سایر منابع:
سایر خبرها
محمد علی کِلی با صدام مذاکره و تعدادی از اسرای ایرانی را آزاد کرد
فکر می کردند ولی همه این ها از باهوشی اوست. کلا آدم ضد جنگی بود. روزنامه کیهان دعوتش کرد و با او مصاحبه کرد. آن موقع جنگ بوسنی و هرزه گوین هم بود، پرسیدند نظرت راجع به جنگ چیست؟ یک عکس امام (ره) آنجا بود، به عکس اشاره کرد و گفت نظر من و نظر امام (ره) یکی است. گفت آن ها کشور اسلامی هستند و جنگ شان با هم صحیح نیست. این اواخر چرا به ایران نیامد؟ حضور او در
سبزواری الگوی شایسته برای همه شاعران انقلاب بود/ او هم تقدم فضل داشت و هم فضل تقدم
و با شعر خود به فضای انقلاب مدد رساند. یکی از بهترین سرودها این بانگ آزادی است که در آن زمان من عضو شورای شعر صدا و سیما در سال 58 بودم. اخوی شهید بنده نیز مدیر رادیو بود چون اهل شعر بود قدر حمید را می دانست. او را به رادیو برد و میدان کار را برایش باز کرد. روزی که آن سرود ساخته شد همان شب نسخه ای را برادرم به خانه آورد که شعرش را حمید سبزواری گفته بود تا سال های سال پس از ارتحال امام از تلویزیون
شهادت لیاقتش بود/ برای کارش جوانی، سلامتی و در آخر جانش را گذاشت
او زندگی کردن سخت است. بعد از شهادتش فهمیدم خدای بزرگ تنهایم نگذاشت و همیشه یاری ام کرد؛ ولی غم دوری از همسرم خیلی سخت و طاقت فرساست. ** گفتم "لیاقت تو شهادت است نه در رختخواب مردن" همیشه در هنگام برف سنگین، محل رفت و آمدمان را پارو می کرد و نمک می پاشید. سه روز قبل از شهادتش برف سنگینی آمده بود. سه درخت در حیاط خانه شکست و او هنگام بریدن درختان کمرش درد گرفت.
نقدی بر سکوت رسانه های خبری استان
گفتم ای مسند جم ، جام جهان بینت کو گفت افسوس که آن دولت بیدار بخفت 23 خرداذ سالروز صدور فرمان حضرت امام خمینی -ره-مبنی بر تشکیل ستاد انقلاب فرهنگی است و از آنجا که رسانه ها یک ابزار فرهنگی با کارکرد متعدد و تأثیر گذار در همه عرصه ها و حوزه ها می باشند لذا بدین مناسبت مطلب حاضر را تقدیم علاقمندان به پیشرفت و تحول در حوزه فرهنگ و ابزارهای فرهنگی می نمایم. رسانه ها اعم از
همسرم برات شهادت را در شب های رمضان گرفت
خوشحالم از این که ثابت کرد عمه جانمان زینب (س) تنها نیستند و مدافعان حرمشان اجازه نخواهند داد که بی بی جان تنها بمانند. برای من و خانواده شهدای مدافع حرم همین بس که امام خامنه ای از شهدای مدافع حرم با عنوان اولیا الله نام برده اند. بعد از شهادت همسرتان اطرافیان چه عکس العملی نشان دادند. همه می دانستند و همیشه می گفتند که آقا اسماعیل در این دنیا ماندنی نبود. به نظر من هر کسی وقتی واقعاً
آتش بس در خان طومان معنا نداشت/ آمریکا با فاصله 9 هزار کیلومتری در عراق حضور دارد تا امنیت کشورش تامین ...
