سایر خبرها
مادرم النگوهایش را فروخت تا من بازیگر شوم
هر شب از ساعت 10 تا 12 اجرا می کنیم. عشق به هنر در وجود اکبر عبدی از کجا سرچشمه گرفت؟ از کودکی عاشق بازیگری بودم. یک روز مادرم سادات خانم دست مرا گرفت و به کانون پرورشی فکری کودکان و نوجوانان در نازی آباد برد و در آن جا ثبت نامم کرد، تا با الفبای هنر آشنا شوم. مادرم آن سال چند تا از النگوهایش را فروخت و نام من را در آن کلاس ها نوشت. یادم هست آن زمان آقای دادشکر مرا دید و گفت
زندگی سیاسی ابراهیم یزدی
آخرین دیدار با ایشان در سال 64 منتشر کرده است که طی آن وزیر امور خارجه دولت موقت به چند اشتباه سیاسی مهندس مهدی بازرگان اشاره کرده است. گزیده هایی از این گفت وگوی تفصیلی را در ادامه می خوانید: * من همان اوایلی که تازه به دانشگاه رفته بودم روحیه ای داشتم که مخالفان را تحریک می کردم. یک روز که هنوز کلاس تشکیل نشده بود، رفتم پای تخته نوشتم اسلام منادی آزادی و برابری است و عموم
شهدای زنده را تفحص کنیم
، آن هم با انجام ابتدایی ترین کارهای فرهنگی و روحیه بدهکاری به مردم اولین درسی است که این شهید عزیز به ما می دهد، اینکه منتظر پیشنهادات پر رنگ و لعاب نباشیم، منتظر درخواست یک مجموعه مهم و با نام و نشان نباشیم، منتظر پیشنهاد یک شخصیت اجرایی مشهور نباشیم و خودمان را بدهکار انقلاب اسلامی و مردم عزیز کشورمان بدانیم حتی اگر لازم باشد کتاب فروشی کنیم، با بچه های مسجد محل مانوس شویم، با بچه های کم سن و سال
مکه را فدای بازارگردی و دکان گردی نکنند
شود؛ همچنین می توان این مسائل را در قالب بروشور و بولتن به حجاج اهدا و آن ها را از این طریق مطلع کرد تا توجه حجاج به اصل موضوع حج جلب شود. وی با تأکید بر اینکه هیچ دلیل عقلی برای اینکه حجاج جیب دشمن را پر کنند وجود ندارد، گفت: همه سوغاتی که حجاج می خواهند در این سفر معنوی تهیه کنند در همه جای دنیا به ویژه کشور خودمان نیز موجود است. گرفتن سوغات می توان به مانند سال های گذشته از امکانی که
دلش را در سوریه جا گذاشته بود/ شهید مهرداد سه روز در ماشین آتش گرفته می سوخت
وتشییع و خاکسپاری شرکت کرد. بهرام مداح اهل بیت بود اسماعیل برادر شهید با اشاره به اینکه بهرام صدای خوشی داشت و ازنوجوانی مداحی می کرد می گوید: یک روز دست مرا گرفت و باخود به پایگاه شهید خیرآبادی در مسجد حضرت ابوالفضل(ع) برد آنجا 7-8 نفر از نوجوانان و جوانان نشسته بودند و بهرام شروع به خواندن روضه حضرت زهرا(س) کرد و به حدی خوب و با احساس می خواند که همه بچه ها به شدت گریه می
ناگفته های پدرخوانده از پرونده سرهای بریده
/> بیشتر بچه ها وقتی می فهمند پدر و مادر واقعی شان افراد دیگری هستند، مقاومت نشان می دهند، شهرام این طور نبود؟ نه، ضمن این که با مادر واقعی خودش هم رفت و آمد داشت. البته بیشتر همسر من بزرگش کرد. مادر واقعی شهرام در قید حیات است؟ نه، پنج شش سال پیش فوت کرد. شهرام پدر واقعی اش را دیده بود؟ نه، یک بار شناسنامه اش گم شده بود. رفت تجدیدش
کودکان آبفروش قبرستان
