سایر منابع:
سایر خبرها
لحظه به لحظه با جلسه رای اعتماد به وزرا/پایان جلسه هفتم بررسی صلاحیت ها/فردا رای گیری می شود
اجتماعی به دنبال حل مسایل است و رویکردی مدیریتی دارد و کسی است که به ریشه اتفاقات فکر می کند و توانسته در 4 سال خدمت خود شورای معاونین استانی را تشکیل دهد. نماینده مردم پاوه افزایش بودجه عمرانی از 5 درصد به 30 درصد را از دیگر اقدامات مثبت رحمانی فضلی در 4 سال گذشته دانست و خاطرنشان کرد: وی در وزارت کشور به صورت پخته عمل کرده که این یکی از نیازهای ما در برهه حساس کنونی در این خانه دوم سیاسی
بازخوانی ماجرای یک ساده اندیشی بزرگ
به گزارش خبرنگار اتاق خبر 24 : در فاصله سال های 1320 تا 1330، یعنی دهه اول سلطنت محمدرضا، نخست وزیر حدود پانزده بار عوض شد؛ افرادی چون احمد قوام السلطنه، علی سهیلی، محمد ساعد، ابراهیم حکیم الممالک و عبدالحسین هژیر در این دوران به نخست وزیری رسیدند. با پایان گرفتن جنگ جهانی دوم طرز فکر و پیروی ازجنبشهای استقلال طلب و ضدامپریالیستی در دنیا رو به گسترش بود و در ایران نیز نگاه
زندگی بازی!
هورنیوز – زنی به همراه زنان و دختران دیگری دورم حلقه زده بودند و به عنوان میهمان جدید پذیرایی گرمی کردند و صحبتی بینمان گل انداخت. دختران لبخندهای ملیحی داشتند و عقب تر نشسته بودند و ظواهر و طلاهایی که به سر و گوش و گردن تعداد دیگری از آنان بود، حکایت از تازه عروس بودن شان داشت. زنی که کنارم بود، با مهربانی دستی به شانه ام زد و گفت چرا ازدواج نکرده
راز جنایت خانوادگی مامور سابق ساواک +عکس
که مدعی است از ماموران سابق ساواک است در بازجویی ها گفت: من و همسرم بچه دار نمی شدیم. بهرام، خواهرزاده همسرم بود که او را به خانه مان آورده و بزرگ کردیم. بهرام مدتی قبل معتاد شد. او شیشه و کراک می کشید و تلاش من و همسرم برای ترک او بی نتیجه ماند. او قالی، طلا، نقره، وسایل زینتی و هرچیزی را که در خانه قابل فروش بود، می برد و می فروخت تا با آن مواد بخرد. از چند روز پیش از جنایت تنش و درگیری بین ما
اعترافات پدرخوانده به تکه تکه کردن عروس و داماد در خانه اش / سرها را با اره برقی جدا کردم ودر یوسف آباد ...
وقتی که با پسرم ازدواج کرد خانواده اش او را طرد کردند چون راضی به این ازدواج نبودند. البته حق هم داشتند چون پسرم اعتیاد داشت و مدتی بعد نرگس را معتاد کرد. شهرام این اواخر مدام من و همسرم را کتک می زد تا جایی که از او شکایت کردم و بازداشت شد اما دلم نیامد و رضایت دادم و آزادش کردند. من آنقدر شهرام را دوست داشتم که خانه 200متری ام را برای بعد از مرگم به نامش زده بودم. حتی حق امضای تمام حساب
ناگفته هایی از زبان شاهد زنده کودتای 28 مرداد
ربط دارند، زمین گیر شده است. می گوید ماهی 400 تا 500 هزار تومان پول دارو می دهد و چون داروها خارجی هستند، تحت بیمه قرار نمی گیرد: این زن زمین گیر است و سن بالایی دارد. نیاز به مراقبت و دارو دارد. دارو هم که آن قدر گران است. با این حقوق چه باید کرد. یک میلیون و 400 هزار تومان می گیرم. آن هم بعد از 33 سال خدمت تازه امسال این قدر شده. نصف یا ثلث این پول را باید بدهم خرج دوا و درمان همسرم . به در
