شهدا را اسطوره های دست نیافتنی نکن
سایر منابع:
سایر خبرها
مثل روزهای جوانی دیروز بنویس نه پیری امروز
به گزارش خبرنگار فرهنگ دفاع پرس ، حمید داوود آبادی از مهمترین نویسندگان حوزه ادبیات و تاریخ نگاری دفاع مقدس است که بعد از سال ها کار در این حوزه تجربیات فراوانی را کسب کرده است که بهره گیری از آن می تواند برای تربیت نسل آینده نویسندگان دفاع مقدس موثر و مفید باشد. کتاب مثل آب خوردن چکیده ای از همه سال هایی است که داوود آبادی دست به قلم بوده و آثار ارزشمندی را خلق کرده است. در این کتاب
بزرگ ترین حسن کتاب، ارائه اطلاعات صحیح به مخاطب است/ چرا زن عراقی مکان پیکر شهدای ایرانی را فاش کرد؟
ندارند و اطلاعات شان هم بسیار دم دستی است. شگرد نوشتن از مردی کم حافظه حامد جلالی، مولف کتاب درخت تنها گفت: اتفاقی در ایران افتاد و آن هم راه اندازی کنگره شهدا در استان های مختلف بود. در کنار کنگره بحث گردآوری و انتشار خاطرات شهدا و جانبازان هم مطرح شد تا تاریخ شفاهی ادبیات دفاع مقدس زنده نگه داشته شود. در استان قم هم این کنگره برگزار شد و یک ناشر مسئولیت انتشار سی تا چهل اثر را
برای درخت تنها به تفحص هم رفتم
بسیاری از شهدا را می شناخته، اما در یک حادثه یک حیوان وحشی به وی حمله می کند و در جریان همه گیری، کرونا هم گرفته و بخشی از حافظه اش را از دست داده و در یادآوری جزییات خاطرات مشکل پیدا کرده است. این نویسنده ادامه داد: حال، من برای پژوهش این کار باید با چنین شرایطی با او مصاحبه می کردم، بنابراین نقشه ای جنگی از منطقه غرب و جنوب با لمینت براق طراحی کردم. هر بار برای گفت وگو آن را مثل قالیچه
چارچوب گفت و گوی سالم در زوجین چگونه است؟/ درخواست از همسر به جای انتقاد
همسرتان را ناراحت کرده اما مدتها آن را در دل نگه می دارید، صحبت نمی کنید و سرسنگین رفتار کرده یا مدام تیکه و کنایه بار هم می کنید. مثل اینکه می گویید: حالم خیلی واضح بود! فک کنم همه فهمیدن غیر تو! خوشم نمیاد توضیح بدم. بعد این همه سال خودت نباید ناراحتیمو بفهمی! اینطور بگویید: حرفی که تو مهمونی سرشام زدی ، احساس خیلی بدی بهم داد. دوست داشتم درباره ناراحتیم با هم صحبت کنیم .
عصر شعر سراسری راز نصرالله در قم برگزار شد
/> به غمت فکر میکنم هر روز، غم لب های تشنه در رمضان غم فرزند خانمان سوز است، داغ آلاله استخوان سوز است دشت غزه بهار خونین شد، غزه در خون کودکان غلتان با توام خواهر فلسطینی، وطنت مثل کوه پابرجاست ای صدای حماسه و فریاد، تو کنار درخت غزه بمان ریشه ی ظلم و زور می خشکد، مرگ ظالم همیشه نزدیک است بخروش و مدام جوشان باش مثل رودی که می کند طغیان به خدای علی شما
روز جهانی دختر 1403
/> دفتر خاطرات: برخی از دخترها علاقه زیادی به نوشتن خاطرات روزانه خود دارند و تهیه دفتر خاطرات یک انتخاب مناسب است. کارت هدیه: اگر سلیقه دختر مقابلتان را نمی دانید و یا اطلاع ندارید که در حال حاضر به چه چیزی بیش تر از همه نیاز دارد بهترین کاری که می توانید بکنید این است که یک کارت هدیه به عنوان کادو به او بدهید که هر چه نیاز داشت برای خودش بخرد. کفش و کتونی و صندل: کفش و
سیدحسن نصرالله مدافع شجاع مظلومان و مایه دلگرمی حق طلبان بود
