سایر منابع:
سایر خبرها
زمان اعلام نتایج آزمون های استخدامی
گروه اجتماعی، معاون فنی و آماری سازمان سنجش آموزش کشور گفت: نتایج اولیه آزمون های استخدامی دستگاه های دولتی اواخر هفته آینده اعلام می شود. به گزارش بولتن نیوز، احسان جمالی معاون فنی و آماری سازمان سنجش آموزش کشور در ارتباط تلفنی با برنامه گفتگوی ویژه خبری یکشنبه شب شبکه دو سیما درباره آزمون استخدامی که اول خرداد امسال برگزار شد گفت: 193 هزار و 468 نفر داوطلب این آزمون بودند که از این
شکایت آیت الله خامنه ای به امام با یک غزل/ اولین چراغ سبز امام به مخالفان بنی صدر/ بنی صدر خائن بود
ایران عزل نمودم. بدین ترتیب دوران ریاست جمهوری اولین رییس جمهوری اسلامی ایران به پایان آمد و شورای موقت ریاست جمهوری اسلامی ایران با حضور آیت الله موسوی اردبیلی، محمدعلی رجایی و آیت الله هاشمی رفسنجانی برای اداره امور اجرایی کشور تشکیل شد. بنی صدر که نزدیک به 17 ماه بر کرسی ریاست جمهوری نشسته بود، پس از عزل، مدتی را در خفا زندگی کرد تا اینکه در هفتم شهریورماه همان سال به همراه
حاشیه سریال مدیری به ماه عسل رسید
شده و دوست دارم به نحو احسنت از ان استفاده کنم . وی تصریح کرد: خالصانه ترین رازونیازهای من پشت در اتاق عمل این بچه هاست . مهمان دیگر راننده تاکسی بانوان در فرودگاه مهراباد بود که در حین انجام کار خانم بارداری را که در خیابان دچار درد زایمان شده بود رابه بیمارستان می رساند و تمام کارهای بعد از عمل این خانم باردار را انجام می دهد. علیخانی پس از شنیدن قصه ی مهمانان از قاب ماه عسل خارج شد و گفت :در برابر مهمانان برنامه خجالت می کشم اگر تا این حد انسانیت و عشق نداریم حداقل کار خودمان را درست انجام دهیم. ...
دلیل حذف برخی برنامه های زنده رادیو/ مدیران پاسخ دادند
شبکه ها با مدیریت مهرآسا معصومعلی اداره می شوند. رادیو سلامت گروه های این شبکه رادیویی در ساختار جدید تغییراتی داشتند و رادیو سلامت به پنج گروه بهداشت و تندرستی ، سلامت و تغذیه ، سلامت روان ، سلامت خانواده و سلامت اجتماعی تقسیم شد. در راستای سیاست تولیدی شدن برنامه های زنده در این شبکه هم چند برنامه حذف و یا تولیدی شدند. از جمله این برنامه ها فراسو است که در گروه
مراسم گلریزان جمعیت مردمی امام علی (ع) در کرمانشاه برگزار می شود
ماه مبارک رمضان برنامه های متنوعی برای امدادرسانی به افراد بی بضاعت در نظر گرفته که یکی از مهمترین آن ها آیین کوچه گردان عاشق است. مسوول جمعیت امداد دانشجویی مردمی امام علی (ع) خاطرنشان کرد: این مراسم امسال نیز همانند سال های گذشته در شب های قدر برگزار و با شناسایی افراد نیازمند بسته های غذایی میان آن ها توزیع می شود. وی هدف از برگزاری آیین کوچه گردان عاشق را زنده نگاه داشتن رسم یتیم
روایت همسر وزیر دولت پهلوی از رفتار آیت الله محمدی گیلانی با حکم مصادره خانه اش
به من انداخت که نتوانستم تحمل بکنم و سرم را پایین انداختم. دختر جوان پیش من برگشت وبا صدای غمزده ای گفت: آقا داداشم چند روز قبل در تصادف اتومبیل شهید شد.(1) ما الآن از سر خاکش برگشتیم. گفتم: خیلی متاسفم. اگر قبلا می دانستم، امروز مزاحم نمی شدم. آهی کشید و گفت: آقا جانم هنوز سر خاک است و دیرتر می آید. مادرش، آن زن داغدیده مسکین، نگاه غریب دیگری حواله من کرد و گریه کنان گفت
5000 سفره مهربانی داوطلبان هلال احمر در ماه رمضان گسترده می شود
