سایر منابع:
سایر خبرها
سیاست در کشور همواره تقسیم بر دو می شود
به گزارش نخست نیوز ، وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی پس از عمل جراحی بر روی چشم های محمد رضا عارف و غلامعلی حداد عادل دو سیاست مدار دو طیف اصلاح طلب و اصول گرا گفته است: کاش هیچ گاه چپ و راست نداشتیم و حال و هوای اول انقلاب حفظ می شد. وی با انتشار دو تصویر از این دو نیز دست به ابتکار جالبی زده زیرا به صورت نمادین انگار با یک چشم کمتر و با چشم دیگر بهتر می بینند. یکی چشم چپ خود
پوتین قرمزها با تقدیم به شهدای غواص منتشر شد/ خاطراتی از مدیر جنگ روانی ایران و عراق
درگیری شدند و دست به پاتک های سنگین زدند. با افزایش فشار، که با بمباران شیمیایی همراه بود، نخست عملیات را متوقف کردند. سپس، دست به تعرض زدند و مناطق ازکف داده را بازستاندند. با اوضاع جدید، که از آمادگی و هوشیاری و اطلاع دشمن سرچشمه می گرفت، برای جلوگیری از تلفات، دستور بازگشت رزمندگان اسلام صادر شد و پس از دو روز نبرد عملیات کربلای 4، در حالی که انتظارها را برآورده نمی ساخت، پایان گرفت.
بیزارم از اینکه افراد ضد انقلاب و ضد رهبر بالای سر جنازه ام حاضر شوند
فتربصوا حتی یاتی الله بامره و الله لایهدی القوم الفاسقین. (ای رسول ما!) بگو امت را که ای مردم اگر شما پدران و پسران و برادران و زنان و خویشاوندان خود را و اموالی که جمع کرده اید و مال التجاره که از کسادی آن بیمناکید و منازل (عالی) که به آن دل خوش داشته اید، بیش از خدا و رسول و جهاد در راه او دوست می دارید منتظر باشید که امر نافذ (و قضای حتمی) خدا جاری گردد (و اسلام را بر کفر غالب و فاتح
چرا مصاحبه ها دیگر رغبتی برنمی انگیزند؟
جان بخرد. درباره دیگر نویسندگان دوروبرش چه نظری دارد و از کدام شان خاطره ای آموزنده و درسی دارد و... اما در واقع همه این ها توقع بی جایی است و تو را کاملا مایوس و ناامید می کنند آن ها که فرصتی به دست آورده اند تا خودشان را به عنوان نویسنده ای "نویسنده" در ذهن تو ثبت کنند اما به جایش حرف هایی فضایی و ناکجاآبادی تحویلت داده اند. تو گویی با نویسنده مصاحبه ای ترتیب داده اند تا میزان اطلاعات او در
با دیدگاه اسلام درباره اتانازی آشنا شویم
، فرهنگی، اخلاقی، زیبایی شناختی و... را مد نظر داشته و توانسته عملیاتی ترین شیوه ها و فلسفه های موضوعی را برای پیروان خود ترسیم و بیان کند. هنگامی که بخواهیم مسائل مهم و پدیده هایی را که با جان ارزشمند و هدفمند انسانها مرتبط است بررسی کنیم، باید همه منظرهای توحیدی و الهی دین را بیان کرده و آن را از چارچوب فعلیت بخشیدن در جامعه بیان کنیم. 1- پیشینۀ تحقیق درباره یوتانازی در جهان اسلام
با خودم گفتم این سید جوان ما فوق یک طلبه عادی است
آمدم. با فروش منزلی کوچک تر که در تهران داشتم خانه ای در محله ای جوبشور قم تهیه کرده و در آن مستقر شدم. پیغامی به من رسید که آقای خامنه ای قصد دیدن مرا دارد. پرسیدم: آقای خامنه ای کیست؟ گفت: یکی از طلاب . گفتم: تشریف بیاورند . روز و ساعت مقرر، چند نفر روحانی که جلوتر از همه آنها سید جوانی که قد بلندتر از بقیه بود و در طول مدت حضور در منزل می دیدم مورد احترام همراهان است وارد شد. پس از
انسل آدامز (پدر عکاسی منظره در آمریکا)
