سایر منابع:
سایر خبرها
دستور شیطان برای قتل دختربچه همسایه ! / زن جنایتکار 4 بار بازسازی صحنه قتل کرد ! + عکس محل کشف جسد
مسکونی واقع در ساختمان محل سکونت خانواده فاطمه زهرا را از پدربزرگ او اجاره کرده و در واقع مستاجر پدربزرگ دخترک بود. گفتگو با پدر دخترک پدر فاطمه زهرا که هنوز سیاهپوش دختر شیرین زبان خانه است و غم از دست دادن آن خانواده اش را افسرده و غصه دار کرده به خبرنگار رکنا گفت: چند ماهی است درست مانند پرنده ای پر کنده به دنبال پرونده دخترم هستم بسیاری از نامه هایی که باید از پزشکی قانونی
ربوده شدن داماد؛ چند ساعت قبل از مراسم خواستگاری
دستگیرش کردند. او در بازجویی ها گفت: مردی به نام هاشم، از من خواست تا این آدم ربایی را انجام بدهم. هاشم چند روز قبل به سراغ من آمد و از من خواست تا فردی را ربوده و به خانه ای در جنوب پایتخت انتقالش بدهم. او تصویر فرد مورد نظر را نشانم داد و گفت فلان روز قرار است به یک گل فروشی برود. من هم رفتم و کاری که او از من خواسته بود را انجام داد. هاشم برای انجام این کار به من وعده دستمزد 500 میلیون
جزئیات قتل هولناک شوهر با همدستی معشوق ایرانی و مرد افغانی/عشق پلید دخترخاله و پسرخاله
قتل عمدآگاهی) به محل سقوط خودرو رنگ و بوی جنایی گرفت و دامنه تحقیقات با دستور قاضی گلمکانی (بازپرس وقت شعبه اول دادسرای عمومی وانقلاب طرقبه و شاندیز) در حالی به شهرک مهرگان رسید که یک دستگاه گوشی تلفن نیمه سوخته درون خودرو کشف شد. کمربند راننده جوان ال90 بسته بود و گوشی تلفن کف خودرو قرار داشت. بازبینی تخصصی از محتویات گوشی رازی پنهان را نمایان کرد و مشخص شد راننده خودرو که وحید نام
نقشه عجیب مرد 93 ساله برای جنایت
همین حال همسرم که پشت سرم به راه افتاده بود، یک طناب دور گردنم انداخت و قصد داشت مرا خفه کند. این زن مسن در ادامه گفت: او با قدرت در حال خفه کردنم بود که در این حال توانستم دستم را زیر طناب ببرم و با تکانی خود را نجات دهم. پس از آن از خانه به بیرون دویدم و با فریاد از همسایه ها کمک خواستم و آنها ماجرا را به پلیس خبر دادند. تحقیقات پلیس نشان داد که هلموت دو هفته قبل نیز با
دختر 19 ساله: مهران به من مشروب داده و تعرض کرد
19 سال بیشتر نداشتم که برخلاف میل پدرم در دانشگاه ذور قبول شدم و او با پافشاری های من و مادرم بالاخره رضایت داد که برای ادامه تحصیل به شهری غریبه بروم. برایم تجربه جدید وخوبی بود؛ وقتی فضای شلوغ خوابگاه رادیدم، بیشتر از چند روز نتوانستم آن محیط را تحمل کنم و از پدرم خواستم برایم یک خانه نزدیک دانشگاه اجاره کند . ازآن جایی که وضع مالی ما تقریبا خوب بود، پدرم قبول کرد و من تنها زندگی می
نیکوکار قلابی، طراح نقشه آدم ربایی 200 میلیونی بود
بست و پشت کامیونی انداخت که نمی دانم صاحب آن چه کسی بود. بعد هم من را به سمت مرز شرقی کشور بردند و بعد از چهار روز که در کامیون زندانی بودم، لب مرز ایران و افغانستان از ماشین بیرون انداخت. وقتی با خانواده ام تماس گرفتم فهمیدم 200 میلیون تومان برای آزادی من از خانواده ام گرفته اند، خانواده من که برای فرستادن دخترم به مسابقات بین المللی پول لازم داشت، مجبور شده بود 200 میلیون را قرض کند. در پی این اظهارات، بازپرس جنایی شعبه دوم دستور شناسایی و دستگیری مرد راننده ای را داد که مقدمات این آدم ربایی و اخاذی 200 میلیونی را فراهم کرده بود. منبع: etemadonline-681982 ...
