سایر منابع:
سایر خبرها
نیکبخت: اشتباه کردم به پرسپولیس رفتم
. خودم را هم نمی توانم گول بزنم. حاشیه من از همه فوتبالیست ها بیشتر بوده. البته اگر یکی از حاشیه های من را بازیکنان امروز داشتند، نابود می شدند. کارهایی که با من کردند را اگر با یکی از فوتبالیست های حالا می کردند، الان سر از امین آباد یا دیوانه خانه درمی آوردند. بعد از سال 86، 87 که یک چیزی به عنوان منشور اخلاق درآوردند، خواستند یکی را قربانی کنند که کسی بهتر از من پیدا نکردند. اشتباه هم داشته ام و
خودرو هایی که همه از آنها وحشت می کنند!
مهر سال 89 بود که قام مقام شرکت تولید نیسان خبر داده بود که به دلیل رعایت نشدن استانداردها، تولید این خودرو کم می شود، یعنی از 50 هزار دستگاه تولیدی در سال، به 10 هزار دستگاه می رسد. ببین آبجی، این محله رو می بینی، همه اش مال ماس. با دست هایش یک دایره بزرگ در هوا درست می کند و چشم و ابروهایش را با حالت خاصی بالا و پایین می برد. انگار اجزای صورتش به نخی وصل است، یک طرف تکان می خورد، آن
دستپخت زنان بختیاری رنگین کمان سفره خانواده های چهارمحالی
تابستان که ماست میش (گوسفند ماده) فراوان است، خانواده ها ماست را در کاسه ریخته و شکر روی آن می ریزند و می خورند گاهی بجای شکر شیره ی انگور اضافه می کنند. رکو Recu رکو: برنج را خیسانده و گوشت را می پزند بعد برنج و گوشت و زیره و نمک را داخل کرده در آن آب می ریزند و روی آتش می گذارند تا جوش آید بعد از پختن در حالیکه کمی آب داشته باشد آنرا می کوبند و تقریباً مثل حلیم برنجی می شود.
وقتی آن فیلم را دیدم مجبورم کرد هروقت برای همخوابی صدایم زد نزدش بروم!
داشت بیشتر نگران خاله شدم و داخل خانه رفتم و سراغ خاله ناهید را گرفتم ناصر گفت که قرص خورده خوابیده و در اتاق خواب است و خواست دقایقی در پذیرایی منتظر بمانم پذیرفتم و وقتی ناصر آب پرتقال آورد چون خیلی هوا گرم بود و تشنه بودم همه لیوان را سرکشیدم و هنوز خنکی در گلویم بود که سرم گیج رفت و... عصمت گفت: وقتی چشم باز کردم روی تخت اتاق خواب بودم و هیچ لباسی به تن نداشتم ناصر هم با یک موبایل
نی نا ؛ دختری که طغیان کرد و درد جامعه اش را فهمید
بی عقده به شکل صورت مثالی ایی که آن را هنوز در ناخودآگاه جمعی مردانه شان باقی دارند، گفت وگو کردم. سیروس در هفده سالگی از خانواده و تمدنی غیرشهری دست دختر بچه ای را که ناخواسته به عقدش در آورده اند، گرفته و مهاجرت کرده به پایتخت. او علیرغم جوانی اش مردی نیست فاقد شعور و فاقد آگاهی که با دختربچه ای فقیر از یک خانواده ی ناآگاه که یک نان خور اضافی را رانده است، بیامیزد. مردهای زیادی را در سنت و
هر که ارتباطش بیش، عمرش بیشتر
شکل) بمانیم، اوضاع خوب پیش می رود. اگر نوازشها زیاد باشد-آدمهای زیاد، رفت وآمد زیاد، تلفنهای زیاد، تقاضاهای زیاد و یا حتی تعریفهای زیاد- احساس می کنیم که دلمان می خواهد فرار کنیم و نیازمند تنهایی هستیم. در چنین حالتی ممکن است به خلوت خود پناه ببریم و به فعالیتهای مورد علاقه خود در تنهایی بپردازیم: کتاب خواندن، تنها زیر آفتاب نشستن، قدم زدن، یک روز مرخصی گرفتن، رفتن توی اتاق و در را پشت
