سایر منابع:
سایر خبرها
روز قدس نماد وحدت جهان اسلام و نقطه عزت و کرامت آن است
به گزارش خبرگزاری تسنیم از سمنان ، بسیج اصناف حوزه الهادی شاهرود به مناسبت روز جهانی قدس در بیانیه تأکید کرد: روز قدس نماد وحدت جهان اسلام و نقطه عزت و کرامت آن است. در متن بیانیه آمده است: روز قدس یک روز بین المللی اسلامی و روز بزرگ و مهمی است که ملت ایران و دیگر ملت های مسلمان، حرف حقی را که استکبار حداقل شصت سال برای خاموش کردن آن سرمایه گذاری کرده بود، فریاد می کنند
توجه به نیازها و خلأهای فرهنگی و فکری روز جامعه
قوم گرایی در ایران، ورزش مدرن و تحلیل جامعه شناسی ورزشی در جهان و به ویژه ایران، جهانی شدن و پیامدهای آن در جامعه و جهان اسلام (خصوصاً پیامدهای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی)، نقد توسعه غرب گرایانه و اقتضائات آن (مثلاً بی توجهی به استقلال و خودکفایی و...)، ترویج روحیه و فرهنگ تلاش و کار، قانون گرایی و وجدان کاری و کتاب خوانی مرتبط به حوزه فرهنگ عمومی، تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی و دفاع مقدس، تحلیل جامع
بررسی و نقد نظرات ضد مسیح اسلامی و اسلام، ردای ضد مسیح در تطبیق ضد مسیح بر منجی اسلامی
می کند و در صورت عدم پذیرش اسلام، آنان را گردن می زند. این شیوه، به ویژه در مورد یهودیان که لشکریان دجال نیز هستند؛ شدیدتر خواهد بود. در این زمینه نکات زیر قابل تأمل است: 41٫ در مورد اجبار اهل کتاب به پذیرش اسلام، باید گفت، اگرچه برداشت از برخی روایات آن است که حکومت امام، شرق و غرب عالم را فرا می گیرد و همه غیر مسلمانان باید مسلمان شوند؛ وگرنه از میان خواهند رفت؛ در مقابل این روایات، ظاهر
نگاه وحدت گرایانۀ سعدی
تواند حلّال ابهاماتی از این دست باشد. حکایتی از گلستان به ما یاری می رساند: یکی را از مشایخ شام پرسیدند از حقیقت تصوّف. گفت: پیش از این طایفه ای در جهان بودند، به صورت پریشان و به معنی جمع؛ اکنون جماعتی هستند به صورت جمع و به معنی پریشان (همان: 78). این حکایت دو موضوع مهم را در خود گنجانده است. نخست گزارش تبدیل سنّت صوفیانه از حال به قال؛ دیگر اینکه در همین زمانۀ دکان داری ناشسته رویانِ
تاثیرات سیاسی جهانی شدن، بر زمینه سازی انقلاب جهانی حضرت مهدی
. در عصر کنونی، جهان شاهد انقلاب های زیادی بوده است، از جمله انقلاب فرانسه (1789م)، انقلاب روسیه (1917م)، انقلاب چین (1949م)، انقلاب اسلامی ایران (1978م) و همچنین انقلاب های زنجیره ای در کشورهای عربی که هر کدام به نحوی بر عرصه سیاسی اجتماعی تاثیرگذار بوده است. متون دینی ادیان مختلف، مخصوصا دین اسلام، از وقوع یک انقلاب جهانی در آیندۀ تاریخ خبر داده اند که به قیام و انقلاب جهانی حضرت مهدی(عج) معروف
بیانات در دیدار جمعی از استادان، نخبگان و پژوهشگران دانشگاه ها
تحقیرشدگی طولانی دیگری خواهد شد، اگر چنانچه این خصوصیّات را نیروی انسانی ما نداشته باشد؛ اگر نیروی انسانی ما وابسته اندیشید، وابسته حرکت کرد، از وابستگی خوشش آمد، قدر استقلال را ندانست، قدر اسلام و ارزشهای اسلامی را ندانست، به خودش بی اعتماد بود -اگر این جور بود- آن وقت ما وارد یک دالان تاریک طولانی دیگری خواهیم شد، مثل همین دورانی که در زیرسلطه ی غرب از اندکی قبل از مشروطه تا قبل از انقلاب قرار داشتیم
اگر مردم ناامید شوندباید در انتظار یوم الله باشیم
شورای شهر در دوره پنجم را نیز به خود اختصاص دادند تا چرایی زیر و رو شدن شرایط اصلاحات در سپهر سیاسی و اجتماعی به عنوان سوالی در فضای سیاسی و محاورهای طرح شود. احمد نقیب زاده، پژوهشگر حوزه علوم سیاسی و استاد تمام گروه علوم سیاسی دانشگاه تهران با گفتن اینکه اصلاح طلبی را کسی به وجود نیاورد بلکه در بطن جامعه وجود داشت و روز به روز نیز از قوت بیشتری برخوردار می شود، به پرسش های قانون پاسخ گفت که مشروح
کردستان؛ جهنم رؤیاهای داعش است
که بیشتر مبین جهاد جنگ و مبارزه با حکام و دشمنان اسلام است را از علت های زایش تفکر داعش می داند. جلالی زاده، سرخوردگی بعد از هجوم بسیاری از جوانان مسلمان به افغانستان، شکست روسیه و نیز شروع بهار عربی را زمینه ساز اقدامات تندروانه داعشی ها در منطقه برشمرد. به گفته رئیس ستاد روحانی در انتخابات دولت دوازدهم در کردستان، مشارکت بالای کردها در پای صندوق های رأی، خصیصه بارز اصلاح
بسته خبری چهارشنبه 31 خرداد ماه 1396
... اساتید ما باید نقش خود را در ایجاد بالندگی در دانشگاه از یک سو و حراست از ارزش های انقلاب و اسلام از سوی دیگر پیدا کنند و تعریف کنند.96/3/31 ✅ @Safir_Channel شبکه خبری سفیر, [19.06.17 21:49] [ Photo ] هفدهمین برنامه #راز ☝️ حمید داودآبادی برای اولین بار پس از 35 سال از ناگفته های پرونده حاج احمد متوسلیان خواهد گفت...
