سایر منابع:
سایر خبرها
مزاح حضرت آقا: خواص را خدا ان شاءالله هدایت کند؛ امّا برای مظلومیت من اصلاً غصّه نخورید؛ الحمدلله زورشان ...
شهید شده اند: - حاج آقا من چند وقت قبل از شهادت محمد، خواب دیدم که شما یک جعبه ای به بنده دادید و من دیدم که یک شیء زیبایی به بنده دادید و گفتید که این حق شماست؛ من فکر کردم که این برای خودم هست اما بعد شهادت محمد فهمیدم که آن برای محمد بوده. شهید خیلی به شما علاقه داشت و همیشه موقعی که صحبت های شما از تلویزیون پخش می شد، بچه ها رو جمع می کرد که صحبت های شما رو ببینند. خیلی دوست داشت که
نادر روز بارانی مرا به خانه اش برد و در را قفل کرد و
هیچ کس در منزل نیست. خیلی ترسیدم، به نادر گفتم: باید زودتر به خانه بروم، چون به مادرم گفته ام که زود بر می گردم. او وحشت زدگی مرا از چهره ام دریافته بود، مرا آرام کرد و قول داد به محض بند آمدن باران، خودش مرا تا نزدیکی منزلمان می رساند. بعد هم شروع به پذیرایی کرد. پس از چند دقیقه، به یکی از اتاق ها رفت. من در این فاصله کوتاه، ناگهان به خود آمده و خود را نهیب زدم؛ که تو در یک خانه خلوت
واکنش رویانیان به حضور مدیر استقلالی در پرسپولیس
راهنمایی و رانندگی بودم که در مصاحبه ای خبرنگاری از من پرسید چه رنگی را دوست دارید و من چون می دانستم مردم از رنگ های سبز، قرمز و زرد به خاطر چراغ راهنمایی و رانندگی حس خوبی ندارند گفتم رنگ سفید و آبی! با خودم گفتم اگر بخواهم رنگ دیگری را بگویم مردم می گویند او در مصاحبه هایش هم برای ما چراغ قرمز روشن می کند! بعد از آن همه جا پر شد که من استقلالی هستم اما زمانی که به پرسپولیس آمدم با خودم عهد کردم
متن سخنان محمود صادقی در دانشگاه امیرکبیر
دوست نیستم. من در خانه ای ضدشاه بزرگ شدم و پدر من از پیشگامان مبارزه علیه شاه است. امروزه در مطالعاتی که در خصوص راهبردهای ضدفساد شده است دو سیاست را از هم تفکیک می کنند. سیاست هایی که برای مبارزه با فساد نهادهای خاص ایجاد می کنند و سیاست های ضدفساد ضمنی. یعنی چندان ستاد مبارزه با فساد سیاسی تاسیس نمی کنید که بعد از چند سال رییس این ستاد خود به جرم فساد به زندان بیفتد بلکه زمینه های فساد را در
ماجرای عجیب ترین داعشی جهان + تصاویر
قدرت زیاد تبلیغات اینترنتی داعش تا چه اندازه برای جوانان آمریکایی خطرناک است. جائلین که او هم در این پرونده محکوم شده، تمایلی به مصاحبه با CNN نداشت. محمد داخلالا در ماه اوت به تحمل 8 سال حبس محکوم شد. او هنگام آزادی از زندان فدرال 32 ساله خواهد بود پیوستن جائلین به داعش جائلین پس از روی آوردن به اسلام به سرعت سراغ دنیای مجازی رفت و آنجا "داعش" را پیدا کرد. جائلین به
از مصاحبه خواندنی با مهتاب کرامتی لذت ببرید
بار می دانستیم چه خراب کاری ای کردیم و جرات نمی کردیم به خانه برگردیم چون دو تا پسرعمه من هم جزو آن گروه بودند که بهشان توپ تیغ دار پرت کرده بودیم. بعد از ظهر با پدرشان و عمه ام آمدند خانه ما، توپ ها طوری توی موهایشان گیر کرده بود که مجبور شده بودند موهایشان را کوتاه کنند. فوتبال هم زیاد بازی می کردیم من همیشه دروازه بان بودم و خودم فکر می کنم دروازه بان خوبی هم بودم. به خاطر
