سایر منابع:
سایر خبرها
انتقاد هاشمی از ناهماهنگی در اعلام عید فطر/راهکار ضرغامی برای جلوگیری از طلاق توافقی/واکنش متفاوت دلار ...
ملی مطلبی را با عنوان طلاق توافقی! منتشر کرد. وی در آخرین مطلب صفحه شخصی اینستاگرامش نوشت: این روزها طلاق آسان شده است. در کمتر از نیم ساعت زن و شوهر بدون دعوا و درگیری با آرامش و تفاهم کامل! به بهانه های سطحی از هم جدا می شوند. آمارها نیز حاکی از رشد طلاق است که تقریباً 90 درصد آن توافقی است! آسیب شناسی این پدیده در این مقوله نمی گنجد، ولی آنچه که مسلم است تقویت نهاد خانواده، نقش پدر و مادر و
کدام یک از زوجین در طلاق توافقی بیشتر می بازد؟
شود و می خواهد ازدواج کند ولی خواستگار نمی آید لذا به مادرش می گوید مادر، پدرم را تو از دست دادی و به پدر می گویند چرا مادر ندارم؟ می خواهم ازدواج کنم، در مدرسه مادرم را می خواهند؛ چرا مادرم با فرد دیگری شوهر کرد الان راضی است، شما چه کار کردی؟ این یعنی بچه ها مطالبه گر می شوند. رئیس سازمان نظام روانشناسی کشور خاطرنشان کرد: این توافق، توافق حقیقی نیست بلکه یک بده بستان کوتاه است به همین
دعای مادر شهید عملیات رمضان در برج صدام! +عکس
که علی اکبر به خواستگاری ام آمد. معیارهای زیادی برای ازدواج مد نظرم بود؛ ایمان، تقوا، نماز، صداقت و بالاخره جهاد. خیلی دوست داشتم که با یک طلبه ازدواج کنم. همه این ویژگی ها را نیز در وجود علی اکبر می دیدم. هم درس طلبگی خوانده و هم اهل ایمان و جهاد بود. یادم است تنها وسیله نقلیه او یک دوچرخه بود. در آخرین روزهای سال 1357 بود که من و علی اکبر بر سر سفره عقد نشستیم. خوب به خاطر دارم بعد از
20 درصد مردم کردستان عراق سید هستند
حسینیه ناسزاها و تهمت های مردم را خطاب به شیعیان می شنیدم و به آنها گفتم من چند سال است که شیعه هستم و غیر از خداوند کسی از این مطلب اطلاع ندارد. پدرم می گفت این از شور جوانی است و به زودی آن را فراموش می کند و مردم می گفتند این از جنون جوانی است اما من که عاشق لیلا نشده بودم که از جنون جوانی باشد بلکه عاشق حسین علیه السلام و یاران آن حضرت بودم و از این رو جنون من جنون حق و ایمان بود نه جنون جوانی
بابا دست و پا ندارد ؛ 19 عمل جراحی هم افاقه نکرد + تصاویر
در گوشه ای از آن نشسته بود و به گرمی از حضور ما استقبال کرد؛ چند دقیقه ای با هادی و رقیه صحبت خودمانی داشتیم و از دل همین گفت وگوهای ساده و صمیمی به داستان زندگی این خانواده رسیدیم. هادی باوندیان می گوید: 32 سال دارم و بعد از گذراندن مقطع راهنمایی به دلیل اینکه پدرم نیز کارگر است من نیز برای کار به سر گذر می رفتم؛ بعد از اینکه ازدواج کردم گاهی با برادر همسرم نیز به عنوان کارگر آرماتور
ناشناس ماند چون بر نفسش سوار بود
داشتند. مادر و برادر کوچک ترم از روز اول تا آخر جنگ در دزفول بودند. سه مرتبه هم منزلمان به وسیله موشک ها آسیب دید که دو مرتبه خانه کاملاً تخریب شد و ما خانه را از نو ساختیم. فضای خانواده خانواده مان از گذشته بسیار متدین و متشرع بود. پدربزرگم در کنار کشاورزی از خادمان و مؤذنان مسجد بود. پدرمان هم همین کار را ادامه داد و یکی از دلایلی که نام خانوادگی مان را صلواتی گذاشتند ذکر
