دختر جوان مشهدی در شیراز به جای دانشگاه از خیابان سر درآورد
سایر منابع:
سایر خبرها
سعید را در غیاب مادرم خانه بردم و در 13 سالگی بی عفت شدم ! + تحلیل کارشناس
او صحبت می کردم. من از مشکلات درسی می گفتم، او از خودش. روزی به من پیشنهاد داد تا به منزل ما بیاید و در درس ها کمکم کند. من هم که عاشق او شده بودم و از طرفی توان نه گفتن نداشتم قبول کردم. نمی دانم چه اتفاقی بین ما افتاد... اما حال خوبی نداشتم. نمی دانستم با چه کسی صحبت کنم و چگونه از اتفاقی که بین ما افتاده بگویم. بعد از آن ماجرا دیگر سعید را در کافه ندیدم. او حتی به تماس های من جواب
(تصاویر) زندگی خصوصی، عکس های شخصی و بیوگرافی مهران احمدی بهبود سریال پایتخت
/> این بازیگر با اخلاق متولد اسفند سال 1352 در تهران است. خانواده مهران پس از تولد و در سن کودکی به نیشابور کوچ می کنند و همین امر موجب می شود که او لهجه نیشابوری بگیرد و بتواند در نقش نعیم در سریال مهرآباد ایفای نقش کند. وی در نوجوانی به تهران باز می گردد و بازیگری تئاتر را شروع می کند و در سال 1373 در رشته تئاتر با گرایش بازیگری در دانشگاه آزاد مشغول به تحصیل می شود. مهران از
محکومیت پسر جوان به خاطر قتل پدر
شد.وی در بازجویی های اولیه به قتل پدرش اعتراف کرد و گفت: چند روز قبل متوجه شدم که پدرم دختر 7 ساله ام را آزار داده است. آنقدر عصبانی شدم که خون جلوی چشمانم را گرفت و به سرعت خودم را به دامداری رساندم و با چوب به سر پدرم زدم و او را کشتم. پس از اظهارات متهم 30 ساله مأموران به ادامه تحقیقات پرداختند و دریافتند که شاهرخ دروغ گفته و اصلاً حتی ازدواج هم نکرده است که دختری 7 ساله داشته باشد.
مرد نقره ای ایران: خودم مقصر بودم و اشتباه کردم/ راحت می توانستم این حریف را شکست دهم
پویا دادمرز درباره کسب مدال نقره در مسابقات جهانی آلبانی، اظهارکرد: سومین تجربه حضورم در رقابت های جهانی بود و مسابقات سال جاری در سطح بالایی برگزار شد. در اولین حضورم در رقابت های جهانی در رده هشتم قرار گرفتم و در دومین حضور نیز به مدال برنز رسید. خوشبختانه امسال به نشان نقره دست پیدا کردم، هرچند می توانستم قهرمان شوم و خودم مقصر بودم و اشتباه کردم. او ادامه داد: البته خدا را شکر که
لالایی می خوانم و عکس می گیرم
شود. اگرچه هیچ کدام از این نظرات، حرف ها و کنایه های دیگر برای او مهم نیست و راه خودش را ادامه می دهد. چه شد که تصمیم گرفتی با دختر 7ماهه ات عکاسی خبری و ورزشی کنی؟ چرا مثل همه مرخصی زایمان نگرفتی؟ من تا 2هفته قبل از زایمانم، عکاسی می کردم و استراحت نداشتم. برای عکاسی مسابقات والیبال یا عکاسی محیط های خبری دیگر می رفتم و بعد زایمان هم کارم را از 3ماهگی پناه شروع و تلاش کردم که
احمد نجفی در راه مهران رجبی/ تلوزیون برای احمد نجفی شد
