53 قصه سه سوته ؛ طنز و درس برای کودک و نوجوان
سایر منابع:
سایر خبرها
کوراب سکون ؛ فصل عشق برای دختری که دل بریده بود
است و تلاشی که برای پنهان داشتنش دارد لب می زند: آرامم تو چشم و چراغ این خونه ای، تو خیر و برکت این خونه ای. دیدنت و شنیدن صدات برام حکم زندگیه.... ازت می خوام که بعد از ازدواجت اگه چند روز یه بارم شده بیای و در این خونه رو به روی من باز کنی و منو چش به راه دیدن خودت نذاری نمی خوام مثل دلبر سرد باشی و منتظر بمونی که برای اومدن به خونه پدریت و خونه امیدت منتظر دعوت کسی باشی و خودت رو از
مجسمه های مدرن برای دکور خانه / جدیدترین ترندهای دکوراسیون 1404 + تصاویر
یه آدمک فانتزی مینیمال، می تونه با یه طراحی ساده حسابی دلنشین و خاص باشه. اگه یه نفر اهل دکوراسیونه، می دونه که همین جزئیات کوچیکن که خونه رو متفاوت و صمیمی می کنن. مجسمه های کوچیک فقط برای زیبایی نیستن؛ گاهی یه حس نوستالژی، آرامش یا حتی طنز به خونه اضافه می کنن. مثلاً یه مجسمه فانتزی بامزه با حالت خنده دار، می تونه باعث شه هرکی از کنارش رد میشه یه لبخند بزنه. خلاصه که این کوچولوها
نیمکت خالی مُجتبی !
پسر... ؟! آن روز امیرمحمد هم به تلافی، دست به کار می شود و به قول خودش کاری می کند که مجتبی بیست ثانیه از عمرش را از دست بدهد. بهش گفتم وقتی رفتی خونه، بیست ثانیه توی گوشی نگاه کن، مرد یخی میشی . او حالا از قاب عکسی می گوید که چندوقت پیش مدرسه به بچه ها داد اما مجتبی توی آن عکس و توی آن قاب نبود. عکسی که تصمیم گرفته پشتش بنویسد یادگاری از کلاس سوم و دوست شهیدم، مجتبی شریفی
قصه ی چرم منط از کجا شروع شد و چه ایده ای پشت آن بود؟
ها، زمان زیادی را در فروشگاه ها می گذرانم. به دو دلیل: یکی داشتن ارتباط مستقیم از مشتری و بازار، اینکه ببینم مشتری هایم بین خودشان چه می گویند؛ و حتی، حرف های افرادی که بیرون از فروشگاه ایستاده اند رو بشنوم و دوم، لمس مستقیم روند برند در همه ی ابعاد. فروشگاه رفتن هنوزهم نقطه قوت منه. چون ما هنوز استارتاپیم. شاید در سازمان های بزرگ تر مدیرعامل فقط در چارچوب خاص خودش عمل کند، اما وقتی مؤسس
پورعرب: چشمِ آبی و پول بازیگری را فاسد کرد؛ 7 سال به من جایزه ندادند
/> این بازیگر پیشکسوت گفت: من چندسال برای بازی های مختلف ازجمله نرگس نامزد شدم اما گفتند به او جایزه ندهید زیرا پررو می شود. احساس می کردم که این قضاوت ها عادلانه نیست تا جایی که برای فیلم جنگی مرد بارانی جایزه گرفتم و گفتم که چرا این همه بازی کردم اما برای یک فیلم جنگی به من جایزه دادند؟ من 7 سال پشت سرهم نامزد شدم اما هیچ جایزه ای نگرفتم. حتی محمدرضا گلزار را هم دوست دارم
از دل تهدید تا اوج اقتدار؛ 12 روزی که ایران را دوباره ساخت
ارکان مختلف حاکمیت و بخش های مهم کشور برای حفظ دستاورد های آن چه در این 12 روزه در کشور حاصل شده، آقای دکتر به شما سلام می کنم خوش آمدید. ضرغامی: سلام بر شما، در ابتدای بحث یک جمله راجع به شما بگویم شما از مجری های توانمند و خوب ما هستید پروردگار متعال شما را پدیده این حماسه بزرگ قرار داد. ما در داستان طالوت و جالوت حضرت داوود (ع) را که اصلاً در صحنه جنگ نبود برادرانش رفته بودند این
