سایر منابع:
سایر خبرها
جیب های پر، سرنوشتم را تغییر داد! + تصاویر
پایگاه اطلاع رسانی آزادگان ایران : گفت وگویی با سید مرتضی موسوی به شهادت مظلومانه غواصان لشکر 14 امام حسین (ع) در ام الرصاص و نفوذ نیروهای عراقی به داخل جزیره اشاره شد. مجروح که شدم، چشمانم بسته شد. دیگر نمی توانستم حرکت کنم. اولین کسی که بالای سرم حاضر شد، محمود بیدرام بود. فریاد زد: بچه ها! سید شهید شد. خم شد و محکم بوسه ای بر پیشانی من زد. سپس با ناراحتی بلند شد. همتیار
ماجرای حضور ناگهانی فرمانده در جزیره ام الرصاص
، در ادامه بخش نخست این گفت وگو را می خوانید: حکایت تیر خودی از دهان خارج شد/ جلوه زیبایی ام الرصاص در عملیات کربلای 4 از زمانی که هواپیماهای عراقی شروع به منور ریختن در آسمان منطقه عملیاتی والفجر 4 کردند، در بین همه بچه ها زمزمه شده بود که نکند عملیات لو رفته باشد؟! این گمان؛ آرام آرام به یقین تبدیل شد. با شروع عملیات، آتش سنگین دشمن و مکالمات بی سیم های گردان ها به لشکر امام
رزمنده ای که کمپرسی ها را با تهدید نارنجک آورد
نوبت پروازشان بودند. آقای پورجمشید که در آن زمان مسئول تبلیغات لشگر عاشورا بود، شب حمله مسئولیت اسکله و نقطه رهایی قایق ها را داشت. همه جا آتش و انفجار بود. زمان به سختی می گذشت. در همان حال بچه های داخل قایق و کانال برای پیروزی غواصان دعای توسل می خواندند. برادری از برادر دیگرش تقاضای شفاعت می کرد. خدایا این بندگان را چگونه آفریدی؟ تصمیم فرماندهان ابلاغ شد: نیروها را عقب
حکایتی از عملیات کربلای چهار/ مظلومیتی تداعی کننده مظلومیت عاشورا
امشب عاشورای امام حسین است؛ ما داریم امتحان می شویم، آمده ایم که به تکلیف خودمان عمل کنیم. بچه ها امشب هوا خیلی سرده، عملیات سخت و نفس گیره، موقعیت خاص شلمچه، بچه ها شاید یک نفر هم برنگردیم." خود گواهی بر این سخن است. چهار منطقه شلمچه، ابوالخصیب، مقابل ام الرصاص و جزیره مینو – به این دلیل که به لحاظ مانور، آتش، عقبه و پشتیبانی به هم وابسته اند – برای انجام این عملیات بزرگ انتخاب می شوند
خاطرات اسارت/ روزهای پاییزی(وضعیت سفید)
پایگاه اطلاع رسانی آزادگان ایران : حسین جلوی در آسایشگاه دراز کشیده بود و نگهبانی می داد. وسیله دیده بانی اش یک چوب دراز بود که تکه ای آینه به سر آن بسته بودیم. آینه را از زیر در رد کرده بود و همه ی حواسش به بیرون بود که نکند عراقی ها سر برسند. ورزش که تمام شد بچه ها بی سروصدا پراکنده شدند. میثم، عرق از هفت بندش راه افتاده بود. نفس زنان آمد و کنار علی اصغر نشست. علی اصغر س
ماجرای شهادت بیسیم چی گردان غواصان لشکر امام حسین(ع) به روایت فرمانده!
تو نیست! به هرصورت قبول کردم. عملیات آغاز شد تا به تنگه پرماجرای ام الرصاص رسیدیم. از زمین و آسمان گلوله می بارید و از چند جهت آتش عراقی ها روی سرمان می ریخت اما بچه ها با شجاعت و صلابت و اقتدار دفاع می کردند. زمان زیادی از شروع عملیات نگذشته بود که متوجه شدم، سیم گوشی بیسیم که دستم بود، به جایی گیر کرده است. برگشتم رو به آقای فاتحی. به او گفتم: حسن چرا نمیایی؟ گفت: اوستا من تیر خوردم
گلایه مادر سردار شهید علی شفیعی از اسراف و بد حجابی جامعه امروز/نانی که خدا فرستاد
گاهی اوقات حاشیه می رود. بچه ها هم با سوالات حرفه ای و زیرکی خودشان بالاخره مادر بزرگ را وادار می کنند که از علی چیزی بگوید. کمی مکث می کند و می گوید درست یادم هست که یکبار در خانه نان نداشتیم و من به علی گفتم مادر بروم دم خانه همسایه ازشان نان قرض کنم که علی عصبانی می شود و می گوید مادر مبادا این کار را بکنید آبرویمان می رود ، طوری نمی شود امروز را گرسنه می مانیم. روز بعد
بازگویی دو خاطره شنیدنی بازمانده اسدآبادی از عملیات کربلای 4 و 5
سرعت برگشتند ؛ بعد از 10 دقیقه یک شناور بزرگ با ادوات رفت انهم زود برگشت معلوم بود که هنوز خط شکسته نشده که اینا به این سرعت برمی گردند ؛ توی همین گیرودار یک صدای وحشتناکی بلند شد و تمام قایق ها بالا و پایین شدند . هواپیمای عراق گردان بغل دستی ما 151 ملایر را بمباران کرد، ساعت از10شب هم گذشت و ما همچنان داخل قایق ها منتظر. اینکه دیدم شهید علی چیت ساز با صدای بلند گفت بچه ها انتقام خون بچه
عملیات کربلای 4 آغاز و پایانی با آتش سنگین توپخانه های دشمن/ بازخوانی نقش لشکر ویژه عملیاتی 25 کربلا در ...