ستایش گر طبیعت است. عکس های او قبل از هر چیز انسان را به یاد سهراب سپهری می اندازد. اگر در اشعار سهراب سپهری بوی علف را می توان عمیقا استشمام کرد، این درست همان خصوصیتی است که در عکس های Adams نیز تکثیر یافته است. با عکس های Adams می توان ایمان آورد، می توان برای ساعتی طولانی به یک چشم انداز خیره ماند و شیدایی و عصیان طبیعت را توامان به نظاره نشست. آدامز به عکاسی معروف است که در تکنیک
بردگی در کلانشهرها
و شب با هزار استرس و درماندگی به رختخواب می رویم و آن قدر پریشانیم که صبح خسته تر از همیشه از رختخواب بیرون می آییم. گیر افتاده ایم در میان ترس هایمان. ترس این که اگر کاری را که دوستش ندارم از دست بدهم برای تامین مخارج زندگی ام لنگ می مانم. بیکاری شده کابوس و درد بی درمان. آن قدر از بیکار ماندن ترساندنمان که فراموش کرده ایم خلاقیم و می توانیم از راه هایی که دوست داریم پول در بیاوریم
گفتگو با ریچارد برناب (عکاس و نویسنده)
و قصدم پول بود رها کردم. چرا بخواهم دوباره آن کار را انجام دهم؟ فلسفه من در این مورد خیلی ساده است آنچه را که عاشقش هستی انجام بده. همین وبس! از چیزهایی که عاشق و دلبسته آنها هستی عکس بگیر. در این صورت تو خوشحال تر خواهی بود و هنری با معنی و خردمندانه خلق خواهی کرد و در آنچه که انجام می دهی ممتاز خواهی بود. این سوالی است که بیشتر خوانندگان دارند و آن اینجا مطرح می شود: توصیه شما به
یکی از وظایف ما حفاظت حدود خداوند و احیاء دین برای رضای اوست
تو را شکر می کنم که به من توفیق جهاد درراه خودت را عنایت کردی و درصورتی که لیاقت قرار گرفتن در صف مجاهدان را نداشتم مرا با آنان قراردادی ای خدائی که شکر و سپاس تو کس نتوان کرد تو را سپاس می گویم از اینکه مرا از دنیا دور داشتی و به سوی خودت خواندی درصورتی که بنده ای حقیر و ذلیل و مسکین و در اسارت نفس خود بودم و تو مرا هدایت کردی. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته این شهید والامقام در جبهه ی داخلی با منافقین و عوامل گروهک های ضد انقلاب درگیر بود تا اینکه درراه حفظ ارزش های انقلاب به درجه ی رفیع شهادت نائل آمد. انتهای پیام/ ...
چقدر می دهی آزاد شوم؟
/> باتوجه به این که مرد جوان در ویلای روستایی آزاد بود و همه چیز نشان می داد آدم ربایی در کار نبوده است، وی دستگیر شد و در بازجویی ها به طرح نقشه گروگانگیری ساختگی اعتراف کرد و گفت: با همسرم مدت ها اختلاف داشتم و همه مرا مقصر این ماجرا می دانستند. مدتی قبل با زن جوانی آشنا شدم و باهم به ویلای آنها آمدیم. در اینجا نقشه انتقام از همسرم و آدم ربایی 50 میلیونی را طراحی کردم. برای فرار از تنبیه
گفتگو با جایلز دولی Giles Duley (عکاسی که دنیارا متفاوت می بیند)
جایلز دولی : متشکرم از دعوتتون مجری : با یک سوال ابتدایی شروع میکنم به نظر میرسه در طول دوران فعالیت حرفه ای تون عکاسی به نوعی به کارتان هدف و معنا داده ، میشه توضیح بدین که برای شما عکاسی چه معنایی دقیقا داره؟ جایلز دولی : عکاسی واقعا همه چیزه منه. من در دوران مدرسه مشکلات زیادی داشتم ، دیستکسیا داشتم و به همین دلیل یک سال عقب افتادم ، واقعا برام سخت بود. در هجده سالگی با عکاسی آشنا شدم و برای اولین بار با سلاح خودم یعنی دوربین عکاسی راهی برای برقراری ارتباط با جهان پید
فواید و مضرات خجالت و کم رویی!
