سایر خبرها
جست وجویی برای یک شهید در 80 سال پیش
هستند از وی خواستیم چیزهایی که از پدر، مادر و خاله هایشان شنیده اند برایمان تعریف کنند. خانم صفری کنار همسر خود نشستند، تا اینبار ایشان از چگونگی ماجرای شهادت دایی شان محمد جعفر برایمان بگویند: پدر من می آید خانه سفارش می کند به مادر خانمش که نگذار جوان ها فردا بروند بیرون. چون فردا احتمالا مسجد گوهرشاد شلوغ می شود. محمد جعفر پی حرف نمی کند و صبح که از خواب بیدار می شوند می بینند در
حاشیه نگاری دیدار رهبری با دانشجویان
! و با وجود این که کارت دیدارم را از پیش به دیگری هبه کرده بودم، چندساعتی پیش از شروع دیدار ومنزل (قم) به سمت تهران حرکت کردم به امید این که فرجی حاصل شود و حضرت رزاق، رزق امسال دیدار رهبری ما را هم به گونه ای برساند ... در تهران هم، از چند نفر رفقای تشکل های دانشجویی سراغ انصرافی های لیست شان را گرفتم که گویا امسال خود آن ها –از من بدتر- کارت کم آورده بودند و داشتند به هر آب و آتشی می
17زن و دختر قربانی دو جانی پایتخت
و بعد مرا در بیابان رها کرده و رفتند. چگونه از بیابان نجات پیدا کردی؟ قدرت فکر کردن نداشتم. چند دقیقه ای در بیابان سرگردان بودم تا این که توانستم بسختی خودم را به کنار اتوبان برسانم. در آنجا پسر جوان موتورسواری مرا سوار کرد و به یافت آباد رساند، در آنجا با پلیس تماس گرفتم و موضوع را اعلام کردم و به خانواده ام خبر دادم. چطور متوجه دستگیری متهمان شدی؟ چند روز قبل
آسوده نخوابید، شهر در امن و امان نیست
؛ و به همان نسبت، صدای جیغ سرنشینان آن هم بلندتر و بیشتر می شود؛ اوج هیجان. هیجانی که تنها چند دقیقه بعد با جیغ های ترس آور سه دختر جوان در هم می آمیزد و فاجعه ای بی سابقه را رقم می زند. میله شفتی که کابین را به ریل های مارپیچ دستگاه متصل می کرد می شکند و کابین فلزی با سه سرنشین آن از ارتفاع شش متری به سمت زمین سقوط می کند و... از همان روز نگار 24 ساله دیروز و 25 ساله امروز که تا قبل از
ملاقات با نویسنده ای که هرگز مصاحبه نمی کند
. پول این که آن را بخرم نداشتم، بنابراین سریع آن را از کتابخانه قرض گرفتم. من از آن بچه هایی بودم که هر دو هفته یک بار به کتابخانه می رفتم. پنج کتاب می گرفتم و هر پنج تا را می خواندم و بعد آن ها را برمی گرداندم. مسئول کتابخانه ی آنجا می گفت: اگر این نوع کتاب ها را دوست داری، از این یکی هم خوشت می آید. بنابراین کشتن مرغ مقلد را قرض گرفتم. یادم می آید که شروع به خواندن کردم و آن را حریصانه
تلاوت صحیح؛ اولین قربانی بساط مقامات و نفس طولانی/ روایت تواضع در اساتید مصری
یافته است. دو خاطره در این خصوص داستانی برای من اتفاق افتاد که خالی از لطف. در سفری که چند سال پیش به تهران داشتم، شورای عالی قرآن یک روز از من دعوت کرد تا درباره تلاوت چند جوان نظر دهم. اولین جوانی که شروع به تلاوت کرد دیدم که ایشان کاملًا از مرحله پرت است و قرآن را بدون توجه به احکام تجوید و ترتیل می خواند. از ایشان پرسیدم این چه نحوه قرآن خواندن است و چرا از احکام تجوید پیروی