آفتاب نیوز : احمد نجفی بازیگر پرکار این روز های تلویزیون است که با سریال های تانک خورها و هشت پا این روز ها مهمان خانه ها است. هشت پا سریال پلیسی تلویزیون به کارگردانی احمد معظمی و تهیه کنندگی محمدرضا شفیعی تولید شد و تانک خورها سریالی با حال و هوای دفاع مقدس و روز های جنگ تحمیلی است که به تهیه کنندگی ایرج محمدی و کارگردانی پرویز شیخ طادی روی آنتن شبکه سه می رود. این دو
زن و مرد خیانتکار به اعدام محکوم شدند
. من همیشه از اینکه فرزندانم هیچ شباهتی به من نداشتند ناراحت بودم اما با دیدن شباهت پسرم با خسرو تصمیم گرفتم بدون اطلاع از همسرم دو فرزندم را به آزمایشگاه ببرم تا از آنها و خودم آزمایش DNA گرفته شود. وقتی جواب آزمایش را گرفتم دنیا روی سرم خراب شد چراکه فهمیدم من پدر فرزندانم نیستم. حالا هم از همسرم و مدیر شرکت شاکی هستم. پس از ثبت این شکایت پلیس تحقیقاتش را آغاز کرد
فکر می کردند اکبر عبدی پدرم است
بازپخش های در خانه را دیده ام. بازخوردهای خیلی خوبی هم می گیرم. پدرم ازمسئولان صداوسیما بودند و من از کودکی در مهد کودک سازمان بزرگ شدم و کاملا با این محیط آشنا بودم. شش ساله بودم که در برنامه بچه ها این رو شنیدید؟ بازی کردم و بعد هم در9سالگی جلوی دوربین سریال درخانه رفتم. دیگر ادامه دادم تا اجرا و تهیه کنندگی و کارگردانی فیلم بیننده زیاد داردوهر بارسریال درخانه ازاین شبکه پخش می شود، بازخوردهای خیلی
ناگفته های مرد 85 ساله از 48 ساعت سرگردانی در کوه
: وقتی شب شد از او خبری نشد، مادرم این موضوع را به ما اطلاع داد و گفت که گوشی موبایل پدرم خاموش است. با شنیدن این جمله نگران شدم و بلافاصله با یکی ازاهالی روستا تماس گرفتم. از او خواستم تا به خانه پدرم برود و از او سراغی بگیرد. اما او گفت که پدرم در خانه نیست. بدین ترتیب چند نفر از اهالی را در جریان قرار دادیم تا اطراف روستا را بگردند و پیدا کنند. اما آنها هرچه گشته بودند، خبری از پدرم
متجاوز دختر 12 ساله اعدام می شود
مرد صاحبخانه کسی خانه نبود؛ من هم برای خرید بیرون رفته بودم و دختر 12 ساله ام را در خانه تنها گذاشتم. وقتی بعد از نیم ساعت برگشتم، متوجه شدم حال دخترم خوب نیست. بعد از پرس وجو دخترم گفت که بعد از خروج من از خانه، حسام به او تعرض کرده است. پس از اظهارات این زن، مأموران دختر 12 ساله را به پزشکی قانونی معرفی کردند و کارشناسان پزشکی قانونی تعرض به دختربچه را تأیید کردند. به این ترتیب مرد 34
اجیر کردن دو آدم کش افغانستانی برای قتل مرد آشنا
رسیدگی به این پرونده از یکم دی ماه سال 1400 با ناپدید شدن مرد جوانی به نام افشین آغاز شد. پدر وی که به پلیس آگاهی رفته بود به ماموران گفت: پسرم از مدتی قبل با یکی از دوستانش به نام احسان اختلاف مالی داشت. آخرین بار احسان با پسرم تماس گرفت و با او قرار ملاقات گذاشت .افشین از خانه بیرون رفت و دیگر باز نگشت. در حالی که تلاش برای افشای راز ناپدید شدن مرد جوان آغاز شده بود
رامبد جوان: از تلویزیون دلخورم/ نهادهای امنیتی هم درباره خندوانه نظر می دادند!/ سال 98به اجبار خندوانه ...