مانور هایملیک1 (کشش شکمی) نزدیک به پنجاه سال قدمت دارد. این اقدام درمانی توسط دکتر هنری هایملیک پدید آمد و چون جان بسیاری را از مرگ نجات داده است، اقدامی ارزشمند تلقی می شود. اما شاید این مانور به اندازۀ کافی هم موفق نبوده است. این مانور ساده و عالی یک عیب بزرگ دارد: کسی که در معرض خفگی قرار دارد، قبل از اینکه کسی بتواند کمکش کند، باید با سروصدا به دیگران بفهماند که در حال خفگی است. بسیاری از افراد اصلاً تمای
تمام افتخارم جراحی رزمندگان در طول جنگ بود
دارم یک نکته را به جوان ها بگویم. ببینید در همه جای دنیا یک سری مشکلات هست با این تفاوت که وقتی مشکلی هست همه به فکر حل آن هستند وکمک می کنند ولی در کشور ما متاسفانه اتفاقی که افتاده این است که نه تنها کسی به فکر حل مشکل نیست، هرکسی خودش را مهم تر از بقیه می داند و توقع دارد دیگران مشکل را حل کنند. وقتی برگشتید به ایران کجا مشغول شدید؟ بلافاصله رفتم بیمارستان امام خمینی( ره) یا همان هزار
حکایت دردناک خاله آتنا از موهای ریخته شده جنازه خواهر زاده اش + عکس
گرسنه یا تشنه می شد به مغازه کبابی که روبه روی بساطم بود می رفت و هرچه دوست داشت می خورد و آقای کبابی آن را به حساب من می نوشت. آن روز آتنا به مغازه کبابی رفته بود و بعد از خوردن غذا همراه با دوغی که به دست داشت از مغازه خارج و به مغازه اسباب بازی فروشی رفت. فرفره آخرین اسباب بازی آتنا او می گوید: صبح آن روز آتنا همراه پسردایی اش اسباب بازی (فرفره) خریده بود که گویا اسباب بازی
حکایت دردناک خاله آتنا از موهای ریخته شده جنازه خواهر زاده اش + عکس
مغازه کبابی که روبه روی بساطم بود می رفت و هرچه دوست داشت می خورد و آقای کبابی آن را به حساب من می نوشت. آن روز آتنا به مغازه کبابی رفته بود و بعد از خوردن غذا همراه با دوغی که به دست داشت از مغازه خارج و به مغازه اسباب بازی فروشی رفت. فرفره آخرین اسباب بازی آتنا او می گوید: صبح آن روز آتنا همراه پسردایی اش اسباب بازی (فرفره) خریده بود که گویا اسباب بازی آتنا ترک خورده بود
ازدواج شوم خانم معلم
قبلی اش را در یک مراسم ختم فامیلی دیدم. گفت دلش برایم می سوزد که فریب شوهر سابقش را خورده ام. اما من چه کار می توانستم بکنم؟ شوهرم در میان جمع خیلی خوش برخورد و مؤدب به نظر می رسد. شیک پوش است و در خرج کردن خساستی ندارد. با همه غریبه ها همینطور است. اما در خانه از آن آدم باشخصیت خبری نبود و مثل هیولا به جان من و بچه هایش می افتد. پدر و مادر من هم معتقدند اگر طلاق بگیرم آبروی خانواده مان می رود
پشت پرده تحریم های جدید از زبان محسن رضایی
کردیم که به جای رفتن به عراق و جنگیدن با منافقین، آنها را در دام خود دیدیم. سه روز جنگ ما با آنها طول کشید. بیش از هزار و هفتصد کشته از آنها شناسایی شد. تجهیزات سبک و سنگینشان عموما گرفته شد و تعداد اندکی فرار کردند. دو روز بعد از مرصاد، صدام اعلام کرد که من هم قطعنامه 598 را پذیرفتم و این چنین بود که جنگ تمام شد. آیا اگر صدام راهی داشت و منافقین به تهران می رسیدند، جنگ به همین صورت تمام می شد؟ این
سفیانی از نسل ابوسفیان؛ مهم ترین جبهه ضد مهدوی در عصر ظهور
