سایر خبرها
احمدی نژاد و تلاش غرب برای دستگیری امام زمان/ بحث بر سر رنگ شهدا/ اصلاح رئیس/ جنون ضدایرانی سعودی / سخت ...
همچنین در شروع مطلبی با عنوان جنون ضدایرانی سعودی با دیپلماسی دسته چکی نوشته: سونامی اسناد وزارت خارجه عربستان که نشان ازعمق و وسعت تقلای ایران ستیزانه رژیم آل سعود دارد، همچنان ادامه دارد. از تبلیغ علیه ایران با پوشش کمک به سیل زدگان تایلندی گرفته تا تقاضای پادشاه آل سعود از امریکا برای حمله به تأسیسات اتمی ایران همگی بیانگر دست و پا زدن مقامات آل سعود برای جلوگیری از توان رو به رشد ایران است.
حقوق بشر در افغانستان پساطالبان
افغانستان بر اساس نظرسنجی ها و گزارش هایی که از سوی نهادهای مختلف مدافع حقوق بشر در افغانستان ارائه شده، بیشترین آمار نقض حقوق بشر در جریان حاکمیت طالبان و پس از آن از سوی این گروه صورت گرفته است. گروه شبه نظامی طالبان همزمان با تصرف مناطق مختلف افغانستان، دست به اقدامات گسترده ای در نقض حقوق بشر در افغانستان زد. قتل عام بی گناهان در مناطق تصرف شده از جمله در مناطق شیعه نشین بامیان و
عباس کیارستمی، افتخار جهانی ایران
لباس، تدوین و حتی بازیگری داشته است ، وی همچنین عکاسی شناخته شده است همچنین به تازگی دو کتاب از ادبیات کلاسیک ایران به نام های حافظ به روایت عباس کیارستمی و سعدی از دست خویش فریاد را منتشر ساخته است . در حراجی کریستی دبی در تاریخ 1 مه 2008 عکسی از کلکسیون عکس های عباس کیارستمی به قیمت حدود 130 هزار دلار فروخته شد . سانسور مارتین اسکورسیزی با ذکر تلاش فراوان دولت
اصل داخل است و قدرتمندشدن داخل/استراتژی آمریکا طولانی کردن مذاکرات برای تضعیف ایران است
موجب می شود که پاسخ پرسش ها را از مناظر مختلف بدهد. او توسعه در ایران را مستلزم داشتن عزم برای تغییر، حل وفصل برخی چالش ها و دستیابی به نتیجه واحد و آغاز تغییر می داند. اگرچه یادآوری می کند که برخی ویژگی های فرهنگی، انجام این تغییرات را در سطوحی سخت می کند. او برای توسعه، سیاست خارجی، انتقاد و مباحثی از این دست 30 ویژگی برمی شمارد. کتاب های عقلانیت و توسعه یافتگی ایران ، فرهنگ سیاسی ایران
سرمقاله روزنامه های اول تیر
. وقتی که حدود 700 میلیارد دلار درآمدهای نفتی را در هشت سال داشته اند ولی رشد اقتصادی آنها سرجمع این هشت سال بسیار اندک بوده، اکنون می توان معنای کارآمدی را فهمید. معنای تحول نیز روشن است. به عقب بردن جامعه ایران به دوران احمدی نژاد، هرچه باشد، تحول نیست، زیرا در معنای تحول نوعی ارزشگذاری مثبت نهفته است. ضمنا یک عضو هیات موسس حزب گفته که فلسفه وجودی این گروه کارهای! گفتمانی است؛ در این
دهقانی پوده: مناظره های هسته ای تلویزیون مخرب و آفت مذاکراتند/ توافق مغایر با ارزشهای انقلاب نیست
و اعتماد و با درایت و تیز بینی پشت سر خواهیم نهاد. شدت یافتن دشمنی و کینه توزی و تلاش برای مختل کردن مذاکرات توسط رژیم صهیونیستی و برخی سران کشورهای عربی نشان ما در حال پیمودن راه درستی هستیم. اما جامعه به این سمت رفته است و نهادهای مختلفی این روند را در پیش گرفته اند، از جمله صدا و سیما و مناظره ها. من 100% با مناظره های هسته ای مخالفم. علتش هم اینست که در این مناظرات یکی از
با پرانرژی ترین مجری رسانه ملی آشنا شوید
علاقه عجیب و غریب مردم به فوتبال است. رفته بودیم جنوب یک پیرمردی در مغازه نشسته بود که نوه هم داشت می گفت وقتی پرسپولیس به استقلال باخته بود جوری با دست به سرش کوبیده بود که تا چند وقت سردرد داشته. اونجا علاقه به فوتبال طوری بود که اگر بچه ها توپ نداشتند همدیگر را مثل توپ توی دروازه می انداختند. همین است که فوتبال و کار در این حوزه را جذاب می کند. واگرنه شما برو در روسیه و نروژ، طرف حاضر نیست به
