سایر منابع:
سایر خبرها
کاش چند فرزند دیگر برای فدا کردن در راه حضرت زینب(س) داشتم
شده است. پدر شهید حسینی گفت: آن زمان مدافعان حرم از خیابان چمن اعزام می شدند؛ من تا مسجد پسرم را همراهی کردم. همانجا بود که گفتم خداوندا اگر کلمه ای حق بر گردن پسرم دارم حلالش کردم و تا خانه با خودم کلنجار می رفتم که چرا چنین حرفی زدم مگر قرار است برنگردد؟ وی افزود: محمد جاوید خیلی اصرار داشت ماه محرم سوریه باشد و این اتفاق هم افتاد؛ هیچوقت چهره محمد جاوید را در زمان اعزام فراموش
زنان مطلقه بیشترین مشتری
. اسباب عروس به خانه محقر پدری نمی آمد. رفتم انبار و کانتینری گرفتم. چند ماه بعد دیدم بهتر است از شر این اسباب خلاص شوم. همه را یکجا فروختم. فروشنده دستمال کاغذی را سر می دهد روی میز پلاستیکی و نگاهی می کند از سر شماتت که یادآوری این داستان چه فایده ای دارد اصلا . وقت خداحافظی زن صدایش را صاف می کند و می پرسد: شما چرا کارتان به این جا کشیده. در آهنی بر موزه اسباب بسته می
10 فیلم جدید سینمایی برای 10 روز آخر تابستان
وب سایت گیم شات - محمد سعید خزایی: به روزهای پایانی فصل گرم سال نزدیک می شویم اما برخلاف انتظارات بسیاری از فیلم ها نتوانستند آن طور که باید و شاید عمل کنند و سوالی که وجود دارد این است که در این فرصت باقی مانده چه فیلم هایی را در صدر لیست آثار جدیدی که قرار است تماشا کنیم قرار دهیم؟ پیش از هر چیز می بایست گفت در دنیای فیلم و سینما سلایق شخصی و خواست روحیات بیننده برای ارضا شدن از آن
ترجمه در ایران کاری بی مزد است
شطرنج پیش تر با عنوان شطرنج باز منتشر شده بود که البته این ترجمه به چندین دهه پیش برمی گردد. مشخصا درباره آن ترجمه چه نظری دارید ؟ خب، زبان فارسی امروز در پیش این تکلیف ضروری که بر عهده اش قرار گرفته که متونی نو و متعلق به فرهنگی بیگانه را بازگو کند، انفعال نداشته است، بلکه در طی زمان بر ظرفیت هایش افزوده است. ترجمه نسل متقدم را در هرحال باید از این دید ارزیابی کرد. من اول گمان می کردم
چرا فرهادی غیرت را حیوانی می داند؟/ یک متجاوز محترم!
مخاطب روشن می کند و به او می فهماند که فیلمی نمادگراست. نمادگرایی و استفاده از شخصیت هایی که نماینده نسل ها و اقشار مختلف جامعه ایران هستند البته از موتیف های مشترک تمام کارهای فرهادی است اما فروشنده، بسیار بیشتر از جدایی ، درباره الی و چهارشنبه سوری نمادین است. رعنا و عماد، زوج جوانی از طبقه متوسط شهری، با همان المان های مورد انتظار هستند. فاجعه ابتدای فیلم آنها را مجبور می کند دنبال خانه جدیدی
موش های تهران دیگر ترس ندارند!
می کنند شهر که پر از شته شد، می گویند دیگر آخر تابستان است و وقت سم پاشی نیست، موش هم همین است، سالی یک بار یادش می افتند و بعد هم می رود پی کارش، تا کی بشود که یک قصه حسابی از این موش ها دربیاید. موش ها در بسیاری خیابان ها از مردم پیش افتاده اند، در یکی از خیابان های جنوب تهران، دو مرد ایستاده اند که موشی وسط خیابان را با دست نشان می دهند، یکی شان منقلب تر است، می گوید: موشی که دوید زیر
آهای، سینما را در آغوش بگیر !
