سایر منابع:
سایر خبرها
بسته خبری سفیر یکشنبه 31 مردادماه 1395
، از سوی دیگر هیأت مدیره شرکت ملی نفت نیز حاضر نشدند الگوی جدید قراردادهای نفتی را بپذیرند و مدیران این شرکت روز گذشته اطلاعیه هایی را در این باره صادر کردند. نمایندگان مخالف صحبت های وزیر نفت و قراردادهای جدید نفتی عنوان می کردند که ما تا سال 88 تا 4 میلیون و 200 هزار بشکه در روز تولید می کردیم و از سوی دیگر می گفتند چرا بعد از 37 سال و این همه نیروی متخصصی که در اختیار داریم، باید به
مردی که 33 سال چشمانش رنگ خواب ندیده اند /عکس
بودند و از روبه رو عراقی ها مثل باران به سمت ما تیراندازی می کردند، من یک کلاه آهنی بر سر داشتم که ترکش خوردم، در سرم احساس سوختگی داشتم، یکی از همرزمانم به نام جواد قائنی دست مرا گرفت و تا آمبولانس ارتفاع 4کیلومتری تپه را رفتیم و بعد از یک ساعت بیهوش شدم. وقتی به هوش آمدم متوجه شدم 7 روز در بیمارستان سبزواری اصفهان بیهوش بودم تا آنجا که به یاد دارم جزو اولین کسانی بودم که در نخستین لحظات
احتمال تغییر نظر اصلاح طلبان در مورد حمایت از روحانی وجود دارد/ روحانی در جریان دریافتهای نجومی منفعل ...
یک طرف قصه هستیم اما طرف دیگر قصه 1+5 که ممکن است همان روز آغاز مذاکرات تصمیم گرفته باشد بعد از امضای مذاکرات کارهایی را صورت دهد که امروز همه ما که منافع ملی را مدنظر داریم شاهد کارهای دیگر و یا همان بدعهدی باشیم. *برجام دستاورد بزرگی برای آقای روحانی بود شما تأکید داشتید که برجام ارتباطی با نامزدی آقای روحانی در سال 96 و نتایج این انتخابات نداشته باشد. منظور
نقش حوزه و دانشگاه در تحقق سند مهندسی فرهنگی
مختلف در این نقشه برجسته است. اما حتی حوزه هم همین طور است. حوزه هم دارد ضعیف کار می کند. من از حوزه و دفتر تبلیغات اسلامی پرسیدم ماموریت ذاتی شما چیست؟ شما برای چی کتاب چاپ می کنید؟ به آنها گفتم ماموریت ذاتی تان را بر روی این موضوع بگذارید. به آنها می گفتیم که قرار است سال آینده به این شکل به شما بودجه بدهیم. روبرو شدن حوزه با ادبیات روز جهانی برای مقابله با تهاجم فرهنگی و شبکه های نفوذ ضروری است
محمد بحرانی:"جناب خان" از کوچه مروارید شروع شد
بخشی از این ممیزی ها بوده است. تصور می کنم همه بر این موضوع اشراف دارند که تلویزیون، مقتضیاتی برای کارکردن دارد و این موارد بر کسی پوشیده نیست. چارچوب هایی هست که نباید از آنها خارج شد. همان طور که گفتید، برنامه ما هم بیشتر متکی بر بداهه است. ممکن است گاهی چیزهایی در ضبط اتفاق بیفتد که بعد مدیران به هردلیلی صلاح بدانند پخش نشود. گاهی وقت ها هم با تغییر مدیریت ها این خطوط قرمز جابه جا می
درخواست قصاص چشم برای برادر
می کند. من به او گفتم دخالت نکند و برای اینکه او را نبینم و با او درگیر هم نشوم، دیرتر به خانه رفتم اما وقتی رسیدم دیدم برادرم جلو در است. او با میله ای آهنی به من حمله کرد و حسابی کتکم زد و طوری به سرم کوبید که چشمم آسیب دید بعد هم از محل فرار کرد درحالی که من خونین روی زمین افتاد ه بودم، وقتی به بیمارستان رفتم اول چشمم را جراحی کردند اما بعد از چند روز گفتند چون چشم کاملا تخریب شده
کارگردان زاپاس : نخواستم از خط قرمزها عبور کنم
دهنده اهمیت دادنم به سینمای کمدی است. پرانتزی در اینجا باز کنم درباره فیلمی کمدی که نوشته بودم و 5 سال پیش خیلی پرفروش شده بود و متاسفانه برخورد مناسبی با آن نشد. درباره فیلم پیتزا مخلوط صحبت می کنید که به هیچ وجه کمدی درستی ندارد! نمی خواهم این فیلم را جزو شناسنامه کاری خودم محسوب کنم اما جزو پرفروش ترین آثار آن سال سینما بود و نشان می دهد من یک دفعه وارد سینمای کمدی نشده ام و
سه بار در آمریکا روحانی را ملاقات کردم/مصدق اگر این قرارداد نفتی را ببیند خودکشی می کند!