دشمن را باید در مرزهای خودش سرکوب کرد
جریان کار بودیم، احساس می کردیم که یک جادّه ی دوبانده وسیعی جلوی رویمان بود که این بسته شد؛ جادّه شهادت! مثل یک دری که ببندند. کسانی که آن موقع، جهاد و شهادت در راه خدا را دوست داشتند، دلشان را غم گرفت. این فرزندان شما غالباً کسانی هستند که آن دوره را درک نکردند؛ در اینها هم آن احساس شوق بود که بلند شدند و رفتند. - الان هم [جوانها] به من نامه می نویسند، البته من جواب نمی دهم
خورده شدن پسر یاسوجی به وسیله تمساح/عروس اسید پاش/جوان پدرکش /سرقت مسلحانه با اسلحه هدیه پدر
بچه سه ساله ام را به مرکز بهداشت می بردم، به همین خاطر از او خواستم به خانه ما بیاید و بچه کوچکترم که 9 ماه دارد را نگهدارد. او هم قبول کرد و شب به خانه ما آمد. آن شب خانه ما خوابید تا صبح من بتوانم به مرکز بهداشت بروم. همسرت کجا بود؟ شوهرم رفته بود سرکار. چرا روی فاطمه اسیدپاشیدی؟ من این کار را نکرده ام، باورکنید مرد ناشناسی که کاپشن و کلاه به سر داشت اسیدپاشی را انجام داده است.
شهیدی که آل سعود را در قلب عربستان لعن می کرد
، خودم را به راه آهن رساندم و آنجا دیدمش. گفتم پدرمان تازه فوت کرده، بیشتر خانه می ماندی. گفت این بار هم می روم توکل بر خدا. دلم هری ریخت پایین و به ذهنم گذشت که این رفتن را برگشتی نیست. شبی هم که پسرم حمیدرضا رک و راست بحث رفتن به سوریه را مطرح کرد، دچار همان احساس شدم. می دانستم که برود، دیگر برنمی گردد. لعن آل سعود در عربستان! شهید اسداللهی زمانی که به سوریه می رفت، دو فرزند به نام های
تبریک شهاب حسینی برای تولد شهیدبابایی/تشکر سرمربی پرسپولیس از هواداران/تماس تلفنی جالب حقیقی در پرتغال
دوست دارن سعی میکنن خوشحالت کنن ، پنجشنبه ی گذشته شیرین ترین پنجشنبه عمرم بود چون با یک نقشه ی عجیب غریب سورپرایزم کردن ، مرسی که برای اولین بار توی زندگیم سورپرایزم کردی ن ، رفیقای گلم دست همتون رو میبوسم مرسی که دوسم دارید من عاشقتونم و با داشتن شما خوشبخت ترینم ، نمیتونم اسم ببرم چون ممکنه اسمی از قلم بیوفته و خودم ناراحت شم،امشبم که دیگه نگم براتون تولد من مصادف شد با اولین روز کلید سریال که
عباس جدیدی: عکس با دونالد ترامپ از بقیه بهتر بود! / عکس
مشکلی دیگر برای نامه دهنده و نامه گیرنده، تبدیل می شود. در این گونه مواقع به خاطر خدا در حد توانم اگر بتوانم آستین همت بالا می زنم و با آبروی خودم به این و آن رو می اندازم تا کاری انجام دهم. مثلاً گلریزان برای تهیه جهیزیه عروس، آزاد کردن زندانی، جمع کردن کمک و اعانه برای بچه های یتیم و یتیم نوازی از اموری است که با عضویت در شورای شهر و شهرداری نمی شود کارهای زیادی انجام داد ولی چون مردم از قدیم
بدون کات با ملکه رنجبر در فرمول یک