به گزارش بلاغ به نقل از سفیر هراز ، در مرور خاطرات سال های دفاع مقدس، سوم دی ماه 1365 یادآور خاطرات شهادت مظلومانه بهترین فرزندان این مرز و بوم در عملیات کربلای چهار است. عملیات کربلای چهار را بچه های آن دوران خوب به یاد دارند، عملیاتی که چند ساعت قبل از آغازش با آتیش سنگین آتش بارهای توپخانه دشمن بعثی همراه بود. آتش توپ ها و کاتیوشای دشمن در غروب آن روز به اوج خود رسیده بود تا آنجا که
دفن پاره های پیکر فرزند توسط مادر
با تعجب خندید و گفت: از این بچه بعید است از این تصمیم ها بگیرد! تهمینه خانم با حسرت سری تکان داد: می دانم! توی راه علیرضا به صورت درهم و نگران مادر که نگاه می کرد، آشوب دلش بیشتر می شد: مامان شما برو خانه، من اگر پیدایش کردم، خبرت می کنم. تهمینه خانم در میانه راه ماند و چشم دوخت به دور شدن علیرضا. توی محوطه مقابل ساختمان راه آهن رزمنده هایی که برای حرکت آماده شده بودند، چشم علیرضا به
شور و اشتیاق دوران دفاع مقدس را هنوز دارم/حفظ نظام از نان شب واجب تر است
های پشت خاک ریز برایمان بگویید؟ من و دوستانم در اردوگاه در منطقه جنگی جنوب با هم برای پیدا کردن قارچ به اطراف می رفتیم و بعضی وقت ها با هم بازی می کردیم و برای شوخی کوله پشتی های خود را به یک طناب آویزان می کردیم و هر کدام از بچه ها می آمدند طناب آزاد می کردیم. یک بار به سر شهید فرشچی خورد و بار دیگر به سر شهید قاسم زاده می خورد و به شوخی داد و فریاد می کردند. یک شوخی دیگه که داخل جبهه
بخش های خواندنی کتاب آن روز سه نیم بعد از ظهر
شدند. مسیر چند کیلومتری دریاچه ماهی را سوار بر قایق و با سرعت هر چه تمام تر طی کردیم و به مقر اصلی گردان رسیدیم تا از آنچا با ماشین به عقب منتقل شویم. در آن محل تعدادی سنگر روباز به شکل گودال داخل زمین حفر شده بود. با دستور فرمانده گردان وارد گودال ها شدیم تا منتظر رسیدن ماشین ها بمانیم. هر گودال گنجایش 7، 8 نفر را داشت. پتوی بزرگی آوردیم و روی پاهایمان انداختیم. هوا خیلی سرد بود. یکی از بچه
اسنادی که واقعیت های عملیات کربلای 4 را آشکار می کنند
جانشین گروهان ها را به منطقه عملیاتی بردیم و از ساختمان بلند و چندطبقه ای در کنج رودخانه کارون و مقابل جزیره ام الرصاص حد عملیاتی گردان حضرت ابوالفضل مشخص شد. شاخص ما در خشکی، پشت خط دشمن یعنی منطقه الحاق گردان ما با گردان های مجاور امام زاده ای به نام امام زاده عبدالله بود. امام زاده دو کیلومتر عقب تر از خط اول دشمن قرار داشت...هربار که از دیدگاه به منطقه نگاه می کردیم، تحرکات جدید دشمن بیش از قبل
وقتی آجر و آب جوش از پشت بام ها بر سر بسیجیان یزدی می بارید!
به گزارش میبد خبر ، فتنه سال 88 یک نقطه عطف در نبرد نرم دشمن علیه ملت ما بود. طی 8 ماه آشوب و اغتشاش، حوادثی به وجود آمد که صدها کتاب در مورد آن در داخل و خارج کشور نوشته شده است. هزاران گزارش صوتی و تصویری در رسانه های غربی و فضای مجازی وجود دارد تا از نزدیک ماهیت این حادثه مورد بررسی و مداقه قرار گیرد. اسناد مشهود این توطئه به قدری گویاست که نیازی به اسناد غیرمشهود برای اثبات ادعاها
استوار، مقتدر و پر ابهت همچون دماوند!
بود!؟ دیدم دوباره این صحنه تکرار شد. دو سه بار که دیدم، فهمیدم خود امام است. بعدها فهمیدم که امام روزانه دو بار برنامه ورزشی برای خودش داشته و پیاده روی می کرده. امام که به خاطر شرایط امنیتی نمیتوانست بیرون برود، فقط داخل حیاط میتوانست پیاده روی کند. من خیلی ذوق کرده بودم که امام را از نزدیک دیده ام. فردا ساعت 7 صبح شیفت داشتم. بازهم حیاط را مد نظر گرفتم که دیدم باز هم امام ساعت 7 و نیم
وضع مالی اش خوب بود اما خدا را می خواست
تو سر بزنیم و من تعجب کردم که صبح زود آمده بودند. با تعجب نگاه کردم و گفتم حتما حاجی چیزی شده و بعد دیدم که اینها گریه می کنند.گریه ام گرفت و گفتم تاج سرم رفت.او تاج سرم بود.نزدیک 10 دقیقه گریه کردم و بعد به خودم آمدم و گفتم برای چه گریه می کنم. او شهید شده است و با خودم گفتم شهادت را به تو تبریک می گویم.کم کم دیدم امام جمعه شهر و مسئولان دارند داخل خانه می شوند. همانجا ایستادم و به همه گفتم شهادت
200کارت عروسی مان باطل شد / داستان زنان بازمانده از زلزله
. دم دمای صبح احساس کردم که پدرم اومده، بلند که شدم دیدم همه دیوارا ریخته. امیرعلی، داداش کوچیکم داشت گریه می کرد، شیرخوار بود، داداش (نیم فاصله) محمدحسینم درد داشت، سنگ خورده بود سرش، آبجی کوچیکه هم داشت داد می زد. مامانم تکون نمی خورد. روش چیزی نبود. پتو برداشتم و پوشوندمش. امیرعلی رو بلند کردم و نرگس رو سپردم به داداشم و از اتاق اومدیم بیرون. داداشم گفت مادربزرگ سرش از تنش جدا شده. مادرم هم درجا
گزارش کامل برنامه نود با حواشی استقلالی!