، ورزشی و یک هزار نفر از خیرین و نیکوکاران حضور خواهند داشت، ادامه داد: در این روزهای پرامید و احسان ماه رمضان، فرصتی مهیاست تا با هم افزایی مؤسسات مردم نهاد، گامی در جهت رفع محرومیت ها و کاستن آلام انسان های رنجور برداشته شود. ساماندهی شبکه حامیان سلامت وی تصریح کرد: در صدد هستیم تا با اقداماتی از این قبیل، شبکه حامیان سلامت را بیش از پیش ساماندهی کنیم تا کمک های خیرین به
هزینه هایی برای "مدیر بزرگ" بودن
زیربنایی زیادی نیز در دستور کار قرار دارد که باید به اجرا درآیند. بنابراین می طلبد که آحاد مردم کمر همت بسته و با حضور فعال در پهنه های سازندگی و تولید، اقتصاد کشور را سامان دهند. من به یاد دارم در سال های پیش از انقلاب کارشناسان آمریکائی که در صنعت نفت کشور ما در خوزستان مشغول به کار بودند خانواده اغلب آنان در کشورشان اقامت داشتند. آن ها هر شش ماه 20 روز به مرخصی می رفتند و به علت بعد مسافت
احسان علیخانی از ماه عسل می گوید
شدند و مهران رجبی به این پرسش پاسخ داد که چرا بینی اش را عمل نمی کند. احسان علیخانی در برنامه ماه عسل به برخی از سوژه های ماه عسل از جمله سوژه ی دومین شب از این برنامه که میزبان مهمانانی از عراق، کردستان، مشهد، یزد و مازندران بود، اشاره کرد و گفت: برخی از این سوژه ها قابلیت تبدیل شدن به کتاب رمان جذاب و فیلم سینمایی خوب را دارند. فیلم سینمایی خوبی که این روزها کمتر در آن قصه خوب و جذاب
نابغه پروری را از چه سنی شروع کنیم؟!
قیف، چلاندن لباس، واکس زدن کفش، تمیز کردن تخته گچی، چلاندن اسفنج، باز و بسته کردن در، خشک کردن ظروف، شستن ظروف و... را یاد بگیرد. بعد از این که کودک این مهارت ها را کسب کرد نوبت مهارت های دیگر مانند زبان دوم، موسیقی و... می رسد. ولی متاسفانه بسیاری از والدین امروزه به جای والد بودن بیشتر یا در نقش معلم هستند یا قاضی و کمتر از نقش خود به عنوان والد آگاهی دارند. چه وقت به روان شناس یا
چهارمین شب ماه 20 با محوریت همدلی و امر به معروف برگزار شد
به گزارش خبرگزاری فارس از جنوب استان تهران، شب چهارم از ویژه برنامه ماه 20 با محوریت همدلی و امر به معروف و نهی از منکر و با حضور پرشور شهروندان روزه دار جنوب تهران و استقبال ویژه خانواده های ساکن شهرری سپری شد. با این که تنها سه شب از ویژه برنامه ماه 20 می گذشت، برنامه صحنه که در شب های اول مخاطب بیشتری داشت رقیبی سرسخت برای خود پیدا کرده و بیشتر مخاطبان به سمت ایستگاه های فرهنگی هنری
مسکن مهر اصلا ایمنی ندارد
طبس در سال 1357، 7.4 ریشتر بود، اما چندماه پیش از پیروزی انقلاب به وقوع پیوست. به هرحال زلزله منجیل یک اتفاق بسیار هولناک، در نیمه شب، ساعت 30 بامداد و هنگام پخش بازی برزیل-اسکاتلند در جام جهانی 1990 بود. البته این همزمانی باعث شد که تلفات کمتر شود. چون بعضی ها بیدار بودند و کشته نشدند. به هرحال ربع قرن از این زلزله گذشته است. ببینیم در این 25 سال چه اتفاقاتی در کشور افتاده، در زمینه ایمنی و امداد
بنیاد در آینه مطبوعات
خود را به خطر می اندازد تا سریع تر و قاطعانه تر مسئله کردستان را فیصله دهد تا اینکه بالاخره در قضیه فراموش ناشدنی پاوه قدرت ایمان و اراده آهنین و شجاعت و فداکاری او بر همگان ثابت می گردد. در آن شب مخوف پاوه، همه امیدها قطع شده بود و فقط چند پاسدار مجروح، خسته و دل شکسته در میان هزاران دشمن مسلح محاصره شده بودند. اکثریت پاسداران قتل عام شده بودند و همه شهر و تمام پستی وبلندی ها به دست دشمن افتاده
باید و نباید های نوشیدنی های ماه رمضان
