سایر منابع:
سایر خبرها
صحبت های تکان دهنده شکارچی پیرز ن های تنها در کلانتری
بیافتد بعد از تمام شدن پول طلاها دوباره این فکر مثل خوره به جانم افتاده بود "که تو که توان کار کردن نداری و این پیرزن ها هم که لب گور هستند" دوباره با همان نقشه به خانه پیرزن های دیگر رفتم و حدود یک سال این کار را انجام دادم. ولی بعداز مدتی کابوس های شبانه و التماس های پیرزن ها و نگاه های معصومانه آنها مانع از انجام این کار شد توان کار کردن در خانه های مردم را هم نداشتم راستش را بخواهید
فرهادی وار بودن یا نبودن،؛ مساله این است؟
شمسی فیلمبرداری شده بود. همین مهم در سازه های فیلم عادت نمی کنیم نیز تکرار شده است. اگر برای فیلم چهار مکان عمده - دو خانه، یک دفتر وکالت و دانشکده - در نظر بگیریم، کاملاً مشخص است که همگی جزیی از بافت قدیمی شهر تهران محسوب می شوند. اطلاق تهران برای تاکید است؛ چرا که چنین معماری را بیشتر در تهران می توان دید و به ندرت شهرهای بزرگی چون شیراز و اصفهان و مشهد در گیرودار این معماری بوده اند.
عقدکنان در زندان؛ زندگی در آزادی
/> صبح روز بعد من و امیر در اتاق ملاقات تلفنی با هم حرف زدیم که گفت: سال 88 وقتی قتل اتفاق افتاد من 19 ساله بودم و برادر بزرگم مخارج زندگی مان را تأمین می کرد. روز حادثه در خانه خواب بودم که با شنیدن صدای دعوای برادرم با خواهرزاده ام محمد سراسیمه بیرون دویدم. آنها بر سر یک جفت کتانی با هم درگیر شده بودند. وقتی بالای سر برادرم رسیدم او با چاقویی که محمد به او زده بود غرق در خون بود. خونم
ناگفته های سقوط سربازان به دره
روی تخت بیمارستان تحت عمل های مختلف جراحی قرار گرفت و 17 روز بستری شد. او که بعد از گذشت 35 روز همچنان حال خوبی ندارد، در بیمارستان تحت عمل های جراحی مختلفی قرار می گیرد. این سرباز تحصیلکرده درباره شب حادثه به شهروند می گوید: آن شب با همسرم تماس گرفتم و برگشتنم را به او اطلاع دادم. می خواستم هرچه زودتر به خانه برسم و دختر دو ساله ام را ببینم. دلم برایش تنگ شده بود. چند دقیقه بعد در حالی که همگی
سه پرونده جنایی روی میز قضات دادگاه
دارد برای نقد کردن چک 200 میلیونی به بانک برود. به همین دلیل ماموران راهی بانک شدند و این پایان راه مرد گروگانگیر بود. او دستگیر شد و ساعتی بعد هم پیرمرد گروگان که در خانه ای در شرق تهران زندانی بود از سوی کارآگاهان آزاد شد. این مرد در اعترافات خود گفت: وضع مالی بدی نداشتم. اما چند ماه پیش چون می خواستم کار جدیدی را شروع کنم، پول نزولی گرفتم ولی از عهده پرداخت آن برنیامدم. به همین دلیل
پهلوان عباس از زندگی خود می گوید/ عکس و فیلم
برای جمع کردن سنگ می برند، آنجا بود که با کمک یکی از همشهریانمان از جمع جدا شدم. از آنجایی که خیلی دیر به سربازی رفتم، از لحاظ سنی از همه سربازان بزرگتر بودم، یکی از همشهریانمان که هم دوره سربازی من بود به من می گفت بابا و وقتی سربازها دور هم جمع می شدند می گفت بابا نمایش بده، من هم 4 تا سرباز را روی دست و شانه هایم می گذاشتم و آنها را می چرخاندم. بعد از پایان سربازی، دوباره
