سایر خبرها
هوش خود را از دست دادم/ دوست پسرم را زیر تختخواب پنهان کردم
: مادرم هم از کارمان سردرآورد ولی به او گفتم که او همکارم است تا اینکه همسرم عکس من را با آن مرد دید که چگونه با عشوه و ناز با او گرفته بودم. این زن ادامه داد: بعد از لو رفتن عکس ها و فاش شدن رازم تصمیم به کشتن شوهرم گرفتم. من هوش خود را از دست داده بودم و تنها می خواستم از دست شوهرم نجات پیدا کنم چون سر از کار من و دوست پسرم درآورده بود. جام نیوز
شهیدی که از سرمایه میلیاردی عبور کرد
سوریه به فیض شهادت نائل آمد. پیکر او پس از تشییعی باشکوه در مزار شهدای امام سجاد(ع) فریدونکنار به خاک سپرده شد. وصیت نامه شهید شالیکار این حقیر در سال 1364 به لطف خداوند به جبهه اعزام شده که اولین بار عنوان قایقران مشغول و به مدت 20 ماه به عنوان بسیجی خدمت کرده ام که در تاریخ 22/12/66 به عضویت سپاه پاسداران در آمده و نیت پاسدار شدنم برای یاری دین خدا بود و هست. حال پس از جنگ
هشت برداشت از زندگی سردار شهید تقوی فر؛ از اعتماد به جوانان تا استکبارستیزی
شناسایی کرده و تحت نظر داشته که مورد هدف قرار می دهند. بعد از تیراندازی در شنود دشمن شنیده می شود که می گفتند فرمانده شان را زدیم. حاج حمید فرد بسیار با حیایی بود تا جایی که به خاطر ندارم با لباس خانه تا درب منزل رفته باشند. پیش از عملیات هم به نیروها می گوید که در صورتی که من به شهادت رسیدم، پیکرم را به عقب بیاورید. همسرم در میان مردم عراق شناخته شده است تا جایی که تنها شهید
برانکو: عالیشاه و نوراللهی به وطنشان خدمت می کنند / انصاری فعلا جایی نمی رود / عملکرد اوکراینی ها مثبت ...
به هم بریزد. نمی خواهم پنهان کنم اما ما برتر هستیم و در خانه بازی می کنیم و از نقش قهرمانی مان کوتاه نمی آییم. با تمام احترامی که برای حریف قائلم هدف و خواسته مان در دیدار فردا فقط یک چیز است، برد، برد و فقط برد. برانکو در مورد میزان امادگی بازیکنانش برای دیدار فردا گفت: در تیم ما امید عالیشاه به دلیل مصدومیت حضور ندارد. به جز او دو بازیکن اوکراینی مان نیز در طول هفته مریض بودند و
مظفر بقایی در زمان مجلس خبرگان به هیج وجه با آیت کار نداشت/ فهمیدن حقایق قبل از وقتش خطرناک است!/دکتر ...
به انسان عقل بدهی، کار دستش می دهد . *چگونه از خبر شهادتش باخبر شدید؟ خانه اش نزدیک خانه ما بود. خانمش تعریف می کرد دو سه روز بود که مریض بود و از خانه بیرون نرفت. بعد یک مشت اسناد و کاغذ را جمع کرد و داخل پوشه گذاشت و صبح آن روز گفت: باید بروم مجلس . گفتم: تو مریضی، باید استراحت کنی . گفت: نه، امروز باید سرنوشت جمهوری اسلامی مشخص شود. پوشه را پشت شیشه عقب ماشین گذاشت. پیکان
دوستان حمیدمن را مورد آزار و اذیت قرار دادند
من بخواهد، در برابردریافت مقدار بسیاری پول ،من را مجبور به ازدواج با مردی 30 ساله به نام حمید که ازبستگان دورمان بود، کرد. از آن روزبه بعد بود که لذت و آرامی از زندگی ام برای همیشه رخت بر بست و جایش را به مشکلات و نآرامی های مختلف و نا پایان داد. این زن ادامه داد: پس از عروسی، فقط شش ماه را با خوشی سپری کرده و پس ازآن مدّت کوتاه، زندگی ام، شکل دیگری به خود گرفت. همسرم شروع به بدخلقی و
مصائب زن بودن در یک مکان خطرناک!