حتما بی نتیجه یا مخرب است. من نمی توانم فقط خودم را دوست داشته باشم. حتما باید برای دیگران هم احترام قائل باشم و برای بقیه سهم قائل باشم، سهم از همه زندگی. به گفته کارگردان و مجری خندوانه این اختلاف و فاصله با تلویزیون از سال 98 به طور جدی شروع شد: من سال 98 هم قصد نداشتم تلویزیون کار کنم. یک برنامه استندآپ بیرون از تلویزیون ساختم که در تلویزیون برنامه نداشته باشم. ساختم، هزینه کردم و
وحید قلیچ : با حضور پیتسو موسیمانه سرمربی آفریقایی می توان یک افق روشن برای استقلال دید
را خالی نمی کنند. خروج هاشمی نسب هیچ دخل و تصرفی به من نداشته و اگر درباره درگیری صحبت می کنند مسئله ای بود بین مهدی و پرویز کماسی و بعد از آن من فقط مهدی را نصیحت کردم که با بزرگان تیم با احترام برخورد کند. مهدی هاشمی نسب از ابتدا به خاطر پول به استقلال رفت. 50 و 100 میلیون تومان در سال 82 پول زیاد و سرسام آوری بود و مهدی تنها به خاطر پول به استقلال رفت. من با او هیچ مشکلی نداشتم که بخواهم رنگ
داستان دختر جوان و مرد هوس باز مشاور املاک
زن جوان گفت: کودک خردسالی بودم که مادرم را در یک حادثه رانندگی از دست دادم اما وقتی مدتی بعد پدرم دوباره ازدواج کرد و خاله ام سرپرستی مرا به عهده گرفت چراکه دلش به حالم می سوخت و دوست داشت مرا مانند فرزندان خودش بزرگ کند. در این شرایط گاهی پدرم به سراغم می آمد و مرا با خودش به پارک و سینما و تفریح می برد ولی من هیچ لذتی نمی بردم و به شدت احساس کمبود محبت داشتم و بالاخره هم زندگی ام را
محاکمه عاملان قتل جنجالی دختر فیلم بردار در مشهد+ عکس
مقابل باغ توقف کرد. قرار بود طوری با فریاد و سر وصدا صحنه سازی کنیم که انگار مدارک را فرد ناشناسی برده است. بعد از شلیک جسد را خودم از پشت فرمان پایین کشیدم که دست وپایم زخمی شد! وی با اشاره به این که قتل عمدی دختر 26 ساله را قبول دارد، مدعی شد: من معتاد هستم ولی شیشه مصرف نکرده بودم. شب حادثه هم مسعود(همسرمقتول) اسلحه کلت و گلوله ها را به من داد ولی آن گلوله ها را خودم درون سلاح گذاشتم
محاکمه عاملان قتل دختر فیلم بردار در مشهد + عکس
بود که مقابل باغ توقف کرد. قرار بود طوری با فریاد و سروصدا صحنه سازی کنیم که انگار مدارک را فرد ناشناسی برده است. بعد از شلیک، جسد را خودم از پشت فرمان پایین کشیدم که دست وپایم زخمی شد! وی با اشاره به اینکه قتل عمدی دختر 26 ساله را قبول دارد، مدعی شد: من معتاد هستم؛ ولی شیشه مصرف نکرده بودم. شب حادثه هم مسعود (همسرمقتول) اسلحه کلت و گلوله ها را به من داد، ولی آن گلوله ها را خودم درون سلاح
نقش پررنگ روابط غیراخلاقی در وقوع قتل های فجیع و جنایی
داشتند نمی توانستند زندگی کنند؛ تقریبا 4 ماه قبل قصد داشتم تا پدرم را به قتل برسانم و یک زندگی با آرامش برای اعضای خانواده ام درست کنم. شاگرد اول مدرسه بودم، اما بخاطر پدرم دچار افسردگی شدیدی شدم؛ می خواستم بروم دانشگاه و در رشته پزشکی تحصیل کنم، اما بخاطر افسردگی و بی پولی نتوانستم. پدرم مدام با فحاشی های رکیک مادرم را جلوی فامیل و همسایه تحقیر می کرد. برادرم معلویت جسمی دارد و بسیار به
آموریم: می خواستم آخر فصل بیایم، یونایتد نگذاشت!