و آب لیمو ترش که باید به صورت خنک مصرف شود. این شربت نیز به میزان زیادی از عطش جلوگیری می کند و از نوشیدنی های ماه رمضان است. دم کرده لیمو عمانی با گل گاو زبان و نبات دم کرده لیمو عمانی با گل گاو زبان و نبات نیز می تواند علاوه بر رفع تشنگی، باعث آرامش و خواب مناسب در شب شود. شربت تمبر هندی با عسل خیس کردن تمبر هندی و صاف کردن آن و سپس مخلوط آن با عسل و
مظنون اسیدپاشی های اصفهان اعتراف نکرد
روزها گذشت، 250 روز. ساعت ها اما نه. هنوز ساعت به 5 بعداز ظهر که نزدیک می شود 4 دختر در گوشه گوشه شهر اصفهان تن شان می لرزد. می میرند و زنده می شوند از آن بعدازظهر های اسیدی شهریور تا مهرماه 93. سهیلا، مرضیه، مینا و سمیه؛ 4 قربانی بیگناه در اسیدپاشی های سریالی اصفهان 11 ماه بعد از قربانی شدن روزهایشان متفاوت تر است. روزها و هفته های اول اگر چه امید برای دستگیری مرد اسیدپاش قوت داشت اما حالا
اسم هیچ بازیکنی بزرگتر از پرسپولیس نیست
می خواهیم دنبال یک مهاجم دیگر برویم. من با توجه به حرف های او، قرارداد بستم. دیدم می توانم بازی کنم. صبح روز بعد مادر مربی فوت شد و چند روزی در تمرین نبود. همان اول من متوجه شدم اوساسونا سه فوروارد دارد. وقتی به تمرین برگشت، گفت باید 8 هفته بدنسازی کنم! در صورتی که من از جام جهانی آمده بودم. تازه بازیکنان اوساسونا در تعطیلات بودند ولی من در جام جهانی حضور داشتم. گفتم شما که بازی من را ندیده ای
زمان رسیدگی به پرونده ها یک پنجم کاهش یافته است
1394/4/1 - 07:46 467147 به گزارش خبرگزاری شبستان از قزوین، جمال انصاری شب گذشته (31 خرداد) در دیدار مسئولان دستگاه های مختلف زیر مجموعه دستگاه قضایی استان با نماینده ولی فقیه در استان که در دفتر امام جمعه قزوین برگزار شد، بیان کرد: رسالت کاری دستگاه قضایی رسالتی روشن است؛ دستگاه قضایی به لحاظ نوع کار و ماهیت کاریف محور کارش حقوق مردم است که این فعالیت با تهدیدها و فرصت هایی همراه است
باید و نباید های نوشیدنی های ماه رمضان
صورت خنک مصرف شود. این شربت نیز به میزان زیادی از عطش جلوگیری می کند و از نوشیدنی های ماه رمضان است. دم کرده لیمو عمانی با گل گاو زبان و نبات دم کرده لیمو عمانی با گل گاو زبان و نبات نیز می تواند علاوه بر رفع تشنگی، باعث آرامش و خواب مناسب در شب شود. شربت تمبر هندی با عسل خیس کردن تمبر هندی و صاف کردن آن و سپس مخلوط آن با عسل و تهیه شربت، نوشیدنی مفیدی
قصه های جزیره؛ اعتراضات ضدّ ریاضتی!
شنبه، تعدادی از سیاستمداران انگلیسی ازجمله تنها عضو حزب سبزهای انگلیس در مجلس عوام هم حضور داشتند. همچنین شمار زیادی از اقتصاددان های انگلیسی نیز در این تظاهرات دوشادوش مردم و معترضان ، علیه سیاست دیوید کامرون شعار دادند. آنها یک خواسته را دنبال می کنند؛ پایان سیاست های ریاضت اقتصادی دولت. اما گزارش های منتشره حاکی از آن است که پلیس از چند روز پیش از شنبه و در آستانه تظاهرات گسترده ضد
فعالیت های قرآنی سازمان صنایع هوایی در ماه رمضان
افزود: در بخش استقبال از ماه مبارک رمضان شاهد برنامه های همچون غبارروبی و عطرافشانی مساجد و نمازخانه ها، تهیه کتب ادعیه، مهر و سجاده و اقلام مورد نیاز نمازخانه ها، هماهنگی موذنین و قاریان خوش صدا و برگزاری جلسه هماهنگی با آنان جهت برنامه ریزی قرائت ادعیه و قرآن و پخش قرائت قرآن به صورت ترتیل با صدای قاریان مشهور و ... خواهیم بود. رئیس عقیدتی سیاسی سازمان صنایع هوایی در ادامه با بیان اینکه
ماجرای گریه هاشمی برای عزل بنی صدر/ هلوکاست رسانه ای علیه مهناز افشار/ احمدی نژاد با نظر رهبری مخالف بود ...