تاکید تشکل های دانشجویی دانشگاه های کشور بر حضور گسترده مردم در راهپمایی روز قدس
محمدی(ص) در جهان همواره به دنبال نشان دادن چهره زیبای این دین بوده است. یکی از مسائل مهم اسلام که قبل از انقلاب اسلامی ایران به فراموشی سپرده شده بود مسئله فلسطین بود که بعد از انقلاب شکوهمند اسلامی امام خمینی (ره) با قرار دادن یک روز به عنوان روز جهانی قدس این واجب فراموش شده را در تاریخ ماندگار کردند. حضور در راهپیمایی روز قدس مشت محکمی است بر دهان یاوه گویان غرب
تصویر عشق عرفانی در آثار سعدی
ترین واژه ها در قاموس زبان های جهان می باشد؛ چه هوس های تند و خانمان سوز، چه شهوت های مزاحم و چه تک روی ها و فریبندگی ها و کینه توزی ها که به نام عشق صورت می گیرد! (خلیلیان، 1369: 81) ولی خودِ سعدی، و نشانه هایی که در آثارش آورده، بزرگ ترین شاهد است که نگرش وی به مفهوم عشق از چه جنسی است. عشقی که او صراحتاً از آن می گوید و در بیانش از سعایت کج اندیشان و اتّهام تنگ چشمان که به جای تماشای
کلید واژه تاکیدات مقام معظم رهبری در دیدار با اساتید دانشگاهی چیست؟
، گسترش دانشگاهی کشور همچون افزایش چشمگیر تعداد دانشجویان و اساتید دانشگاه ها مورد توجه قرار گیرد، بیشتر متوجه جایگاه ارزنده ی دستاوردهای علمی و دانشگاهی پس از انقلاب خواهیم شد. ایشان، با اشاره به ارزش ذاتی علم از دیدگاه اسلام افزودند: تأکید مکرر بر تلاش همه جانبه برای پیشرفت علمی، فقط به علت احترام فراوان اسلام به علم و عالم نیست، بلکه به این دلیل است که علم، اقتدارآفرین است. گفتمان
نگاهی به تحولات امنیتی خاورمیانه و خلیج فارس
است؛ گفتمان وهابی و سلفی گری با محوریت عربستان و گفتمان مدرن تر اهل تسنن تحت رهبری قطر. بدون تردید گفتمان اخیر با محوریت قطر به ایران نزدیک تر است و از این رو ایران می تواند با سیاست تقویت این گفتمان ضربه استراتژیک به عربستان وارد نماید زیرا اولا قطر با 80 میلیارد دلار درآمد و تنها 40 میلیارد واردات به هیچ وجه در جهان منزوی نخواهد شد و دیگر اینکه قطر یک خیز هدفمند برای تبدیل شدن به قدرت
مسائل فرهنگی را به امید دولت ها رها کردیم/ نسل جوان برای تحقق استقلال فرهنگی قیام کند
است. این اتفاق در قبل از انقلاب در حالی رخ داد که هیچکدام از رسانه های رسمی کشور و جهان در خدمت اشاعه ارزش های اسلامی نبود؛ لیکن در همان زمان و شرایط، مردم به خوبی این را درک کردند و همین درک باعث تبدیل شدن به گفتمان عمومی و در نهایت انقلاب اسلامی ایران شد. مسائل فرهنگی را به امید دولت ها رها کردیم این پزشک همچنین اظهار داشت: یکی از معضلات ما در بحث استقلال فرهنگی این است که
مالاپارتاته؛ پرابهت ترین نویسنده و قهرمان فاشیسم
، درحالی که بیتی از مجموعه شعرش موسوم به لارچیتالیانو در سال 1928، ذهنش را به خود مشغول کرده بود: طنین صدای جوجه خروس، خورشید را به طلوع می کشد/ ای موسولینی سوار بر اسب از این دیار پر بکش! به هرحال، به رغم آنکه از وسعت آثار هنری وی به عنوان شاهدی بر مهارت و هوش او یاد می شود، می توان آن را عاملی در نظر گرفت که تقریبا مسبب بی توجهی منتقدانه ای نسبت به او شده است، چون به ندرت در مجلات نقد
کُردها علیه داعشیسم
احمد غلامی، دانشجوی دکتری جامعه شناسی اقتصادی و توسعه: داعشیسم بیش از آنکه محصول تحولات اخیر خاورمیانه بعد از بهار عربی باشد، در طیف مشخصی از رویارویی اسلام سیاسی و غربیان بعد از اولین تصادمات جهان اسلام (به ویژه در مصر) ریشه دار؛ تصادماتی که موجب یک تنش تروماتیک در میان ما و آنها شد. تنشی از نوع هراس سیاسی در فروپاشی کلان حکومت های پیشادولت- ملت یعنی حکومت عثمانی. در سراسر این دوران صدساله
دکتر علی ربیعی و زیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی
شریعتی گفت: مجاهدین با برداشت هایی که اسلام را به مثابه راه سوم بین سرمایه داری و سوسیالیسم معرفی می کند، بنیاداً [مخالف است و آن را] رد می کنند. حال آنکه مرحوم شریعتی در مجموع، مدافع همین خط است و یکی از نخستین جزوات او پیرامون اسلام، اسلام، مکتب وسط نام دارد. در تحلیل درون گروهی سازمان که در دوران قبل از انقلاب در سال 1355 به مبحث هویت 55 معروف شد، یک پیکان نوک تیزرو به نام پیکان تکامل
بازگشت اصولگرایان به نقطه صفر
