سایر منابع:
سایر خبرها
حاشیه و متن مراسم یادبود عباس کیارستمی
دیدی... جاده های تو، همه به خانه دوست رسیدند... و کودکان ساده فیلم هایت، شدند ستاره هایی که آسمان سینمای جهان را زیبا کردند و نام ایران و ایرانی را با تعریفی ناب و نو، به زمزمه کشاندند. لابلای ورق های دفتر "مشق" کودکان ایرانی، گلی کاشتی که شامه انسانیت را معطر کرد. متفاوت دیدن، گزیده شنیدن، درست روایت کردن و زیبا درک کردن، یک انسان را از دیگران متمایز می کند و برایش
موجی که اصفهانی ها پدید آوردند
سخت ترین و ننگین ترین اقسام مرگ است. خواهید پرسید مرگ اقتصادی یعنی چه؟ و چرا این مرگ ننگین است؟ مرگ اقتصادی از گرسنگی مردن است و چه ننگی از این بالاتر که یک ملت 6 هزار ساله که قبل از تمام ملل، متمدن و صاحب اعتبار بوده، در اثر تنبلی و لاقیدی در چنگال فقر جان بسپارد. ملت ایران در اثر غفلت متمادی و پیروی نکردن اصول تجدد، از علم و صنعت و ثروت و همه چیز عقب مانده و بالنتیجه برای تهیه همه نوع حوایج
خشم مهرجویی در مراسم یادبود کیارستمی
نیز ترجیح داد شعری از عباس کیارستمی را برای حاضران بخواند. فرشته طائرپور دیگر سخنران مراسم به خواندن بیانیه ای از طرف شورای سیاست گذاری و راهبری سینمای کودک و نوجوان پرداخت که در بخش هایی از آن آمده بود تو از پشت آن عینک دودی دقیق تر از همه ما همه چیز را می دیدی، جاده های تو همه به خانه دوست رسیدند. تو ساده ترین انسان پیچیده ای بودی که می شد با او آشنا شد و حرف های جدی زد.
مادران دشت انتظار
هایی که با ترس و لرز به خانه می آمد تا به خاطر توهم ناشی از مصرف مواد مخدر داستان پلیس بازی اش را با مادرش شروع کند. مادر از روزهایی می گوید که از همه کمک خواسته بود تا بلکه درمانی بر زخم کهنه اش باشد، اما از دست هیچ کس هیچ کاری بر نیامد. از شب هایی می گوید که از ترس مردن مهسا تا صبح سر سجاده نماز نشسته بود و خدا خدا می کرد تا بلکه صدایی از دخترش بشنود. اما دستش از همه جا کوتاه بود و دختر
انتقاد شدید مهرجویی از جامعه پزشکی
حرفه ام او را می شناختم. اما می دانم هیچ آدمی بزرگ نمی شود مگر اینکه ظرفیت آن را داشته باشد. خسرو سینایی درباره کیارستمی گفت: کیارستمی گنجی بود و گنج را در دل خاک پنهان می کنند. جایش همیشه خالی خواهد بود. تردید ندارم نام کیارستمی بر کتبیه تاریخ فرهنگ جهان هک شده و خواهد درخشید. گلی امامی، داستان نویس نویسنده هم اظهار داشت: به غیر از آنچه همه گفتند باید بگویم روزگار سختی می
درگذشت کیارستمی، آغازی بر یک پایان/ تأملی بر یک سخن هدایتخواهانه برای پایان سطحی نگری
سلام دوست من، نه نام شریفت را می دانم همین الان که مشغول نگارش این متن هستم و نه افتخار دیدارت را تاکنون داشته ام، اما می دانم که هم زبانم هستی و بر سفره ی پاک ایل متمدنان نشسته ای و من که تعصب تمام برادران برایم چون نفس است، به حرمت کلمه و ستایش قلم، به نیت روشنگری برادری که امید آن دارم روزی خود به درکی خواهد رسید که یقین خواهد کرد این دست حرف ها، مطلقاً حرف دل یک ایرانی نیست، چه
تقدیم به مادران محیط بانان ایران
بوده است! شهادت آن هم در دل امن ترین کشور منطقه به دست یک هم وطن! مادرم لحن صحبتش عوض شده است. با بغضی که بعد از خارج شدن من از خانه می شکند و با چشمان اشک بار رفتنم را به تماشا می نشیند و می گوید: پسرم می گویند شکارچی سنگدل و بی مروت است مواظب خودت باش. ومن لبان او را می بینم که در حال خواندن آیت الکرسی برای سلامتی من است. در مسیر ماموریت به فکر زحمات غیر قابل جبران مادرم می افتم و دل
سینایی: در ایران نخبه کشی رواج دارد!