/> نماینده مردم تهران در مجلس بررسی و تصویب کلیات طرح هسته ای مجلس در جلسه امروز را تدبیر رئیس مجلس برای جلوگیری از فضاسازی ها عنوان کرد. یک گاف تاریخی در پایتخت 4 چهارمین فصل سریال پایتخت از اولین شب ماه رمضان روی آنتن رفته است و طی همین دو قسمتی که پخش شده شباهت های آن به کمدی هایی نظیر ایران برگر و اخراجی ها 3 مورد توجه قرار گرفته است.به گزارش باشگاه خبر نگاران، با این مقدمه
مردم درباره موسسات مالی ورشکسته چه می گویند؟/ از دعا برای خوب شدن اوضاع تا ناله و نفرین ابدی
، حق و حقوقشان را از صاحبان تعاونی اعتبار "میزان" بگیرند. تجمع سپرده گذاران موسسه مالی میزان؛ موضوع تازه ای نیست. مسئله اینجاست چرا تاکنون این تجمعات به جایی ره نبرده است. یکی از مخاطبان خبرآنلاین که خود را حسین معرفی کرده، پیشنهاد کرده صدا و سیما باید این تجمعات را پوشش تصویری دهد: چند ماه پیش تعدادی از اتباع خارجی که شاید 20 نفر می شدند در جلوی سفارت عربستان تجمع کردن که البته به حق
ستایش نامادری
به نام پروردگار عالم که چوپان من است ستایش نامادری نویسنده:سیروس قزلباش تقدیم به بانو (میم) ستایش برای جشن تولد 7سالگی اش لحظه شماری می کرد مادرستایش پیشنهاد داده بود تا جشن را در ویلای شخصی خودشان در ده بالای یزد برقرارکنند ومقداری وسایل جشن تولد وبادکنک وتزئینات آماده کرده بودند وچون ستایش گیتار زدن را دوست داشت مادر کیک به شکل گیتار برایش سفارش داده بود . ستایش دختری باموهای فر وجثه ای کوچک که دماغی گرد وچشمانی درشت داشت و دماغش با صورت گردش تناسب داشت وبشتر شباهت به مادر میداد. پدرستایش یک بازاری سرشناس بود که دارای چند کارگاه تولید ترمه بود که حتی به کشورهای حوزه خلیج فارس صادر میکرد ترمه بافی از چند نسل به او رسیده بود وی علم ترمه بافی را به روز کرده بود ودستگاهای جدید ونقش های کامپیوتری باعث شده بود که نه تنها در یزد بلکه درکشور هم به عنوان یک کارآفرین خوب وتولید کننده عالی شناخته شود. شهرتش اول ترمه باف بود که فامیلی خود را به دانافر تبدیل کرده بود.اقای دانافر مردنسبتا خوبی بود قدی تقریبا بلند با موهای صاف ولاغراندام وکمی سبزه با دماغی کشیده والبته انقدر ابروی پرپشتی داشت که ستایش گاهی به شوخی می گفت: – بابایی می خواهی ابروهاتو ببافم هاها – توکه بلد نیستی بگومامانت بیا ببافه هاهاها – شما پدرودختر چی میگن پشت سرمن. – هیچی بابا دخترت هوس کرده ابروهای بابایی را ببافه – راستی خوب گفت یادت باشه این ابروهای پرپیچ وخمو واسه جشن کوتاه کنی – باشه بابا باشه خانوم جون – البته بابایی یک روز قبل از جشن کوتاه کن چون زود دوباره در میان هاهاها – هاهاهاهاها دخترکم یکی ی دونه بابا ان خانواده خوشبخت بودند اما کسی که از فردای خودش خبر ندارد. آخرهفته بود آنها وسایل جشن تولد را در صندوق عقب ماشین شاسی بلند وسفیدخود جا دادند وبه همراه همسایه خود تصمیم گرفتند به ویلا بروند همسایه آنها اصالتا اهل شهرستان بافق بودکه سالیان سال به یزد مهاجرت کرده بودند دختر بزرگ همسایه سمیه نام داشت وهنوز ازدواج نکرده بود اما خواهرهای دیگرش ازدواج کرده وخانواده تشکیل داده بودند . قرار بود صبح زود ستایش وپدر ومادرش زودتربروند وهمسایه انها چند ساعت بعد حرکت کنند وبه ویلا بروند تا در چیدمان جشن تولد ستایش به انها کمک کنند. صبح اقای دانافر باهمسروستایش حرکت کردند وشهرستان تفت را پشت سر گذاشتند ودرحال بالا رفتن ازگردنه ده بالا بودند.