سایر منابع:
سایر خبرها
داستان عروس و پدرشوهر
محله می رویم یا باید در دادگاه برای طلاق حاضر شوی. مدتی در خانه پدرم بودم و حسن هر از گاهی زنگ می زد و جرئت نداشت بدون اجازه پدرش به ما سر بزند چون پدرش از ریش سفیدهای روستا بود و می گفت با این کاری که کردی آبروی چندین ساله مرا جلوی دوست و فامیل و... برده ای! به پدر ومادرم هم گفتم حاضرم در مغازه حسن زندگی کنم ولی دیگر به آن آپارتمان نروم. اقدامی برای نفقه و مهریه نکردم و دلم
پدرم مرا به استادکار روستا فروخت
مرضیه محمدی-پژوهشگر: نامش اسراست. 25 سال دارد اما خطوط چهره اش سن بیشتری را نشان می دهد. اهل یکی از روستاهای مشهد است. چهره اش خنثی است؛ از آن چهره هایی که نه رنگ به رخساره دارد نه لبخندی به لب. شش سال است ازدواج کرده با مردی افغان که حکم پدرش را دارد. به قول خودش، سوادش به قدر امضایی است که پای معامله پدر با مرد افغان زده است. می گوید: پدرم مرا به استادکار روستا فروخت. همه به نام استادکار می
تکه ای از محمد در میان پنبه و کفن پیچانده شد
و خانواده دوست و فوق العاده فداکار بود. من ته تغاری خانه بودم و با ازدواج محمد بسیار از خانواده دور و تنها شدم. محمد همیشه عذرخواهی می کرد و می گفت من را حلال کن. من هم می گفتم من دوستت دارم که سختی ها را تحمل می کنم. من می دانم از همان روز اول با یک نظامی عهد بسته ام و این را پذیرفته ام که زندگی کردن با یک نظامی سختی های خودش را دارد. با اینکه به مأموریت می رفت و می آمد، اما خیلی هوای ما را داشت
طلاق از شوهری که چک های پدر را در قمار باخت
، وگرنه علاقه ای به او نداشتم. با شنیدن این حرف ها دنیا روی سرم خراب شد. بعد هم به او گفتم که انگیزه اش از ازدواج با خود را می دانم و خواستم که طلاقم بدهد، اما او منکر ماجرا شد و گفت که عاشق من است و دوستانش از روی حسادت می خواهند زندگی ما را به هم بزنند. دختر جوان در حالی که با افسوس سرش را تکان می داد، ادامه داد: ای کاش دروغ هایش را باور نمی کردم و همان موقع ماجرا را به پدر و مادرم می
اقدام عجیب زن خمار ر راه آهن | توهم مصرف شیشه کار دستش داد!
بستنی خرید و بعد دستم را گرفت و با دیدن چند مرد که داشتند سمت ما می آمدند مرا با خودش برد. با گفته های این دختر خردسال، ماموران به تحقیق از زن بازداشت شده پرداختند، او در اظهاراتش گفت: سال ها قبل ازدواج کرده و ثمره زندگی ام دو دختر خردسال است. چند سال است که در پی اختلاف های خانوادگی با شوهرم معتاد به شیشه شدم و نتوانستم اعتیادم را ترک کنم . شوهرم بچه ها را همراه
صحبت های تلخ پسر رمان نویس مشهور ایرانی: مجبور شدیم مادرم را به خانه سالمندان بفرستیم
نوزادی و ناتوانی از ما مراقبت کردند، وظیفه ماست که در زمان پیری و ناتوانی از آنان مراقبت کنیم. او گفت:باور کنید که هرگز مادرم را در این شرایط قرار نداده ام. من بشدت او را دوست دارم. هر روز می جنگم برای بهتر کردن زندگی و برگرداندن او به ایران، همان طور که خودش می خواهد. فرزند گلی ترقی در پایان بیان کرد:از قضاوت های زودهنگام برخی ناآگاه که مرا مقصر دانستند، دلگیر هستم، اما گلایه
گریم عجیب و غریب علیرضا خمسه در یک فیلم سینمایی + عکس
دارم درخشید. علیرضا خمسه سال 1362 وقتی 31 ساله و تازه فعالیت بازیگری اش را شروع کرده بود ازدواج کرد که این زندگی بعد از تولد پسرش احمدرضا به طلاق ختم شد. خمسه در سال 1372 در 41 سالگی برای دومین بار با مروارید پور شفیقی ازدواج کرد که ثمره این زندگی دو دختر بنام های درسا و گلسا می باشد.
