سایر منابع:
سایر خبرها
موسیقی پاپ مردانه ما خیلی زنانه شده است
/> از 18-17 سال قبل تا به امروز من به این نتیجه رسیدم،که موسیقی، خیلی مورد وثوق مدیران فرهنگی ما نیست. شرایط فعلی آخر بی ارادگی در مدیریت فرهنگی است که هزار استودیوی غیرمجاز در تهران، 24 ساعته دارند فعالیت می کنند و متولی هم وجود ندارد که رسیدگی کند. وضعیت هم همان می شود که یک بازار مجازی مبتذلی می آید و بر فرهنگ عمومی سوار می شود. من اعتقاد دارم اگر پوشش جوانان دارد تغییر می کند
اینجا زندان شیشه ای زنان است
دوستی پناه می برد که مصرف کننده است و تنها فردی که می تواند تنهایی اش را با او پر کند. بعد ها با تنها برادرش به فروش مواد دست می زند و چون سن و سال کمی داشته کسی به او شک نمی کرده است. آهی عمیق چشمانش را خیس می کند و در مرور صحنه های زندگی اش روزی را که به جرم سرقت 185 فقره خودرو در زندان افتاده است به یاد می آورد، جرمی که اثبات نشد. این دختر نوجوان پس از 9 ماه با وثیقه از
پسر شرور، دختران ساده لوح را تهدید به رابطه نامشروع می کرد/ صحبت های تکان دهنده دختر جوان از 3 ماه تجاوز ...
جوان از 3 ماه تجاوز گروهی پسرعمو و دوستانش/ ضرب و شتم وحشیانه در مقابل مقاومت قربانی + عکس قربانی 23 ساله تعرض جنسی در "چیتسگر" هندوستان سرگذشت تلخ خود را پس از گذشت پنج سال رسانه ای کرد. تعقیب و گریز شبانه پلیس و خلافکاران شرق تهران/ تیراندازی پلیس متهمان را زمینگیر کرد دو پسر خلافکار که اقدام به سرقت در شرق تهران می کردند،پس از چند ساعت فرار در نهایت با تیراندازی پلیس
زورگیران پراید سوار را شناسایی کنید +عکس
، در شکوائیه ی خود عنوان کرده بود: در خیابان سعادت آباد، نزدیک میدان کاج سوار یک دستگاه خودرو پراید مشکی ( دارای سابقه سرقت پلاک از یک دستگاه خودرو ROA ) شدم تا به چهارراه قدس بروم. در طول مسیر یکی از سرنشینان صندلی عقب که کنار من نشسته بود عنوان کرد که دست راستش شکسته و به این بهانه از من خواهش کرد تا دستش را پشت گردنم قرار دهد و من نیز درخواست وی را قبول کردم اما همین شخص در لحظه ای که متوجه نشدم
پسرهایی که قربانی تجاوز شدند
. خیابان خلوت بود و مردی که با چاقو پشت سرم ایستاده بود من را تهدید کرد که در صورت فریاد زدن شاهرگم را خواهد برید. او مرا به سمت خرابه ای در همان اطراف برد و درحالی که همچنان چاقو را به گردنم فشار می داد من را مورد آزار و اذیت قرار داد. سپس گوشی موبایلم را گرفت و به سرعت متواری شد. با تشکیل پرونده مقدماتی با موضوع تجاوز به عنف و سرقت و به دستور شعبه دوم بازپرسی دادسرای جنایی تهران، پرونده
از مناظره با "فرخ نگهدار" تا سخنرانی برای پیرمردها در سیزده سالگی/ماجرای کتک خوردن حاج احمد متوسلیان از ...