/> تراژدی اما سه سال بعد به وقوع پیوست. همسرم شش سال پیش به خاطر پرفشاری خون از دنیا رفت. همه چیز به هم ریخته بود. نمی دانستم چه کار کنم. بسیار تنها و درمانده شده بودم. از خودم فرزندی نداشتم اما از فرزندان همسر قبلی شوهرم مراقبت می کردم. در خانه همسرم زندگی می کردیم ولی پس از مرگ اقبال، از من خواستند تا آنجا را ترک کنم. به خانه پدری ام برگشتم. هنوز پیگیر کارهای خبری بودم تا اینکه سیل سهمگین
ماجرای ترحم یک شهروند هلندی به جانبازشیمیایی 70 درصد/کاش امکانات درمانی به طور یکسان در شهرستان ها وجود ...
دانشجویان خلبان، داوطلبانه به عنوان آر پی جی زن پیشمان آمدند. یکی از تانک ها به طرف ما می آمد که شهید "دوست محمدی" آن را با آر پی جی زد. به او گفتم: شما خلبان هستید، چرا به اینجا آمدید؟ گفت: لذتی که در جنگ زمینی است، در آسمان نیست. ما دیدیم که شما در محاصره دشمن هستید و به کمکتان آمدیم. او بعد از مدتی، به شهادت رسید. پیکرش را در آغوشم گرفته بودم و مدام اشک می ریختم و از خدا می خواستم که سرانجام مرا هم با او محشور گرداند.
سخنان انتقادی و صریح شهید بهشتی در باره طلاب و علوم مدرن
نصفه نسل بعد از من است. شاهد از غیب رسید! آقای دکتر احمدی رسیدند. ای کاش ایشان بودند و من عرضم را می گفتم تا شهادت می دادند. ولی در این 10، 15 سال اخیر، مسئله، مسئله ای دیگر است. امروز ما ناظر این واقعیت اجتماعی هستیم که جوان هایی با استعدادهای برجسته، با یقین به اینکه می توانند در فلان و بهمان رشته فنی پول ساز یا علمی چنین و چنان از علوم طبیعی یا ریاضی که ابزار آن هست پذیرفته شوند، به علوم
حداد گفت بدی دیدی رفتی سمت لاریجانی؟
الویری سال 62 با الویری سال 72 فرق دارد. بهزاد نبوی سال 60 که همه چیز را دولتی می خواست، با بهزاد نبوی الان فرق دارد. بنابراین ما نمی توانیم این کدها را به زمان شهید باهنر منتقل کنیم. من از روز اول که وارد مجلس شدم، گفتم من فکر می کنم اقتصاد باید دست مردم باشد. شما نمی توانید یک مصاحبه چپی از من پیدا کنید؛ برای مثال زمانی در اقتصاد من چپ بوده باشم، یا اینکه شهید باهنر چیزی به من گفته باشند یا اصلا
دست همسرم پس از شهادت برایم رو شد!+عکس
تعریف کردم. باز هم با شوخی و خنده سعی کرد تا من را از نگرانی برهاند. فردای آن روز هر چه منتظر تماسش ماندم، خبری نشد تا اینکه روز بعد عموی همسرم با من تماس گرفت و پرسید که آیا از حضور صادق در سوریه اطلاع دارم؟ پاسخ منفی دادم. آن زمان هم خبر شهادتش را به من نداد. خبر شهادت صادق را در کانال ارتش خواندم. یک لحظه احساس فلج شدن به من دست داد. دست همسرم همانجا برایم رو شد. خواهرم می
همه اختلافات کی روش و سید مهدی رحمتی
ازبکستان تکرار شد . بعد از شکست جر و بحث د یگری د ر رختکن د رمی گیرد . باز هم گفته می شود رحمتی د ر جمع بازیکنان قد یمی تیم می گوید : د یگر خسته شد ه ام. اصلا برود یک نفر د یگر را بیاورد بکند د روازه بان تیمش. خد احافظی رحمتی (91/11/1) پس از آن رحمتی د ر اقد امی نماد ین از تیم ملی موقتا خد احافظی می کند و می گوید : این یک تصمیم شخصی است. د ر د و ماه گذشته حرفی نزد م و سکوت کرد م
شهید جوانی که داوطلبانه مدافع حرم بانوی دمشق شد/ شهادت در راه دفاع از حرم بانوی نمونه عاشورایی را برای ...