رییس اداره فرهنگ هرات بود اما در ناصرخسرو دست فروشی می کرد
خبرگزاری تسنیم : ده ساله بودم که پدرم دستان مرا گرفت به جبر و با خود از مرز عبور داد و به مشهد آورد من تمام مدت چشمان خیسم به پشت سرم بود به سرزمین کودکی هایم در کابل ... حالا من پدر شده ام و دست پسرم را گرفته ام و با خود از مرز عبور می دهم از مشهد به مقصد کابل و پسر ده ساله ام مدام به پشت سر خود نگاه میکند با بغض ، به تهران به مشهد به سرزمینی که در آن به دنیا آمد این حرف
زلزله ای در لیست 10 زلزله مرگبار جهان/ گزارشی از حال و روز این روزهای رودبار و منجیل
ثانیه از بین رفته اند؟ خبر اما واقعیت داشت و همه اش هم این نبود. زلزله سال 69 رودبار و منجیل، دست و پای خیلی ها را از آنها گرفت، خیلی ها را فلج کرد، خیلی ها را زمینگیر کرد و البته خیلی ها را هم بی خانمان. این خیلی ها را بعدا 60 هزار نفر اعلام کردند؛ کسانی که در زلزله رودبار و منجیل، در این دو شهر و روستاهای اطراف زخمی شدند و روی تعداد زیادی از آنها نام معلول گذاشتند. 500 هزار نفری را هم که در مجموع
مروری بر 9 راز زندگی رونالدینیو
می داند که او دیگر آن بازیکن بزرگ سابق نیست و از روزهای اوج خود فاصله زیادی گرفته است. این بازیکن برزیلی الان 35 سال سن دارد و این یعنی دوران او به پایان رسیده است و دیگر باید به فکر بازنشستگی باشد. مغرور، شلوغ، جادوگر و جنجالی صفاتی است که رونالدینیو با آن شناخته شده است. او توانست با بازی های درخشانی که به نمایش گذاشت بارسلونا را به قهرمانی در لیگ قهرمانان اروپا برساند و در دو سال
جزئیات بلوکه شدن حساب تجار ایرانی در برخی کشورها
کشورهایی که بسیار از بحث تحریم ایران بهره برده اند و بیشترین منافع را داشته اند، به محض اینکه احساس کردند که ممکن است منافعشان بعد از لغو تحریم ها به خطر افتد، شروع به آزار تجار ایرانی کردند و حساب های تجاری را که در کشورهای خود شرکت یا حساب بانکی داشتند، را مسدود کردند. بهتر است نام کشورها را نبریم ولی روی هم رفته این اتفاق ظرف دو ماه اخیر رخ داده و البته بعد از مدتی برخی از آنها متوجه
احمدی نژاد: غرب بیشتر از ما به دنبال امام زمان (عج) است
؟ معلوم است که خود حقیقی انسان جز وجود انسان کامل و امام (ع) نیست پس باید امام (ع) را شناخت. چقدر خود حقیقی را می شناسیم؟ چقدر در این مسیر جلو رفته ایم؟ همانقدر که خدا را می شناسیم و چقدر خدا را می شناسیم همانقدر که خودمان را شناخته ایم و چقدر خودمان را می شناسیم همانقدر که امام (ع) را می شناسیم. همه یکی است. شناخت امام (ع) هم شناخت خود است و هم شناخت خداوند است.راهی جز معرفت امام (عج) برای شناخت
حضور خانواده ها در ورزشگاه ها می تواند نشاط و شادابی را به جامعه تزریق کند
، برای خبرنگاران خانم هم جهت حضور در این محل آی دی کارت صادر نشده است ؛ این خبری بود که یک روز قبل از اولین میزبانی ایران در لیگ جهانی 2015، مخابره شد. آخرین باری که پای بانوان به سالن آزادی رسید، سال 2011 بود که تیم ملی ایران به عنوان قهرمانی آسیا دست یافت و با شکست دادن ژاپن، جواز حضور در لیگ جهانی 2013 را به دست آورد. هنوز از یادها نرفته است که با ورود ایران به لیگ جهانی والیبال در سال
واقعا هاشمی نگران فشار تحریم ها بر مردم است؟!/علیزاده:نگفتم حکم اعدام صادر شده/قاچاق کالا چهار برابر ...