مدیران برای اجرای قانون عفاف و حجاب بهانه گیری نکنند/ ابلاغ قرآن بالاترین قانون است
فروپاشی بنیان خانواده می شود. مهاجریان مقدم افزود: نگاه کردن مرد به زنان متعدد به طور قطع در زندگی فرد مشکلاتی ایجاد خواهد کرد، امروز ما شاهد هستیم که در تمام کشور آمار طلاق بسیار خطرناک و در حال افزایش بوده که از طرفی آمار ازدواج رو به تنزل است. وی گفت: قرآن و دین اسلام بسیار به موضوع حجاب پرداخته و تأکید شده که زنان با پوشش مناسب در اجتماع حاضر شوند تا از دید نامحرم مصون بمانند
خادمان و میهمانان امام رضا(ع) از تأثیرات حضور در سر سفره های طرح اکرام رضوی می گویند
را دارم، زیرا توسط پدرم پذیرایی شدم. وی اذعان داشت: همه ساله در روزهای 19، 21 و 23 ماه مبارک رمضان که مصادف با ایام شهادت امیر مؤمنان حضرت علی(ع) است توفیق حضور در سر سفره های طرح اکرام رضوی را داریم و از اینکه مسئولان آستان قدس رضوی بخشی از فضای این سفره های نورانی در این سه روز خاص را به ایتام اختصاص دادند تقدیر و تشکر می کنم. میزبانی بسیار خوبی را از خادمان این مکان مقدس
هادی در روز تولدش دوباره متولد شد
فروردین هم پیکرش را برای ما آوردند. شب وداع گذشت و روز یک شنبه که تشییع پیکرش بود 17 هزار نفر جمعیت در آمل جمع شدند. پیکرش را مثل شهدای گمنام آوردند. به نوعی تابوت خالی بود چون گفتند بر اثر انفجار تکه تکه شده است و ما برای بار اول تکه هایی از او را تشییع کردیم. به هرحال گذشت و چند روز بعد تولد همسر هادی در 23 فروردین بود. به همسرم گفتم برویم به عروس مان تولدش را تبریک بگوییم اما دیدم فامیل جمع شدند. به
با همسر بی مسئولیت خود چگونه رفتار کنیم؟
برای انجام هیچ کاری ندارد و او می تواند با فراغ خاطر به نیاز ها و خواسته های خویش رسیدگی کند، از این رو رفته رفته بی مسئولیتی وی به خصلت هایی نظیر متوقع بودن ، خودخواهی ، منفعت طلبی ، لجبازی و زیاده خواهی در جهت تحقق خواسته های شخصی اش منجر می شود. دختران ولخرج 6 من خانه پدرم دست به سیاه و سفید نمی زدم، از پدرم خرجی می گرفتم، یک بار هم نمی گفت با پولت چه کردی و چه خریدی، اما
ما به تلویزیون پول نمی دهیم!/نسل سوم پاپ کم سواد نیست/موسیقی پاپ ما یک نوزاد است/انتشار آلبوم تازه بعد ...
در آینده پسرم کنارم نشست درقالب آن روز و آن نسل از اینکه پدرش این ترانه ها را خوانده است به خودش ببالد و نگوید پدر این چه بود خواندی؟! یا اگر من 50 ساله شدم نگویم در دوره ای که همه چیز بر وفق مرادم بود چرا این کارها را کردم؟ پدرم همیشه جمله ای می گوید که آخر فیلم مهم است . همیشه نتیجه گیری و انتهای فیلم خیلی مهم است. من دوست دارم نتیجه گیری خوبی از موسیقی داشته باشم حداقل برای خودم. اگر روزی هم
پسر مشهدی در یک سال 3بار ازدواج کرد!!
همسرم چاق است و او را دوست ندارم آن قدر نامزدش را آزار و اذیت داد که او مهریه اش را بخشید و جانش را آزاد کرد. مدتی گذشت و من فهمیدم سعید به خاطر عشق خیابانی،نامزدش را طلاق داده است واین اواخر حتی مواد مخدر مصرف می کند . خیلی نگران شده بودم و تصمیم گرفتم به هر ترتیبی شده کمکش کنم تا مواد مخدر را کنار بگذارد اما او تنها شرط خود را برای ترک اعتیاد ازدواج با دختر مورد علاقه اش
حنجره ای که لانه سرطان است...