خاک چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم پناه می برم به خداوند مهربان و از او می خواهم که بر من سخت نگیرد. شب اول قبر دعا برایم را فراموش نکنید رفقا و من الله التوفیق العبد الحقیر محمد حسن خلیلی (رسول) نحوه شهادت روز دوشنبه 27 آبان ماه93 (چند روز قبل از تولدش) و روز چهاردهم ماه محرم در نزدیکی حرم حضرت رقیه (س) به درجه رفیع شهادت نائل شد. قسمتی از تشییع جنازه شهید مدافع حرم رسول خلیلی کاری از:محسن برآسود
دفاع از جنگل و محیط زیست با دستان خالی
محیط زیست اندوخته مردم محسوب می شود و خوشحالم که این شغل را انتخاب کرده ام. روز اولی که قرار بود سرکار بروم مادرم پشت سرم دعا خواند و گفت: برو به سلامت پسرم از این به بعد تو باید از نعمت هایی که خدا به ما داده محافظت کنی و این مسوولیت سنگینی است، حالا مادرم از دنیا رفته ولی صدایش در ذهنم می پیچد. برخی از دوستان ما در این راه جانباز و شهید شده اند و من و دیگر همکارانم به نوعی راه آنها را ادامه می
مسعود اسکویی، صدای آشنا
گویندگی تپق می زدم همسرم سه روز با من حرف نمی زد. تلویزیون تازه راه افتاده بود و برای جوان ها خیلی جذابیت داشت. آن زمان چهار جا بود که جوان ها دل شان می خواست آنجا استخدام شوند: شرکت نفت، سازمان برنامه، وزارت امورخارجه و تلویزیون. بعد از این چهار جا هواپیمایی ملی ایران هما بود. اینجا باید خیلی در کارم دقت می کردم؛ چون رقبای زیادی داشتم و می خواستم همیشه در کارم گل کنم. شما دقت کنید! صدایی شبیه
گفتگو/نگین انگشتری حرم امام حسین(ع)مزد زحماتی بود که برای پدر جانبازم کشیدم
حرم امام حسین(ع)،اول به نیابت از طرف پیامبران،ائمه (علیهم السلام)و بعد به نیابت از طرف پدرم زیارت کردم. همیشه دوست داشتم این سفر را با پدرم بروم. دوست داشتم اول پدرم به این سفر برود، بعد قسمت من بشود که عمرشان به دنیا کفاف نداد. پدرم 85 ماه در جبهه ها سابقه خدمت داشت. جانباز شیمیایی قطع نخاع تا گردن بود و متاسفانه قدرت تکلم و حرکت نداشت اما همیشه وقتی حرم امام حسین(ع) و امام رضا(ع) را
بحران آبی ها
ابتدا جذب باشگاه شدند و در ادامه نیز بازیکنانی چون کاوه رضایی، محمدحسین کنعانی زادگان و میلاد زکی پور به استقلال پیوستند. همه چیز برای استقلال خوب پیش می رفت و منصوریان از روزهای خوب در آینده حرف می زد. روزی نبود که در تمرینات استقلال کمتر از دو هزار نفر حضور نداشته باشند و سرود قهرمانی نخوانند. همه به امید سال خوب و پر از موفقیت با علیرضا منصوریان بودند، اما شاید بدبین ترین هوادار استقلال هم تصور نمی
یادنامه سال ها مقاومت و ایثار
شیرین، خیرخواه و دست و دل باز و سرشناسی بود. به فقرا کمک می کرد. طبق دلنوشته هایش از 15 سالگی در همه کارهایی که انجام می داد دنبال شهادت بود. دفعه سومی بود که به سوریه می رفت. دفعه اول، دو سال پیش بود که 45 روزه رفته بود. دفعه دوم مدت کمتری در سوریه بود و دفعه سوم بعد از 45 روز شهید شد. در این پیوند روزنامه جوان در گفت وگویی با برادر شهید عباس آسمیه با عنوان شهیدی که نیمی از درآمدش را
پیامبر در عالم رؤیا مژده بهشت را به ابوذر داده بود