خانم دکتر جوان در تله سرایدار برج
امروز سرایدار برج را صدا زدم و از او خواستم که چک 20 میلیون تومانی ام را به بانک ببرد و آن را نقد کند. مرد افغان تبهکار هم چک را گرفت و حدود یک ساعت بعد با 20 میلیون تومان پول نقد بازگشت. دو ساعتی از این ماجرا نگذشته بود که زنگ آپارتمانم به صدا درآمد. سرایدار برج بود که به بهانه بردن آشغال وارد خانه شد اما ناگهان مرد جوانی هم به دنبالش وارد خانه ام شد و قبل از اینکه فرصتی داشته باشم تا سر
تکفیر تکفیریان خشونت تکفیری، در خدمت استعمار نوین
، سلفی های جهادی تبدیل به معضلی داخلی برای این کشورها شدند و بعد از این، دیگر فایده ای ندارد که بگوییم منبع این مصیبت، کشورهای شرقی هستند. سلفی جهادی در حاشیه حوادث 11 سپتامبر درباره ی حوادث 11 سپتامبر و حوادث بعد از آن، اشتباه رایجی وجود دارد که این اتفاق، محقق شدن پیش گویی هنتینگتون بوده است، در حالی که ثابت شده است، وی کاری جز توصیف یک پدیده با اصطلاحات نامفهوم، انجام نداده
اسارت خانم دکتر در حمام
کنم و وقتی خانه را بررسی کردم متوجه شدم که مرد سرایدار و همدستش تنها 20 میلیون تومان پول نقد را دزدیده اند. این زن جوان گفت: زمانیکه در حمام خانه زندانی شده بودم مرد سرایدار از همدستش می خواست که بی خیال پول ها شوند و بروند اما مرد غریبه می گفت با این پول ها زندگی شان تغییر می کند و می توانند مدتی زندگی آرام داشته باشیم که مرد سرایدار نیز با صدایی آرام عنوان می کرد که کاش درباره پول ها
آمریکا در عراق جایگاهی ندارد /بسیج مردمی موصل را آزاد می کند
کند. اولین کاری را که حاج قاسم در قالب عملیات دسته جمعی انجام داد، ورود به این منطقه بود. در آن زمان همه تحلیلگران به او می گفتند که عملیات در اینجا مشکل است و به این منطقه وارد نشوید. اول مناطق آسان تر را فتح کنید و بعد به این منطقه وارد شوید. ولی حاجی تصمیم گرفت با هماهنگی دولت عراق، به این منطقه ورود بکند. (در آن زمان) نه ارتشی بود و نه پلیسی. همین نیروهایی که در سوریه بودند، وارد شدند و در
شهرام جزایری: اگر تمام احمدی نژادی ها مصلح اند به مفسد بودنم افتخار می کنم
خارج از زندان بودند مشاوره اقتصادی می دادم. در حال حاضر حقوق های نجومی یکی از داغ ترین موضوعات کشور است. مبلغ فیش حقوقی شما چقدر است؟ زمانی که در شرکت های خودم مشغول به کار بودم و در زمان دستگیری ام 200 هزار تومان به عنوان حقوق دریافت می کردم. درآمد شخصی من همین مقدار بود، اما همه هزینه های دیگر اعم از تامین خانه، ماشین و... به عهده شرکت بود. این حق را می دهید که
- زندگی همین است - نقد شد - با رمانی غیرمعمول روبه رو هستیم
هایی از خوان رلفو و یا خاطرات خانه اموات فئودور داستایفوسکی می اندازد. در ادامه این نشست، مهدی یزدانی خرم با بیان اینکه امروز عمده دیدگاه ها و نظرات درباره کتاب ها در شبکه های اجتماعی مطرح می شود و افراد کمتر از گذشته به دورهمی و جلسه حضوری نقد و بررسی تن می دهند، تصریح کرد: نخستین کتاب محمدهاشم اکبریانی با نام کاش به کوچه نمی رسیدم که در دهه هشتاد منتشر شد، برایم غافل گیر کننده بود؛ از