ستایش عقب نشسته بود وکمربند را بسته بود پدر هم ازترس جریمه کمربندرا بسته بود اما مادر ستایش که زنی گوشت الود وچاق بود بابستن کمربند احساس خفگی میکرد بنابرین عادت نداشت کمربند را ببند. انها درحال رفتن به سمت ده بالا بودند باد نسبتا سردی در حال وزیدن بود پاییز نزدیک بود اخرهفته همیشه جاده تفت بخصوص ده بالا شلوغ واتومبیل های زیادی به ان سو در حرکت هستند وبه ندرت اتومبیلی از ده بالا می اید پلیس راهنماورانندگی هم قبل ازصبحگاه تا ساعت 9 صبح در جاده مستقر نمی شود جاده باریک وهر خودرویی سعی می کند از دیگری گوی سبقت را برهاند وپدر ستایش هم مرتب سبقت بیجا میگرفت وخوشحال می شد که با هر گاز دادنش ده ها ماشین را جا میگزارد مجری رادیو یزدگرچه لعن جدی به خود نمیگرفت اما گاهی رانندگان را به صبوری واحتیاط دعوت میکرد. اقای دانا فرباز درحال سبقت بود که کامیون خاورنارنجی رنگی که شاید متعلق به 40 سال پیش بوداز سمت ده بالا دود کنان باسرعت به سوی اتومبیل هایی که روبرویش بودند می تازاند.صدای اهنگ قدیمی راننده خاور را تا ده اتومبیل میشنید راننده درحالی که زیرشلورراهرایی برپا وزیرپوش رکابی برتن داشت یک پا روی گاز وپای دیگر جمع شده روی صندلی ودستها را در فرمان براق وبزرگ فروبرده بود وبا بازوهایش فرمان را مهار می کردهمانطور میگازاند وبالا خره بی احتیاطی وغرور راننده کامیون که دوست نداشت کسی در لاین او حرکت کند قرعه بدشانسی را برای خانواده ستایش ورق زد.در حرکتی ثانیه ای در حالی که پدر ستایش باز درحال سبقت بود وفکرمیکرد یک ماشین دیگر را هم می تواند رد کندهدف خاور تندروشد صدای برخورد دواتومبیل خرد شدن شیشه ها جاری شدن خون فریاد وجیغ وبا حسین ویا ابوالفضل در جاده میپیچید وچون کلید اربگ اتومبیل اقای دانافر در حال آف بود اربگ ها هم عمل نکرده بودندوکمربند خانم دانافرهم که بسته نبود جان ان زن مهربان گرفته شد هنوز صدای ترانه دلخراش خاور که معلوم نبود چی میخواند درحالی که اب از جلوبندیش می ریخت وبخار بالا گرفته بود در حال پخش بودوراننده خاور هم براثر دیررسیدن آمبولانس ووقانونهای دست وپاگیر که تا ساعتی طول کشید همسفر مادر ستایش شد... ستایش شوکه شد واز ترس بیهوش شده بود وپدرش حتی حس بازکردن کمربند را نداشت . بیمارستان ،سردخانه ؛بازداشت اقای دانافر،ازهمه بدتر مشکلات روحی روانی ستایش را رها میکنیم وبه یک سال بعد میرویم تا خواننده هم مثل من زیاد غم ها را مرور نکند... یکسال بعد ستایش با وجود عمه ها وفامیل وبخصوص سمیه دختر همسایه قبول کرده بود مادرش فرشته شده وبه اسمان رفته .سمیه خود را به انها خیلی نزدیک کرده بود ستایش را به پارک وسینما وبازارمیبرد وعمه ستایش هم به خانه انها امده بود واز ستایش نگهداری میکرد پدر ستایش افسرده شده بود ساعت ها در اتاق به عکس زن مرحومش خیره می شد خواهر ش تا می توانست با کمک سمیه همسایه انها از ستایش وپدرش مراقبت میکردند .خانه اقای دانا فر دریکی از جاهای خوب صفائیه بود . سمیه خود را در دل ستایش جا کرده بود وعمه ستایش هم مناسب میدید که برادش با سمیه ازدواج کند پدر ستایش میلی به ازدواج دوباره نداشت اما صحبت های دوست وفامیل وخواهروبرادر واشتیاق ستایش،بالاخره پذیرفت. وازدواج ارام وبی سروصدایی انجام شد ورسما سمیه همسر اقای دانافر شد ... چند روز گذشت که پدر ستایش در خواب کابوس میدید درخواب سمیه را میدید که با چشمان خونی باچاقو ستایش رادنبال میکند وقتی از خواب میپرید زود به اتاق دخترش میرفت دختر را که سالم میدید اهسته کنار تختش مینشست و انگشت هایش را در موهای خودش فرو میبرد واهسته اشک میریخت زنش هم وقتی قصد همدردی داشت اورا دور میکرد امازن چیزی در اب میریخت وبه پدر ستایش میداد خیلی در کارش وارد بود معلوم نبود چه دارویی به اومیدهد که تا صبح اورا خواب میکند .