سایر منابع:
سایر خبرها
رقابت مرگبار | درگیری کاری قدیمی دو عطار رقیب به خون و مرگ انجامید
جمعی در خیابان مختاری مورد اصابت ضربه مرگبار قرار گرفته بود. شاگرد یاسر اولین کسی بود که هدف تحقیقات قرار گرفت. او گفت: مدتی بود که در جریان اختلافات یاسر با یکی از اقوام دورش به نام مجید بودم. مجید هم مثل یاسر در همان خیابان محل کار ما عطاری دارد و از مدت ها قبل بین آنها کینه و درگیری وجود داشت. شب حادثه یاسر به من گفت که قصد دارد با مجید صحبت کند و از من خواست که همراه او بروم. وقتی سر محل قرار رسیدیم ناغافل چند نفر از دوستان مجید از پشت سر به ما حمله کردند و یکی از آنها به یاسر ضربه هایی با چاقو وارد کرد. به این ترتیب شرکت کنندگان در نزاع شناسایی و دستگیر شدند و از بین شش ...
شلیک مرگبار به همسر سابق، مرد کینه جو را پای میز محاکمه کشاند
می خواستم تهدید کنم، اما در روز حادثه، وقتی به محل کارش که بیمارستان بود رفتم، از پشت سر صدایش زدم و ناگهان در لحظه ای از شدت خشم کنترلم را از دست دادم و شلیک کردم. او همچنین در مورد اسلحه گفت که چند ماه قبل از قتل، آن را به مبلغ 20 میلیون تومان از بازار سیاه تهیه کرده بودم. به گفته خودش فرار متهم هم داستانی پرپیچ وخم داشت، او توضیح داد: بلافاصله پس از قتل، با کمک قاچاقچیان مرزی به پاکستان گریختم. اما اقامت در آن کشور، به جای پناهگاهی امن، به زندانی موقت تبدیل شد، چون در خانه ای مخفی در لاهور زندگی می کردم، اما یکی از همخانه هایم اسلحه ای را که داشتم، دزدید و با آن به جرایمی مانند ...
قتل دوم با همان دست ها
بار هم او را در پارکینگ دیدم اما از اینکه او مرتکب قتل شده یا نه اطلاعی ندارم. یکی از دوستان سهیلا نیز گفت: سهیلا از مزاحمت های فریبرز شکایت داشت و حتی روز حادثه نیز در پیامک به من گفت فریبرز دست از سرم برنمی دارد.بعد از آن ناگهان پیام های سهیلا قطع شد. وقتی متهم در جایگاه ویژه ایستاد بار دیگر اتهام قتل را نپذیرفت، اوگفت: من برای سهیلا خانه اجاره کردم و رابطه ما با هم کاری بود. اگرچه چند باری به دیدن او رفتم ولی ارتباط خاصی با هم نداشتیم. حتی او به من گفته بود به جای مهریه از همسر سابقش یک خانه در پردیس گرفته. به همین خاطر می خواستم قرارداد خانه اجاره ای را فسخ کنم تا او به خانه خودش برود. من در این رفت و آمدها متوجه شدم او با یک مرد دیگر در ارتباط است. به همین خاطر کلید یدکی را که داشتم به او دادم و ارتباطم را با سهیلا قطع کردم. من انگیزه ای برای کشتن او نداشتم. در پایان جلسه قضات برای صدور رای وارد شور شدند . ...
قاتل سیاه پوش قصاص شد
هولناک رضا را در حضور قاضی وقت ویژه قتل عمد و کارآگاهان پلیس آگاهی بازسازی کردند. با تکمیل تحقیقات، کیفر خواست این پرونده جنایی در دادسرای عمومی و انقلاب مشهد صادر شد و هردو متهم مدتی بعد در دادگاه کیفری یک خراسان رضوی مقابل میز عدالت ایستادند و این ماجرای تکان دهنده را با جزئیات آن بازگو کردند. پس از برگزاری جلسات محاکمه، قضات با تجربه دادگاه کیفری یک با توجه به اعترافات متهمان و محتویات پرونده، مجید-ش را به قصاص نفس و زن جوان را نیز به تحمل زندان طولانی محکوم کردند. این رای قاطع، در دیوان عالی کشور نیز مهر تایید خورد و بدین ترتیب سپیده دم روز گذشته، قاتل سیاه پوش در زندان مرکزی مشهد، پای چوبه دار رفت و به مجازات رسید تا درس عبرتی باشد برای آنان که هنوز در افکار شیطانی خود به دنبال هوس های خیانت بار هستند. ...