اعتنایش شاید در سال زیاد نباشد. می گویند از وقتی گروه هنر و تجربه آمده تلاش می کنند فیلم های آن بخش را تماشا کنند چون غالبا آثار متفاوتی نمایش می دهند . از آن طرف هم حواسشان به خبرها و سایت ها هست که اگر فیلم قابل توجهی وارد سینماها شد به سرعت آن را ببینند. با خودم یک لحظه فکر کردم یحتمل آن عاشقانی که 6:30 صبح همزمان با کله پاچه خوران عده ای، مشتری فروشنده می شوند، بخشی شان از بین همین جوانان
جادوی شاعری که "10" می پوشید
، سایه بزرگی را بوجود می آورند، خاطراتی بد و آلوده که هجوم حضورش در پایان بیشتر قصه های قهرمانان وجود دارد.حالا اما، هیچکس نمی خواهد در مور د آن خاطرات صحبت کند، هیچکس نمی خواهد طالع را نحس کند. عمر زیبایی های رونالدینیو کوتاه بود، اما اگر فکر می کنید او چیز بزرگ تری را از دست داده اشتباه می کنید، بنابراین این ما بودیم که بد شانسی آوردیم، بد شانسی از نوع قمار زمان که اجازه نداد بیشتر از
تکذیب ادعای افزوده شدن دو سکانس به نسخه داخلی “فروشنده” از سوی علی معلم
گروه فرهنگی ، سینماژورنال روزنامه مذکور ادعا کرده بود سکانسهای جا گذاشتن حق الزحمه روسپی در خانه عماد و رعنا و همچنین دیالوگ پیرمرد متعرض خطاب به عماد با مضمون "وسوسه شدم” از جمله سکانسهایی بوده که در نسخه به نمایش درآمده در جشنواره کن نبوده و برای اکران داخلی اضافه شده است. به گزارش بولتن نیوز ، علی معلم که سالهاست در جشنواره های مطرح جهانی حضور دارد و امسال هم در جشنواره کن حاضر بود اما چنین مسأله ای را تکذیب کرده و به سینماژورنال گفت: این ادعاها نادرست است و هر دو سکانس در نسخه اصلی که در کن به نمایش درآمد وجود داشت. منبع: ...
سینما در راستای دغدغه های رهبری حرکت کرده است
نمایش داده شده از 82 به 213 رسیده ایم که فیلم های هنر و تجربه و کوتاه و مستند را هم دربرمی گیرد و این یعنی 213 هنرمند نتیجه ی کار خود را روی پرده سینما دیده اند. ایوبی همچنین درباره اینکه آیا در پی حاشیه هایی که در این مدت برای سینما ایجاد شده هنوز هم وجود سازمان سینمایی در سایه ای را که پیش از این مطرح کرده بود احساس می کند؟ گفت: من فکر می کنم این سازمان سینمایی در سایه را همه ی شما احساس
مریم پالیزبان، لانتوری و بزرگترین ترس های زندگی اش
تجربه های تحصیلی اش در آلمان حرف بزند. درباره این که چطور بعد از موفقیت و محبوبیت فراگیری که با آیدای نفس عمیق به دست آورد تصمیم به زندگی در آلمان گرفت و در سال های گذشته به جز لرزاننده چربی و لانتوری و اخیرا پدیده ، فعالیت سینمایی دیگری نداشته و به جایش دل بستگی های علمی و پژوهشی ای را جدی گرفته. در ادامه متن کامل این مصاحبه را برای شما آورده ایم. مریم پالیزبان ساکن برلین است اما
مردم این مرد را به نام "شمر" می شناسند+عکس
و تا حالا خدا کمک کرده نوکری آقا امام حسین(ع) را از این طریق داشته باشم. برخورد مردم با تو بعد از اجرهایی که تاکنون داشته اید چطور بوده؟ و با کدام نقش بیشتر تو را می شناسند؟ بیشتر مردم من را به نام شمر میشناسند! با وجود اینکه موافق خوان هم بوده ام ولی خب نقش شمر را بیشتر پسندیده اند(لبخند می زند) خوشحالم که مورد رضایتشان بوده است. به جز تعزیه پیشنهادی هم برای بازی
نگاهی به خاطرات ماندگار تلویزیون دهه هفتاد
شبان نداد. بسیار جالب است که همه بدانند که آقای بهشتی فیلم را خدمت امام (ره) برد و نشان داد و ایشان گفتند خیلی خوب است و نشان بدهید . و سلطان و شبان پخش شد و هیچ مشکلی هم به وجود نیامد این ها بخش هایی از صحبت های داریوش فرهنگ درباره یکی از پرطرفدارترین سریال های دهه شصت است. سریالی که هنوز بعد از 33سال برای عده زیادی سریالی محبوبی به حساب می آید. اما کارهای داریوش فرهنگ در تلویزیون فقط به سلطان و
روزی که عطش، همه را کشت!