گفت و گوی رضا بازی برون با خسرو سینایی درباره زنده یاد عباس کیارستمی / در ایران نخبه کشی رواج دارد! ما این امکان را داشتیم که همگام با دنیا قدم برداریم اما هرگز قدر داشته های خود را ندانستیم/ کیارستمی انسان و فیلمسازی خاص بود که دیگر تکرار نمی شود. مازندنومه، سرویس فرهنگی هنری: اگرچه مرگ حق است و کسی را از آن گریز نیست اما گاه پیش می آید که مرگ همان واقعه ناگزیر سراغ فردی می رود که
مخاطب برایم مهمتر از داوری جشنواره است
گروه فرهنگی- پویان فراستی، الهام درفشی: خط ویژه، عصر یخبندان، بارکد همه پر فروش بودند و هر سه در جشنواره فجر در کورس رقابت برای بهترین فیلم از نگاه مخاطب قرار داشتند؛ ویژگی مشترک این سه فیلم یک نام است؛ مصطفی کیایی. نام مصطفی کیایی در سینمای ایران دیگر به یک امضا تبدیل شده است. کیایی نشان داده است که نبض مخاطب را می شناسد و می داند چطور مخاطب را با خود همراه کند. به بهانه همین موفقیت در دفتر
مراسم یادبود عباس کیارستمی برپا شد
دل خود را آرام کنیم،چرا که او شاد است و ما از نبودنش غمگین هستیم. در ادامه تلاوتی چند از آیات قرآن مجید قرائت شد. ژان کلود کاریر هنرمند فرانسوی در متنی که برای مراسم یادبود عباس کیارستمی نوشته و در این برنامه قرائت شده، آورده است: هنرمند واقعی کسی است که از سنتی بسیار کهن می آید، سنتی که شاید می پندارد همه چیز را گفته و نشان داده است، ولی او بدون زحمت خود را با تکنیک های
فیلم : بیان سخنان دانشجو کامفیروزی در حضور رهبر و پاسخ رهبرمعظم انقلاب به ایشان
دارد؛ همان طور که گفتم، وقتی انسان مؤمن شد و دل او باور کرد، آن وقت قالوا هذا ما وَعَدَنَا اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ صَدَقَ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ مازادَهُم اِلّآ ایمانًا وَ تَسلیمًا ؛(20) در میدان جنگ هم، مثل یک گلوله ی آتش، در دل هدف می نشیند؛ این نتیجه ی ایمان و ارتباط با خدا است. سوءظنّ به جریان رسانه ای دشمن؛ یکی از چیزهایی که خیلی لازم است، سوءظنّ به جریان رسانه ای دشمن است. امروز یکی از
خراسان جنوبی ؛ اینجا زندگی تشنه است
از بطری های خالی است، حرکت می کنم تا به محل مظهر قنات روستا برسم. کمی آن سوتر چند جوان زیر سایه دیوار نشسته اند و مشغول بازی با گوشی های تلفن همراهشان هستند! به دنبال مرد روستایی از کوچه باغ هایی می گذرم که نشان از آبادانی بسیار آن در سال های نه چندان دور دارد، اما این روزها درختان خشک بسیاری به صف ایستاده اند و نظاره گر مرگ درختان جوان تر از خود هستند. به مظهر قنات می رسم
کسی که از همه زخم زبان شنیده منم
، دلیل رفتن بابا را کمک به مردم می داند. می گوید بابا رفت که مردم آرامش داشته باشند. بعد هم آب دهانش را قورت می دهد. به لحن شوخی اما از ته دل می گویم زینب خانم! تو واقعا زینت بابایی ها که می خندد. روی لُپ هایش چال می افتد. سرش را کمی پایین می گیرد. هنوز به سن تکلیف نرسیده. می گوید دقیقا پنج ماه و 10 روز دیگر به سن تکلیف می رسم. انگار لحظه شماری می کند برای سن تکلیف. زولبیا و بامیه و خرما
دوستان فوق العاده صمیمی!
