سایر منابع:
سایر خبرها
حنانه دختری از بهشت
خانه به صورت ویژه حفظ قرآن را با او کار کنند. پدر حنانه معلم است و او حفظ قرآن را مدیون تلاش های پدرش است؛ پدرم حفظ قرآن را به من آموخت و مادرم نیز تثبیت حفظ قرآن را با من کار کرد. هر چند هفته یک بار همه سوره ها و آیاتی را که حفظ کرده بودم برای استادان قرآنی ام تلاوت می کردم و آنها نیز سؤالاتی را از من می پرسیدند و من را به ادامه راه تشویق می کردند. علاوه بر حضور مرتب در جلسات و
اعتراض شریعتمداری به خاطرات هاشمی/ هشدار فقهی روحانی/ حمایت از احمدی نژاد برای حمله به مجلس/ غیبت جلیلی ...
به مکه مشرف می شوند یک روز از ایشان سوال کردم آیا شما مرتب مشرف می شوید؟! ایشان پاسخ دادند خیر، یک سفر هم نرفتم! با وجود اینکه می توانستم به دعوت پسرم هر ماه بروم و لیکن شبهه شرعی کردم و نرفتم! بنده عرض کردم چرا نرفتید؟ پاسخ دادند: یک روز یکی از مقامات سعودی به فرزندم گفته است، دولت سعودی با پول همین زائران، هزینه تجهیز و تسلیح سلفی ها و تکفیری ها را تامین می کند و آنها را برای جهاد یا بهتر
مادر شهید بجستانی: صادق خود خبر شهادتش را به من داد/ نگران پایمال شدن خون فرزندم هستم
صادق بجستانی که پس از 19 سال تربیت در دامان مادر حال برای دفاع از میهن در جنگی نابرابر حاضر می شود. * مادری که امانت خدا را به خدا بازگرداند صادق اذن مادر گرفت و رفت؛ رفت و دیگر بازنگشت و او تنها 45 روز میهمان جبهه و میدان جنگ بود. مادر می گوید: صادق امانت خدا بود که باید به سوی خدا باز می گشت. می گوید پنج فرزند پسر دارم که با خدا عهد بستم یکی را در راه
دو حسین در قتلگاه مین
معمارزاده ، چگونگی اخراج او از کشور انگلیس و حضورش در جبهه می گوید: حسین (سیامک) سال 1339 در تهران به دنیا آمد. فرزند نخست خانواده بود و از ابتدا همه چیز را برایش فراهم می کردند.از طرفی به دلیل اینکه پدرش از وضع مالی بسیار خوبی برخوردار بود او در ناز و نعمت بزرگ شد. خانواده حسین سال 1348 در تجریش ساکن شدند. منزلی که از نظر زیبایی و مساحت همچون باغ بود. اطراف محل زندگی آن ها صاحب منصبان طاغوتی زندگی می
گردشگری غذا با انواع غذاهای محلی و سنتی
مخلوطی از سس های مختلف را به دیگران آموختیم و تنها کشوری در دنیا هستیم که می دانیم آش با سوپ فرق دارد! بسیاری از مردم جهان، به هر چیزی که رقیق باشد، سوپ می گویند! ما ایرانی ها در 500 سال پیش، از میوه بهشتی انار، رب درست کردیم، ما از یک گل بسیار کوچک، زعفران را کشف کردیم، ما اسفناج را به آشپزخانه های دنیا کشاندیم؛ روستایی 500 ساله حوالی زنجان وجود دارد که نامش اسفناج است! روستای دیگری در نزدیکی
دیدار مسئولان سمنان با خانواده شهید هنرمندی که محب شهادت بود + زندگی نامه
شما به اینجا بیایید، به دیدارم آمد. مادر شهید محمدمهدی محب شاهدین اضافه کرد: در خواب دیدم که از در خانه وارد شد و جویای حال من شد، به او گفتم مثل همیشه ناراحتی معده، ناراحتی قلبی و ... دارم، محمدمهدی دست داخل جیبش کرد و چیزی مانند قرص به من داد و گفت این را بخور خوب می شوی. این مادر شهید در ادامه گفت: فرزندم سپس از من خداحافظی کرد و من از او پرسیدم کجا می روی؟ گفت به سفر مکه