اینگونه تعریف می کند: ما از همان ابتدای کودکی شاهد درگیری و مشاجره بین پدر و مادرمان بودیم. البته پدرم هم از ناراحتی اعصاب رنج می برد. همیشه اختلاف نظرهایی بین پدر و عمویم شکل می گیرد و در کنار دیگر مشکلات و فشارها، پدرم دچار حمله های عصبی می شود و اینجاست که ناخواسته دستش روی ما بلند می شود. ما هم دوست داریم اتاق مستقل داشته باشیم . چند سالی هست که خرید لباس های دلخواه و نو برای این 3دختر
رسانه ملی مهمترین نهاد در ترویج ازدواج جوانان است/همسرگزینی سنتی در صداوسیما کم رنگ شده است
و خانواده پسر نیز شرایط تهیه جهیزیه دختر و خانواده اش را می سنجد و کمتر شاهد این موضوع هستیم که دختر و پسر کمتر به شرایط اقتصادی اهمیت دهند و معیار صحیح سنجش ملاک های ازدواج مورد تاکید آن ها قرار گیرد. در گذشته ازدواج ها به صورت سنتی و با مشارکت والدین در همسر گزینی صورت می گرفت و جوانان نیز از تجربیات چند ساله پدر و مادر خود بهره می بردند چراکه راهنمایی های آنان بسیار مفید و کارساز بود
نهادینه کردن فرهنگ حجاب و عفاف از طریق هنر و ادبیات
کرده، نه ما می توانیم از آن حدود (محدوده) خارج شویم و نه زنانی که معتقد به این کتاب بزرگ آسمانی هستند. یکی از مسایل مهمی که هم اکنون در جامعه ما مطرح می شود و نیاز است که به آن توجه اساسی شود، سست شدن بنیان خانواده است. بالا رفتن آمار طلاق، بالا رفتن سن ازدواج، اختلافات خانوادگی و ... همه نشانگر این مساله هستند. در این بین یکی از علل سست شدن بنیان خانواده ها، بی شک بی حجابی یا بدحجابی است
رمز و راز موفقیت در ازدواج دوم
گرفته است نیز مشکلات خاص خود را دارد. این افراد وقتی می خواهند برای بار دوم ازدواج کنند، با احساسات مختلفی دست و پنجه نرم می کنند. این ناراحتی گاهی آنقدر در فرد تاثیر می گذارد که تا سالها بعد از واقعه قادر به ازدواج نخواهد بود. عجیب است که معمولاً افراد درمورد ازواجی که به خاطر مرگ همسر باشد سؤال میکنند تا ازدواجی که به خاطر طلاق شکست خورده است. عامل مهم در این واکنش برعکس مسئله
علیرضا خمسه: من چارلی چاپلین ایران نیستم
پامنار، در یک خانواده مذهبی و سنتی بزرگ شدم. پدرم معمار بود و مادرم خانه دار است. قبل از من فرزندان پدر و مادرم فوت می شدند و همین موضوع باعث شد برای تولدم استرس زیادی داشته باشند اما من این تابو را شکستم و اولین فرزندی در خانواده بودم که پشت مرگ را به خاک مالید. دوران کودکی ام حال و هوای خاص خودش را داشت؛ چراکه در نسل من کار کردن برای بچه ها موضوعی عادی بود به همین خاطر در ایام تابستان هر سال شغلی را
تو را من چشم در راهم...
می آمد و من بر روی ویلچر، تمامی امید ها و آرزوهایم را دست نیافتنی می دیدم. در خانه مهربانی عزیزه می گوید: بعد از فوت والدینم، امید من بعد از خدا تنها برادرم، پرویز بود. انگار دعای من گرفت و برادرم در 24 سالگی شغلی مناسب در تهران پیدا کرد. خواهرم چند سال قبل از فوت مادرم ازدواج کرده بود. من و برادرم چمدان خود را بستیم و راهی تهران شدیم. به پایتخت که آمدیم، از برادرم خواهش کردم من را به
نانت را به خون مردم بزن و به اسم حقوق بشر بخور/ کمک جدید دولت برای جبران خسارت ریزگردها/ آخرین وضعیت ...