کارها را می گوید شما همه وجود من هستید. عروسم هم همینطور، خدا را شکر تنها نیستم. رنجبر در پایان گفت: دعایم کنید اگر قرار است یکی دو سال دیگر زنده بمانم، روی پای خودم بایستم و سختی نکشم. مسعود نجفی کارشناس سینمایی فرمول یک آخرین مهمان امروز بود که در سخنانی گفت: این روزها دهمین دوره جشنواره بین المللی سینما حقیقت در حال برگزاری است؛ یکی از بهترین جشنواره هایی است که مثل جشنواره
گفت و گو با خالق قصه های مجید
روزها به نویسندگی فکر می کردید؟ اتفاقا من تا سال ها نه نویسنده دیدم و نه داستان نویس. همانطور که گفتم من کودکی سختی را پشت سر گذاشته ام. شاید کودکی ام را دوست نداشته باشم، اما بالاخره وجود داشته. نوشتن اتفاقاتی که در آن سال ها از سر گذرانده ام، دردم را تسکین می دهد. شاید بشود اسمش را نگارش درمانی گذاشت. من مثل بیماری که به روان شناس مراجعه می کند و مشکلاتش را بیان می کند، دوران کودکی ام را
دموکراسی مستقیم کاسترو – گزارش ژان پل سارتر از سفر به کوبا
به سیگار زد و در نهایت با لحنی جدی و قاطع گفت: بله حقشان است! باز هم پرسیدم: بیان مطالبات به هر صورت ممکن یک نیاز است؟ و او بدون آنکه سرش را به سمت من برگرداند، پاسخ داد: این نیاز انسان یکی از حقوق اولیه او محسوب می شود و بر همه حقوق دیگر رجحان دارد. این بار با وجود آنکه از پاسخ مطمئن بودم، پرسیدم: حتی اگر آن ها کره ماه را از شما طلب کنند؟ باز هم پکی به سیگارش زد و بعد از آنکه فهمید خاموش شده است
40 روز روزه داری و اعتکاف برای رفتن به سوریه+تصاویر
/> اتفاقی که برای خودم جالب بود این بود که در این مدتی که هنوز خبر قطعی شهادتش را نداشتیم هر وقت می خواستم دعا کنم که محمد شهید نشده باشد، نمی توانستم. می دانستم محمد چقدر آرزوی شهادت داشت، حتی وقتی همکارانم که خبر مجروحیت را شنیده بودند می گفتند ان شاءالله که سالم و زنده برگردد. من تنها در جوابشان می گفتم هر چه خدا بخواهد. حرم دیگر محمد را ندارد 2 روز بعد از شنیدن خبر مجروحیت
خانم منشی به هر دو مدیر شرکت بله گفت!
باز هم مثل همیشه مشغول کار بودم. ساعت از یک گذشته بود. چندین مورد مشاوره انجام داده و سرگرم بررسی دیگر امور کاری بودم که ناگهان سر و صدایی به پا شد. فریاد های پی در پی خانمی شنیده می شد که هر لحظه التماس می کرد و تقاضای مشاوره داشت.درب اتاق را گشودم. خانمی را دیدم که می خواست کسی به درد دلش گوش فرا دهد. بسیار پریشان و آشفته بود، با دیدن من به مانند برق به سویم آم
از رزمنده ای که میزبان آیت الله خامنه ای بود تا بازگشت شهدای غواص
زیاد و شیمیایی بودنش به او اجازه رفتن به سوریه را نمی دهند. فیلم بر خلاف مستندهایی که به دفاع مقدس می پردازد، دچار لکنت و شعار زدگی نیست. از نکات مثبت فیلم این است که علی محمد حلقه ای مهم در تاریخ انقلاب است. در سال های منتهی به پیروزی انقلاب مقام معظم رهبری چند ماهی را در خانه محمدعلی زندگی کرده است. در این فیلم محمدعلی خاطره ای از رهبر انقلاب تعریف می کند که شنیدنی است. محمد
کلاه می بافم برای برادر مدافع حرم+تصاویر