(تصاویر) زندگی خصوصی آزاده صمدی؛ از کودکی تا ازدواج و طلاق
خود را از سال 1382 آغاز کرد و در کنار بازیگری به کار مجری گری نیز پرداخت. آزاده صمدی، مجری برنامه زابیواکا بود که از شبکه اینترنتی آیو پخش می شد و در رابطه با جام جهانی 2018 روسیه بود. وی همسر سابق هومن سیدی، بازیگر و کارگردان است؛ اما ازدواج آنها موفقیت آمیز نبود و پس از هفت سال زندگی مشترک، به طلاق منجر شد. آزاده صمدی هم اکنون مجرد است و همچنان در حرفه بازیگری مشغول ایفای نقش است.
با خانواده دوست دخترم چه کنم؟
نویسنده: زهره حسینی | مشاور پسری 20 ساله هستم. به دختری در دانشگاه مان علاقه مند شدم. قرار شده است که 4 یا 5 سال با یکدیگر باشیم تا شناخت مان کامل شود. من هم شرایط ازدواج را پیدا کنم. نمی دانم چرا این موضوع را به خانواده اش گفتند و حالا آن ها مخالف هستند . خودش مشکلی ندارد که پای من صبر کند. خانواده اش را چطور راضی کنم؟ اگر بخواهیم به سوال شما پاسخ بدهیم بهتر است از چند جنبه
طلاق از مردی که بیشتر وقتش را با خانواده اش می گذراند
کردم بدون عروسی و تشریفات به خانه شوهر بروم. فکر می کردم با این کار زندگی راحتی خواهم داشت و اگر دختر قانعی باشم قدرم را می دانند اما اشتباه کردم. *اختلاف از کجا شروع شد؟ من و سهیل هر دو کار و برای زندگیمان تلاش می کردیم اما سهیل آنقدر به خانواده خودش اهمیت می داد که من را فراموش کرده بود. *بیشتر توضیح بده چه اتفاقی بین شما افتاد؟ او همیشه کنار خانواده
راز جسد سوخته مرد جوان در خودروی ال90 سفید فاش شد/ دلبستگی زن متاهل به پسرخاله اش با همسرکشی گره خورد
: حدود15سال از زندگی مشترک من و پسرعمه ام (وحید)می گذشت اما من به او علاقه ای نداشتم و به ناچار به این زندگی مشترک ادامه می دادم. اختلافات ما به جایی کشید که هر بار مشاجره های لفظی و درگیری ها با کتک کاری به پایان می رسید. با وجود این وحید حاضر نبود مرا طلاق بدهد. دخترم به سن 7 سالگی رسیده بود و تلاش هایم برای جدایی از او نتیجه ای نداشت تا این که در میان همین اختلافات و کینه ها به پسرخاله ام دل باختم
پارتی بازی برادرانه برای جبهه رفتن و شهید شدن!