من اول به عقد سپاه درآمدم + تصاویر
مشرق: قبل از پرواز به من پیامک زد: بودنش نیازی است همچون نفس کشیدن، خدا را میگویم، همیشه پشت وپناهت. با خواندن این پیام آخرین بند دلم هم پاره شد. احساس کردم آخرین پیامک همسرم هست. پیامکی که پر از امید بود. برگ سبز زندگی: علیرضا در گرمای پنجمین روز مرداد سال 1366 در روستای خیرآباد (شهرستان تیران و کرون) برای چند صباحی زندگی پر از خیروبرکت به دنیا آمد. در یک خانواده روستایی و
جشن منتقدان سینمای ایران با کلی حرف و حاشیه
کوتاهی که این روسا داشتند عملکرد خوبی بوده چه ضرورتی به خانه تکانی اساسی است. وی در ادامه افزود: امیدواریم در این آخرین روزهای این دوره از انجمن منتقدان بتوانیم سمیناری برای صنعتی شدن سینما برگزار کنیم. و امیدوارم دوستی و همدلی و حضور فرهنگی بدون جناح بندی باشد. محسن دارسنج نیز بعد از دریافت جایزه، آن را به خانواده شهید محسن حججی تقدیم کرد و گفت این شهیدان دشمن را را از
عوامل بدعاقبتی
خودش اقرار نمی کند. آیه ی دیگر داریم أَخْلَدَ إِلَی الْأَرْض (اعراف/176) به زمین چسبیده است، یعنی مادیات! بعد هم در آتش می سوزند. ما داریم آدم هایی که در ازدواج دخترشان و پسرشان گفتند: عجب هیکلی دارد؟ چقدر خوشتیپ است. یک گلی، یک بستنی، یک حلقه طلایی، یک مهمانی، این جذب شد. اصلاً نفهمید این عروس و این داماد نماز می خواند یا نمی خواند؟ اصلاً مسلمان هست یا نیست؟ چه چیزی را قبول دارد، چه چیزی را قبول
28 مرداد؛ سالروز کودتا علیه دولت دکتر محمد مصدق
نخست وزیری رسیدند. از سوی دیگر، با پایان جنگ دوم جهانی جنبش های استقلال طلب در دنیا رو به گسترش بودند و در ایران نیز نگاه ملی گرایانه جایگاه ویژه ای در سیاست پیدا می کرد. در همین شرایط بود که جبهه ملی ایران در سال 1327، با ائتلاف طیف گسترده ای از نیروهای سیاسی که شاید تنها در نگاه ملی گرایانه خویش مشترک بودند، تأسیس شد. یکی از پایه های اصلی این جبهه دکتر محمد مصدق بود.
جزییات تازه از جنایت سرهای بریده/ قاتلی با چهار مدرک لیسانس!
کردند و در حالی که شهرام به دنیا آمده بود، از هم جدا شدند. پس از این شهرام و مادرش به خانه من آمدند و با ما زندگی می کردند. از آنجایی که ما فرزندی نداشتیم از شهرام مثل فرزند خودمان مواظبت کردیم و پسر خوانده ما شد. شهرام به من پدر و به همسرم مادر می گفت تا اینکه حدود 10 سال قبل خواهر همسرم فوت کرد و عملاً شهرام پسر ما شد. شهرام چه زمانی ازدواج کرد ؟ شهرام بعد ها معتاد شد و حدود 10
نکاتی که باید به فرزندانمان آموزش دهیم
کسی را نخورده و فقط در حضور خانواده می توانند خوراکی یا هدیه دیگران را قبول کنند. 6- آدرس منزل و یک شماره تماس خود را به فرزندان یاد دهید تا در صورت گم شدن با شما تماس بگیرند و یا به نزدیکترین پلیس مراجعه کنند. 7- بچه های کوچک را به هیچ عنوان چه در خواب یا بیدار برای لحظه ای کار ضروری در خانه یا اتومبیل خود رها نکنید تا موجب یک عمر غفلت و پشیمانی شما نشوند. 8- هنگام