حدی بود که ما در همان روزهای اول انقلاب بیانیه ای سراسری در تمام ایران منتشر کردیم که "آمادگی بحث آزاد با تمامی گروه ها و شخصیت ها را داریم". مناظره به این شکل بود که به دانشگاه تهران رفته و شروع به بحث آزاد می کردیم. از اولین مناظره های ما با آقای " فرخ نگهدار" از اعضای فداییان اکثریت از گروه های چپی و بسیار باسواد بود. در حضور برخی از بچه های محل شروع به بحث کردیم و متوجه شدم از
سارقان مخوف غرب تهران+تصاویر
سعادت آباد، نزدیک میدان کاج سوار یک دستگاه خودرو پراید مشکی به شماره انتظامی *** ب 94 / ایران 55 ( دارای سابقه سرقت پلاک از یک دستگاه خودرو ROA ) شدم تا به چهارراه قدس بروم. در طول مسیر یکی از سرنشینان صندلی عقب که کنار من نشسته بود عنوان کرد که دست راستش شکسته و به این بهانه از من خواهش کرد تا دستش را پشت گردنم قرار دهد و من نیز درخواست وی را قبول کردم اما همین شخص در لحظه ای که متوجه نشدم، اقدام به
بازگشت دوباره مجرمان سابقه دار به صفحه حوادث
قدس بروم که خودروی پراید مشکی ای توقف کرد. به جز راننده و پسری که روی صندلی شاگرد نشسته بود، دو پسر جوان هم در صندلی عقب سوار بودند. بعد از گفتن مسیر در صندلی عقب سوار شدم. مسافری که با دست شکسته کنارم نشسته بود، عذرخواهی کرد و دستش را به دور گردنم انداخت. وقتی به مقصد رسیدم و پیاده شدم، متوجه شدم او مقداری پول نقد و گوشی تلفن همراهم را سرقت کرده است. شاکی دیگر که پیرمردی با بیماری خاص بود
گذشت را از امام رضا(ع) آموختم
. روزهای سخت و سرنوشت سازی بود و من نیز بر تصمیم قصاص راسخ بودم. روز اجرای حکم به اتفاق رئیس انجمن حمایت از زندانیان به محل اجرای قصاص رفتیم. جمعیت زیادی را آنجا دیدم که تاکنون هیچ جایی ندیده بودم. همه من و همسرم را صدا می کردند و خواستار بخشش بودند. وقتی وارد زندان شدم، حالم بد شد و توانایی حرکت نداشتم. امّا لحظه اجرای حکم انگار انرژی مضاعفی در وجودم شکل گرفت و به سمت محل موردنظر رفتم و با
با همسر بی مسئولیت خود چگونه رفتار کنیم؟
سلامانه : سوءتفاهم در معنای ازدواج نسرین صفری -مشاور خانواده در چاردیواری ضمیمه روزنامه جام جم نوشت: فکر می کردم بعد از ازدواج می توانم راحت و آسوده شوم، اما کاش هیچ وقت ازدواج نمی کردم. از فردای روز عروسی مان روز خوش ندیده ام، قسط خانه و مشکلات مالی از یک طرف، هماهنگ شدن با این همسر بدقلق و بداخلاق هم از یک طرف؛ همیشه در حال دستور دادن است و من هم در حال سرپیچی و ساز مخالف
اوضاع ناگوار آوارگان سوری در دروازه های اروپا
ها و کبودی های بدنشان را به وی نشان داده و گفتند که مورد ضرب و جرح اعضای باندهای مافیا در مرز مقدونیه قرار گرفته اند. وی افزود: بگذاریم آن ها را مرزبان نخوانیم. با وجود اینکه رسما مرزبان هستند اما آن ها را شبه نظامیان مرز مقدونیه خواهم خواهند. فیسک تلاش می کند تصویری از حادثه را توصیف کند و توضیح می دهد که این شبه نظامیان سوار بر خودروهای خود بودند و برخی دیگر سوار خودروهای مستقر نزدیک
قرآن کتاب حکایت و قصه نیست
. اگر دختر است او را شوهر دهید و اگر پسر است باید او را زن دهید. یک معنای واجب النفقه اینست که دختر را باید شوهر داد و پسر را باید زن داد به شرط اینکه تجمّل گرا نباشیم و در حدّ متوسط باشد. لذا همه باید به فکر دنیای بچه هایمان باشیم، اما بالاتر از آن به قول پیغمبر اکرم(ص) و مفیدتر و بهتر اینکه به فکر آخرت بچه هایمان هم باشیم. اینکه پسر من با چه کسی رفت و آمد دارد یا این دختر با چه کسانی رفت