بازنشر/ متن کامل مصاحبه چالشی ویژه برنامه تقاطع با دکتر احمدی نژاد + فیلم
سیاسی بیرون می آییم و این موضوع را تخصصی حل می کنیم. بعد از رفت و برگشت های فراوان، قرار شد ما 1200 کیلو سوخت 3.5 درصدی که داریم و می خواهیم آن را به 20 درصد تبدیل کنیم در سه بخش به روسیه بفرستیم، روسیه تبدیل به سوخت 20 درصد کند، تحویل فرانسه بدهد، فرانسه آن را داخل صفحه سوختی که تکنولوژی بسیار بالای دارد، بگذارد و تحویل ما بدهند که داخل نیروگاه بگذاریم. این برای چند 10 سال ما کافی بود. یعنی 120 کیلو سوخت 20 درصد به ما تحویل می داد و ما می توانستیم تا 50-40 سال خیالمان از این راحت باشد و اگر بخواهیم تولید رادیو داروها را توسعه بدهیم، پشتوانه سوخت 20 درصد را داشته باشیم. وقتی تفاهم شد، ما گفتیم ...
رنگ آزادی به زندگی 14زندانی زیر تیغ
زحمت مادر، خواهرم و برادرانم بی فایده است. امیدوارم مرا ببخشند. پنج سال قبل کسب و کاری داشتم اما پای رفاقت نابود شدم. دوستم یک روز سراغم آمد و گفت مردی برای زنش ایجاد مزاحمت کرده و خواست برای گوشمالی آن فرد بروم. سر رفاقت رفتم و دعوایی شکل گرفت و ناخواسته او را با ضربه های چاقو کشتم. دوستم حبس طولانی مدت گرفت و من محکوم به قصاص شدم. زندگی ام نابود شد. خوشحالم بخشیده شدم و دوباره خانواده ام را می بینم. آزادی تازه داماد مهرشاد، 31 ساله در میان زندانیان به تازه داماد معروف است. درباره ماجرایش گفت: چند ماه بود عقد کرده بودم. 20 روز به جشن عروسی مان مانده بود و به دنبال خانه ای برای ...
چاقوی لواشک بُر، وسط نزاع خون ریخت!
جایگاه گفت:به هیچ عنوان حاضر به گذشت و مصالحه نیستیم و فقط منتظر صدور حکم قصاص هستیم تا قاتل پسرم اعدام شود. سپس متهم اصلی در جایگاه قرار گرفت و گفت:روز حادثه مشغول کار بودم که دیدم دو نفر با دوستم فرهاد درگیر شده اند. وقتی نزدیک شدم، ناگهان از پشت سه ضربه چاقو به سرم زدند و خون جلوی چشم هایم را گرفت. برای دفاع از جانم با چاقویی که در جیب داشتم چند ضربه زدم. قصد کشتن نداشتم. در این حادثه سرم 40 بخیه خورد. قاضی از او پرسید چرا چاقو همراه داشته و متهم پاسخ داد:چاقو برای کارم بود؛ برای بریدن لواشک همیشه همراهم داشتم. بعد از او شاگرد مقتول و سپس فرهاد فردی که درگیری از او شروع شده بود توضیحاتی درباره اختلافات قدیمی میان مقتول و فرهاد ارائه کردند. در پایان جلسه، هیأت قضات برای صدور رأی وارد شور شدند. ...
درگیری خونین در جنوب تهران رنگ خون گرفت
برخورد کرد و خون همه جای صورتم را گرفت یک نفر هم من از پشت گرفت. من برای اینکه خودم را نجات دهم یک ضربه زدم. که متوجه نشدم به کجا برخورد کرد. قاضی گفت: اصلا چرا چاقو داشتی؟ متهم گفت: من لواشک می فروختم و به خاطر لواشک بود که چاقو حمل می کردم. آنها من را ناغافل زدند. در ادامه عبدالصمد خرمشاهی، وکیل متهم در جایگاه قرار گرفت. او گفت: نظر ما بر دفاع مشروع است. شرایط طوری نبوده که موکلم بتواند به پلیس پناه ببرد یا اینکه فرار کند. مقتول او را از پشت گرفته در حالیکه موکلم در حال صحبت با فردی بوده که بیایند و مقتول را ببرد. اما همان لحظه مقتول ضربه ای به او زده که ...
14 زندانی از کابوس مرگ رها شدند
سر می برد و درنهایت زمانی که اسمش در لیست محکومان قصاص قرار گرفت و در چند قدمی چوبه دار، اولیای دم او را بخشیدند: روز حادثه حالم خوب نبود، در بازار دستفروشی می کردم که با یکی از همکارانم جر و بحث کردم. درگیر شدیم و با چاقو او را به قتل رساندم. اولیای دم تنها ساعاتی قبل از اجرای حکم به این شرط که توبه کنم و آدم خوبی شوم و به حرمت مادر پیرم ، مرا بخشیدند. قتل به خاطر فحاشی سال 1401 زمانی که از خانه خارج شد تا با همسرش به جست و جوی خانه بگردد هرگز تصور نمی کرد ساعاتی بعد به اتهام قتل بازداشت شود: از بنگاه که بیرون آمدیم با مقتول که صاحب سوپرمارکت بود؛ مواجه شدم او فحاشی کرد و ...