ناگفته های پزشکی که نوه مصدق است
ناطقان: اما هستند چیزهایی که محمود مصدق تا کنون درباره اش چیزی نگفته، هرچند درباره بسیاری از آنها ابا دارد که حرفی بزند من یک چهره سیاسی نیستم، در دوران کودتا هم در ایران نبودم که روایتی از آن روزها داشته باشم، آنچه از آن ایام می دانم همان چیزهایی است که تا کنون چاپ شده و لابد شما هم خوانده اید . اما اسناد تازه منتشر شده از سوی CIA، چطور؟ این را هنوز نخوانده، شنیده که چنین چیزی منتشر شده اما تا کنون آن را نه دیده و نه خوانده! به این بهانه به مطبش رفتم. مطبی که روی تابلو آ
در خلوت مصدق
بدهکار شد. تازه بیوه، فقط 27 سال داشت با دو دختر. ازدواج دومش با میرزا هدایت الله وزیر دفتر، پدر مصدق دو سال بعد اتفاق افتاد. میرزا هدایت الله از آخرین ازدواجش فقط صاحب دو فرزند شد؛ محمد و آمنه. محمد در 29 اردیبهشت 1261 در تهران و به روایتی در روستای آهو از توابع آشتیان، به دنیا آمد. وزیر دفتر 40 سال از همسرش بزرگ تر بود و از ازدواج های قبلی اش چندین فرزند داشت. او مرد قلم بود نه شمشیر. بعدها
دیدار رئیس جمهور با خانواده شهیدان اصغری ترکانی و جانباز مرتضی رضیعی
پایگاه اطلاع رسانی ریاست جمهوری: رئیس جمهوری، عصر پنجشنبه با حضور در منزل شهیدان علی اکبر، علی اصغر و محمدرضا اصغری ترکانی، با مادر و خانواده این شهیدان والامقام دیدار کرد. حجت الاسلام حسن روحانی در این دیدار که در فضایی صمیمی برگزار شد، با اشاره به اینکه خداوند به خاطر صبر فراوان و نیت های پاک، به خانواده های شهدا و ایثارگران اجر بالاتری عنایت می کند، گفت: خانواده شهدا و ایثارگران برای همه
تاریخ جواب ادعای شما را داده است
آغشته به خون نشان داده که در آن چیزهایی از پدربزرگش خواسته بودند و نوشته بودند اگر محقق نشود، نوه ات را می کشیم: مادرم فردای آن روز با خواهر سه ساله ام به سوئیس رفت و خواهرم به جز حدود 6 ماه، دیگر به ایران بازنگشت. او اصلا چهره سیاسی ای نبود، حتی فارسی را هم خوب بلد نبود و کم پیش می آمد فارسی حرف بزند. او تاراج اسباب خانه خواهرش را که مستندی برای سرقت و علت قتلش باشد هم رد می کند و می گوید اموال ما
ملیحه همه چیز را می دانست وقتی او را کتک زدم رازم را لو داد و
مادر ملیحه بی فایده بود. ما فرار Escape کردیم تا خانواده هایمان را در مقابل کار انجام شده قرار دهیم. پدر ملیحه، دو روز بعد، رد ما را در خانۀ دوستم پیدا کرد و دخترش را برگرداند اما باز هم رضایت نداد. این بار، دختر موردعلاقه ام تهدید به خودکشی کرد و خانواده اش بالأخره کوتاه آمدند اما والدین من، به هیچ عنوان کوتاه نیامدند و مرا طرد کردند. ملیحه در دوران عقد باردار شد. با کمک های پدر و برادر
ریحانه در شرکت کاری کرد که دیگر نمی توانم در چشم های شریکم نگاه کنم!