به کار رفته است که بر مصادیق متعددی تطبیق می کند؛ اما سخن ما در مورد سایر روایاتی است که بدون قرینه از سفیانی سخن گفته اند. نمی توان تنها به این دلیل که در این روایت، واژه سفیانی در معنای مجازی به کار رفته است، همه کاربردهای این کلمه را مجازی دانست. بنابراین برای اثبات مجازی بودن نسبت سفیانی به ابوسفیان، به شواهد دیگری نیازمندیم. ممکن است گفته شود: اکنون در جهان، گروه خاصی که خود را از
رستاک بدون حضور سیامک و خانواده سپهری هیچ معنایی ندارد
ببرید. * سیامک سپهری که معتقد است با نبودنش، همچنان همه چیز خوب پیش می رفته است. برای شما که آن طرف ماجرا بودید چطور گذشت؟ به همین راحتی سپری شد؟ فرزاد: برای ما که مطمئناً راحت نبود. من خودم قبل از اینکه سیامک برود، به او گفتم ما این همه کار کردیم و آلبوم آخر نفس مان را گرفت؛ شاید بد نباشد یکی، دو هفته ای استراحت کنی. آن زمان به ایام فاطمیه نزدیک می شدیم و اجرا نداشتیم، فکر می کردیم دو
اولین تولد بدون حسن جوهرچی
قضیه رفتم اما زیراب مرا زدند! اتابک نادری، بازیگر دیگر مهمان علی ضیاء بود که در سخنانی گفت: ممنونم که یاد هنرمند را در این برنامه زنده نگه داشته اید. حسن جان تولدت مبارک. زمان در پناه تو حسن حرفه ای جمع ما بود وی افزود: برای سریال در پناه تو همه ما مثل لعیا زنگنه، پارسا پیروزفر و... تازه کار بودیم و این کار اولین کارمان بود اما حسن دو کار دیگر از جمله بر بال فرشتگان
متن کامل وصیت نامه سرباز گمنام امام زمان (عج) بسیجی شهید حسن عشوری
بسیار علاقه مند بودید که من به تربیت معلم بروم، اما چه کنم که آرزوی دیرین من یعنی شهادت در راه خدا، با رفتن به این شغل محقق نمی شد. پدر جان: شما علاقه و عشق به این نظام و انقلاب را در دل من شعله ور ساختی و مرا با مسجد و قرآن آشنا کردی، این تو بودی که به من آموختی باید برای رضای خدا کارکنم و دل بسته به رحمت خداوند باشم. همیشه برایم یک الگوی انقلابی و حزب اللهی بودی که جز برای خشنودی
دلایل ظهور دختران با چهره خاص در فضای مجازی
چیز گفتنش، همه چیز هست. از عطش به دست آوردن مرد مورد علاقه گرفته تا انتشار عکس از چشم های درشتش در اینستاگرام. سپیده 25 ساله اما ازدواج کرده و به گفته خودش تغییرها متعلق به بعد از ازدواج است. سپیده، جراحی بینی و پروتز لب را تجربه کرده و وقتی می پرسم که تفاوت رفتار همسرت قبل و بعد تغییر تو چه بود؟ می گوید که همسرم با جراحی بینی موافق بود با پروتز لب نه، با این حال الان هر دو برایش عادی شده است. می
این جملات را هرگز به کودکتان نگویید
احساست را یاد دهید. اگر او اکنون ناراحتی یا عصبانیت خود را پنهان کند، در آینده نیز فردی درونگرا و گوشه گیر خواهد شد. کودکان باید یاد بگیرند که نشان دادن شادی، غم، عصبانیت... اشتباه نیست. همانطور که شما به بزرگ تر ها نمی گویید: گریه نکن برای کودکتان نیز نباید این جمله را بیان کنید. من برای تو همه کار کرده ام هنگامی که با فرزندتان بحث می کنید، از گفتن این جمله که شما هر کاری
شهیدی که هیچ چیز کم نداشت جز نوش شهد وصال/روایت کوتاه مادر شهید از شیر بیست وسه ساله سپاه قدس /حسین در ...