کم تا اندازه ای خلاص شده، ممکن است انگیزه خود را برای اجرای توافق جامع از دست بدهد. پولیتیکو افزود: با این حال الیزابت روزنبرگ مشاور سابق وزارت خزانه داری آمریکا در امور تحریم در این باره گفته است؛ حقیقت این است که بنا به چند دلیل توقف تحریم ها نه سریع خواهد بود و نه آسان. پولیتیکو نوشت: مسئله گشایشی که قرار است توقف تحریم ها ایجاد کند نیز در دراز مدت در هاله ای از ابهام است
برخورد بهنگام با دانه درشت ها
این یادداشت به قلم حسن اختری در ادامه می افزاید: دولتمردانی که در دوران تصدی خود در پست های بالای دولتی پا را از گلیم قانون فراتر نهاده و با سوءاستفاده یا سوءمدیریت یا حاتم بخشی به غارت و حیف و میل بیت المال پرداختند و به آنچه که از طرف ملت به امانت در اختیار داشتند، خیانت کردند. با اعتقادی که ان شاءالله بر وجود عدالت در محاکم قضایی کشور است و استقلالی که مطابق قانون قاضی در انشای رأی خود دارد. تنوع در متهمان و مجرمان از دولت های گذشته با سلیقه های مختلف و وابستگی های جناحی به هر دو جریان مشهور سیاسی کشور شائبه برخوردهای یک طرف ...
بنیاد در آینه مطبوعات
طولانی است اما همین را بگویم وقتی دکتر این خبر را شنید به سمت من آمد و یکی روی شانه ام زد و گفت : بیا با من در ستاد همراه باش . اما من گفتم: نه دکتر من همین جا جایم خوب است شما سلامت باشید. البته جا دارد همین جا بگویم چمران از آن آدم هایی بود که به گفته حضرت امام(ره) ذخیره انقلاب ما بود.امثال چمران آمدند و ماندند تا نام انقلاب پا برجا بماند. می خواستم چمران را مجروح کنم! شما وقت شهادت چمران
آماده سازی بیمارستان های ویژه برای مقابله با این بیماری مرگبار
بیماران یک زن 53 ساله کرمانی بوده که هم اکنون فوت کرده است. البته این احتمال نیز می رود که علت مرگ او به دلیل بیماری دیگری غیر از ویروس مرس بوده باشد. وی اطلاع رسانی درست و به موقع توسط رسانه ها را یکی از راهکارهای مناسب برای مقابله با مرس عنوان و تصریح کرد: مرس یک بیماری ویروسی تنفسی بسیار سخت و خطرناک است که از طریق قطرات تنفسی فرد بیمار منتقل می شود، اما پیشگیری از آن بسیار ساده و شامل شستن دست
ماجرای گریه هاشمی برای عزل بنی صدر/ هلوکاست رسانه ای علیه مهناز افشار/ احمدی نژاد با نظر رهبری مخالف بود ...
: هر گونه تجمع به مجوز استانداری نیاز دارد و استانداری و فرمانداری ها هستند که شرایط را بررسی کرده و اگر مشکلی نباشد مجوز تجمع را صادر می کنند زیرا وقتی تجمعی انجام می شود باید مشکلات ترافیکی و برقراری نظم و امنیت در نظر گرفته شود. همچنین افرادی که تجمعی را برگزار می کنند باید مسئولیت پذیر باشند چون اگر مشکلی پیش بیاید از نظر مراجع قانونی، مسئول مربوطه باید مشخص باشد و اگر مشکلی پیش بیاید استانداری
ستایش نامادری
به نام پروردگار عالم که چوپان من است ستایش نامادری نویسنده:سیروس قزلباش تقدیم به بانو (میم) ستایش برای جشن تولد 7سالگی اش لحظه شماری می کرد مادرستایش پیشنهاد داده بود تا جشن را در ویلای شخصی خودشان در ده بالای یزد برقرارکنند ومقداری وسایل جشن تولد وبادکنک وتزئینات آماده کرده بودند وچون ستایش گیتار زدن را دوست داشت مادر کیک به شکل گیتار برایش سفارش داده بود . ستایش دختری باموهای فر وجثه ای کوچک که دماغی گرد وچشمانی درشت داشت و دماغش با صورت گردش تناسب داشت وبشتر شباهت به مادر میداد. پدرستایش یک بازاری سرشناس بود که دارای چند کارگاه تولید ترمه بود که حتی به کشورهای حوزه خلیج فارس صادر میکرد ترمه بافی از چند نسل به او رسیده بود وی علم ترمه بافی را به روز کرده بود ودستگاهای جدید ونقش های کامپیوتری باعث شده بود که نه تنها در یزد بلکه درکشور هم به عنوان یک کارآفرین خوب وتولید کننده عالی شناخته شود. شهرتش اول ترمه باف بود که فامیلی خود را به دانافر تبدیل کرده بود.