پیامک های عاشقانه، یک پدر را به کشتن داد
اتاق خبر 24 : رسیدگی به این پرونده از مردادماه سال 92 به دنبال پیدا شدن جنازه ابراهیم 46 ساله در بیابان های رمز آباد در دستور کار پلیس قرار گرفت. شواهد نشان می داد این مرد در جای دیگری با ضربه های چاقو کشته و جنازه اش نیمه شب به بیابان منتقل شده است. تحقیقات در این زمینه آغاز و مشخص شد این مرد قربانی جنایت خانوادگی شده است. در این بین همسر ابراهیم،به نام عصمت لب به اعتراف
رسانه بما هو رسانه/ ابتذال معانی در شبکه های اجتماعی
دیگر موبایل است. ما امروز نمی توانیم زندگی بدون موبایل را تصور کنیم؛ یعنی اگر یک روز موبایل را در خانه جا بگذاریم و یا شارژ موبایل زود تر از موعد تمام شود مثل مرغ سرکنده هستیم. اضطراب سراغمان می آید، احساس گم شدگی به ما دست می دهد، انگار یکی باید بیاید و ما را پیدا کند درحالی که قبل از اینکه موبایل وارد جیب ما شود اگر یکی می آمد می گفت که یک ابزاری هست که تو بعدا به آن وابسته می شوی خنده مان می
کتاب معمای عشق 2 با سرگذشت مهدی بسته شد/ همسرم، انتخاب پدر شهیدم بود
سفید گذاشته اند و به من می گویند سوار شو. سوار شدم و اسب شروع کرد به آسمان اوج بگیرد. به قدری سریع می رفت که نگران بودم چطور حجابم را حفظ کنم. به زیر پایم نگاه کردم دیدم همه جا سرسبز است و بعد اسب مرا دوباره به همین مسجد برگرداند. شب قبل از اینکه به من خبر شهادت مهدی را بدهند با خواهرم به کوه سفید درچه برای جزء خوانی رفتیم، به نیت مهدی قرآن را باز کردم و چشمم به آیه 158 آل عمران افتاد
در برابر خواسته های کثیفشان مقاومت کردم اما آنها نقشه شیطانی شان را عملی کردند +عکس متهمان
ما بود و شاید این اتفاقات از سوی وی صورت گرفته باشد. همین کافی بود تا ناصر در عملیات غافلگیرانه پلیس دستگیر شود و وقتی در برابر پسر جوان قرار گرفت به ناچار لب به اعتراف گشود و همدستش پوریا را لو داد. وی افزود:روز حادثه با پوریا شیشه کشیدیم و تصمیم گرفتیم پسر جوانی را هدف نیت خود قرار دهیم که پوریا از خانه بیرون رفت و پس از دقایقی پسر نوجوانی را به خانه کشاند و ابتدا خودش دست به
این گزارش بوی خون می دهد/مروری بر قتل هایی که در هفته گذشته اتفاق افتاد
قتل رفیق خود و دفن جسدش در کف آشپزخانه در شعبه دوم دادگاه کیفری استان تهران در 5 مرداد محاکمه شد . متهم به قتل که نجار 35 ساله ای بود در بازجویی ها به کارآگاهان گفت: من یک میلیون تومان به مقتول بدهکار بودم و او چندین بار پولش را از من خواسته بود تا اینکه عصر روز 19 مرداد به خانه ما آمد و وقتی پولش را خواست از او خواستم که چند روزی فرصت بدهد. اما ناگهان دعوایمان شد و وقتی در اتاق پذیرایی
از کندن پوست سر تا تزریق سیانور؛ روزی که عملیات مهندسی، قرون وسطی را شرمنده کرد+تصاویر
گویند که ما کمیته ای هستیم و باید با ما بیایید. آنها به خانه خیابان بهار که از قبل برای شکنجه آماده شده بود، برده می شوند. حمام این خانه برای شکنجه، به وسیله نایلون های کلفت صداگیری شده بود. ابزار این خانه عبارت بود از طناب و کابل، نقاب، دست بند و میله های سربی که اگر به پشت گردن هر کس می زدی بیهوش می شد. زنجیر، قفل و سیانور و ... طاهر به همراه مصطفی معدن پیشه و شهرام