خلق عرب اعزام شدم و بعد به غرب کشور بازگشتم و زمان شروع جنگ تحمیلی در همان مناطق مرزی غرب کشور بودم. توفیق داشتم تا پایان دفاع مقدس در عملیات متعددی شرکت کنم. برادر های دیگرم بعد از من وارد بحث جبهه و جنگ شدند. پیش آمده بود در یک زمان همه برادر ها در جبهه باشید؟ بله، در مقطع عملیات الی بیت المقدس شش برادرم در جبهه بودند. یادم نیست همه برادر ها در این عملیات شرکت داشتند یا برخی در
قتل هولناک یک مرد در پی اختلافات خانوادگی: اعترافات تکان دهنده زن جوان
سرزنش های زیاد از من خواست به طلاق دوم فکر نکنم چرا که آبرویمان می رود. او اصرار داشت که اگر فرزندی به دنیا بیاورم زندگی ما بهتر می شود به همین دلیل یک پسر و یک دختر به دنیا آوردم اما اختلافات ما همچنان ادامه یافت.از سوی دیگر شوهرم مرا طلاق نمی داد و من از این شرایط بسیار زجر می کشیدم تا این که در بهمن سال گذشته خاله ام از شهر کهنه قوچان به منزل ما آمد چرا که او نیز با شوهرش اختلاف داشت. او در
زیر یک سقف اما سال ها دور از هم
به زمان قبل از ازدواج بوده تأثیری نداشت. مدام شاکی بود و گلایه مند... هر روز بحث، هر روز دعوا و بدتر از همه این بود که شده بودم آش نخورده و دهان سوخته... حالا که تصمیم گرفته بودم آدم باشم و مثل آدم زندگی کنم، نمی شد... گاهی فکر می کردم آه و نفرین تمام دختر هایی که با آن ها دوست بودم مرا گرفته. هر چه بود باعث شده بود در خانه آرامش نداشته باشم... سعی می کردم طوری رفتار نکنم که الهه حساس
سیسمونی با سیم و زر
، اما ما هر چه در توان مان داشتیم خریدیم. اهل چشم و همچشمی نبودیم، نه خودم نه دخترم. از آن دختر هایی نبود که بگوید هم عروسم فلان چیز را داشته من هم همان را می خواهم. برای بچه دو دست سایز صفر خریدم و دو دست سایز یک. مهمان هم دعوت نکردم که بخواهم سیسمونی را نشان بدهم. برای جهیزیه هم همین طور. آن زمان قیمت ها مناسب تر بود. الان
قتل یک زن به دلیل ادعای بی شرمانه مرد همسایه
ازدواج اولم با یک مرد که دو فرزند داشت ازدواج کردم اما حالا که پدرم مادرم را کشته است و به اتهام قتل او در زندان است شوهرم مرا طلاق داده و می گوید پدرم آبروی او را پیش خانواده اش برده است. وی ادامه داد: شوهرخواهرم نیز حالا معتاد است و خواهرم زندگی خوبی ندارد. پدرم با بدرفتاری و بدبینی هایش زندگی مادرم و من و خواهرم را سیاه کرد. او موهای مادرم را از ته می تراشید و اجازه نمی داد
دوباره زندگی ام را می سازم
. انگاری همان لحظه جواب بله را به او دادم. خواهرم در همان جمع گفت با اجازه بزرگترها بهتر است دوسه ماهی با هم صحبت کنند و رفت و آمد داشته باشند. اگر تفاهم داشتند ان شاءا... ازدواج کنند. من 29 سالم بود و او 5 سال بزرگتر بود. سه ماه با هم حرف زدیم. مهرش به دلم نشسته بود و همدیگر را دوست داشتیم. گفت با شغلم مشکلی ندارد و حتی اگر بخواهم ادامه تحصیل هم بدهم ایرادی ندارد. خوشبخت
به خاطر چشم های مظلوم سینا
بلانسبت شما خر شدم رفتم نرگس را گرفتم. هیچ چیزش به من نمی خورد. نه اخلاقش، نه رفتارش، نه تحصیلاتش، نه روابط اجتماعی اش... هیچ چیز... خر شدم! نمی دانم شاید هم به خاطر اشک های گاه و بیگاه مادرم بود. دیابت داشت و هر وقت حالش به هم می خورد شروع می کرد به اشک و زاری که کور می شوم و می میرم و عروسی تک پسرم را نمی بینم... گهگاهی هم چادرش را می زد توی قدش و از این خانه به آن خانه دنبال دختر برای من می
بهترین نقش های جی جین هی در سریال های کره ای؛ از عاشق یانگوم تا عاشق دونگ یی
) درخشش جی جین هی انگار تمام نشدنی است؛ تازه ترین سریال او با عنوان عشق در خانه همین تازگی ها پخش شد و باز هم مخاطبان را مجذوب بازی دوست داشتنی و جذابش کرد. جی جین هی در این سریال نقش مردی به اسم بیون موجین را بازی می کند که 12 سال قبل ورشکست شده و زندگی خانوادگی اش به فروپاشی و طلاق انجامیده است. اما حالا او به عنوان یک میلیاردر دوباره به سراغ همسر و دختر و پسرش آمده است و امیدوار است که همسرش دوباره قبول کند که با او زندگی کند. دختر خانواده با این ایده مخالف است، اما پسر خانواده دوست دارد که این اتفاق بیافتد. ...