تأیید حکم اعدام کارگردان شیطان صفت سینما در دیوان عالی | ماجرای دست درازی مرد 50 ساله به دختران دانش ...
به گزارش همشهری آنلاین ، این پرونده از تابستان سال 1401 با شکایت دختر نوجوانی از یک کارگردان به اتهام آزار و اذیت تشکیل شد. دختر دانش آموز که با مادرش به اداره پلیس رفته بود، اظهار کرد: از کودکی به بازیگری علاقه مند بودم وقتی 15 ساله شدم با موافقت خانواده ام در یک آموزشگاه بازیگری ثبت نام کردم. وی ادامه داد: بعد از چند هفته خانومی به نام فریبا که مربی یکی از رشته های هنری بود، مرا با
بعد از 5 سال یادگاری های دخترم را دیدم | طلاهای شهیده هواپیمای اوکراینی نذر لبخند کودکان غزه و لبنان شد
این کار را پیدا نکردم. هر بار که سمت جعبه النگو رفتم تا آن را در دست بگیرم و حرف بزنم، چنان غمی، قلبم را فشرد که نتوانستم. شجاعت این کار را نداشتم. این النگو برای من با تمام یادگاری های دخترم فرق داشت، اما با خودم گفتم از این هم باید بگذری. راهپیمایی روز قدس در کانادا حمایت این دو شهید از مردم غزه تنها مربوط به اهدای یادگاری هایشان نیست. اینطور که ملایی تعریف می کند، زهرا و
قتل و غارت وحشیانه 3 افغانی در کشور همه را ترسانده ؟ | چرا افغانی ها در کشور ما قلدری و یاغی گری میکنند
آنجایی که تصور می کردم یکی از اقوام است، در را باز کردم. اما چند مرد مسلح در حالی که نقاب به چهره داشتند وارد خانه شدند و با تهدید قصد سرقت پول هایمان را داشتند. با آنها درگیر شدیم و نقاب دو نفر از آنها را کشیدیم و چهره هایشان را دیدیم. آنها هم ولایتی مان بودند. چند سال قبل، این دو نفر با یکی از دوستانشان در افغانستان چندین نفر را به قتل رسانده بودند. آن زمان پلیس افغانستان هر سه نفر را
متهم جنایت شب عاشورا به 10سال زندان محکوم شد
دیده بودم که به دخترها و زن های مردم متلک می گوید و مزاحم آنها می شود. من چندین بار به او تذکر دادم و از او خواستم که در این محله دست از کارهایش بردارد، ولی فایده ای نداشت. آن روز که روز تاسوعا بود و همه مردم برای عزاداری و سینه زنی به خیابان ها و مساجد رفته بودند، چون سرما خورده بودم به خانه رفتم و همسرم که یک سال قبل از آن با او ازدواج کرده بودم، وقتی مرا ناراحت دید از من پرسید که چه شده است. به
شمارش معکوس برای اعدام آقای کارگردان | من به خانه اش در شمال تهران رفتم و ... | ترفند عجیب خانم مربی ...
شده و در کارم به موفقیت برسم. من هم تحت تأثیر حرف هایش قرار گرفتم و از او خواستم تا قرار ملاقاتی برایم بگیرد. چند باری با این خانم مربی درددل کردم و از مشکلات خانوادگی ام برای او حرف زدم. او هر بار به من می گفت خواب من را دیده و می گفت تو یک پرنده رها هستی که اگر با استاد من یعنی آقای کارگردان آشنا شوی به پرواز روحی می رسی! شاکی در ادامه گفت: چند روز بعد مربی خوشنویسی با آقای
اخبار حوادث امروز 9 آبان، از سرقت مسلحانه از بانک ملی شعبه آزادی در زاهدان تا حادثه خونین برای بالگرد ...