که داشتم، به اطرافیانم گفتم: ما شیعه ایم و صاحب داریم. آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، ما را تنها نخواهد گذاشت. بیایید آقا را صدا کنیم. بعد، آرام همه چندبار گفتیم: یا صاحب الزمان. در آن لحظات، حتی زائرانی که احرامشان را به شکل اهل تسنن بسته بودند، شروع به زمزمه نام حضرت حجت کردند. در واقع، این ذکر از ضمیر ناخودآگاه آنان می جوشید. *شما در لحظاتی که پیرامونتان افراد به شهادت می
سینما از منظر رهبر معظم انقلاب
شما را هم بالا می برد. من این را می خواهم عرض بکنم؛ یعنی شماها یک مسئولیت سنگینی دارید. همان طور که دوستان گفتند، هیچ کس به شماها دستور نداده که بروید کارگردان یا سینماگر بشوید، این میل، استعداد و شوق شما بوده که وارد این میدان شده اید؛ اما حالا که وارد شده اید، این مسئولیت را بپذیرید. شما میتوانید خیلی اثر بگذارید. (بیانات در دیدار جمعی از کارگردانان سینما و تلویزیون23 / 3 / 1385)
آب که می بینم یاد لب تشنه همسرم می افتم
برادر شوهرام گفتم اگه نمی خواهید برید دنبال برادرتون خودم برم دنبالش؛ برادر شوهرام که دیدن من دیگه طاقت ندارم دوباره رفتن محل حادثه اما نتونستن خبری از همسرم بیارند . شب شده، انگار زمین و زمان می گریست باران سفیدی شروع به باریدن کرد، مداح نوحه می خواند، همه از چادر بیرون آمده بودند و نگران و مستاصل منتظر خبری از هم کاروانی های مفقودشان بودند در این مدت برادر شوهرم می گفت که حاجی زخمی شده
شهید مدنی برای امام خمینی چون مالک اشتر بود برای امام علی(ع)/ آقا گفت: من به حبیبی رأی می دهم؛ مردم ...
دادند تا من آن را پر کنم؛ یکی از ماموران که حداقل وجدانی هم داشت به راننده گفت پیش مردم برای این دختر خوبیت ندارد، بهتر است ما از ماشین پیاده شویم تا او فرم ها را پر کند و بعد برویم. بعد از پیروزی انقلاب من همان مرد را در دادگستری دیدم که مسئولیت گرفته بود. در ادامه ی همین ماجرا قرار شد که در مورد اتهامی که به آن فامیلمان زده بودند برای شهادت در دادگاه حاضر شوم که قبل از آن با شناسنامه
داستان فیلم فروشنده درباره چیست؟
را آرام کند. 2. مزاحم وارد می شود رعنا یک روز که مانند همیشه منتظر عماد است، صدای زنگ در را می شنود. با فرض اینکه عماد است، او دکمه را زده و درب ورودی ساختمان باز می شود. او سپس برای دوش گرفتن به حمام می رود. مشخص نیست چه اتفاقی پس از آن رخ می دهد، اما می دانیم که مزاحم وارد آپارتمان شده و رعنا را مورد آزار و اذیت قرار داده است. کمی بعد متوجه می شویم که مستاجر قبلی آپارتمان یک
1300 سینماگر و منتقد خواستار بازنگری در آیین نامه جشن خانه سینما و داوری تمام سینمای ایران شدند
