ماجرای تلخ ازدواج درون خودرو
سایر منابع:
سایر خبرها
علت جدایی مریم کاویانی از همسرش چه بود؟
خانواده 4 نفره با یک برادر کوچکتر از خودش زندگی می کند. وی تا سن 10 سالگی در اهواز زندگی کرد و بعد از آن به بابل مهاجرت کردند . پس از اتمام دانشگاه در سال 1379 برای پیشرفت کارش تهران را برای ادامه زندگی انتخاب کرد. مریم کاویانی در مورد دوران کودکی اش گفته است : در دوران کودکی خیلی مظلوم بودم، یادم می آید همیشه مادرم می گفت پدرت نگران است که نکند وقتی بزرگ شدی هیج کاری از تو بر نیایید
نه برای خود، برای فرزندم می مانم!
سیستم حمایت گر منسجم برای این گروه به تداوم خشونت، فرسودگی روانی زنان و تولد نسلی آسیب دیده منجر می شود. کودکان این زنان هر روز در معرض خشونت عاطفی، کلامی و حتی فیزیکی قرار دارند. نبود آموزش های لازم، نهادهای مداخله گر و مشاوره های رایگان روانی و حقوقی آینده این کودکان را در سایه تهدید قرار داده است. زن جوان می گوید: یه بار رفتم کلانتری، گفتم شوهرم کتکم زده
روایت دختر سردار جعفری از ماجرای شهادت پدر و مادرش/ ابتدا گفتند موشک به خانه شما اصابت نکرده/ نام موشک ...
، لباس رزم را از تنش بیرون نیاورد. ماجرای لیست بلندبالایی که در روز خواستگاری رو شد 4 سال بعد، خدا یک همراه برای آن سفر طولانی و سخت نصیب محمد آقا کرد؛ همسفر صبوری که 40 سال پا به پای رزمنده خستگی ناپذیر داستان ما جهاد کرد: زندگی مشترک پدر و مادرم در سال 64 در بحبوبحه جنگ شروع شد. موقع ازدواج، پدرم 19 ساله و مادرم 17 ساله بودند و یک فامیلی دور، آنها را به هم رساند. مامان همیشه
از علاقه به آرایشگری تا فرار از خانه / قصه دختری که فهمیده نشد + نظر کارشناسی
های بمباران شده در جنگ 12 روزه قتل فجیع در پارک هنگام بازی والیبال / نیمه شب در شرق تهران رخ داد جدال خیابانی به خاطر کری خوانی به خون کشیده شد بازداشت سارقان بزرگترین دزدی در تبریز و ارومیه / آنها 100 میلیارد تومان پول و طلا برده بودند حمله مرگبار به خانه مادر همسر در ساری / در مرخصی از زندان باجناقش را کشت + فیلم لحظه دستگیری وبگر
راوی بیهودگی جنگ
سرویس تاریخ و سیاست خبرگزاری کتاب ایران ( ایبنا ) - آناهید خزیر: کتاب سیمای جنگ: خاطرات مارتا گلهورن رمان نویس، خبرنگار جنگی و همسر ارنست همینگوی نوشته مارتا گلهورن با ترجمه احسان لامع از سوی انتشارات نیلوفر منتشر شد. این کتاب به دو مقدمه سال 1959 و سال 1986 می پردازد سپس جنگ در اسپانیا، جنگ در فنلاند، جنگ در چین، جنگ جهانی دوم، کلامی خارج از بحث و مسیرهای شکوهمندی فصل های کتاب را تشکیل می دهد
جزئیات جهانی شدن یک خیانت در کنسرت خواننده مشهور!
خنده زوج و تماشاچیان می شود و بعد لحظه سرنوشت ساز(دستکم برای دو خانواده) فرا می رسد. دوربین روی زن و مرد نسبتا جوان(شاید در دهه چهل یا پنجاه زندگی) می رود که نحوه ایستادن صمیمانه شان جای هیچ شکی بر زوج بودنشان باقی نگذاشته و ... ناگهان اتفاق عجیبی می افتد. زن و مرد، هردو و هم زمان به محض تماشای چهره خود روی مانیتور سالن با عجله و شتاب شروع به پنهان کردن صورت و هویت خود می کنند و سعی می کنند از دید
شکایت زنی از بی حیایی های مداوم شوهر
علاقه عاشقانه ام از بین رفت و آرام آرام حس تنفر در وجودم ریشه دواند تا حدی که سوءظن ها در رفتارهای نامتعارف شوهرم به آشفتگی خانوادگی انجامید و تصمیم به طلاق گرفتم. هنوز چند ماه بیشتر از تولد ماه بانو نمی گذشت که همه حق و حقوق و مهریه ام را بخشیدم و با پذیرش سرپرستی دخترم از نعیم جدا شدم. یک واحد آپارتمان اجاره کردم و در کنار دخترم به یک زندگی جدید روی آوردم. چند سال بعد به
کلاهبرداری های مثلثی مردان نامرئی درسایت های واسطه گر!