قاتل همسر زن فراری از قصاص برگشت
راضی نبود ناچار شدیم فرار کنیم. با پایان رسیدگی به این پرونده، قضات وارد شور شدند و متهم را به قصاص و دو همدست او را به حبس محکوم کردند. با صدور رأی، متهم به حکم صادره اعتراض کرد و پرونده به دیوان عالی کشور رفت و قضات براساس برخی نواقص و اظهارات متناقض، حکم را نقض کردند و پرونده را برای رسیدگی به شعبه 3 (هم عرض) فرستادند. در ابتدای این جلسه اولیای دم عنوان کردند، حاضرند در ازای دریافت دیه رضایت بدهند. سپس متهم به جایگاه رفت و گفت: مقتول از نظر من مهدورالدم بود و باید کشته می شد. پس از آن نماینده سفارت افغانستان به جایگاه رفت و گفت: علمای ما ...
اشک شوق 14 محکوم به قصاص پس از آزادی | گفتگوی اختصاصی با محکومان
خوشبختانه تاکنون موفق شده باعث نجات و آزادی زندانیان زیادی شود. علی صالحی، دادستان تهران نیز در این جلسه گفت: در قرآن به عفو و بخشش اشاره شده اما از نظر من، افرادی که می بخشند و حکم قصاص را اجرا نمی کنند درواقع با خدا معامله می کنند. در بند قتل زندان، قصه ها یک جوراند. قصه هایی که با خشم و اشتباه آغاز و به پشیمانی و ندامت منتهی می شوند. محکومان به قصاص، کسانی که تا چند قدمی چوبهٔ دار رفته اند، هرکدام داستانی دارند که از دل لحظه ای عصبانیت یا ندانم کاری زاده شده است. یکی از آنها مردی است که 7 سال قبل مرتکب قتل شد. او می گوید: من دستفروش بودم و نزدیکی بازار تهران بساط می کردم. روز حادثه با ...
روایت صبحی متفاوت در دادسرای جنایی پایتخت + گفت وگو با یکی از محکومان
است تا از زندان آزاد شوم و الان خوشحالم. فریب خوردم سعید متهم دیگری است که چهار سال قبل به بهانه حمایت از دوستش مرتکب قتل شده است. او می گوید: دوستم گفت موضوع ناموسی است، اما بعد فهمیدم مرا فریب داده و خودش با مقتول مشکل مالی داشته است. قاتل همسر منصور که پنج سال پیش به خاطر عصبانیت، همسرش را خفه کرده بود، اکنون مطلع شده که اولیای دم او را بخشیده اند. می خواهم به معلولان خدمت کنم بهرام، مرد 55 ساله ای است که هفت سال پیش هنگام دستفروشی، دستفروش دیگری را به قتل رسانده است. او می گوید از بخشش بی خبر بوده و انتظار نداشته که اولیای دم او را ببخشند. ...
اشک شوق 14محکوم به مرگ
تا چند قدمی چوبه دار رفته اند، هرکدام داستانی دارند که از دل لحظه ای عصبانیت یا ندانم کاری زاده شده است. یکی از آنها مردی است که 7سال قبل مرتکب قتل شده؛ او می گوید: من دستفروش بودم و نزدیک بازار تهران بساط می کردم. روز حادثه با دوستم که او هم دستفروش بود، سر یک مسئله جزئی درگیر شدم و نتوانستم خشمم را کنترل کنم. در این 7سال عذاب کشیدم، طوری که همه موهای سرم سفید شد. انتظار نداشتم بخشیده شوم، اما مادر مقتول در حق من بزرگی کرد و من تصمیم گرفتم پس از آزادی به مراکز نگهداری معلولان بروم و به آنها خدمت کنم تا گذشته ام جبران شود. بخشش قبل از مرگ در میان پرونده ها، قتل های خانوادگی ...
رقابت عشقی، خونین شد
بیدار و در آشپزخانه بود که با دیدن من ترسید. قدرت با صدای گل از خواب بیدار شد. به او گفتم آمده ام زنم را با خود ببرم. قدرت کلتی به سمت ما گرفت و به پای برادرم شلیک کرد. گل هم با چاقو به سمت ما حمله کرد. با دیدن این صحنه، اسلحه همراهم را بیرون آوردم و سه گلوله به قدرت شلیک کردم. او غرق در خون روی زمین افتاد. من و نعیم فرار کردیم اما برادرم چون زخمی شد همانجا ماند. با تکمیل تحقیقات پرونده برای محاکمه به شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال شد و متهمان پای میز محاکمه ایستادند. در این جلسه اولیای دم درخواست قصاص کردند . جمعه هم مدعی شد قدرت و گل مهدورالدم بودند و باید کشته می شدند.دو متهم ...