اعترافات زن و شوهری که برای مخدر دست به سرقت های سریالی زدند
بزنیم، بعد میریم. همون شد و هیچ وقت نرفتیم. اگه الان به عقب برگردید، چی کار می کنید؟ (زن): کاش همون روزی که از خونه فرار کردم، می رفتم خونه مادرم. کاش به حرفاش گوش می کردم. (مرد): من هیچ وقت نباید اون روز مواد رو امتحان می کردم. %25 تخفیف ایمپلنت دندان و تمام خدمات دندانپزشکی اقساطی با ضمانت مادام العمر ویزیت و مشاوره رایگان ⇱
3 فیلم سینمایی ایرانی که در مرداد ماه 1404 اکران خواهند شد
/> خلاصه داستان فیلم سینمایی اتاقک گلی ، داستانی عاشقانه در جریان عملیات مرصاد را به تصویر می کشد. فیلم قصه ای از عملیات مرصاد در سال 67 و حمله منافقین و حضور لشگر 27 محمد رسول الله در سه راه اسلام آباد و منهدم کردن ادوات جنگی را روایت می کند. در عملیات مرصاد ، گروهی از اعضای لشگر 27 جهت محافظت از ساکنان روستای شیان به این منطقه می روند. اعضای لشگر 27 تهران موفق به حفاظت از ساکنان
ماجرای درگیری در قهوه خانه تا زورگیری از زن جوان در جنوب تهران
طلاقم رو هم گرفت. می گفت نمی خواد بچه ای داشته باشه که باباش دزد و معتاده. چطور وارد کار زورگیری شدی؟ بعد از چند بار دزدی کوچیک، دیدیم مردم وقتی تو خیابون مشغول گوشی هستن، هیچ حواس شون نیست. با رفیقم نقشه کشیدیم. اون موتورو می روند، من می پریدم پایین و تو چند ثانیه کیف یا گوشی رو می قاپیدم. فکر می کردیم خیلی زرنگیم، هیچ وقت گیر نمی افتیم. پول ها رو خرج چی می کردی؟
سارق حرفه ای با نقاب لباس کاری در دام پلیس
/> اسممو نمی خوام بگم... ولی 27 سالمه. از بچگی با کی زندگی می کردی؟ با مادربزرگم... وقتی بچه بودم، پدر و مادرم منو ول کردن. تنها امیدم تو زندگی همون مادربزرگ بود. چی شد رفتی سمت دزدی؟ بعد از فوت مادربزرگ، هیچ کس نبود. خونه شو فروختم، پولاش تموم شد. شب ها تو پارک می خوابیدم. یه مدت توی کارواش کار می کردم، ولی پولش نمی رسید. بعد کم کم رفتم سمت دزدی.
داستان باب اسفنجی و پاتریک قصه طنز کودکانه درباره خواب کافی
آمد بیرون. پاتریک گفت: هی بچه ها اینجا چه خبره؟ همه با هم داد زدند: پاتریک! تولدت مبارک! باب هم گفت: پاتریک! تولدت مبارک اما چون تنهایی همه کارها را کرده بود، آنقدر خسته بود که روی زمین افتاد. بیشتر بخوانید: قصه های کودکانه صوتی - 100 داستان جدید و قدیمی پاتریک از این اتفاق خیلی ناراحت شد. رفت بالای سر باب و بادش زد و گفت: دوست عزیزم! من را ببخش. من باعث شدم تو از
نقدی بر داستان بلند شابجی نوشته مهدی طهوری / رئالیسم نوستالژیک با طعم روان کاوی اجتماعی
این داستان ، نه فقط شرحی از کودکی یک راوی است بلکه آیینه ای ست برای نسلی که با وحشت از مارهای زیرزمین، خرافه های مادربزرگ و صدای الله اکبر دیوانگان کوچه بزرگ شد. نسلی که درکی از ترس نداشت اما آن را به چشم می دید. مهدی طهوری با نثری شفاف، روان و آمیخته به طنز، جهانی ساخته که در آن غریبه ها بچه دزدند، سگ ها ساق پای بچه ها را دوست دارند و اگر ایستاده جیش کنی، قبر فشارت می دهد