/> از درختان سرخ حماسه همچنان سیب می روید اینجا از تنومندی سرو لبنان من چرا؟ کوه می گوید اینجا مثل ذکر مقدس، شکُفته نام تو روی لبهای لبنان می خروشد به سیلاب صهیون با عصای تو دریای لبنان چون شهابی نشان داده بودی در شب واقعه یاری ات را "ما تَرَکناکَ یابن الحسین" ات کرد روشن وفاداری
سیمای زنی در غربت فراموشی | نگاهی گذرا به زندگی گلی ترقی، نویسنده معاصر ایرانی
کس حواسش به خلوت شاعرانه مادر نبود، گلی رد دست نوشته های مادرش را می گرفت و می رسید به کشوی قاشق چنگال ها. شعر های مادر گاهی کنار ظرف حبوبات توی کابینت پیدا می شد و گاهی پشت نایلون داروها. هرکجا که بود، ردش را می زد و مخفیانه شعر های مادر را رصد می کرد. پنهانکی هرچه خوانده بود به خاطره می سپرد و بعد می رفت می نشست لبه استخر برای پری دریایی چاق کنار آب تعریف می کرد. پری دریایی و لک لک
عصر شعر راز نصرالله در گرگان برگزار شد
شنید دست هایم را تقسیم می کنم انار ترک خورده سیب افتاده بر رود شاید باد خاطره ی روزهای فتح را آورده بیت المقدس نجات جهان امروزم اینها سربازان اسرائیل اند سگ های دست آموز آمریکا گیرم که پاچه بگیرند مگر نگرفته اند تو این را خوب می دانی هیروشیما
فخر امت
/> خاطرات و تحلیل های سیدحسن نصرا... درباره آیت ا... بهجت، پدر معنوی حزب ا... لبنان 2/ فرمانده در سایه روایت زندگی اثرگذارترین فرمانده مقاومت، شهید عماد مغنیه 3/ تو زودتر بکش 1 روایت نیروهای عملیاتی و اطلاعاتی اسرائیل از شصت سال ترورهای موساد 4/ تو زودتر بکش 2 روایتی اسرائیلی از پیش زمینه ها و روند تشکیل سازمان های اطلاعاتی این رژیم 5
ماجرای انگشتری که رهبری پس داد
می شود و انگشتری را خدمت ایشان می بریم. خواب مادر تعبیر شد و چند روز بعد در دیدار که خانواده شهدا با حضرت آقا داشتند، مادر شهید انگشتر را خدمت ایشان بردند. باقی ماجرا را مادر اینطور تعریف می کند: خدمت آقا خواب را تعریف کرده و انگشتر را تقدیم شان کردم. ایشان بعد از دست کردن انگشتر، آن را به من برگرداندند و گفتند ممنون که شما این را به من هدیه دادید اما من به شما پس می دهم. این امانت و یادگاری شهید
خاطره نویسی نوشتن مقاله یا بیانیه سیاسی نیست
و کلمات سنگین که نوشته را نچسب می کنند پرهیز کن. تعادل را از دست نده طوری ننویس که یک حادثه ساده بسیار پررنگ و غلیظ شود ولی از کنار خاطره بسیار مهمی به سادگی بگذری و کم رنگش کنی. تو رو به خدا فقط شاعر نشو وسط خاطره نویسی نزن به شعر و عرفان و ... حتما آن قسمت هایی از خاطرات را که از دیگران شنیده ای با ذکر نام راوی اصلی مشخص کن. خاطرات دیگران را که به خاطرات خودت
تکه ای از محمد در میان پنبه و کفن پیچانده شد
: خوش به حال حاج قاسم، آدم شهید هم می شود مثل حاج قاسم شهید شود. من نمی دانستم که منظور محمد از این صحبت چیست! با خود می گفتم شاید او دنبال شهرت است! بعد از شهادتش وقتی به من گفتند که هیچ پیکری از محمد باقی نمانده به ذهنم رسید که او شهادتی، چون شهید ابراهیم هادی را از خدا خواسته بود. همسر شهید اهل روایت است و این کار مصاحبه را برای ما راحت تر می کند. در فرصت به دست آمده، گفتیم و شنیدیم و شد همین سطور
حذف استراماچونی، تشکر از سهراب و یک انتخاب بزرگ!