خورد و نفسم رو بُرید... آخ آخ، چه دردی هم داره! اولی با شنیدن کلمه درد، از فرط درد درون، دستپاچه داد می زند:" ای وای داداش جونم! الهی که دردت بیفته به جونم که از درد تو، دارم دچار دِل درد می شم! " و به یکباره و بدون توجه به حال و روز دومی، دلسوزانه به طرفش هجوم می برد تا او را بغل کند، اما پایش را محکم روی پای آسیب دیده دوست قدیمی اش می گذارد و صدای فریاد دردناک او، به گوش همه
بنگر: حرف هایم با طارمی و رامین قابل بیان نیست/نان حرام سر سفره نبردم
ببینید ما مسن ها چه کارهایی که انجام نمی دهیم. وقتی درست زندگی کنی دیگر سن و سال مهم نیست. واقعا برانکو تو را می خواست اما باشگاه نگذاشت یا برانکو هم تو را نمی خواست؟ باور کنید آخر سر هم خودم نفهمیدم چه کسی مرا می خواست و چه کسی مرا نمی خواست. شاید آخر این فصل متوجه شویم که قضیه از چه قرار بوده اما نگران نباشید؛ به نیم فصل نمی کشد که هواداران می فهمند که چه کسی مرا می خواست و
حاشیه و متن مراسم یادبود عباس کیارستمی
، جاده ها را جذاب تر و کودکان را دقیق تر از همه ما دیدی... جاده های تو، همه به خانه دوست رسیدند... و کودکان ساده فیلم هایت، شدند ستاره هایی که آسمان سینمای جهان را زیبا کردند و نام ایران و ایرانی را با تعریفی ناب و نو، به زمزمه کشاندند. لابلای ورق های دفتر "مشق" کودکان ایرانی، گلی کاشتی که شامه انسانیت را معطر کرد. متفاوت دیدن، گزیده شنیدن، درست روایت کردن و زیبا
در سینما و تئاتر چه خبر است؟
" بدون تیتر " در جریان برگزاری نمایشگاه نقاشی سی در سی در گالری باغ موزه هنر ایرانی به نمایش در خواهد آمد. نمایشگاه نقاشی سی در سی به همت گروه هنری کژو راست ، 25 تیر ماه95 از ساعت 17 تا 21 افتتاح می شود و تا 7 مرداد ماه به کار خود ادامه می دهد. علاقمندان می توانند همه روزه در نگارخانه پردیس باغ موزه هنر ایرانی از ساعت 10 صبح تا 10 شب به نشانی میدان تجریش، خیابان شهید دربندی
با الهام از فیزیولوژی قلب و عروق: فلسفه حجاب و مقدمه ای برای دشمن شناسی
یک گلبول قرمز، می توانست حتی یک میکرومتر در خون حرکت کند؟ آیا می توانست اکسیژن بگیرد و سپس آن را به سلول ها برساند و همچنین دی اکسید کربن را از سلول ها بگیرد و سپس آن را در جای دیگری تحویل دهد؟ و نکته ی دیگر اینکه حیات و مرگ ما دست همان خالق مهربانی است که اول بار ما را از هیچ آفرید و اگر اراده کند، کافی است فقط یکی از این ابزار و وسایلی که در بدن قرار داده وظیفه ی خود را انجام ندهد و
همایش سیب و گلاب در بندرعباس برگزار شد
/> در قسمتی از سخنان این دختر شهید خطاب به پدر شهیدش و مردم این طور عنوان شد: امروز دیگر من شرمنده رقیه(س) نیستم که صدای هل من ناصر الحسین(ع) که گوش همه عالم را پر کرده و تو بودی که لبیک گفتی... تو با یک اسلحه رفتی ایستادی تا آجر از آجر حرم عمه سادات تکان نخورد. من و مامان می ایستیم و چادرمان را محکمتر می گیریم که وصیت نامه ات خاک خور موزه های شهر نشود... من و مامان نه خانه می خواهیم
البرز، دیار سربندهای یا زهرا (س) است
رفتند، روشن است و فرصت برای خلوص خدمت مهیاست و این مردم، هیچ لغزش و عذری را نمی پذیرند. فرصت کوتاه است و مغتنم و در اختیار همه آنهانی که همسان تو هستند. این مردم نیک ترین پاداش روزگار را به تو اعطا می کنند و آن عزت است، اگر لیاقت آن را در گفتار، کردار و رفتار کسب کنی.
