سایر منابع:
سایر خبرها
سه اتفاق شوم که ثمره محبت های جزئی اند
، تلقی مردم نسبت به افراد دیندار این گونه نباشد، معلوم است که ما طلبه ها دین را بد یا ناقص معرفی کرده ایم. همان طور که مردم از یک آدم متدین انتظار دارند که نماز بخواند، روزه بگیرد و ظلم نکند، باید انتظار داشته باشند که حساب شده زندگی کند. ولی بنده تصور می کنم که نگاه جامعۀ ما به یک آدم مذهبی و متدین، این گونه نیست. یعنی آن طوری که از یک بچه مذهبی انتظار نماز خواندن دارند، انتظار زندگی کردن درست و
بنیاد در آینه مطبوعات
است که اجازه رفتن به او بدهد یا نه. دست خودش نیست. مادری که سجاده پهن شده اش به خاطر عملیات های بچه های رزمنده جمع نمی شود و مدام منتظر اخبارا است! روایت ها دارد دوباره زنده می شود؛ روایت سالهای جنگ، مادران چشم به راه، مادران جنگ، مادران جاویدالاثر، یک چندمتری سرشار از اجتماع مادران و خانواده ها. هیچکس، دیگری را نمی شناسد اما حکایت مادران شهید فرق را نشان می دهند. نشان به این نشان که عکاس
نمایشگاه کتاب فرانکفورت و دیدار با محافظی که از غرفه خالی اسرائیل محافظت می کرد
گذشته خود و کشورش تعلق خاطر دارد. بعد از خداحافظی و دورشدن زن و مرد ایرانی؛ گروهی از منافقین با سر و صدا و شعار وارد غرفه می شوند. چند نفر از آنها فیلم و عکس می گیرند. قیافه یکی دو نفر شان بیشتر شبیه چاقوکش ها و مجرمین است، شروع به رجزخوانی بر علیه دولت جمهوری اسلامی می کنند. از عصبانیت از جایم بلند می شوم. آقای امینیان دبیر مجمع ناشران دفاع مقدس به سمتم می آید و به من تذکر می دهد که
خداوند دوست دارد صدای دلسوختگان را بشنود
بگذریم که از برخی از امور معنوی اطلاع دارد که فقط در قوطی دکان عطاری او پیدا می شود و حکم کیمیا دارد و از روحانیون دیگراصلا نمی شنوی! سید اصالتا اهل مشهد است، اما دست تقدیر او را در تهران ماندگار کرد و از همان سالهای انقلاب مشغول به امور شرعی مردم بوده است.سه دوره نماینده مجلس بوده و از این جهت قدرت را به خوبی می فهمد، اما بعد از مجلس هشتم عضو آن مجلس بود در دفترش به صلح و صفا دادن بین
گفتگو با راننده کامیونی که 6 لکسوس را از بین برد!(+عکس ها)
لکسوس های یک میلیارد تومانی تند و تند در شبکه های اجتاعی دست به دست می چرخید و مرد مضطربی که داخل یکی از عکس ها ایستاده بود با حسرتی عمیق به ماشین های له شده نگاه می کرد که... حالا 10 روز از وقوع این حادثه گذشته. جاده همان دقایق اولیه باز شد و ماشین های خوش آب و رنگ و له و لورده به پارکینک لیس راه منتقل شدند. تریلر واژگون شده که به هم خانواده های آخرین مدلش دهن کجی می کرد با جرثقیل به حالت اول
چه کسانی به شب قدر وارد نمی شوند؟
روح دعا دارد، محضر مبارکت آمدم که تو را بخوانم، آن وقت این جا که لطف پروردگار عالم به بشر بیشتر هست. گرچه اگر خاطر شریفتان باشد عرض کردیم که خود این ادعیّه از لسان معصوم(ع) و در حقیقت مِن لسان الله است. گفتیم قران نازله است و دعا قرآن صاعد است ولی این دعاهای باعظمت و قرآن صاعد هم، باز از ناحیه خداست والّا بشر بالجد بلد نبود که چگونه دعا کند و گاهی نعوذٌبالله و نستجیربالله در دعا احساس