استراماچونی در دوران حضورشان در استقلال بسیار از نظر فنی فوق العاده کار کردند اما ترک ایران از سوی ایشان و بعد پیگیری مالی و کارهایی که با باشگاه استقلال انجام داده و مشکلاتی که برای ما به وجود آوردند به نظر من غیر قابل بخشش است و ایشان را از هر حیث از گزینه بودن در هر پستی در فوتبال ایران ساقط می کند. ما باید عزت نفس داشته باشیم و به این چیزها اهمیت بدهیم و مربی ای که با وجود کیفیت فنی عالی چنی
9 روش برای کاهش هزینه مواد غذایی مصرفی
/> خرید عمده، همه مون برنده ایم مواد غذایی غیرفاسدشدنی مثل حبوبات، برنج و کنسروها رو می شه به صورت عمده خرید. با این کار یه تیر و دو نشون می زنی! هم تو خرید عمده تخفیف می گیری، هم دیگه لازم نیست هر دفعه بری فروشگاه. فقط حواست باشه که تاریخ انقضا رو چک کنی و بیشتر از نیازت هم خرید نکنی که بمونه رو دستت! بیرون خوردن رو کم کن رستوران رفتن و از اسنپ فود سفارش دادن خرج روی
موزه تنوع زیستی و فرهنگی سمیرم
برای بازدید مجازی از موزه تنوع زیستی و فرهنگی سمیرم اینجا کلیک کنید یه گوشه ی خلوت و ساکت داریم تو این شهر با یه حس و حال عجیب و خاص. جایی که دلت میخواد ساعت ها بشینی همونجا و زل بزنی به یه گوشه و غرق بشی تو خاطرات قدیمی و کهنه. جایی که اصلا متوجه گذر زمان نمیشی و چشمات سیر نمیشن از تماشا. جایی که مثل مسکن میمونه و هر دردی رو درمون میکنه و غصه ها رو ازت دور. موزه ی تنوع
باز هم 17 مرداد دیگری و من دوباره با خودم زمزمه می کنم: باز غم نامه به بیگانه چرا بنویسم؟
اما چون هیچ کسی مثل خود خبرنگار قادر به بیان و نگارش آن نیست گاهاً در پستوی خاطرات برای همیشه دفن می شود، آری واقعا ً هر آنچه در طی یکسال بعنوان خبرنگار در قالب ادای دین و انجام وظیفه برای رفع مشکلات جامعه قلم فرسایی می کند یک طرف، نگارش و نوشتن درد دلهای خود در قاب مردادماه یک طرف. خبرنگار در طی یکسال شبانه روز با عبور از تمامی ناملایمات روزگار و بشرطی که بتواند به سلامت از تمامی سدها
نمایشگاهی از جنس لاله ها
شهید در دل خود دارد، قرار گرفته است. بعد از این دالان وارد حیاط حسینیه می شویم که در واقع، بخش اصلی نمایشگاه دفاع مقدس است. دورتا دور حیاط غرفه ها قرار گرفته اند و وسط آن گل های لاله منقش به تصویر شهدا قرار دارد. غرفه مدرسه قرآنی میثاق اولین غرفه سمت راست است. بچه ها در غرفه قرآن می خوانند و جایزه می گیرند. خانم عادل پور مدیر این مجموعه درباره فعالیت های این مدرسه می گوید: دانش
نوجوانان کتاب خوان کم نداریم
. *شما سراغ داستان رفتید یا داستان سراغ شما آمد؟ داستان از زمانی که پای قصه گویی خواهر بزرگ ترم نشستم، سراغم آمد. با من بود تا این که سال نودوچهار، به صورت جدی رفتم سراغش. *وضعیت ادبیات کودک و نوجوان در ایران چگونه است؟ نوشتن برای کودکان و نوجوانان، در کنار مهارتهای نگارشی فرد چه توانمندی هایی باید داشته باشد؟ اکثر آثار تألیفی بیشتر جنبه آموزشی دارند که
مواجهه مستقیم کودکان با اخبار جنگ؛ ممنوع
/> این روان درمانگر اضافه کرد: باید احساس امنیت کودک را در نظر بگیریم و در کنار آن یکسری ارزش ها و مفاهیم مانند مفاهیم شجاعت، حس تعلق و وطن دوستی، غرور ملی، دفاع از وطن و... را به کودک منتقل کنیم. اکنون درون این بحران فرصتی است تا بتوانیم به این مفاهیم برای کودکان زیر پنج سال، پنج تا هفت سال و هفت سال به بالا متناسب با سن کودک به آنها بپردازیم. ممنوعیت مواجهه کودکان با اخبار
حبیب با رفتنش کمر خیلی ها را شکست!
