سایر منابع:
سایر خبرها
آیا موسیقی سنتی ایران برای فرار از فراموشی به سمت پاپ شدن می رود؟
الگوی قدرتمندی حرف بزنیم. علی قمصری : من عاشق مسجد شیخ لطف الله هستم؛ اما روی این مبل نشسته ام. سهراب پورناظری : اما تعریف و سلیقه ات را بر اساس این مبل انجام نمی دهی. معتقدی که در تمام این سال ها غرب، امریکا و شرق روی ما اثر گذاشته اند و آن هویتی را که داشتیم، از دست داده ایم و امروز مجبوریم روی مبل بنشینیم و مناسک یک کنسرت اروپایی را برای کنسرت خودمان برگزار کنیم.
روایت قیام مردم دربرابریکپارچه سازی مدرنیته جعلی
پاریس پاریس و مفتون وفیروزه در سال های هشتادونه و نودوسه از سوی انتشارات نیستان منتشر شد. این سه واقعه پیوندی عجیب باهم دارند . در رژیسور روس ها توسط ژنرال ردکو، بعد از واقعه به توپ بستن مجلس در تهران، حرم امام هشتم را در مشهد به توپ می بندند. در دومی پاریس پاریس که رمان مورد بحث ماست، ایرج مطبوعی و پاکروان و قادری سه ضلع شوم قدرت پهلوی اول هستند که با به توپ بستن حرم، کشتاری فجیع نیز
از تئاتر عصر گوتنبرگ تا دوران بیل گیتس و استیو جابز / چه کسی در عصر دیجیتال مدافع تئاتر خواهد بود؟
کارشناس تئاتر، معتاد به تئاتر و عاشق تئاتر هستم. من وارد نقد تئاتر شدم تا درباره کارهای خوب خبررسانی کنم، تا تئاتر باکیفیت را حمایت کنم و به مخاطبان کمک کنم نمایش هایی که دوست دارند را بیابند و به نمایش ها کمک کنم که مخاطبان دلخواه خود را پیدا کنند. ما به عنوان منتقدان تئاتر، اغلب مدافعان منافع جامعه تئاتری و خود تئاتر هستیم. منتقدان بزرگ همواره پشتیبان مسئله اهمیت تئاتر به عنوان یک نهاد
آتش بس در خان طومان معنا نداشت/ آمریکا با فاصله 9 هزار کیلومتری در عراق حضور دارد تا امنیت کشورش تامین ...
آغاز کردند هر چند حماسه هیچ گاه برای افرادی مانند رحیم کابلی پایان نیافت: پنج سال با مادرشوهرم در روستای قره تپه نزدیک بهشهر زندگی می کردیم، او هیچ وقت نبود و همیشه ماموریت بود، سال دوم ازدواجمان گفت: من بهشهر خانه اجاره می کنم که مستقل باشیم. گفتم: نه. من که از پدر و مادرم دور هستم، حداقل خانواده شما کنار ما باشند. گفت: سخت است! گفتم: اشکالی ندارد، من تحمل می کنم. شهید کابلی خیلی کم
از آغازی غریبانه تا حضور پرشور مردم در آئین افتتاحیه نمایشگاه قرآن مشهد
جمعی از جانبازان و رزمندگان یمنی و تنی چند از خانواده های مدافعان حرم بود که در ردیف دوم سالن در حالی که عکس فرزندان شهیدشان را در دست داشتند، نشسته بودند. وجود بنرهای یادبود دو تن از قرآنیان پر کشیده در سال گذشته شهید محسن حاجی حسنی کارگر و حمیدرضا عباسی از دیگر مواردی بود که در این مراسم رخ نمایی می کرد. این مراسم که به صورت زنده از شبکه خراسان رضوی تحت عنوان برنامه روایت دیدار پوشش
انگیزه ام برای شرکت در نبرد سوریه از جنگ 22 روزه غزه کلید خورد/آزمون نسل ما همینجاست
، سلاخی مردم مظلوم و یورش به کشورهای مسلمان کردند، او هم همانند بسیاری از جوانان متعهد احساس تکلیف کرد تا در خط مقاومت اسلامی حضور پیدا کند. آسان هم نبود. به قول خودش، چهار سال به هر دری زد تا بتواند به عنوان مدافع حرم راهی سوریه شود. خودش می گوید: من نظامی نبودم اما بسیجی بودم. یک بسیجی می تواند در لحظه هم یک جنگجوی ماهر باشد و هم یک متخصص امور فرهنگی باشد. یکی از شاخصه های بسیج این
برنامه ماه عسل امشب میزبان مادر لرستانی شهید مدافع حرم بود./ ماجرای شهادت جوان لرستانی-عراقی+ عکس
ماه عسل امشب نیز مادر فرمانده جواد گفت: وقتی خبر شهادت پسرم را از اخبار شنیدم بسیار ناآرام شدم اما زمانی که او را در حرم امام حسین دیدم آرام گرفتم چرا که یاد غم حضرت زینب افتادم. در پایان این برنامه محسن از اهداف خود برای حضور و ادامه نبرد علیه تکفیری ها سخن گفت و بر این نکته تاکید کرد که امیدوارم به آرزویم که همان شهادت است دست پیدا کنم. گزارش از: بهاره کنجکاو فرد
شهیدی که آرزویش را در مقابل مادرش نگفت...ولی به آرزویش رسید...