گاهی هم ستایش نیمه شب بیدار میشد ونامادری را میدید که به حیاط خانه میرود ووقتی برمیگردد چشمانش سرخ است... درهرتقدیربا وجود خوابهای وحشتناک که پدرمیدید بیشترموقع که سرکاربود به بهانه مختلف سراغ ستایش را میگرفت گاهی که بیرون میرفتند انها را تعقیب میکرد وبیشتروقتها ازخواهرش میخواست انجا بیاید اما خواهرش که عمه ستایش باشد به پدرستایش میگفت چون تصادف ومرگ همسر وفوت راننده کامیون برایش سخت بوده باعث کابوس وتوهم می شود ومیگفت که فشارروحی روانی باعث خواب بد دیدن ومشکوک شدن است ... به هرحال سال مادر تمام شده بود وستایش به نامادری عادت کرده بود .جشن تولد ستایش همان روزها بود اما به دلیل سال مادر ومراسم دیگرتولد اورا کمی عقب انداختند یک هفته نشده بود که ناگهان ستایش براثردل درد شدید راهی بیمارستان شد وبستری گردید ستایش را به اتاق عمل بردند تا دکتر معالج ستایش که یکی از نزدیکان انها بود اورا عمل کند .نامادری فرصت رامناسب دید با اتومبیل مشکی رنگ هاچ بک درحالی که عینک دودی زده بود وارد حیاط بیمارستان شد قبل از پیاده شدن در ایینه ماشین نگاهی به خودش انداخت تصمیم عجببی گرفته بود باید کار ستایش را تمام میکرد اهسته از ماشین خارج شد از دری که پرستاران ودکتران وارد میشوند وارد بیمارستان شد خیلی زود به اتاق دکتری رفت روپوش پزشکی برتن کرد دستکشی پوشید تا اثری ازخون روی دستش نماند ماسکی بر صورت زد به طوری که اصلا معلوم نبود او همان نامادری است کمی استرس داشت اما درنگ نکرد وقتی متوجه شد ستایش بیهوش است کنارتختش رفت استرس عجیبی داشت پیشانیش عرق کرده بود بوی اتر والکل ومواد ضد عفونی مرتب به مشامش می رسید صدای بوق بوق دستگاه پزشکی به گوشش می رسید نفس عمیقی کشید چاقویی برداشت واصالت بافقی بودنش را نشان داد باچاقو شکم دخترک بی مادر را پاره کرد دستکش هایش به خون اغشته شد روده دختر را بیرون کشید وتکه کرد وسوی انداخت نفس درسینه حبس شده بود چهره همسرش را پشت پنجره حس می کرد گاهی به چهره دخترک نگاه میکرد اما وقتی کارش تمام شد سراسیمه از اتاق بیرون رفت دراتاق کناری دستکش را درسطل زباله انداخت روپوش را اویزان کرد سراسیمه انجا را ترک کرد وبا ماشینش به بیابان رفت کنار بیابان ایستاد بیرون امد داشت گریه میکرد ازته دل فریاد می زد وعقده های دلش را خالی میکرد گاهی چهره مادرستایش را میان ابرهای سپید حس میکرد که به اولبخند میزند معلوم نبود چرا اینقدر اسم پروردگارعالم را می اورد معلوم نبود چه چیز ازخدای مهربانش می خواهد معلوم نبود چرا چهره مادر ستایش را با خنده حس میکرد ... از سوی دیگر تیم پزشکی بیمارستان که متوجه وضعیت بیمارشده بودند اقدام لازم را بعد از ان کار انجام دادند تکنسین بیهوشی با دستگاه کار میکرد پرستاران خون شکم را پاک کردند وکارهای لازم انجام شد وشکم دختر بخیه زده شد وتیم هرکاری ازدستشان برمی امد انجام دادند وستایش با مراقبت های ویژه بهبود یافت .