مردانی که قربانی خشونت زنان شده اند
پشیمان می کرد، قدیمی ها مثل های خوبی داشتند و می گفتند مردی که دست روی زنش بلند کند، مرد نیست. حالا گذشته از اینکه آمارهای عجیب و غریب درباره خشونت علیه زنان نه در ایران بلکه در کشورهای دیگر هم وجود دارد، پدیده جدیدی به تازگی در حال رخ دادن است، شوهرآزاری و کتک زدن مرد. یکی از همکارانم وقتی کتک خوردن مرد همسایه شان را برایم تعریف می کند، انگار دارد صحنه هایی از فیلم کمدی را
طلاق عاطفی در کمین خانواده های ایرانی
روحی روانی فرزندان شود. برای مثال والدین می توانند دیدگاه مثبت و اطمینان بخشی را به فرزندان شان القا کنند. برای رسیدن به این هدف پدر یا مادر در درجه اول باید مراقب وضعیت فعلی شان باشند و سعی کنند با همسر قبلی خود رابطه خالی از جنجال و دعوا داشته باشند. والدین نباید فرزندشان را نسبت به همسرشان بدبین کنند و باید ذهن فرزند خود را نسبت به طلاق به گونه ای صلح آمیز و عاری از کینه آماده کنند. علاوه براین
گناهی که مرگ را شتاب و حبس رزق میکند
بیرون می آیید که جز چهار پاره استخوان از آن ها چیزی نمانده است. ما از اسکلت خودمان هم می ترسیم. لذا باید این ها را مواظبت کرد. بالاترین ظلم که ظلم به دیگران می آورد، ظلم به نفس خود انسان است، ظلم به دست، زبان، چشم، گوش و .. است. این گوشم را به چه می سپارم؟ کدام آواها را می شنوم؟ آواهای الهی یا ترانه ها و موسیقی؟! گوشی که به سراغ گناه گوش دادن رفت، به سمتی رفت که صحبت نامحرم را بشنود و لذّت ببرد، این
7مشکل در زندگی مشترک و راه حل های آن
با این رفتار می خواهد بگوید راهی برای برطرف کردن نیازهایم ندارم، تحت فشارم و دارم کنترلم را از دست می دهم. ایجاد یک رابطه گرم و صمیمی، بدون توجه به اینکه طرف مقابل چقدر آشفته است، حضور کامل داشتن به معنای متمرکز بودن، متوجه دیگری بودن و ارتباط برقرار کردن با او، الگوی رفتاری طرف مقابل را تغییر می دهد. هنگامی که همسرتان با شما درگیر می شود یا احساس می کنید به شما محبتی ندارد، باید
در ستایشِ حیات وحش و حکایت دردناک جامعه ما
وضعیت اجتماعی مان در حیطه های گوناگون، نگران کننده است. در زمینه قتل و همدیگرکشی رفتارهایی از ما سر می زند که در حیات وحش کم سابقه است. حتی برخی حیوانات ناهمگون به خاطر اینکه تحت تأثیر همزیستی قرار گرفته اند، رفتارشان نسبت به هم جالب توجه است. درندگان یکدیگر را تکه پاره نمی کنند و گزارش شده که در برخی زیست بوم ها، حیوانات ناهمجنس (قوی و ضعیف) رفتاری مسالمت آمیز با هم دارند. فیلم های مستندی
روایت صادقانه مهمان ماه عسل از یک زندگی دوباره
خداوند در آن رجزخوانی می کند و می گوید کسی نمی تواند کمر من را بشکند. چرا کسی تا به حال از این رجزخوانی به من چیزی نگفته است. 14 بار این آیات را خواندم. من این کتاب را تا به حال نخوانده بودم ولی متعجب بودم از این که مسلمانان اطرافم تا به حال از این موضوع چیزی به من نگفته بودند که به آن فکر کنم و بین مسیری که پیش گرفته بودم و مسیری که قرآن به آن هدایت کرده بود تصمیم بگیرم و راه درست را انتخاب کنم. یا