ناطق نوری: باند بازی، رودربایستی و تملق در حال فرسودن کشور است
/> عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با بیان اینکه از نام من در خیلی جاها استفاده می شود، گفت: در هفته یکی دو مورد گزارش داریم که خدمت مقام معظم رهبری ارائه می شود که به نام ناطق نوری این کارها انجام شده و مثلاً این افراد پسرعمه یا پسرخاله من بوده اند که این موضوع نشان می دهد اوضاع خراب است. وی با تأکید بر اینکه اقوام من برادر، خواهر، پسرعمه و فرزندان من حق ندارند که از نام من استفاده کنند و هر
رایگان، یک سفر نامه درباره آفریقا بخوانید
بعد از بستن کوله پشتی و خداحافظی از خانواده ساعت 2 بامداد خودم رو رسوندم به فرودگاه تا از بازرسی ها و گیت ها عبور کنم و سوار هواپیما بشم. که شدم و بعد از یک پرواز یک ساعته به دوحه رسیدم و دوستم فرشاد که از تهران اومده بود رو هم پیدا کردم و دوتایی بعد از تقریبا 2 ساعت ترانزیت تو فرودگاه دوحه سوار هواپیمای دوحه-نایروبی شدیم. صندلیمون هم کنار هم نبود ولی اونقدر خواب آلود بودیم
ریحانه مچ شوهرش را با همسایه در انباری خانه گرفت / وقتی شوهر دومم را هم در این صحنه دیدم خشکم زد
اتاق خبر 24 : زن جوان در شعبه 264 دادگاه خانواده مقابل قاضی نشسته بود تا به پرونده اش رسیدگی شود. دادخواست طلاق داده بود. از دعوا و کتک کاری، از فحاشی و آبرو ریزی جلوی در و همسایه، از تحقیر شدن به خاطر ازدواج اول و از گوشه گیری دختر 9 ساله اش خسته شده بود. شوهرش به شیشه اعتیاد داشت، درست مثل همسر اولش. ریحانه 28 سال داشت و در حالی که بیشتر همسن و سال هایش درگیر دانشگاه و
معماری بوشهری در بوته فراموشی/ خانه هایی که به خاطره ها پیوستند
. در گذشته خانه ها دارای اتاق های متعدد بودند که فضا را برای زندگی پدربزرگ ها و مادربزرگ ها، پدرها و مادرها و فرزندان در کنار هم فراهم کرده بود ولی امروزه هر یکی از اعضای خانواده در گوشه ای از شهر زندگی می کند. شاید در گذشته شب نشینی ها یکی از اجزای غیرقابل تغییر در زندگی مردم بود ولی امروز این شب نشینی ها جای خود را به حضور در گروه های فضای مجازی داده است و آن هم نه برای گرفتن
آشنایی با عقاید و متدهای هیچکاکی
/> آلفرد هیچکاک : بله. بی صبرانه منتظر آن بودم. زمانیکه مشغول فیلمبرداری Blackmail به شکل صامت بودیم به من گفتند که حلقه ی آخر همراه با صدا خواهد بود. نگذاشتم که از پیش این را بدانند اما میدانستم که میتوان دوباره به برخی صحنه های تمام شده بازگشت و روی آن ها صدا گذاشت. از آن زمان به بعد تنها یک بار آن را دیدم و به نظرم می رسد آن جایی که باید دیالوگهای زیادی می داشتیم، این کار را نکردیم. فکر می کنم
مردگان متحرک شهر به کجا می روند؟