؛ دایی به من گفت هرچه تماشاگران فحاشی می کنند برای نیمکت نشینان استقلال که به او گفتم علی جان چرا این حرف ها را می زنی؟؛ در شرح وظایف و انضباط کاری دچار مشکل شدیم؛ روی یک بی انضباطی بازی برده را واگذار کردیم و برخی مواقع شاید سرمربی در این مسابقه تاثیر چندانی در نتیجه نداشته باشد و بچه ها باید در این زمان ها داخل زمین را اداره کنند. علی دایی: کمیته انضباطی موجب این اتفاقات می افتد؛ موقعی که
بهترین بازیکن ارمنی فوتبال ایران انتخاب شد/ مواضع صریح منصوریان درباره رحمتی
من گفت هرچه تماشاگران فحاشی می کنند برای نیمکت نشینان استقلال که به او گفتم علی جان چرا این حرف ها را می زنی؟؛ در شرح وظایف و انضباط کاری دچار مشکل شدیم؛ روی یک بی انضباطی بازی برده را واگذار کردیم و برخی مواقع شاید سرمربی در این مسابقه تاثیر چندانی در نتیجه نداشته باشد و بچه ها باید در این زمان ها داخل زمین را اداره کنند. علی دایی: کمیته انضباطی موجب این اتفاقات می افتد؛ موقعی که محمد
بهبودیافتگان الکل از خاطرات روزهای اعتیاد می گویند/ زندگی روی مدار 96 درجه
بود که آنقدر عاجز می شدم که باید بعد از الکل، شیشه یا مورفین هم می کشیدم. الان 6 ماه و 22 روز و 7 ساعته که پاکم... مرد مسن تر که هنوز قوز دوران مصرف را با خود یدک می کشد، حاضر به هیچ صحبتی نیست. فقط برای اینکه مرا دست خالی بیرون نفرستاده باشد می گوید اینی که می بینی، 30 سال عرق خورده و حشیش کشیده. اتاق پذیرش مرکز شلوغ شده. بیماران اعصاب و روان و مصرف کننده محرک ها منتظر روانپزشک نشسته
راز نماز در نهج البلاغه
تا آن حد که معمول می داشت، اهمیت ندهد مگر او به تمام معنی مقلد پیغمبر خاتم نبود مگر نه اینست که در نهج البلاغه و در کردارش همه جا پیغمبر (ص) را اسوه و مقتدای خویش قرار می دهد، و حاضر نیست سرموئی از گفتار و کردار پیغمبر (ص) تخطی کند آری مولود کعبه و خانه زاد خدا و اولین نمازگزار اسلام و قهرمانی که در میدان جنگ و حساسترین لحظات زندگی، نماز را بر هر کار دیگری ترجیح می دهد و حاضر نیست لحظه اول وقت آن
اصلاح طلبان علیه تحریم
ای را خطاب به باراک اوباما نوشته و خواستار آن شدند که تحریم های علیه ایران لغو شود. این نامه در مرداد سال 92 نوشته و منتشر شد، یعنی چند روز بعد از آنکه حسن روحانی کلید دولت یازدهم را در دست گرفته بود؛ اما هم زمان با انتخاب روحانی، اعضای سنای آمریکا خواستار تشدید تحریم های نفتی ایران شده بودند و نگارش نامه در همان اثنا صورت گرفت تا نهایتا بر تصمیم اوباما برای امضا یا وتوی مصوبه کنگره اثرگذار باشد
نامه 30 ایرانی خارج نشین به ترامپ و کمک به دلواپسان داخلی؟!
را خطاب به باراک اوباما نوشته و خواستار آن شدند که تحریم های علیه ایران لغو شود. این نامه در مرداد سال 92 نوشته و منتشر شد، یعنی چند روز بعد از آنکه حسن روحانی کلید دولت یازدهم را در دست گرفته بود؛ اما هم زمان با انتخاب روحانی، اعضای سنای آمریکا خواستار تشدید تحریم های نفتی ایران شده بودند و نگارش نامه در همان اثنا صورت گرفت تا نهایتا بر تصمیم اوباما برای امضا یا وتوی مصوبه کنگره اثرگذار باشد.
نگاهی خاص و متفاوت به فیلم فروشنده
ساکنانش در حال فرارند. شیشه های آپارتمان عماد و رعنا به شکل ترسناکی در حال شکستن هستند که نمادی است از شکست در رابطه آتی آن ها. علاوه بر این، شیشه نشانه شفافیت و یکرنگی است و شکستن آن، نشان دهنده از بین رفتن این یکرنگی در آینده. هنگام پایین آمدن آن ها، صحنه با حرکات تند دوربین روی دست گرفته شده است؛ نمایی طولانی که حس اضطراب را مضاعف می کند، که همه این ها پیش درآمدی هستند بر اتفاقی بد؛ اتفاقی جدا
یک انجمنی عجیب با اعضایی عجیب تر!
می کردم. حتی وقتی سیر بودم باز میل به خوردن داشتم. شاید یک فرد عادی 100گرم اولویه را بخورد فورا دلش را بزند و بعداز آن تنواند چیزی بخورد اما من تنها نیم ساعت بعد از خوردن یک کیلو اولویه به گونه ای گرسنه می شدم که گویی سه روز است چیزی نخورده ام....یک روز نشسته بودم و جلوم نزدیک 10-15 تا نون باگت بود. یکی یکی باگت ها رو می خوردم و هیچ حس سیری نداشتم. بیش از 10 باگت خورده بودم که حس کردم داخل دهانم
از دوچرخه و موتور سیکلتی که نصیب مددجویان شد تا گریه 120 بشاگردی که کربلایی شدند
/> آیت الله بوشهری نکته دیگری هم به فتاح می گوید و از او می خواهد تا حسن خلق و رفتار پسندیده را در میان همکاران خود بیشتر تقویت کند که این موضوع از جانب فتاح مورد تأکید قرار گرفته شده و می گوید که از چندی قبل در این باره تذکراتی داده است. پس از آنکه فتاح توضیحات خود را ارائه کرد و آیت الله حسینی بوشهری هم تذکراتی به مهندس داد نوبت به اقامه نماز جماعت ظهر و عصر شد آن هم در محضر آیت
خشونت روانی رایج ترین خشونت علیه مردان/ رواج افکار فمینیستی خشونت علیه مردان را افزایش داده است
نداشتم. رضا که یکی از اقوام ما بود. حسن را به من معرفی کرد و ما با هم ازدواج کردیم، اما پس از ازدواج فهمیدم حسن مرد بداخلاقی است و مرا کتک می زد. چند بار از این وضعیت به رضا گله کردم. روز حادثه رضا از شمال به خانه ما آمد و با حسن به طبقه پایین رفتند. وقتی رفتم آن ها را برای شام صدا کنم، دیدم رضا شوهرم را کشته است، اما رضا در دادگاه اتهام قتل را رد کرد و گفت من زمان حادثه در تهران نبودم و مهری دروغ می
دوره مطبوعات کاغذی رو به پایان است/ گزارشی از بازدید از روزنامه های لوموند، لزکو و مدرسه روزنامه نگاری ...