: پرونده هسته ای ایران بر پله آخر قرار دارد. ایران و غرب در حال گفت وگوهای فشرده ای هستند. تاکنون چند بار مذاکرات در این مرحله حساس با تمدیدهای متعدد ادامه داشته و ظریف در روز یکشنبه گفته است که دیگر تمدیدی در کار نیست. حدود چند هفته است که جهانیان چشم به دودکش هتل کوبورگ وین دوخته اند تا ببینند چه دودی از آن خارج خواهد شد. تمدیدهای مکرر نشان داد که هنوز مشکلاتی باقی مانده است. محمدجواد ظریف چندی
سطح معنوی زوج ها بعد از ازدواج رشد نمی کند
1394/4/23 - 10:01 472486 خبرگزاری شبستان - سرویس قرآن و معارف: " اصل ازدواج یک حرف و یک پروژه است اما ادامه این مسیر یعنی ادامه دادن زندگی مشترک چندین پروژه است. یعنی این طور نیست که مثلا شما بگویید من فرد سالمی هستم و همسرم هم آدم سالمی است، پس زندگی ما در چهل پنجاه سالی که با هم خواهیم بود تضمین شده است. قضیه این طور نیست. شما روز به روز در برابر مسایل و چالش های متنوعی قرار می گیرید
روایت محمد مهدی عبد خدایی از واقعه گوهرشاد
بودند. در سال 23 و 24 حدود هشت، نه سال بعد آن آجرها را بردند، این قدر خونین بود. آن شبستانی که الآن مستقیماً روبه روی خیابان تهران است آنجا سال ها بسته بود به خاطر اینکه در آنجا کشتار زیاد بود و سنگ های آنجا خونین بود. اولین بار که افتتاح کردند برای پدرم بود، بعد از شهریور 1320 که پدرم در آنجا نماز می خواندند. حتی صحن مقدس حضرت رضا را یاد دارم که وقتی سنگ های آن را برمی داشتند
جای خالی سنت های اسلامی- ایرانی در ازدواج
فرد -به معنای مشقت و تنگنا و خطر ارتکاب گناه- شود، توصیه شده است. اگرچه درک محدود انسان سبب می شود که به طور کامل به مصالح و مفاسد امور آگاهی پیدا نکند اما با بررسی پیامدهای طلاق تا حدودی می توان به دلایل منفور بودن این مسئله در اسلام پی برد. آسیب های فردی و اجتماعی طرفین بعد از طلاق (به خصوص خانم ها) همچنین سرنوشت مبهم فرزندان، آسیب های روحی و روانی که از طلاق والدین نصیب شان می شود و مسائل و
حجاب من را ازخطر و تهدید حفظ کرد
گفت وگوی خاص علیخانی با محمدعرب، ماجرای همسر عرب هم جالب است. او از سن سه سالگی در امریکا زندگی کرده و بزرگ شده بود اما همچنان پایبند اعتقادات دینی از جمله حجاب اسلامی خود بود. همین بهانه ای شد تا با کمک انجمن اسلامی شهید ادواردو آنیلی که پیش از این زمینه گفت وگو با محمدعرب را در نمایشگاه قرآن دو سال پیش فراهم کرده بود، با راحله بهارلو همسر محمد عرب به گپ و گفت بنشینیم که با توجه به مناسبت این
تاریخ شفاهی کشف حجاب به روایت مادربزرگ های ایران زمین
را کامل سیاه می کند که حتی مأمورین هم از کار ایشان تعجب می کنند. (لرستان) - پدر بزرگم تعریف می کردند که در آن زمان ساختمان های دو طبقه در بندرلنگه خیلی زیاد بوده است. خیلی ها از هرمزگان به کشورهای حوزه خلیج فارس می رفتند. مادر بزرگم تعریف می کرد برای بیرون رفتن حتماً باید کلاهی سر می کردیم تا مأموران رضاخان کمتر اذیتمان کنند. اهالی بندر لنگه به خاطر داستان کشف حجاب شهر را ترک کردند و به