سبک زندگی فاطمی از دیدگاه دو کارشناس مذهبی
به گزارش شفا آنلاین ،حجت الاسلام والمسلمین محمود ریاضت (کارشناس مذهبی و مدرس حوزه و دانشگاه) در همین راستا به ترجمه آیه ای از قرآن اشاره می کند که خداوند متعال می فرماید ما شما را از یک نفس واحد آفریدم این نفس واحد همان زن است که نقشی کلیدی در زندگی همه افراد خواهد داشت. وی ادامه می دهد: پیامبر(ص) شخصیت و نقش زنان را در خانواده کلیدی معرفی می کند، چراکه در روایات اهل بیت و کلام خداوند بارها
شهدا در روز مادر چه هدیه ای می دادند؟ +تصاویر
کوچولو درست کرده بود و اورد گفت مامان روزت مبارک. وی با بیان اینکه هیچ گاه محبت را از کسی دریغ نمی کرد، می گوید: لبخندش بهترین هدیه ای بود که به من می داد. *برایم انگشتر خرید ربابه اسماعیلی مادر شهید محمد احسان اسماعیلی می گوید: پسرم موقعی که زنده بود کار می کرد تمام پولش را پس انداز کرده بود و برایم انگشتر خرید. وی ادامه می دهد: اگر فرزندم الان زنده بود قطعا من را به سفر
شهید فاتح فاتح دل ها شد
گرفتند. ایرانی و افغانستانی باهم علیه استبداد پهلوی متحد شده بودند. همه یک رهبر می شناختند: خمینی . پدربزرگ انقلابی رضا بخشی هنوز در قد حیات است و هرچند به دلیل کسالت در این گفت وگو حضور ندارد، اما به گفته خانواده در جریان روزهای مقاومت رضا و آسمانی شدن او قرار گرفته است. مادر سرش را پایین انداخته است و حرفی نمی زند. درباره تولد رضا می گوید: سال 1365 بود که به دنیا آمد. در همین خانه هم به
رشد دانش آموزان در مدارس دولتی طبیعی تر است / مدارس غیرانتفاعی تبدیل به پرستاران آموزشی دانش آموزان شده ...
یادم است که در دبیرستان غیرانتفاعی ای کار می کردم که آنها دو تا کارنامه می دادند؛ یک کارنامه برای پدر و مادر و یک کارنامه برای خودشان. پدر و مادرها کارنامه ای را تحویل می گرفتند که نمره های بچه هایشان همه 19 و 20 بود و این درحالی بود که آنها کارنامه واقعی را در دست نداشتند. این روند ادامه داشت تا سوم دبیرستان و وقتی دانش آموزان به امتحانات نهایی می رفتند، 30 درصد قبولی داشتند. همه اینها نشان می دهد
فعالیت اجتماعی یک خانم، هیچ منافاتی با نقش مادری او ندارد
را چه قبل از ازدواج و چه بعد از ازدواج، مدیون مادرم هستم و اگر همراهی و یاری او نبود، قطعاً طی طریق برایم بسیار سخت می شد. به عنوان یک مادر چه انتظاری از فرزند خود دارید؟ اینکه ضمن خوب درس خواندن، فرد موثر و مسئولیت پذیری در جامعه باشد و نسبت به مردم و جامعه احساس تعهد داشته باشد، همچنین خودمحور نبوده و به فکر توسعه جامعه باشد. از طرف دیگر، نگاهش به زنان نیز نگاهی توام با
قلبی که شفا گرفت و شفیع صاحبش شد
بود و مدرسه را در نیمه راه رها کرد به حوزه علمیه رفت با آغاز جنگ درست در زمان عمامه گذاری حوزه را رها و به جبهه رفت. به او گفتم: چرا لباس امام حسین(ع) را به تن نکردی گفت: مادر جان اکنون زمان دفاع از دین، میهن و ناموس است. قاری قرآن بود و در مسجد محل به بچه ها درس قرآن می داد سال 1365 در عملیات کربلای 5 به شهادت رسید. مادر شهید: لقمه حلال پدر سبب کسب توفیق شهادت فرزندانش شد