همیشه زشتند و آدم را وارد بی ریخت ترین راهروهای بی مصرف ساختمان می کنند. هال تزیین شده با چند صفحه یک شماره های مهم روزنامه و آثاری از هنرمندان. انگار لوموند از آنجا شروع شده، لوموندِ محبوب. صفحه یک قاب شده روی دیوار ورودی طبقه همکف، همان هال اصلی، به تاریخِ روز مرگ استالین است. تیتر خورده مارشال استالین مُرد ؛ کوتاه و مفید. عصر است و روزنامه های عصر، روی دکه اند و اثر زیادی از همهمه خبرنگاران
نوشتاری از زنده یاد کدخدا داوود عزیزپور درباره ی تیره ها و زیرتیره های طایفه جوکی (جودکی)
...: آنچه در زیر می آید مطلبی است که پنج شش سال پیش به درخواست این جانب (محمدبساطی) توسط زنده یاد کدخدا داوود عزیزپور -که خود از بزرگان و مردان اثرگذار ایل جودکی به شمار می آید- نگارش شد و در آن روایت تازه ای از موضوع مورد بحث بازگو گردید و همان زمان در تارنمای(وبلاگ)بلوطستان منتشر گردید، متاسفانه [...] اشاره: آنچه در زیر می آید مطلبی است که پنج شش سال پیش به درخواست این جانب (محمدبساطی) توسط زنده یاد کدخدا داوود عزیزپور -که خود از بزرگان و مردان اثرگذار ایل جودکی به شمار می آید- نگارش شد و در آن روایت تازه ای از موضوع مورد بحث بازگو گردید و همان زمان در تارنمای(وبلاگ)بلوطستان منتشر گردید، متاسفانه بتازگی متوجه شدم، شخص مجهول الهویه، مطلب را بی کم و کاست در وبلاگش منتشر کرده و تنها زحمتی که کشیده نام خود را جایگزین اسم مرحوم کدخدا کرده، و برخی هم که از ماجرا خبر ندارند وقتی مبادرت به بازنشر مطلب می کنند منبع را وبلاگ سارق مجهول الهویه ذکر می کنند، از این رو و بخاطر استفاده ی بیشتر مخاطبان نشریه صلاح در آن دیدیم آن را بازنشر نمائیم. بالاگریوه یکی از شش طایفه لر در جنوب غربی لرستان است که در تقسیمات میان طایفه ای به چهار تیره معروف و مشهور می باشد-یک:میرودریکوند-دو: پاپی-سه: قلاوند-چهار: جودکی . میر خانواده ی بزرگی است و احتیاج به معرفی ندارد از بازماندگان شووردی خان اتابک لرستان اند اما هر کجا اسم دریکوند گفته می شود میر در راس قرار دارد و می گویند میردریکوند پس معلوم است که اتابکان و والییان لرستان از بالاگریوه بوده.به همین منظور معمرین و ریش سفیدان می گویند بالاگریوه یعنی صدر نشین،بالا نشین،بالا گروه ها و برجسته تر چون به گواه تاریخ در تمام مراحل و در گیری ها و نزاع های عشایری چه با دولت مرکزی چه طایفه ای و عشایری مشکل ها به دست روسای طایفه ی با لاگریوه حل شده است.آشکار و عیان است چه اتابکان قبل از شووردی خان و چه بعد از او همه بالا گریوه ای اصل بوده اند که رفتار نیک و درستشان مایه مباهات و افتخار برای با لا گریوه است به تنهایی و بدون کمک دولت مرکزی از مرزها وآب وخاک ایران دفاع کرده اند بالا گریوه اگر به خود میبالد ازآن جهت است که از ایران و آب و خاکش دفاع کرده است از شرفش و حیثیتش نه از آن که چند آبادی را غارت کرده وچند نفر را کشته و چند بچه را یتیم کرده یا چند آبادی را از هستی ساقط کرده است و اسم بالاگریوه برازنده این مردم است کدخدا داوود در روزگار جوانی ایرانی اصیل لر است و خالص ترین ایرانی با لاگریوه . جودکی گوهری است در نگین بالا گریوه ، در زمان اردو کشی نادر شاه افشار به خوزستان در منطقه بالاگریوه به شاه اطلاع می دهند که رئیس لرها نه به استقبال شما آمده و نه اعتنا کرده تحفه و پیش کشی تقدیم شاه کند فورا شاه دستور می دهد بروید و رئیس لرها را بیاورید سواران به نزد مظفر بیک رئیس لرهای بالاگریوه میروند و پیغام نادر شاه را به او می دهند او هم در جواب می گویید من با نادرهیچ کاری ندارم چنانچه با من کاری دارد خودش بیاید سواران که برای دستگیری خان لر آمده اند دست خالی بر میگردند و جریان را به عرض شاه می رسانند شاه ناراحت می شود و سواران زیادی برای دستگیری خان لر میفرستد این دفعه نیز سواران نادر شکست خورده بر میگردند بعد از چندین بار زد خورد نادر دستور حمله نظامی همه جانبه میدهد نیروهای نادر هر چه می کنند نمی توانند قلعه خان لر که دژ بسیار محکمی است و در منگره نزدیکی های کیالان و پل زال امروزی است را تسخیر کنند چند روزی با چند حمله پیاپی نادر کاری از پیش نمی برد و چون جنگی مهم تر از جنگ با خان لر در پیش دارد با مشورت سرداران سپاه خود از در صلح وارد و نامه ای به مظفر بیک نوشته و تقاضا می کنند اگر نزد من بیایی ترا می بخشم و اردویم را از اطراف قلعه تو می برم خان لر هم فرصت را مغتنم می شمارد و بلا فاصله با چند نفر از ملازمان و نزدیکان نزد نادر میرود.نادر هم همانطور که قول داده بود با عزت تمام او را می پذیرد و خلعت می دهد پیمان صلح و دوستی می بندد موقع حرکت در آن ناحیه نادر پیشنهاد می دهد اگر صلاح بدانی من ترا سرکرده سپاه خود میکنم ،چون این شهامت و دلیری تو در مقابل لشگر من قابل تحسین است هم از نیروی من نترسیدی و هم مردانه به قول من اطمینان کردی و با چند نفر بدون سلاح پیش من آمدی،تو سردار لایقی هستی .