسیدگی به پرونده از اوایل سال 96، با طرح شکایت مرد میانسالی علیه مرد خیاط در پلیس تهران به جریان افتاد. او در توضیح ماجرا گفت: من و همسرم صاحب دو فرزند هستیم، اما از همان ابتدای زندگی با هم اختلاف داشتیم تا اینکه چندی قبل زیبا قهر کرد و هر چه با او صحبت کردم، قبول نکرد به خانه برگردد. به همین دلیل ناچار شدم برایش خانه ای اجاره کنم و خودم هر بار به خاطر فرزندانم به ملاقات آن
راننده ای که شوهر سابق همسرش را با خودرو له کرد!
شفقنا زندگی – اسفند سال 1402 گزارش یک تصادف منجر به فوت به پلیس اعلام شد. پس از آن مأموران به محل سانحه در شرق تهران رفتند و با بررسی های اولیه مشخص شد که راننده یک خودرو مزدا3 با سرعت زیاد مرد جوانی را زیر گرفته و از روی او رد شده و بعد هم از محل گریخته است. به گزارش شفقنا زندگی ؛ مرد مجروح در دم جان باخت و جسد او با دستور قضایی به پزشکی قانونی منتقل شد و پلیس شناسایی راننده متخلف
ناپدری معتاد پسر 5 ساله همسرش را کشت
ترک کرده بودم و می خواستم خانواده خوشبختی داشته باشم. یک شب قبل از حادثه به مهمانی رفته بودم. دوستانم در آن مهمانی مرا گول زدند و به من مواد دادند. آنقدر به هم ریختم و دچار توهم شدم که وقتی به خانه برگشتم، حالت عادی نداشتم. فردای آن روز همسرم سر کار رفت. من از بردیا خواستم برایم آب بیاورد، اما نیاورد. من هم عصبانی شدم و بردیا را زدم. بعد هم به سمتش آجر پرتاب کردم. متهم در پاسخ به این
همسرکشی هولناک با نخ بادکنک / متهم: جسد همسرم را زیر تخت فرزندم مخفی کردم
در تشریح ماجرا به مأموران گفت: وقتی به دنبال دو فرزندم که مدرسه بودند رفتم و آنها را به خانه آوردم متوجه شدم همسرم در خانه نیست. وقتی چند ساعت گذشت و از او خبری نشد و کسی هم از او خبری نداشت به پلیس خبر دادم. ما هیچ اختلافی هم نداشتیم که بخواهد خانه را ترک کند. در ادامه پلیس به تحقیق از خانواده زن جوان پرداخت. مادر و خواهر او به مأموران گفتند: دختر و دامادمان سال هاست که باهم