محوریت حضرت زهرا(س) در حدیث کساء
و ای میوه قلب مادر! پسرم! گفت: مادر جان! بوی خوش و عطرآگینی در خانه استشمام می کنم. گویی جدّ گرانقدرم، پیامبر آمده است! گفتم: آری پسرم، جدّ بزرگوارت در زیر کساء خوابیده است. پسرم حسن به جانب کساء رفت و گفت: سلام بر تو ای جدّ گرانقدر، ای پیامبر خدا! آیا اجازه می دهید در کنار شما باشم؟ پیامبر فرمود: سلام بر تو فرزند گرامی ام! سلام بر تو ای صاحب حوض من، در روز رستاخیز! بیا ... به
چهره ها در شبکه های اجتماعی (97)
در ارتباط مستمر و دو طرفه با مردم دارند. در این سری مطالب ما تصمیم گرفته ایم گزیده ای از فعالیت چهره های ایرانی در شبکه های اجتماعی نظیر اینستاگرام، فیسبوک، توئیتر و ... در اختیار شما عزیزان قرار بدهیم. ******* جایگاه بی بدیل مادر و فرصتی برای قدردانی و تشکر از وی، اینستاگرام را مملو از پست ها و تصاویر زیبای مادران دوست داشتنی و تبریک روز مادر کرده بود. شاید در هیچ
مادری که برای رسیدن به آرزوی دخترش شبانه روز کار می کند
زندگی را به سه فرزندم می گذرانم. وی ادامه داد: هنگامی که همسرم فوت کرد پسر بزرگم که اکنون 17 سال دارد؛ در مقطع سوم راهنمایی درس می خواند و مرگ پدرش باعث شوکه شدن او شد و در همان سال 9 تجدیدی آورد و به دلیل اینکه نتوانست عقب ماندگی از درسش را جبران کند از خوابگاه اخراج شد و ترک تحصیل کرد و به دنبال کار رفت مدتی مشغول کار رابیتس بندی بود واکنون گچ کاری می کند. این بانوی موفق
عاقبیت به خیری فرزندان تنها آرزوی مادران چشم انتظار
مادران بشینم و به حرفهایشان گوش دهم . از آرزویش پرسیدم، گفت:آروزی ندارم جز سلامتی و عاقبت بخیری برای همه مردم وجوانان و اینکه هیچ وقت محتاج دارو و دکترو بیمارستان نشوند. کمی آن طرف تر مادری تسبیح به دست مرا نگاه می کرد و زیر لب چیزی می گفت:به کنارش رفتم دست مرا گرفت و گفت:شما کی هستید؟ گفتم من خبرنگار و به مناسبت روز مادر آمدم خانه سالمندان تا از این مادرها مصاحبه
مسابقه با خود یا دیگری؟ موفقیت یا رضایت؟ / مصطفی ملکیان
می گوییم من رئیس فلان اداره ام، دانشجوی دکتری فلان دانشگاهم و ... . همه اینها تعریف های اجتماعی است. پدر فلان کس هستم، همسر فلان کس هستم، فرزند فلان کس هستم و از خانواده فلان بلند شده ام و عضو فلان حزبم (در مسائل سیاسی). اغلب در تعریف خودمان هویت های جمعی را به کار می بریم اما این گروه که اهل رضایت اند هیچ گاه هویت های جمعی در تعریفشان بزرگ نیست. اصلاً هویت جمعی از چشم شان می افتد. با اینکه
فریدون و حامد از یدالله می گویند/ سپهر سحابی از پنجره خانواده
اعتراض نکردیم . می خواستم بپرسم که مادر شما با فعالیت سیاسی همسر و فرزندانش مخالفت می کرد؟ اما سؤال را عوض کردم و به جای آن پرسیدم خانه شما با سیستم پدرسالاری اداره می شد؟ او جواب می دهد بله. کتمان نمی کنم، اما همه ما این روش را پذیرفته بودیم . از سخت کوشی دکتریدالله سحابی می پرسم. حامد سحابی می گوید پدربزرگ با عشق و علاقه کار می کرد و خیلی دقیق بود. او وجب به وجب ایران را می شناخت و از ما هم