اسلام یعنی تسلیم شدن به امر ولی خدا
، قانون پذیر و محدودیت پذیر می شویم. برخورد امام باقر(ع) و امام صادق(ع) در مصیبت فوت فرزندشان امام باقر(ع) برای یکی از فرزندان شان به شدت ناراحت و بی قرار بودند. فرزند ایشان مریض بود و در تب شدید می سوخت به حدّی که داشت جان می داد. امام(ع) آن قدر نگران حال بچه بودند که اصحاب حضرت می گویند: ما پیش خودمان گفتیم که اگر این بچه از دنیا برود، می ترسیم حضرت هم از دست برود! از بس که
ساعتی در دروازه غار، همراه با معاون رییس جمهور
پاهایم را می سوزاند ولی مردهایی را دیدم که سر به گریبان و پا برهنه چنان راه می روند که انگار آتش زیر پایشان را حس نمی کنند . با زنی رو به رو شدم که گوشه ای بر روی زمین نشسته بود و به درختی تکیه داده و کودکی را به سینه اش چسانده بود . جرات جلو رفتن نداشتم ولی نگاهی با حسرت به من انداخت. اما این تنها زنی نبود که کودکی را به آغوش داشت و تعداد زیادی بودند که در گوشه کنار پارک پرسه می زدند
پاراگراف کتاب (43)
، میداند که همه بدون استثنا گردن میکشند تا زیبایی جسمانی و روحانی مان را ستایش کنند. مجذوب اصل ونسب و نژادمان میشوند و دوست دارند بیواسطه ببینند که ما چه طور از عهده ی تراژدیمان برمیآییم. هر جا که میرویم من و خانواده ام در مرکز توجه ایم. "اومدن! نگاه کنین، اون پسرشونه! بهش دست بزنین، کراواتش رو بگیرین، دست کم چند تار موش رو، هر چی که تونستین! مادربزرگت رو از این جا ببر | دیوید سِداریس
زندگی خصوصی کارل مارکس چگونه می گذشت؟
دوران دشوار محرومیت ها، پس از شکست انقلاب 1848و پناه بردن به لندن و اقامت اجباری در دو اطاقک ِ خیابان دین، سه تن از نوباوگان خود را از دست داد. من فقط با سه دختر او آشنا شدم. در سال 1865 که من به خانه مارکس راه یافتم جوانترین آنها خانم آولینگ بود، نو جوانی نازنین با ویژکی های پسرانه. مارکس می گفت هنگامی که این بچه به دنیا می آمد خانمش اشتباها بجای پسر دختر به دنیا آورده است. آن دو دختر دیگر
قربانیان پراید دودی پایتخت به 14 نفر رسید
کردم و چون دیگر از خودروهای شخصی می ترسیدم و به هیچ کس اعتماد نداشتم، جلوی سرویس شرکت ها را گرفتم و آنها من را به پلیس راه تهران ساوه رساندند. شکایت کردی؟ همان شب با گریه رفتم خانه مان و موضوع را با پدر و مادرم در میان گذاشتم و فردای آن روز برای طرح شکایت به اداره آگاهی رفتیم. با این خاطرات تلخ چگونه زندگی می کنی؟ از همه ماشین ها می ترسم، حتی از سوار شدن
گناهی که مرگ راجلو می اندازد
بیرون می آیید که جز چهار پاره استخوان از آن ها چیزی نمانده است. ما از اسکلت خودمان هم می ترسیم. لذا باید این ها را مواظبت کرد. بالاترین ظلم که ظلم به دیگران می آورد، ظلم به نفس خود انسان است، ظلم به دست، زبان، چشم، گوش و .. است. این گوشم را به چه می سپارم؟ کدام آواها را می شنوم؟ آواهای الهی یا ترانه ها و موسیقی؟! گوشی که به سراغ گناه گوش دادن رفت، به سمتی رفت که صحبت نامحرم را بشنود و لذّت ببرد، این
هیچ کس نبود بیدارمان کند رجعت به گذشته برای درک حال است