سازی را از سه و نیم درصد به 20 درصد رساند و اعلام کرد که می خواهم به 60 درصد برسانم و کار را به جایی رساند که خود آمریکایی ها می گویند بین 2 هفته تا 2 ماه ایران وقت داشت تا بمب بسازد. خود آقای ظریف می گوید ما شما را مجبور کردیم بیایید با ما مذاکره کنید چون ما به دنبال 20 هزار تا و 60 هزار تا سانتریفیوژ می رویم. ولی چیزی که آقایان فراموش می کنند این است که چه کسی این کار را کرد. بعد هم می آیند بر سر
عروس های جوان در حجله پیرمردها
. تازه عقد کرده اند. می گوید: این چند سال نفهمیدم زندگی ام چطور گذشت. حاج خانوم خیلی مریض بود. دو سال آخر که رسماً زمینگیر شده بود. خدا رحمتش کند. زن خوبی بود. بچه های خوبی هم تربیت کرد اما چه می شود کرد. رسم روزگار است دیگر. 82 ساله است. صورت گرد با موهای ریخته. شادابی و چالاکی اش، سنش را کمتر نشان می دهد. عروس، 30 ساله است. قبلاً یک بار ازدواج کرده. شوهرش را در تصادف از دست داده است. بچه ندارد
ماجرای هشدار رهبر انقلاب به یکی از سران فتنه/ خاطره برادر هاشمی از امام (ره) درباره موسیقی/ زمزمه ...
به باور بسیاری در ماه های آینده وروزهای منتهی به انتخابات سال 96 بیشتر نیز خواهد شد. این نخستین بار نیست که یک دولت تحت فشار مخالفانش قرار می گیرد و با بحران روبه رو می شود. جزییات مذاکرات نمایندگان بویینگ در تهران اصغر فخریه کاشان در گفت و گو با خبر نگار ایلنا، با اشاره به مذاکره با سه گروه فنی، قراردادی و مالی بویینگ در تهران گفت: چند روز پیش نمایندگان بخش های مختلف ایرباس
تزریق واکسن ضدعاشورا به اسیران/ مقاومت در آن سوی دیوار اسارت
هشتم اسفندماه سال 62 به اسارت نیروهای بعثی در آمد و بعد از تحمل هفت سال(78 ماه یا همان 2340 روز) اسارت به آغوش میهن بازگشت. این آزاده بیرجندی در گفتگو با خبرنگار شبستان گفت: در عملیات خیبر ستون پنجم دشمن وارد عمل شده بود در این عملیات 20 هزار نفر از رزمندگان ایرانی به شهادت رسیدند و نزدیک به 2 هزار نفر از آنها به دست رژیم بعث عراق افتادند با من یک مجروح بود که داشتم به عقب برمی گشتم اما
همه سادگی های یک فرمانده/ در مقر امام رضا علیه السلام مشغول کار هستم
/> نیمه شعبان سال 60 باهم ازدواج کردیم. خیلی ساده. روزی که برای خرید عروسی رفیتم، روزه مستحبی گرفته بود. عروسی هم که گرفتیم عکس امام(ره)را زد جلوی ماشین. گفته بود هیچکس حق ندارد بوق بزند. شام عروسی پلو و قورمه سبزی و سالاد بود. چند نفر از بچه های سپاه هم حضور داشتند و دعای توسل خواندند. حرمت سپاه و لباس آن را خیلی داشت. شهید زادگانی نسب در حال امضای عقدنامه ازدواج یک ماه بعد به
فضای مثبت ایجادشده برای مهاجرین در ایران بهترین فرصت برای نزدیکی دو ملت است