ماه فصل بهار 1392 یکسره مصروف همین امر خیر شد. منتها.... کار آچارکشی و نظم و نسق دادن به شمایل کلی کتاب که به آخر رسید، حضرت رفیق همکار به این بهانه که متن را بده بخوانم و نظرم را بگویم، آن را از ما گرفت و نشان به آن نشان که قریب به هشت سال متمادی آنچه را گرفت به صاحب این قلم پس نداد. یکی دو سال اول، از بیخ منکر ماجرا بود و می گفت: حواست سر جا نیست؛ متنی به من نداده ای! بعد از آن هم که دید دیوار
برای او که اهل کلک و دغل بازی در رادیو نبود
یادی ازشان نکند. چون خودشان هم هیچ حسی برای زنده نگه داشتن نام همکاران قدیمی شان ندارند. تلفن می زنی و تقاضا می کنی خاطره ای، توصیفی یا نظری درباره فلان کس لطف کند. مِن مِن می کند! توی رودربایستی گیر کرده است! نه دلش می آید زحمتِ یادآوریِ خاطرات را به خودش بدهد، و نه می خواهد دستِ مرا پس بزند! ولی روی هم رفته، آن حس
او با مقاومت به همرزمانش در زندان دوله تو روحیه می داد
نشانه هایی از شهید حسین سامی مقام و محل تدفین او رسید. بعد از پیگیری او و خانواده و همراهی تیم تفحص شهدا، نهایتاً پیکر شهید بعد از 44 سال تفحص و شناسایی شد. برداشت های منتشرشده ما را، از همکلامی با فرود پاک نیا پیش رو دارید. سکانس اول – سرود غمگین دوله تو فرود پاک نیا، فیلمساز، کارگردان و تهیه کننده مستند سرود غمگین دوله تو از مراحل ساخت این مستند تا چگونگی رسیدن به نام شهید سامی
درخت ها چقدر چشم دارند
داستان بودند، همه و همه مرا تحت تاثیر قرار دادند. *شما برنامه و الگوی خاصی برای مطالعه دارید؟ زندگی نامه ها چه جایگاهی در این مطالعات دارند؟ راستش را بخواهید به خاطر زمان و خستگی کار برنامه از پیش تدوین شده ای برای مطالعه ندارم. در مورد کتابها تحقیق می کنم و هرکدام که احساس کنم به من کمک می کند را می خوانم. گاهی پیش آمده که کتابی را تا انتها نخوانده ام. مثل بادبادک باز. بعد هم یک
جمهوری اسلامی ناموس سیدحسن نصرالله بود / پیشنهاد آمریکا و عربستان که سید آن را رد کرد
از حضرت یعقوب (ع) است. وی گفت: شهید سیدحسن نصرالله فانی در ولایت بود. در وسط جهان عرب و در شرایط سخت کشوری که متشکل از ادیان و مذاهب مختلف و تحت نفوذ آمریکا است، به عنوان شاگرد مکتب امام و ولایت ظاهر شد و 32 سال دبیرکل حزب الله بود و در میدان مبارزه با پرچم ولایت حضور داشت. الحیدری گفت که سیدحسن نصرالله قبل از سید مقاومت بودن، سرباز و عاشق و ذوب شده و فانی در ولایت فقیه بود و
در سوگ سیدحسن نصرالله که شهادتش پایان نیست، آغاز است خداحافظ، روسپیدِ صراط مستقیم مقاومت
قَرِیبٌ سرانجام آن لحظه که همیشه از آن واهمه داشتیم، فرارسید و سید عزیز ما آسمانی شد و به یاران شهیدش پیوست. امشب سیدعباس و حاج قاسم و حاج رضوان و همه شهدا صف کشیده اند در برزخ نعیم الهی تا به سیدحسن نصرالله، قهرمان مقاومت، خوشامد بگویند و در آغوشش بکشند. سید شجاع و دلاور، خدا قوت. سلام ما را به شهیدان برسان. سلام و درود بر تو، ای سرور مقاومت که تا ابد پیروزی و زنده و الهام بخشی
امید آخرین چیزی که می میرد
را روی صندلی چرخدار جابه جا کرد و با لحنی امیدوار گفت: در آن شرایط نگه داشتن امید مثل مراقبت از هفتاد سال عبادتی که در یک دقیقه ممکن است بر باد برود، مثل تمیز نگه داشتن لباس سفیدت وسط شهر دودآلود... سخت است... برای تسلیم نشدن مقابل حس های بد، آدم های سمی و حس هایی که شجاعتمان را می دزدند، چاره ای نداریم جز اینکه بجنگیم. با همه وجود بجنگیم. آن روزها من در حال جنگ تمام عیاری بودم و توانستم برنده
شب چلّه و خاطرات زردشت بانو از خُبار و شادابخت
با دیدن دود، بیرون می دوید و فریاد می کشید. چون صدای غرّایی داشت، صدایش تو همه ی قلعه، تو کوچه پس کوچه ها مثل غُرتَرق می پیچید. همه می آمدند و آتش را خاموش می کردند. خدا سبزعلی را بیامرزد. خلاصه خبارخاتون و شادابخت خانم، فَرَوَهَرشان (10) امسال سر سال آمده بودند تا سری به خانه شان بزنند. نمی دانی چقدر غصه می خوردند. شادابخت خانم با تعجب می گفت تا چند سال
عکاسی به مثابه یک اعتراض
است و بعد ذهن خلاق من. *برای شما عکاسی توانسته جایگاه حرفه ای به معنای اقتصادی و شغل هم داشته باشد؟ ببینید من آتش نشان هستم و به همین دلیل منبع در آمد دیگری دارم. شاید چیزی که می گویم به همین دلیل بالا باشد ولی؛ من عکاسی را یک تخلیه روحی شخص خودم می دانم، یک لذت وصف ناشدنی می دانم، یک دست نوشته تولید شده با سنسور و پیکسل می دانم یا یک بیانیه اعتراضی ! به همین دلیل بخش مادی