فرمانده جواد در بغداد، از نحوه شهادت جواد پسر بزرگ خانواده صحبت شد. محسن گفت: جواد در ابتدا دو بار در سوریه زخمی شد و بعد که مسئله عراق پیش آمد احساس خطر کردیم چرا که تکفیری ها به حرم امام حسین (ع) و امام علی (ع) نزدیک می شدند. در ادامه روح الله رفیعی کارگردان مستند فرمانده جواد به برنامه دعوت شد و دلیل انتخاب سوژه جواد برای این مستند خود را داشتن پدر عراقی و مادری ایرانی عنوان
روزه داری نانوا در کنار 6 روزه خوار و ماجرای جوان مسیحی
کارگر در نانوایی کار می کردند و من هفتمین نفر از آنها بودم. در آن زمان هیچکدام از این 6 نفر روزه نمی گرفتند و من از صبح کنار تنور با آن گرما، منتظر می شدم تا ساعت 9 شب برسد و افطار کنم. به قدری گرما من را اذیت می کرد که وصف آن ممکن نیست اما در این حال می دیدم که خداوند به من قوت و قدرتی می داد که روزه کل ماه را می گرفتم. این 6 کارگری که در کنار من بودند همه روزه خواری می کردند و شرایطی
رویارویی خیر و شر در قاب رمضان
به گزارش جام جم سیما ، ریشه این علاقه حداقلی را نیز می توان به پیشینه کمرنگ داستانی در باب این موضوعات و کمبودهای ابزاری در زمینه تولید نسبت داد و البته به سبب همین کمبود اسباب، خرده نگرفت بر این گرایش کمرنگ و سیرسکونی تولیدات نمایشی از این نوع. به علاوه چنانچه ترجیح کم و بیشی نیز در کار باشد رفع نیاز با خیل انبوهی از محصولات پذیرفتنی غیروطنی شدنی است که غنای تکنیکی و داستانی را توامان داراست. در این میان اگرچه برآیند داشته های آن ور آبی و نداشته های ما در موضوع این آثار در گذر سال ها سبب کم تجربگی سینما و تلویزیون در قالب تخیلی یا ماورایی و البته تولید آثاری تحویل گرفته نشده منجر شده است، اما تجربه حکایت از این دارد که تعدادی آثار ساختارمند و پرداخت شده نیز بوده که در مقیاس توان داخلی مقبول نظر و رای مخاطب افتاده است. در چنین شرایطی و در روزهای تکامل و قدرت افزایی چشمگیر محصولات هالیوودی در قالب تخیلی و در مقابلش کاهش سرمایه گذاری و ریسک پذیری در این زمینه در سینمای ایران، تلویزیون اما در دوره ای چند ساله سراغ این شکل روایی و به نوعی میانبرگونه در طرح مضامین حساس اخلاقی و دینی رفت. رویکردی مثبت و تاحدودی غافلگیرکننده در سریال های ماه رمضان و منجر به تولید آثاری موفق در انتقال مفاهیم دینی که متاسفانه دچار آفت تکرار و پس از حیاتی کوتاه، یکباره کنار گذاشته شد. به این سان مجموعه های نمایشی با ساختار تخیلی و ماورایی که می توانست تا سال ها خوراک سریال های موفقی باشد، گرفتار سرنوشت بسیاری از رویکردهای گذرا و غیرمتعادل تولید بی درنگ، بناگاه به مرحله دلزدگی و توقف و نهایتا درهای خروج رسید. شروع پرجلوه تولید آثار ماورایی بسان تولید دوره ای و بی تناسب آثار کمدی یا اجتماعی و حتی اکشن در دهه های گذشته در سینمای ایران روی تعادل را به خود ندید تا همچون تب های زود به عرق نشسته، این قالب روایی نیز به خاطره رمضانی دور و دورترشده مخاطب تبدیل گردد. حال این که به علت تازگی نظرگاه و تفاوت لحن، اغلب خوب دیده و پسندیده شد، اما حالا دیگر سهمی از آثار رمضانی ندارد و فرا رسیدن دوباره این ماه شاید فرصت مغتنمی باشد برای مروری اجمالی و تجدید خاطره یا حتی ترغیب برای احیای آثاری از این جنس که زمانی رونق رمضانی تلویزیون بودند. کمکم کن برای اولین بار تلویزیون عرصه را برای فضاهای کمتر کار شده داستانی ماورایی فراهم کرد تا سلیقه مخاطبی که پیشتر به پاداش و عقاب دنیایی اعمال خوگرفته بود، دریچه ای متفاوت و تاثیرگذاری از تجسم اعمال به رویش گشوده شود. قاسم جعفری، سازنده آثار موفق تلویزیونی آن روزها، خطر این پاگشایی محتوایی و موضعگیری های احتمالی آینده را به جان خرید تا سریالی به مرحله تولید برسد که در سال های آینده رهروان بسیاری نیز یافت. کمکم کن به مدد قصه و روایتی تازه در موضوعی متافیزیکی و به مدد رویای جوان در کمارفته قدم اول را محکم برداشت. جوان آلوده به گناه و از کما بازگشته، مسئول حلالیت طلبی از هم اتاقی های بیمارستانی اش می شود که در برزخ اعمال ناصحیح گرفتارند. بازخورد های اولیه نشان از موثر افتادن نیت و هدف سریال می داد، چرا که سرگذشت آدم های در اسارت