برون مرزی صدا و سیما داشتیم، همه دوستان نشسته بودند که مسئول مربوطه قبل از ورود به جلسه من را صدا کرد و بعد از احوال پرسی و گرفتن اطلاعات کلی، از گروه از من پرسید باید با چه زبانی با این افراد صحبت کنم! و آیا احتیاجی به مترجم هست یا نه؟! من تعجب کردم و گفتم: آقا اینها افغانستانی هستند و از هرات آمدند، بعد ایشان گفتند: یعنی فارسی حرف می زنند؟ که البته من هنوز آن اتفاق را فراموش نکردم و البته نشان
تلخ و شیرین نمایندگانی که ردای پزشکی بر تن دارند
تعرفه های دولتی است محسن علیجانی نماینده مردم تهران پزشک عمومی و عضو هیات علمی جهاد دانشگاهی به مدت 11 سال طبابت می کردم اما فشار کاری در جهاد دانشگاهی مانع از حضور پررنگ در عرصه طبابت شد اکنون نیز در دوران نمایندگی توفیق طبابت نداشتم اما علاقه دارم حتی برای چند ساعت نیز به ارایه خدمت مشغول باشم. من براساس تعرفه های دولتی ویزیت دریافت می کردم و هیچ گاه
روحانی زاده ای که بانی اولین دانشکده پزشکی کرمان شد
شما روشنفکر است که شما را از کرمان به آلمان فرستاده تا تحصیلات عالیه داشته باشید. در چه سالی و چگونه دانشکده پزشکی کرمان را راه اندازی کردید؟ از سال 1354 مسئولیت درمانی دانشگاه کرمان( شهیدباهنر) به اینجانب سپرده شد در آن زمان اساتید خارجی از کشورهای مختلف در دانشگاه مشغول به تدریس بودند و من مسئول درمان اساتید و دانشجویان ایرانی نیز بودم. درسال 1355 با تصمیم وزارت
فروغ علم بوعلی سینا خاموش نشدنی است
آمد ، شمس الدوله که از بیماری قولنج رنج میبرد و پزشکان بیماری وی را تشخیص نمیدادند توسط ابوعلی بهبود یافت و سمت طبیب مخصوص امیر را گرفت و بعد از چند ماه به سمت وزارت شمس الدوله منصوب گشت . در طی سالهایی که در همدان گذرانید نوشتن کتاب قانون در سال 398 به پایان رسید او در این دوران تعداد قابل توجهی کتاب و رساله نوشت . روز ها را صرف تدریس و طبابت در بیمارستان و رسیدگی به امور
منافق شناسی به بهانه سالروز شهادت "اسدالله لاجوردی"
های آخر عمر خود برای پیگیری مجدد پرونده منافقین انقلاب. با شهادت لاجوردی دو بعد تازه از وی آشکار می گردد، بعد اول با انتشار وصیتنامه اش که نگرانی او از جریان منحرف سومی در انقلاب که آنها را منافقین انقلاب نامیده است، ژرف نگری وی آشکار می گردد، علی الخصوص که وی این وصیتنامه را در زمان حضورش در جبهه های دفاع مقدس در سال 64 نگاشته بود و تا آن روز آن را همچنان به قوت خود باقی می دانست:
دیدار جمعی از خبرنگاران کرمان با خانواده شهید محمدعلی زادگانی نسب
و در مراسم عروسیمان دعای توسل خوانده شد. ما در نیمه شعبان سال 60 با هم ازدواج کردیم و او با گذشت یک ماه از ازدواجمان به جبهه رفت و یعد از یک ماه دست و پایش تیر خورد و مجبور شد برگردد. محمدعلی می گفت زود رفتم که به خاطر علاقه شدید به همسر و زندگی، خدا را فراموش نکنم. فروردین سال 65 مجددا به جبهه رفت، ماموریت 45 روزه داشت که بعد از 14 روز در 10 اردیبهشت و در پاتک عراقی ها به
پیش بینی وزیر اسبق اطلاعات از انتخابات 96