نامادری وقتی فهمید خطر رفع شده دیوانه وار خنده میکرد مثل ادم های روانی رقص وشادی عجیبی میکرد وخود را به بیمارستان رساند ستایش هنوز بیهوش بود اما دیگر خطری تهدیدش نمی کرد ... چند روز بعد ستایش را به خانه اوردند عمه وبچه های عمه تا چند روز کنار ستایش بودند تا اینکه ستایش کاملا خوب شد ونامادری تصمیم گرفت با اینکه یک ماه از تولدش گذشته جشن مفصلی برایش بگیرد نامادری به پدر ستایش میگفت با جشن تولد روح مادرش شاد می شود بنابراین با کمک اقوام وسایلی تهیه وچون ستایش به گیتار علاقه داشت وکلاس گیتار میرفت نامادری هم مثل مادرستایش کیک به شکل گیتار برایش سفارش داده بود... جشن تولد در ویلای شخصی در ده بالا گرفته شد زیرا مادر ستایش خیلی انجا را دوست داشت . نامادری لباس زیبایی مثل پرنسس ها با کلایی مخروطی گرفته بود که ستایش خیلی در ان برازنده شده بود .مهمان زیادی حتی فامیل های نامادری هم از بافق برای تولد ستایش امده بودند. هشت تا شمع روی کیک گیتار را ستایش چند بارفوت کرد تا خاموش شدند این بار همه تولدت مبارک را خواندند نامادری گل های زرد فصلی را در گلدانی قرار داده بود که درعکس بسیار زیبا معلوم می شدند . هدیه ها یکی پس از دیگری باز میشد وستایش با هرهدیه لبخندی میزد بعد ازاینکه اخرین هدیه بازشد ستایش وپدر کمی درگوشی صحبت کردند وبعد ستایش جلو امد وبه نامادری گفت : – مادریک هدیه میخوام بهت بدم – عزیزم الان موقع گرفتن هدیه است نه دادن. – این فرق میکنه ی نامه هم نوشتم اگر بد خط نوشتم ببخشید – عزیزم دخترگلم مگه نمیدونی من هم خطم بده. همه خنده ای کردند وستایش پاکت را به نامادری داد وازش خواست بازش کند نامادری نگاهی به پدرستایش انداخت که با سرعلامت دادیعنی بخوان وچشمکی هم زد که ابروی شلوغش پایین بالا شدن .نامادری که ناخن بلندی داشت ولاک زرد خوش رنگی هم روی ناخن هایش برق میزد پاکت را باز کرد وگردنبندی زیبا از طلا در پاکت بود گردنبتد را در دست گرفت وشروع به خواندن نامه کرد بعد خواندن اشک سردی رد سپیدی که از ارایش صورتش تشکیل شده بود برگونه ها افتاد ارایش چشم با اشکها پاک شد نامه را کنارگذاشت دست را دراز کرد سوی ستایش واوهم خود را به بغل نامادری انداخت . مهمانان واقوام کنجکاوشدند وازپدر ستایش خواستند اگر اشکال نداره متن نامه ستایش را بخواند پدرهم جلورفت درحالی که با یک دست شانه همسرش را ماساژ میداد شروع به خواندن با صدای بلندکرد. به نام خدا مامان عزیزم .فرشته خوبم توجای خالی مادرم را که در اسمان فرشته شده را پرکردی این گردنبند مادرم است که باید به گردن تو اویزان شود راستشو بخواهی اول ازت خوشم نمی امد اما وقتی منوبا خودت همه جا میبردی وقتی در درس کمکم میکردی وقتی به مدرسه میبردیم وتا تعطیل میشدم تو حاضربودی موهاموهرروزصبح به ارامی مادرم شانه میکردی ومیبافتی .وقتی شب تو اتاقم می امدی فکرمیکردی خوابم وبوسم میکردی وهرموقع شب حیاط میرفتی ازپنجره نگاه میکردم که دستاتو بالا میگرفتی ودعا میکردی واشک می ریختی ...جای مامانمو پرکردی وازهمه مهمتر تو با مهارتی که داشتی اپاندیس مرا عمل کردی وروده عفونی مرا بریدی ومرا نجات دادی .تا ابد ازت ممنونم. توقابل ستایش هستی توهم بهترین مامان هم بهترین دکتر دنیایی .مامان دکتر.مامان خوبم... وقتی نامه تمام شد احساس مهمانان جریحه دارشد واشک ریختند .نامادری بهتربگویم خانم دکتر که چشم هایش ازاشک قرمز شده بود ستایش را به اغوش گرفت وپدرستایش هم هردو را بغل کرد واول بزرگترها بعد بچه ها شروع به دست زدن کردند .قاب عکس مادر اصلی ستایش درحال لبخند رضایت کننده روی دیوار بود . پایان ...