اقای دانافر مردنسبتا خوبی بود قدی تقریبا بلند با موهای صاف ولاغراندام وکمی سبزه با دماغی کشیده والبته انقدر ابروی پرپشتی داشت که ستایش گاهی به شوخی می گفت: – بابایی می خواهی ابروهاتو ببافم هاها – توکه بلد نیستی بگومامانت بیا ببافه هاهاها – شما پدرودختر چی میگن پشت سرمن. – هیچی بابا دخترت هوس کرده ابروهای بابایی را ببافه – راستی خوب گفت یادت باشه این ابروهای پرپیچ وخمو واسه جشن کوتاه کنی – باشه بابا باشه خانوم جون – البته بابایی یک روز قبل از جشن کوتاه کن چون زود دوباره در میان هاهاها – هاهاهاهاها دخترکم یکی ی دونه بابا ان خانواده خوشبخت بودند اما کسی که از فردای خودش خبر ندارد. آخرهفته بود آنها وسایل جشن تولد را در صندوق عقب ماشین شاسی بلند وسفیدخود جا دادند وبه همراه همسایه خود تصمیم گرفتند به ویلا بروند همسایه آنها اصالتا اهل شهرستان بافق بودکه سالیان سال به یزد مهاجرت کرده بودند دختر بزرگ همسایه سمیه نام داشت وهنوز ازدواج نکرده بود اما خواهرهای دیگرش ازدواج کرده وخانواده تشکیل داده بودند . قرار بود صبح زود ستایش وپدر ومادرش زودتربروند وهمسایه انها چند ساعت بعد حرکت کنند وبه ویلا بروند تا در چیدمان جشن تولد ستایش به انها کمک کنند. صبح اقای دانافر باهمسروستایش حرکت کردند وشهرستان تفت را پشت سر گذاشتند ودرحال بالا رفتن ازگردنه ده بالا بودند.ستایش عقب نشسته بود وکمربند را بسته بود پدر هم ازترس جریمه کمربندرا بسته بود اما مادر ستایش که زنی گوشت الود وچاق بود بابستن کمربند احساس خفگی میکرد بنابرین عادت نداشت کمربند را ببند. انها درحال رفتن به سمت ده بالا بودند باد نسبتا سردی در حال وزیدن بود پاییز نزدیک بود اخرهفته همیشه جاده تفت بخصوص ده بالا شلوغ واتومبیل های زیادی به ان سو در حرکت هستند وبه ندرت اتومبیلی از ده بالا می اید پلیس راهنماورانندگی هم قبل ازصبحگاه تا ساعت 9 صبح در جاده مستقر نمی شود جاده باریک وهر خودرویی سعی می کند از دیگری گوی سبقت را برهاند وپدر ستایش هم مرتب سبقت بیجا میگرفت وخوشحال می شد که با هر گاز دادنش ده ها ماشین را جا میگزارد مجری رادیو یزدگرچه لعن جدی به خود نمیگرفت اما گاهی رانندگان را به صبوری واحتیاط دعوت میکرد. اقای دانا فرباز درحال سبقت بود که کامیون خاورنارنجی رنگی که شاید متعلق به 40 سال پیش بوداز سمت ده بالا دود کنان باسرعت به سوی اتومبیل هایی که روبرویش بودند می تازاند.صدای اهنگ قدیمی راننده خاور را تا ده اتومبیل میشنید راننده درحالی که زیرشلورراهرایی برپا وزیرپوش رکابی برتن داشت یک پا روی گاز وپای دیگر جمع شده روی صندلی ودستها را در فرمان براق وبزرگ فروبرده بود وبا بازوهایش فرمان را مهار می کردهمانطور میگازاند وبالا خره بی احتیاطی وغرور راننده کامیون که دوست نداشت کسی در لاین او حرکت کند قرعه بدشانسی را برای خانواده ستایش ورق زد.در حرکتی ثانیه ای در حالی که پدر ستایش باز درحال سبقت بود وفکرمیکرد یک ماشین دیگر را هم می تواند رد کندهدف خاور تندروشد صدای برخورد دواتومبیل خرد شدن شیشه ها جاری شدن خون فریاد وجیغ وبا حسین ویا ابوالفضل در جاده میپیچید وچون کلید اربگ اتومبیل اقای دانافر در حال آف بود اربگ ها هم عمل نکرده بودندوکمربند خانم دانافرهم که بسته نبود جان ان زن مهربان گرفته شد هنوز صدای ترانه دلخراش خاور که معلوم نبود چی میخواند درحالی که اب از جلوبندیش می ریخت وبخار بالا گرفته بود