جنایت بعد از قرار پیامکی
بازپرس جنایی تهران متهمی را که مردی را با ادعای ایجاد مزاحمت برای همسرش به قتل رسانده است، مجرم شناخت. به گزارش شرق، پرونده این متهم 40ساله با صدور قرار مجرمیت توسط بازپرس شعبه سوم دادسرای جنایی به شعبه اظهارنظر فرستاده شد و در صورت بدون نقص بودن روند تحقیقات، کیفرخواست صادر و متهم برای محاکمه به دادگاه کیفری استان تهران معرفی می شود. این متهم که احمد نام دارد آبان سال گذشته
ادعای پیامبری وطی الارض بعداز ورودبه "عرفان حلقه"
محافظ را آموختند. بعد از آموختن لایه محافظ، روی مادر، خواهرانم و خواهرزاده هایم کار کردم. روی پسرم نیز کار می کردم. درگیری اعضا باهم، بعد از برقراری ارتباط ها نحوه برگزاری کلاس های کرمان به چه شکل بود؟ هر شش جلسه این کلاس ها یک ترم می شد و بابت هر ترم 50 هزار تومان دریافت می کردند. در هر کلاس حدود 150 نفر حضور داشت و استادش هم از تهران می آمد و همیشه صحبت هایش را با شعرهای
روایت محمد مهدی عبد خدایی از واقعه گوهرشاد
تهران است آنجا سال ها بسته بود به خاطر اینکه در آنجا کشتار زیاد بود و سنگ های آنجا خونین بود. اولین بار که افتتاح کردند برای پدرم بود، بعد از شهریور 1320 که پدرم در آنجا نماز می خواندند. حتی صحن مقدس حضرت رضا را یاد دارم که وقتی سنگ های آن را برمی داشتند استخوان هایی را که در آنجا دفن کرده بودند دیدم. در همین رابطه بعد از این قضیه و بعد از اینکه کشتار وحشیانه انجام می گیرد، جلسه
پشت پرده وقایع بانک پارسیان
پارسیان و متقاضی خرید سهام آن بود محمد رستمی صفا پس از برگزاری نشست های متعدد، سرانجام سال 1385 با ایران خودرو به توافق می رسد و تابستان سال 1385 زمان برگزاری مزایده فروش سهام بانک پارسیان در بورس تعیین می شود. مطابق قانون قرار است ایران خودرو سهام خود را در بورس به مزایده بگذارد و قیمت پایه سهام مزایده، مبلغی باشد که با گروه رستمی صفا توافق شده و اگر در روز مزایده پیشنهاد بهتری مطرح
قتل رفیق پولدار به خاطر نارضایتی از بی پولی
زندگی اش را سر و سامان دهد، اما ساعتی بعد به خاطر عذاب وجدان تسلیم پلیس شد. این مرد که حکم قصاصش تایید شده بود، با کمک خیرین توانست رضایت اولیای دم را جلب کند و دیروز از جنبه عمومی جرم محاکمه و حکم آزادی اش صادر شد. در جلسه رسیدگی به این پرونده که دیروز در شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی عزیزمحمدی و با حضور دو مستشار تشکیل شد ابتدا نماینده دادستان کیفرخواست را خواند
73 سالگی هریسون فورد، دکتر ایندیانا جونز هالیوود