3500 روز زندان، مجازات سرکرده باند سارقان طلافروشی
نقابدار وارد مغازه شده و پس از تهدید من با اسلحه کلاشینکف و کلت، طلاهای داخل ویترین را که 2.5 کیلوگرم بود، سرقت کردند. آنها سپس سوار یک خودروی پژو 405 مشکی شده و از محل فرار کردند. فقط توانستم شماره پلاک خودروی سارقان را یادداشت کنم. ماموران ردیابی شماره پلاک را در دستور کار قرار دادند که در جریان تحقیقات متوجه شدند، خودروی پژو چند روز قبل در جنوب تهران سرقت شده بود. در حالی که
فلسفه حجاب در سخن 32 نفر از بزرگان ایران و جهان
/> * زن بی حجاب تکیه بر زن بودن خود دارد نه بر انسان بودن خود. * بزرگترین خدمت به مردان هرزه بی حجاب کردن زنان است. * مادران امروز به مادران فردا می آموزند؛ اگر می خواهید ارزش خود را حفظ کنید خود را به راحتی در دسترس مردان قرار ندهید؛ یکی از زنان اروپایی روزنامه نگار می گوید: در ایران سوار اتوبوس شدم، جوانی را دیدم که در قسمت آقایان چشم دوخته بود به صورت دختری، وقتی دخترک متوجه
آخرین وصیت شهید تربیت ولایی فرزندانش بود
جایی رفته است، زود به سر کار برگشتم و دیدم 10، 12 نفر از بچه های فعال در زمینه قرآن دارند پسرم را در بنایی کمک می کنند. علتش را پرسیدم و متوجه شدم مواقعی که علی در خانه نبوده، به مسجد و محافل قرآنی می رفته و حالا دوستانش که دیده بودند او چند روزی سراغ شان را نگرفته، خودشان پیشش آمده بودند و به رسم رفاقت و دوستی او را کمک می کردند. آن روز من شرمنده او و خودم شدم چراکه فکر می کردم علی به بیراهه می رود
عملیات ویژه پلیس برای انهدام شبکه های زورگیری
اعضای چهار باند سارقان به عنف که در غرب استان تهران فعالیت داشتند، دستگیر شدند. نخستین پرونده اواخر اردیبهشت با شکایت زنی به پلیس شهریار گشوده شد. این زن گفت: در مسیر کرج به شهریار سوار پراید سفیدرنگ با دو سرنشین مرد و یک سرنشین زن شدم و در طول مسیر پس از پیاده شدن آن زن، سرنشینان خودرو، به بهانه خرابی ماشین توقف و مرا با سلاح سرد تهدید کردند و وجوه نقد و طلاهایم را به سرقت بردند. سپس من را در
خون پسرم برای حجاب و غیرت به زمین ریخت
. همرزمانش دیده بودند به سرش تیر خورده است. پسرم به همرزمانش گفته بود: اگر من شهید شدم، جنازه من را ببرید و نگذارید دست دشمن بیفتم. من می دانم که شهید می شوم. پسرم خیلی غیرتی بود، نمی خواست حتی جنازه اش دست دشمن بیفتد. خودش هم تعداد زیادی از افراد دشمن را کشته بود، پسرم تک تیرانداز خوبی بود. در لحظه شهادت آن طور که من شنیدم یک لحظه سرش را بالا گرفته بود که مورد اصابت گلوله دشمن قرار گرفت
جز تهیه پول شیشه به هیچ چیز فکر نمی کنم
و شلوار قهوه ای دست به اعمال مجرمانه می زند. حادثه پارک سحر پسر 18 ساله ای که هدف مجرم خشن قرارگرفته بود، گفت: در پارک سحر در شرق تهران نشسته بودم که ناگهان مرد جوانی با چاقو به من حمله و تهدید کرد پول و گوشی ام را به او بدهم. من خواستم در مقابل او مقاومت کنم که با چاقو ضربه ای به کتفم زد و به شدت زخمی شدم. من هم از ترس جانم مجبور شدم گوشی تلفن همراهم را به او بدهم. او هم بعد از
زن سوم