به گزارش رکنا،زن 30 ساله ای که به اتهام کلاهبرداری به مرکز انتظامی احضار شده است، با بیان این که خودش طعمه کلاهبرداران و شیادان اینترنتی در سایت های واسطه گر شده است،در تشریح این ماجرای نخ نما گفت: اسفند سال گذشته همسرم یک دستگاه خودرو خرید تا با آن مسافرکشی کند به همین دلیل نیاز به پول داشتیم. در این شرایط تصمیم گرفتم تا گوشواره هایم را از طریق آگهی در سایت دیوار به فروش برسانم چرا که قبلا 90
مرد خدماتی با آمپول بیهوشی گوشواره دختر بیمار را دزدید
گیجی به سراغم آمد و دیگر نفهمیدم کی خوابم برد. حتی زمانی که مادرم آمد هم متوجه نشدم و بعد از مدتی با همان گیجی مرخص شدم و به خانه رفتم، اما وقتی حالم بهتر شد فهمیدم گوشواره هایم نیست. با شکایت دختر جوان، تحقیقات به دستور بازپرس محمد کوزه گران آغاز شد و مأموران در ادامه تحقیقات دریافتند کسی که سرم و آمپول را تزریق کرده نیروی خدماتی مرکز درمانی بوده است نه پرستار. بدین ترتیب به دستور بازپرس
اعترافات زن جوان:به خاطر عشق به دوست شوهرم، همسرم را کشتیم
به گزارش صد آنلاین به نقل از اعتمادآنلاین، دو سال قبل زنی به ماموران مراجعه کرد و گفت شوهرش به نام کامران گم شده است. این زن گفت: شوهرم طبق معمول هر روز از خانه بیرون رفت و دیگر نیامد. من با همکارانش تماس گرفتم و آنها گفتند از شوهرم خبری ندارند. این زن سپس ادعا کرد همکاران شوهرش گفته اند او برای ماموریت رفته است. چند روز بعد ماموران جسد کامران را پیدا کردند. جسد وضعیت بسیار بدی
اظهارات جنجالی یوسف تیموری
دارای دو خواهر و یک برادر بوده و فرزند دوم خانواده می باشد. ازدواج یوسف تیموری یوسف تیموری چند سال پیش با یک خانم تایلندی به نام راپان ازدواج کرد. آشنایی این دو در کشور تایلند زمانی که هر دو از یک فروشگاه در حال خرید بلور بودند شکل گرفت و به ازدواج ختم شد. خانم راپان از همسر سابق خود صاحب یک فرزند پسر بود که یوسف تیموری ابتدا او را به عنوان پسر خودش معرفی کرد اما پس از مدتی
ضرغامی: جنگ 12 روزه حفره های ما را روشن کرد/ دشمن برای براندازی آمده بود/ ایران امروز قلب اسلام است
رویدادهای آن، و مرور سریع بر آنچه پیش از جنگ، در سال ها و دهه های قبل، گذشته است، بدون توقف در آن، با نگاه به آینده و کارهایی که می بایست انجام شود، در قالب این مباحث و گفتگوها مطرح کنیم. امروز در حلقه دیگری از برنامه به وقت ایران در خدمت یکی از فرزندان ایران، رئیس پیشین صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، وزیر سابق میراث فرهنگی و گردشگری، جناب آقای مهندس عزت الله ضرغامی هستیم. خوشحالیم که امروز
رسوایی مدیرعامل شرکت استرونومر در کنسرت کلدپلی
در لینکدین که اکنون حذف شده، نشان می داد که او از سپتامبر 2020 به عنوان عضو هیئت مشاوران در شرکت Privateer Rum فعالیت داشته است. اندرو کابوت پیش از کریستین، دو بار ازدواج کرده بود و از ازدواج نخست خود دو فرزند دارد. کریستین نیز پیش تر با کن تورنبی ازدواج کرده بود و در سال 2018 درخواست طلاق داده بود که در 2020 نهایی شد. در یکی از تصاویر جشن تولد 25 سالگی دختر اندرو کابوت که
لغو سفر حاج مهدی رسولی به ترکیه/ شایعه دیپورت تکذیب شد
مهدی رسولی در سن 21 سالگی در سال 1388 با دختر یکی از خانواده های مذهبی از سادات ازدواج کرد که حاصل این ازدواج دو فرزند است. تاکنون عکس و بیوگرافی همسر مهدی رسولی منتشر نشده است. تعداد فرزندان مهدی رسولی حاج مهدی رسولی مداح یک پسر به نام محمد جواد و یک دختر به نام فاطمه دارد او برای پسرش نام پدرش را انتخاب کرد. ماجرای انتخاب نام پسر مهدی رسولی حاج مهدی
سپند امیرسلیمانی: از سه سال پیش که دکترا از بودنم قطع امید کردن تا امروز به اندازه تمام سالهای گذشته از ...