در حال پخش بودوراننده خاور هم براثر دیررسیدن آمبولانس ووقانونهای دست وپاگیر که تا ساعتی طول کشید همسفر مادر ستایش شد... ستایش شوکه شد واز ترس بیهوش شده بود وپدرش حتی حس بازکردن کمربند را نداشت . بیمارستان ،سردخانه ؛بازداشت اقای دانافر،ازهمه بدتر مشکلات روحی روانی ستایش را رها میکنیم وبه یک سال بعد میرویم تا خواننده هم مثل من زیاد غم ها را مرور نکند... یکسال بعد ستایش با وجود عمه ها وفامیل وبخصوص سمیه دختر همسایه قبول کرده بود مادرش فرشته شده وبه اسمان رفته .سمیه خود را به انها خیلی نزدیک کرده بود ستایش را به پارک وسینما وبازارمیبرد وعمه ستایش هم به خانه انها امده بود واز ستایش نگهداری میکرد پدر ستایش افسرده شده بود ساعت ها در اتاق به عکس زن مرحومش خیره می شد خواهر ش تا می توانست با کمک سمیه همسایه انها از ستایش وپدرش مراقبت میکردند .خانه اقای دانا فر دریکی از جاهای خوب صفائیه بود . سمیه خود را در دل ستایش جا کرده بود وعمه ستایش هم مناسب میدید که برادش با سمیه ازدواج کند پدر ستایش میلی به ازدواج دوباره نداشت اما صحبت های دوست وفامیل وخواهروبرادر واشتیاق ستایش،بالاخره پذیرفت. وازدواج ارام وبی سروصدایی انجام شد ورسما سمیه همسر اقای دانافر شد ... چند روز گذشت که پدر ستایش در خواب کابوس میدید درخواب سمیه را میدید که با چشمان خونی باچاقو ستایش رادنبال میکند وقتی از خواب میپرید زود به اتاق دخترش میرفت دختر را که سالم میدید اهسته کنار تختش مینشست و انگشت هایش را در موهای خودش فرو میبرد واهسته اشک میریخت زنش هم وقتی قصد همدردی داشت اورا دور میکرد امازن چیزی در اب میریخت وبه پدر ستایش میداد خیلی در کارش وارد بود معلوم نبود چه دارویی به اومیدهد که تا صبح اورا خواب میکند .گاهی هم ستایش نیمه شب بیدار میشد ونامادری را میدید که به حیاط خانه میرود ووقتی برمیگردد چشمانش سرخ است... درهرتقدیربا وجود خوابهای وحشتناک که پدرمیدید بیشترموقع که سرکاربود به بهانه مختلف سراغ ستایش را میگرفت گاهی که بیرون میرفتند انها را تعقیب میکرد وبیشتروقتها ازخواهرش میخواست انجا بیاید اما خواهرش که عمه ستایش باشد به پدرستایش میگفت چون تصادف ومرگ همسر وفوت راننده کامیون برایش سخت بوده باعث کابوس وتوهم می شود ومیگفت که فشارروحی روانی باعث خواب بد دیدن ومشکوک شدن است ... به هرحال سال مادر تمام شده بود وستایش به نامادری عادت کرده بود .جشن تولد ستایش همان روزها بود اما به دلیل سال مادر ومراسم دیگرتولد اورا کمی عقب انداختند یک هفته نشده بود که ناگهان ستایش براثردل درد شدید راهی بیمارستان شد وبستری گردید ستایش را به اتاق عمل بردند تا دکتر معالج ستایش که یکی از نزدیکان انها بود اورا عمل کند .نامادری فرصت رامناسب دید با اتومبیل مشکی رنگ هاچ بک درحالی که عینک دودی زده بود وارد حیاط بیمارستان شد قبل از پیاده شدن در ایینه ماشین نگاهی به خودش انداخت تصمیم عجببی گرفته بود باید کار ستایش را تمام میکرد اهسته از ماشین خارج شد از دری که پرستاران ودکتران وارد میشوند وارد بیمارستان شد خیلی زود به اتاق دکتری رفت روپوش پزشکی برتن کرد دستکشی پوشید تا اثری ازخون روی دستش نماند ماسکی بر صورت زد به طوری که اصلا معلوم نبود او همان نامادری است کمی استرس داشت اما درنگ نکرد وقتی متوجه شد ستایش بیهوش است کنارتختش رفت استرس عجیبی داشت پیشانیش عرق کرده بود بوی اتر والکل ومواد ضد عفونی مرتب به مشامش می رسید صدای بوق بوق دستگاه پزشکی به گوشش می رسید نفس عمیقی کشید چاقویی برداشت واصالت بافقی بودنش را نشان داد باچاقو شکم دخترک بی مادر را پاره کرد دستکش هایش به خون