الاالله و نه فقط شیون زندگان بر داغ مردگان، گورستان پر از صدای بچه هاست. آنها که هر روز با دبه ای در دست سلانه سلانه، راهی گورستان بزرگ شهر می شوند و کوچه های منتهی به بهشت زهرای زنجان پر از ردپای قدم های خیس آنهاست . قرارشان هر روز کنار فواره است. فواره و حوض بزرگ میدان 15خرداد یا همان میدان لاله. یکی از بزرگترین میدان های شهر که حالا دیگر به هیاهوی کودکان آب فروش عادت کرده است. میدانی که
زنانی که نامشان در تاریخ جامعه پزشکی ایران ماند
سکینه پری در یک زمان از دنیا رفتند. پس ازاین اتفاق او به دلیل علاقه اش به ایران به همراه تنها خواهرش رهسپار ایران شد. بانو سکینه پری در بازگشت به ایران در آزمونی برای گرفتن اجازه طبابت شرکت کرد و در سال 1313 شمسی اجازه کار گرفت. آشنایی او به زبان ترکی سبب شد پیشنهاد شرکت شیلات برای کار در شهر قره سو را بپذیرد. او مدت چهارده سال در این شهر زندگی کرد و در همان جا ازدواج کرد. گفته می شود پس از چهار سال
رویای تازه قالیباف/نخستین آزمون آذری جهرمی/پالایش در هیأت رئیسه فراکسیون امید/شبح استیضاح بر سر ...
لیوان های نشسته داخل سینک ظرفشویی روی هم تلنبار شده، چند دست لباس گوشه اتاق افتاده و لپ تاپ روشن است و آهنگ های غمگین پشت سرهم فضای اتاق را پر می کند. به قول اشکان موسیقی غمگین و اتاق غبار گرفته و درهم و برهم، تنها چیزی است که به حال و روزش می آید. دو سال می شود که اشکان برای ادامه تحصیل در دانشگاه به این شهر آمده. آن طور که خودش می گوید تا چند روز دیگر 23 سالش تمام می شود. دائم دستش را میان موهای
مرزهای قصه تا کجا معتبرند؟
کنند و البته خود نویسنده در همان پیشانی ِکتاب، تراژدی در دو پرده می نامدش. فضای غبارآلود شهر دوبلین و آدم هایی که در تب وتاب خوی احساساتی و خونگرم شان و در میانه شهرنشینی ِآپارتمان محور تازه شکل یافته و دودگرفته و فقیرانه آنها، درست در بحبوحه مناقشات خشونت آمیز بریتانیا و ایرلند، جا خوش کرده اند. حالا ببینیم در این روایت تازه، نویسنده (روزبه حسینی) چه کرده و کجاها را- به جز واردکردن تکه هایی ملهم
ایجاد التهاب بدون اختلاف شخصی ممکن نیست
از صدمه دیدن صنف کتاب فروش که شما به آن اشاره کردید، ضمن اینکه من قضاوت در این باره را زود می دانم، باید بگویم با تجربه ای که در این سال ها به دست آمده، باید دید آیا تأسیس اولین شهر کتاب در سال 1374 و درحال حاضر به بیشتر از 30 شعبه در تهران در این سال ها به گسترش ویترین کتاب و انس بیشتر مردم با کالای فرهنگی کتاب کمک نکرده است؟ یا فروشگاه زنجیره ای کتاب که به وسیله نشر چشمه در مجتمع تجاری کورش
داستان یک شب خوابیدن در اتاق مرگ آقا تختی
به گزارش نخست نیوز ، روزنامه ایران نوشت: سقوط تلخ جهان پهلوان برای ما که در و دیوار محله مان در جنوب شهر مملو از پوسترهای او بود، غیر قابل باور است. گویی هیچ وقت نمی خواهیم باور کنیم که او به عمد در خاک نشست و ضربه شد. باور این فراز و فرود برای من و هم نسلانم - که حالا پا از چهل سالگی پیش گذاشته ایم - ساده نیست. دست خودمان نیست. آخرِ قصه تختی را دوست نداریم. مگر می شود در اوج پرواز باشی و این
جنگ روانی قاتل آتنا در دادگاه + عکس