ماه های آینده وروزهای منتهی به انتخابات سال 96 بیشتر نیز خواهد شد. این نخستین بار نیست که یک دولت تحت فشار مخالفانش قرار می گیرد و با بحران روبه رو می شود. کمتر کسی فراموش می کند که رئیس دولت اصلاحات، دولت خود را، دولت هر 9 روز یک بحران نام گذاری کرد؛ بحران هایی که بعضا ریشه های امنیتی داشتند. حوادثی همچون قتل های زنجیره ای، حادثه کوی دانشگاه تهران و بازداشت فعالین سیاسی و بستن یک شبه
دلیل شهید مدافع حرم برای رفتن به سوریه
از حرم حضرت زینب(س) دفاع نکنیم. شهادت 11 روز پس از اعزام به سوریه به هر حال من به رفتن او رضایت دادم، البته بعدها فهمیدم یک بار هم بدون اطلاع ما به سوریه رفته، اما این بار با رضایت همه اعضای خانواده به سوریه رفت و درست 11 روز بعد از اعزام در تاریخ 21 دی ماه 1394 به شهادت رسید. فرمانده گروهان و جانشین فرمانده گردان متولد 1360 تهران بود و تا مقطع دیپلم درس خوانده بود
یک روز با یک پزشک بخش اورژانس
می گویم. به همه پزشکانی که تمام وقت تلاش می کنند خدا قوت می گویم. می دانم که دل همه شکسته است اما به دلیل عشق و احساس وظیفه ای که در برابر مردم و خدا دارند، وظیفه خود را هر روز بهتر انجام می دهند." تهیه و تنظیم: سیداحمد مقدم موسوی، خبرنگار ایسنای خوزستان
محاکمه ناروای تاریخ دیروز با منطق امروز - علی شکوهی
وجود نظر واحد هر سه نفر، باز هم ملاحظاتی در نظر گرفته شد و با رعایت رافت اسلامی، کسانی از اعدام رستند. آنچه گفته شد، ملاحظه این ماجرا از زاویه ای است که مسوولان آن روز نظام به آن می نگریستند و طبعا با اولویت هایی که ما امروزه مورد نظر داریم، فاصله دارد. باید به شرایط دوران جنگ و رخدادهای آن سال ها برگردیم تا از درون آن شرایط به ماجرا نگاه کنیم و اولویت های آن روز کشور را مورد توجه قرار دهیم
ژنرال جنجال ساز سعودی، از مواضع خود می گوید
. بعد تصمیم گرفتم این دیدار انجام شود و گفتم نباید فلسطینی ها را تحت محاصره اسرائیل گذاشت. بنابراین گفتم باید بروم. آنجا با خانواده شهدا و زندانیان دیدار داشتم. در مراسم جشن عروسی فرزند مروان البرغوثی ، اسیر فلسطینی، هم شرکت کردم. با دکتر دوری گلد هم بعد از چهار سال این نخستین دیدار بود که داشتم. ما با هم درباره صلح گفت وگو کردیم. من دیدگاه شخصی خودم را داشتم. فقط یک تبادل نظر بود. او رئیس مرکز
پیش دستی مرگبار
حسین 22 ساله در حالی که پشیمان و ناراحت بود، دلیل دستگیر شدنش را در دایره مشاوره پلیس اینگونه شرح داد: دو ماه قبل سر یک موضوع ساده با فردی به نام اصغر نزاع و درگیری پیدا کردم. در این درگیری که همدیگر را مورد ضرب و شتم قرار دادیم، من چند روزی راهی زندان شدم و بعد به قید ضمانت آزاد شدم. به خاطر این درگیری خانواده هایمان هم با یکدیگر خصومت پیدا کردند. مدتی از این ماجرا گذشت. روزها سرکار می رفتم و
جامعه ایرانی و پدیده مرگ
هیجانی است که نسبت به خود دارند. به همین خاطر کسانی که در پی نام و ننگی هستند و می خواهند شهرتی به دست آورند، اگر از لوازم و استعداد لازم برای دستیابی به این جایگاه بی بهره باشند، معمولاً با حمله کردن به افراد نامدار می کوشند خود را در مداری همسان با ایشان قرار دهند و خویشتن را از زمینه گمنام و نامشخص قبلی شان بیرون بکشند. تنها کافی است به شمار کسانی که طی سال های اخیر به بزرگان
