سایر منابع:
سایر خبرها
در خانه امام از احترام خاصی برخوردار بودم
بکنم. توجه و احترام امام به من زبانزد بود. محرم اسرار وقتی آقا سخنرانی عصر عاشورا را داخل خانه کردند، ماموران رژیم شاه شبانه آمدند به قم و لگد زدند به در خانه. ما همه در حیاط خوابیده بودیم. آقا رفتند و گفتند؛ لگد نزنید آمدم. آقا، عبا و قبایشان را پوشیدند، ولی آنها در را شکستند و ریختند داخل خانه و ایشان را بردند. امام دو سه روزی در یک منزل مسکونی بازداشت بودند و بعد ایشان را به
حمید گودرزی : لعنت بر ماهواره
. جشنواره را ترکاند! گفتم عجب! دست همسرم را گرفتم رفتیم که فیلمی را که این همه از آن تعریف کردند ببینیم. رفتم فیلم به به کنندگان را دیدم. گفتم ای بابا! این بود نگاه برتر مخاطبان؟ این بود انتخاب مردم؟ عجب! عجب! بعد می آیند صندوق رأی ایران برگر و روباه را برمی دارند و اصلا از سینما می برند بیرون. شما باشی از این رفتارها، از این برندسازی پنهان تعجب نمی کنی؟! گویی همان جریان یادشده سینمایی تعمدا
ازدواج طیب حاج رضایی به روایت فرزندش
. یک بار مادرم به پدرم اعتراض کرد که چرا اکرم خانم، زن همسایه به شما سلام کرده ولی شما جواب ندادی؟پدر گفت: حاج خانم، چه چیزایی می گی؟ من توی کوچه که سرم رو بالا نمی یارم، از کجا بدونم کی بوده که به من سلام کرده! توی محل همه مردم پدر ما را می شناختند. خانه ی ما دو در داشت؛ یک در کوچک برای اهل خانه و یک در ماشین رو برای ماشین پدر.هر کس هر گرفتاری و مشکلی داشت سراغ پدرم می آمد. بعضی وقت ها صدای همه ی ما درمی آمد! پدر دو ساعت دم در ایستاده بود و مشغول حل مشکلات مردم بود. پی نوشت: کتاب طیب زندگی نامه و خاطرات حر نهضت امام خمینی(ره) ...
حال و هوای حاج رجب بعد از دیدار با حضرت آقا
پدر و مادر من دادند؛ بعد از حضورمان در برنامه زنده باد زندگی، از بابا رجب برای حضور در برنامه ماه عسل که رمضان امسال اجرا می شود، دعوت کرده اند. حاج رجب در طول گفت وگو روی صندلی کنار تلویزیون در حالی که گاهی مابین حرف های همسر و فرزندش توضیحاتی به ما می داد نگاهی به فیلم هایی که در این مدت از حضور وی در برنامه های تلویزیونی و شبکه های خبری پخش می شد نیز داشت. از همه مهمتر عکسی بود که با
ماجرای سجده شکر مقام معظم رهبری چه بود؟
13 یا 14 بهمن بود که مادرم را از زندان آزاد کردند و به خدمت حضرت امام در مدرسه رفاه بردند. 5 ماهی می شد که پدر شهید شده بود. همانجا امام خبر شهادت پدر را به مادر داد. تا قبل از این مادر تصور می کرد که او دستگیر شده است. ساواک می خواست مادرم را به جرم همکاری با پدرم اعدام کند. مادر دوران سختی را به دلیل وجود خفقان در مشهد گذراند. وقتی پدر شهید شد مادر 25 سال بیشتر نداشت و 4
روایت تصویری از پایان ناپذیری مهر بی منت خورشید/ مادر؛ طلایه دار کوثر
پروردگار ما خداوند یگانه است! سپس استقامت کردند، فرشتگان بر آنان نازل می شوند که نترسید و غمگین مباشید، و بشارت باد بر شما به آن بهشتی که به شما وعده داده شده است (فصلت/20) همسر شهید است، وداع با همسر از او رشیده ساخت، وداع با محمود از او رضیه و وداع با علی اکبر از او صابره ساخت. همین عشق بازی ها او را وا داشت بعد از شهادت فرزندان و همسر، دختری را به فرزندی در آغوش بپذید، چراکه او خورشید
من قضیه حسین را تکرار نمی کنم که زینب زنده بماند
پیکرها را دفن کنند. مدیر امنیت نجف از افرادش خواست تا تابوت را باز کنند، اینگونه بود که سید محمد صادق پیکر غرق به خون شهید صدر را به چشم دید که آثار شکنجه بر صورتش هویدا بود. پیکر شهیده بنت الهدی نیز وضعی بهتر از برادر نداشت. در نهایت پیکر این دو شهید بزرگوار مخفیانه در وادی السلام نجف دفن شد... شهید صدر پیش از شهادت، مدت ده ماه را در خانه تحت محاصره بود، تا اینکه در نوزدهم
مجتبی ساعی : انتقاد کردم ، مدیر عامل استعفا داد ، تهدید به مرگ شدم