لحظه دیدن سربریده همسرش در دستان تکفیری ها+ تصویر
/> اعظم سالاری همسر شهید خانم سالاری فصل آشنایی تان با شهید اسکندری چگونه رقم خورد؟ من و شهید با هم پسر خاله و دختر خاله بودیم. برای همین شناخت کافی داشتیم. من آن زمان 16 سال داشتم و بعد از خواستگاری و مراسمی که معمولاً وجود دارد، در نهایت اول خرداد سال 1360با هم ازدواج کردیم. سالگرد ازدواج ما با سالگرد شهادت ایشان یکی شده است که نمی دانم چه حکمتی دارد؟ حاصل ازدواج ما سه فرزند، دو
میزبانی 25 ساله یک مادر از زائران قطعه 53 بهشت زهرا(س)
تنها از خانم حضرت زینب صبر خواستم با آن همه وابستگی که بین ما بود بعید به نظر می رسید که بتوانم بعد از او نفس بکشم. بعد از شهادت غلامرضا به مدت سه سال هر روز بعد از نماز صبح به مزارش سر می زدم. نمی توانستم تاب بیاورم. روی سنگ مزار را که می خوانم، مادر شهید می گوید: این نوشته را زمان شهادت از جیب پسرم پیدا کرده بودند و ما هم روی سنگ مزارش حک کردیم: خوشا بر من که دلدارم حسین است
گفت و گو ی خواندنی با مرد سال ورزش ایران
به گزارش نامه نیوز به نقل از سایت نود ، عاشورزاده علاوه بر اینکه تکواندوکار موفقی است، ورزشکار با اخلاقی هم هست.درک درستی از خواسته هایش دارد و پشتکار بسیاری برای دست یافتن به آنها. آنچه در ادامه می خوانید حاصل گفتگوی ما با فرزان عاشورزاده است کسی که قطعا در آینده بیشتر از او و موفقیت هایش خواهید شنید. از اینکه در 18 سالگی به یک ستاره در تکواندوی ایران تبدیل شدی چه حسی داری؟ خب این نظر لطف شماست ولی لطف خدا شامل حالم شد که با این سن و سال کم این موفقیت ها را بدست بیاورم و به گفته شما و دیگر عزیزان ستاره تکواندو بشوم. اصلا چه شد که سراغ تک ...
تحریم 30 ساله اسرائیل توسط علی رهبری و برنامه کنسرت های بهاری
گروه موسیقی، درحالی که ساعاتی پیش برنامه های ارکستر سمفونیک تهران در 6 ماه اول امسال اعلام شد، علی رهبری، رهبر جدید این ارکستر از دلایلش برای اجرای سرزمین های اشغالی سخن گفت. به گزارش بولتن نیوز ، معرفی برنامه های ارکستر سمفونیک تهران در 6 ماه اول سال، هدیه سهراب پورناظری به مردم بی خانمان، رضا ناژفر ، فلوت نواز ارکستر سمفونیک در راه تهران، صحبت های علی رهبری درباره تحریم اسرائیل و حواشی
دغدغه های مادرم را دنبال کردم وبه مادری دختران بی سرپرست رسیدم
: علی در 10 دی ماه سال 66 به جبهه رفت و من ماندم و سه فرزندم. پسر 5 ساله و دو دختر 3 ساله و 8 ماهه و خانه ی پدر که هنوز از داغ مادر تاریک است. وی افزود: در 31 شهریور ماه همان سال خبر شیمیایی شدن علی را به من دادند و شبی که از جلسه ی سالگرد مادرم به خانه آمدم بعد از شنیدن خبر جنگ تن به تن در عملیات سوسنگرد برایم حتم شد که دیگر علی را نخواهم دید و در روز 10 مرداد خبر شهادت همسرم؛ دومین
ناگفته های مادری با 56 فرزند/ روزی که تمام گل و گیاه خانه خشکید!