ریحانه وقتی دید فریبرز او را از کار بیکار کرد تصمیم گرفت به زندگی مشترک 10 ساله شان برای همیشه پایان دهد. دعوای این زوج در محل کارشان در نهایت به دادگاه خانواده تهران و یک پرونده طلاق ختم شد. این زن درباره علت درخواست طلاقش به قاضی Judge گفت: 10 سال است که با فریبرز زندگی می کنم. ما یک دختر پنج ساله داریم. روزی که با فریبرز آشنا شدم او با یکی از دوستانش یک شرکت داشت. بعد از ازدواج به خواست خود
لبخندهای شیطانی مرد همسایه عروس جوان را به سوی گناه برد و
او در حالی پا به خانۀ شوهر گذاشت که پدر و مادر و دو برادرش با خوش حالی به مهمان ها خوشامد می گفتند. مراسم آبرومندی برگزار شد و عروس جوان و مرد رؤیاهایش زندگی مشترک خود را آغاز کردند. یک سال و نیم گذشت. او فرزندی به دنیا آورد و مادر شد. خانوادۀ زن جوان نوۀ خود را عزیزتر از جان دوست داشتند. همه چیز داشت خوب پیش می رفت اما، یک روز، او فرزندش را بغل کرد و از خانه بیرون آمد. در
در 3 سال گذشته حتی یک پرونده سیاسی نداشتیم
ببینیم. اولا این که این موضوعی داوطلبانه است و هیچ اجباری در آن وجود ندارد. هدف این است که از ظرفیت خانواده در دانشگاه استفاده شود، آن هم در کشوری مثل ایران که خانوده نهادی محترم و مهم است. اتفاقا این در جهتی است که صدای خانواده هم شنیده شود و خانواده در تصمیم گیری ها نقش داشته باشد. درحال حاضر 55 هزار دانشجو در دانشگاه تهران وجود دارند و این یعنی 55 هزار پدر، مادر، خواهر، برادر و... یعنی استفاده
28 مرداد کودتا نبود؟
مقابل وزارت خارجه مقاومت هایی صورت گرفت و ظاهرا به این ها شلیک شد در نتیجه عقب نشینی کردند. جالب اینجاست از اینجا به سمت منزل دکتر مصدق حرکت کردند. نکته دقیقا اینجاست. چه اتفاقی افتاد که این عده به سمت منزل دکتر مصدق حرکت کردند و فلش حمله به سمت منزل نخست وزیر رفت؟ صبر کنید. توجه داشته باشید که تا ساعت یک بعد از ظهر ما در تهران با درگیری هایی روبرو هستیم که در تهران آن زمان کاملا طبیعی
موفقیت های آزادگان دنیا را شگفت زده کرد
به گزارش ایثار ، نماینده ولی فقیه در استان و امام جمعه یزد به مناسبت سالروز ورود آزادگان سرافراز به میهن اسلامی با حضور در منزل احمد رضایی و علی محمد صادقیان از صبر و استقامت آنان تجلیل کرد. آیت الله ناصری در این دیدار با گرامیداشت حماسه آزادگان صبور در اردوگاههای رژیم بعث عراق گفت: تحمل مشکلات اسارت آن هم در شرایطی که صدامیان برای رزمندگان دلاورمان ایجاد کردند نشان از اوج صبوری آزادگان است
عزت و استقلال کشور ثمره فداکاری شهدا، جانبازان و ایثارگران است/ شهادت مظلومانه شهید حججی نمونه ای از ...
توجه به فرامین رهبری و پشتیبانی از ولایت فقیه، گفت: امیدواریم بتوانیم وظایف خود را به خوبی در این مسیر انجام داده و مدیون خون شهیدان و شرمنده در پیشگاه خدا و ملت نباشیم. همچنین حاجیه خانم عباس آزاد والده و برادران شهیدان اصغری ترکانی نیز در این دیدار به بیان خاطرات و سجایای اخلاقی این شهیدان بزرگوار پرداختند. شهید حجت الاسلام علی اکبر اصغری ترکانی در سال 65 و در سن 25 سالگی
عکس/ شهادت محسن حججی در نگاه مردم سوریه
فیس بوک دیدم که در حال خداحافظی با خانواده اش بود گویی می داند که در مسیر رفتن به سمت شهادت است، نه اینکه بجنگد و برگردد، زیرا شیوه خداحافظی اش با مادر و اعضای خانواده اش همان طور که در این ویدئو مشاهده کردیم، این احساس به من دست داد که او برای شهادت به سوریه آمده است و هرگز بازنخواهد گشت، وداع وی با خانواده اش بسیار تأثیرگذار بود و هنگامی که آن را دیدم خیلی تحت تأثیر قرار گرفتم. وی
خاطره سوزاندن کف پای اسیر ایرانی با اتو هنوز آزارم می دهد
هایی که در آن زندان های مخوف، هیچ مرهمی برایشان پیدا نکردیم. تیری که به کتف راستم خورده بود، بد جایی قرار داشت و پس از بازگشت از اسارت هم دکترها نتوانستند آن را خارج کنند. این مهمان ناخوانده بیشتر از 30 سال است که با من است. بیسیم چی بودم و وقتی ما را به استخبارات بردند، فرمانده عراقی از من پرسید که در جبهه چکاره بودی؟ گفتم هیچ کاره؛ من فقط یک تدارک چی ساده بودم.