سکته یک پدر بعد دیدن پسر جوان در اتاق دختر 15 ساله اش
باید در خانه بمانیم چرا که برخی گرگ ها در جامعه منتظر دختران ناآگاه هستند! خلاصه تا حدود 12سالگی با مادرم در مجالس عزاداری یا جشن های مذهبی شرکت می کردم اما بعد از آن خیلی از رفتارهای مادرم خسته شدم چرا که من هم دوست داشتم با دختران هم سن و سال خودم بازی کنم و بالا و پایین بپرم! دراین شرایط بود که دیگر برای رفتن به منزل همسایگان مقاومت می کردم و دوست داشتم در خانه تنها بمانم. با شیوع
شوهرم عاشق زن مطلقه شده است!
پشیمانی دوباره نزد خانواده اش بازمی گردد وسپس با تایید و ترغیب خانواده اش با من ازدواج می کند ... با وجود این من از همان روزهای آغازین زندگی مشترک شاهد بی توجهی وسردی رابطه عاطفی حشمت شدم اما به روی خودم نیاوردم.چند ماه بعد او گفت:بیا توافقی جدا شویم من به درد تو نمی خورم! ابتدا سخن او را به شوخی گرفتم و سعی کردم بیشتر به همسرم توجه کنم و هیچ محبتی را از او دریغ نکنم! ولی شوهرم
عاشقانه ی پدرانه ی پژمان بازغی برای دخترش، نفس، به همراه زیباترین عکس دونفره ای که با هم دارند
پدرش، در شهرهای مختلف زندگی کرده است. پس از تولد، 4 سال در تهران و در منازل سازمانی نیروی دریایی زندگی کرده و هم زمان با پیروزی انقلاب 1357 ایران به شهر رشت می رود. با شروع جنگ ایران و عراق و اعزام پدرش برای محافظت مرزهای آب ایران و خلیج فارس به بوشهر رفته و با پایان جنگ، خانواده به تهران بازمی گردند. وی چندین سال پیش با مستانه مهاجر ازدواج کرد که این ازدواج به طلاق ختم شد و این دو
آشنایی با مفاخر دهستان هرابرجان: محبوبه یزدانی نویسنده و پژوهشگر روستای ترکان
بوده که ازدواج می کند و می آید شیراز و توانست در غربت زندگی خوب و موفقی داشته باشد. این را من نمی گویم بلکه همه دوستان و آشنایان هم می گویند که او شیرزنی بوده و هر جا بگویم من دختر نگار خانم هستم فوری پدرم را هم می شناسند. مادرم واقعا یک زن نمونه بود و حتی من به عنوان اولادش هر چه کوشیده ام بلکه یک ایراد از او بگیرم هنوز نتوانسته ام. یک همسر وفادار، یک مادر خوب، یک فامیل خوب و
(تصاویر) زندگی خصوصی، عکس های شخصی و بیوگرافی نیکول کیدمن
/> او برای بازی در نقش گلهورن، نامزد دریافت جوایز امی ساعات پربیننده در رشته بهترین بازیگر زن شد. کیدمن و تام کروز در سال 1989 هنگام فیلم برداری روزهای تندر با یکدیگر ملاقات و در شب کریسمس 1990 ازدواج کردند. این زوج یک دختر و یک پسر را به فرزندی قبول کردند. سخنگوی این زوج در 5 فوریه 2001 جدایی شان را اعلام کرد. کروز دو روز بعد درخواست طلاق داد و ازدواجشان در اواخر
می گفت باید برای حفظ اسلام از جان بگذریم