عمل به بیمارستان ببرد گفتم شما نیایید. من می دانستم حال و هوای بیمارستان او را به هم می ریزد. اما مخالفت کرد و آنها رفتند. نیم ساعت بعد هم من رفتم. دیدم در حیاط بیمارستان دارد داد می زند و می گوید: یا امام حسین! تو بچه ات جلوی چشمت پرپر شده است، شما چطور تحمل کردید؟ من می دانم پسرم یک ساعت دیگر از اتاق عمل برمی گردد ولی نمی توانم تحمل کنم، دارم دیوانه می شوم. رفتم به او گفتم: آقا به
ماری که دود شد
حدود ساعت چهار بعدازظهر به سینما رفتیم و بعد شام خوردیم و سپس مقداری تریاک خریدیم و سه تایی به باغی در خارج از شهر رفتیم و ساعت 11 شب بود که مشغول کشیدن شدیم. آنها چون معتاد بودند یکسره می کشیدند، اما من با اینکه همان یکی، دو بسته اول نشئه ام کرده بود، برای اینکه پیش آنها کم نیارم همچنان کشیدم و... که ناگهان صدای اذان صبح مانند سیلی به صورتم نواخته شد و با صدای بلند گفتم: “وای نماز
مهمانی خدا/دعای مخصوص روز هشتم ماه مبارک رمضان/صوت تلاوت جزء هشتم قرآن
/> و هم نشینی با کریمان به فضل و کرمت ای پناه آرزومندان. **شرح فرازهای دعا** آیت الله مجتهدی تهرانی (ره) در شرح دعای روز هشتم ماه مبارک رمضان آورده است: اَللّهُمَّ ارْزُقْنی فیهِ رَحْمَهَ الاْیتامِ خدایا در ماه رمضان مهرورزی نسبت به یتیمان را روزی ام گردان. اگر قلب ما زنگ بزند، از چه دوایی می توان برای رفع آن استفاده کرد. برای این کار باید سحرها قرآن
ویدئوی شعرخوانی یگانه اسماعیلی، کودک هفت ساله اناری
باختم کردمت آواره صحرا نشد گفتم عاقل می شوی، اما نشد سوختم در حسرت یک یاربت غیر لیلا بر نیامد از لبت روز و شب او را صدا کردی ولی دیدم امشب با منی، گفتم بلی... مطمئن بودم به من سر می زنی بر حریم خانه ام در می زنی حال این لیلا که خوارت کرده بود درس عشقش بی قرارت کرده بود مرد راهش باش تا شاهت کنم صد چو لیلا کشته در راهت شعر از: مرتضی عبداللهی
حمید سبزواری مظهر شرف شعر انقلابی بود
مشرق: مرروی بر شعرهایی از استاد فقید حمید سبزواری که با زندگی مردم ما در دهه 60 عجین گشته بوداستاد سبزواری متولد 1304 در شهر سبزوار از توابع استان خراسان رضوی بود که همه او را با شعر خمینی ای امام می شناسند. در سال های انقلاب و حوادث بعد از آن اشعار او همنشین زندگی مردم کوچه و بازار بود. سوگنامه ها، حماسه ها و دریغ نامه های سبزواری با تبدیل به سرودها و ترانه ها توسط مردم زمزمه می شد.
گفتگوی خواندنی با همسر شهید مدافع حرم صادق عدالت اکبری
پنهان شد و زیر خاک رفت. *چطور به استقبال شهیدتان رفتید؟ تا لحظه موعود برسد دل در دلم نبود. می خواستم خیلی زود به فرودگاه برسم. آن لحظه یاد حرف صادقم افتادم که گفت:جمعه به استقبالم می آیی، مطمئن باش. از مسئولان خواهش کردیم که پیکر نفسم را به خانه بیاورند. اما چون ازدحام جمعیت زیاد بود، به گلزار شهدا بردند و ساعت 10 شب به خانه آوردند. گفتم او را ببرند داخل گلخانه اش. خواستیم که
روزنامه های دوشنبه
سبزواری، حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی پیام تسلیتی صادر کردند. در بخشی از متن پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی آمده است: با دریغ و تأسف خبر درگذشت شاعر نامدار معاصر جناب آقای ممتحنی معروف به حمید سبزواری را دریافت کردم. این نام ماندگار و پر افتخار، یادآور تلاش ارزنده ی هنرمندی سخت کوش و شجاع در پشتیبانی از انقلاب در عرصه ی شعر و ادب است. حمید سبزواری، صریح و ثابت قدم و موقع شناس، هنر