گوید یک روز بعد از سه شبانه روزچرت زدن از رختخواب برخاستم تا به دانشگاه بروم . انگار همه چیز در حرکت آهسته بود. وقتی به کلاس رسیدم ، آن قدر بی حال و بی حوصله بودم که نتوانستم دستگیره را بچرخانم و آن را بازکنم . برگشتم و دوباره به رختخواب رفتم . این حالت سه سال طول کشید. در این سه سال کاری نمی کرد و اغلب در کلاس ها شرکت نمی نمود. اوبعدها می گفت : (بهترین کلمه ای که می شد به من گفت تنبل
کورش باقری: نمی خواهم در مورد نیش عقرب حرفی بزنم
امیدی که دکتر پناهی برای برگشت من داشت، متشکرم. تیم پزشکی بعد از دوازده، سیزده دقیقه، کاملا ناامید شده بودند. جالب این جاست که دکتر پناهی اصلا مرا نمی شناخته و بعد ها گفت وقتی دیدم جوان هستی یک امیدی ته دلم داشتم که بر می گردی. اصلا ماجرای این بیماری از کجا شروع شد؟ شب قبل از آن حادثه، کمی احساس ناراحتی داشتم اما اصلا فکر نمی کردم که مربوط به قلبم باشد. تا نزدیک ساعت سه صبح
فرزندان، والدین، نهادهای مدنی یا سیاست گذاری های اشتباه کدامیک مقصرند؟(بخش اول)
گریختن، 44 درصد سابقه تحویل به مراکز بهزیستی و 7 درصد سابقه زندان دارند. 9/38 درصد این دختران بدون داشتن هیچ برنامه ای برای تامین مخارج و 50 درصد بدون داشتن هیچ سرپناه مشخصی برای سکونت پس از فرار (حداقل شب ها) از منزل می گریزند، 2/35 درصد این دختران با برداشتن پول از منزل، 4/20 درصد با کارکردن، 7/3 درصد با قرض کردن، 6/5 درصد با سرقت، 4/7 درصد با خریدوفروش موادمخدر و... روزهای پس از فرار را
وقتی زور گیر از نیروی انتظامی مایه می گذارد
ظاهراً آشنایی هم از جنس نوه خاله مادری با یکی از فرماندهان نیروی انتظامی دارد و اینکه آن فرمانده هم ولایتی مادرش است و اگر پول را نمی دادم، ال می کرد و بل می کرد! دست به جیب بردم و 80 هزار تومان پول در آوردم و گفتم: چون قیمت را طی نکردم 60 هزار تومان بابت 4 ساعت کار می دهم و هر چه بیشتر برداری راضی نیستم؛ فقط برو ! بعد از نیم ساعت صحبت که خیلی تمایل داشت بحث را به دعوا بکشاند، از خانه
نقش آیت الله خامنه ای در ساماندهی ارتش
قرار دهند که موفق نشدند. با گذشت سال ها از آن ماجرا بر آن شدیم تا در گفتگو یا سرهنگ سید محمدعلی شریف النسب که در آن روزها جزو کمیته انقلابی ارتش و حضور فعالی در صحنه داشت به زوایای پنهان و آشکار آن ماجرا بپردازیم: *وضعیت ارتش ایران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تا کودتای نوژه یا کودتای نقاب چگونه بود؟ ارتش ایران قبل از پیروزی انقلاب اسلامی از ارتش های قدرتمند جهان
روایت ابراهیم گلستان از آدم ها و قصه ها/ کیمیایی برایم تراژدی است
این کتاب های فارسی چاپ شود و در دسترس همه قرار بگیرد . من یادم است سال 1334 یعنی شصت سال پیش در تهران دنبال یک نسخه چاپی از مثنوی می گشتم و پیدا نمی کردم . مثنوی را خانه پدرم خوانده بودم و می خواستم خودم یک نسخه چاپی از آن پیدا کنم و بخرم . نبود . اینکه می گویم دو سال بعد از سقوط مصدق است . شما نمی توانید باور کنید که دو سال بعد از سقوط مصدق من تمام کتابفروشی های تهران را زیر پا گذاشتم که مثنوی پیدا
معجزه موسی ...