/> ناپدید شدن دخترک آتنا روز 28 خرداد برای رسیدن به پدرش که در حاشیه پیاده روی خیابان، بساط فروش پوشاک گسترده بود از خانه بیرون رفت و هنگام عصر خانواده اش متوجه غیبت ناگهانی اش شدند و برای یافتن او جست و جو در شهر را خانه به خانه آغاز کردند.پلیس روز بعد به چند نفر درباره گم شدن آتنا ظنین شد و مأموران اسماعیل رنگرز را که در چند قدمی بساط پدر آتنا مغازه داشت به خاطر سوءظن در ربودن
همه شهرداران تهران
مورد استفاده قرار گرفته باشد؛ دستورالعملی که بعد از بحث های طولانی در 12 اردیبهشت 1286 با عنوان قانون بلدیه به تصویب اکثریت نمایندگان مجلس اول رسید. براساس این قانون، انجمن بلدیه و بلدیه در شهرها به امور مربوط به شهر و معیشت مردم رسیدگی می کردند. چند روز بعد از تصویب این قانون به دنبال راه اندازی بلدیه، نخستین انجمن بلدیه دست به کار شد و آن را اجرایی کرد. کاشف چای در بلدیه هیچ مدرکی وجود
داستان یک شب خوابیدن در اتاق مرگ آقا تختی
تختی در اتاق شماره 23 هتل آتلانتیک تا همین امروز که می خوانی – چند قرن انگار گذشته و همچنان می پرسند. آخر عین داستان های پلیسی برای خانم مارپل مهم است در را باز کرده اند و رفته اند تو، کنار جسد آقا تختی یا آقا تختی کلید را گذاشته پشت در و قفل و دیدار به روز پایان جهان؟ این واژه جهان پهلوان هم در این چند قرن دست مالی شد بس سعی کردند به جماعت حالی کنند: جهان پهلوان در لغت معنی اش جز این نیست که کسی
درمان شیرین موقتی
سبد کالایی خانواده ها باید از مایحتاج اولیه پر شود، تخفیف کتاب دست آنها را برای رجوع به محصولات فرهنگی باز می کند. به طورکلی چنین طرح هایی اگرچه لازم هستند ولی کافی نیستند، زیرا اگر بخواهیم مشکل را اساسی حل کنیم، باید به تربیت بچه ها در خانواده و مدرسه توجه کنیم تا از همان کودکی با کتاب بزرگ شوند. از طرف دیگر اگرچه بیشترین بخش مورد علاقه در حوزه کتاب، داستان و رمان است اما خیلی ها دوست دارند در حوزه
فروش بچه در ایران، چطور پیشگیری کنیم؟
فروش قرار نگیرد، بدون شک با بحران های عدیده ای بزرگ خواهد شد. یعنی در امر فروش نوزاد نباید به موضوع، یک سویه نگاه کرد. هرچند حاکمیت سیاسی برای شانه خالی کردن از مسئولیت سیاسی و اجتماعی خود، همواره یا درصدد نفی موضوع است یا آنکه مانند نمونه های مشابه تمام تقصیر را بر گردن مردم می اندازد. تمام این ها درحالی است که گاهی رسانه های رسمی، سعی در تشویق مردم به فرزندآوری دارند. اصل موضوع
راز قبر "رازی" چیست؟
کتابخانه ای. همین. رازی از مشاهیری است که پس از مرگ، گم شده، نه ری هشت هزار ساله و نه هیچ شهر دیگری نشانی از آرامگاه او ندارد. در این گزارش به مناسبت روز داروساز و بزرگداشت محمدبن زکریای رازی که در جوانی عود می زده و شعر می سروده و از خود علم و کتاب به جا گذاشته، به دنبال راز قبر رازی هستیم. در گورستان ها نام شیمیدان بزرگ ایرانی بر هیچ سنگ قبری حک نشده است. کتاب ها و حکایت ها می گوید که کاشف
هدایای مردم را می فروشیم خرج نمایش فیلم می کنیم/ حقوق میلیونی از دبیرخانه عمار نمی گیریم