عناوین روزنامه امروز + فال روزانه - فال حافظ سه شنبه 25/ خردادماه 1395
***دیو چو بیرون رود فرشته درآید تعبیر: تصمیم خود را عملی کن و هر کاری از دستت برمی آید انجام بده. غصه های تو به پایان رسیده است. با تلاش و اراده ی خویش شیطان را در وجودت کشته ای، حال وقت برپا خاستن است. از خدا جدا نشو تا همیشه نتیجه ی کار بر وفق مرادت باشد. فال روز متولدین تیر: حتی اگر نگران خواسته هایت هستی، به خاطر سلامتی ات بهتر است که آنها را بیان کنی تا اینکه
درگیری بر سر یک دختر در پارتی شبانه رنگ خون گرفت
به گزارش پیک نکا ، هنوز حرف مادر تمام نشده بود که فرهام انگشت اشاره اش را به نشانه تهدید به سوی مادر گرفت و گفت: "شما دخالت نکن مادر! همین شما باعث شدی که این دخترچشم سفید، این قدر گستاخ و پررو باربیاد. یه نگاه به ساعت بنداز. آخه کدوم دختر درست و حسابی این موقع شب برمی گرده خونه؟ کفرم از حرفها و اولدوروم، بلدوروم کردن های فرهام درآمده بود. با خشم گفتم: "نگاه کن تو رو خدا، ببین کی داره
پدر شعر انقلاب و آرزویی که محقق نشد!
شجاع در پشتیبانی از انقلاب در عرصه ی شعر و ادب است. حمید سبزواری، صریح و ثابت قدم و موقع شناس، هنر والا و فاخر خود را به خدمت گرفت تا انقلاب اسلامی و نظام برآمده از آن را از جنبه ی اثرگذار شعر روان و جذّّاب، تغذیه و تأمین کند. سرودها و منظومه های بلند و غزلها و قصیده های خوش ساخت و پر مضمون او، ثروت ادبیِ درخوری را تقدیم انقلاب کرد. با انقلاب زیست و برای اسلام و انقلاب سرود و وفادارانه در کنار انقلاب ماند. رحمت و رضوان خدا نصیب او باد. مصیبت درگذشت او را به خاندان گرامی و همه ی دوستداران بویژه همشهریان قدردان سبزواریش تسلیت عرض میکنم. سیّد علی خامنه ای روحش شاد... ...
شناسایی شهیدحرم از روی انگشترهایش
امیرعلی حتی از خبرشهادت پدرش برایم سخت تر بود. از شهادت همسرم که حرف می زنم گریه ام نمی گیرد. اما یاد روزهایی که می خواستم به امیرعلی خبر بدهم می افتم نمی توانم جلوی اشکهایم را بگیرم. این استخوانها یک روز دستهایم را محکم گرفته بود حالا یکسال از شهادت علی اصغرشیردل تک پسر خانواده گذشته است. خیلی چیزها تغییر کرده است. امیرعلی و مادرش خانه شان را عوض کرده اند تا امیرعلی تنها یادگار
دعا که میکنیدیقین بدانیداجابت دم در است
را به چه جای خطرناکی بردند. گفت: از حول و قوه خدا بیزار باشم و به حول و قوه خود متکی باشم و قسم یاد می کنم و ظاهراً از پا افتاد. حالا اگر ما بر حول و قوه خود متکی باشیم، اصلاً نمی توانیم درک کنیم که کمک خواستن از خدا یعنی چه و خدا چگونه باید آدم را یاری کند؟ روزی پیغمبر اکرم (ص) امیرالمؤمنین (ع ) را موعظه می کردند، گفتند: یا علی، نماز شب را ترک نکن. بعداً هم رو به آسمان کردند عرضه
خیاطِ انقلابی که لباس شهادت برای خود دوخت + خاطرات و عکس