عقوبت گناه از جنس همان داستان های عبرت آموز و کنجکاو کننده ای بود که در خود مفاهیم نهفته اعتقادی و دینی بسیار داشت. از طرفی تماشای سرگذشت آدم ها از انتها و در روزهای استیصال آنها، گیرا و چه بسا سهل تر از روایت آثاری شد که در شکل دادن سرانجام کاراکترهای خود به مشکل برمی خورند. کمکم کن البته به عنوان پیشگام ضمن روایت خویش، مسئول ایجاد آشنایی و رضایت مخاطب با موضوعی استفهامی و سوال برانگیز از عالم دیگر نیز بود که نظرگیر شدن سعی آن از پی پرسش های بی شمار در زمان پخش پیدا بود. او یک فرشته بود علیرضا افخمی به عنوان ناظر کیفی آثار پرمخاطب تلویزیونی و کارگردان سریال تب سرد در حالی مسئولیت کارگردانی اثری مناسبتی را عهده دار شد که شواهد رسانه ای قبل از پخش نشان از اثری توجه برانگیز نمی داد. نوع مواجهه ما با اثر در قسمت های ابتدایی نیز در عین دادن کدهای اولیه از جنس دیگر آثار معمول تلویزیونی بود. به عبارتی عادت ذهنی و انتظار اصولی، کمتر یا به نوعی اصلا سوی ابعاد ماورایی و حلول شیطان را نمی گرفت. رفته رفته اما سریال در مسیر هدفگذاری اش پیش رفت و به شیوه ای قطره چکانی همپای داستان، صورت ماورایی اش را نشان مخاطب داد. در این راه سریال با محور قرار دادن زندگی کسی که کبر و غروری بیجا ریشه گمراهی و فاصله گرفتنش از خود و ایمان واقعی است که به بهترین وجه در معرض امتحان قرار گرفتن و همراهی اش با شیطان را به تصویر می کشد، حتی تا جایی پیش می رود که وجوه دلهره آمیز و کمتر کار شده در فراوانی موقعیت های پرتعلیق با افزودن بر شوق مخاطب، پیگیری فرجام خواسته و ناخواسته شخصیت های ماجرا را هر قسمت بیشتر نیز کرد. او یک فرشته بود نهایتا با تکیه بر عناصر ماورایی نو و مقبول به یکی از آثار مثال زدنی ...
بهره گیری از قالبهای نو در ترویج فرهنگ ایثار و شهادت ضروری است
گفت: روزدوشنبه همزمان با شب ولادت امام حسن مجتبی (ع) به همت بنیاد شهید و امورایثارگران شهرستان دلیجان، برای افغان های خانواده مدافعان حرم که جوانان خودرابه منظورحفاظت از حرم اهل بیت (ع) و امنیت کشورمان تقدیم کردند، قطعه زمینی جهت ساخت حدود 30 واحد مسکونی اختصاص پیدا کرده که کلنگ زنی می شود. مدیرکل بنیادشهید و امورایثارگران استان مرکزی نیزگفت: شورای عالی ترویج فرهنگ ایثار و شهادت و متناظر آن
طنازان آهنین در 10 برنامه برتر تلویزیونی
آمریکا و برنامه دنده 5 انگلیس در حال پخش هستند. 10 برنامه تلویزیونی در مورد ماشین را مرور خواهیم کرد. Top Gear UK در حال حاضر هر اپیزود این برنامه درست یک هفته بعد از انگلیس در آمریکا روی صحنه می رود. محبوبیت این برنامه تلویزیونی فوق العاده، هر سال در حال افزایش است و هیچ کدام از برنامه های خودرو به این اندازه دارای ماجرا جویی، چیزهای عجیب و غریب، شوخی های میان سه مجری
مشاور اجرایی و رئیس حوزه ریاست رسانه ملی منصوب شد
به گزارش جام جم سیما به نقل از روابط عمومی صداوسیما، در حکم دکتر علی عسکری به مشاور اجرایی و رئیس جدید حوزه ریاست رسانه ملی آمده است: با توجه به نقش کلیدی و مؤثر حوزه ریاست در انسجام بخشی به اداره رسانه ملی، انتظار می رود ضمن نظارت و هماهنگی بر امور اجرایی سازمان در راستای سیاست های ابلاغی و مداقه در آسیب های فعلی و نیازهای آتی مجموعه به منظور ارتقاء سطح کار آمدی ستاد مدیریت سازمان و راهبری ارتباطات درون وبرون سازمانی همت گمارید.شناخت سازمانی و تجربیات خوب شما در سال های گذشته، پشتوانه ارزشمندی دراین مسئولیت مهم می باشد. مهندس برنا فیروزی دانش آموخته فنی دانشگاه صدا وسیما وکارشناس ارشد رشته مدیریت رسانه ازمدیران جوان و با سابقه در سازمان صدا وسیما است که درسال 93 موفق به اخذ نشان کشوری به عنوان مدیر منتخب جهادی شده است. ازجمله سوابق نامبرده می توان به مدیرکل فنی صدا، مدیرکل سیستم های تولید و پخش،مدیر پروژه های فنی و مهندسی صدا وسیما درخارج ازکشور، عضو هیأت مدیره شرکت صوتی و تصویری سروش و عضو هیأت امناء صندوق بازنشستگی در رسانه ملی اشاره کرد. همچنین در این حکم رئیس سازمان صدا وسیما از خدمات ارزشمند جناب آقای مسعود گرجی در مدت تصدی مسئولیت حوزه ریاست قدردانی کرد. ...
رمضان، تشنگی و یاد یک کودک ...