گروه حماسه و مقاومت-رجانیوز: بسیار از مقام مادر گفتیم و خواندیم و نوشتیم. از صبوری و مهربانی اش، از نجابت دستان آسمانی اش، از همه محبت های بی منتش اما نگفتیم آن که عزیزکرده سال های جوانی اش را به مسلخ عشق می فرستد در دلش چه غوغایی است. مگر می شود جوان رعنا قامتت را، پاره جگرت را به میان آتش بفرستی، بی خیال روزگار را سپری کنی . مادر که باشی انگار تکه ای از وجودت را از دست می دهی، جوانت لحظه هایش را پیشت قد کشیده و حالا دیگر نمی توانی قد کشیدنش را ب
طباخیان؛ مرد فلات ایرانِ فراموش ناشدنی
می خواستند که بروند تهران برای مسابقات کشوری و من با جان و دل دادم. آن موقع حقوق من که مسئول دبیرخانه تربیت بدنی بودم ماهی سه هزار تومان بود اما تمامی درآمد کارگاهم را به این شکل وقف ورزش کرده بودم. طباخیان نه تنها برای ورزش اصفهان یک گنجینه تاریخی است بلکه مطالعاتش از تاریخ اصفهان در کسوت یک روزنامه نگار محقق نیز حایز اهمیت است. از جمله او معتقد که وجه تسمیه ورزشگاه تختی که پیشتر باغ همایون نامیده می شد، به سبب حضور همایون پادشاه سلسله گورکانیان هند است که در زمان اقامتش در اصفهان دوره صفوی در این باغ اقامت داشته است. ...
جوانی های ته کشیده
تیز رفت و برگشت که جنگی پایپش را هم تمیز کرد و شیشه را ریخت داخلش. تعارف زد و فندک را گرفت زیرش، دستمالی را هم با بطری آبش خیس کرد و گذاشت دم دست که، بعد از دم گرفتن، پایپ را با آن خنک کند تا شیشه های باقی مانده در آن دوباره آتش درونش را خاموش کنند: 17 ماهه همه چی رو ول کردم و زدم از خونه بیرون. حال خوشی ندارم. بیشتر وقت ها از تو گر می گیرم. مادرم می گه نکنه داری یائسه می شی! بدبخت، نکش این زهرماری
شاعر هرمزگانی شعری را در خصوص بانوی آفتاب سرود / با اشک هایم شوق زیارتت گرفته ام
آرام اسم اعظمتان را صدا کنم از ما سلام، عرض ادب، عرض احترام شه بانوی همیشگی مُلک قم سلام بی بی سلام غرقه ی دردم مرا بخَر من را از این خرابه بیا با خودت ببر من آمدم کنار شما با ترانه ها من را بِبِر به خلسه ای از عاشقانه ها من آمدم پر از غم دل، بغض، التماس با دست های خالی و بی چیز، آسُ و پاس قلبم شکسته از همه دل را
با مسعود در میهمانی شبانه در باغ آشنا شدم و ...
من، که هنگام رد شدن از عرض خیابان برای خودم قوانینی داشتم و تا آن موقع دست از پا خطا نکرده بودم، چطور عقلم را زیر پا گذاشتم و پشت سر او سوا ر موتورسیکلت شدم. اولین بار که کیف قاپی کردیم، عذاب وجدان گرفته بودم اما پول مفت به جیب زدیم. در دومین سرقت، کیف دستی خانمی را قاپیدیم اما مأموران کلانتری در کمین بودند و دستگیر شدیم. برای خودم متأسفم. همۀ فامیل و آشنایان به سرم قسم می خوردند اما من آبرو و حیثیت خودم و خانواده ام را به باد دادم رکنا
دیدار دوباره بعد از 33 سال/ گفت وگو با پدر و برادر شهید
آوردند، صدای گریه جمیعت اوج گرفت، صدای بلند گریه مادر و خواهرهای مهدی...برادرهایش،پدرش... مهدی جان برگشتی...مهدی جان این همه سال کجا بودی؟ ...دیدید بالاخره گم گشته ما هم برگشت...یوسف ما هم برگشت... هرکسی یک گوشه تابوت نشسته بود به گریه...به راز و نیاز...به درد دل...به مهدی جان گفتن، به قربان صدقه رفتن... پدر شهید مهدی غلامی : پسرم دلش با جبهه بود اسم مهدی را با خط