نگهبانی 48 ساعته خواهران بسیجی در ورودی شهر ایلام
تا شب کار می کنید حق الزحمه ای دریافت می کنید؟ گفتم بله مادر دریافت می کنیم. گفت: پس چرا دختر من یه جفت کفش برای خودش نمی خرد که در این سرما کمتر اذیت شود؟ تا این حرف را زد فهمیدم در مورد کی صحبت می کند. بعد از رفتن مادر سراغ آن خواهر رفتم و نگاهش کردم که گفت: خانم رازی باز چی شده؟ گفتم: دختر تو چرا یه جفت کفش نمی خری؟ مگه حقوق نمی گیری؟ وقتی خیلی جدی با او حرف زدم، پاسخ داد: خانم رازی کسانی هستند که از من بیشتر به این پول نیاز دارند. من فعلاً از همین کفش ها می توانم استفاده کنم. دفاع پرس ...
شب طلایی ماجرای نیمروز در جشن منتقدان
به گزارش مرور نیوز، یازدهمین جشن منقدان و نویسندگان سینمای ایران امشب پنجشنبه 26 مرداد ماه در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان برگزار شد. اجرای این مراسم بر عهده فرزاد حسنی است او در ابتدا با یادی از منتقدان فقید سینمای ایران گفت که برای قهرمان کشورمان محسن حججی دست بزنید. سپس ویدیویی از مرحوم علی معلم به نمایش در آمد. در ادامه این مراسم از خانواده علی معلم تقدیر به عمل
روحانی مخالف شیوه فعلی یارانه ها بود اما طرح جدیدی هم نداشت/ خام فروشی نفت به معنی رشد اقتصادی نیست/ ...
همکاران فعال و خوب امور تربیتی بود. دیپلم بودند و به لطف خدا ازدواج کردم. س: خطبه عقد را چه کسی خواند؟ خوش چهره: توفیق داشتیم به همراه مرحوم مادر من و همسرم نزد حضرت امام رسیدیم و خطبه عقد را سال 59 برای ما خواندند. س: مهریه چقدر بود؟ خوش چهره: من یک خاطره در این باره بیان کنم. آنجا رفتیم و خدمت حضرت امام رسیدیم. آنجا مرحوم رسولی بودند. حاج احمد آقا هم
زمان جنگ به عراقی ها هم پناه دادیم!
قبل انقلاب برمی گردد: همیشه دوست داشتم یک فعالیت اجتماعی جدی را کلید بزنم چون از اینکه فقط خانه داری کنم راضی نبودم و از طرفی هم به مددکاری علاقه داشتم تا اینکه با مکتب عصمتیه آشنا شدم و در سال 1355 کار خیریه عصمتیه را از یک زیرزمین شروع کردیم. مکتب عصمتیه را خانم صفری در سال 40 تاسیس کردند که به اصطلاح اولین مکتب حوزوی برای بانوان مشهدی بود. من به صورت اتفاقی با ایشان آشنا شدم و ایشان از من
تشریح جزییات حادثه هولناک دو سر بریده شده در تهران
/> شهریاری گفت: متهم(دارای 4 لیسانس است) در اعترافاتش اعلام کرده که از مدت ها قبل با احمد اختلاف داشتیم چون او معتاد شدید به شیشه و کراک شده بود و تمام وسایل زندگی را می برد و می فروخت. ما بچه دار نمی شدیم و احمد فرزند خواهر همسرم بود که ما از کودکی او را به خانه خود آورده و بزرگ کرده بودیم. از چند روز پیش از جنایت تنش و درگیری مابین ما بیشتر شد به گونه ای که احمد حتی همسرم را کتک زد و به همین