امید رفت و برگشت و مصدومیتی که آمد اما برنگشت
که فامیلی من رفت و برگشتی است، به لطف خداوند توانستم در یک لیگ به پرسپولیس گل بزنم و هوداران این لقب را به من دادند اگر خودم را بخواهم معرفی کنم، امید روانخواه هستم. سین: چه زمانی و کجا به دنیا آمدید؟ جیم: متولد سال 66 در فیروز آباد استان فارس تقریباً 100 کیلومتری جنوب شهر شیراز و بچه بزرگ خانواده هستم و یک برادر و دو خواهر دارم و پدرم مکانیک بودند و از 14 سالگی تنها زندگی
دخالت خانواده ها، یکی از 10 عامل اصلی طلاق
که فرزندانشان متعلق به خانواده شوهر است و هویتشان را از خانواده شوهر گرفته و پدر و مادر خود را فراموش می کردند. در حالی که در میان دختران نسل جدید و تحصیلکرده این قضیه شکل معکوس گرفته و آنها مایلند شوهرشان جزو خانواده خودشان شده و با خانواده خودش کمتر مراوده کند. او می افزاید: همچنین برخی باورهای سنتی سبب شده بعد از ازدواج هم برخی پسران تعهدات مالی به والدین و حتی خواهر و برادرهای خود داشته باشند
فکر حفظ آبروی کتاب باشیم/ همراه با سید رضا یکرنگیان از خدمت در نیروی دریایی تا راه اندازی انتشارات خجسته
بود و حتی کتاب هایی که در گنجه جا نمی شد، روی زمین چیده شده بود. خانواده ما یک خانواده 7 نفری بود؛ دو برادر و دو خواهر دارم و یادم می آید در سال 1337 که پدرم فوت کرد، همه بچه ها ازدواج کرده بودند و تنها من و برادر کوچکم به همراه مادرم در این خانه زندگی می کردیم. پدر تا آخرین روز حیات خود در بازنشستگی به سر می برد یا باز هم در ارتش فعالیت می کرد؟ پدر من در سال 1331
روایت یک مادر از ورودخانواده اش به عرفان حلقه
دمش هنوز در بدن دخترت باقی مانده است و با چند بار ارتباط گرفتن مشکل اش حل می شود. - پسرتان ادعاهای عجیب و غریب هم می کرد؟ یک روز پسرم برگشت به ما گفت می خواهم به ترکیه بروم. گفتم تو که خدمت نرفته ای و گذرنامه نداری، چگونه می خواهی بروی؟ گفت طی الارض می کنم! پسرم وسایلش را جمع کرد و رفت. بعد از سه روز، به سراغ خانم مهریزی که او هم در کلاس های ابوطالبی شرکت می کرد، رفتم و سراغ
سلطه گری خواستگار شیطان صفت بر زن جوان
شوک گفت: من فریب وعده های پرویز را خوردم و تا پایان عمرم رفتار اشتباه و دور از عقل و منطقم را فراموش نمی کنم. با پرویز کجا کار می کردی؟ در یک شرکت کامپیوتری. خانواده ات از موضوع خواستگاری پرویز از تو خبر داشتند؟ نه، چون پرویز به من وعده داده بود برای خواستگاری به منزلمان می آید. تحصیلات ات چیست؟ دیپلم فنی دارم. چرا تا الان ازدواج نکرده ای؟ چون تا
ازدواج، در به در دنبال مشتریان جوان
عامه ی مردم، کسانی که برای ازدواج دختر یا پسر پیشنهادیه پدر و مادرشان را انتخاب میکردند به دلیل مذموم بودن طلاق و تقبیح این موضوع در عرف جامعه، عمدتا زندگی پایدار و خوشبختی داشتند. البته ناگفته نماند کم سن بودن زوجین، پایین بودن سطح توقع افراد، ارزش گذاری به بنیان خانواده، قانع بودن به حداقل امکانات و عدم اشاعه ی فرهنگ های غربی که بر پایه ی موقتی بودنه بنیان خانواده بنا نهاده شده اند، از دیگر