تولدش با انتشار عکسی خبر شوکه کننده ای داد ایشون نوشت : 47 سال تمام از سه سال پیش که دکترا از بودنم قطع امید کردن تا امروز به اندازه تمام سالهای گذشته درس یاد گرفتم و از زندگیم لذت بردم فهمیدم که همه زندگی به همین ندونسته ها و نشناخته هاشه خصوصاً از پارسال تا امسال که یک مرتبه از مردی آس و پاس و تنها تبدیل شدم به مرد خانه و خانواده و چند باره و چند باره حضور و محبت خدا رو تو زندگیم دیدم در روز تولدم برای همتون دل خوش و لب خندون آرزو میکنم . برای مشاهده سایر مطالب هنرمندان با سرویس هنر و رسانه ساعدنیوز در ارتباط باشید. ...
زن جوان در بازسازی صحنه قتل همسرش: شوهرم را همیشه دوست داشتم!
برداشتم. کیفش توی اتاق بود و با دست راستم چندین ضربه به سر، صورت و گردنش زدم. فائزه درباره اتفاق های بعد از قتل توضیح داد: رفتم دوش گرفتم و آمدم خوابیدم. صبح تکانش دادم و گفتم: حمید بلند شو صبحانه بخور ، بیدار نشد. زنگ زدم به مادرم و گفتم: بیا حمید بیدار نمی شه. مادرم آمد و گفت: زنگ بزن به برادرش ؛ برادرش گفت: زنگ بزن آمبولانس . خودم زنگ زدم و گفتم: خانم دکتر، سریع بلند شو بیا، شوهرم تموم
آشتی زن و شوهر همراه با قتل خونین
سال بعد از قتل، پرونده به دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده و جلسه رسیدگی به این پرونده به صورت غیابی برگزار شد. اولیای دم در این جلسه درخواست قصاص کردند و قضات هم بر اساس مدارک و گزارش های پلیس و پزشکی قانونی، حکم قصاص همسر متواری مقتول را صادر کردند. دستگیری متهم 6 سال بعد در یک کمپ ترک اعتیاد اردیبهشت سال 1404 مسئول یکی از کمپ های جنوبی تهران در تماس با پلیس آگاهی مدعی
ماجرای تعجب آور قتل مرد جوان به دست همسرش
حاکی از برنامه ریزی برای قتل شوهرش بود و آنها قصد داشتند به زودی با یکدیگر ازدواج کنند. بدین ترتیب حمید هنگامی که بازداشت شد و پی برد همه ماجرا برای تیم جنایی روشن شده است از یک جنایت هولناک پرده برداشت و ماجرا را این طور توضیح داد: با زن جوان در فضای مجازی آشنا شدم و رابطه ای مخفیانه میان ما شکل گرفت. زن جوان مدام می گفت که شوهرش متادون مصرف می کند و او را هدف آزار و اذیت قرار می دهد. من
سقط جنین با قتل پایان یافت
. او هم آمد و من بچه را به او دادم و مدارک را دادم و گفتم بچه را ببر پیش مادرم. بعد موتورم را سوار شدم که فرار کنم. شوهرخواهرم گفت خودت را معرفی کن اما قبول نکردم. بعد به ارومیه رفتم. بعد با کمک فردی به ترکیه رفتم. آنجا من را بازداشت کردند اما من خودم را افغان معرفی کرده بودم برای همین هم مرا به افغانستان فرستادند. سه روز بود در افغانستان بودم که با افغان ها به صورت قاچاق وارد ایران شدم. به تهران
ماجرای عجیب پیدا شدن پیکر شهید در اوین
نیست، اما قبول نکرد و گفت باید مراحل اداری یک سری نامه برای تسهیل کار زندانیان طی شود و اگر نرود کار مردم بیش از حد طولانی می شود. سلطانی در ادامه از تماس بی پاسخ با همسرش می گوید: صبح روز حادثه ساعت 10 صبح با شماره تلفن اتاق همسرم تماس گرفتم که همکارش پاسخ داد که در اتاق نیست. ساعت 12 متوجه شدم که زندان اوین مورد اصابت قرار گرفته. دل توی دلم نبود. با شماره موبایل و ثابت همه همکاران و