23 تیر 78؛ بازخوانی حماسه بیعت مجدد ملت با رهبری
سال زندان توسط شعبه چهار دادگاه انقلاب ارومیه محکوم شود. فخرآور پیش از زندان، دانشجوی رشته پزشکی بود که به دلیل تکرار مشکلات اخلاقی اخراج شد.در فاصله سالهای 77 تا 81 در اوضاع بی سر و سامان دوم خرداد در روزنامه های خرداد و مشارکت و هفته نامه آذر خبرنگار بود. در روزنامه مشارکت فخر آور با کمک عباس عبدی ستون ثابتی به نام “کی بدونه از مردم بهتر” داشت و دست به سیاه نمایی می زد. سال 79
مردم این منطقه را دریابید
! دشت و دریا و کوه و همه ی راه های سنتی امرار معاش را از مردم منطقه گرفته اند و راه های اشتغال در شرکت ها را نیز بر آنها بسته اند، بعد به خاطر یک بسته موبایل، با تیر مستقیم سر جوانشان را، آن هم در روز عید، هدف قرار می دهند. خواننده ی محترم این سطور، یک لحظه خود را به جای مردم داغدار نخل تقی بگذارد و ببیند چه حالی پیدا می کند ؟ اما آنچه عمق فاجعه را بیشتر و دل انسان را پر خون می کند، موضع گیری و
پاسخ منفی به پیشنهاد بازی در سریال ضد ایرانی قطری ها!
گرفتی؟ بله... از طریق اینستاگرام؟ بله، تو می دانی فضای مجازی به شدت فضایی بی تعارف و جدی است! از یک طرف می گویند خوب بودید و ترکوندید و از یک طرف هم... نه! بله بدجور نه! من کامنت های خوبی از سریال پادری گرفتم و به نظر می رسد که اغلب راضی بودند. نمی گویم همه ولی اکثریت دوست داشتند اگر چه این اکثریت مقدارش می تواند با دودکش (1) فرق کند. در فصل دوم قرار بود
سلامی از سر ارادت، به تنهاترین تنهایان
مشخصات فوق مربوط به مزار پیکر مطهر شهید گمنامی است که در یکی از لحظات شب یا روز سال های نوبت عاشقی دفاع مقدس از حال و جان شوریده به جایگاه جانان و مقام وصل عروج کرد. پیکر مطهرش خردادماه سال 67 در میان غم و لفلفه زلال مویه مادران و به خصوص دلسوختگان شهید داده آبدانان در گلزار شهدای این شهرستان مدفون و مزارش هم اکنون میعادگاه همه دل های سپرده به انقلاب اسلامی است. همه روزه و همه هفته
توانستم به 30 درصد نمایشنامه بیضایی نزدیک شوم روایت محمد رحمانیان از مجلس ضربت زدن
. بعدها آن اتفاق در سینما گلریز و... نیفتاد چون آنها فاقد اصالت و فضای خاص تئاتر لاله زاری بود. در همان دوران پهلوی هم بخشی از تئاتر ملی را به خاطر تئاتر آتراکسیونی حذف کردند، به جای اینکه بهتر کنند بدتر کردند. بعد از کودتای 28 مرداد همه چیز را حذف کردند و کم کم لاله زار تبدیل به پاساژ شد. این چرخه دائمی حذف ادامه دارد و نمی دانم کجا می ایستد. شما نمایشنامه به نام "امیر" دارید که سال ها قبل
چرا سوگ کیارستمی مصداق مُرده پرستی نبود؟
اندوهِ انبوهِ جامعه در پی مرگ ناگهانی عباس کیارستمی- عکاس، نقاش، فیلم ساز و هنر مند جهانی ایران - در قیاس با خاص بودن فیلم های او سبب شده برخی دوباره این انگاره را مطرح کنند که ایرانیان مُرده پرست اند. به این معنی که در حیات قدر نمی دانند و در ممات گرامی می دارند. اما آیا این گزاره درست است یا اگر هم درست باشد درباره زنده یاد عباس کیارستمی نیز صدق می کند؟ این گفتار در پی آن
قهرمانی در یک تورنومنت با شش تساوی نود دقیقه ای را به شایسته نبودن تعبیرش می کنند. به عکس امّا، آنچه رخ ...