گفتم : بیا اینها را با خودمان ببریم ، بچه ها خوشحال می شوند . محمد علی با ناراحتی گفت : هرگز این کار را نمی کنیم . اینها که مال ما نیست ، حرام است ! به هرحال قرار شد دست به چیزی نزنیم تا پس فردا از امام جمعه بپرسیم . روز جمعه بعد از نماز جمعه پرسیدیم : حاج آقا ما می توانیم این مدتی که اینجا هستیم از چیزهایی که توی خانه ها رها شده استفاده کنیم ؟ حاج آقا فرمود: بله ، چون میوه
قیامت را در خیابان 204 دیدم/ سر رکن آبادی معلوم نبود
پایین به حدّی سنگین بود که نمی توانستم نفس بکشم! تصمیم گرفتم برخیزم که دیدم خانمی آفریقایی که سنگین هم بود، از کمربند احرام من گرفته بود تا با من بلند شود. به انگلیسی گفتم: من خودم هم نمی توانم بلند شوم تو را چگونه کمک کنم؟! دو سه بار این اتفاق افتاد، اما سرانجام با ارجع، ارجع پلیس مردم به سر و کله هم ریختند. هیچ راه مفرّی برای گریز و نجات از این وضعیت نبود. وی افزود: مسیرهای موازی به سمت
اینها هیولا می شوند
برابر با کمدی اش می تواند مطرح کند؟ قبل از اینکه متن به پایان برسد، خودم هم حس می کردم موقع خواندن چه طناز نوشته شده است. فردا و پس فردایش هم که خواندم، متوجه این طنز شدم. البته می دیدم با چه اتفاق سنگینی همراه است و به گمانم این زاویه من درست است بعد از اینکه اجرا تمام شود، مخاطب متوجه آن اتفاق تلخ خواهد شد و در خانه اش به آن فکر خواهد کرد. این تضاد است که طنز را ایجاد می کند چون هر دو
پست پیشنهادی لاریجانی به عارف/ واکنش شدید جنتی به لغو کنسرت ها/ کنایه سنگین یک اصلاح طلب به احمدی نژاد/ ...
زیبایی، هنر و شعر که همراه شود ماندگاری به همراه می آورد. حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی چندی پیش در دیدار رئیس و نمایندگان مجلس دهم اعلام کرده بودند: در مسئله فرهنگ احساس یک “ولنگاری” می کنم؛ چه در تولید کالاهای فرهنگی مفید و چه در جلوگیری از کالاهای مضر فرهنگی. در موضوع فرهنگ نوعی “ولنگاری” و بی اهتمامی در دستگاههای فرهنگی به چشم می خورد.تسنیم این گفت و گو را منتشر کرده است.
سیزدهمین نمایشگاه “قرآن” در پل شهرستان
تحقیقات رایانه ای حوزه علمیه اصفهان، حوزه های علمیه خواهران و برادران اصفهان، خانه انقلاب اسلامی و دفتر آیت اله مکارم شیرازی است. نمایش عروسکی با مضامین قرآنی، شب شعر قرآنی، گردهمایی با موضوع سواد رسانه ای و برگزاری محافل قرآنی نیز از جمله برنامه های جانبی این نمایشگاه است که ساعت 21 هر شب در محل سالن همایش های محل برگزاری نمایشگاه های استان واقع در پل شهرستان برگزار می شود. همچنین
حمید سبزواری به سوی خانه ابدی اش بدرقه شد
حمید سبزواری گفت: ضایعه درگذشت حمید سبزواری این چهره ماندگار انقلاب را خدمت مقام معظم رهبری، خانواده معظم مرحوم، جامعه ادبی و فرهنگی و ملت بزرگ ایران تسلیت می گویم. افتخار داشتم که در آغازین روزهای انقلاب در صداوسیما هنگامی که ایشان در شورای شعر صداوسیما حضور داشتند در خدمتشان باشم و با شناختی که در 37 سال گذشته از ایشان داریم او را چهره ای مخلص، فداکار، همراه با آگاهی، شناخت و بصیرت به مسائل
------- رزق روز هشتم -------
علیه درباره رمضان چنین می سرایند: ماه رمضان شد، می و میخانه بر افتاد عشق و طرب و باده، به وقت سحر افتاد افطار به می کرد برم پیر خرابات گفتم که تو را روزه، به برگ و ثمر افتاد با بده، وضو گیر که در مذهب رندان در حضرت حق این عملت بارور افتاد عبادت و تهجد از جمله برنامه های ویژه حضرت امام (ره) در ماه مبارک رمضان، عبادت و تهجد بود. امام