چنین پیشنهادهایی به دست من رسیده بود اما همیشه دوست داشتم که به یونایتد بروم. دوست نداشتم حسرت این که تصمیم گرفتم به یونایتد نروم را بخورم. می دانم که جدایی من برای هواداران اسپورتینگ ناراحت کننده است. حالا راحت تر به خانه می روم و خوشحال تر هستم چون همه چیز را برای آنها توضیح دادم. در ابتدای فصل با رئیس باشگاه صحبت کرده بودم و به او گفته بودم که هر اتفاقی هم که رخ دهد این آخرین فصل حضور من در اسپورتینگ است. فصل خوب شروع شد و ناگهان پیشنهاد یونایتد رسید و آنها بند فسخ من را پرداخت کردند. ...
ببخشید؛ دیوونه خونه کدوم وره!؟
اگر پیش دبستانی را هم لحاظ کنم؛ 13 سال طول کشید تا بالاخره دیپلم گرفتم! همان سال دانشگاه رشته روانشناسی قبول شدم و 7 ترمه با معدل بالا لیسانس گرفتم! به سرعت برق برای ارشد روانشناسی ثبت نام کردم و سر دو سال از پایان نامه ام، با مقاله ای که در یک ژورنال معتبر چاپ کردم، با نمره بیست دفاع کردم و الان بهترین محقق و دانشجوی دکترای روانشناسی هستم! دیروز دوست صمیمی ام برای
گفتگو با مردی که خانه اش را بخاطر لبنان و غزه فروخت | خانه ای که دوبار هدیه شد!
ایران دفاع کنم، باید دشمن تا دندان مسلح را خارج از مرزهای کشورمان زمین گیر کنیم. از روزی بگویید که اولین جرقه های این تصمیم در ذهن تان روشن شد. واقعیت این است که در این شرایط مالی برای مردم عجیب است که یک فرد از خانه نوساز خود بگذرد. من به عنوان یک دهه شصتی این تصمیم را گرفتم. 12 سال پیش یعنی سال 91 که شغلی نداشتم، برای مسکن مهر اقدام کردم. تمام دار و ندارمان را فروختیم تا پول
زنان طلایی شهر من
بود و دخترکش را که کمتر از دوسال داشت، به بغل گرفته بود. دستش یک جعبه بود و داخلش یک پلاک طلا به شکل کعبه. از او خواستم خاطره اش را با این تکه طلا برایم تعریف کند: این هدیه یادگار بیست ساله من است. دوم راهنمایی که بودم، مدیر مدرسه مان مسابقه حفظ زیارت عاشورا گذاشته بود؛ اما درباره جایزه اش چیزی به ما نگفته بود. آن سال به همراه تعدادی از بچه ها زیارت عاشورا را حفظ کردیم و سر کلاس انشا برای هم کلاس
این خودکار باارزش گم شده است!