شهریور به شرح زیر است : به نام خدا دبیر محترم و شورای سیاست گذاری جشن سینمای ایران آن زمان که درهای خانه سینما با اراده ای سیاسی بسته شد و همگان به یاد داریم، سینماگران کمر همت بستند تا از حقوق حقه ی همکاران شان دفاع کنند و از جوری که به هنر روا شده بود سخن گفتند و از تقسیم عادلانه ی منابع در میان فیلم سازان گفتند. آن چه روشن می نمود، چشم اندازِ آن روزها بارقه ای
زندگی کاری میثم رستگاری بازیگر خنده بازار/ تصاویر
بیشتر شناخته شد. چطور شد که با شهاب عباسی وارد همکاری شدید؟ به دلایلی کار تئاتر را کنار گذاشتم و تصمیم گرفتم در حوزه تصویر بازی کنم، ولی احساس قرابت با کار هنری همیشه با من بود برای همین کلیپی را آماده کردم و سریالی به ذهنم خورد که طرح و برنامه خوبی بود و تمایل داشتم در قالب کار بزرگ باشد تا اینکه با شهاب آشنا شدم درباره کار و طرح خیلی با هم حرف زدیم و قرار شد تا با گروهی ایده
حیایی: بعد از قلاده های طلا مرا بایکوت کردند!/ نظر فراستی درباره لانتوری و فروشنده
تجاوز شده است. درصورتی که چنین نشده است. فیلمساز در فیلم با کیست؟ با پیرمرد است. این منتقد نهایتا گفت: فروشنده می خواهد در ایران به هر قیمتی بفروشد و سرکار بگذارد. در آن طرف هم با اسم مشتری حاضر شود. اینکه این زن و مرد بعد این واقعه چگونه خود را تحلیل می کنند در فیلم جایش خالی است و اساسا بدان نمی پردازد و شما هرجوری هم که این رابطه را تحلیل کنید سر از آن طرف در می آید! برنامه سینمایی هفت با اجرا و سردبیری بهروز افخمی هر هفته جمعه شب ها روی آنتن شبکه سه سیما می رود.
حیایی: هماروستا و اسماعیل خانی پدر و مادر سینمایی ام بودند
هم راضی بودند و می خندیدند. می دانستم برخی از موقعیت هایی که کار کردیم زمان تدوین از کار درآمده است. وقتی حس ها پشت سر هم قرار می گیرد خنده شکل می گیرد. آقای حسن پور هم بسیار زحمت کشیدند و همه بازیگران را به درستی هدایت کردند تا به نحو احسن کار شد. کارگردان و تهیه کننده هوشمندی در این کار وجود داشت زیرا از بهترین انرژی بازیگران را گرفتند و آنچه می خواستم در این فیلم برای من اتفاق افتاد که نتیجه
حاشیه های فیلم "فروشنده" ادامه دارد
های مان ساعتی قبل از مراسم اختتامیه امیدوار شدیم که هم شهاب حسینی جایزه بهترین بازیگر مرد را از آن خود کند، هم فیلم جدا از تحسین منتقدان، نخل طلا را بار دیگر به ایران بیاورد. حالا که در آستانه اکران فروشنده در سینماهای داخل کشور قرار گرفته ایم، علی معلم بیشتر می تواند درباره فروشنده و حاشیه هایش برای مان حرف بزند. آقای معلم شما جزو اولین ایرانی هایی بودید که فروشنده را دیدید. با توجه به
چیزی که تازه شروع شده، رفتارهای دور از اخلاق از قلم های هرزه نویس و زبان های هرزه گو است/ به جای راه حل ...