/> اگر می توانستی یک نفر را در طول تاریخ بکشی آن یک نفر کی می توانست باشد؟ (پس از اسم بردن از آقامحمد خان قاجار و صدام و ...) قابیل! اگر آخرین بازمانده روی زمین باشی، چکار می کنی؟ به قول دکتر شریعتی: “اگر تنهاترین تنها هم شوم بازهم خدا هست؛ او جانشین تمام نداشته های من است” اگر فردا که از منزل خارج می شوی، دو تا خورشید در آسمان ببینی و اینکه همه زندگی
دردهایی عمیق در پس خنده های نوجوانی
کرد فردا بتوانی یک دل سیر غذا بخوری و تا چند روز خود را بیمه کنی. در محله های فقیرنشین شهر تبریز همه همدیگر را می شناسند؛ شاید قهوه خانه ای به سبک قدیمی هم در این محلات به چشم بخورد که تو را متعجب می کند؛ اما اهالی محل از دیدن تو به همراه چند نفر دیگر در یک خودروی پژو که همگی ظاهری متفاوت از اهالی محل دارند بیشتر تعجب می کنند و پچ پچ ها به راه می افتد. به هرحال دیدن این صحنه ها
راهکار عبدالله نوری درباره افراطی گری
جریان صهیونیستی برای اینکه دعوای بین اسلام و مسیحیت اصل بشود و صهیونیست ها از این دایره خارج شوند، به افراطی گری اسلامی دامن بزند. بنابراین شما می بینید کل جریان افراط اسلامی با صهیونیست ها کاری ندارند. همه تلاش، کشتار شیعیان و اهل سنت و مسیحیان است. سیدحسن نصر الله درباره دو اتومبیلی که در مرز جولان از سوی اسرائیل هدف قرار گرفت و تعدادی از اعضای حزب الله و سپاه در آن حادثه به شهادت رسیدند، گفت چرا
شلیک آخر با دستان صدام!
با واکنش مردم روبه رو شد، تصمیم گرفت ایشان را در شرایط حصر در منزل قرار دهد. این حصر آغاز شد و ماه به طول انجامید و در نهایت به شهادت شهید صدر منتهی شد. رژیم در ادامه اقدامات خود و پس از محاصره منزل، آب و برق و تلفن منزل شهید صدر را قطع کرد. این وضعیت، حدود 15 روز به طول انجامید و اگر در خانه، منبع آب نبود، تشنگی، همه اهل خانه را تلف می کرد. به نظر می رسید که هدفشان هم همین بود. از سوی دیگر، آنها
سردار طوسی مرد تمام نشدنی همچنان در خاطره ها جاوید است
گفتن شاید آسان باشد، اما حامل خاطرات شهدا شدن بسیار سخت است. وی با اشاره به خاطره ای از مادر شهید طوسی بیان داشت: روزی محمدحسن بعد از ماه ها به خانه برگشته بود و مادرم خوشحال از اینکه پسر بزرگش را بار دیگر می بیند، اما از آنجایی که محمدحسن فرمانده بود بعد از آمدن از جبهه به سرکشی از خانواده شهدا و نیروها و عیادت از مجروحان و شرکت در سخنرانی ها مشغول بود و در خانه نمی ماند. مادر شاکی شده و
اس ام اس تبریک ولادت حضرت فاطمه زهرا
وسیع جنت بود و من فقط مادر میخواندمش. اس ام اس میلاد حضرت زهرا اس ام اس ولادت حضرت فاطمه مادرم فرشته است.. ولی هیچوقت ندیدم پرواز کند... زیرا به پایش.. من را بسته بود.. برادرم را.. پدرم را.. و همه ی زندگیش را.. همه راه ها به عشق “مادر” من ختم میشود! مادر من، عشق من است... میترسم برای ماندن در کنارم از بهشت به جهنم بیاید
دختر سه ساله ام از لحظه شهادت پدرش با خبر بود
بعدازظهر بود که ناگهان شهره گفت: بابا یحیی مرد. از حرفش شوکه شدم. گفتم این حرف رو نزن. شهره با همان لحن کودکانه اش از من معذرت خواهی کرد و گفت: ولی مامان، بابا یحیی مرد. ارتباط قلبی عجیبی بین شهره و پدرش وجود داشت و این دختر خردسال درست در لحظه شهادت پدرش از آن باخبر شده بود. به خانه مادرم رفته بودیم که چند ساعت بعد آقای مسعود سالمی از دوستان شهید به در خانه آمد و دیدم که چشمانش از فرط گریه سرخ
از کارگری تا علمداری لشکر
بعد از چهار سال زندگی مشترک آنها بود که در سال 1337 به دنیا آمد؛ بعد از او خداوند شش فرزند پسر دیگر نیز به پدر و مادرم داد که ما هفت برادر در زمان جنگ قریب به اتفاق در جبهه بودیم و در این بین پدرم در منزل بود که گاهی محمدحسن خطاب به پدرم می گفت: بهتر است به جبهه بیایی، غصه شرکت نکردن در جهاد به دلت می ماند و حسرت به دل می مانی. و پدرم نیز با ما به جبهه آمد و در برخی از عملیات ها شرکت کرد.