عمار دیگر چیست؟ ما صبح دست خالی از خانه بیرون می رویم شب هم دست خالی برمی گردیم این چه دولتی است که با این همه منابع و امکانات نمی تواند شرایط زندگی را مهیا کند تا ما پیش زن و بچه مان شرمنده نشویم، هیچ کس به فکر ما نیست. چیزهایی که گفت حقیقت داشت. پس از فیلم هنگامه، بقیه فیلم ها را چطور تهیه کردید؟ دبیرخانه عمار 5 DVD از فیلم ها را برایم فرستاد، بقیه فیلم ها را هم لینک دانلود
رضا همه دنیایم بود و همه دنیایم فدای اهل بیت(ع)
کار بزرگی انجام داده است. راه پدرشان را با افتخار ادامه می دهند و سعی می کنند به لحاظ اخلاق و رفتار خودشان را به معیارهای پدرشان نزدیک کنند. فقط پسر کوچکمان خیلی بی تابی می کند و از نبود پدرش اذیت می شود. به هر حال او الان هم پدرش را از دست داده است و هم یکی از صمیمی ترین دوستانش را و پر کردن این جای خالی خیلی برایش سخت است. برای او از همه سخت تر است. دلتنگی خیلی زیاد است. گاهی اوقات می گویم حاج
فوت عسل بدیعی جرقه ساخت فصل نرگس شد/ فیلم تلخ نساختیم
روشن نمی کند. مردم تحت تاثیر موضوع فیلم قرار می گیرند و یک جریان فکری در ذهنشان بروز و ظهور می کند. در این میان مهمترین تاثیری که بیشتر مخاطبان پس از تماشای فیلم گرفته اند این بوده است که ذهنشان پویاتر شده و تلنگری به شکل موازی هم بر عقل و هم بر عاطفه شان زده شده است به طوری که بیشتر مخاطبان به ما گفته اند که موضوع فصل نرگس به گونه ای است که بعد از تماشا، بلافاصله از یادمان نمی رود بلکه تا مدت ها
حسین پناهی از نگاه دخترش: جهان، زیرسیگاری او بود
دهه پس از خود را ندید. و خوش به حال آنهایی که تصویرشان هنوز با شعر و بازی پناهی در محله بهداشت، گرگ ها، مرغابی در مه، گال، نارونی، اوینار، آژانس دوستی، آوازمه و... پیوسته است و بر چرایی مرگ او در 48 ساله گی چنبره نزده اند. حالا دیگر او در قبرستان شهر سوق کنار مادرش آرام خوابیده و دیگر به یاد خانه تنهایی هایش در خیابان جهان آرای تهران نیست. در این سوی جهان اما آنا پناهی ، دختر و ناشر
از برگزاری افلاطون کنار بخاری در دهدشت تا بی توجهی ادارات به پدافند غیرعامل و شناسایی 59 عامل غیرقانونی ...
شد. پس از اتمام تحصیل در بهبهان به توصیه و خواست پدر برای تحصیل به مدرسه آیت الله گلپایگانی رفت و بعد از پایان تحصیلات برای ارشاد و راهنمایی مردم به محل زندگی اش بازگشت. پناهی پس از آن به تهران رفت و در مدرسه هنری آناهیتا به مدت 4 سال درس خواند و دوره بازیگری و نمایشنامه نویسی را گذراند. وی بازیگری را نخست از مجموعه تلویزیونی محله بهداشت آغاز کرد. سپس چند نمایش تلویزیونی با استفاده از
من یک قاچاقچی هستم؛ داستان مشقت کولبران مرزی
آورند و زمستان ها هم کولبری می کنند یا قاچاقی از سمت ترکیه و کوه های دالان پر روسری می آورند. چند سالی هست مأموران مرزی اعلام کرده اند، هرکس را در مناطق مرزی ببینند شلیک می کنند. این نه یک هشدار که دستوری قطعی است. با این همه آنها بی محابا بازهم به کوه و کمر می زنند. محمد از بقیه شان بهتر فارسی حرف می زند و می شود سخنگوی گروه 5 نفره شان، البته فقط این نیست؛ او 13 سال است که قاچاق می کند
پدرم فوت کرد، کیمیایی زنگ هم نزد!