از آن مراقبت کردم بعد از چند وقت، حال بزغاله بهتر شد. حالا بزغاله من بزرگ و بزرگ تر می شد و به من و صدایم عادت کرده بود به طوری که به محض شنیدن صدایم بع بع کنان دنبالم به راه می افتاد. من کنار کار در مزرعه و صحرا در کارگاه کنار خانه مان هم قالی بافی می کردم. بعضی روزها که برای کار به کارگاه قالی بافی می رفتم بزغاله با شنیدن صدایم وارد کارخانه می شد و صاحب کارخانه هم از اینکه بزغاله به
چند روایت معتبر درباره آیت الله العظمی سیستانی
دنبال شعله ور شدن آتش تروریسم در این کشور، فرمانی مبنی بر بسیج عمومی مردم صادر کرد که به تشکیل نهادی منجر شد که امروز آن را با نام حشد الشعبی می شناسیم. این مرجع دینی، همان عالم بزرگی است که چند سال قبل فتوایی برای وحدت شیعه و سنّی صادر کرد و گفت : نگویید برادران اهل سنت، بگویید جان ما اهل سنت. کنار همین شخصیت اسلامی، جریان هایی نیز برای ایجا تفرقه میان مسلمانان تلاش می کنند. خیابان
همسرکشی به دلیل اختلافات خانوادگی
دقیق مرگ به پزشکی قانونی فرستاده شد و تحقیقات جنایی ادامه یافت. در این میان، شوهر زهره، به نام نیما، بیش از همه در مظان قرار داشت. کارآگاهان که در ابتدا مدرکی علیه نیما در اختیار نداشتند به تحقیق درباره روابط این زوج پرداختند و متوجه شدند آنها با هم به شدت اختلاف داشته اند. به این ترتیب، مرد جوان بازداشت و بازجویی شد. او ادعا کرد در قتل همسرش نقشی نداشته و زمان حادثه بیرون از خانه بوده است
زندگی بدون قرآن برایم قابل تصور نیست/ تلاوت قرآن پدرم در گوش و دلم زنده است
بین المللی در بین آنها دیده می شود و نخستین رتبه خود را در مسابقات قرآن و اذان دانش آموزی در استان خراسان بزرگ در رشته تلاوت کسب می کند. باقری در گفتگو با خبرنگار شبستان در بیرجند با بیان اینکه آغاز فعالیت قرآنی من به دوران ابتدایی و قبل از آن برمی گردد، گفت: از همان دوران کودکی توسط پدر مرحومم حاج محمد باقری و برادرم بزرگم وارد عرصه کلاس و جلسات قرآنی شدم. وی با اشاره به
پیشینه ی تاریخی و معرفی شهرستان مبارکه
متر مربع و قدمت آن مربوط به دوران قاجار- پهلوی است. این خانه در کنار قلعه قاضی قرار گرفته و با توجه به موقعیت مکانی میتواند بعنوان یکی از جاذبه های گردشگری شهرستان قرار گیرد. برج کبوتر طالخونچه شهر طالخونچه دارای برجهای کبوتر متعددی است که یکی از آنها توسط سازمان میراث فرهنگی در سال 1385 مرمت گردید. این برج دارای 8 متر ارتفاع و 6 متر مربع قطر است. قدمت این برج کبوتر حدود 120 سال
کشف حجاب به روایت مادربزرگ ها
برای شستن لباس بیرون می روند. در صورتی که این لباس ها کاملاً موهایشان را می پوشانده است و با همین ترفند به خانه بستگان می رفتند. (سمنان) - بعد از اعلام کشف حجاب توسط رضاخان فرماندهان نظامی مردم را کتک می زدند و به زور حجاب ار از سر زنان بر می داشتند. خیلی گیر می دادند. مادر بنده که حافظ قرآن بود می گفت اگر قرار است حجاب را از ما بگیرند از خانه بیرون نمی رویم. و یک بار که مریض احوال بود
فرمانده شهیدی که با نارنجک، 25 تانک دشمن را در عملیات رمضان منهدم کرد