تشییع پیکر همسر طیب حاج رضایی+عکس
عقیق :مراسم تشییع پیکر فخرالملوک مهاجر زنجانی همسر شهید طیب حاج رضایی معروف به حر انقلاب صبح امروز، سه شنبه 18 فروردین ماه، در تهران برگزار شد. پیکر وی از مقابل منزلش واقع در تهرانپارس، پایین تر از فلکه اول، خیابان 113، پلاک 50 تشییع و سپس به حسینیه همدانی ها واقع در خیابان ری جهت انجام مراسم تشییع دیگری منتقل شد. بعد از برگزاری مراسم تشییع با حضور خانواده او و عموم مردم تهران، پیکرش
همسر طیب حر انقلاب در گذشت + زندگینامه و تصاویر
خرداد 1342 در تهران] گفت: بعد از اینکه شهربانی و ساواک ریختن و ما رو کت بسته بردن به شهربانی، حاج اسماعیل رضایی، حاج حسین شمشاد، حسین کاردی، عباس کاردی، حاج آقا توسلی، حاج علی نوری، حاج علی حیدری و مرتضی طاری هم قاتی ما بودن و دستگیر شدن. همه آنها، بارفروشهای میدان بودن و به خاطر آقای خمینی ریختن تو خیابون و به نفع او شعار دادند؛ اما سردمدار همه اینها، طیب بود. چند ساعت بعد از دستگیری ما
قوم لوط در کجا زندگی می کردند؟
/> مشابه این داستان را مؤلف کتاب قصص قرآن این گونه روایت می کند: ابراهیم از مصر کوچ کرد و لوط را در آن سفر همراه برد، و با ثروتی سرشار و اندوخته ای بی شمار به سرزمین فلسطین فرودآمدند، و دیری نگذشت که آن سرزمین بر اغنام و احشامشان تنگ شد. از این رو لوط از سرمنزل عمویش ابراهیم کوچ کرد ودر قریة سدوم منزل گزید.[32] علامه مجلسی Š داستان مهاجرت حضرت لوط (علیه السلام) را این گونه نقل می کند که
دعا کردم تا مفقودالاثر شوم
ابراهیم طوسی به شهادت رسید. و آن قصه ی معروف و شنیدنی و به یاد ماندنی که شهید مرشدی وقتی از محمد حسن طوسی خواسته بود که اجازه دهد هر طور شده بدن پاک و مطهر محمد ابراهیم را به عقب بیاورند که محمد حسن طوسی در جواب اش گفته بود: یا همه ی شهدا و یا هیچکدام. که این موضوع باعث گردید که بدن محمد ابراهیم طوسی بعد از 13 سال کشف و به وطن اش عودت داده شود. بعد از عملیات و الفجر 6 در عملیات های قدس 1
کنار مزار پسرم می مانم
الله فیضی پدر شهید، خانم نعمتی مادر شهید و فرامرز،کریم و عزیز برادران شهید همراه با همسر و فرزندانشان تنها سکنه روستای آقاکندی هستند. مهمان این خانواده هستیم و در کانکس نشسته ایم. می خواهم همه چیز را بازگو کنند و فرامرز می گوید: پدر و مادر ما به این آب و خاک وابسته اند. سال ها اینجا زندگی کرده اند. دل کندن از اینجا برای مادرم ممکن نیست. در سال 65 که پسرش شهید شد، اجازه نداد در گلزار شهدای
همسر شهید طیب حاج رضایی دار فانی را وداع گفت
به گزارش ایثار واحد قزوین، مراسم تشییع این همسر فداکار امروز صبح سه شنبه از مقابل منزلش برگزار و در مصلای حضرت عبدالعظیم(ع) کنار قبر شهید طیب حاج رضایی به خاک سپرده می شود. گفتنی است: طیب حاج رضایی ملقب به حر انقلاب اسلامی در جریان مبارزه با رژیم ستم شاهی بعد از کودتای 28 مرداد دستگیر و پس از محاکمه در بیدادگاه رژیم پهلوی در 11 آبان سال 42 در میدان تیر پادگان حشمتیه تهران اعدام شد.