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از خنج کهن ؛ سیده فاطمه هاشمی اهل شهرستان خنج بوده و هم اکنون دانشجوی رشته پرستاری می باشد. او علاوه بر اینکه در عرصه علم موفق است، در سرودن شعر و نوشته های ادبی نیز مهارت خاصی دارد و این هنر را در خدمت ارزشها بکار برده است. این جوان هنرمند بمناسبت فرارسیدن ماه مبارک رمضان، دلنوشته ای را به رشته تحریر درآورده که خواننده را با خود همراه می سازد
گفتگو با بهرام رادان به بهانه فیلم بارکد ؛ دیده شدن فیلم هایم اولویت دارد، نه دریافت جایزه
این تغییر مسیر بحث می کنیم. به نظرم اگر تقدیری خاص برای فردی تعیین شده باشد، تمام درها برایش باز می شود ولو اینکه دیگران نخواهند یا مانع شوند. من به عنوان یک بازیگر دوست دارم برای کار و زندگی ام برنامه ریزی داشته باشم و مثلا بدانم تا عید سال بعد قرار است چه کارهایی انجام بدهم، اما به قدری برخی موقعیت ها آنی و در لحظه شکل می گیرند که ناگهان می بینید دری که مدت ها بسته بوده، باز شده است. پش شما
زندگی نامه های هنرمندان را چه کسانی می نویسند/ تاثیر غلو در زندگی هنرمندان
ناخواسته و بدون اطلاع من موفقیتم بوده باشد! (این را باید بگویم که من به تنهایی عامل موفقیت بخش درگذشتگان در آن سال ها نبودم و خیلی ها حتی از میان سینماگران در توفیق این بخش دخیل بودند). پارسال پس از راه اندازی برنامه شب آواز ایرانی نیز وقتی موفقیت این برنامه به همگان و ازجمله حامی رسمی این برنامه ثابت شد، من مجبور به کناره گیری از برنامه ابداعی خودم شدم...! از کتاب موسیقی فیلم ایرانی چه
عشق به اهل بیت(ع) بال پرواز عبدالحمید شد
اجدادی مان سردر که از توابع حاجی آباد است سکونت داشتند. روستایمان 120 کیلومتر از بندر فاصله دارد. از طرف دیگر چون همسرم آن زمان در نیروی انتظامی کار می کرد و به شمال کشور منتقل شده بود، کمتر در خانه بود و همدیگر را خیلی نمی دیدیم. سال 78 در فصل برداشت خرما به روستا رفته بودم. سری به خاله ام زدم که بعدها مادر شوهرم شد. خاله گلایه داشت که عبدالحمید می خواهد از شمال انتقالی بگیرد و به زاهدان برود. از من
از تصنیف های میهنی مشروطه تا سرودهای انقلاب
ایران آنلاین / حتی در حوزه ای که بخش اعظم شهرتش را مدیون آن بود یعنی سرودهای انقلابی، به ساز و کار تصنیف های انقلابی اواخر دوره مشروطه وفادار مانده بود البته وی در این سال های واپسین شاعری، به عنوان یک شهروند - و البته نه شاعر- از تحولات مثبت استقبال کرده بود و حتی در پایان مصاحبه ای که در اواسط دهه هشتاد با او داشتم، در پاسخ به این سؤال که: گفته می شود لااقل 30درصد تولیدات موسیقی پاپ داخل کشور
حضور در شبکه های اجتماعی دغدغه ام نیست
نیکی مظفری مدت ها به عنوان مدیر تولید، جانشین تهیه کننده، طراح صحنه و طراح گریم مشغول فعالیت بود و پس از آن، بازی در نمایشنامه های شب روی سنگفرش های خیس به کارگردانی هادی مرزبان و رویاهای رام نشده به کارگردانی ایوب آقاخانی را در کارنامه خود ثبت کرد. وی همچنین در مجموعه تلویزیونی غریب آشنا به کارگردانی صباغ زاده با پدرش همبازی شد. با نیکی مظفری درباره فعالیتش در شبکه های اجتماعی به گفت وگو نشسته ایم. در شبکه های اجتماعی به چه شکلی فعالیت می کنید؟ در شبکه های اجتماعی، یک صفحه اینستاگرام دارم و در آن به خبررسانی فعالیت هایم در زمینه تئاتر، سینما و مراسمی که در آنها حضور دارم می پردازم. علاوه بر آن، برخی نمایش ها و کتاب ها را نیز معرفی می کنم. حضور در شبکه های اجتماعی برای شما چه مزایا و معایبی داشته است؟ انسان نباید زیاد درگیر چنین شبکه هایی باشد و روی آنها تمرکز کند چراکه زمان مفید خود را از دست می دهد. حضور بی هدف در این شبکه ها باعث دور شدن از هدف و مسیر اصلی می شود. اصولا شبکه های اجتماعی دغدغه من نیستند. فقط سعی می کنم تمام نظرات را بخوانم؛ برخی از آنها زیبا و پرانرژی است و صاحبانش با لطف تشویقم می کنند. تا جایی که بتوانم با حسی متقابل از این افراد تشکر می کنم. در کنار این سعی دارم به نقدها هم فکر کنم و توجه ویژه به آنها داشته باشم. نقدها و بازتاب هایی را که در فضای مجازی می گیرید، در کارهایتان لحاظ می کنید؟ گاهی اوقات استفاده می کنم؛ زیرا چندان دغدغه درگیری در فضای مجازی را ندارم، اما برخی نقدها سازنده است؛ مثلا در یک اجرای صحنه ای، مخاطبان کار را می بینند و پس از آن نظر و نقد خود را می نویسند. این نوع نقد خیلی سازنده است زیرا متوجه نقاط قوت و ضعف می شوم. گاهی نیز مورد تشویق قرار می گیرم که انگیزه ای مضاعف برای ادامه کار می دهد. چقدر از فضای شبکه های اجتماعی برای معرفی کارهایتان استفاده کرده اید و این اقدام چقدر در جذب مخاطب تاثیر داشته است؟ بی تاثیر نیست و به همین دلیل احساس می کنم این تبلیغات خیلی خوب است، چراکه مخاطبان در جریان روند یک پروژه قرار می گیرند. در مجموع می تواند بسیار سازنده باشد. در صورت امکان و با اجازه عوامل و روابط عمومی یک پروژه، تصاویری از صفر تا صد کار مانند پیش تولید، تست گریم، تمرین، اجرا و مراسم خاص بعد از اجرا منتشر می کنم که در زمینه اطلاع رسانی خیلی کمک می کند. به نظر شما هنرمندان چطور می توانند از این فضا برای بهتر کردن فرهنگ جامعه استفاده کنند؟ همه هنرمندان عزیز که دارای صفحه مجازی هستند، تعداد زیادی دنبال کننده دارند که در روز چند بار صفحه هایشان را می بینند. پس فرصت خوبی است که هنرمندان، فیلم های سینمایی، نمایش های روی صحنه، کتاب ها و اتفاقات مربوطه را اطلاع رسانی کنند. گاه دیده می شود مردم در شبکه های اجتماعی برخوردهایی دارند که در فضای عادی جامعه اتفاق نمی افتد. هنرمندان به چه شکلی می توانند در بهبود این نوع رفتارها تاثیرگذار باشند؟ کارشناس این موضوع نیستم و کسی باید این مساله را تجزیه و تحلیل کند که بتواند ریشه ای و درست به آن بپردازد. احساس می کنم اگر به طور مشخص بدانم هدفم چیست، چه چیزی را دنبال می کنم و می خواهم به کجا برسم، باعث می شود درگیر بعضی مسائل نشوم. از صحبت های شما برداشت کردم که به هنرمندان پیشنهاد می دهید نسبت به نظرات ناشایست، برخورد خاصی نداشته باشند. راه حل و پیشنهاد نمی دهم. تا الان توجه خاصی به برخی نظرات نداشته ام، اما شاید همین امشب اتفاقی پیش آید که نوع برخوردم تغییر کند. سعی کرده ام این موضوع چندان دغدغه ذهنی ام نباشد، مرا به حاشیه نکشد و از هدفی که در ذهن دارم، دور نکند. الهام برمکی ...
مخاطبان باهوش امروز را نمی توان فریب داد
کارگردانی و نویسندگی نمایش زیر نور خورشید ، کارگردانی و بازیگری در نمایش عسک ، کارگردانی نمایش نهنگ ، نویسنده و کارگردانی نمایش مارتین لوترکینگ 2008 ، بازی در نمایشنامه خوانی ماجرای نیمه شب به کارگردانی فرهاد مهرخیرانی و کارگردانی و بازیگری تئاتر فقط به خاطر مادرت ، بخشی از رزومه سیدمسعود حسینی در زمینه تئاتر است که از این بین، نمایش آخر و نمایش دور دنیا در 80 روز که حسینی، به عنوان دستیار کارگردان و مسئول فنی در آن حضور داشت، جزو نمایش هایی بودند که در قالب تئاترهای برگزیده کلاس های کارگاهی، به جشنواره تئاتر کارگاهی کشوری راه یافتند. با این کارگردان، نویسنده و بازیگر جوان و خوشفکر تئاتر که این روزها مشاور کارگردان نمایش های کابوس در زمستان (مهدی حسین زاده) و رجال و زنش (مبین مولایی) است، درباره اوضاع روز تئاتر گفت وگوی کوتاهی انجام دادیم. شما در کارنامه کاریتان سابقه بازیگری و کارگردانی دارید. کدام کار برایتان راحت تر است؟ به عقیده من کارگردانی و رژیسوری تئاتر یکی از سخت ترین مشاغل دنیاست. ایجاد هماهنگی بین تمامی بخش های فعال یک تئاتر از بازیگر تا دکور، لباس، گریم و... و هدایت هر یک از این تخصص ها با علم و آگاهی درست، در جهت ایجاد یک هم صدایی و وحدت بیان، آن هم با در نظر گرفتن خصوصیت روانی هر یک از اعضا و دست اندرکاران گروه هنری و با مدنظر قرار دادن دیدگاه و در اصطلاح درج امضا کارگردان بر اثر نویسنده و هدف کلان نمایشنامه اش... همه اینها کار یک کارگردان را بسیار سخت می کند و باعث می شود فشار روانی فراوانی بر دوش او گذاشته شود. برای همین است که یک کارگردان ابتدا و قبل از جمع آوری اعضای گروهش، از چند ماه قبل به طرح برنامه ها و تمرکز بر متن و تناسبات شیوه اجرا و اعضا می اندیشد و در نهایت در کنار گروه گردآوری شده، به تدوین و تکوین اثر خود با استفاده از توانمندی و نظرات اعضا اقدام می کند. البته یک بازیگر هم اگر مسئول باشد و به درستی بخواهد بر روی نقش خود سرمایه گذاری کند انرژی بسیاری از او گرفته می شود که باید با مواردی که در کارگردانی عرض کردم خود را همسو و به عنوان یک خالق مستقل، تأثیر مثبت و هنری خود را نسبت به نقش و کلیت اثر نمایشی ایفا کند. اعتقادی به بازیگری و کارگردانی همزمان دارید؟ خودم این تجربه را داشته ام. گاهی کارگردان فکر می کند با شناختش از نقش و تحلیل و در نهایت کلیت نقشه اجرایی که در سر دارد می تواند با حضور خود به عنوان بازیگر، تأثیر بهتری بر روند اجرا بگذارد، اما معتقدم این کار سبب می شود کارگردان در مسئولیت کارگردانی خود به علت هجمه مسئولیتی که به عنوان بازیگر بر دوش دارد، بخشی از انرژی مفید و تمرکزش را بر رسالت کارگردانی خود از دست دهد. جریانات روز تئاتر را رصد می کنید؟ راستش متأسفانه به دلیل مشغله های کاری و به جهت این که مثل خیلی از همکارانم هزینه های معاشم از طریق فعالیت های خارج از علاقه و تخصصم صورت می گیرد و این کار گرفتاری های خاص خود را دارد، بنابراین باید بگویم خیر، این روزها خیلی کمتر امکان حضور در تئاتر را داشته ام و تنها به پیگیری اجراها و نقدهای آن و خبرهایش از طریق اپلیکیشن ها مشغولم. باز هم متأسفانه اهالی تئاتر سال هاست که مورد بی مهری واقع شده اند و همچنان امید داریم با برنامه ریزی مسئولان دلسوز، زمینه و شرایط مساعدی برای حرفه ای گری و اشتغال در این عرصه ایجاد شود. صرف نظر از این درد دل، خوشبختانه رویکردهای قابل توجهی چه از نظر ایده پردازی اجرایی و چه از نظر تحلیل های دراماتیک، بر روی صحنه این روزهای تئاتر کشور در جریان است و این نشان از قدرت اهالی این عرصه در نقش مؤثرشان در بهره گیری از علم روز و خلاقیت های هنری ایشان در رابطه با فرهنگسازی و خلق هنرهای بدیع نمایشی است. به اعتقاد شما تئاتر امروز ما در چه چیزهایی ضعف دارد و نقاط قوتش کجاست؟ مشهودترین نقطه ضعف تئاتر این روزها، برنامه ریزی ناصحیح مدیران از یک سو و از سوی دیگر حضور علاقه مندان بی شماری است که هر روزه در تلاش هایی بی برنامه و ناآگاهانه برای رسیدن به صحنه مقدس تئاتر در تکاپو هستند و بی آن که خودشان را از نظر تکنیکی و علمی مجهز کنند و بی آن که در بوته نقدها و رهنمود های استادان ارزشمند هنرهای نمایشی قرار بدهند با رویایی زیبا و با هزینه های شخصی، مستقیما به محک خود روی صحنه اقدام می کنند که عموما نه تنها با شکست مواجه می شوند، بلکه با کاهش اعتبار صحنه مقدس تئاتر، مسبب آزردگی مخاطبان آن می شوند. متأسفانه بخشی از دانشجویان و هنرجویان هنرهای نمایشی بی توجه به این که سطح استعدادهایشان نیاز بیشتری به تلاش و کسب معلومات برای پرورش علاقه و هنرشان دارد نیز در این دایره شکست قرار گرفته و به این حواشی دامن می زنند و متأسفانه اعتماد مخاطبان و مسئولان را دچار تزلزل می کنند. اینها در حالی است که تئاتر در بیشتر کشورهای پیشرفته، یکی از ارکان مهم فرهنگ سازی است. جا دارد که همین جا از همکاران دلسوز و توانمندم که در نهایت خلاقیت، تأثیرات مثبتی در پوشش دادن به این حواشی و حفظ و بازپس گیری اعتمادها، در نگهبانی از تقدس این صحنه رؤیایی، متناسب با استانداردهای روز دنیا خدمت رسانی می کنند، قدردانی کنم. آنها مهم ترین نقطه قوت تئاتر این روزها هستند. شما تجربه نمایشنامه نویسی هم داشته اید؟ بله. سال 92 در ...
این سر و صدای دوست داشتنی
خواننده موسیقی ایرانی، که از سال 82 تا 85 معاون اجرایی خانه موسیقی بود در گفت و گو با ایسنا درباره مشکلات بیمه این هنرمندان گفت: زمانی که من به عنوان مشاور اجرایی و آقای کامبیز روشن روان با سمت مدیرعامل در خانه موسیقی حضور داشتیم، بحث نوازندگان خیابانی یکی از دغدغه های مان بود و دوست داشتیم، برای این هنرمندان کاری انجام دهیم. او ادامه داد: یک روز در خیابان با آقای روشن روان قدم می زدیم و
تولید بلدرچین در فضایی کمتر از 100 مترمربع با تلاش یک جوان
زاهدان است پشت بام خانه ی خود را با فضای در حدود 100 مترمربع برای پرورش بلدرچین در نظر گرفته است که توانسته به طور مستقیم برای سه نفر اشتغالزایی کند. وی در مصاحبه باخبر نگار ما به نکات قابل توجهی اشاره کرد. قبل از این که به این کار روی بیاورید چه کار و حرفه ای داشتید؟ آقای علی صفوی لشکری: من قبل از این که وارد عرصه پرورش بلدرچین شوم کار و درآمد خاصی نداشتم و دانشجو بودم
حواشی برنامه ماه عسل 95 و پیام دو وزیر به احسان علیخانی
کرد و با عنوان این جمله که جزییات این داستان نباید لو برود از مخاطبان ماه عسل خواست که حتماً امشب تماشاگر قسمت سوم این برنامه با اجرا و تهیه کنندگی احسان علیخانی باشند. علیخانی: روی تیتراژ ماه عسل تعصب دارم 19 خرداد 1395 تیتراژ آغازین برنامه ماه عسل منتشر شد. این برنامه در طول ایام ماه مبارک رمضان هر شب از ساعت 19 تا لحظه اذان مغرب از شبکه سوم سیما پخش می شود. محسن یگانه
خلا نبود جشنواره ای با موضوع مدافعان حرم احساس می شد/ در ایران جشنواره های بسیاری وجود دارد که اکثر آنها ...