فهمم. سوار تاکسی ام که می شوم، زن ناپدید شده است. رد خنده زن را در خواب هایم جستجو می کنم. سرم را روی فرمان می گذارم و های های گریه ام رها می شود در بغض سالیان تاکسی بی مسافر ... صدای سعید از پشت تلفن از بغض هزار ساله می رهاندم. "حالت چطوره؟" چیزی نمی گویم "چی شده؟" چیزی نمی گویم "چرا حرف نمی زنی؟" "نمی دونم. گرفتار شدم. مغزم کار نمی کنه
خوردن و خواندن هویج بستنی در روزهای گرم تابستان
می زنه. برق حقیقت. این جوری. و چشم هایش را دراند و مثلا براق نگاهم کرد و قاه قاه خندید. من هم برای اینکه ضایع نشود، لبخندکی زدم. گفت: خب پسر گلم، چه رنگی بود؟ ... فرهاد حسن زاده در سال 1341 در آبادان متولد شد. وی از سال 1355 تاکنون در کار داستان نویسی و روزنامه نگاری فعال بوده و بیش از 60 کتاب منتشر کرده است. آثار حسن زاده جوایزی مانند تندیس ماه طلایی برگزیدگان ادبیات کودک و لوح زرین کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان را برایش به ارمغان آورده اند. موسه نشر افق، کتاب هویج بستنی را در قالب 128 صفحه با شمارگان دو هزار نسخه و قیمت 6 هزار و 500 تومان منتشر کرده است. ...
ترتیل جزء بیست و هفتم قرآن کریم با قرائت استاد کریم منصوری + متن و صوت
ابراهیم را فرستادیم و در میان فرزندان آن دو نبوت و کتاب را قرار دادیم از آنها [برخی] راه یاب [شد]ند و[لی] بسیاری از آنان بدکار بودند (26) وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا وَإِبْرَاهِیمَ وَجَعَلْنَا فِی ذُرِّیَّتِهِمَا النُّبُوَّةَ وَالْکِتَابَ فَمِنْهُم مُّهْتَدٍ وَکَثِیرٌ مِّنْهُمْ فَاسِقُونَ ﴿26﴾ آنگاه به دنبال آنان پیامبران خود را پی درپی آوردیم و عیسی پسر مریم را در پی [آنان
روایت محمد مهدی عبد خدایی از واقعه گوهرشاد
جنین می کند و خونریزی شدیدی می کند و به علت شرایطی که پدرم داشته (و به صورت یک تبعیدی و فراری بوده و یک سال بعد از آن ماجرا بازمی گردد) نمی تواند مادرم را به دکتر برساند و مادرم پس از شانزده روز می میرد، در حالی که بیست و یک ساله بوده است. چون بعد از آن پدرم اجباراً در مشهد با یک خانواده دیگری به نام آقای علم الهدی وصلت می کند، که الآن بعضی از اقوامشان در تهران روحانی هستند و خودشان نیز
خون پسرم برای حجاب و غیرت به زمین ریخت
/> کمی از سید جلیل برای مان بگویید. سید جلیل سربازی اش را دوسال در کردستان گذراند. حتی مدال شجاعت گرفت. وقتی از سربازی برگشت، آن زمان یک پسر هم داشت، در آن زمان او را بردند و مکانی را به او نشان دادند (الان حضور ذهن ندارم کجا بود) در آن محل حدود 20 نفر از زنان را ضد انقلاب زنده به گور کرده بودند. او به همراه چند نفر دیگر رفته بودند و این جنایت ها را دیدند و به شدت تحت تأثیر قرار گرفت و
تجاوزبه دختران در پوشش مسافرکش
به جرائمش ادامه داده است. رئیس پلیس آگاهی غرب استان تهران درباره دومین پرونده نیز گفت: در این پرونده دو متهم سابقه دار دختران و زنان جوان را از کرج، فردیس و شهریار به عنوان مسافر سوار می کردند و با انتقال آنها به خارج از شهر و محله های خلوت اموالشان را می دزدیدند که در این رابطه چند نفر از مالباختگان را مورد آزار و اذیت قرار داده اند. با دستگیری یکی از متهمان به نام ابوالفضل، او در بازجویی پلیسی به جرائمش اعتراف کرده است.