نیز در این مورد داده بودیم، اما متاسفانه تذکرات هم موثر واقع نیفتاد و خروجی آن نیز از نظر حزب ما قابل قبول نیست و معتقدیم نمی تواند اجماع همه طیف های اصول گرا را به همراه داشته باشد. دبیر کل حزب اسلامی ایران زمین با بیان اینکه اغلب 5 نفر از منتخبین جمنا که پایداری ها را نمایندگی می کردند مورد تایید طیف های معتدل اصول گرایان نبود، گفت: طیف های اصول گرایی که از ابتدا با جمنا حرکت کردند و همراه بودند
رهبر انقلاب: امروز دفاع از فلسطین دفاع از حقیقت است
ها ترویج میشد که جوان را از راه مبارزه و راه ایستادگی و راه مقاومت و راه اسلام و آنچه امام به آن دعوت میکرد، دور میکرد؛ امّا درعین حال با وجود این دو عامل اساسی مزاحم معارض، دانشگاه به نهضت اسلامی لبّیک گفت و به او پیوست و برای او تلاش کرد و کار کرد، هم در دوران مبارزات، هم بعد از مبارزات. بعد از مبارزات اگر جوانهای دانشجوی ما نبودند، جهاد سازندگی شکل نمیگرفت، سپاه هم شکل نمیگرفت. عمده ی بچّه های
شهید چمران دانشمند و مجاهدی عارف و نمونه بی بدیل یک مدیر جهادی بود
که زرق و برق دنیا و زندگی در دنیای تجمل گرای غرب، هیچ گاه وی را از یاد خدا غافل نکرد و بصیرت بالای وی باعث شد تا نیازهای زمانه خود را به خوبی درک کند. معاون بین الملل بعثه مقام معظم رهبری با تاکید براینکه تلاش های علمی شهید چمران مانع از جهاد و مبارزه وی در راه خدا نشد به فرازهایی از پیام تاریخی امام راحل (رض) به مناسبت شهادت دکتر چمران و بیانات مقام معظم رهبری درباره وی اشاره کرد و از شهید چمران بعنوان مجاهدی متعهد نام برد که رشادت ها و حماسه آفرینی هایش نه تنها در ایران بلکه در جهان اسلام همواره الهام بخش و چراغ راه مبارزان مسلمان خواهد بود. برچسب ها: ...
ایسم گرایی عامل انقطاع جریانات قرآنی است/تکالیف مربی قرآن در دوران پست مدرنیسم
بعد نگاه اومانیستی و لیبرالیسم شکل می گیرد و این تا جایی ادامه پیدا می کند که در قالب نحله های جدید در نگاه های پلورالیستی و تکثرگرایی خود را نشان می دهد. وی بیان کرد: در واقع دین غیرخداپرستانه آگوست کنت در غرب شکل می گیرد و به جهان اسلام هم سرایت می کند. چون جریان های علمی ما دانش آموخته غرب بودند نوعاً با این مکتب آموزش دیدند و برگشتند در کشورهای اسلامی، نه فقط کشور ما بلکه جهان اسلام
مردم سالاری دینی در اندیشه مقام معظم رهبری
ترکیب انضمامی بین مردم سالاری با یک مفهومی و دین با یک مفهوم دیگری نیست [4] . صورت ظاهر، یکی است؛ اما مبنای مردم سالاری دینی با مبنای دمکراسی غربی متفاوت است. مردم سالاری ما ریشه در یک معرفت دینی دیگر و یک جهان بینی دیگری دارد، تا آنچه که آنها میگویند. مردم سالاری دینی به نظر اسلام متکی است و بسیار پیشرفته تر و معنادارتر و ریشه دارتر از چیزی است که امروز در لیبرال دمکراسی غربی وجود دارد. [5]
شریعتی، اخوان المسلمین ایرانی است
مشهد هم چپ هستند! راست های مشهد هم به شدت تند هستند. نمونه اش انجمن حجتیه است. اخباری گری هم چپ است و مرکزش در مشهد است. مکتب تفکیک هم نمونه دیگر این موضوع است. استاد محمدرضا حکیمی مورد اعتماد شریعتی بود و شریعتی به او گفته بود که آثارش را تصحیح کند، اما کارهای شریعتی قابل تصحیح نیست، چون ادبیات قابل تصحیح نیست و به همین دلیل حکیمی موفق نشد که این کار را انجام دهد. شهید مطهری درباره شریعتی
اقدامات سخت جزء توصیه رهبری در فرمان آتش به اختیار نیست/ از ویژگی های مهم مجریان این فرمان عقلانیت است
های ما باید راه را برای بخش توسعه فرهنگی و پیشرفت انقلاب اسلامی و تسهیل فضا برای نیروهای انقلاب هموار کنند و وقتی مسئولیت خود را انجام نمی دهند نمی شود کار را مسکوت گذاشت. اما می پذیریم که دستگاه قرار نیست که کار مخربی کند که فرمان آتش به اختیار جایگزین آن کار مخرب دستگاه است. *فرمان آتش به اختیار رهبری منتزع از سیره 28 ساله ایشان نیست نکته دیگری که بسیار مهم است
رسالت ادیان از منظر شریعتی