را به خدا داده است . سجاد اعتیاد به شیشه دارد، می گوید ساقی است و برای اینکه هزینه دانشگاهش را تامین کند در باغچه خانه شان ماری جوانا می کارد و آنها را به فردی می فروشد و پورسانتش را می گیرد. می گوید: شاید اگر پدرم بالای سرمان بود و نان آوری داشتیم ، دست به این کار نمی زدم، علاوه بر اینکه باید هزینه دانشگاهم را تامین کنم، باید کمک خرج خانواده هم باشم، مادرم مریض است و هزینه داروهای او که
تبارشناسی سلفی های تکفیری در پاکستان و پیامدهای آن
مدرسه تعدادی از طلاب در رشته علوم دینی و خصوصاً فقه حنفی مشغول تحصیل شدند. از همین مدرسه زیربنای مکتب دیوبندی شکل گرفت. این فرقه مسلمان، و اهل سنت و جماعت اند. در فقه، تابع فقه حنفی هستند و در سلوک و مسائل اخلاقی، صوفی هستند و از لحاظ عقیدتی پیرو ابومنصور ماتریدی اند. (22) مکتب دیوبند امروزه یکی از مهم ترین جریان های دینی در جهان اسلام است که نفوذ و گسترش قابل توجهی در میان مسلمانان جنوب آسیا پیدا
جنایات جریان های تکفیری در سوریه؛ 2012-2013
و فرزندش را کشتند. این منبع افزود که در تل دو نیز جنایتی دیگر در حق خانواده عارف محمد السید و عماد محمد السید و عقبه محمد السید و همسر عارف و سه کودک او مرتکب شدند. (62) حمله انفجاری به کودکان یک مدرسه منابع خبری سوریه اعلام کردند که در انفجاری تروریستی در کنار مدرسه فاطمه سقا در محله البعث در شهر حماة، دو کودک به شهادت رسیدند و 10 نفر مجروح شدند. خبرگزاری سانا از اعلام کرد که گروهی مسلح با
امام خامنه ای از چه تباری است؟
تهیّه می کرد و... آن شام هم نان و کشمش بود. خانواده سیدجواد در خانه ای 3 اتاقه زندگی می کردند، یک اتاق مخصوص پدر بود، مکان مطالعه و دیدارها و محل عبادتش بود. یکی اتاق حالت بیرونی داشت و مخصوص میهمانان بود و بقیه ی خانواده در اتاق سوم زندگی می کردند. زندگی ساده و فقیرانه ای در این خانه کوچک برپا بود. خانه ای که برق و آب لوله کشی نداشت. امّا خانه ای را که خانواده سیّد جواد در آن
راه حل مبارزه با فقر انقراض نسل فقرا نیست!
برای پیر نشدن جمعیت کشور چه می کنند؟ نخستین مصاحبه با یکی از کارشناسان این مرکز بود؛ خانمی که قریب به 25 سال سابقه فعالیت در زمینه تنظیم خانواده داشت: تابستان سال 70 بود که در یکی از مراکز بهداشتی – درمانی پشت آب (ادیمی) شهرستان نیمروز با عنوان کاردان بهداشت خانواده مشغول کار شدم. 12یا 13 خانه بهداشت تحت پوشش ما بود. برنامه های تنظیم خانواده، تازه شروع شده بود. خاطره خوبم از آن دوره این است که بین
قتل زن به دست مرد معتاد/انتقام از شوهر با چک 400میلیون تومانی/ دختری که6ماه بعد از تجاوز شکایت کرد/ شرطی ...
اطمینان از اینکه برای من مشکلی پیش نمی آید چک جعلی را به مرد عتیقه فروش دادم و پس از آن گرفتار شدم. با اعترافات این مرد پشیمان، مینا به دادسرا احضار شد و بازپرس به بازجویی از او پرداخت. این زن که نمی توانست باور کند دستش رو شده است در حالی که با گوشه روسری اشک هایش را پاک می کرد به بازپرس پرونده گفت: می خواستم همسرم را تنبیه کنم و انتقام سال های از دست رفته جوانی ام را از او بگیرم. چند
آرزو داشت که اولین شهید روستایش باشد که شد/ همسر شهید: منتظر بودم لااقل با پیکرش وداع کنم، اما چیزی از ...