از سیاست رهایی نداریم
درباره مطرودین اجتماعی بود، از زبان مجری جلسه آغاز شد و در ادامه بعد از معرفی سلسله جلسات مشق ایده در پژوهشگاه فرهنگ و هنر و ارتباطات یاسر بابایی، دانشجوی دکترای دانشگاه علامه و متخصص رفاه و سیاستگذاری اجتماعی که عمدتا سیاستگذاری های دولت ها را مخاطب قرار می داد، تاکیدکرد که از موضعی بیرونی بحث خود را درباره طردشدگان اجتماعی پیش می برد. وی بحث خودش را با ابراز نگرانی از حرکت به سمت انسداد
فرمانده شهیدی که با نارنجک، 25 تانک دشمن را در عملیات رمضان منهدم کرد
گفت: اگر خودم در جبهه با بنی صدر روبرو شوم او را می کُشم. * عکس یادگاری با فرزند شهید روزی شهید نقل می کرد: در اهواز بچه ای را دیدم، او را در آغوش گرفتم. متوجه شدم که او فرزند شهید است. از من جدا نمی شد. می گفت می خواهم با تو بیایم و شهید شوم. بالاخره او را به زور راضی کردم و دو عکس یادگاری با او گرفتم تا او مرا را رها کرد و من هم به عملیات رفتم. * دو ماه دیگر باید
چه کسی با وجود هزار سال عبادت جهنمی می شود
فکر بود. یعنی حاکمیّت همه این ها را داشت. خیلی جاها در اختیار پدر سلمان بود، چون ایران قدیم خیلی بزرگ بود. اسم خود حضرت سلمان هم روزبه بود. می گوید: من همه این ها را رها کردم و برای شما آمدم و پدرم وقتی فهمید من آمدم، نقشه کشتن مرا کشید منتها دلش برای مادرم می سوخت و او مانع می شد و من هم فرار کردم به سرزمینی به نام ارزن رفتم. می خواستم در آن جا استراحت کنم، خوابم برد. بعد بلند شدم و
حجاب، در آیینه مکتوبات/ کتاب ها از حجاب می گویند
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی طنین یاس به نقل از مهرخانه، یکی از دغدغه های فرهنگی امروز جامعه، مسئله حجاب است. بررسی ابعاد مختلف دینی، اجتماعی و فرهنگی حجاب، تبیین راهکارهای پذیرش حجاب، باور و اعتقاد پیداکردن به آن و تحلیل و بررسی علل دینی و اعتقادی آن، همه و همه مسایلی است که در چارچوب کتاب به آن پرداخته شده و نیازمند بازنمایی و مراجعه مجدد است. به بهانه روز حجاب و عفاف، به سراغ کتاب
زورگیر خشن، مغلوب راننده تاکسی شد
پرسه زنی در موقعیت های خیابان ابراهیم آباد و الغدیر متوجه شدم مقصد وی مشخص نیست، قصد داشتم وی را بلافاصله پیاده کنم که متهم در بزرگراه آزادگان به سمت بنده حمله ور شد و قصد سرقت پول و موبایل مرا داشت که با وی درگیر شدم و او از خودرو پیاده و متواری شد و من نیز به تعقیب او پرداختم که وی با حضور به موقع مامورین گشت کلانتری یافت آباد دستگیر شد. سرهنگ احداله یوسفوند رییس کلانتری 151یافت آباد درباره این خبر به باشگاه خبرنگاران گفت:متهم که “موسی” نام داشت پس از دستگیری به عنوان سارق زورگیر به همراه شاکی به کلانتری منتقل و پرونده ای در این خصوص تشکیل و در اختیار مقام قضایی قرار گرفت. ...
درد دل های بیماران مبتلا به EB:ما را زیر چتر بیماران خاص ببرید!
اینکه بیماری ام واگیردار است ثبت نامم نمی کردند. نگاه ها هر روز آزاردهنده تر می شد به این خاطر که با بزرگتر شدنم زخم ها و پوسته پوسته شدن پوست های جاهای دیگر بدن بیشتر و بیشتر می شد و دکترها هم قادر نبودند مرا درمان کنند تا اینکه چند سال پیش متوجه شدم بیماری EBدارم و این بیماری ژنتیکی است و درمانی ندارد. به طور قطع حمایت وزارت بهداشت از این بیماری و قرار دادن آن جزو بیماری