اجتماعی را دنبال می کردم. در مطالعاتی که من داشته ام به این نتیجه رسیده ام که آسیب هایی که در حوزه فرهنگی برای ما اتفاق می افتد، در حال تکرار هستند و ربطی هم به امروز و دیروز ندارند و در طول 70 سال گذشته بارها آسیب های فرهنگی با اشکال مختلف اما با محتوای یکسان اتفاق افتاده اند، این مسئله پیش از هر چیز یک نهیب جدی می زند، اینکه ما تاریخ خودمان را در خاطر نداریم، ما از خطاهای گذشته مان عبرت نمی
اولین شب قدر من و کودکم
دقیقه دوری از کودک حالا که قصد دارید در خانه بمانید، غسل که عمل پرثواب شب های قدراست را از دست ندهید. کمک گرفتن از دیگران برای اینکه شما چند دقیقه ای را صرف غسل کنید نخستین پیشنهاد است اما اگر کسی نبود از بچه ها یا نوزادتان مراقبت کند باید چه کنید؟ مطمئن ترین راه این است که برای این مدت کوتاه کودک را در فضایی که صدای شما را بشنود بخوابانید. کودکان نوپا می توانند چنددقیقه ای مشغول اسباب بازی
من و داغ و سر برنیزه و تو!
دلتنگی بیشتری به من دست می دهد. مخصوصا دلم برای فاتح (شهید سردار محمدرضا بخشی) خیلی تنگ شده است.فاتح خیلی مرد بود. واقعا یک فرمانده به تمام معنا بود. 2سال پیش، ما در یک منطقه در فاصله ای بسیار نزدیک به دشمن حضور داشتیم. راه های ارتباطی وجود نداشت تا برای ما غذا و مهمات برسد، وقتی برای ما چیزی می آوردند، بیسیم می زدند که خودمان از بین خانه ها که دیوار وسط شان را خراب کرده بودیم، برگردیم عقب وآنها را
همپا با تکنولوژی
نخستین بار. در نوع دیگر نوآوری تغییرات کوچکی در فناوری موجود ایجاد می شود که منجر به پیشرفت آن می شود، مثل نوآوری استفاده از کارت های حافظه برای بهبود بعضی ناکارآمدی های سی دی و فلاپی. 2 طرح دیگر ما که در زمینه مهندسی مواد هستند، در دسته این نوآوری های ارتقادهنده قرار می گیرند و داشته های موجود را با تغییراتی، بهتر می کند. در سال گذشته یکی از بچه های گروه مشغول به کار در یک شرکت تولید قطعات ریخته گری
بررسی سرنوشت 5 پرونده جنجالی چند ماه اخیر
های گذشته اتفاق های بی شماری رخ داده که آن روزها سر و صدای زیادی کرد وافکار عمومی پیگیر آن شد اما حالا آن ها را به طور کامل فراموش کرده ایم... نمی دانیم گره کار در کجاست که این روند فراموشی در میان ما ایرانی ها با سرعت بیشتری نسبت به نمونه های خارجی طی می شود و حادثه های تلخ خیلی زود از حافظه مان پاک می شود. همیشه یک سیکل تکراری در مورد این ماجراها به وجود می آید. در ابتدا انبوهی از کمیته های بررسیو
آیا وسعت درخواست ها در فضای دعا حدودی هم دارد؟
می دهد، بدانید آنجا خداست که دارد می شنود. آنجا این گوش را خدا مسخر کرده و الا همین رفیق اگر کمی سرش شلوغ باشد و یک بار هم از او قرض گرفته باشید و احساس کند دوباره می خواهید قرض کنید، ده بار زنگ بزنید یک بار هم جوابتان را نمی دهد. پس آن موقع که جواب می دهد، او نیست. اگر مادر نصف شب با نفس بچه اش بیدار می شود، مادر نیست، خداست. همین مادر در روز قیامت از بچه اش فرار می کند که فرمود
جانباز دفاع مقدس شهید دفاع از حرم شد