گیاه داشت و همیشه با آنها سخن می گفت، ادامه داد: روزی که مادرم شهید شد، تمام گل و گیاه خانه مادرم خشکید. این بانوی نمونه استان خراسان جنوبی با تاکید بر اینکه هیچ گاه سختی هایی که یک مادر برای فرزند متحمل می شود را نمی توان بیان و یا جبران کرد، گفت: اگر امروز مادرم در قید حیات بود برای روز مادر، هیچ هدیه ای را بهتر از گل برای او که خود "گل" بود، انتخاب نمی کردم. وی یادآور شد
روحانی: بانو ثقفی در کنار امام (ره) با شهامت و ایمان ایستادگی کرد
که افکار امام (س) را برنمی تابیدند و این گونه شد که امام راحل نیز که خود آن تشکیلات را ایجاد کرده بود و توسعه حوزه علمیه قم مرهون تلاش ایشان بود، کم کم امام (س) را برنتابید و کسانی در امور مختلف دخالت کردند و تا جایی پیش رفتند که به بهانه این که امام (س) فلسفه درس می دهد کوزه ای که فرزند مرحومش آیت الله حاج مصطفی خمینی از آن آب نوشیده بودند را حکم نجاست دادند. وی ادامه داد: با همه اینها
شهیدی که نشانی مزارش را برای مادرش نوشت+ تصاویر
کند. آقا مهدی پدر اردشیر، کبوتر سفید صدایش می کرد، اردشیر دیپلم تجربی اش را با نمرات عالی از دبیرستان آزادگان رشت گرفت، اکبر برادر بزرگ اردشیر، اصرار داشت تا اردشیر به خاطر توانمندی اش، در تحصیلات عالیه، به خارج از کشور و به هند، دانمارک، انگلیس برود و آنجا ادامه تحصیل بدهد. با این وصف، اردشیر وارد سپاه پاسداران شد، خیلی طول نکشید که جنگ شد و رفت جبهه، هر چند وقت یک بار، مرخصی
راز شهادت سردار شوشتری/ نگرش معتدل وحدت گرا شهید خواهد شد/ ره آوردی از سرزمین برادری
دیدم و سخته تر و بیش تر مسرور می شدم. خاصه که گه گاه تبادلی هم می کردیم و تک گلی هم به ثمر می رساندم و مثلا می گفتم فلان جای بمبئی فلان شکل است و او فی الفور جواب می داد که برادرم را گذاشته ام در پونای هند درس بخواند و چند ماهی در بمبئی بوده ام و ضدحمله می کرد و گل خورده را جبران! راه کوتاه شد و نزدیک شدیم به جزیره. حالا مرا مطلع دیده بود و بیش تر اعتماد می کرد. پرسیدم ش که برادر اهل کجا
سفیدترین شهر ایران، سفیدِ سفید نیست
زنان سفیدپوش، حتی نمی دانند که چرا مادرها و مادربزرگ های شان را از وقتی دیده و شناخته اند، چادر سفید بر سر داشتند، در خانه های شان، در کوچه و خیابان، وقتی برای نماز به مسجد کوچک شهر می روند و در همه احوال زندگی روزمره. چرا و چطور چادرِ سفید بخشی از زندگی، بخشی از هویت و بخشی از فرهنگ آدم های ورزنه ای شد؟ خودشان می گویند: چرا ندارد این سنت است، سنت... زهرا ، دو ساعت مانده به ظهر در میدانی
کودک هفت ساله، مصائب مسیح را تجربه کرد!
تدبیر24 : خواهر روحانی لودا ویتا 30 ساله که معلم کلاس درس های مذهبی مدرسه ابتدایی بود، دانش آموز هفت ساله به نام آدام کلکو را به جلوی کلاس فراخواند. وی سپس سوزنی بزرگ از داخل کیفش بیرون آورد و آن را جلوی چشمان وحشت زده بچه های کلاس به بدن کودک فرو کرد. او بعد از این اقدام رو به بچه های شوک زده گفت: این دردی که او می کشد در مقابل رنجی که حضرت عیسی متحمل شده، مقدار کوچکی است. مادر خشمگین
نوجوان شهیدی که ندیم ماه بی بی بود
جبهه شهید و مجروح می شوند. وی ادامه داد: جلوی در خانه که رسیدیم علی چند بار دستم را بوسید به او گفتم مادر من از حرف تو ناراحت نشدم ولی علی باز هم دستم را بوسید. وی گفت: زمانی که علی می خواست برود با این که بارها گفتم من از تو نارحت نشده ام باز هم دستم را بوسید. *پسرم را شکنجه کرده بودند مادر شهید ایرانمنش از زمانی می گوید که خبر شهادت فرزندش را به او دادند، یک روز