الانبیا تهران مشغول به کار بود. خانواده هادی جعفری متدین و مذهبی هستند و پدر شهید رزمنده دوران دفاع مقدس بود. در روستای رئیس آباد دابودشت آمل خانواده شهید جزو خانواده های پای کار انقلاب بوده و هستند، پدر شهید 8 سال در جبهه های جنگ تحمیلی حضور فعالی داشت و هادی از کودکی در مراسم هیئت و مساجد و راهپیمایی ها شرکت می کرده است. مکبر مسجد بود و سوره های کوتاه قرآن را در کودکی حفظ می کرد، سعی
موبایل چه کسانی را بیکار کرد؟
تاکسی یاب تاکسی تلفنی ها را سال های پیش باید فقط در آژانس هایی که معمولاً در هر محله ای یکی از آن ها بود، جست وجو می کردیم و مدت ها برای گرفتن ماشین منتظر می ماندیم، اما بعدها با تاکسی تلفنی های موبایلی و سیستم هوشمند، این تاکسی ها سریع تر و ارزان تر شدند و دیگر نیاز به یک دکان برای آن نبود. حالا چند وقتی است که اپلیکیشن های تاکسی یاب روی دست این آژانس های موبایلی هم بلند شده اند و با
خانه سنتی امیرحسین مدرس و همسرش، ما مستاجریم!
شد همان را انتخاب کنیم. هر مدی الزاما زیبا و کاربردی نیست. بهار بهاردوست: کارهای پتینه، تذهیب و دکوپاژ انجام می دهم. این فضا قبلا اتاق کار همسرم بود. اما الان هم کتابخانه در آن قرار دارد و هم به کارگاه پتینه من تبدیل شده. امیرحسین مدرس: تنها تغییری که در فضای داخلی خانه ایجاد شد، تعویض کاغذدیواری ها بود. رنگ سبز را دوست داریم چون آرامش بخش است ضمن اینکه با وسایل خانه هم خوانی
یک روز در کانون و اصلاح و تربیت/دخترکان اینجا رویایشان را روی موی مدل عروسک می بافند
، رنگ مورد علاقه دختری که شوهر خواهرش را به قتل رساند دوباره به اتاق دخترها برمی گردی و از نو اتاق را مرور می کنی؛ دست نوشته های 'غلط کردم' دیگر روی تخت ها پیدا نیست ؛ روی صندلی تنها می نشینی و منتظر می مانی تا یکی از دختران برای مصاحبه کنارت بنشیند. گفته اند این دختر به همراه خواهرش، شوهر خواهر خود را تنها به خاطر دعوا و مشاجره با خواهرش به قتل رسانده است. در این فاصله انتظار، دوباره
نمایندگان مجلس برای تیم انتظار کاری نکردند /اتاق استاندار روی ما باز نشد
کشوری باکمترین امکانات بزرگترین کارها رو انجام داده اند. وی افزود: باارزش ترین انگیزه برای یک بازیکن جوان این است که با دیدن مسئولان و بزرگان شهر روحیه دوچندان برای مسابقه بگیرد. وی اظهار کرد:همیشه بچه های تیم انتظار ثابت کردن که می توانند بهترین تیم ها رو تو کشور به چالش بکشند ولی وقتی دغدغه ی سرمربی تیم، شب قبل از بازی شام تیم باشد مگر می شود انتظار تداوم افتخارآفرینی داشت
کارناوال برزیل، بزرگترین کارناوال دنیا
توبه) با شروع هفتمین چهارشنبه قبل از عید پاک و نخستین روز ماه پرهیز (lent) که با شروع ان مسیحیان فعالیت های لذت بخشخود را متوقف می کنند، پایان می پذیرد. جشن معمولا در ماه فوریه-گرم ترین ماه سال در نیمکره جنوبی- برگزار می شود که تابستان در ریو در اوج خود قرار دارد. تقریبا در هر گوشه از برزیل کارناوالی برگزار می شود که از مشهورترین انها جشنی است که در شهر رسیف (Recife) و شهر
حکایت "چاه شولک"؛ عمق محرومیت
حالی شب را صبح می کنند که در این سرمای هوا زیراندازشان فرشی از شن است. آنها در خانه هایشان بخاری، تلویزیون، تلفن، حمام و حتی سرویس بهداشتی ندارند، اما خدایی دارند که در همان کنج اتاق 3 در 4 با خانواده ای شش هفت نفری زندگی را سپری کرده و کمتر کسی از آنها یاد می کند. وقتی شنیدم روستایی در همین نزدیکی ها وجود دارد که مردمانش در عین سادگی از کمترین امکانات زندگی بی بهره هستند
بازسازی خانه قدیمی علی و مهدیه، یک کلنگی مدرن !