ربع قرن پس از زلزله مرگبار منجیل/ در زلزله هم تحریم هستیم/ مسکن مهر، اصلا ایمنی ندارد
بعد از انقلاب بوده است. زلزله طبس در سال 1357، 7.4 ریشتر بود، اما چندماه پیش از پیروزی انقلاب به وقوع پیوست. به هرحال زلزله منجیل یک اتفاق بسیار هولناک، در نیمه شب، ساعت 30 بامداد و هنگام پخش بازی برزیل-اسکاتلند در جام جهانی 1990 بود. البته این همزمانی باعث شد که تلفات کمتر شود. چون بعضی ها بیدار بودند و کشته نشدند. به هرحال ربع قرن از این زلزله گذشته است. ببینیم در این 25 سال چه اتفاقاتی در کشور
مساجد ظرفیت بزرگ جامعه اسلامی/نقش کانون های مساجد در غنابخشی به برنامه های فرهنگی
1394/4/1 - 06:46 467138 به گزارش خبرنگار خبرگراری شبستان از یاسوج، رضا دهبانی پور، مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان کهگیلویه و بویراحمد شب گذشته (31 خرداد) در افتتاحیه اوقات فراغت و کارگاه آموزشی و توجیهی اعضای کانون های فرهنگی و هنری مساجد شهرستان بویراحمد، گفت: کسانی که در کانونی به نام مسجد فعالیتی را در راستای اعتلای فرهنگ دینی انجام می دهند، بهترین مرکز را برای فعالیت های فرهنگی
فال روزانه دوشنبه 1 تیر1394
وارش نیوز: فروردین شما خانواده و دوستانی دارید که همیشه در کنارتان هستند و دوستتان دارند، احساس خود را نسبت به آنها نشان دهید و به آنها بگویید که چقدر آنها را تحسین می کنید. ماهی که در پیش دارید را ماه خانه و خانواده بمانید و تا می توانید به آنها رسیدگی کنید. خاطرات گذشته در ذهن شما زنده می شوند و به یاد دوستان قدیمی خود می افتید. چرا به دیدار آنها نمی روید؟ در مورد گذشته با هم حرف
زدم زیر گوش بنی صدر!
دوره زندان و مبارزات کمر شاه را شکست، همین اعتقادی بود که بچه های مذهبی داشتند. آن زمان اینطور بود که اگر خانواده ای مذهبی بود، همه چیزش مذهبی بود. همه چیز مشخص بود. خانواده مذهبی؛ هم دخترش، هم پسرش، همه مناسبات مذهبی بود. رفت وآمد ها همینطور. حدوسط نبود. اگر هم خانواده ای مذهبی نبود، کاملا مشخص بود. بلبشو نبود. یعنی می فرمایید تمییز دادن غیرمذهبی از مذهبی راحت بود؟ بله! به
سریال پایتخت 4 به مشهد نمی رود
در خصوص سفر پایتختی ها به مشهد ادامه داد به لحاظ زمان و آنتن فکر نمی کنم بتوانیم عازم مشهد مقدس باشیم ولی با توجه به تنوع قصه حتماً تغییر لوکیشن خواهیم داشت و احتمال اضافه شدن چند بازیگر به ما وجود دارد. : غفوری در پایان گفت ما تا پایان ماه مبارک رمضان تصویربرداری خواهیم داشت و امیدواریم بتوانیم به موقع سریال پایتخت را به آنتن برسانیم. خدا را شکر چند قسمت ابتدایی سریال بازخورد
از سریال های معناگرا به طنز رسیدیم
مجموعه های کوچک و چند بخشی از گذشته، چندان معمول نبوده و به تازگی آغاز شده است. چنان که امسال، در کنار مجموعه هایی مثل پایتخت4 ساخته سیروس مقدم، گاهی به پشت سر نگاه کن ساخته مازیار میری و دردسرهای عظیم ساخته برزو نیک نژاد، گویا قرار است که در شب های قدر، مجموعه های کوچک فراموشی ساخته سعید سلطانی و نیاز ساخته حسین سهیلی زاده نیز پخش شود. صرف نظر از انگشت شمار بودن این برنامه به لحاظ کمی، باید توجه
دهکردی: فقط مصلحت تئاتر را در نظر می گیرم و دم نمی زنم
نمی سوزد شاید فقط یک سال اینجا باشی. من گفتم حتی اگر شش ماه هم باشم می خواهم برکت کارم برای تئاتر مملکتم بماند. در چنین جوی تئاتر تولیدکننده اندیشه و تئاتری که قرار است بحران های جامعه را در آینه تمام نما و شفاف خود نشان دهد کنار می رود و به جای آن چیزهایی می آید که فقط سرگرم کند و بخنداند و بر اساس یک تحلیل خنده دار که مردم همه غمگین اند و باید شادشان کرد، هر کاری می کنند. جامعه را هر