خان لر هم میگویید من تا آخر عمر کمرخدمت به تو را بسته و در رکابت هستم فقط چند روز به من مهلت بده تا کارهایم را کمی روبه راه کرده فورا خودم را به شما ملحق می کنم لشگر نادر حرکت کرد و رفت مظفر بیک در منطقه خوزستان با چند هزار سوار به خدمت نادر رسید و خود را آماده هر گونه جانفشانی نمود و نادر همان طور که قول داده بود خان لر را سر کرده قسمت مهمی از سپاه خود کرد پس از آن فتح و لشگر کشی خان لر مرخص شد اما موقع ضرورت فورا خود را به سپاه نادر ملحق مینمود. لران بالاگریوه مردمانی مهربان،سوارکار،باسخاوت،مهمان نواز،بانشاط،باصداقت،راستگو و درستکار،دلیر و با شجاعت هستند. تصویری دیگر از کدخدا داوود سران عشایر لر بختیاری نجات دهنده ایران از دست شاهان بی لیاقت و بی کفایت قاجار که نزدیک به آخرین آنها محمد علی شاه بدست سران ایل بختیاری وسوارانشان و با همکاری و همیاری سپهدار تنکابنی این سران و سواران بختیاری بودند که محمد علی شاه را تحت فشار قرار دادند و شاه هم از ترس نیروی بختیاری به سفارت انگلیس پناهنده شد وآنها پسر خردسالش احمدشاه را به شاهی ایران انتخاب و محمد علیشاه را از سلطنت خلع کردند سران و سواران لر بختیاری در پایتخت ماندند تا آرامش کامل را در پایتخت بر قرار نمودند و برگشتند این دلیران اصالتشان لر بالاگریوه هست حسین قلی خان ایلخانی، محمد تقی خان ایل بیگی،حسین قلیخان سردار اسعد فرزندان حیدر کور هستند که اصل و بنیاد و ریشه این شخصیت های بزرگ از تبار بالاگریوه اند.علی مردان خان بختیاری به تنهایی بدون کمک دولت مرکزی با محمود افغان که ادعای تاج و تخت ایران را داشت جنگید و محمود افغان را با آن همه ید بیضا از اصفهان بیرون راند فرزندان بالاگریوه همیشه جان بر کف در راه وطن بوده و هستند هر کدام از شاهان وقتی احساس خطر می کردند به عناوین مختلف لر و لرستان را از نظر جغرافیایی و جمعیت کم می کردند به نام های گوناگون لرستان را کوچک و کوچکتر می کردند اما لرستان همان است که هست چون زبان ، آداب و رسوم ، نشست و برخاست ، پیوند و پیوستگی لرستانیان را حفظ کرده و لرها بزرگان اول ؛دوم و سوم خود را می شناسند چه جور میشود آن را کوچک کرد این تلاش حاکمان گذشته برای کوچک کردن لرستان تلاشی ناموجه، بیهوده و برای آحاد مردم لرستان مشخص و معلوم بود. چرا حاکمان وقت و گذشته قبل از انقلاب اینقدر لرستان را از نظر جغرافیایی کوچک می کردند جغرافیا ممکن است عوض شود اما مردم که عوض نمی شوند ریشه ، نژاد ، زبان ژن و خونشان که عوض شدنی نیست.لر هم برگی است از پیکره تنومند و پربار ایران که سایه اش بر بالای سر قسمتی از دنیای گذشته بوده وهست. اسکندر مقدونی وقتی میخواست وارد تخت جمشید شود می بایست از داخل لرستان و از میان لرها عبور کند اما جاسوسانش به او خبر دادند مردمانی دلیر،شجاع و نترس سر راه ما قرار دارد که نمیتوانیم از داخل آنها عبور کنیم پس از مدتی معطلی و مشورت با فرمانده هان و بلدها که در لشکرگاه او بود قرار بر این گذاشته شد که راه خود را کج کرده با طی مسافت خیلی دورتر و کیلومترها فاصله با منطقه لرنشین به تخت جمشید وارد و پایتخت ایران را آتش زدند این گوشه کوچکی از شهامت،رشادت و مردانگی لر بود . از سلاطین های جبار گذشته فقط تیمور لنگ توانست به صورت عبوری از داخل لرستان رد شود دیگرکسی نمی توانسته به عنوان جنگ یا دشمنی وارد خاک لر و لرستان شود اگر پرنده بوده در آسمان لرستان پر و بالش سوخته و کباب شده به زمین افتاده است. لر سرشار از دوستی،صداقت ،پاکی،راستگوی و بی غل وغش از دشمنی نه پاینده جان بوده و نه عیال و مال. همه چیزش را فدای دشمنی کرده تا دشمن را با ذلت به زانو در آورد و نابود کند اگر به لر بگویی میخواهی به جنگِ دشمن وطن وبرای دفاع از آب و خاکت بروی آنقدر خوشحال می شود مثل این است که میخواهد به عروسی برود از جنگ با دشمن وطن پروا ندارد در زمانهای گذشته هیچ لری برای جیره و مواجب به جنگ دشمن نرفته است جنگ برای وطن برای یک لر فریضه دینی بوده و آنرا واجب دانسته است. در جنگهای جهانی اول و دوم لرها با رشادت هر چه تمام تر سربازان و افسران متجاوز انگلیسی و روسی را با خفت و خواری و تلفات سنگین جانی و مالی از منطقه لرستان مفتضحانه بیرون راندند آنقدر از نیروهای بیگانه کشتند که جنازه آنها چندین روز روی زمین ماند و متعفن شد و بعدا برای اینکه مردم مریض نشوند نعش متلاشی شده آنها را در زیر خاک پنهان نمودند .این گوشه کوچکی از شجاعت و وطن پرستی لر است .