بود پیامبراعظم(ص) باغی بهشتی را به او نشان می دهد و شرابی بهشتی به ایشان می خوراند. رسول گرامی اسلام در عالم رؤیا به ابوذر بشارت داده بود که این باغ متعلق به تو است. بعد از بازگشت از عراق، ابوذر خودش را در میان اعزامی ها جا داد. می توانم بگویم به او الهام شده بود بالاخره عازم می شود و عاقبت هم 24 بهمن ماه 1394 به سوریه رفت و 13 فروردین ماه 95 در خان طومان به شهادت رسید. در صحبت های تان
حواستان به سارق هوشمند باشد/ با ورود به عصر جدید اصول و قواعد زندگی را فرا گیریم
همراه بود، پیش دانشگاهی بود که با اصرار فراوان از من خواست تا برایش گوشی تلفن همراه اندروید بخرم و گفت همه دوستانش از این گوشی ها دارند و در گروه ها و شبکه های اجتماعی با هم درس هایشان را مرور می کنند من هم فریب او را خوردم. بعد از خرید گوشی زندگی کامران از این رو به آن رو شد و دیگر آن پسر زرنگ و باهوش قبلی نبود . نه در کار خانه به من کمک می کرد، نه با کسی حرف می زد و نه حتی درس هایش را می خواند
سفارش شهدا اطاعت محض از ولایت و رهبری است/ با طاغوت نمی شود دست داد و آشتی کرد
برای تفحص در سیره و سبک زندگی شهداست، عکس شهدای ما باید در معرض دید فرزندان و کودکان باشند، باید در ابتدای کوچه بر درب منازل و بر درب اتاق فرزندان این عکس شهدا قرار گیرد تا الگوی زندگی برای فرزندان و نسل آینده باشد. پورمحمدی ادامه داد: شهید چمران ورزش کار بود و سال ها خارج از کشور در معتبرترین دانشگاه دو مدرک دکترا در رشته فیزیک گرفته، در قبل جنگ با خانواده های مذهبی معاشرت داشت، بعد در
شوهر ایرانی زن زیبای روس از ارتباط مخفیانه همسرش آگاه شد!
برقرار کرده است. کاوه از دوستان من بود و به خانه ام رفت وآمد داشت و رابطه کاری با هم داشتیم، هرچند کاوه هم خیلی جوان نبود و 20 سال از همسرم بزرگتر بود؛ اما رزا او را به من ترجیح داد. بر سر این موضوع درگیری مفصلی با هم داشتیم. به رزا گفتم باید به ایران برگردیم و دیگر نمی توانیم در آنجا زندگی کنیم. وقتی همه چیز روشن شد و رزا چیزی برای پنهان کردن نداشت، به من گفت برنمی گردد. گفت عاشق کاوه شده
تحمل گرما در تابستان سخت تر از سرمای زمستان بود
محیط اردوگاه برایم غیر قابل تحمل شده بود. کلافه بودم. از همه سخت تر اینکه باید تظاهر می کردم که حالم خوب است. شبی خواب دیدم با خانواده دور هم جمع هستیم و منافقین نارنجکی به طرف مان پرت می کنند. نارنجک بعد از خوردن به دیوار به طرف خودشان برمی گردد. از خواب که بیدار شدم، تمام بدنم می لرزید. خدا را شکر کردم و خواب را این طور تعبیر کردم که هر اتفاقی که افتاده، به خودشان برگشته. ولی باز نگران علی بودم
آنچه در برنامه نود گذشت +عکس و فیلم
نبود و مثل فیلم بود . – خداداد عزیزی را خیلی دوست دارم . – مسی را به رونالدو ترجیح می دهم ولی بازیکن محبوبم در تمام ادوار زیدان است چون در قهرمانی فرانسه یک تنه ایفای نقش کرد و در جام بعد که فرانسه او را نداشت از گروهش بالا نرفت . – زیدان با زدن سر به ماتاراتزی دنبال پایانی بود که در یادها بماند و جاودانگی داشته باشد؛ احتمالا طرف مقابلش حرفی زد که نمی توانست آن را بپذیرد .