دختر همسایه خوشش آمده بود. می گفت دختر باشخصیتی است و کلی طلا در کمد خانه اش دارد. 4 روز حبس و شکنجه گروگان در کامیون برای اخاذی 200 میلیونی راننده کامیون ترانزیت، مرد میانسالی را ربود و 4روز وی را در کامیون زندانی کرد تا دست به اخاذی از خانواده اش بزند. پسران جوان طعمه زن روانشناسی که سارق بود زن تبهکار خودش را دکتر روانشناس جا می زد و پسرهای جوان را فریب
چرا از ایران به سوی شوروی فرار کردیم؟
روز علی اکبری در ژاندارمری زندانی بود. من هر روز برایش نهار و شام می بردم زیرا وی بابلسری بود و کسی را در ساری نداشت. پس از چند روز پیش رئیس ژاندارمری رفتم و از او خواهش کردم که اکبری را موقتاً آزاد کند تا به تحصیلش ادامه بدهد و هر وقت برای بازجویی لازمش داشتند، تلفن کنند که اکبری بیاید. رئیس ژاندارمری مرد خوش قلبی بود و درخواست مرا پذیرفت ولی گفت: شما از طرف خود یک ضمانت نامه بنویسید و
دزد طلاهای دختر همسایه: مادرم گفته بود او دختر باشخصیتی است و طلا دارد
به گزارش اقتصادنیوز، روزنامه همشهری نوشت: شاکی دختر جوانی بود که گفت در خانه سرگرم تماشای تلویزیون بودم که ناگهان مرد نقابداری با لگد در را شکست و وارد شد. او چوب بزرگی در دست داشت که با آن چند ضربه به من زد و تهدید کرد که اگر سر و صدا کنم، مرا خواهد کشت. بعد هم یک راست سراغ اتاقم رفت و از داخل کمد همه طلاهایی را که داشتیم دزدید و فرار کرد. با شکایت دختر جوان، تحقیقات کارآگاهان برای
طلاهای شهیده هواپیمای اوکراینی نذر لبخند کودکان غزه و لبنان
را مرور می کرد که صندوقچه طلاها را باز می کند، النگو را کف دستش قرار می دهد و تمام دلتنگی هایش را به این یادگار دخترش می گوید، اما این خواسته هیچ وقت از تصور فراتر نرفت: من خیلی دوست داشتم با این النگو درددل کنم، دلتنگی هایم را بهش بگویم، چون این آخرین وسیله ای بود که از جسم بی جان دخترم جدا شد، اما تمام این سال ها شجاعت این کار را پیدا نکردم. هر بار که سمت جعبه النگو رفتم تا آن را در دست بگیرم و
اعترافات زن همسرکش: پدرم مرا به شوهرم فروخته بود
آفتاب نیوز : زن نوجوان که شوهرش را به قتل رسانده، در دادگاه ابعاد تکان دهنده ای از زندگی سختش را باز کرد و توضیح داد که چطور از سوی همه اعضای خانواده اش کتک می خورد. متهم که زنی 17 ساله به نام گلی و اهل افغانستان است گفت، از سوی پدرش به شوهرش فروخته شد و پدرش برای اینکه پول را برنگرداند او را وادار به ازدواج کرد. یک سال قبل پلیس تهران در جریان قتل مرد جوانی به نام
سرقت وحشتناک در خانه زن جوان مرد نقابدار به او حمله کرد
، تصمیم به سرقت گرفتم. روز حادثه، ابتدا صورتم را با یک پارچه پوشاندم و وقتی دیدم او تنها در خانه است، درب را با لگد شکستم، سپس زن جوان را هدف ضرب وجرح قرار دادم و به اتاق خوابش رفتم تا طلا ها را سرقت کنم. پس از سرقت طلاها، سریعاً از خانه خارج شدم و با یک تاکسی اینترنتی به مقصد خانه دوستم در پرندک رفتم، قصد داشتم طلا ها را برای تهیه پول مواد مخدر زیر قیمت بفروشم که توسط پلیس دستگیر شدم.