اغشته شد روده دختر را بیرون کشید وتکه کرد وسوی انداخت نفس درسینه حبس شده بود چهره همسرش را پشت پنجره حس می کرد گاهی به چهره دخترک نگاه میکرد اما وقتی کارش تمام شد سراسیمه از اتاق بیرون رفت دراتاق کناری دستکش را درسطل زباله انداخت روپوش را اویزان کرد سراسیمه انجا را ترک کرد وبا ماشینش به بیابان رفت کنار بیابان ایستاد بیرون امد داشت گریه میکرد ازته دل فریاد می زد وعقده های دلش را خالی میکرد گاهی چهره مادرستایش را میان ابرهای سپید حس میکرد که به اولبخند میزند معلوم نبود چرا اینقدر اسم پروردگارعالم را می اورد معلوم نبود چه چیز ازخدای مهربانش می خواهد معلوم نبود چرا چهره مادر ستایش را با خنده حس میکرد ... از سوی دیگر تیم پزشکی بیمارستان که متوجه وضعیت بیمارشده بودند اقدام لازم را بعد از ان کار انجام دادند تکنسین بیهوشی با دستگاه کار میکرد پرستاران خون شکم را پاک کردند وکارهای لازم انجام شد وشکم دختر بخیه زده شد وتیم هرکاری ازدستشان برمی امد انجام دادند وستایش با مراقبت های ویژه بهبود یافت .نامادری وقتی فهمید خطر رفع شده دیوانه وار خنده میکرد مثل ادم های روانی رقص وشادی عجیبی میکرد وخود را به بیمارستان رساند ستایش هنوز بیهوش بود اما دیگر خطری تهدیدش نمی کرد ... چند روز بعد ستایش را به خانه اوردند عمه وبچه های عمه تا چند روز کنار ستایش بودند تا اینکه ستایش کاملا خوب شد ونامادری تصمیم گرفت با اینکه یک ماه از تولدش گذشته جشن مفصلی برایش بگیرد نامادری به پدر ستایش میگفت با جشن تولد روح مادرش شاد می شود بنابراین با کمک اقوام وسایلی تهیه وچون ستایش به گیتار علاقه داشت وکلاس گیتار میرفت نامادری هم مثل مادرستایش کیک به شکل گیتار برایش سفارش داده بود... جشن تولد در ویلای شخصی در ده بالا گرفته شد زیرا مادر ستایش خیلی انجا را دوست داشت . نامادری لباس زیبایی مثل پرنسس ها با کلایی مخروطی گرفته بود که ستایش خیلی در ان برازنده شده بود .مهمان زیادی حتی فامیل های نامادری هم از بافق برای تولد ستایش امده بودند. هشت تا شمع روی کیک گیتار را ستایش چند بارفوت کرد تا خاموش شدند این بار همه تولدت مبارک را خواندند نامادری گل های زرد فصلی را در گلدانی قرار داده بود که درعکس بسیار زیبا معلوم می شدند . هدیه ها یکی پس از دیگری باز میشد وستایش با هرهدیه لبخندی میزد بعد ازاینکه اخرین هدیه بازشد ستایش وپدر کمی درگوشی صحبت کردند وبعد ستایش جلو امد وبه نامادری گفت : – مادریک هدیه میخوام بهت بدم – عزیزم الان موقع گرفتن هدیه است نه دادن. – این فرق میکنه ی نامه هم نوشتم اگر بد خط نوشتم ببخشید – عزیزم دخترگلم مگه نمیدونی من هم خطم بده. همه خنده ای کردند وستایش پاکت را به نامادری داد وازش خواست بازش کند نامادری نگاهی به پدرستایش انداخت که با سرعلامت دادیعنی بخوان وچشمکی هم زد که ابروی شلوغش پایین بالا شدن .نامادری که ناخن بلندی داشت ولاک زرد خوش رنگی هم روی ناخن هایش برق میزد پاکت را باز کرد وگردنبندی زیبا از طلا در پاکت بود گردنبتد را در دست گرفت وشروع به خواندن نامه کرد بعد خواندن اشک سردی رد سپیدی که از ارایش صورتش تشکیل شده بود برگونه ها افتاد ارایش چشم با اشکها پاک شد نامه را کنارگذاشت دست را دراز کرد سوی ستایش واوهم خود را به بغل نامادری انداخت . مهمانان واقوام کنجکاوشدند وازپدر ستایش خواستند اگر اشکال نداره متن نامه ستایش را بخواند پدرهم جلورفت درحالی که با یک دست شانه همسرش را ماساژ میداد شروع به خواندن با صدای بلندکرد. به نام خدا مامان عزیزم .