میری معتقد است ادیان از منظر شریعتی واجد اصول مشترکی ذیل خودآگاهی، اخلاق و نجات هستند که به دنبال بازگشت انسان به خویشتن اصیل انسانی اند. همچنین وی بر آن است که شریعتی نگاه دینی را راهی برای خروج از اضطراب انسان معاصر می داند. خبرگزاری بین المللی قرآن: علی شریعتی در خراسان زاده شد، در پیوند با پدر مفسر قرآنش و نسیم حوزه سنتی مشهد، با معارف قرآنی و اهل بیتی مانوس گشت. برداشت های شریعتی در دهه چهل و پنجاه شمسی، جان بسیاری از برادران و خواهران ایمانی راه انقلاب اسلامی را گداخت و شور ایمان ایشان را تاریخ ساز کرد. شریعتی مورد تایید همه مراجع سنتی و دینی نبوده است، اما از او تحسین هایی نیز در کنار نقدها به عمل آمده است. مقام معظم رهبری در خصوص او می گوید شاید از شگفتی های شریعتی این است که هم طرفداران و هم مخالفانش نوعی همدستی با هم کرده اند تا این انسان دردمند و پرشور را ناشناخته نگهدارند و این ظلمی به اوست. سیدجواد میری ، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، در گفت وگو با خبرگزاری بین المللی قرآن (ایکنا) سعی می کند، پرده از برداشت های یک انسان دردمند و پرشور در خصوص رسالت ادیان بردارد. او معتقد است شریعتی اصول مشترکی برای ادیان قائل بود. خودآگاهی، اخلاق و نجات سه عنصر مشترک در میان ادیان است، آنچه شریعتی انسان را به او می خواند، سنت دینی در تمایز با دین سنتی است، چیزی که در تقابل با مدرنیته سعی می کند ندای بازگشت به خویشتن اصیل انسانی خویش باشد. مشروح این گفت وگو را در پی می خوانید: ایکنا- با توجه به اینکه دکتر شریعتی در خصوص تاریخ اسلام و ادیان کار کرده است، رسالت ادیان از نگاه ایشان چیست؟ ابتدائا باید بگویم حقیقتا در جهان امروز و عالم معاصر و مشخصا در منطقه و کشور ما ایران، صحبت کردن از دین کار ساده ای نیست و سخن گفتن از دین، بسیاری از مسائلی را که در منطقه ماست تداعی می کند. متاسفانه داعش، طالبان و ... به نام دین روی می دهد و اگر کسی بخواهد در خصوص دین و رسالت ادیان سخن بگوید، کاری بسیار دشوار پیش رو دارد که بعضا سوءتفاهم های عمیقی ایجاد می کند. دین یکی از مباحث کلیدی فکری در منظومه فکری شریعتی است. در جامعه ای دینی که در ذیل حاکمیت دینی زندگی می کند، سخن گفتن از دین، اگر نگوییم ناممکن است، بسیار دشوار است، زیرا بسیاری از مفاهیم بار معنایی خود را به دلایل مختلف از دست داده اند و سخن گفتن از رسالت ادیان در جهان ایرانی، نیازمند بازخوانی مشترکات لفظی است که سپهر اندیشه ها را به انحای گوناگون تحت تاثیر خود قرار داده است. به عبارت دیگر نخستین پرسشی که باید به آن پرداخت، این است که شریعتی در چه بستری سخن از رسالت ادیان می زند. پیش از پاسخ دادن به این پرسش باید به این نکته توجه کنیم که او با رویکردی کلامی و تئولوژیک به سراغ مفهوم دین نمی رود، بلکه با بینشی جامعه شناختی به این امر اذعان دارد که جوامع بشری دارای تنوع مشرب و تکثر ادیان هستند و از این رو مرادش از رسالت دین کلامی نیست که دین را در قالب اسلام و اسلام را در چارچوب فرهنگ اسلامی مسلمانان تفسیر کند و چشم خویش را بر تمایزات انسانی و تاریخی ببندد. او برعکس با نگاهی Sociological به سراغ دین می رود و از این رو سخن از رسالت ادیان به میان می آورد و این نکته کوچکی نیست، وقتی متوجه زمان و مکان و مقتضیات منطقه ای که در آن می زییم می شویم که اساسا تنوع و تکثر و سخن گفتن از امکان های گوناگون بیزار است. یکی از مشخصات جهان اسلام معاصر حذف تمایز ها و مطرود نمودن تنوع هاست. حال شریعتی در چنین جغرافیایی سخن از اصول مشترک ادیان به میان می آورد و این نکته جای بسی تامل دارد، حال که این نکته روشن شد می توان به پرسش پیشین باز گردیم و آن این است که در چه بستری شریعتی سخن از رسالت ادیان می زند، او رسالت ادیان را در بستر مفهوم بازگشت به خویشتن مطرح می کند، اما بسیاری از منتقدین این را به درستی درک نکرده اند و بازگشت را در قالب مفهومی برگشت مفهوم سازی کرده و مبتنی بر این تاویل ناسازگار، شریعتی را ذیل سنت فکری محمد قطب، سیدقطب، رشیدرضا و محمد عبده قرار داده اند و شالوده این سنت را در ساختار فکری سیدجمال الدین اسد آبادی دانسته اند. ایکنا- مراد از بازگشت به خویش دقیقا چیست؟ بازگشت را می توان نوعی رجوع به سنت تاریخی در گذشته دانست. در خصوص تمایز این بازگشت و برگشت بیشتر توضیح دهید؟ منتقدین این گونه ادعا می کنند که بنیاد این سنت فکری ذیل رجعت به سلف شکل گرفته است و شریعتی هم در زمره سلفیون است و سخن او در ذیل بازگشت به خویشتن، چیزی جز رجعت به سلف نیست. البته برای مخاطبی که با پیچیدگی سنت های فلسفی، حکمی، فقهی و سیاسی جهان اسلام آشنا نیست، این گونه تحریفات می تواند کارساز باشد، اما برای اصحاب علوم انسانی که نحله های فکری جهانی را می شناسند و آثار شریعتی را نیز مجتهدانه واکاوی کرده اند، این گونه تفاسیر بسیار آماتور به نظر می آید، زیرا مفسر اندیشه سید جمال الدین محمد عبده، رشیدرضا و سیدقطب نیست، هر چند از منظر جغرافیایی، آنها به سید نزدیک تر بودند، به عبارت دیگر نحله فکری سیدجمال الدین در شبه قاره هند و در دستگاه فکری علامه اقبال لاهوری ظهور کرد و این رویکرد در ایران در دستان شریعتی بسط یافت و آنچه که با عناوین سلفی و وهابی در جهان رشد یافت، ماحصل اندیشه سید جمال الدین اسد آبادی نبوده و نیست، بلکه بذرهای آن در تفاسیر قرآنی محمد عبده، تا حدودی قابل مشاهده است اما در اندیشه رشید رضا و تفسیر المنار به وضوح به تبلور رسیده است و از درون این گفتمان است که سید قطب ظهور و گفتمان المناری را بسط داده و از درون آن ما می توانیم رجوع ایده رجعت به سلف را ببینیم و سپس در مهاجرت محمد قطب پس از اعدام سید قطب توسط جمال عبدالناصر و سرکوب جنبش اخوان توسط او به عربستان پیوند بین تفکر سلفی و اندیشه نجدی وهابی رخ می دهد که در پس اشغال افغانستان توسط اتحاد جماهیر شوروی، موجبات رشد نحله های انتحاری القاعده و داعش را در پایان قرن بیست و آغاز قرن بیست و یکم ایجاد می کند. برای فهم تبار اندیشه شریعتی باید اقبال که در سپهر اندیشه مولوی رشد کرده بود را شناخت و سیدجمال را که از حکمت شیعی خوشه چینی کرده بود، وازکاوی کرد و آنگاه پرسید که منظور شریعتی از بازگشت چیست. او بازگشت را در قالب مفهوم برگشت و یا رجعت نمی فهمد، بلکه سخن از دو مفهوم باز + گشت می زند که مبتنی بر ایده دوباره باز یافتن خویشتن است، اما مراد از آن برگشت به سلف صالح نیست که منظور سلفیون و وهابیون است، زیرا ایشان پسوندی به سلف اضافه می کنند و آن صالح است که در کل می شود، برگشت به سلف صالح و یا رجعت به شیوه سلف صالح که صحابه پیامبر، تابعین و تابعین تابعین را شامل می شود اما شریعتی مفهوم بازگشت را در این چارچوب تفسیر نمی کند، بلکه مراد شریعتی بازگشت به خویشتن وجودی است و این پسوند وجودی جهان معنایی شریعتی را از سلفیون، وهابیون و تمامی شیوه های ارتجاعی، برگشت زمانی و مکانی و جغرافیایی، تاریخی و جامعوی را به شدت زیر سوال می برد، زیرا برگشت ناممکن است و آنچه ممکن و مطلوب است بازگشت خویشتن در ماتریکس وجودی که حیثی از انسان بودن است و نه برگشت به گذشته از طریق عنف و خشونت. ایکنا- ارتباط این بازگشت به خویشتن در قالب وجودی به رسالت ادیان چیست؟ آیا این بازگشت به خویشتن تنها باید در چارچوب ادیان باشد؟ اولا شریعتی رسالت ادیان را در چارچوب قدرت مطرح نمی کند، بل در بستر وجود اصیل انسانی طرح می کند و این رویکرد نشان از آن دارد که اغلب روایات از شریعتی به عنوان ایدئولوگ یا انقلابی متاثر جغرافیای جنگ سرد و فضای انقلابی ایران بوده و آثار شریعتی نیاز به بازخوانی انتقادی نوین دارد، تا بتوانیم تفکر او را در آینه نوینی تاویل کنیم، به عبارت دیگر شریعتی در تمامی ادیان سه اصل مشترک می بینید که می تواند نوع انسان را که عطش بازگشت به خود انسانی خود دارد، یاری کند. در نگاه شریعتی سه گروه جلوی رشد بینش دینی را به انحای گوناگون گرفته اند، یکی ارتجاع فئودالی قدیم که رسالت دینی را به ابتذال و رکود کشانده است. دومی ماتریالیسم بورژوایی جدید که با بینش دینی به صورت خصمانه در افتاده و سومی بینش مترقی معاصر است که رسالت دینی را به اتهام رکود و ابتذال به فراموشی سپرده است. هر سه را شریعتی نقد و رد می کند و استدلالش این است که ادیان رسالتی داشته و در سه اصل با هم اشتراک عمیقی دارند و درونی کردن این سه اصل، نوع انسان را در شکوفا کردن وجود اصیل که پایه و مایه هر بازگشت به خویشتن وجودی است، یاری می کند. به زبان دیگر رسالت تمامی ادیان بر سه اصل رکین خودآگاهی انسانی، اخلاق و نجات استوار است. در نگاه شریعتی رسالت ادیان بر این اصول مشترک استوار هستند. خودآگاهی انسانی نوعی بصیرت وجودی است که هر دینی آن را به نامی می خواند. شریعتی در اینجا به تاریخ ادیان، تاریخ حکمت و عرفان در جهان اشاره می کند و می گوید این خودآگاهی وجود را فرزانگان یونانی سوفیا می خواندند، عرفای هند آن را فیدیا و در فرهنگ باستانی ایران آن را سپندامینو و در زبان قرآنی آن را حکمت می نامند که نه ابتنا بر پدیده ها و تصویر اشیا در ذهن، که آگاهی وجودی و علم ارزش هاست. شریعتی اخلاق را به عنوان دومین اصل مشترک ادیان می داند و می