آزار شیطانی 4 دختر 17 ساله دانش آموز توسط کارگردان سرشناس ! / اعدام کارگردان قطعی شد
آگاهی رفته بود گفت :من از طریق مربی یک آموزشگاه با تهیه کننده 50 ساله آشنا شدم. خانم مربی می گفت تهیه کننده میانسال می تواند روحم را از ناپاکی ها ،پاک کند و مرا به خواسته هایم برساند .به همین خاطر با او قرار ملاقات گذاشتم. من به خانه تهیه کننده میانسال رفتم اما او مرا آزار داد. من از ترسم نزدیک به یک ماه سکوت کردم تا اینکه فهمیدم یکی دیگر از دوستانم هم با همین ترفند به دام سیاه مرد میانسال افتاده و
دختر جوان گمشده، بیهوش در شمال پیدا شد
به گزارش جهان نیوز به نقل از همشهری آنلانی، چند روز قبل مردی به نزد ماموران پلیس پایتخت رفت و خبر از ناپدید شدن دختر نوجوانش داد. وی می گفت که دخترش آزیتا، آخرین بار برای رفتن به کلاس زبان از خانه بیرون رفته و دیگر برنگشته است. پدر و مادر این دختر 17 ساله، چند سال قبل از یکدیگر جدا شده و دختر نوجوان با مادرش زندگی می کرد. حالا اما ناپدید شدن او باعث نگرانی شدید پدر و مادرش شده بود.
سرقت طلا از دختر همسایه
گرفتم. روز حادثه، ابتدا صورتم را با یک پارچه پوشاندم و وقتی دیدم او تنها در خانه است، درب را با لگد شکستم، سپس زن جوان را هدف ضرب وجرح قرار دادم و به اتاق خوابش رفتم تا طلا ها را سرقت کنم. پس از سرقت طلاها، سریعاً از خانه خارج شدم و با یک تاکسی اینترنتی به مقصد خانه دوستم در پرندک رفتم، قصد داشتم طلا ها را برای تهیه پول مواد مخدر زیر قیمت بفروشم که توسط پلیس دستگیر شدم. سردار گودرزی گفت
قتل هولناک شوهر به دست تازه عروس 13 ساله با همدستی مرد غریبه + عکس
نداشتند. بعد هم به همراه خانواده اش به ایران آمدیم. چند ماه بعد از دوستانم در افغانستان شنیدم که پسر مورد علاقه ام بعد از اینکه من افغانستان را ترک کردم به انگلیس مهاجرت کرده و دیگر خبری از او نداشتم. متهم اظهار کرد: از همان روزی که ازدواج کردم، به خاطر آنکه کریم را دوست نداشتم، اجازه ندادم به من دست بزند. بار ها به خاطر این موضوع و اعتراض هایم از همسرم کتک خوردم. من هم قهر می کردم و به خانه
پیام شهدا|هر شهید پرچمی برای عزت دین است
بگذارید دستانم از تابوت بیرون باشد تا دشمنان بدانند که من شهادت را در آغوش گرفتم و با دست خالی رفتم و از دار دنیا چیزی با خودم نبردم و در پایان از شما عاجزانه تقاضا دارم که این شاگرد تنبل سپاه پاسداران را مورد عفو و گذشت خود قرار دهید و بدانید که همواره به دعای خیر شما محتاجم و مرا از دعای خیر خود بی بهره نسازید. مولای من ولی عصر آقا امام زمان (عج) با گریه پدران شهید داغ عاشورا برایش زنده می شود
تایید حکم اعدام کارگردانی که به دختران نوجوان تعرض کرد
اعتماد کردم و خواستم من را به آن کارگردان معرفی کند. دو روز بعد با من تماس گرفت و گفت به سختی توانستم برایت وقت ملاقات بگیرم و باید به خانه آقای کارگردان در شمال تهران برویم. من هم روز قرار با ذوق و شوق به خانه ویلایی کارگردان 45 ساله رفتم. خانم مربی هم آنجا بود. کارگردان مورد نظر از همان ابتدا با دیدن من حرف های عجیبی زد. از خودش تعریف کرد که ارتباطات ماورایی دارد و بعد هم مدعی شد شیاطین مرا احاطه