فرشته خوبم توجای خالی مادرم را که در اسمان فرشته شده را پرکردی این گردنبند مادرم است که باید به گردن تو اویزان شود راستشو بخواهی اول ازت خوشم نمی امد اما وقتی منوبا خودت همه جا میبردی وقتی در درس کمکم میکردی وقتی به مدرسه میبردیم وتا تعطیل میشدم تو حاضربودی موهاموهرروزصبح به ارامی مادرم شانه میکردی ومیبافتی .وقتی شب تو اتاقم می امدی فکرمیکردی خوابم وبوسم میکردی وهرموقع شب حیاط میرفتی ازپنجره نگاه میکردم که دستاتو بالا میگرفتی ودعا میکردی واشک می ریختی ...جای مامانمو پرکردی وازهمه مهمتر تو با مهارتی که داشتی اپاندیس مرا عمل کردی وروده عفونی مرا بریدی ومرا نجات دادی .تا ابد ازت ممنونم. توقابل ستایش هستی توهم بهترین مامان هم بهترین دکتر دنیایی .مامان دکتر.مامان خوبم... وقتی نامه تمام شد احساس مهمانان جریحه دارشد واشک ریختند .نامادری بهتربگویم خانم دکتر که چشم هایش ازاشک قرمز شده بود ستایش را به اغوش گرفت وپدرستایش هم هردو را بغل کرد واول بزرگترها بعد بچه ها شروع به دست زدن کردند .قاب عکس مادر اصلی ستایش درحال لبخند رضایت کننده روی دیوار بود . پایان ...
چاره مشکلات زندگی طلاق نیست
گذشته در صورت اش ظاهر نمی شد. نقد جامعه شناسانه فیلم تمام شده است ،می خواهد حرفش را به گونه ای جمع و جور کند اما نمی تواند و بعد به بیراه می رود و کارگردان فیلم را محکوم می کند که یک طرفه قضاوت کرده و در فیلم اش حکم صادر کرده است. اصل قضیه را خودش در جمع دانشجویان لو داد ،این که زندگی مشترکش در آستانه طلاق و فروپاشی بود. دقیق دو سال از آن ماجرا می گذرد،آن روز که فروش
از سریال های معناگرا به طنز رسیدیم
شاهد تکرار سبک ها و مضامین در سریال های شبکه ها باشیم اما اکنون در این ساختار جدید و با حضور تخشید که تجارب مختلفی در زمینه های مدیریتی دارد، تصمیم گیری های بهتری شکل خواهد گرفت و شاهد این گونه موازی کاری ها نخواهیم بود. آنچه که افشار از آن به عنوان موازی کاری نام می برد در واقع همان تلاش برای تکرار موفقیت سریال هایی است که با تکرار زیاد سریال سازان از روی دست هم، کم کم به عنوان یک ژانر
پلیس در تعقیب کلاهبردار فراری
پس انداز کرده بودم، در کمتر از چند ساعت برداشت شد .کارآگاهان با توجه به شیوه و شگرد سرقت به بررسی تصاویر دوربین های مداربسته بیمارستان پرداختند و موفق به شناسایی تصویر جوانی حدودا 30 ساله شدند که کیف شاکی را در دست داشت. در ادامه با بررسی تراکنش مالی متعلق به حساب عابربانک شاکی، یکی از شعب بانکی نزدیک به بیمارستان شناسایی و تصاویر همان جوان در فیلم های ضبط شده دوربین مداربسته بانک رؤیت شد. مرکز
گزارشگری که نیم قرن پیش در پادگان کشف شد
آواز خواند نروی. چه زمانی حس کردید صدایتان برای گویندگی خوب است؟ 14، 15 ساله بودم که این حس بهم دست داد و عاشق گویندگی شدم. روزنامه که می آمد خواهر و برادرانم را جمع می کردم و اخبار را برای آنها می خواندم و در دبیرستان هم علاوه بر انشای خودم برای سایر دانش آموزان را هم می خواندم. در خدمت سربازی هم که در اصفهان بود میان 10 نفر برای خواندن خطابه سردوشی انتخاب شدم
حوادث کوتاه از کشور
فوریت های پلیس 110 مبنی بر یک مورد غرق شدگی در رودخانه زهک بلافاصله مأموران انتظامی برای بررسی موضوع در صحنه حاضر شدند. سرهنگ محمدی منش افزود: با حضور مأموران مشخص شد پسربچه 9 ساله که برای شنا به رودخانه رفته بود به دلیل عدم آشنایی به فنون شنا در رودخانه غرق شد. وی در ادامه از حادثه غرق شدگی دیگری در این رودخانه خبر داد و تصریح کرد: روز شنبه نوجوان 19 ساله ای جهت شنا وارد رودخانه شد که به
یاداشت اکبر اعلمی در مورد سند رو شده از مهاجرانی/آقای مهاجرانی برای این افتضاح چه پاسخی دارید؟!