اسم بالا گریوه بر گرفته از بالا بودن بالادست بودن و برتر بودن است لر بویژه و به خصوص بالا گریوه در زمانهای آشغال ایران با آشغالگران مخلوط نشده است و با آنها آمیزش نداشته همان طور دست نخورده باقی مانده است ممکن است تلفات جانی بسیار داشته است اما اجازه سکونت به نظامیان پیروز در منطقه لر نشین را نداده اند اگر هم بنا به مقتضیات زمان خواسته اند مسئولیت منطقه را به صورت جزئی و کلی به ماموران خارجی بدهند آنقدر آنها را اذیت می کردند که آن مسئول خودش التماس می کرده که محل ماموریتش را به جای دیگر منتقل کنند چون تامین جانی و مالی نداشته است اصلا سلب آسایش از خودش و خانواده اش میشده و مجبور به فرارش میگشته است لر قاطی ندارد خالص است. یکی از تیره های بالاگریوه تیره پر آوازه مطرح و تاثیر گذار جودکی است که از دو کلمه جود به معنای سخاوت ،کرم،بخشش و کی به معنای کیان، بزرگ منش،بزرگ رفتار،بزرگ کردار و جودکی برگرفته از این دو کلمه بوده که عرض شد در عمل هم ثابت شده است که جودکی هم بزرگ منش است و هم دارای کرم و بخشش و سخاوت است جودکی یک طایفه است اما در نظام ایلی عشایری به دو تیره ی ریخو و آوسر و شانزده تیره و زیر تیره تقسیم میشود اما برای در هم شکستن دشمن آن زمان هیچ گونه تفاوتی نداشته اند همه را به جودکی و یک طایفه میخواندند این تقسیم بندی درون طایفه ای است خارج از طایفه جودکی است و بس هشت تیره ی ایل ریخو: محمودوند :در ایام گذشته ریاست کل جودکی را داشته است و مهدی بک محمودوند رئیس کل طایفه بوده است پس از آنکه حکومت وقت مهدی بک را اعدام میکند طبق وصیت مهدی بک،حیدر که هم منشی مهدی بگ بوده و هم زرنگ و باسواد و با عرضه بوده به جای او معرفی میگردد و مسئول رتق و فتق طایفه میشود با گذشت زمان و در گیریهای داخلی جودکی به دو تیره ریخو و آوسر منشعب می شود حیدرون :حیدرکه بازماندگانش به حیدروند معروف میشوند وکل حیدرون از نسل او هستنداز نسل باباخان است و او بود که ریاست ایل را با همکاری دولت از دست مهدی بک محمودون در آورد و خودش را نیز دولت اعدام کرد.حیدرون به دو تیره آقارضایی و آقامیرضایی معروفند و در یک تقسیم بندی دیگر به حیدرون حیرده و حیدرون برتر دسته بندی می شوند که حیدرون حیرده ها از نسل نصیر خان نیستند و حیدر وندِ اصل و اصیل و صاحب ریاست همان اولاد و بازماندگان نصیر خان هستند که در راس تیره آقا میرضایی و طایفه ریخو و تیره های زیر مجموعه خود عباس خان،علی مرادخان،اِسپن،علی اکبرخان بوده اند و در راس تیره آقا رضایی و طایفه آبسر و تیره حیدرون حیرده و زیر مجموعه هایش مرادخان ،فتح اله خان ،محمد میرزاخان ،جهانگیر خان ،رحیم خان ،عزیزاله خان و ملک نیاز خان قرار داشته اند.تیره ی آقامیرزایی در ریخو و دادآوا سکونت دارند اما در حال حاضر چند خانواری که در فصلِ پاییز برای کشت و زراعت به ریخو و دادآوا می آیند در خرم آباد ساکن هستند و یره آقارضایی عموما بازمانده گان فتح اله خان اند که در چولحول،افرینه و پلدختر هستند .بازماندگان محمدمیرزاخان در قلعه نصیر، واشیان وپلدختر وبازماندگان مرادخان در پلدختر وخرم آباد وچند خانواری از نواده های آقا رضایی در تنگ ملاوی که آنها را به نام نوادگان نصراله می خوانند یعنی اولادان نصراله . تیره ای از اولاد نصیر که نه آقا رضایی و نه آقا میرزایی است تیره و دودمان تیره ودودمان روسم است ودر خوشاب ،بدر بک ،سه داران وپلدختر زندگی می کنند مستقل از دو تیره مهم آقارضا وآقامیرزایی اما متصل و وابسته به خانواده فتح اله خان هستند و در دوران بیعت های عشایری ودسته بندی های محلی همیشه طرف خانواده فتح اله خان بوده اند و بیشتر به این خانواده وابسته هستند سایر تیره های وابسته به آقا رضا وآقا میرزایی معروف و مشهور به حیدرون حیرده عبارتند از:نور علی ون ساکن درکاوه کالی،عواس ساکن در چولحول و پلدختر ، قواد ساکن در چال کَل و سه داران و جایدر ، الفت ساکن در چال کَل و جایدر و پلدختر ، شرف ون ساکن در قلعه نصیر و اخیرا همگی در پلدختر و تیره سهراب به طوری از ریش سفیدان خودشان سوال کرده ادعایشان برائی است از اولادان نصیر هستند و در بحث های محلی و عشایری آن زمان وابسته به خانواده خسرو بوده اند و دست راست این خانواده به حساب میآیند . تیره ممی وند :جزء ایل جمعی جودکی و طایفه ریخو است و در مناطقی همچون چولحول ،معمولان،افرینه،شوراب و جایدر زندگی می کنند و دارای پنج تیره مهدی بک معروف به محمود،صحرایی،هته،قنبرعالی و ناظری است و قبلا در منطقه ریخوبودند و بعد از جنگ معروف به ریخو که ایل و طایفه از هم پاشید تیره محمود وند هم به مناطق یاد شده در بالا مهاجرت و ساکن شدند.