از بیمارستان منتقل شده بودم، اما به خاطر بیماران برگشتم
جایی که تعلق خاطر داریم برویم و خدمت کنیم. در طی دفاع دوازده روز کشور در مقابل حملات ناجوانمردانه و وحشیانه دشمن صهیونیستی، اعضای کادر بهداشت درمان و سلامت ایران و تک تک نفرات تیم ملی سلامت بر سر قول و قرار خود با مردم ایران ایستادند و به انجام وظیفه در سنگرهای سلامت پرداختند. احساس مسئولیت، همراهی، همدلی و ایثار اعضای تیم سلامت هزاران قصه و روایت در خود دارد. دراین میان برخی افراد با
حیف از آن جوانان برومندی که شهید شدند
. صحنه های تلخ و جانگدازی بود. به کشورم هم فکر کردم، به خدا در مرکز یک آمبولانس داریم مال 16، 17 سال پیش، خراب است، اما یک لحظه گفتم خدایا! اگر این را هم منفجر کنند ما دیگر آمبولانس نداریم، دلم سوخت احساس مسئولیت کردم. در برخی شهرستان ها آمبولانس های مان قدیمی و خراب است اگر یک آمبولانس جدید باشد به خاطر مردم، خیلی خوب است. حق و حقوق مان عقب افتاده است. ما پایگاه جاده ای هستیم. دل خوشی ما
روایت سه روز چشم انتظاری مادر در آوار زندان اوین
گوید: پس بنشین تا از اول برایت بگویم. مادر راوی قصه زندگی تک فرزندش می شود که حالا نیست؛ علی حبیبی فرد. پسرم را ظهر عاشورا از امام حسین (ع) گرفتم داستانش را از سال های اوایل ازدواجش شروع می کند و می گوید: من بچه دار نمی شدم. خدا خیلی دیر به من بچه داد. خیلی دوادرمان کردم. 5 سال طول کشید. پسرم را ظهر عاشورا از امام حسین (ع) گرفتم. مادرم نذر کرده بود اسمش را بگذاریم علی اصغر. گفتم من نمی
لیست بهترین انیمیشن و کارتون های دخترانه دنیا
می کند که توانایی های ابرقهرمانی دارد. قدرت این دختر بچه موضوع اصلی داستان را نمایش می دهد. این انیمیشن به کودکان پیام های مثبت درباره قدرت شخصیت، همدلی و انجام کارهای خیرخواهانه منتقل خواهد کرد. داستان ها و ماجراجویی های استاربیم می تواند تجربیات متعددی را برای کودکان رقم بزند. بدیهی است که پیام های اخلاقی در کنار نمایش انعطاف پذیری، کار تیمی و احترام به دیگران می تواند کارتون دخترانه
نهادها جایگزین احساس تکلیف فردی شده اند؛نخوانده می گفتند خیمه نجس است
ارتباط برقرار می کند. عقیده من این است که رسالت من یک کار آخوندی و سنتی است و خیمه را به عنوان یک کار سنتی پیش می برم. صلاحی: مجید ملامحمدی تعریف می کرد: پدر محمد محمدی اشتهاردی آدمی بود که علاقه مند به داستان بود و طلبه نبود، ولی می گفت طلبه که هستی، خوب است بروی تبلیغ کنی یک بار پدرم مطالبم را در سلام بچه ها دید و پرسید چندتا خواننده دارد گفتم 40 هزار نفر گفت اگر 100 نفر هم کار تو را را
هور، مظلوم تر از آن است که تیتر شود/ چرا این هور می سوزد؟!
منطقه و توازن اکولوژیک جهانی آسیب خواهد دید سخن آن جوان در گوشم طنین انداخت: خشکاندن تالاب، نه پایان آب، که پایان زندگی ست... در برگشت، به کوت سیدنعیم رفتیم. جوانی نزدیک شد و گفت: آ میرزا، از کدوم اداره ای؟ گفتم: از هیچ جا. من فقط می نویسم. گفت: اگه نوشتی، بنویس ما در این گرمای تابستان، خیس عرق ایم و برای آن که دود بیشتر ریه هایمان را نابود نکند، به جای