رفیق شده بودند. یک سالی گذشت و اسفند سال 1366 از راه رسید. در ارتفاعات گوجار برای خودم در چادر خوابیده بودم و شب هم عملیات داشتیم؛ بیت المقدس 3. هوا خیلی سرد بود؛ من محکم گرمای پتو را چنگ می زدم و خواب گرم و شیرین زیر پتو محکم مرا در آغوش گرفته بود. + هوشنگ؟ داداش! اون تویی؟ ها! چیه؟ + یه دقه پاشو بیا بیرون کارت. خب تو بیا تو. + نه بیا بیرون. بابا بیرون سرده ممدعلی. + بیا دیگه. با اکراه از جایم
سرقت های سریالی دختر جوان تهرانی برای نجات برادرش از زندان + گفتگو
دنبال کار می گردد. از آنجا که مادرم مریض است از او خواستم برای صحبت درباره مراقبت از مادرم به خانه ما بیاید. او ادامه داد: زن جوان به خانه ام آمد و برای پذیرایی نوشیدنی آوردم اما نمی دانم کی و چطور با ریختن داروی بی هوشی در نوشیدنی ام مرا بی هوش کرد. با اظهارات مرد صاحبخانه و مدارک به دست آمده در تحقیقات، به دستور بازپرس دادسرای سرقت، متهم در اختیار پلیس قرار داده شد و بررسی ها
کسب مقام دوم جشنواره بین المللی عکس مسکو توسط عکاس مشهدی
پس از ورود به فینال، فرمت تصاویر ارائه شده با فایل RAW اصلی برای نیاز به تخصص فنی همراه در اختیار دبیرخانه جشنواره قرار دهند تا نام فایل تصویری با نام اثر هنری مطابقت داشته باشد. همچنین مکان و داستان عکس براساس رویداد زیستی آن مکان نیز همخوانی داشته باشد. وقاری شورچه ادامه داد: طبیعتا این روند برای من هم وجود داشت و از سال گذشته کم و بیش با من ارتباط داشتند و از هر مرحله ای که عبور می
سرسام گرفتن ناصر حجازی از پیشنهاد ازدواج دختران عاشق پیشه / هرجا میرفتم برایم نامه مینوشتند!
. بعد از اینکه از استرالیا برگشتم در خانه مان با کوهی از نامه روبه رو شدم. اول گمان می کردم که نامه ها از طرف دوستانم فرستاده شده اما وقتی شروع به باز آنها کردم دریافتم که همه اینها از طرف دخترانی فرستاده شده که از سراسر کشور برایم نوشته اند و عجیب اینکه تمامی اینها خواهان ازدواج با من هستند! بسیاری شان از به هم خوردن نامزدی من ابراز خوشحالی کرده اند و بسیاری دیگر اظهار تاسف. یکی در
انگیزه دختر سارق، آزادی برادرش از زندان بود
و مردی را با دست و پای بسته و نیمه هوش در آنجا پیدا کردند. او مالک آپارتمان بود که پس از بهبودی گفت: از کارخانه ام که خارج شدم، سوار بنزم بودم که در خیابان دختری دست تکان داد. چون دیروقت بود، توقف کردم که او را به خانه اش برسانم. دختر جوان می گفت که پرستار سالمندان است و چون می خواستم برای مادر پیرم پرستار استخدام کنم، همراه وی به خانه ام رفتیم که قرار داد امضا کنیم اما او در چای من، داروی بیهوشی
تله پلید زن جوان برای راننده ای که او را در خیابان تاریک سوار کرد
به خانه ما بیاید. او بلافاصله پذیرفت و قرار شد همان شب به خانه ما بیاید تا مادرم را ببیند اما مادرم به خانه برادرم رفته بود و من از این اتفاق بی خبر بودم. شاکی ادامه داد: آن زن که خودش را شهلا معرفی کرد به خانه ام آمد و برایش نوشیدنی آوردم و لحظاتی بعد برای آوردن وسایل پذیرایی به آشپزخانه رفتم. چند دقیقه ای طول کشید و زمانی که برگشتم، نوشیدنی ام را خوردم. بعد از آن بود که بیهوش شدم
عبور تریکر ایرانی از دیوار موانع داخلی تا طلای جهانی
جهان ضعیف عمل کرده، ولی امکانات مرتبط با این رشته در کشور تقریبا کامل است. آن زمان که من شروع به فعالیت کردم، دو یا سه باشگاه تخصصی برای ژیمناستیک در مشهد وجود داشت، اما تا به الان برای رشته های آزاد، هیچ ابزار تخصصی و حتی مکانی ویژه در نظر گرفته نشده است. این قهرمان تریکینگ ادامه داد: حدودا سال 1387 از طریق تماشای فیلم یاماکاسی با رشته پارکور آشنا شدم. حرکاتی که در فیلم دیده بودم را با