به گزارش پایگاه خبری - تحلیلی شهر فردا ، به نقل از ایسنا، برنامه سی و پنج در جدیدترین قسمت خود میزبان حامد بهداد بازیگر فیلم هایی چون جرم، چه خوبه که برگشتی، روز سوم، آرایش غلیظ و هفت ماهگی بود. در ابتدای برنامه حامد بهداد در پاسخ به سوال جیرانی که چرا در یک برنامه از کیمیایی انتقاد کرده است؟ گفت: من هرگز به آقای کیمیایی بی احترامی نکردم. هیچ وقت قدم اول را برای بی احترامی برنمی دارم
بی جان مریم ؛ به یاد محمد نوری
یک خانه کوچک در خیابان سرباز، یک پیانوی قدیمی و یک کتابخانه بزرگ، اینها تمام میراث مادی محمد نوری است؛ اما تا دل تان بخواهد او میراث معنوی از خود به جای گذاشته است؛ مثلا 300 قطعه آوازی طی پنج دهه فعالیت، بسیاری از آثارش از جمله نازنین جان مریم ، شالیزار ، واسونک ، جمعه بازار که سال های متوالی است که توسط نسل های مختلف زمزمه می شوند و همچنین ایران اش که به سرود ملی مان بدل شده است.
جایگاه داروسازان را در اصلاح مصارف دارویی باور کنیم
مدرک تحصیلی دکترای داروسازی است. اهل شهرستان بیجار در کردستان است و به دلیل شرایط شغلی همسرش حدود 8 سال است که در زنجان زندگی می کند. مردم این شهر را میهمان نواز توصیف کرده و احساس غربت در این شهر ندارد. به واسطه علاقه ا ش به داروسازی، تحصیل در این رشته را انتخاب کرده است و از این انتخاب خود احساس رضایت می کند؛ به ویژه با توجه به شغل همسرش که فوق تخصص غدد است، مشغله حرفه ای خویش را در مقایسه با
طرح 46 هزار هکتاری خدمت بزرگ نظام برای رفع مشکلات مردم سیستان
رقابت ایجاد شده به طوری که زمانی اعتبارات برخی استان ها برگشت می خورد اما حالا هیچ اعتباری برگشت نمی خورد و بلکه همه طلبکار برای اعتبار بیشتر هستند که این دلیل و حجتی است بر اینکه هر روز خدمات نظام در حال افزایش است. وی با بیان اینکه بر اساس مقایسه ای که انجام شده در سال های 92 تا 96 علی رغم کاهش اعتبارات اما خدمات انجام شده بیشتر شده است ، ادامه داد: این نشان می دهداگر راهی برای فروش نفت
این کتاب های دفاع مقدس را باید خواند
نشان می دهد. می توان گفت که دختر شینا روایت زندگی یکی از هزاران زن صبوری است که حالا نسل شان درحال انقراض است. باید روایت زندگی دختر شینا را برای دختران امروز گفت تا ریشه درخت کهنسال و مهربان مادری نخشکیده است. دختر شینا روایت پایان خوش زنی است که چون خیالش از عهد و پیمان مردم با ولایت فقیه و ادامه حیات انقلاب اسلامی راحت شد، فردای نهم دی سرش را بر بستر گذاشت و 7روز بعد پر کشید.
چرا نسل جدید به فضای مجازی پناه برده اند؟
دارم که نباید با قاطعیت حرف بزنم. دهه هشتادی ها را از قلم نیندازیم. آن ها شاید بیشتر از همه با اینترنت و شبکه های مجازی پیوند داشته باشند. این نسل کودک ترین و کم سن و سال ترین مردم جهان هستند. نسل Z که نسل پساانقلاب است و متولد قرن 21. این نسل، ورژن جدیدی از نسل Y هستند که بهشان نسل نت هم گفته می شود. آن ها در دنیای پر از خشونت به دنیا آمده اند و بزرگ می شوند. شما چندی پیش تجربه کوچکی