ریش سفیدان و بزرگان محمودوند که از سایرین معروف تر بوده اند علی جان صحرایی،لطیف،صیداسمعیل،جافر و شیران میباشند بزرگان و ریش سفیدان دیگری نیز داشته اند اما نام آورتر از همه چند نفر بودند که ذکر شد شاید بشود گفت علی جان و صحرایی بیش از سایرین در بین مردم شناخته شده اند-نمی گویم برتر بلکه شناخته شده تر بودند- شهسوارون : دومین طایفه زیر مجموعه ایل ریخو شهسواروند که در مناطقی همچون بابا بهرام،چولحول بوده و جد اعلای آنها شخصی به نام شهسوار بوده که به این نام معروف شده اند و جز شانزده تیره جودکی و ایل جمعی ریخو به حساب میایند بزرگانی هم چون علی اکبر،علی ابدال،میرزاعلی دارند تیره مطرح و اثرگزار بوده اند و در دوران گذشته و حال ریش سفیدانی و بزرگان دیگری هم داشته اند ولی شاخص تر از همه این چند نفربود که ذکر شد. هفت تخم : جزءایل جمعی ریخو بعد از جنگ ریخان و به طور اجبار در زمان فرماندهی نظامی امیر احمدی در سرمای سخت زمستان و در شرایط بدجوی که باران و برف میبارد با عیال و اطفال و حشم به مدت چندین روز کوه پیمایی بوسیله نظامیان از منطقه خود که ریخو نام داشته کوچانیده شده و در چم قلعه که قلعه ی نیمه مخروبه بوده اسکان می یابند بعد از گذشت زمستان در کنار رود خانه کشکان اسکان می یابند و برای همیشه در روستای باغ سکونت میابند.به هفت تیره ی کلیوند،شیرون،بهاری،سُرسُر،سنگرون (پاپا) ،سی سی (خیرالله) و جیجون معروف و مشهورند.هر تیره ریش سفیدان خود را داشته است از کلی ونها حسین بک ،رضابک، پنج شنبه ،مراد بک ،مهدی بک و اسدبک و دیگر تیره ها به ترتیب علی محمد و علی محمدخان ،شیخ عباس،ولی،حسین قلی ،صید جافر بزرگ بوده اند.در مناطقی هم چون پلدختر،جایدر ،معمولان و تعدادی هم در ریخو زندگی می کنند. بخشی وند: زیر مجموعه ایل جمعی ریخو که در منطقه های ریخو چولحول معمولان و پلدختر زندگی می کنند و تعدادی هم در کوماس . جد پدری آنها بخشی نامی بوده که به این نام مشهور شده اند ریش سفیدانی همچون نادعلی و مشهدی غلام از سایر بخشیونها معروف ترند . لتوند : جز ایل جمعی ریخان بوده و جد پدری آنها لته نام داشته که به نام لتون مشهور شده اند.درمنطقه های ریخو و اطراف خرم آباد زندگی می کنند ریش سفیدانی هم چون گدا،محمد رفیع،علی رضا و قربانی داشته اند . لگونی : تیره زیر مجموعه ایل ریخو که در چولحول و افرینه و معمولان زندگی می کنند ریش سفیدانی همچون محمدآقا داشته اند مینه ای :که در تل کوماس و منطقه مینه زندگی می کنند و تعدادی هم در خرم آباد و اطراف آن ساکنند. بلاواسی : یکی دیگر از تیره های بی نام و نشان بلاواسی است در منطقه جودکی نشین اثری از آنها دیده نمی شود اما تعداد زیادی در منطقه سفید دشت پاپی و فعلا همگی در شهرستان اندیمشک سکونت دارند در فعالیت های اجتماعی در خوزستان حضوری پر رنگ دارند و مردمانی اثر گذار به حساب می آیند این بود تیره و طایفه ریخو. اعضای انجمن شهر پل دختر، نفر سوم از سمت راست، کدخدا داوود عزیزپور ایل جمعی آوسر عبارتست از: دیناروند : که از منطقه دینارکوه به این دیار مهاجرت نموده.قسمتی در جودکی و قسمتی در وریان “مه له” جز طرحان سکونت دارند که به اسم آن کوه معروف شده اند و در مناطقی همچون بابازید،گلُ گُل،باغ گُل گُل،مورانی و جلگه خلج نیز سکونت دارند که همگی در جوار رودخانه کشکان جز ایل جمعی آوسر بحساب آمده و ریش سفیدان و بزرگانی پرآوازه و مطرح و اثرگزار در منطقه بالا گریوه داشته اند.موسی خان پارسا،پسرش محمد پارسا،خدامراد لطفی،حاج علی قنبر،ممشایی،بوعالی و شیخ علی که همگی مردان خوب ومنشا کارهای نیک بوده اند تیره کرمون :در زورانتل و تلمبه خانه افرینه و در کناررودخانه کشکان بوده اند و اکثرا به خرم آباد رفته اند از نظر فرهنگی پیشرفت زیادی داشته اند بنام پدر جد خود که همانا کرم نام داشته است مشهور شده اند ریش سفید و بزرگانی مطرح و اثرگزار داشته اند که پیشترحسینخان و علی حیدر و در سنوات اخیرقندی بوده است و زیر مجموعه ایل آوسر میباشند. باوه(بابایی) :در قلعه نصیر،خلیل کر،بادامک و پلدختر بوده و خادم و خدمتکارِ خلیل کر هستند و به همین نام مشهور شده اند ریش سفید و بزرگانی همچون خدایی،بوسلیمو،حسین وصیدحسن داشته و در سنوات اخیر علی آقا از همه مطرح و پرآوازه تر بوده و در امورات اجتماعی منطقه نقشی بسزا داشته است . جزء ایل جمعی آوسر میباشد کایید : زیر مجموعه ایل جمعی و عشایری آوسر بوده و در قدیم از منطقهِ بختیاری مهاجرت و در بین ایل جودکی سکونت نموده اند در منطقه قلعه نصیر،دره کایید،بادامک و جایدر زندگی میکنند.همیشه در کنار حیدروند بوده و هستند.یک رفاقت جدایی ناپذیر در بین آنها وجود دارد ریش سفیدانی همچون کایید رشید،حاج غلام و میرسن داشته اند در زمان خود کارهای نیک و در خور تحسین انجام داده اند و همیشن از جنگ و درگیری گریزان بوده اند برای این رفتار خوب من احترام قائلم چون این رفتار از دانایی و فهمیده ای بوده نه از رویی بی غیرتی رشنو :در منطقه دوکوهه جایدر سکونت داشته و ریشه و نژادشان خیلی بلند است مردمانی جسور در زندگی،بسیار فهیم در هرکجای لرستان،خوزستان،ایلام،کرمانشاه و سایر استانهای همجوار مراجعه کنی چند خانواری رشنو در آن منطقه میبینی.رشنو از منطقه تایی به سایر مناطق جودکی نشین رفته اند در اصل جز طایفه دیرکون به حساب میایند انارو و رشنو یک دودمان و تیره هستند اما در این یادداشت رشنو و انارو را دو تیره بحساب میاوریم . ریش سفیدان رشنوِ دوکوهه بارانی،پنج شنبه،خداداد و محم بوده اند.