به گزارش تیتر شهر :اینجا یک خانه قدیمی در شرق تهران است. یک خانه 22 ساله در محله نیروی دریایی تهران که دوران کودکی علی قنبری را به خودش دیده است؛ از آن خانه های نوستالژیک قدیمی که به اندازه تمام مهمان ها جا دارند. با یک ایوان سرتاسری و تعداد زیادی در و دکور چوبی قهوه ای رنگ که مشخصه ثابت شان است. علی و همسرش، مهدیه صفایی نیا اما سلیقه دیگری دارند؛ سلیقه جدیدی که باعث می شود طبقه دوم خانه پدری به
همه چیز درباره سفر به هاوانا (کوبا) +عکس
قدیمی، ساختمان های زیبای سبک باروک، قلعه های تاریخی، موزه ها، رستوران های افسانه ای و میدان های عمومی سرزنده منتظر مسافران مشتاق است. هاوانا مانند جشنی برای حس های مختلف شماست، شهری که با قدم زدن موفق به کشف آن می شوید. شما می توانید به هنگام قدم زدن در گوشه ای از خیابان به موسیقی زنده رومبا گوش فرا داده، در رستوران هایی که زمانی همینگوی در آنها مشغول صرف غذا بوده، شام بخورید یا هوای
اگر ننویسم می میرم.../ یادی از کیهان نویس آران و بیدگل
بلندای بام محله می ایستاد، دو دست بر بناگوش گذاشت و صدای رسای او، در اذان بی هنگام به گوش مردم محله دهنو رسید. زن های همسایه، یازدهمین بار، وارد خانه اکبرخداداده شدند و هریک به نوعی با بازی محلی زیر لب نجوا کردند: این زنکه، خسته نمی شه. بازم بچه می خواد. ده تا مردن، بس نیس. ول کن دیگه! پسر قدسیه صدای گریه نوزاد را قدسیه شنید و در همان وانفسای درد و دردمندی با زبان بی زبانی
مرام پهلوانی، راه و رسمی که در جبهه ها اوج گرفت
سیدمحمد غرضی صحبت کرد. ایشان زمان جنگ استاندار خوزستان بود. مراسم به آخر رسیده بود که متوجه شدند شهید چمران هم آمده است. بعد ازسخنرانی ها آمدیم خانه آیت الله جمی، نماز را که خواندند از طرف سپاه آبادان ناهار آوردند. یک عده از مسئولان شهر و فرماندهان ارتش آنجا بودند. داخل اتاق ها سفره انداختند و همه نشستند و داخل خانه پراز جمعیت شد. من و چند نفرآمدیم بیرون، دیدم شاهرخ با سه چهار نفر دیگر در حیاط یک
تا 10متری تروریست ها پیش رفتیم/ آموزش سرلشکرهای سوری توسط مستشاران ایرانی
دربست دنبال شان راه بیفتیم (لبخند) خبرنگار جنگی در کشور ما با ابتدایی ترین تجهیزات به منطقه ماموریت اعزام می شود. هنوز جامعه رسانه ای ما به آن درک نرسیده که وقتی خبرنگار به منطقه جنگی می رود، باید چه تجهیزاتی داشته باشد. همراه با تعدادی از نیروهای ارتش سوریه در یکی از خانه های محله صلاح الدین در حلب که از آنجا منطقه تحت تصرف تروریست ها را زیر نظر دارند در همان ماموریت