روزی می خورند. در سرمای سوریه، با کلاه و کاپشن می خوابیدیم بین مهمان های امروز، یک رزمنده مدافع حرم هم حضور دارد. سید امیر بنایی ، رزمنده 24 ساله ای که سال گذشته به سوریه اعزام شد و 21 دی ماه در ماجرای اصابت موشک کورنِت به خودروی هم رزمانش، شاهد شهادت مظلومانه تعدادی از دوستان نزدیکش مثل شهید مرتضی کریمی بود. خود او هم در این انفجار مجروح می شود و حالا با عنوان جانباز مدافع حرم
حقوق چه ربطی دارد به روح القوانین؟
داشتیم سریال تماشا می کردیم که یکی از بازیگرها گفت: من وکالت شما را می پذیرم، منوط بر اینکه... خواننده محترم شاید فکر کنی دارم داستان می بافم اما خدا را به سر شاهد می گیرم که اگر ذره ای دروغ یا خوشمزگی در این جمله ها باشد. میهمان محترم حقوق خوانده ما بی هوا از دهانش پرید که: آقا محمد! منوط بر اینکه، یعنی چه؟ چنان بی حس شدم که به تته پته افتادم. شقیقه ام می پرید و گوش هایم سوت می زد. آخرش خودم را خلاص
کارتن خوابی همراهان بیمار
بیمار است. این شب ها اما فرق می کند. سرما، آخرین ماه پاییز را غافلگیر کرده. سرمای سوزان در شب های انتظار. خیلی وقت است اینجا هستم. 28 روزی می شود. کلیه خودم پیوندی است. الان پسر 14 ساله ام در بیمارستان بستری است. مثانه اش مشکل دارد. چند بار بستری شده. این بار طولانی شده. خودم هم اینجا بستری بوده ام. از دزفول آمده. لاغر اندام و استخوانی است. چهل و چهار پنج ساله به نظر می رسد. کاپشن تیره
شوخی های جالب شبکه های اجتماعی (339)
/> 3. از این به بعد اگه تولد کسی دعوت بشم یه کُلت همراه خودم میبرم. به محض اینکه طرف بگه "یک سال دیگه به مرگ نزدیک تر شدم" یه گلوله خالی میکنم تو مغزش. 4. الکلاسیکو با 230 دوربین پوشش داده میشه، دربی های تهران با 460 فحش در انواع و اقسام مدل رنگ و محتوا. وقتی به خانوما میگیم پاشو بریم خرید 5. یه جا خوندم این قضیه 'سحرخیز باش تا کامروا شوی' رو کله پزا و نون سنگکی
گفتگو با الهه رضایی، نوستالژی دهه شصتی ها
استفاده شود. خودم آن موقع در برنامه کودک شبکه جام جم با عروسکی به نام پسته برنامه اجرا می کردم که بیننده زیادی داشت. عروسک در آن دوره در تلویزیون خیلی کم بود. سنجد هم بود که خانم استخر صداپیشه اش بود و در شبکه دو برنامه داشت. چند وقت عروسک های پرهیاهو و شلوغ آمدند و نوع اجرای این جور کارها تغییر کرد. البته من این تغییر را دوست ندارم چون به جای اینکه به بچه ها آرامش بدهد بیشتر باعث می شود متلاطم و
بیانات رهبر معظم انقلاب در مورد استقلال فرهنگی
به گزارش خبرگزاری بین المللی قرآن(ایکنا) ، پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی خامنه ای اقدام به انتشار گزیده بیانات رهبر معظم انقلاب در رابطه با استقلال فرهنگی کرده که به شرح ذیل است: مقام معظم رهبریباید این ملت به تدریج، با ابتکار و تلاش خود و با قوّت مدیریتی که بر آن اعمال می شود و نیز با وحدتی که همه مردم در جهت آزادی و استقلال دارند و همچنین با آشنایی آنها به توطئه و ترفندهای تبلیغاتی دشمن
نمی توانستم با نظر احترام به او ننگرم!