فخرالملوک مهاجر؛ همسر شهید طیب حاج رضایی درگذشت
سدها شکسته شد و ما در مسیر زندگی عادی قرار گرفتیم. وی با اشاره به ساعت تشییع 8:30 صبح روز سه شنبه بانو فخرالملوک مهاجر، گفت: مرحومه مادرم در مصلی حضرت عبدالعظیم و در کنار قبر شهید حاج رضایی دفن می شود. پس از درگذشت 7 بانوی سرشناس ایران، فخرالملوک مهاجر زنجانی به عنوان هشتمین بانوی سرشناس ایران زمین به همسر شهیدش پیوست. 1. مادر محمود احمدی نژاد سیده فاطمه قادری 22
سردار شهید "خوش سیرت"؛ 16 عملیات و 13 بار جانبازی + تصاویر
و عده ای بر روی تخت های بیمارستان و منزل بستری هستند و عده ای نیز با توجیهات مختلف خود را به کارهای پشت جبهه مشغول نمودند و درد من از گروه سوم است و گویا اصلاً در این دنیا نیستند و فریاد استمداد طلبی انقلاب را از حلقوم امام نمی شوند ، خدایا تو خودت به کرم خود دلها و گوش هایشان را بیدار و بینا و شنوا گردان و توفیق پوشیدن لباس رزم مجاهدانت را به آنان بده. پدرم و مادرم و همه اعضای خانواده
سرداری که وصیت کرده بود نام شهید را برایش نیاورند
گرامی شما نیز به بزرگواری خودتان مرا عفو کنید. و اما تو ای همسر گرامی! که مدتی جز رنج و مصیبت و دوری در زندگی چیز دیگری ندیدی و من از تو راضی هستم، امیدوارم که تو نیز از من راضی باشی. به هیچ وجه در روی پارچه ها و پلاکارت ها نام مرا غیر از اسم و شهرت خالی چیزی دیگر ننویسید و الا همه شما را مدیون می گیرم. مسئولیت کارها را به عهده همسرم و مادرم می گذارم. مرا در داخل قبر جباری دفن کنید، اگر جا نبود داخل قبر شهید شعبان امیری، اجازه آن را نیز از پدرش گرفته ام. سه سال برایم نماز و سه ماه روزه بگیرید و آخرین پیام من این است که هیچ وقت امام را تنها نگذارید. ابراهیم زمانی ...
مرا بکشید ولی چادرم را برندارید!
جعفریان همسر مرتضی حدود سه ساعت مقاومت کرد اما او نیز به شهادت رسید. وقتی ساواک طیبه را دستگیر و به دست هایش دستبند زده بودند، گفته بود: مرا بکشید ولی چادرم را برندارید. طیبه، ابراهیم و پسرشان محمدمهدی را پس از دو چند روز شکنجه از تبریز به کمیته تهران منتقل می کنند و یک ماه تمام آنها را زیر سخت ترین شکنجه ها قرار می دهند و سرانجام در سوم خرداد 56 زیر شکنجه به شهادت می رسند. روز سوم
امینِ افغانستانی، کلیددار امین خانه ما ایرانی هاست
ماشین به آن گیر کند، ماشین که به فنا می رود هیچی، لوله گاز بترکد همه ما می رویم هوا. مرد افغانستانی در زیرپله یک خانه از همین تازه به دوران رسیده ها که حالا قدشان بلندتر از خانه پرویزخان به نظر می رسد، با همسر و 3 فرزند کوچکش زندگی می کرد. اجازه نداشت دوچرخه اش را به داخل خانه ببرد چون سهم پارکینگ نداشت. صبح به صبح که با دوچرخه به ساختمان محل کارش می رفتف شب ها بعد از کار دوچرخه اش را به لوله گاز