گوید انگیزه های آدمی بر دو گونه است یا بر اساس خواهش بوده و یا مبتنی بر پرستش به عبارت دیگر یا چیزی را برای خود می خواهیم و این خواست ما را به سوی آن می کشد و یا خود را برای چیزی و این انگیزه ای است معلول حرمت و اصالتی که برای آن قائل هستیم و آن را ارج مند تر از وجود خویش می خوانیم. در حالت نخست ما در برابر سود و در حالت دوم ما در برابر ارزش قرار گرفته ایم، البته تا آنجا که در دایره خواهش هستیم، هنوز انسان نشده ایم بلکه حیوان تکامل یافته ای هستیم به نام بشر، یادمان باشد که شریعتی بین انسان و بشر تمایز قائل بود. در نگاه شریعتی آنچه انسان را از حیوان جدا می کند، پرستش است. از همین جاست که نوع استثنائی انسان پا به عرصه وجود می گذارد و اخلاق مجموعه ای است از ارزش ها و انسان در یک نظام اخلاقی معنی می شود و تشخص وجودی می یابد، سومین اصل که نقطه مشترک تمامی ادیان از نگاه شریعتی است و مبتنی بر آن امکان بازگشت به خویشتن وجود دارد، مفهوم نجات و یا فلاح است و این رهایی عنصری مهم در تمامی ادیان مهم است که به تلاطم های وجود انسان که به قدرت پرستش مبتنی بر خودآگاهی دست یافته است امید رستگاری می دهد، به سخن دیگر بازگشت به خویشتن شریعتی نه یک پروژه سیاسی بلکه نوعی برنهادن وجودی در چارچوب الهیات رهایی بخش از انسان است که در آن انسان معنای وجود و جایگاه جهانی خویش را وجدان می کند. این شیوه از فهم شریعتی نیازمند گسست از فهم های متداول در عرصه عمومی ایران است که غالبا متاثر از پیکارهای سیاسی می باشد و فهمی از خوانش سکوت ندارند. شریعتی تلاش می کند این سه عنصر کلیدی که امهات ادیان را تشکیل می دهند شرح دهد. در خصوص خودآگاهی باید گفت شریعتی قائل به فرم های مختلفی از آگاهی است که در پارادایم های گوناگون امکان وجود دارد، برای مثال آگاهی علمی، فلسفی، اجتماعی و ... اما این انواع گوناگون آگاهی نمی توانند از نگاه شریعتی خویشتن وجودی انسان را به حرکت در آورند به عبارت دیگر به دلیل بسط تجربه بورژوازی، جهان انسانی دچار مسخ و از خود بیگانگی گردیده است و برای برون رفتن از این وضعیت نمی توان امیدی به علم فلسفه و تکنولوژی بست و باید از فرم های دیگری از آگاهی یاری جست که انسان را به سطوح بالاتری رهنمون می گردند و این فرم برتر از آگاهی در بستر دین ممکن است. ایکنا- این برتری دین در نزد شریعتی از چه رویی است؟ مراد او از دین چیست؟ از نظر شریعتی دین قادر است به بشر که حیوان تکامل یافته مجهز به عقل و علم است، نوعی از آگاهی را عطا کند که از آن می توان با عنوان خودآگاهی انسانی یاد کرد و مبتنی بر این خودآگاهی مرز وجودی نوعی انسان و حیوان قرار دارد، به سخن دیگر اگر بپذیریم که شیوه زیست بورژوازی، انسان را با کمک علم، فلسفه، تکنولوژی و اسکولاستیک جدید مسخ کرده است، آنگاه این پرسش مطرح می شود که چه منبعی انسان را از این وضیعت مسخ شدگی رها کند، پناه بردن به مولفه هایی که این وضعیت را ایجاد کرده اند، یعنی علم، فلسفه و تکنولوژی نمی توانند ما را به رهایی از خودبیگانگی رهنمون شوند، اما خطا خواهد بود که اگر فکر کنیم شریعتی ما را به دین سنتی فرا می خواند. البته ناگفته پیداست که وی برای پروژه بازگشت به خویشتن از مصالح دینی سود می جوید، ولی دعوت او ارجاع به دین سنتی نیست، بلکه او دعوت به سنت دینی می کند. ایکنا- تفاوت دین سنتی و سنت دینی چیست؟ شریعتی در کتاب تاریخ و شناخت ادیان ، رویکرد خود به دین و تمایز سنت دینی و دین سنتی را بیان می کند و در مجموعه آثار 14 صفحه 15 می گوید: بنابراین ما چون در این قرن زندگی می کنیم نمی توانیم مسائل اساسی این قرن را نادیده بگیریم و عجیب این است که یکی از عوامل و شرایط اساسی شناختن انسان اکنون، طرح مجدد مذهب از طریق اجتماعی و سیاسی و از طریق فلسفی و علمی و فکری است، زیرا مذهب مجددا به این عنوان در میان انسان جدید مطرح شده است. البته بلافاصله پس از طرح این موضوع، شریعتی پرسشی را مطرح می کند و می گوید آیا این یک برگشت به احساس دینی سابق است و یا یک فرم دیگری از دیانت است، به عبارت دیگر آیا این طرح مجدد مذهب در جهان یک نوع برگشت به دین سنتی است و یا بازگشت به سنت دینی ، شریعتی معتقد است اگر برگشت به دین سنتی باشد، یقینا یک حالت ارتجاعی است افراد و محافلی مانند مهرنامه وقتی امروز از شریعتی سخن می گویند تلاش می کنند، وی را به