جذّاب بودند، اغلب دل ربایی می کردند امّا در پایان هیچ تورنومنتی کسی نام آنها را فریاد نمی زد. پرتغال، پسربچّۀ عاشق فوتبال بود که توپ هایش اغلب گل نمی شدند و گه گاه خطاهای عجیب و مرگ بار هم می کرد و کار دست خودش می داد تا کسی تحویلش نگیرد؛ مگر پنالتی دادن آبل ژاویر به فرانسه، در حالی که یک گل برای پایان بازی کافی بود، چیزی جز خودکشی بهترین مدافع تیم است؟ روزگار پرتغالی رسید به پسربچّه ترین فوتبالی
تمارض چگونه گناه کبیرۀ فوتبال و نشانۀ عصیانگری اخلاقی شد؟
شد. دام بوسکو تیم کوچک شهرمان در ایالت ماتوگروسو بود. اغلب برای من خاطرۀ آن سالی را می گفت که در جام قهرمانی برزیل، تیمِ کورنتیانس را در خانۀ آن ها شکست داده بودند. این ماجرا را هواداران کورنتیانس لابد فراموش کرده اند؛ اما پدربزرگم تا دم مرگ تعریف می کرد. سال 1983 که من به دنیا آمدم، پدربزرگم دیگر رئیس دام بوسکو نبود؛ ولی آن قدر یادگاری، بُریده جراید، جام و پرچم های آن دوران و پیراهن های سفید و
هیچ مسافری چنین ارمغان سیاهی برای مردم سرزمینش نیاورد
به گزارش شیرازه ، حسین قدیانی طی یادداشتی در روزنامه وطن امروز نوشت: لعنت خدا بر آن میرپنج که خیال می کرد اگر نام خانوادگی خود را به پهلوی تغییر دهد باکلاس می شود! مثلا! یک سفر رفت به یکی از این کشورهای همسایه که این روزها هیچ اوضاع امن و امانی ندارد! من حالا اسمش را نبرم! الغرض! رهاورد شوم آن سفر شد کشف حجاب ! باور نمی کنم هیچ مسافری بدین سیاهی ارمغانی آورده باشد که آن قلدر برای مردم سرزمین خود
آشنایی پیامبر (ص) با خواندن و نوشتن
خداوند به سر می بردند. در تفسیر طبری اخبار فراوانی است که به ابن عباس نسبت داده شده است و تأیید کننده این معناست پس نبی امّیّ به معنای پیامبر جاهل و بی سواد نیست بلکه به معنای پیامبر بت پرستان است. صفت امی که مشتق از واژه عربی اتاق اُمّیّ منسوب به میان است، یقیناً به کلمه ی عبری اموت ها عولام Ummot ha olam یعنی اُمَمُ العالم [ملل جهان] به معنای بت پرستانی که یهود و نصاری آنها را می شناسند، بازمی گردد