الگوهای امام خمینی(ره) چه کسانی بودند؟
پیام می دادند که امام مبادا احساس غربت کنی. عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام همچنین تصریح کرد: رهبر معظم انقلاب نیز در طول 27 سالی که رهبری انقلاب را عهده دار شده اند جدای از مردم نیستند و شبها با خانواده معظم شهدا دیدار می کنند.ناطق نوری افزود: حضرت آیت الله خامنه ای با شروع جنگ تحمیلی لباس رزم پوشیدند و با شهید چمران جنگهای نامنظم را علیه دشمن شروع کردند. رئیس دفتر بازرسی مقام
حمید سبزواری که بود؟
- تحسین و تقدیر امام خمینی از برخی سروده های حمید سبزواری . به طوری که امام خمینی با شنیدن ترانه ای مجاهد شهید مطهر که در رثای آیت الله مطهری سروده شده بود ، فرمودند: انقلاب ما امروز به چنین سرودها و موسیقی هایی نیازمند است. 4-مقدمه نویسی مقام معظم رهبری بر یکی از کتاب های شعر حمید سبزواری. به طوری که حمید تنها شاعری است که مقام معظم رهبری تا کنون برای کتاب وی مقدمه نوشته است.
رضا صادقی: گاهی خاطراتم درد می کنند
برخی از دوستان عزیزم که همیشه کنارم بوده اند. خیلی سخت است که بچه هایت را از تو بگیرند و بعد به تو بگویند ادعای پدری کن، نمی دانستم باید چه کار کنم اما حمایت عزیزانم یعنی مردم و هواداران باعث شد که این روزها را بگذرانم و من را فقط با یک آلبوم که می توانستم اجرا کنم در کنسرت ها حمایتم کردند. در یک مقطع زمانی خیلی ها می گفتند در این شکافی که برایم ایجاد شده غرق خواهم شد. خودم اما چنین تفکری نداشتم. بعد
حجت الاسلام علی پناه: شیطان انسان را دعوت به فرصت سوزی می کند+ گزارش تصویری
کرد و حال عجیبی داشت، وقتی طلبه ها این حال متفاوت استادشان را دیدند، با تعجب عرض کردند که امشب چه خبر شده است؟ به آرامی فرمودند امشب شب پرواز است، شب وصال است. طلبه ها منظور ایشان را نفهمیدند، اما من فهمیدم که در حقیقت این عبد صالح و این ولی خدا می خواهد با زبان، بی زبانی به ما بگوید که ما امشب رفتنی هستیم. لذا بعد از اتمام آن جلسه به خدمت ایشان رفتم و گفتم حضرت استاد حالا که در کمال تاسف داریم از
مرثیه ای برای پدر شعر انقلاب اسلامی حمید سبزواری
گنجید، با کمترین امکانات، گروهی فراهم آورد تا در یک زیرزمین تنگ و تاریک، سرودی برای امام راحل خلق کند که با کوشش مثال زدنی اش به سرانجام رسید و زنده یاد سبزواری نخستین هدیه خویش را در همان فرودگاه تقدیم امام خویش کرد: خمینی ای امام خمینی ای امام ای مجاهد ای مظهر شرف ای گذشته زجان در ره هدف و به راستی آن روز در فرودگاه در لحظه تاریخی ورود حضرت امام(ره) به وطن چه شکوهی
آرام عبور کنید؛ کودکان مشغول کارند
انداخت گفت : "اره و گرنه شب حسابی شرمنده مامانم میشدم".اسمش را پرسیدم. گفت: "ستاره" _"ستاره خانم الان شما تو این ساعت باید مدرسه باشی نه سر چهارراه دستمال کاغذی بفروشی" سرش را برگرداند و یک نگاه به برادرش انداخت که با بچه های دیگر از هیجان ماجرای چند لحظه قبل تعریف می کرد. گفتم: از سوالم ناراحت شدی؟ صورتش برگردوند سمت من و گفت : "بعداز ظهریم ولی مدرسه رو دوست ندارم