ضمیمه سند شده است. در سند مورد اشاره مشخص نشده که در قبال چه کاری سعودی قرار بوده این هزینه را تامین کند. جستجو در سایت دانشگاه وارویک نشان می دهد که فردی با نام علی مهاجرانی در مقطع دکتری در سال های اخیر در گروه مدیریت و سیستم های اطلاعاتی این دانشگاه ثبت نام کرده و تحصیل می کند. ترجمه سند دیپلماتیک مذکور به شرح زیر است: دولت عربستان سعودی وزارت امور
سیاسی سازی والیبال ایران و آمریکا
تبلیغ و فشار علیه مقامات ایران تبدیل شد. دادستانی تهران در پاسخ به حاشیه هایی که ایجاد شده بود اتهامات را اعلام کرد و در پایان متن هم توضیح داد: دستگیری و تشکیل پرونده اتهامی برای غنچه قوامی، ارتباطی به موضوع حضور نامبرده در ورزشگاه آزادی و تماشای مسابقات والیبال نداشته و نامبرده صرفاً از جهت اتهامات منعکس در پرونده تحت تعقیب قرار گرفته است به گزارش ایسنا، متن اطلاعیه دادستانی
ساخت سریال آئینه عبرت به روایت دبیر ستاد مبارزه با مواد مخدر در دهه 60
دغدغه ای که فریاد مادران ایران را برآورده بود. حشیش، تریاک و هروئین مواد مخدری که به گفته مختار کلانتری دبیر ستاد مبارزه با مواد مخدر در سال های 1367 و 68 بسیاری از خانواده ها را متلاشی کرده بود. این جای کار هم شاید تصورش کمی سخت باشد که دبیر ستاد مبارزه با مواد مخدر خود دوربینی را از خارج از کشور تهیه کند و در اختیار کارگردانی قرار دهد و در نتیجه به ساخت سریال آیینه عبرت منتهی شود.
انتظار؛ مظهر تحرک آفرینی و تعهدآوری
باقر(ع) در روایتی فرمودند اگر فردی بمیرد، در حالی که امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیت از دنیا رفته است اما اگر فردی بمیرد در حالی که امامش را شناخته همچون کسی است که در خیمه قائم(عج) و در حضور امام باشد. حجت الاسلام مهاجری، توجه به دعاهای عصر غیبت را سبب شناخت امام زمان(عج) خواند و خاطرنشان کرد: در دعای معروفی که در کتاب کمال الدین نقل شده می خوانیم بارالها خودت را به من بشناسان که اگر
داریوش مهرجویی سنتوری 2 را بدون چاوشی می سازد/ سنتوری مرد پاییزی در راه است
البته آن زمان تا این اندازه شناخته شده نبود و هنوز هم نتوانسته بود، مجوز رسمی فعالیت هایش را به دست بیاورد، می گفت. او در گفت وگویش با مانی حقیقی درباره بررسی کارنامه 40 ساله اش درباره این خواننده گفته است: به سنتوری که رسیدیم یکی از نکته های مهم و اصلی این بود که از چه موسیقی و صدایی برای آهنگ های علی استفاده کنیم. یک روز خانم محمدی فر در تاکسی چند ترانه از همان اولین سی دی قاچاق چاوشی شنیده بود
مرتضی الویری از دغدغه های اصلاحطلبان در انتخابات و چشم امیدشان به رهبری می گوید
عضو شورای مشورتی اصلاح طلبان نیروهای اصلاح طلب اگر بتوانند از سد شورای نگهبان عبور کنند کار دشواری در انتخابات نخواهند داشت. الویری می گوید نگرانی اصلاح طلبان نه از اجرای انتخابات که از موضوع نظارت استصوابی شورای نگهبان است. با این حال به گفته اوچشم امید اصلاح طلبان در رابطه با نظارت شورای نگهبان گذشته از مصوبات اخیر مجمع تشخیص، رایزنی دولت با شورای نگهبان و مخصوصا هشدار رهبری به این شورا در تایید