خشونت، تروریسم و داعش ربط دهند اگر این تمایز را درک کنند و شریعتی را بخوانند، این حرف ها را نخواهند زد. و امروز انسان نمی خواهد و نمی تواند به قرون وسطی و مذهب یونان و روم قدیم و اساسا دین سنتی بر گردد و قید مذاهب مادون علمی را به گردن نهد به سخن دیگر طرح مجدد مذهب در بستر عالم معاصر نمی تواند در قالب برگشت به سلف مفهوم سازی شود، بلکه باید در پارادایم بازگشت به خویشتن فهم گردد. به نظر شریعتی اگر بازگشت به مذهب در قالب مذاهب سنتی باشد، آنگاه درون این برگشت حالتی ارتجاعی متولد خواهد شد که دستاوردهای تاریخی انسان که منجر به خروج از قرون وسطی و تولد بینش علمی و یافتن مشترکات ادیان و باور به وحدت دین در انسان معاصر گردیده است را نابود می کند. به عبارت دیگر طرح مجدد مذهب در عالم معاصر از یک وضعیت واقعی در روح انسان معاصر نشات گرفته است که در طی تکامل علمی خودش به یک احساس ماورای علمی احساس نیاز می کند که شریعتی آن را یک نوع معنویت می خواند و هرگز نباید حس نیاز به معنویت را با برگشت به مذاهب سابق و مادون علمی مساوی دانست. شریعتی طرح مجدد مذهب در قالب معنویت را یک حالت تکامل بر می شمارد و می گوید: انسان امروز در تلاش یافتن چنین ایمان مذهبی که در زندگی جدید از دست داده و خلا آن را الان احساس می کند و بشر امروز گرفتار در اضطراب، به دنبال یک ایمان ماورای علمی ولی منطقی و معقول است که در حقیقت ایدئال بزرگ بشریت نیز می باشد. به عبارت دیگر شریعتی نه به دین سنتی و نه دینی علمی قائل نیست، بلکه به دنبال بازگشت مذهب که با بازگشت به مذاهب متفاوت است، می باشد. به عبارت دیگر شریعتی در خصوص رسالت دین صحبت می کند و در خصوص اصول در ادیان بزرگ بحث می کند و از سوی دیگر بازگشت به مذاهب را نه امری شدنی و نه حرکتی مترقی می شمارد و به جای آن از بازگشت به مذهب در بستر یک نوع معنویت سخنی می گوید و مجموع این سخنان و مفاهیم نوعی از آشفتگی مفهومی را در ذهن خواننده ممکن است متبادر کند. بسیاری از منتقدین شریعتی و برخی از اصحاب علوم انسانی در ایران و جهان این شیوه از بحث را نشانه ایدئولوژیک بودن مباحث شریعتی محسوب می کنند و معتقد هستند که شریعتی ثبات فکری نداشته و منظومه شریعتی از عدم انسجام مفهومی رنج می برد و مشخص نیست، اگر بازگشت به مذاهب سابق یک حالت ارتجاعی است و آن چه در عالم معاصر رخ داده است یعنی طرح مجدد مذهب که نشان تکامل انسان است چگونه در یک پارادایم جا می گیرد، به تعبیر دیگر اگر مذهب در قالب برگشت یک عمل ارتجاعی است پس سخن از رسالت دین چه معنایی دارد و آیا دین و مذهب از هم متفاوت هستند، اگر از هم متفاوت اند و سخن شریعتی مربوط به دین است پس پرسش از ادیان چه معنایی دارد، اگر دین و مذهب مشابه هستند، پس جدا کردن دین و مذهب از هم چه معنایی می تواند داشته باشد؟ یا شاید بتوان گفت شریعتی از مذهبی نوین سخن می گفته است که با مذهب تاریخی شناخته شده متفاوت است. پرسش های بسیار دیگری را نیز می توان مطرح کرد، اما شریعتی خوانشی از دین در بستر انسانی دارد و آن را قابل تحویل به روح دسته جمعی آنگونه که دورکهایم می گفت، نمی داند بلکه با مفهوم پرستش آن را قابل تفهیم می داند و مبتنی بر این تمایزی که بین احساس دینی و احساس اجتماعی می گذارد، به دنبال برساخت اصول مشترک در ادیان و مفهوم سازی سنن دینی در چارچوب یک نوع معنویت که انسان امروز در جستجویش است بنیان گذاری می کند. ایکنا- با توجه به صحبتی که مطرح کردید، تفاوت رویکرد شریعتی با دیگر رویکردها در خصوص ادیان چیست، او چگونه توانسته است در میانه قرار بگیرد؟ به تعبیر دیگر شریعتی، سه رویکرد کلان وجود دارد و رویکرد خودش در چارچوب خوانش سوم است. اول رویکرد برگشت، دوم رویکرد تطبیق و سوم رویکرد بازگشت. به عبارت دیگر در رویکرد برگشت ما به دنبال احیای سنن گذشته و مذاهب و ادیان سابق در بستر عالم معاصر هستیم و شریعتی آن را نفی می کند و جالب است که بدانیم بنیادگرایی در دایره رویکرد برگشت است. در رویکرد تطبیق بسیاری از اندیشمندان تلاش در تطبیق دین با مدرنیته دارند اما شریعتی این رویکرد را نیز رد می کند و معتقد است که اساسا انسان معاصر نمی تواند اضطراب درونی خود را با تمسک به علم و مولفه های مدرنی چون تکنولوژی التیام بخشد، بلکه باید راهکاری دیگر جست اما به خطا خواهیم رفت که طرح مجدد مذهب را برای او در قالب