کوکوسبزی درست می کرد! خود مامان تعریف می کرد که در همان مراحل اول ورشکستگی، ابتدا حاج بابا تلاش کرده بوده که یک کار جدید در تهران راه بیندازد. تصمیم می گیرد که از شهرستان لیموترش بیاورد و در خانه آبلیمو بگیرند و با فروشش اوضاع مالی خانواده را درست کند. مامان مرضی آن موقع یک بچه زیر دو سال در بغل داشت و باردار هم بود، اما پا به پای حاج بابا و یک کارگر، یک عالمه لیموترش را می شست و با آن
زن 35 ساله: تحمل هوسرانی های شوهرم را ندارم
الکلی تعادل خود را از دست می دهد و مرا مقابل چشم فرزندانم به گونه ای کتک می زند که رفتارهای وحشتناک او در روح و روان کودکانم تاثیر هولناکی گذاشته است! و من مجبور شدم آن ها را برای کابوس های شبانه و شب ادراری نزد پزشک ببرم. اکنون که تصمیم به طلاق گرفته ام به خوبی می دانم که روز های سختی انتظارم را می کشد ولی دیگر نمی توانم با رفتارهای کثیف شوهرم کنار بیایم. زندگی در فقر را به تحمل هوسرانی های شوهرم ترجیح می دهم.
ماجرای ازدواج و عشق مستانه مهاجر به پژمان بازغی
آفتاب نیوز : مستانه مهاجر در سال 1384 در سن 31 سالگی با پژمان بازغی بازیگر و مجری مطرح ایرانی ازدواج کرد که ثمره ازدواج آن ها یک دختر به نام نفس می باشد. مستانه مهاجر در مورد نحوه آشناییش با پژمان بازغی اینگونه می گوید: من عاشق پژمان شدم ما اولین بار در یک جشنواره سینمایی یکدیگر را دیدیم. دوست مشترکی داریم که ما را به هم معرفی کرد که این آشنایی در نهایت در سال 1384 منجر به
(تصاویر) بیوگرافی، عکس های شخصی و زندگی خصوصی جانی دپ
ازدواج نیز سه سال بعد به طلاق انجامید. سپس جانی دپ با دختر زیبای هالیوود یعنی وینونا رایدر وارد رابطه شد و رابطه آن ها نیز از سوی هواداران به شدت مورد پسند قرار گرفت؛ این دو تا مرحله نامزدی هم پیش رفتند اما درنهایت این رابطه نیز به جدایی انجامید. سپس جانی دپ با سوپر مدل آمریکایی یعنی کیت ماس وارد رابطه شد و چهار سال نیز با وی در رابطه ماند. بعد از او، جانی دپ با ونسا پارادی ازدواج کرد و
وحدت کلمه را حفظ کنید
نبودم واقعاً شرمنده ام و امیدوارم که مرا ببخشی و تو هم، چون مادر بقیه برادران شهیدم افتخار کنی که من در چنین راهی قدم گذاشته ام. ای امت شهیدپرور که خون ها برای اسلام داده اید و می دهید، جوانان ما دیگر لاله های سرخ را برای حجله گاه عروسی شان نمی خواهند آن ها لاله ها را برای حجله گاه شهادتشان می خواهند. برادران عزیز اگر چه دنیا زیباست و دوست داشتنی و انسان را به طرف خودش می کشد.
پیام شهدا| ایثار در را ه خدا سبب خوشبختی می شود
به گزارش خبرنگار فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی بلاغ ، شهید حشمت الله طاهری ششم فروردین 1328، در شهرستان آمل به دنیا آمد. پدرش حبیب و مادرش باجی نام داشت. تا پایان دوره متوسطه درس خواند و دیپلم گرفت. سال 1360 ازدواج کرد و صاحب یک پسر و دو دختر شد. به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت. دوازدهم خرداد 1365، با سمت فرمانده گردان در فاو عراق بر اثر اصابت تیر مستقیم ترکش خمپاره به سر و صورت، شهید شد، مزار او