شمال نیوز: زهرا گلی قادی همسر سردار شهید حسن حسن پور، فرمانده گردان علی ابن ابی طالب(ع) لشکر 25 کربلا، نقل می کند: او قبل از شروع انقلاب اسلامی امام را شناخته بود و به صورت مخفیانه به فعالیت های خود بر علیه رژیم پهلوی می پرداخت. در پیروزی انقلاب نیز به نوبه ی خود سهم به سزایی داشت. بعد از پیروزی انقلاب در کمیته مشغول فعالیت شد و بعد به سپاه رفت. به علت آن که آن موقع کمیته، انتظامات داخل شهر را به
با 18سال سابقه بازی حرفه ای رکورددار ایران هستم
بزند با من طرف است. او فوق العاده حامی من بود ولی این حمایتش هیچگاه از ذهنم پاک نمی شود و می خواهم همین جا از او تشکر کنم. طهماسبی به دلیل جدایی خود از استقلال تهران پس از یک و نیم فصل بازی در این تیم اشاره کرده و گفت: جو تیم طوری بود که علیرغم شایستگی خیلی بازی به من نمی رسید و من به تناوب در ترکیب استقلال قرار می گرفتم لذا تصمیم گرفتم جایی بروم که بیشتر بازی کنم و سال 79 بالاخره از
نوری: دوباره به پرسپولیس برمی گردم
در این رابطه را گرفتم. در سال های قبل جزو اولین نفراتی بودم که با من تمدید می کردند اما در طول این مدت اینقدر تغییرات در تیم به وجود آمد که دیگر شرایط متفاوت شد. نوری در ادامه با تحسین لیگ قطر گفت: اینجا ستارگان بزرگی هستند که بازی در کنار آنها آرزوی هر بازیکنی است و مهمترین ستاره این فصل مطمئنا ژاوی خواهد بود. خیلی خوشحالم در کنار ستاره های بزرگ دنیا بازی می کنم. علاوه بر ژاوی ستاره
راز و رمز اسم ها
؟ رشیدی: فکر کنم این وسوسه موقعی پیش آمد که بعد از قصه های تابه تا یا همان زی زی گولو به کلاس های آقای سمندریان رفتم. آنجا با گروهی آشنا شدم که حامد محمدطاهری و مجید بهرامی و دیگران در آن بودند. با همان ها شروع کردیم به صورت کلاسی کارکردن و بعدها هم کمی حرفه ای تر به آن پرداختیم. فکر می کنم همان موقع بود که تئاتر شد حرفه من. یعنی از بابا، مامان و خاله ها هیچی یاد نگرفتید؟ رشیدی
نجات از چوبه دار با کمک نیکوکاران
، گفتم از کمد دیواری مارمولک بیرون آمده و می خواهم درزهای آن را بگیرم اما بعد، از این حرفم پشیمان شدم و دیگر جسد را دفن نکردم چون فکر کردم دیر یا زود گیر می افتم. از خانه بیرون آمدم و خودم را تسلیم پلیس کردم .پرونده با اعترافات این مرد، شکایت اولیای دم و صدور کیفرخواست برای رسیدگی به شعبه 71 سابق دادگاه کیفری استان تهران فرستاده و متهم به قصاص و شلاق محکوم شد. رأی صادره مورد تأیید دیوان عالی کشور
باید به فکرِ خود تعهد داشت
اتوموبیلش می برد خانه شان. آنجا که بودم هر روز می رفتم پهلوی چوبک. با چوبک قصه فراوان داریم. از مازندران که آمده بودم و توی خیابان کاخ خانه گرفته بودم، چوبک هم عقب خانه می گشت. همان صاحبخانه من خانه دیگری هم رو به روی خانه ما داشت. آن خانه را برای چوبک گرفتم. بالکن هامان رو به روی هم بود و یکی دوسال با هم همسایه بودیم. بعد من رفتم آبادان و چوبک نیامد. نخواست بیاید و تهران ماند. بعد که برگشتم تهران، گفت
چه کسی با وجود هزار سال عبادت جهنمی می شود
پیامبر و حضرت حق در معراج پیامبر برای اینکه حضرت سلمان را آرام کنند، فرمودند: سلمان! آن زمان که مرا در معراج به آسمان بردند، به سدره المنتهی جبرئیل از من جدا شد؛ چون نمی توانست بالاتر بیاید و باذن الله تا همان جا می توانست بیاید. بعد من خودم تنها بودم و رفتم تا کنار عرش پروردگار عالم قرار گرفتم. ناگهان یک شیری را مشاهده کردم در کنارم ایستاده، بعد که خوب دقّت کردم دیدم علی بن ابیطالب(ع) است