رفت تا در مصاف با کفر بایستد تا از میان سال ها روضه خواندن بر سفره حضرت زینب (س) که ارادتی ویژه به ایشان داشت، اجرش را بگیرد و عباس گونه دلاوری کند. رفت تا بگوید کلنا عباسک یا زینب... پدر پیش از رفتن از رسالت و مسئولیتی که بر دوش داشت برایمان گفت. از جبهه مقاومت اسلامی، از اهتزاز پرچم اسلام، از مظلومیت و خدمت به مسلمانان. ما هم که سر سفره با کرامت اهل بیت بزرگ شده بودیم همه حرف هایش را می
گفت وگو با پیام دهکردی کارگردان نمایش هیچکس نبود بیدارمان کند
گذشته مان است و طبیعی است موقع که با نگاه درست سراغ تاریخ نمی رویم زود آن واقعه را فراموش می کنیم. با توجه به فضایی که وجود دارد و همه می دانیم که حافظه تاریخی فعالی نداریم، احساس کردم بسیاری از ما فرزند زمانه بودن را فراموش کردیم. اگر بخواهیم فرزند زمانه باشیم، باید پیشینه خودمان را بشناسیم. موقعی که به تاریخ رجوع نکنیم اشتباهاتمان را تکرار می کنیم و این اشتباهات می تواند در حوزه های
ببخش تا بخشده شوی !
واقعیت این است که تعداد اندکی از ما انسان ها می توانیم از این قدرت جادویی استفاده کنیم و با این عمل، خود را از دردها و رنج های گذشته جدا سازیم. زمانی که فرد دیگری باید گذشت کند، خیلی راحت در مورد آن صحبت می کنیم، اما به محض این که خود ما درگیر مساله بخشودن و گذشت می شویم و باید ظلم های طرف مقابل مان را ببخشیم، جرأت و شهامت این کار را نداریم و به طور کلی مقوله بخشش را نمی پذیریم. راه
همیشه فکر می کردم مهدی در راه خدا شهید شود/ به آرزویم رسیدم
دو دختر و سه پسر هستم. همسرم سر سال خمسی مان که می شد به من می گفت حساب کتاب کن چه در خانه داریم تا خمسش را بدهیم. رد مظالم می داد و به این امور اعتقاد زیادی داشت. پدر بچه ها از مبارزین انقلابی بود و ما هم همواره در تظاهرات و فعالیت های مذهبی مساعدت می کردیم. پدرش زمان انقلاب دست از کار کشید هر چه هم در می آورد خرج انقلاب و اهداف انقلاب می کرد. با شروع جنگ، برای جهاد با دشمن راهی مناطق عملیاتی شد
از ترانه های رپ حزب اللهی تا کارگردانی از لاک جیغ تا خدا
اتصال به پدر معنوی اش یعنی وحید یامین پور وارد تلویزیون شده. از رپری بگذریم، حالا برای خودش برنامه سازی شده که همزمان دو برنامه روی آنتن شبکه دو و افق دارد. از لاک جیغ تا خدا، برنامه ای است که ساعت پنج دقیقه به یازده شب از شبکه دو پخش می شود. موضوع برنامه اما حتی از اسمش هم جالب توجه تر است. دخترانی که قبلاً بی حجاب (همان بدحجاب خودمان) بوده اند و الان دچار استحاله روحی شده و چادر به سر کرده اند. این
پاسخ عبدالرضا هلالی به شایعه ای درباره علت تغییر صدایش/ برخی اشعار در شأن اهل بیت(ع) نیست
مجبور شدم برای یادگرفتن اشعار به جلسات حاج منصور ارضی برم. در جلسات حاج منصور می نشستم و از دور گوش می دادم، شعرها رو می نوشتم و آداب رو یاد می گرفتم. چون دوست داشتم اشعار ناب و دست اولی داشته باشم، هر روز ساعت شش صبح به هیئت صنف لباس فروش ها در بازار می رفتم و در جلساتی می نشستم که رنج سنی آنها از 40 سال به بالا بود و جوانی در بین شان حضور نداشت. اشعار را یادداشت می کردم و در هیئت خودمان برای جوان