بعد وقتی به مرگ فروشنده رسیدم، احساس کردم این چقدر به قوام قصه اصلی کمک می کند. حالا که مرگ فروشنده در فیلم سهم دارد احساس می کنم با این کار به نویسنده مورد علاقه ام هم ادای دین کرده ام. شما می گویید تجاوز در فیلم اتفاق نمی افتد، اما در عین حال می بینیم شخصیت عماد از یک معلم و بازیگر تئاتر در ابتدا، در پایان به شخصیتی کاملا متفاوت بدل می شود، گویا اتفاقات از او یک هیولا ساخته است . در
هاشم زاده: متن فروشنده بسیار ضعیف است/ حسینی: فرهادی موقعیتی را خلق می کند و به ما کد می دهد
اینکه معنا را نبینیم. چه کسی در فیلم گاو شده است؟! مجری برنامه از حسینی پرسید: کارکرد مرگ فروشنده و گاو در قصه اصغر فرهادی چیست؟ و اگر نباشد چه لطمه هایی می خورد؟ حسینی پاسخ داد: هم بخشی از پرداخت شخصیت عماد را داریم که چطور فکر می کند و چطور برخورد می کند، بعد از اسباب کشی به خانه جدید کتابهایی که در کتابخانه اش زیاد است و جا ندارد به کتابخانه مدرسه منتقل می کند و مثالی که در
بسته خبری سفیر جمعه 19 شهریورماه 1395
نشست سری تعدادی از سران سیاسی و نظامی گروهک تروریستی جبهه النصره مورد هدف قرار گرفتند، سران برجسته و بنام آن مانند ابوهاجر الحمصی معروف بع ابوعمرالسراقب به همراه چند نفر دیگر به هلاکت رسیدند. هنوز هیچ یک از طرفهای درگیر که توان هوایی دارند مسوولیت این حمله را برعهده نگرفته اند، اما بسیار دقیق گروهی از بهترین و برجسته فرمانداران النصره هلاکت رسیدند. با توجه به مسیر حمله جنگنده های روسی و
ما در تاریکی نمی مانیم
ایران آنلاین / گره کور یک نمایش! در ابتدای این گزارش چه باید نوشت؟ هشدار را باید به چه کسانی داد؟ کدام رده سنی نباید به تماشای این تئاتر وحشت بنشیند؟ وقتی سن بازیگران آن که واقعی ترین قصه های زندگیشان را روی صحنه می برند از 6-7 سال شروع می شود و به مثبت 18 نمی رسد! نور انداخته اند روی صحنه تا زوایای تاریکی روشن شود. همه دردهای همدیگر را دوره کرده اند. راز کسی از کسی پوشیده نیست. منظور از کسی جمع خودشان است. طول می کشد تا سفره دلشا
اسراف همیشه قبیح نیست!
عقلایی است. یعنی شما هر جای این عالم بروید، همه ی انسان های عاقل را خواهید دید که اسراف را مذموم می شمارند. ممکن در مصداقی شما فکر کنید اسراف است اما شخص دیگری چنین فکر نکند. این برای فهم این مسایل، خیلی به ما کمک می کند. دومین نکته ای که باید به آن توجه کرد این است که ما باید تحولات زندگی و شرایط زندگی را در نظر بگیریم. یعنی شما نمی توانید امروز آن جامعه ی صدر اسلام را الگو قرار دهید و بعد
عناوین مهمترین روزنامه های صبح شنبه 1395/06/20
برای شناسایی قاچاق؛ تیتر نخست همشهری این روزنامه با اشاره به عنوان ناهماهنگی دستگاه های دولتی، عامل بحران خشکی در هورالعظیم، آورد: هرکجا پای نفت در میان باشد محیط زیست، محلی از اعراب ندارد. این جمله اکنون بیش از هر زمان دیگری مصداق دارد. خوزستان سال هاست که در خط مقدم هجوم ریزگردها قرار دارد. حالا شرکت نفت بدون هماهنگی با سازمان حفاظت محیط زیست حدود 20دهانه ورودی آب به تالاب هورالعظیم
اصغرفرهادی:مشکل سیلی عماد نیست به فکر صورت مساله باشیم
هستند. آیا در شان آنان هست که چنین هرزه گوهایی طرفدارانشان باشند؟ فقط می توانم بگویم از این وضعیت خیلی متاسف هستم. جایگزین سیلی عماد یا یافتن راه حل برای صورت مساله؟ فرهادی در بخشی از گفت و گوی خود به پرسشی درباره عملکرد شخصیت اصلی مرد قصه با بازی شهاب حسینی پاسخ داد. رعنا و عماد زن و شوهر جوانی هستند که با نقل مکان اجباری به خانه ای جدید، درگیر فضایی می شوند که به