نقشه شوم و مرگبار زن جوان برای همسرش
افتاد + عکس ماجرای مهناز و پانسیون دختران در جردن + عکس برگزاری پارتی مختلط برای ساخت کلیپ در یکی از باغ های تهران اقدام وحشیانه وخشن دو جوان موتور سوار با دختر جوان+عکس آزار واذیت وحشیانه پسر بچه بی گناه توسط مردان گرگ صفت +عکس خانم دکتر جوان در تله سرایدار برج /مرد افغان دهانم را گرفت وبه زور وارد خانه شد
چگونه گوینده خبر شوم؟
از تکنیک های زبان بدن و زبان گفتار است. این فن به نوعی یک معیار و استاندارد برای بیان مناسب گویندگی است. لذا یک گوینده هر اندازه که در این حوزه مطالعه داشته باشد باز کم است و باید اطلاعات خود را همیشه به روز نگه دارد. گوینده ای که دستش به واسطه نداشتن مطالعه مستمر برای مخاطب رو شود دیگر نمی تواند اعتماد مخاطب را جلب کند. یک دانشجوی گویندگی باید دارای سه ویژگی رفتاری باشد. اول عشق، دوم عمل و سوم
اقدام وحشیانه وخشن دو جوان موتور سوار با دختر جوان+عکس
پرونده وارد عمل شوند. 110 این اخبار را از دست ندهید: زمانی که به هوش آمدم از دیدن پسر جوان که بالای سرم بود وحشت کردم ماجرای تلخ دختری که همراه با پدر و مادرش به دست داعش افتاد + عکس ماجرای مهناز و پانسیون دختران در جردن + عکس برگزاری پارتی مختلط برای ساخت کلیپ در یکی از باغ های تهران اقدام وحشیانه وخشن دو جوان موتور سوار با دختر جوان+عکس آزار واذیت وحشیانه پسر بچه بی گناه توسط مردان گرگ صفت +عکس خانم دکتر جوان در تله سرایدار برج /مرد افغان دهانم را گرفت وبه زور وارد خانه شد ...
حادثه ها
حرکت خودرو نگذشته بود که سرنشین عقب خودرو با چاقو من را تهدید به سکوت کرد. آنها مرا به بیابان های اطراف ورامین بردند و پس از سرقت گوشی تلفن همراه و دو میلیون تومان پول نقد، فرار کرده و در بیابان رهایم کردند . با توجه به حساسیت موضوع، پرونده از دادسرای شهر ری به دادسرای امور جنایی فرستاده شد. در ادامه تیمی از کارآگاهان اداره یازدهم پلیس آگاهی به دستور بازپرس پرونده تحقیقات خود را برای دستگیری آدم
پریا دغدغه جوانان را دارد
در این مجموعه رضایت دارید؟ آقای سهیلی زاده از مردان نیکی است که من سابقه همکاری با او را در سال 73 برای یک بار داشتم، اما بعد از آن همکاری دوباره میسر نشد تا این مرتبه که باز وقتی اطلاع دادند من سر کار شهرزاد بودم، اما طرح فیلمنامه را خواندم و از داستان خوشم آمد. گروه بازیگران سریال هم همه افرادی هستند که تاکنون تجربه همکاری مشترک را با هم نداشته اند؛ درست است؟ با
مادران سرگردان، فرزندان بی شناسنامه
. مثل خیلی از زنان ایرانی دیگر که بعد از ازدواج با شوهران افغان شان مجبور شدند برای زندگی به افغانستان بروند. بیشتری ها به هرات. هر چند آمار دقیقی از تعداد این زنان در دست نیست اما می گویند کنسولگری افغانستان توانسته حدود 400 زن ایرانی را در هرات شناسایی کند. هرچند تعداد زنان ایرانی در ولایات و شهرهای مختلف افغانستان بسیار بیشتر از این تعداد است . حمیده به قول خودش همان سال هایی برای