زندگینامه شهید خندان رونمایی می شود
گلعلی بابایی نویسنده دفاع مقدس، در گفتگو با خبرنگار حوزه ادبیات گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان ؛ در خصوص انگیزه نگارش کتاب سالار تیپ عمار گفت: شهید خندان شخصیت تاثیرگذار و جذابی داشت. او از روستا به جبهه های جنگ آمده بود و در ابتدا یک رزمنده عادی بود ولی فرمانده تیپ شد و از آن دست شخصیت هایی بود که مورد توجه همگان قرار داشت و بقیه بچه های جبهه دوستدارش بودند. از طرفی نحوه شهادت وی بسیار باشکوه
اعتراف های تلخ قاتل مادر و دختر 3 ساله
در شمال بود. آن روز من آشپزی غذای عروسی را به عهده گرفته بودم. همین آشپزی بهانه ای شد تا شماره تلفن همراه سحر (مقتول) را بگیرم. چند وقت قبل از قتل بود؟ تاریخ دقیقش یادم نیست، اما سال 91 بود. بعد چه اتفاقی افتاد؟ 2 روز بعد سحر با من تماس گرفت و طرز پخت غذایی را پرسید. از آنجا که کارم آشپزی بود پس این تماس طبیعی به نظر می رسید. دستور آشپزی را به طور کامل به او دادم
دروغ و توهم؛ دو روی سکه عرفان
/> وی افزود: من در دانشگاه پیگیر این مسئله بودم و در یکی از شهرستان ها به خانقاه هم رفت و آمد داشتم و سخت درگیر این مسائل بودم اما از سال 75 عواملی پیش آمد که متوجه شدم این راه دستاوردی قابل ملاحظه در مقابل هزینه ای که پرداخت می شود، ندارد و از آن زمان این مسئله را به مردم گفتم که این کار را نکنید. یثربی تصریح کرد: در این فاصله من خیلی تجربه کسب کرده و هنوز هم تجربه می کنم و لذت می برم. در
شاعری که بازیگر شد/ گاهی اثر در سکوت مرگباری فرو می رود و به پایان می رسد
رامین ناصرنصیر خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)-علی نامجو: شاید عموم مردم، رامین ناصرنصیر را به عنوان بازیگر سریال ها و فیلم های طنز بشناسند. بیشتر نقش های او حتی در فیلم هایی با مضمون جدی، رگه های کمیک را در خود دارند. اما به قول خودش این فقط آن بخش از ناصرنصیر است که جلوی دوربین دیده می شود و البته بخش کوچک یا حتی بی ارتباط با شخصیت او را نشان می دهد. این بازیگر نام آشنا، سال ها است که به دلیل علاقه مندی شخصی، دست به ترجمه نمایشنامه ها و کتاب های شعر از زبان های مختلفی چون انگلیسی،
در پیِ دوستی های ِ ناممکن !
فرهنگ امروز/ حسین مصباحیان: آی دوستان من، دوست وجود ندارد. - منسوب به ارسطو شاید ساعت شادی نیز روزی فرا رسد که هرکس بگوید: فرزانه یِ میران فریاد می زد؛ دوستان، دوستانی وجود ندارند! من، دیوانه ی زنده! فریاد می کنم دشمنان، دشمنانی وجود ندارند. - نیچه قادر بودن برای عزیز داشتن آن چه که در دوست می تواند او را روزی به دشمن بدل کند، نشانه ای از آزادی است. خود ِ آزادی است. - دریدا چند سال پیش از این، در پی حادث