ابوحامد باهوش و شجاع بود و مدیریت خوبی در عملیات ها داشت
کنند. ماه های اول دوستانی که با ایشان بودند، همسرم را عمو حامد صدا می کردند. به مرور زمان در کشورهای عربی عمو حامد به ابوحامد تغییر کرد. می گفت هر طور راحتند صدا کنند. بعد از شهادت هم ما پسرمان را حامد صدا می کنیم. نحوه تصمیم گیری ایشان برای رفتن به سوریه بعد از اتمام جنگ در افغانستان و شکست طالبان، وقتی علیرضا به ایران بازگشت می گفت بعد از این من آنجا وظیفه ای ندارم، بعد از
می گفت شور و اراده جوانان آینده کشور را تضمین کرده است
تیراندازی شنیدیم. فاجعه 17 شهریور در واقع رویدادی بود که سقوط رژیم شاه را تسریع کرد. شهید مفتح چه زمانی از زندان آزاد شدند؟ دو ماه بعد و زمانی که شریف امامی دولت آشتی ملی را اعلام کرد. از روزهای منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی، از جمله حضور حضرت امام در فرانسه چه خاطراتی دارید؟ شهید مطهری از دیدار با امام در پاریس برگشته بودند و شهید مفتح خواستند به ملاقات
جمشید مشایخی از بازیگرانی گفت که همسر دوم می گیرند با 50 سال اختلاف سنی!
بازیگر مشهور سنمای ایران گفت: من نمی دانم هدف اینها از انتشار این اخبار در فضای مجازی است اما یک بار گفتم اگر خوشحال هستید که ما بمیریم بگویید تا بمیریم. مشایخی در پاسخ به این سوال که چرا به خارج از کشور برای بازیگری نرفته اید؟ خاطرنشان کرد: مملکتم ایران را دوست دارم و با مردم کشور عشق و حال می کنم. بهترین نقش همسرم، کمال الملک بود همسر این بازیگر سینمای ایران در
شیراز فردا دو میهمان دارد
به گزارش بولتن نیوز، بازهم خبر شهادت و آمدن یک شهید، چشمم روی نام و تصویر این جوان شهید قفل کرد، با خود گفتم چقدر آشناست این نام، این چهره و در میان ازدحام حرف ها و عکس ها، او را یافتم. هم رزمی از شهدای مدافع حرم، همانکه وقت تشییع شهید محمدنبی محمدی، عکس دونفره شان را خیلی ها دیده بودند. آن روز همه دیدند که علی، در مراسم تشییع پیکر همرزم شهیدش، محمدنبی، سنگ تمام گذاشت و حواسش به همه
گفت وگویی صمیمی با پزشک متخصصی که خادم زایران اربعین شد
شرافت خادمی زایران اربعین برای ما بس است می گوید: اربعین حسینی یکی از معجزات امام حسین(ع) است. تمرینی است از حکومت آخرالزمانی امام زمان (عج) . بعد با تأکید، در ادامه حرف هایش می گوید: برای همه جالب است که در این راهپیمایی این اندازه کمک به همنوع و نوعدوستی وجود دارد. همه کنار هم در موکب می خوابند و هرکسی هر کاری که از دستش بربیاید برای دیگران انجام می دهد. همه اینها به برکت امام
روایت حمله تروریستی ناموفق به آیت الله سید رضی شیرازی
سرویس اندیشه جوان ایرانی به نقل از تبیان؛ بخش تاریخ: آیت الله سید رضی شیرازی گفت: در نزدیکی منزل دیدم که جوانکی پیدا شد و هفت تیری را از جیبش در آورد و با خونسردی تمام شروع به شلیک کرد. اولین تیر به دستم خورد. دومی را می خواست به سرم بزند که از میان عمامه ام رد شد و به سرم نخورد. بخش تاریخ و تمدن جوان ایرانی سوءقصد به آیت الله سید رضی حسینی شیرازی از عالمان مبارز