برگزاری پارتی مختلط برای ساخت کلیپ در یکی از باغ های تهران
+ عکس ماجرای مهناز و پانسیون دختران در جردن + عکس برگزاری پارتی مختلط برای ساخت کلیپ در یکی از باغ های تهران اقدام وحشیانه وخشن دو جوان موتور سوار با دختر جوان+عکس آزار واذیت وحشیانه پسر بچه بی گناه توسط مردان گرگ صفت +عکس خانم دکتر جوان در تله سرایدار برج /مرد افغان دهانم را گرفت وبه زور وارد خانه شد
ماجرای مهناز و پانسیون دختران در جردن + عکس
دختری که همراه با پدر و مادرش به دست داعش افتاد + عکس ماجرای مهناز و پانسیون دختران در جردن + عکس برگزاری پارتی مختلط برای ساخت کلیپ در یکی از باغ های تهران اقدام وحشیانه وخشن دو جوان موتور سوار با دختر جوان+عکس آزار واذیت وحشیانه پسر بچه بی گناه توسط مردان گرگ صفت +عکس خانم دکتر جوان در تله سرایدار برج /مرد افغان دهانم را گرفت وبه زور وارد خانه شد
عروس بی حجاب در شبکه های اجتماعی جنجال به راه انداخت + عکس
...> این اخبار را از دست ندهید: زمانی که به هوش آمدم از دیدن پسر جوان که بالای سرم بود وحشت کردم ماجرای تلخ دختری که همراه با پدر و مادرش به دست داعش افتاد + عکس ماجرای مهناز و پانسیون دختران در جردن + عکس برگزاری پارتی مختلط برای ساخت کلیپ در یکی از باغ های تهران اقدام وحشیانه وخشن دو جوان موتور سوار با دختر جوان+عکس آزار واذیت وحشیانه پسر بچه بی گناه توسط مردان گرگ صفت +عکس خانم دکتر جوان در تله سرایدار برج /مرد افغان دهانم را گرفت وبه زور وارد خانه شد ...
رابطه پنهانی مرد جوان با قتل همسرش رنگ خون گرفت
که دیگر به او خیانت نکنم اما نتوانستم و همچنان به رابطه پنهانی ام ادامه دادم. حتی برای آن زن خانه ای اجاره کردم. همسرم که به رفتارم مشکوک شده بود قهر کرد و به خانه پدرش رفت. مدتی بعد اما او نشانی خانه اجاره ای مرا به دست آورد و با حضور در آنجا جنجال به پا کرد. وقتی دیدم همه چیز لو رفته، تصمیم به قتل او گرفتم. به همین دلیل روز حادثه به بهانه حرف زدن، او را سوار ماشین کردم و به محلی خلوت
قتل پدرم و حرف های اقوام مرا دیوانه کرد
. آن شب اگر قرص هایم را مصرف کرده بودم امکان نداشت چنین اتفاقی رخ بدهد. معمولا من وقتی قرص هایم را مصرف می کنم آدم خوبی هستم. حتی اگر مادرم هم قصد داشت مرا بکشد جلویش را می گرفتم و از او جدا می شدم تا جای مستقلی زندگی کنم. ***پسر برادرت چه شد؟ او هم به قتل رسید، سر زمین های عباس آباد کلی بلا سر ما آمد. زمین های عباس آباد را مادرم می خواست بخرد اما پول نداشت و من پولش را دادم
کار و تلاش اقتصادی از دیدگاه امام صادق(ع)
چنان خوشحال شد که گویا من آن پول ها را از جیب خودم به وی بخشیدم و به من گفت: چرا این وجوه را پس می دهی، شاید کم بوده؟ گفتم: نه، بلکه چون می خواهم به سفر حج بروم، دوست ندارم پول کسی نزدم باشد. عازم مکه شدم و بعد از انجام اعمال حج در مدینه به حضور امام صادق(ع) شرفیاب شدم. آن روز خانه امام خیلی شلوغ بود. من که در آن موقع جوان بودم، در انتهای جمعیت ایستادم. مردم نزدیک رفته و بعد از زیارت آن حضرت