آنچه پیش رو دارید، قطعاتی کوتاه از یادداشت های نصرالله انتظام از علاقه مندان رضاخان است که همراه با توضیحات نگارنده به حضورتان تقدیم می شود. این شهادت های تاریخی، دریچه ای جدید از منش و شخصیت مدرس را بر مخاطب موشکاف می گشاید. امید آنکه مقبول افتد. نصرالله انتظام در واپسین ماه های حکومت رضاخان و به خواست او، ریاست تشریفات دربار را بر عهده داشته است. او به این دلیل و بسی دلایل دیگر، در
رو درو با علی دایی/ناگفته های علی دایی از همه چیز
همین دلیل در فضای داخلی نمی توانم مدیریت کنم. من با مردم حال می کنم. با آنها زندگی می کنم. این همه سال در زمین فوتبال بوده ام، دوست ندارم با تصمیمی اشتباه همه چیز را عوض کنم. دوست دارم در زمین سبز کار کنم. بیرون، زندگی شخصی خود را دارم و زندگی ام را با هیچ چیزی عوض نمی کنم. فوتبال، چه زمانی برای شما تمام می شود؟ فوتبال هیچ وقت در من تمام نمی شود. زمانی بوده که بعد از تیم ملی
کتاب - خطای ستارگان بخت ما - به چاپ پنجم رسید
کتاب خطای ستارگان بخت ما نوشته جان گرین با ترجمه میلاد بابانژاد و الهه مرادی با گذشت کمتر از دو سال به چاپ پنجم رسید. بخش کتاب و کتاب خوانی تبیان این کتاب برای اولین بار در پاییز 1393 توسط نشر پیدایش منتشر شد و چاپ بعدی آن در بیست وهشتمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران، یکی از پرفروش ترین آثار این انتشارات نیز بوده است. خطای ستارگان بخت ما داستان نوجوانی به نام
عوامل باندغیراخلاقی شبکه های مجازی به دام افتادند/برداشت غیرمجاز شوهر ازحساب همسر
: دختر متواری شده از منزل نیز ، علت فرار خود را فریب و اغفال این باند عنوان کرد و در اعتراف به حقیقت ، ماجرا را چنین شرح داد که در یکی از شبکه های اجتماعی عضو بودم که با دختری همسن و سال خودم آشنا شدم و برایش از مشکلات خانوادگی ام گفتم. وی افزود: این دختر نوجوان در ادامه در شرح این حادثه گفت، این این دختر با سوء استفاده از دوستی ایجاد شده من را به فرار از منزل تشویق و با وعده اینکه اگر به
نظرمحمدی: هواداران کاری نکنند که محروم شویم
منابع مالی در مضیقه هستیم تیم نساجی تیمی است که علیرغم همه مشکلات مالی و حواشی ای که دارد، بازیکنانش با قلبشان برای هواداران شان بازی می کنند. یک سال در تیم نساجی مازندران بازی کردم و می دانم که هواداران چه انرژی مثبتی از روی سکو به داخل زمین می دهند. این تیم از نظر مهره بازیکنان خوبی مثل محمد عباس زاده، مجتبی رمضانی و خیلی از بازیکنانی که زمانی در لیگ برتر حضور داشتند امروز در نساجی حضور
داستان عشق به دریا و مشق آزادسازی سواحل
هایمان شده بودیم، نفهمیدیم کی غروب شد. در راه بازگشت به خانه، از بازگشت غریب الوقوعش به گلاسکو گفت. می گفت می روم اما دلم را نزدیک ساحل آرام دریا جا می گذارم تا زودتر بازگردم. از من درخواست کرده بود که او را در جریان همه خبرهای مربوط به آزادسازی سواحل بگذارم. روز موعود فرا رسید. وقتی با نگاهم ، آخرین گام هایش را بدرقه می کردم انگار به من می گفت: جان تو و جان دریا. خوب مراقبش باش. در راه برگشت به خانه با خودم می گفتم: اگر همه ما ذره ای از عشق او را نسبت به دریا در سینه داشتیم، هرگز حال و روز سواحل اینگونه نبود. کاش بیشتر مراقبش بودیم. کاش... ...
خواننده ای که متحول شد و پوشیدن حجاب را پذیرفت!
فرزندان و عرضه آنها به بهترین شکل ممکن به جامعه را به عهده بگیرد. رسول خدا(ص) فرموده: همه ی شما مسوولیت دارید و هر کس نسبت به زیر دستان خود مسوول است. زن هم در خانه خود مسوول است. آیا منا عبدالغنی بعد از با حجاب شدن، با مشکلات یا حمله از طرف دیگران روبرو شده است؟ نه. الحمدلله افکار عمومی از حجاب و کنارگیری من از هنر، با شادی استقبال کردند. نمی دانم چرا؟ شاید به این خاطر بود که در آن