انارو همانطور که گفته شد جز ایل جمعی آوسر جزء لاینفک رشنو به حساب میایند در سرآب حمام و دره انارو زندگی میکنند گویا در زمان قدیم مقداری انار به زور از صاحب باغ برده اند که به این اسم معروف و مشهور شده اند بعدا صاحب باغ انار هرچه مراجعه کرده نتوانسته قیمت انارها را پس بگیرد. ریش سفید و بزرگانی همچون گنجعلی،علیرضا و عباس داشته اند الهیارون :زیرمجموعه ایل آوسر به حساب میایند و در منطقه جایدر،باغ،کوماس و آبدانان زندگی میکنند فرزند اصل و اصیل جودکی اند و مردمانی آرام،دانا و بی ریا هستند و خود را قاطی ناآرامیهای دورانهای گذشته نکردند به راحتی و بی دردسر زندگی کرده اند.ریش سفیدانی همچون حسین جان،شیرمحمد وآسا داشته اند جد پدری آنهافردی بنام الهیار بوده که بازماندگانش به این نام معروف شده اند زیرمجموعه ایل آوسر هستند. درویش : یا مارگیر خادم و جاروکار بابابزرگ در منطقه دلفان بوده در زمان خیلی دور بعنوان درویش و گرفتن خیرات و نذر و نیاز یه این منطقه آمده و در اینجا مانده و سکونت دائم نموده اند با مردم شریف جودکی وصلت نموده و جا خوش کرده اند و در این منطقه سکونت دارند اصلیت درویش منطقه دلفان است اما اکنون جز ایل آوسربحساب میاید مردمانی خوب،با ایمان،از هر حیث و جهت مطرح و معلوم میباشند. آوسری : طایفه بزرگی است که به دو تیره وازروون و میشونی تفسیم شده در منطقه واشیان،کلک بیشه،تخت آو و بنه شه سکونت دارند اکثر میشونی ها در کلک بیشه و آوسر، چمشکی در تخت آو،بنه شه وازروون در واشیان و عمده ی از همه تیرها در پلدختر.این تیره بزرگ زیرمجموعه ایل آوسر تیره معروف و اثرگزار و مطرح در بین طایفه جودکی بوده ریش سفیدان و بزرگان گذشته طایفه آوسری برجسته تر،مشخص تر و اثرگزارتر از دورانی که در آن زندگی میکنیم بوده است البته حالا هم خوب هستند اما گذشته خیلی بهتر از حالا بوده اند گرچه روزگار هم فرق میکند اما در هر زمان خوبان خود را نشان خواهند داد.طایفه آوسری اصل و اصیل جودکی است در دوران گذشته هنگام دو دستگی ها طرف هر دسته ای که بودند خیلی سنگینی میکردند و دسته ای که آوسری با او بود برنده حتمی منازعات و مبارزات بود و بزرگانی هم داشته اند که در زمان حکمیت هرجه گفته اند دیگر کسی اعتراضی نکرده است و با جان و دل آنرا قبول داشته اند.ریشه نژادی جافر،پدرجدشان جافر بوده و وازروون،گلالیون و ریشه نژادی میشونی ساکن در قلعه میشون بوده که به این نام مشهور شده اند.بزرگان و ریش سفیدان آوسری ممد،ممدشا،پاپی،کرمی و از دودمان وازروون گل ممد،کرمحسین،کاظم خان،جمعه کلانتری و از دودمان میشونی عبدالعلی.از دودمان جافر و حیات،علی کرم آوسری.ریش سفیدان دیگری نیز داشته اندمطرح و اثرگزار در جامعه عشایری بوده اند اما این بزرگانی که اسم برده شد از سایرین مشخص تر بوده اند.آوسری تیره مهم و تاثیرگزار و با سابقه درخشان و نیکوکار جودکی است. سادات : تیره بزرگ سادات که در منطقه جودکی نشین زندگی میکنند و خیلی مورد احترام مردم هستند. همیشه در کارهای محلی و عشایری این محل و این سامان با حسن نیت دخالت و نظارت داشته و در مواقع جنگ و نزاع و درگیری که در دورانهای گذشته رایج بوده وساطت کرده و بدون نظر برای پایان دادن به آن درگیری و دلخوری کوشش نموده و تا آن نزاع یا نفاق را اصلاح نکرده ساکت نمیشدندعموما مردم این بلد واین سامان از سادات حرف شنوایی داشته اند و تاکنون هم روش به آن رویه گذشته است و در حد و حدود خودشان رعایت احترام میشوند و در کنار هم به خوبی زندگی میکنند ملکشاهی : یکی از تیرهای مطرح وابسته به جودکی،پدر و عموهای حاج شیخ علی بابایی،حاج سبز علی و حسینعلی شکارچی هستن که از زمانهای گذشته از طایفه ملکشاهی در استان ایلام به داخل جودکی مهاجرت نموده و در حال حاضر خانواده های زیادی بوجود آمده و در جایدر ،سراب حمام و پلدختر زندگی میکنند.معروفترین و مشهورترین این دودمان حضرت حجت الاسلام حاج شیخ علی بابایی فرزند حاج سبز علی ملکشاهی-که واقعا هم شخصیت مذهبی است و هم محلی- و شهید درویش علی شکارچی پسر حسینعلی که جا دارد از رشادتهای این شهید عزیز تقدیر شود. این تیره از ملکشاهی متصل به طایفه جودکی است. منبع: بلوطستان درج شده توسط : مدیریت خبر میرملاس ...
طرحی برای افزایش 2 برابری یارانه های نقدی (تابناک)
مذاکرات برجام صورت گرفت که به نظر من باید به عنوان یک تجربه ای برای کارهای آینده آن را در نظر بگیریم. دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در مورد رفت و آمد هیئت هایی از کشورهای اروپایی به داخل کشور بعد از برجام و آینده این قول قرارهای اروپایی ها با ایران بیان داشت: پیشنهاد به دوستان دولت این است که حضور این هیئت ها را همراه با شرط عمل به فعالیت بپذیرند . یعنی هر کسی که قرار است وارد کشور شود قبل