چنین حرکت هایی در جهت تجلیل از مقام شهدا و خانواده های شهدای مدافع حرم اظهار داشت: هر گونه فعالیت در این راستا و برای کسانی که جانشان را در دفاع از حرم اهل البیت(ع) فدا کرده اند، قطعا موثر است. وی با اشاره به برگزاری اولین جشنواره فیلم مدافعان حرم افزود: در حوزه های فرهنگی این امر بر دوش کسانی است که در این عرصه ها مشغول فعالیت هستند و باید با زبان رسانه مظلومیت این ایثارگران را به دنیا
خبرنگاری در برادر ریتم حرف زدنم را تند کرد/ بعد از هنگامه شناختم از مدافعان حرم بیشتر شد
و کیمیا بازی کرد و توانایی خودش را بیش از پیش به مخاطبان و اهالی سینما اثبات کرد. سوگل طهماسبی از معدود بازیگرانی است که در فیلمی با موضوع مدافعان حرم بازی کرده است. به همین بهانه با او گفت و گویی ترتیب داده ایم که در ادامه می خوانید. این روزها که ماه رمضان است، شما با سریال برادر مهمان خانه های مردم هستید درباره آن توضیح می دهید؟ برادر یک سریال اجتماعی است. حول و حوش خانواده
نقش های تاریخی را دوست دارم
به گزارش جام جم سیما ، او سال 70 به ایران برمی گردد و در شماری از بهترین نقش های تاریخی و معاصر تلویزیون ایران هنرنمایی می کند. مامون سریال ولایت عشق، عبدالله بن مطیع سریال مختار نامه، میرزا کوچک خان جنگلی در عمارت فرنگی، چارلز مارلینگ روزهای به یاد ماندنی، امیر کبیر در سال های مشروطه، افسر اداره آگاهی در خواب و بیدار، تاجر تبهکار و منفی بی صدا فریاد کن، مرد اهل خانواده در بی قرار ازجمله نقش های خوب این بازیگر است. با صادقی درباره تجارب بازیگری اش گپ وگفتی انجام داده ایم که در ادامه می خوانید. وضعیت بازیگری این روزها چگونه است؟ با توجه به رکودی که در تولیدات وجود دارد شرایط کاری چندان ایده آل نیست و به نظر می رسد کارهای با کیفیت کمتر ساخته می شود و امیدوارم با رفع مشکلات اقتصادی کارهای باکیفیتی ساخته شود. در بحث فیلمنامه هم در برخی آثار با ضعف هایی مواجه هستیم. آیا علاقه دارید در بازیگری بیشتر با کارگردان های خاصی مثل مهدی فخیم زاده همکاری داشته باشید؟ با مهدی فخیم زاده راحت تر همکاری می کنم و موقعی که ایشان از من دعوت کنند دعوتشان را می پذیرم و در این دو دهه همکاری به زبان مشترک رسیده ایم. فخیم زاده کارگردان توانایی است. نقش های تاریخی برایتان چه ویژگی هایی دارد؟ نقش های تاریخی به لحاظ کیفیت و نوع بودجه و حمایتی که از آنها در تولید انجام می شود و هنرمندانی که در جلو و پشت دوربین در این پروژه ها حضور دارند بسیار باکیفیت و درجه یک هستند. من در سریال های تاریخی زیادی ایفای نقش کرده ام و در اغلب این سریال ها همه چیز ایده آل بوده است. بازی در این نوع کارها هم آسان تر است؟ نه، خیلی مشکل تر است یک بازیگر موقعی که در نقش تاریخی بازی می کند با یک فاصله بعید زمانی در مورد نقشش مواجه است که برای بازیگر چالش بزرگی محسوب می شود، مثلا اگر قرار باشد نقش یک شخصیت تاریخی را بازی کنید که مابه ازا و الگوی بیرونی ندارد و برای من نیز یکی دوبار اتفاق افتاد و نقش سفیر انگلیس را بازی کردم که کار دشوارو پرچالشی بود یا نقشی متعلق به 5000 سال قبل را بازی کردم که برای ایفایش مابه ازایی نداشتم و بارها پیش آمده که بازی های یک سریال تاریخی چندان موفق نبوده و دلیلش هم همین دشواری های موجود بوده است. در بحث گریم هم با توجه به گریم سنگین این نوع نقش ها بازیگر باید ساعت ها این گریم سنگین که آغشته به مواد شیمیایی است را روی سر و صورتش تحمل کند. لباس های کارهای تاریخی هم در بیشتر موارد زیاد و سنگین هستند و بازیگر باید در گرمای تابستان لباس های ضخیمی را بر تن کند یا در سرمای زمستان بنا به اقتضای نقش لباس های سبک بپوشد و اینها چالش ایفای نقش های تاریخی است. اما بازتاب و عملکرد این نوع نقش ها خوب و تاثیرگذار است. درکارهای تاریخی شما در برخی موارد نقش آدم های بزرگی مثل امیر کبیر را بازی می کنید که باعث افتخار و ایجاد تفکر می شود و بارها خودم را جای شخصیت های تاریخی گذاشته ام که در لحظات دشوار چگونه تصمیم های بزرگ گرفته اند. بیشتر علاقه دارید نقش های تاریخی معاصر را ایفا کنید یا نقش های تاریخی دوران گذشته؟ من بیشتر علاقه دارم نقش های تاریخی مربوط به دوران گذشته را بازی کردم. نقش حضرت نوح و ابراهیم را به همین دلیل بازی کنم. نقش هایی که قدمت چندین هزار ساله دارد. بعدتر هم نقش های تاریخ مثل مامون در ولایت عشق و عبدالله بن مطیع در مختار نامه را قبول کردم و باید برای رسیدن به نقش مطالعه و صبر و حوصله زیادی انجام داد. چه تفاوت های تکنیکی بین بازی نقش های تاریخی و نقش های روز وجود دارد؟ تفاوت زیادی وجود ندارد. اصولا درسینما و تلویزیون روز دنیا روش متداول بازی رئالیستی است. بازی های آوانگاردی و سوررئال هم بیشتر در تئاتر کاربری دارد. در برخی آثار ملودراماتیک بخصوص مربوط به شرق دور و هند بازی ها همچنان نمایشی و تا حدی اگزجره است. در اغلب دوران بازیگریتان و تا قبل از حضور در سریال های مهدی فخیم زاده عموما نقش های مثبت بازی می کردید؛ اما از آن زمان به بعد نقش های منفی و خاکستری هم داشتید. ایفای نقش های غیر متعارف به لحاظ شخصیتی و نوع کنش بسیار چالش برانگیز است و در ضمن نتایج لذتبخشی هم دارد. اصولا در حیطه درام قرار نیست آدم ها سفید یا سیاه مطلق باشند و براساس شرایط پیش رو تصمیم گیری و عمل می کنند. با وجود چنین شخصیت هایی مخاطب به فکر وادار می شود و در مورد کنش و عمل کاراکتر فکر می کند. حضور آدم های سپید مطلق یا شرمطلق کنش هایشان را قابل پیش بینی می کند و چالشی به همراه ندارد و حتی باعث خستگی مخاطب می شود. آیا قبل از سریال بی صدا کن هم نقش منفی بازی کرده بودید؟ قبل از این سریال نقش منفی مامون را در ولایت عشق بازی کرده بودم و برای ما ایرانی ها که دوستدار امام رضا هستیم مامون یک شخصیت منفی است. معمولا خیلی از بازیگران که نقش های منفی مشهور تاریخی را بازی می کنند گاه با واکنش بد برخی مخاطبان روبه رو می شوند. آیا برای شما هم چنین تجربه ای رخ داده است؟ نه، شاید واکنش و تحلیل مخاطب از بازی من در نقش مامون جدا از مسائلی بود که اشاره کردید. در سریال هم تصویر صرفا سیاه و کدر پررنگی از مامون ارائه نشد؟ بله، هدف نشان چهره سیاه و پلید مامون نبود و در سریال این تاکید وجود داشت که مباحث آموزنده نشان داده شود فردی که شاید ابتدا به ساکن ...
10 دقیقه تا ابد/ آرزویی که به دل دخترها ماند
احوالپرسی به خانه شما بیاییم. با پدر مرتضی تماس گرفتم تا او هم بیاید. تا ظهر منتظر ماندیم اما هیچ خبری نشد! بعد سربازی آمد، عذرخواهی کرد و گفت برنامه امروز لغو شده است. گویا همه شهرک از موضوع شهادت مرتضی اطلاع داشتند و حتی خبر به شهرستان ما هم رسیده بود. تنها ما بی خبر بودیم! *هواپیمای بابا همان روز، ملیکا که از خواب بیدار شد گفت مامانی خواب دیدم بابایی تو هواپیما نزدیک خورشید بود
بهرام رادان؛ ستاره جسور دو دهه اخیر سینمای ایران
واقعا اینطور بوده، آدم محکمی هستم که تا اینجا دوام آورده ام. واقعیت این است که من در سال 95 آنقدر از آرزوها و سقفی که برای خودم دراین سن درنظر دارم، دور هستم که در خلوت خودم را سرزنش می کنم. بخش اعظم این شرایط در اختیار من نبوده اما منظورم این است که در این موقعیت، فرصت کمتری دارم که به افکار منفی فکر کنم. حتی نمی خواهم از آن ها به عنوان دشمن یاد کنم شاید منتقد بی رحم مناسب تر باشد.
پیام دو وزیر دولت به احسان علیخانی برای ساخت ماه عسل
به گزارش جام جم سیما ، در طول این هشت شبی که از ماه مبارک رمضان و پخش ماه عسل از شبکه سه سیما می گذرد نظرات مثبتی به سمت این برنامه روانه شده که از آن میان پیام علی ربیعی و عباس آخوندی به عنوان وزرای دولت تدبیر و امید، شایان توجه بود و به عنوان نظرات مهم درباره برنامه احسان علیخانی محسوب می شود. در ابتدا علی ربیعی؛ وزیر کار، رفاه و تعاون اجتماعی در یادداشتی عنوان کرد: من به عنوان یک
زهرا جان؛ زینب وار صبر کن/ روایت شهیدی که با وانت کار می کرد
محله فردوس شرکت فعال داشت و از خدمت در مراسم مذهبی لذت میبرد. در سال های بعد به عضویت گردانی درآمد که مزین به نام مولا و مقتدایش "امام علی (ع)" بود. خواهر کوچکتر شهید نیز به نقل خاطره ای از روزهای پایانی قبل از اعزام شهید می پردازد: آخرین شب جمعه، از طریق خانواده مطلع شدم که حسین روز شنبه عازم سوریه است. با او تماس گرفتم و از احوالش جویا شدم و پیرامون زمان رفتنش پرسیدم. فهمیدم به بهشت