قتل فجیع شوهر به دست نوعروس 17 ساله
هفت صبح| زن 17 ساله که قربانی کودک همسری شده و شوهرش را کشته بود در جلسه دادگاه اظهارات تازه ای را مطرح کرد و گفت با همدستی یک مرد دست به جنایت زده است . رسیدگی به این پرونده از یک سال قبل به دنبال کشته شدن مرد جوانی به نام امیر در خانه ای در جنوب تهران آغاز شد. پدر امیر که هراسان با پلیس تماس گرفته بود گفت: 4 سال قبل پسرم و عروسم با هم ازدواج کردند و ما همراه هم از افغانستان به ایران
از قتل در ایران تا حبس در پاکستان
می خواهد دوباره ازدواج کند و این موضوع برای من کابوس بود. روز حادثه به محل کارش رفتم؛ وقتی او را دیدم از پشت سر صدایش زدم و ناگهان کاری که نباید شد. اسلحه را از کجا آورده بودی؟ چند وقت قبل از قتل 20 میلیون تومان خریده بودم. بعد از جنایت چه کردی؟ با کمک قاچاق بر به پاکستان رفتم. اما آنجا دستگیر شدم و مدتی در زندان به سر بردم. من در خانه ای مخفیانه زندگی
سرنوشت دختر زنی که در خانه یک مرد کار می کرد!
شفقنا زندگی – اواخر سال گذشته زن جوانی با مراجعه به پلیس آگاهی از مردی به نام حسام به خاطر تجاوز به دخترش شکایت کرد. به گزارش شفقنا زندگی به نقل از روزنامه ایران وی در تشریح ماجرا به مأموران گفت: دو سال پیش از همسرم جدا شدم و با فرزندانم از افغانستان به ایران آمدم. برای تأمین هزینه های زندگی مان به عنوان خدمتکار در خانه ها کار می کردم تا اینکه چند ماه قبل در خانه حسام که همسر و 3 فرزند
مرد پلید برای اجرای نقشه اش در خانه دختر همسایه را شکست
تا طلاها را سرقت کنم.پس از سرقت طلاها، سریعاً از خانه خارج شدم و با یک تاکسی اینترنتی به مقصد خانه دوستم در پرندک رفتم، قصد داشتم طلاها را برای تهیه پول مواد مخدر زیر قیمت بفروشم که توسط پلیس دستگیر شدم. پس از اعترافات متهم کارآگاهان مأموریت یافتند با تجزیه و تحلیل اطلاعات، تحقیقات خود را ادامه دهند. متهم با صدور قرار قانونی از سوی مرجع قضایی، برای تحقیقات بیشتر در اختیار کارآگاهان پایگاه دوم است.
نقش ازدواج اجباری در تراژدی/ عروس 13 ساله و قتل شوهرش
به گزارش سرویس پلاس نبض بازار، قبل از ازدواج با کریم، عاشق پسری در افغانستان بودم. او نیز مرا دوست داشت و می خواست با من ازدواج کند، اما به دلیل وعده پدرم به پدر کریم برای پرداخت شیربها، ناچار شدم با او ازدواج کنم. از این زندگی خسته شده بودم. هیچ کس نبود که به او تکیه کنم و هیچ خانه ای برای امید وجود نداشت. آخرین بار شوهرم مرا کتک زد و من با چاقوی آشپزخانه به او حمله کردم و جسدش را به
تراژدی خانوادگی، پسر به خاطر 25 میلیون تومان، پدرش را کشت!
به گزارش سرویس پلاس نبض بازار، متهم در تحقیقات بیان کرد: ما همیشه با هم اختلاف داشتیم. همچنین 25 میلیون تومان به پدرم قرض داده بودم که حاضر به پس دادن آن نبود. 15 روز پیش از مرگش از او خواستم که طلبم را بدهد، اما طفره رفت. آن شب با خانواده ام در خانه بودیم و بر سر همین موضوع با پدرم دعوا کردیم. او و برادرم می خواستند مرا کتک بزنند که موفق نشدند. در اوج عصبانیت، چاقویی را از ظرفشویی برداشتم و به