برگشت به احساس مذاهب سابق و اجبار او به پذیرفتن مذاهب مادون علمی تلقی کنیم. شریعتی این رویکرد را نیز رد می کند و به جای آن سخن از رویکرد سومی به میان می آورد. رویکرد سوم که نگاه شریعتی در آن جای می گیرد همان رویکرد بازگشت است که دغدغه شریعتی در خصوص دین، مذهب، مذاهب و ادیان را شامل می شود. این رویکرد مبتنی بر بازیافتن خویشتن انسانی در بستر وجودی است که در حالت تکامل انسان از نقطه بشری به مرزهای انسانی موجب رشد مولفه های وجود انسان گردیده و او را صاحب جوهر معنوی گردانده است تا بتواند تکثرهای مذاهب سابق و تنوع های ادیان بزرگ عبور کند و به اصول مشترک در ادیان برسد تا مبتنی بر آن بتواند هم رسالت وجودی دین را که در ادیان تاریخی گوناگون به اشکال مختلف ظهور نموده بود را بیابد و هم تفسیری از مذهب ارائه دهد که انسان امروز را از اضطراب وجودی برهاند، کدام تفسیر است که بتواند هم در تکثر ادیان بزرگ و تنوع مذاهب سابق اصول مشترکی را بیابد. اگر مفروض ما خویشتن وجودی و بازیافتن آن در بستر معاصر باشد، آنگاه تفسیری می تواند ماورای علمی، منطقی، معقول، متکامل و رهایی بخش از الیناسیون و مسخ شدگی باشد که بتواند مبتنی بر یک تفسیر روحانی از عالم هستی باشد که انسان در آن مذهب خودش را بیگانه و مجهول احساس نکند و برای او ارائه یک جهت و هدف انسانی برای زیستن بتواند طرح کند. حال که مشخص شد مذهب شریعتی دین سنتی نیست و آشکار شد که دین شریعتی مذهب علمی نیست آنگاه باید پرسید که خودآگاهی انسانی که شریعتی، آن را یکی از مولفه های مشترک تمامی ادیان می شمارد چه مقوله ای است و این پرسشی است که می توان در گفت وگوی دیگری به آن پرداخت. ...
شنیده هایی از فاجعه در مذاکرات ایران با توتال
آراستن جبهه ای ضد ایرانی از منطقه عربی، جهان اسلام و جهان غرب به کار بستند. خب همه می دانند که شرط درست بودن چنین سیاستی این است که خدشه ای به اقتدار نظامی خود آمریکا درمنطقه وارد نباشد وقتی آمریکا نمی تواند اراده خود را بر دو کشور عربی زخم خورده در یک موضوعی که جنبه سیاست خارجی دارد - یعنی عدم همکاری با ایران - حاکم نماید چگونه می تواند امنیت و اقتدار عربستان در برابر ایران را تضمین نماید با این
روایت حسن عباسی از سیلی سخت سپاه به داعش
انسان های بزرگی از علما و مردم شریف اهل سنت سیستان و بلوچستان، گلستان و کرمانشاه که در این سال ها در دفاع از اسلام و انقلاب اسلامی به شهادت رسیده اند. لذا اینکه چند نفر تروریست از کردستان عبور کنند و به محل جنایت بیایند مبنای هیچ کسی برای قضاوت مردم کردستان و اهل سنت ما نیست. به مردم کردستان و اهل سنت در مناطق مختلف کشور افتخار می کنیم و اینها پاره تن ایران اسلامی هستند. کارشناس مسائل
مقالات دایرة المعارف قرآن براساس منابع تاریخی و تدبر در قرآن نوشته شده اند
پژوهشی است. قرآن پژوهی و اسلام شناسی امروزه به عنوان یک رشته دانشگاهی وارد فضاهای آکادمیک غرب شده و اسلام برای آن ها یک پدیده علمی است که باید بشناسند. این نگاه حتی الامکان نگاهی علمی و بدون غرض ورزی است. رئیس دانشکده الهیات دانشگاه تهران گفت: محمود رامیار اثر فاخری به نام تاریخ قرآن دارد که در نوع خود یکی از بهترین هاست. ایشان کتاب دیگری به نام در آستانه قرآن دارد که در واقع ترجمه مقدمه
داعش؛ در رؤیای رابرتسون و هانتینگتون/ تخریب کامل تمدن های منطقه غرب آسیا
رویارویی تمدن ها، خصوصاً در منطقه غرب آسیا سخن می گفت. جنگی که ناشی از مجموعه ای عوامل مانند تغییرات اقلیمی، از بین رفتن کشاورزی، کمبود آب، افزایش درآمد نفتی و ... است و ظهور گروه های تروریستی شبه اسلام گرا را تقویت می کند. داعش داعش به معنای تام آن، شبکه ای اجتماعی است. رسانه های اجتماعی، برخلاف عنوان خود، جماعتی از تنهایی را به ذهن متبادر می کند. را می توان در میانه
کرامت انسانی از دیدگاه شریعتی/ عصیان و انتخاب؛ دو ویژگی انسان
سیر و تحول فلسفی در طول تاریخ تاملات نظری جوامع مختلف وجود و پیشینه ای داشته است؟ وی افزود: مثلا وقتی درباره موضوع کرامت انسانی صحبت می کنیم باید ببینیم کرامت چه جایگاهی در تفکر ایرانی داشته است؟ کرامت چه جایگاهی در تفکر نظری فلاسفه و حکمای جهان اسلام داشته است؟ یا به عنوان مثال در فلسفه غرب مفهوم کرامت انسانی را اندیشمندان و متفکرانشان چگونه تعبیر کرده بودند؟ در نگرش فیلسوفان و حکمای چین